«این دو گروه هلاک میشوند»
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
هلک فی رجلان؛ محب غال و مغبض قال
دو گروه درباره من به راه خطا میروند و هلاک میشوند، دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه با من افراط کند.
اینکه در یک زمینه سیاسی عدهای رو مخالف سیره امیرالمومنین علیه السلام بدونیم ممکنه نادرست و ممکنه درست باشه، اما همین منِ نوعی تذکر دهنده در شبکه های اجتماعی گویی غلو کردن رو مخالف سیره اهل بیت علیهماسلام نمیدونم.
تعارف نداریم رفقا، غلات مشرک محسوب شده و هلاک میشن.
فلان شاعر در مورد حضرت امیر علیه السلام شعرهای فوق العادهای داره که خود من شعرهاش رو بینهایت دوست دارم، اما غالی است و غلوکننده هم هلاک میشه.
خودزنی نداره، احساسی عمل کردن هم نداره.
غلو نکنید.
در شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید نوشته:
اصحاب (معتزلی) ما در کتابهای مقالات خود نقل کردهاند که چون علی علیه السلام آنان را در آتش افکند بانگ برداشتند و خطاب به او گفتند:
اکنون برای ما کاملاً روشن شد که تو خود، خدایی زیرا پسر عمویت که او را به رسالت فرستادهای گفت: «با آتش جز خدای آتش، عذاب نمیکند.»
اگر چه برخی از صاحبنظران در این روایات تردید دارند، چراکه حکم سوزاندن برای چنین افرادی در احکام شرعی وارد نشدهاست. اما علی بن ابیطالب در زمان خود، آنان را منع میکرده و دراین باره از او نقل شدهاست: «دو گروه درباره من به راه خطا میروند و هلاک میشوند، دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه با من افراط کند.»
{روایت ابن ابی الحدید توسط برخی از مورخان کنونی چون رسول جعفریان رد شده}
غلو در لغت به معنی تجاوز از حق است.
قرآن در خطاب به اهل کتاب مى فرماید:
«یا أَهْلَ الکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلا تَقُولُوا عَلى اللّهِ إِلاّ الحَقّ(نساء/171)
اى اهل کتاب (مقصود مسیحیان است) در دین خود از حد تجاوز نکنید و در باره خدا جز سخن حق نگویید.»
آنان را از این جهت از غلو نهى مى کند که در حق حضرت مسیح از مرز حق تجاوز کرده و او را خدا یا فرزند خدا دانسته اند.
شیخ مفید مى گوید:
«غالیان گروههایى هستند که به اسلام تظاهر نموده ولى براى امیر مؤمنان و پیشوایان از فرزندان او، الوهیت ونبوت ثابت نموده اند، و آنان را با صفاتى معرفى کرده اند که از مرز حقیقت فراتر است.»
ذکر چند حدیث از اهل بیت علیهماسلام پیرامون غلوکردن:
امام صادق علیه السلام پیرامون غلات میفرمایند:
«حذَروا على شبابِکُمُ الغلاةَ لا یُفْسِدُوهُمْ فإنّ الغُلاة شَرُّ خَلقِ اللّه، یُصغِّرون عظمَة اللّه وَیدّعونَ الربوبیّة لعباد اللّه.
بر جوانان خود از غالیان بترسید، مبادا باورهاى دینى آنها را فاسد سازند، حقّا که غالیان بدترین مردمند، کوشش مى کنند از عظمت خدا بکاهند و براى بندگان خدا ربوبیت وکردگارى ثابت کنند.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم هم در روایتی میفرمایند:
«لا ترفعونی فوق حقّی، فإنّ اللَّه تبارک تعالى اتّخذنی عبداً قبل أن یتّخذنی نبیّاً؛
مرا بیش از آن چه هستم بالاتر نبرید؛ چرا که خداى تعالى پیش از آن که مرا به پیامبرى برگزیند، به بندگى برگزیده است.»
امیر مؤمنان على علیه السلام میفرماید:
«إیّاکم والغلوّ فینا، قولوا: إنّا عبید مربوبون، وقولوا فی فضلنا ما شئتم؛
هرگز در مورد ما غلو ننمایید. بگویید: ما بندگان تربیت یافته خدا هستیم و در مورد برترى ما آن چه خواستید بگویید.»
و در روایتی دیگر ایشان میفرمایند:
«اللهمّ إنّی بریء من الغلاة کبراءة عیسى بن مریم من النصارى. اللهمّ اخذلهم أبداً ولا تنصر منهم أحداً؛
خدایا! من از غالیان، به سان دورى عیسى بن مریم از نصارا دور هستم. خدایا! همواره آنان را خوار گردان و کسى از آنان را یارى نکن.»
حضرت رضا علیه السلام پیرامون بی زاری اهل بیت علیهماسلام از این دسته فرمودند:
«فمن ادّعى للأنبیاء ربوبیّة أو ادّعى للأئمّة ربوبیّة أو نبوّة أو لغیر الأئمّة إمامة فنحن منه برآء فی الدنیا والآخرة؛
هر کس براى پیامبران مقام ربوبیّت یا براى یکى از ائمّه مقام ربوبى یا پیامبرى، یا براى غیر امامان مقام امامت و پیشوایى ادّعا کند، ما از او در دنیا و جهان آخرت بیزار هستیم.»
