|نیوک‌لیدر|
455 subscribers
2.42K photos
630 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
شهید محمد جهان آرا
فرمانده سپاهی های مدافع خرمشهر
شهید رسول نورانی
روحانی شهید شیخ شریف قنوتی؛ اولین روحانی شهید دفاع مقدس
💐امام صادق علیه السلام، درباره شدت فتنه‌های زمان غیبت می‌فرماید:

«وَ اللَّهِ لَتُمَحَّصُن؛َّ وَ اللَّهِ لَتُمَیَّزُنَّ؛ وَ اللَّهِ لَتُغَرْبَلُنَّ؛ حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَر»

- به خدا سوگند شما خالص می شوید؛
- به خدا سوگند شما از یکدیگر جدا می‌شوید؛
- به خدا سوگند شما غربال خواهید شد؛
- تا اینکه از شما شیعیان باقی نمی‌ماند جز گروه بسیار کم و نادر.

بحارالانوار، ج ۵ ، صفحه ۲۱۶
|نیوک‌لیدر|
افسانه‌ی بازگشت یهودی‌ها می‌گوید فلسطین سرزمین مقدسی است که خدا آن را به ملت برگزیده خود -یهودی‌ها- داده است و آن سرزمین تا ابد مال یهودی‌ها خواهد بود. یهودی‌ها در دوران داود و سلیمان از آن سرزمین بر تمامی جهان حکم رانده اند. بعدها دشمنان آن‌ها را از سرزمین‌…
تشکیل اسراییل، آغازی بر یک پایان
قسمت آخر

در جنگ جهانی دوم، صهیونیست‌ها با دامن زدن به داستان هولوکاست بر شتاب و مشروعیت مهاجرت یهودی‌ها به فلسطین افزودند. افزایش یهودی‌ها در فلسطین منجر به افزایش درگیری‌های آن‌ها با ساکنان عرب فلسطین می‌شد تا جایی که انگلیس مهاجرت یهودی‌ها را محدود کرد، اما صهیونیست‌ها که در دوران جنگ به قدرت جدید یعنی آمریکا نزدیک شده بودند، توانستد قبل از پایان جنگ دوم جهانی حمایت کشورهای اروپایی، آمریکا، انگلیس و حتی شوروی را جلب کنند و تشکیل اسرائیل را در شورای ملل متحد به تصویب برسانند.
ساعت دوازده شب 14 می 1948 اسراییل اعلام موجودیت کرد و ده دقیقه بعد آمریکا آن را به رسمیت شناخت. روز بعد شوروی اسراییل را به رسمیت شناخت و انگلیس نیروهایش را از فلسطین خارج کرد تا بر قیمومیت خود بر فلسطین پایان دهد.

البته کشورهای عربی موجودیت اسراییل را نپذیرفتند و به آن حمله کردند، ولی شکست خوردند و اسراییل شش هزار کیلومتر از سرزمین‌های فلسطین، اردن و مصر را هم تصرف کرد و تنها ساحل غربی رود اردن، غزه و بخشی از بیت‌المقدس برای فلسطینی‌ها باقی ماند.
پس از تشکیل اسراییل و پایان یافتن دوران استعمار، توجیهات اسراییلی‌ها برای تشکیل کشوری در فلسطین و مهاجرت یهودی‌ها به آن بیش‌تر رنگ و بوی دینی گرفت. آن‌ها می‌گفتند سرزمین مقدس را خدا به ما داده و هرکس جز ما بر این کشور مسلط باشد، غاصب است.

@fathe_khoon
کتاب یهودیت و صهیونیست- انتشارات سایان- صفحه 48
#صهیونیست
#یهودیت
جلسه تصویب تاسیس دولتی به نام اسراییل به ریاست اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی دیوید بن گوریون
http://www.aparat.com/v/0qcJh/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C

مستند بازی انگلیسی پیرامون تشکیل دولت غاصب اسراییل
پیشنهاد میکنم این مستند زیبا رو از دست ندید
شعر زیبایی از محمدکاظم کاظمی:

مریز آبروی سرازیر ما را
به ما بازده نان و انجیر ما را

خدایا اگر دستبند تجمّل
نمی‌بست دست کمانگیر ما را

کسی تا قیامت نمی‌کرد پیدا
از آن گوشه ی کهکشان تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می‌برد توفان
تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را که مس کرد، دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را
آيت الله حائري شيرازي:

در میهمانی‌ها بشقاب بیگانگان و ناآشنایان را لبریز می‌کنند، و اگر مقدار غذا محدود بود، از بشقاب دوستان و آشنایان کم می‌کنند و به بشقاب میهمانان می‌ریزند.
آن کس که در انقلاب، گرسنگی را تحمل می‌کند، میهمان انقلاب نیست، بلکه صاحب‌خانه است و آن کس که باید به او رسید و سیرش کرد تا اعتراض نکند، اجنبی و میهمان است.
انقلاب هم میهمانانی دارد. کسانی هستند که مخالف انقلاب نیستند، اما طاقت صدمات انقلاب را ندارند. آنان را باید تحمل کرد و به آنها رسید، چون این توان را ندارند که مسائل را برای خود تفسیر و تحلیل کنند. شما انقلابی‌ها که بینشتان کافی است، بگذارید کسانی که بینش کمتری دارند، بیشتر ببرند. این حفظ آبروی انقلاب و به مصلحت انقلاب است.
فیلم زیبایی از شوخی حاج حسین خرازی با جانشین خود در لشگر امام حسین اصفهان
یک عکس دوست داشتنی از رهبری دوست داشتنی
نبرد خونین

24 مهر عراق با هدف یک‌سره کردن وضعیت خرمشهر با تمام توان حمله کرد. تمرکز آن‌ها برای گرفتن خیابان 40 متری، خیابان اصلی شهر بود. نبرد ارتش تقویت شده‌ی عراق با مدافعان خرمشهر آغاز شد.
بعد از ظهر 24 مهر، یکی از یگان‌های دشمن به خیابان چهل متری رسید و تیربارچی‌ها و تک تیراندازهایش را در ساختمان‌های بلند مستقر کرد تا مدافعان را بزنند. خبر دادند دشمن به چهل متری رسیده.
مدافعان سمت خیابان چهل متری رفتند تا از سقوط پل خرمشهر جلوگیری کنند. تا غروب جنگیدند. متجاوزان با تجهیزات کامل و پشتیبانی آتش در نقاط سرکوب مستقر شده بودند و در موضع برتر بودند.
بسیاری شهید و مجروح شدند و خرمشهر خونین‌شهر شد، اما شهر سقوط نکرد. هرچند بسیاری از مدافعان، از جمله شریف قنوتی شهید شدند.
در هجوم 24 مهر ارتش عراق خرمشهر سقوط نکرد. در روزهای بعد هم چنین اتفاقی نیفتاد و مسجد جامع قلب مقاومت خرمشهر همچنان پابرجا بود. نبرد کوچه به کوچه ده روز دیگر هم ادامه پیدا کرد؛ نبردی که نامه‌ی علی شمخانی فرمانده آن روزهای سپاه خوزستان گوشه‌هایی از آن را چنین روایت می‌کند:
«مسئولین، مسلمین، به داد ما برسید. این چه سازمان رسمی شناخته شده‌ای است که اسلحه‌ای انفرادی ندارد؟ چه باید بگویم که شما را به تحریک وابدارم؟ این را بگویم که از 150 پاسدار خرمشهر تنها 30 نفر باقی مانده؟ بگویم که ما می‌توانیم با 30 خمپاره، خونین شهر را برای 30 ماه نگه داریم و امروز 30 تفنگ نداریم؟ سلاح را به دست صالحین بدهید. تا به حال دشمن حسرت گرفتن یک اسلحه کمری از پاسداران را به دل داشته و خواهد داشت. ما شهدای زنده فراوان داریم. ما برپا دارندگان کربلای 30 روزه‌ی خونین شهریم. ما بهشت را از زیر سایه‌ی شمشیرها می‌بینیم. شهدای 25 روزه ما هنوز دفن نشده اند. به داد ما برسید. ما نیاز به اسلحه و امکانات داریم.
ما در راه خدا جان داریم که بدهیم. امکانات دادن جان را نداریم. به خود بیایید.»