و در نهایت امام باقر علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی میفرمایند:
«فإنّ الغلاة شرّ خلق اللَّه؛ یصغّرون عظمة اللَّه ویدّعون الربوبیّة لعباد اللَّه. واللَّه، إنّ الغلاة شرٌّ من الیهود والنصارى والمجوس والّذین أشرکوا؛
به راستى غالیان بدترین آفریدگانند. آنان عظمت و شکوه خدا را کوچک میشمارند و ربوبیّت را براى بندگان خدا ادّعا میکنند. به خدا سوگند! غالیان از یهودیان، مسیحیان، مجوسیان و شرکورزان بدترند.»
@fathe_khoon
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
هلک فی رجلان؛ محب غال و مغبض قال
دو گروه درباره من به راه خطا میروند و هلاک میشوند، دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه با من افراط کند.
اینکه در یک زمینه سیاسی عدهای رو مخالف سیره امیرالمومنین علیه السلام بدونیم ممکنه نادرست و ممکنه درست باشه، اما همین منِ نوعی تذکر دهنده در شبکه های اجتماعی گویی غلو کردن رو مخالف سیره اهل بیت علیهماسلام نمیدونم.
تعارف نداریم رفقا، غلات مشرک محسوب شده و هلاک میشن.
فلان شاعر در مورد حضرت امیر علیه السلام شعرهای فوق العادهای داره که خود من شعرهاش رو بینهایت دوست دارم، اما غالی است و غلوکننده هم هلاک میشه.
خودزنی نداره، احساسی عمل کردن هم نداره.
غلو نکنید.
در شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید نوشته:
اصحاب (معتزلی) ما در کتابهای مقالات خود نقل کردهاند که چون علی علیه السلام آنان را در آتش افکند بانگ برداشتند و خطاب به او گفتند:
اکنون برای ما کاملاً روشن شد که تو خود، خدایی زیرا پسر عمویت که او را به رسالت فرستادهای گفت: «با آتش جز خدای آتش، عذاب نمیکند.»
اگر چه برخی از صاحبنظران در این روایات تردید دارند، چراکه حکم سوزاندن برای چنین افرادی در احکام شرعی وارد نشدهاست. اما علی بن ابیطالب در زمان خود، آنان را منع میکرده و دراین باره از او نقل شدهاست: «دو گروه درباره من به راه خطا میروند و هلاک میشوند، دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه با من افراط کند.»
{روایت ابن ابی الحدید توسط برخی از مورخان کنونی چون رسول جعفریان رد شده}
غلو در لغت به معنی تجاوز از حق است.
قرآن در خطاب به اهل کتاب مى فرماید:
«یا أَهْلَ الکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلا تَقُولُوا عَلى اللّهِ إِلاّ الحَقّ(نساء/171)
اى اهل کتاب (مقصود مسیحیان است) در دین خود از حد تجاوز نکنید و در باره خدا جز سخن حق نگویید.»
آنان را از این جهت از غلو نهى مى کند که در حق حضرت مسیح از مرز حق تجاوز کرده و او را خدا یا فرزند خدا دانسته اند.
شیخ مفید مى گوید:
«غالیان گروههایى هستند که به اسلام تظاهر نموده ولى براى امیر مؤمنان و پیشوایان از فرزندان او، الوهیت ونبوت ثابت نموده اند، و آنان را با صفاتى معرفى کرده اند که از مرز حقیقت فراتر است.»
ذکر چند حدیث از اهل بیت علیهماسلام پیرامون غلوکردن:
امام صادق علیه السلام پیرامون غلات میفرمایند:
«حذَروا على شبابِکُمُ الغلاةَ لا یُفْسِدُوهُمْ فإنّ الغُلاة شَرُّ خَلقِ اللّه، یُصغِّرون عظمَة اللّه وَیدّعونَ الربوبیّة لعباد اللّه.
بر جوانان خود از غالیان بترسید، مبادا باورهاى دینى آنها را فاسد سازند، حقّا که غالیان بدترین مردمند، کوشش مى کنند از عظمت خدا بکاهند و براى بندگان خدا ربوبیت وکردگارى ثابت کنند.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم هم در روایتی میفرمایند:
«لا ترفعونی فوق حقّی، فإنّ اللَّه تبارک تعالى اتّخذنی عبداً قبل أن یتّخذنی نبیّاً؛
مرا بیش از آن چه هستم بالاتر نبرید؛ چرا که خداى تعالى پیش از آن که مرا به پیامبرى برگزیند، به بندگى برگزیده است.»
امیر مؤمنان على علیه السلام میفرماید:
«إیّاکم والغلوّ فینا، قولوا: إنّا عبید مربوبون، وقولوا فی فضلنا ما شئتم؛
هرگز در مورد ما غلو ننمایید. بگویید: ما بندگان تربیت یافته خدا هستیم و در مورد برترى ما آن چه خواستید بگویید.»
و در روایتی دیگر ایشان میفرمایند:
«اللهمّ إنّی بریء من الغلاة کبراءة عیسى بن مریم من النصارى. اللهمّ اخذلهم أبداً ولا تنصر منهم أحداً؛
خدایا! من از غالیان، به سان دورى عیسى بن مریم از نصارا دور هستم. خدایا! همواره آنان را خوار گردان و کسى از آنان را یارى نکن.»
حضرت رضا علیه السلام پیرامون بی زاری اهل بیت علیهماسلام از این دسته فرمودند:
«فمن ادّعى للأنبیاء ربوبیّة أو ادّعى للأئمّة ربوبیّة أو نبوّة أو لغیر الأئمّة إمامة فنحن منه برآء فی الدنیا والآخرة؛
هر کس براى پیامبران مقام ربوبیّت یا براى یکى از ائمّه مقام ربوبى یا پیامبرى، یا براى غیر امامان مقام امامت و پیشوایى ادّعا کند، ما از او در دنیا و جهان آخرت بیزار هستیم.»
و در نهایت امام باقر علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی میفرمایند:
«فإنّ الغلاة شرّ خلق اللَّه؛ یصغّرون عظمة اللَّه ویدّعون الربوبیّة لعباد اللَّه. واللَّه، إنّ الغلاة شرٌّ من الیهود والنصارى والمجوس والّذین أشرکوا؛
به راستى غالیان بدترین آفریدگانند. آنان عظمت و شکوه خدا را کوچک میشمارند و ربوبیّت را براى بندگان خدا ادّعا میکنند. به خدا سوگند! غالیان از یهودیان، مسیحیان، مجوسیان و شرکورزان بدترند.»
@fathe_khoon
آیا همسرم به من خیانت کرده است؟
مرد عرب نگران بود نزد رسول گرامی اسلام آمد.
عرض کرد اکنون حدود دو سال است که خدا فرزند پسری به من داده است، من و همسرم هر دو سفید پوستیم ولی بچه ی ما سیاه به دنیا آمده است
در طول این دو سال نگران نبودم که این پسر فرزند من نباشد
اما کسی در دلم نگرانی ای ایجاد کرد و گفت: همسرت به تو خیانت کرده است و این پسر، پسر تو نیست چرا که همرنگ تو به دنیا نیامده است، اکنون این فکر تمام وجودم راه فرا گرفته است که نکند همسرم به من خیانت کرده باشد و این پسر، فرزند من نباشد.
رسول گرامی اسلام فرمودند:
به بیرون از مدینه برو آدرسی به او داده و فرمودند:
در این محل جوانی مشغول به کار است و در حال ساختن خانه ای می باشد، او را پیدا کن و فرزندت را کنار او رها کرده و نظاره گر باش
اگر فرزندت به نزد او رفت بدان حلال زاده است اما اگر پسرت از آن جوان دوری کرد نطفه اش از تو نیست
مرد چنین کرد
بیرون از مدینه رفته و آدرسی را که رسول گرامی اسلام داده بودند پیدا کرد، جوان را دید
فرزندش را کنار او رها کرد و خود عقب رفت، کودک کمی به مرد که در حال کار کردن بود نگاه کرد، کمی اطراف او راه رفت و اطرافش را نگاه کرد
مرد عرب ایستاده بود و از دور تماشا می کرد که کودک چه می کند، در دلش غوغایی بود، دید پسرکش گوشه ی پیراهن جوان را گرفت و تکان داد و دستهایش را باز کرد تا جوان او را بغل کند
دید که جوان دست از کار شست و کودک را بغل کرد، از دور لبخند کودک و آن مرد جوان را دید دلش آرام گرفت
به نزد جوان آمده و سلام کرد و کودک را خواست که از آغوش جوان بگیرد، کودک خودش را به آغوش مرد جوان چسبانیده بود
بالاخره پدر، پسرش را گرفته و از مرد جوان عذر خواست و خداحافظی کرد
به مدینه و مسجد رسول گرامی اسلام آمد و ماجرا تعریف کرد
رسول گرامی اسلام به او فرمودند: شک نکن که این پسر فرزند توست و ممکن است در اعقاب تو فردی سیاه بوده باشد که این فرزند به او تمایل پیدا کرده و نطفه به شکل او منعقد شده است.
مرد عرب از رسول گرامی اسلام پرسید : می شود آن جوان را به من معرفی کنید
حضرت فرمودند : او برادر و عموزاده ی من علی بن ابیطالب است
سپس رو به عرب فرمودند :
کذب من زعم انه ولد من حلال و هو یبغض علیا (۱)
دروغ می گوید آنکس که می گوید حلال زاده است اما با علی دشمنی دارد
سپس فرمودند :
لایحبه الا مؤمن ولا یبغضه الا منافق ( منابع اهل سنت در این حدیث)
جز مومن او را دوست نمی دارد و او را دشمن نمی دارد مگر منافق
پی نوشت: امام صادق علیه السلام فرمودند : من وجد برد حبنا علی قلبه فلیکثر الدعاء لامه فانها لم تخن اباه (۲)
هر کس در دل خویش لذت دوستی ما اهل بیت علیهم السلام را احساس کند، به مادرش زیاد دعا کند، چرا که به پدرش خیانت نکرده است.
۱ – امالی صدوق، ص ۲۰۹
۲ – بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۴۷
مرد عرب نگران بود نزد رسول گرامی اسلام آمد.
عرض کرد اکنون حدود دو سال است که خدا فرزند پسری به من داده است، من و همسرم هر دو سفید پوستیم ولی بچه ی ما سیاه به دنیا آمده است
در طول این دو سال نگران نبودم که این پسر فرزند من نباشد
اما کسی در دلم نگرانی ای ایجاد کرد و گفت: همسرت به تو خیانت کرده است و این پسر، پسر تو نیست چرا که همرنگ تو به دنیا نیامده است، اکنون این فکر تمام وجودم راه فرا گرفته است که نکند همسرم به من خیانت کرده باشد و این پسر، فرزند من نباشد.