آخرین سنگر
سوم آبان عراقی‌ها مسجد جامع را هم گرفتند. دیگر سقوط شهر قطعی بود، اما هیچ‌کس دلش نمی‌آمد آن را ترک کند.
حتی فشار شدید مسئولان هم فایده نکرد. مدافعان قبول نمی‌کردند از شهر بیرون بیایند. بسیاری را وقتی از جراحت بی‌هوش شدند از شهر خارج کردند. هر لحظه حلقه‌ی محاصره مسجد جامع و پل خرمشهر تنگ‌تر شد، تا اینکه در نهایت با یورش نهایی عراقی‌ها به سمت دو هدف مهم، پل و مسجد جامع شهر سقوط کرد.
دیگر مدافعان خانه‌ای در شهر نداشتند. ناچار خودشان را از رودخانه به کوت‌شیخ رساندند. امیر رفیعی با پای شکسته رفت بالای بام فرمانداری و تیربارش را راه انداخت. آخرین تیربارش را که سمت دشمن خالی کرد، اسیرش کردند.
مدافعانی که از کارون گذشتند، در کوت‌شیخ (ساحل جنوب کارون) بغضشان ترکید. بعضی سرهایشان را به نخل‌ها می‌کوبیدند. یکی فریاد می‌زد ای خونین‌شهر به خدا قسم آزادت می‌کنیم.


پ.ن: از پیروزی انقلاب تا روز اشغال خرمشهر در تاریخ 23/8/59 عده‌ی زیادی برای دفاع از خرمشهر به شهادت رسیدند که بنیاد شهید اسامی 419 تن از آنان را ثبت کرده است. شادی روح همه شهدای مدافع خرمشهر و باقی شهدا صلوات.

@fathe_khoon
کتاب تاریخ جنگ- نشر سایان- صفحه 77

#سال_اول_جنگ
#اشغال_خرمشهر
تصویری از مدافعان خرمشهر
khorramshahr-3khordad.jpg
3.7 MB
خرمشهر در یک نگاه
خشم حاج آقا روح‌الله

گفتند نیروهای رژیم آماده می‌شود به خانه‌ی آقای خمینی حمله کند. خبر که به بیت آیت‌الله خمینی رسید، حاج آقا می‌خواست به فیضیه برود در را قفل کردند. فریاد زد چرا در را بسته اید؟ به اجازه کی بسته‌ اید؟
باز نمی‌کردند. می‌گفتند می‌کشند. نمی‌توانیم از دستورات شما اطاعت کنیم.
به شدت برافروخته شده بود و فریاد می‌زد باید به فیضیه بروم. التماس و زاری کردند تا آقا منصرف شوند. یکی خودش را روی پای آقا انداخته بود. یکی مدام بر سرش می‌زد و می‌گفت شما را به فاطمه‌ی زهرا نروید.

هاشمی رفسنجانی:
«کم کم مردم و طلبه‌ها می‌آمدند، مثل لشکر شکست خورده جریان را تعریف می‌کردند. اخبار وحشتناکی مطرح می‌شد. امام همه را دلداری می‌دادند.»
امام گفته بود: حالا مبارزه جدی شد.
گفتند حاج انصاری منبری معروف را بازداشت کرده اند. گفت برای داغ شدن مبارزه خوب است و جنبه‌های مثبت جریان را یادآور می‌شدند.
همه از آرامش، استقامت و سخنان کوتاه آیت‌الله روحیه گرفتند. یکی از طلبه‌ها در خاطراتش نوشته است: «من احساس کردم آن‌چنان نیرومند و مقاوم هستم که اگر الان تمام آن جمعیت و یک لشکر به این خانه حمله کند، من حاضرم یک تنه مقاومت کنم.»

آیت‌الله طلبه‌ها را مرخص کرده بود و خود مشغول مطالعه شده بود. گفته بودند آقا الان وقت این کارهاست! گفته بود: ما طلبگی را نباید فراموش کنیم. روحانی وقتی می‌تواند تاثیرگذار باشد که در رشته‌هایی که مردم و جامعه از او انتظار دارند، متخصص باشد.

کتاب زندگی نامه امام خمینی- انتشارات سایان- صفحه 83

@fathe_khoon

#امام_خمینی
همه از آرامش، استقامت و سخنان کوتاه آیت‌الله روحیه گرفتند