رسول گرامی اسلام فرمودند:
به بیرون از مدینه برو آدرسی به او داده و فرمودند:
در این محل جوانی مشغول به کار است و در حال ساختن خانه ای می باشد، او را پیدا کن و فرزندت را کنار او رها کرده و نظاره گر باش
اگر فرزندت به نزد او رفت بدان حلال زاده است اما اگر پسرت از آن جوان دوری کرد نطفه اش از تو نیست
مرد چنین کرد
بیرون از مدینه رفته و آدرسی را که رسول گرامی اسلام داده بودند پیدا کرد، جوان را دید
فرزندش را کنار او رها کرد و خود عقب رفت، کودک کمی به مرد که در حال کار کردن بود نگاه کرد، کمی اطراف او راه رفت و اطرافش را نگاه کرد
مرد عرب ایستاده بود و از دور تماشا می کرد که کودک چه می کند، در دلش غوغایی بود، دید پسرکش گوشه ی پیراهن جوان را گرفت و تکان داد و دستهایش را باز کرد تا جوان او را بغل کند
دید که جوان دست از کار شست و کودک را بغل کرد، از دور لبخند کودک و آن مرد جوان را دید دلش آرام گرفت
به نزد جوان آمده و سلام کرد و کودک را خواست که از آغوش جوان بگیرد، کودک خودش را به آغوش مرد جوان چسبانیده بود
بالاخره پدر، پسرش را گرفته و از مرد جوان عذر خواست و خداحافظی کرد
به مدینه و مسجد رسول گرامی اسلام آمد و ماجرا تعریف کرد
رسول گرامی اسلام به او فرمودند: شک نکن که این پسر فرزند توست و ممکن است در اعقاب تو فردی سیاه بوده باشد که این فرزند به او تمایل پیدا کرده و نطفه به شکل او منعقد شده است.
مرد عرب از رسول گرامی اسلام پرسید : می شود آن جوان را به من معرفی کنید
حضرت فرمودند : او برادر و عموزاده ی من علی بن ابیطالب است
سپس رو به عرب فرمودند :
کذب من زعم انه ولد من حلال و هو یبغض علیا (۱)
دروغ می گوید آنکس که می گوید حلال زاده است اما با علی دشمنی دارد
سپس فرمودند :
لایحبه الا مؤمن ولا یبغضه الا منافق ( منابع اهل سنت در این حدیث)
جز مومن او را دوست نمی دارد و او را دشمن نمی دارد مگر منافق
پی نوشت: امام صادق علیه السلام فرمودند : من وجد برد حبنا علی قلبه فلیکثر الدعاء لامه فانها لم تخن اباه (۲)
هر کس در دل خویش لذت دوستی ما اهل بیت علیهم السلام را احساس کند، به مادرش زیاد دعا کند، چرا که به پدرش خیانت نکرده است.
۱ – امالی صدوق، ص ۲۰۹
۲ – بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۴۷
زیباترین باران ها در افریقا می بارد
در «گیسلو»
«کادونا»
خونین ترین روز عاشوراست
بزرگترین فریاد
اربعین است
و سرخ ترین خبر
در «زاریا» ست
و تا هنوز شیعیان دو گروه اند
یکی تیر می خورد و یکی مدال می گیرد
یکی تبعید می شود و یکی تبلیغ می شود
با اتصال دائم و پر سرعت به هر چیز
از «عرب سِت» تا ویزای شنگن و
تا دیدار با وزیر مختار
فالوده می خورند از شیراز تا واشنگتن
برو بیا دارند با خرگوش ها و
سوسمارهای عبدالعزیز
فلسطین، نه
زینبیه ، هرگز
جهاد، اصلا و ابدا
اما قمه، حتما
چلوکباب ، همیشه
و مرجعیتی که مُهر می شود دهانش
به مُهر و مِهر ملکه
و زاریا، شیراز نیست
لندن نیست
که زاریا، قدس است و کربلای حسین(ع) است
و زینت ابراهیم
زینب زمانهی ماست
ام البنین نیجریهای در خون است
بوکوحرام کتاب نمی خواند
بوکوحرام کتاب را حرام می داند
بوکوحرام یک شاخه از «عرب ست» است
برادران حرمله و تیر سه شعبه اند
بوکوحرام
حرام زاده هایی از نطفه ی حماقت و وهابیت
دزدان دریایی نفت در خشکی
در خشکه مقدسی
آن سوی مرز
مردی ده بار حبس
چندین گلوله
با چهره ای خونین
عمامه ای گلگون
و خونی که بند نمی آید
با چار زخم عمیق در سینه
این سوی مرز
مردی که صبح به صبح
دوش شیر می گیرد
و نطق می کند و رشد بادکنکی می کند
مانند اردوغان
آن سوی مرز
نان نیست
گلوله نیست
دارو نیست
ما در محاصره ایم و خدا هست
فقط دعا و گلوله بفرستید
این سوی مرز ولی
مردی با نوزده پست و مقام
باز مدیر می شود
وزیر می شود
و انتفاضه ی سوم آن سوی مرز است
در الخلیل و غزه،
در زاریا، عدن،
تعز و حلب
این سو ولی انتفاضه ی سکوت و بی خیالی ست
این سو جز آنفلونزا و بیکاری
جز خورد وخواب
جز تعظیم در برابر برجام
چیزی نمانده است
آن سو گلوله نیست، تسلیم نیست
این سو پر است از روبات هایی که خم می شوند
از روبان های سیاه
از شوالیه و تسلیت برای جمعه ی پاریسی
امضای دفتر یادبود سفارت
از یکشنبه های زاریا خبری نیست
دوشنبه های زینبیه
سه شنبه های ضاحیه و
چارشنبه های غزه
پنجشنبه ها
سر بریده می آورند از تنورهای حلب
این سوی مرز ولی
دخیل می بندند به کاخ الیزه
و جمعه هایشان در شانزه لیزه می گذرد
صحابیون شنگن و بشکن بشکن
بادمجان های دور واشنگتن دیسی
این سوی مرز
ستاره ها را عقیم می کنند
و خم می شوند در برابر قطعنامه ی چاقو
به لوموند و فیگارو
اعتماد می کنند
عالی جنابانی که ساعت ده صبح
بیدار می شوند
و خط ارتباطی شان با ضاحیه قطع است
و زاریا را اصلا قبول ندارند
برج البراجنه شان ایفل است
ضاحیه شان برج پیزا
قسمت نشد پپرونی بخورند
با قهوه ی فرانسوی قجری
مدام می گوید:
مسیو را بگیر برایم!
آن سوی مرز خمینیون «امن یجیب» می خوانند
به عشق خامنه ای گلوله می خورند
از شیخ عیسی به باقرالنمر
از باقرالنمر به شیخ ابراهیم
از شیخ ابراهیم به نصرالله
ما در محاصره ایم
گلوله و دعا بفرستید
این سوی مرز
عالی جناب رفته غسل شیر به جا بیاورد
آن سوی مرز
سر بریده می آورند از زینبیه
این سوی مرز
شمع روشن کرده اند
در میدان محسنی
شوالیه ها و خوک ها و شراب ها
آن سوی مرز صدای گریه می آید
از خانه ی شیخ ابراهیم
ام البنین خانه ی شیخ معلوم نیست کجاست
هست، نیست، نیست، هست
«ای مادر علی
ای مادر چهار شهید
چه کند گل سرخ»
در روزگار این همه خواری؟
این سوی مرز
آقای عین می آید، نمی آید، می آید، نمی آید
آرمان تلنگر می زند به اعتماد
آقای هیچ
سرلیست حزب بی خیالی و مردم!
تزریق پول و زهرماری
به معتادان پنجاه ساله ی اقتصادی
تولید درد و دود
آن سوی مرز
با سنگ و دست خالی به خیابان آمده اند
این سو با بیل و کلنگ
افتاده اند به جان دانش و آگاهی
مردان بی سو و بی سر
مردان خاموش
مردان اخته و هویج و لبو و بستنی قیفی
آن سوی مرز
زنی روزی هزار مرتبه می میرد
و می دود به سوی قتلگاه چهار شهیدش
این سوی مرز
زنی به فکر
اصلاح نژاد شاهین
برای شانه ی اعراب
از تارو پود ریزگرد و فتنه
تبلیغ می کنند
آب زرشک را و لیبرالیسم بی خیالی را
صعود دلار و سقوط دوغ
جنجال جام و جادوی برجام
این سوی مرز
بناست اچ آی وی
با سگ و شوالیه و شراب
وبا سفارت فنارسه و جان کری و شیرپاستورریزه
خواهرخوانده شوند با هم
از اعتماد به ابتکار
از آرمان به سیاست روز
او می آید ، نمی آید، می آید ، نمی آید
این سوی مرز
عرض کندولانس و تسلیت و لاس های دیپلماتیک
آن سوی مرز
خمینیون تازه بی هیچ نسبتی به نام و خون خمینی
با هفت هزار شهید یمنی
هزار شهید تازه ی نیجریه
این سوی مرز
لطفا چراغ ها خاموش!
دهان ها بسته!
آن سوی مرز حماسه است و گریه
می بینی آقا روح الله!
اطراف خانه ات خبری نیست
تو رفته ای آن سو
در زاریا و ضاحیه و غزه
و تیر خورده ای
عمامه ات خونین است
تمام مصطفاهایت را کشتند!
نکند آقاروح الله!
تویی که داری گریه می کنی
با چشم های خونی زاکزاکی!
26 آذرماه 1394- علی رضا قزوه
در «گیسلو»
«کادونا»
خونین ترین روز عاشوراست
بزرگترین فریاد
اربعین است
و سرخ ترین خبر
در «زاریا» ست
و تا هنوز شیعیان دو گروه اند
یکی تیر می خورد و یکی مدال می گیرد
یکی تبعید می شود و یکی تبلیغ می شود
با اتصال دائم و پر سرعت به هر چیز
از «عرب سِت» تا ویزای شنگن و
تا دیدار با وزیر مختار
فالوده می خورند از شیراز تا واشنگتن
برو بیا دارند با خرگوش ها و
سوسمارهای عبدالعزیز
فلسطین، نه
زینبیه ، هرگز
جهاد، اصلا و ابدا
اما قمه، حتما
چلوکباب ، همیشه
و مرجعیتی که مُهر می شود دهانش
به مُهر و مِهر ملکه
و زاریا، شیراز نیست
لندن نیست
که زاریا، قدس است و کربلای حسین(ع) است
و زینت ابراهیم
زینب زمانهی ماست
ام البنین نیجریهای در خون است
بوکوحرام کتاب نمی خواند
بوکوحرام کتاب را حرام می داند
بوکوحرام یک شاخه از «عرب ست» است
برادران حرمله و تیر سه شعبه اند
بوکوحرام
حرام زاده هایی از نطفه ی حماقت و وهابیت
دزدان دریایی نفت در خشکی
در خشکه مقدسی
آن سوی مرز
مردی ده بار حبس
چندین گلوله
با چهره ای خونین
عمامه ای گلگون
و خونی که بند نمی آید
با چار زخم عمیق در سینه
این سوی مرز
مردی که صبح به صبح
دوش شیر می گیرد
و نطق می کند و رشد بادکنکی می کند
مانند اردوغان
آن سوی مرز
نان نیست
گلوله نیست
دارو نیست
ما در محاصره ایم و خدا هست
فقط دعا و گلوله بفرستید
این سوی مرز ولی
مردی با نوزده پست و مقام
باز مدیر می شود
وزیر می شود
و انتفاضه ی سوم آن سوی مرز است
در الخلیل و غزه،
در زاریا، عدن،
تعز و حلب
این سو ولی انتفاضه ی سکوت و بی خیالی ست
این سو جز آنفلونزا و بیکاری
جز خورد وخواب
جز تعظیم در برابر برجام
چیزی نمانده است
آن سو گلوله نیست، تسلیم نیست
این سو پر است از روبات هایی که خم می شوند
از روبان های سیاه
از شوالیه و تسلیت برای جمعه ی پاریسی
امضای دفتر یادبود سفارت
از یکشنبه های زاریا خبری نیست
دوشنبه های زینبیه
سه شنبه های ضاحیه و
چارشنبه های غزه
پنجشنبه ها
سر بریده می آورند از تنورهای حلب
این سوی مرز ولی
دخیل می بندند به کاخ الیزه
و جمعه هایشان در شانزه لیزه می گذرد
صحابیون شنگن و بشکن بشکن
بادمجان های دور واشنگتن دیسی
این سوی مرز
ستاره ها را عقیم می کنند
و خم می شوند در برابر قطعنامه ی چاقو
به لوموند و فیگارو
اعتماد می کنند
عالی جنابانی که ساعت ده صبح
بیدار می شوند
و خط ارتباطی شان با ضاحیه قطع است
و زاریا را اصلا قبول ندارند
برج البراجنه شان ایفل است
ضاحیه شان برج پیزا
قسمت نشد پپرونی بخورند
با قهوه ی فرانسوی قجری
مدام می گوید:
مسیو را بگیر برایم!
آن سوی مرز خمینیون «امن یجیب» می خوانند
به عشق خامنه ای گلوله می خورند
از شیخ عیسی به باقرالنمر
از باقرالنمر به شیخ ابراهیم
از شیخ ابراهیم به نصرالله
ما در محاصره ایم
گلوله و دعا بفرستید
این سوی مرز
عالی جناب رفته غسل شیر به جا بیاورد
آن سوی مرز
سر بریده می آورند از زینبیه
این سوی مرز
شمع روشن کرده اند
در میدان محسنی
شوالیه ها و خوک ها و شراب ها
آن سوی مرز صدای گریه می آید
از خانه ی شیخ ابراهیم
ام البنین خانه ی شیخ معلوم نیست کجاست
هست، نیست، نیست، هست
«ای مادر علی
ای مادر چهار شهید
چه کند گل سرخ»
در روزگار این همه خواری؟
این سوی مرز
آقای عین می آید، نمی آید، می آید، نمی آید
آرمان تلنگر می زند به اعتماد
آقای هیچ
سرلیست حزب بی خیالی و مردم!
تزریق پول و زهرماری
به معتادان پنجاه ساله ی اقتصادی
تولید درد و دود
آن سوی مرز
با سنگ و دست خالی به خیابان آمده اند
این سو با بیل و کلنگ
افتاده اند به جان دانش و آگاهی
مردان بی سو و بی سر
مردان خاموش
مردان اخته و هویج و لبو و بستنی قیفی
آن سوی مرز
زنی روزی هزار مرتبه می میرد
و می دود به سوی قتلگاه چهار شهیدش
این سوی مرز
زنی به فکر
اصلاح نژاد شاهین
برای شانه ی اعراب
از تارو پود ریزگرد و فتنه
تبلیغ می کنند
آب زرشک را و لیبرالیسم بی خیالی را
صعود دلار و سقوط دوغ
جنجال جام و جادوی برجام
این سوی مرز
بناست اچ آی وی
با سگ و شوالیه و شراب
وبا سفارت فنارسه و جان کری و شیرپاستورریزه
خواهرخوانده شوند با هم
از اعتماد به ابتکار
از آرمان به سیاست روز
او می آید ، نمی آید، می آید ، نمی آید
این سوی مرز
عرض کندولانس و تسلیت و لاس های دیپلماتیک
آن سوی مرز
خمینیون تازه بی هیچ نسبتی به نام و خون خمینی
با هفت هزار شهید یمنی
هزار شهید تازه ی نیجریه
این سوی مرز
لطفا چراغ ها خاموش!
دهان ها بسته!
آن سوی مرز حماسه است و گریه
می بینی آقا روح الله!
اطراف خانه ات خبری نیست
تو رفته ای آن سو
در زاریا و ضاحیه و غزه
و تیر خورده ای
عمامه ات خونین است
تمام مصطفاهایت را کشتند!
نکند آقاروح الله!
تویی که داری گریه می کنی
با چشم های خونی زاکزاکی!
26 آذرماه 1394- علی رضا قزوه
سالروز شهادت یازدهمین امام شیعیان، امام حسن عسکری علیه السلام بر شیعیان و محبان اهل بیت علیهماسلام تسلیت و تعزیت باد
اطلاعاتی که پیرامون دولتهای دارای کلاهک هستهای در جهان مشاهده میکنید، برگرفته از گزارش رسمی سایت معتبر مربوط به مسائل هستهای، Spiri.org در سال 2014 است:
در آغاز سال 2014، نه دولت {ایالات متحده، روسیه، انگلستان، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل}حدودا دارای 16350 عدد سلاح هستهای هستند که از میان آن، 4150 عدد مستقر شده و یا در کوتاه مدت آماده استفاده اند و تقریبا 1800 عدد از آن، در یک حالت آمادهباش عملیاتی بالا نگه داشته میشوند.1
قوای هستهای آمریکا:
در ژانویه سال 2014 میلادی، انبارهای ایالات متحده آمریکا حدود 4758 کلاهک هستهای ، {که} حدودا شامل 2100 کلاهک هستهای مستقر، 1920 استراتژیک و 184 کلاهک غیر استراتژیک دارد.
علاوه بر این زرادخانههای مستقر، حدود 2685 کلاهک نیز در ذخایر نگه داشته شده است. همچنین برای برچیده شدن حدود 2515 کلاهک {بازنشسته} نیز برنامهریزی شده است. موجودی کل انبارهای این کشور، حدود 7300 کلاهک است.2
قوای هستهای روسیه:
تا ژانویه سال 2014، در زرادخانههای کشور روسیه 4300 کلاهک هستهای تخصیص داده شده به نیروهای عملیاتی وجود داشته است. حدود 2300 تای آن کلاهک راهبردی است که از جمله 1600 تای آن بر روی موشکهای بالستیک و پایگاههای بمب افکن مستقر شده است و 700 عدد نیز در بمبافکنها و کلاهک زیردریاییها ذخیره شده است.
روسیه همچنین حدودا از 2000 کلاهک هستهای غیر استراتژیک (تاکتیکی) برخوردار است. در این میان، 3700 کلاهک هستهای یا کنار گذاشته شده {بازنشسته شده} و یا کنار گذاشته میشود.
در مجموع، در کل انبارهای این کشور حدود 8000 کلاهک هستهای موجود است.3
قوای هستهای انگلستان:
بازدارندگی اتمی بریتانیا از انحصاری از یک بخش مبتنی بر دریا {دریایی} تشکیل شده است.
انگلستان دارای زرادخانهای با حدود 160 کلاهک هستهای عملیاتی است که برای استفاده توسط ناوگان چهارم موشکهای ترایدنت SSBN در دسترس هستند، در Faslane {منطقهای نظامی در انگلستان} مستقر شده است.
همچنین انگلستان 58 موشک نسل دو ترایدنت SLBMs (D5) از ایالات متحده آمریکا اجاره کرده است و این اجاره به نوعی است که موشکها جزء داراییهای هر دو کشور محسوب میشوند. در مجموع، تعداد کلاهکهای هستهای انگلستان حدودا 220 تا است.4
قوای هستهای فرانسه:
زرادخانهی هستهای فرانسه از حدود 300 کلاهک هستهای تشکیل شده که برای تحویل به موشکانداز راهاندازی بالستیک زیردریاییها SLBMs و موشکهای کروز هواپرتاب آماده شده است.
چهار موشک بالستیک کلاس تِریومفَنت زیردریایی با قدرت هستهای (SSBNs) که ستون فقرات سیستم بازدارنده هستهای فرانسه را تشکیل میدهند، توسط هواپیماهای جنگی با قابلیت هستهای تکمیل شده است.
در مجموع، ظرفیت زرادخانههای هستهای این کشور حدود 300 کلاهک هستهای است.5
قوای هستهای چین:
طبق برآوردهای انجام شده، چین حدود 250 کلاهک هستهای در ذخایر زرادخانههای خود دارد و این تعداد به صورت اندک و نامحسوس، در حال افزایش است.
اعتقاد بر این است که چین در زمان صلح، کلاهکهای هستهای خود را در تاسیسات مربوطه ذخیرهسازی میکند و برای راهانداز فوری آماده نیستند.
برای نیروهای هستهای هوایی و دریایی، که تنها موشکهای بالستیک زمینی و هواپیماهایی با پیکربندی هستهای در حال حاضر در نظر گرفته شده، عملیاتی است. حدود 180 کلاهک هستهای به این نیروها تخصیص داده شده است.
سایر کلاهکها نیز به نیروهای غیرعملیاتی اختصاص یافته است، که شامل سیستمهای جدید در حال توسعه و سیستمهای عامل که در تعداد و قطعات یدکی افزایش خواهد یافت، هستند. نهایتا، تعداد کلاهکهای هستهای ذخیره شده در انبارهای چین 250 عدد است.6
قوای هستهای هند:
تخمین زده میشود که در زرادخانههای هند حدود 90 تا 110 کلاهک هستهای وجود دارد.7
قوای هستهای پاکستان:
طبق برآوردها، پاکستان حدودا دارای 100-120 کلاهک هستهای برای ارائه با هواپیما و موشک زمینی است. اعتقاد بر این است که پاکستان در زمان صلح، ذخایر کلاهکهای هستهای خود را از دستگاههای اماده به شلیک جدا کرده است.
بر اساس برخی گفتهها این احتمال نیز وجود دارد که این کلاهکها به صورت جدا شده نگهداری میشود. با این وجود، SPD که در عمل نیروهای هستهای پاکستان هستند، هرگز چنین چیزی را تایید نکرده اند.
مجموع کلاهکهای هستهای پاکستان، 120 است.8
قوای هستهای کره شمالی:
جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دارای برنامه تسلیحات هستهای فعال اما بسیار مبهم است. تخمینها پیرامون اندازه زرادخانهی هستهای این کشور به صورت قابل توجهی متفاوت است. برآوردها بر اساس محاسبه مقدار پلوتونیومی است که کره شمالی از جداسازی سوخت مصرف شده توسط 5 مگاوات برق گرافیت تعدیل شده راکتورهای هستهای تحقیقاتی در یونگبیون تولید میکند.
در آغاز سال 2014، نه دولت {ایالات متحده، روسیه، انگلستان، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل}حدودا دارای 16350 عدد سلاح هستهای هستند که از میان آن، 4150 عدد مستقر شده و یا در کوتاه مدت آماده استفاده اند و تقریبا 1800 عدد از آن، در یک حالت آمادهباش عملیاتی بالا نگه داشته میشوند.1
قوای هستهای آمریکا:
در ژانویه سال 2014 میلادی، انبارهای ایالات متحده آمریکا حدود 4758 کلاهک هستهای ، {که} حدودا شامل 2100 کلاهک هستهای مستقر، 1920 استراتژیک و 184 کلاهک غیر استراتژیک دارد.
علاوه بر این زرادخانههای مستقر، حدود 2685 کلاهک نیز در ذخایر نگه داشته شده است. همچنین برای برچیده شدن حدود 2515 کلاهک {بازنشسته} نیز برنامهریزی شده است. موجودی کل انبارهای این کشور، حدود 7300 کلاهک است.2
قوای هستهای روسیه:
تا ژانویه سال 2014، در زرادخانههای کشور روسیه 4300 کلاهک هستهای تخصیص داده شده به نیروهای عملیاتی وجود داشته است. حدود 2300 تای آن کلاهک راهبردی است که از جمله 1600 تای آن بر روی موشکهای بالستیک و پایگاههای بمب افکن مستقر شده است و 700 عدد نیز در بمبافکنها و کلاهک زیردریاییها ذخیره شده است.
روسیه همچنین حدودا از 2000 کلاهک هستهای غیر استراتژیک (تاکتیکی) برخوردار است. در این میان، 3700 کلاهک هستهای یا کنار گذاشته شده {بازنشسته شده} و یا کنار گذاشته میشود.
در مجموع، در کل انبارهای این کشور حدود 8000 کلاهک هستهای موجود است.3
قوای هستهای انگلستان:
بازدارندگی اتمی بریتانیا از انحصاری از یک بخش مبتنی بر دریا {دریایی} تشکیل شده است.
انگلستان دارای زرادخانهای با حدود 160 کلاهک هستهای عملیاتی است که برای استفاده توسط ناوگان چهارم موشکهای ترایدنت SSBN در دسترس هستند، در Faslane {منطقهای نظامی در انگلستان} مستقر شده است.
همچنین انگلستان 58 موشک نسل دو ترایدنت SLBMs (D5) از ایالات متحده آمریکا اجاره کرده است و این اجاره به نوعی است که موشکها جزء داراییهای هر دو کشور محسوب میشوند. در مجموع، تعداد کلاهکهای هستهای انگلستان حدودا 220 تا است.4
قوای هستهای فرانسه:
زرادخانهی هستهای فرانسه از حدود 300 کلاهک هستهای تشکیل شده که برای تحویل به موشکانداز راهاندازی بالستیک زیردریاییها SLBMs و موشکهای کروز هواپرتاب آماده شده است.
چهار موشک بالستیک کلاس تِریومفَنت زیردریایی با قدرت هستهای (SSBNs) که ستون فقرات سیستم بازدارنده هستهای فرانسه را تشکیل میدهند، توسط هواپیماهای جنگی با قابلیت هستهای تکمیل شده است.
در مجموع، ظرفیت زرادخانههای هستهای این کشور حدود 300 کلاهک هستهای است.5
قوای هستهای چین:
طبق برآوردهای انجام شده، چین حدود 250 کلاهک هستهای در ذخایر زرادخانههای خود دارد و این تعداد به صورت اندک و نامحسوس، در حال افزایش است.
اعتقاد بر این است که چین در زمان صلح، کلاهکهای هستهای خود را در تاسیسات مربوطه ذخیرهسازی میکند و برای راهانداز فوری آماده نیستند.
برای نیروهای هستهای هوایی و دریایی، که تنها موشکهای بالستیک زمینی و هواپیماهایی با پیکربندی هستهای در حال حاضر در نظر گرفته شده، عملیاتی است. حدود 180 کلاهک هستهای به این نیروها تخصیص داده شده است.
سایر کلاهکها نیز به نیروهای غیرعملیاتی اختصاص یافته است، که شامل سیستمهای جدید در حال توسعه و سیستمهای عامل که در تعداد و قطعات یدکی افزایش خواهد یافت، هستند. نهایتا، تعداد کلاهکهای هستهای ذخیره شده در انبارهای چین 250 عدد است.6
قوای هستهای هند:
تخمین زده میشود که در زرادخانههای هند حدود 90 تا 110 کلاهک هستهای وجود دارد.7
قوای هستهای پاکستان:
طبق برآوردها، پاکستان حدودا دارای 100-120 کلاهک هستهای برای ارائه با هواپیما و موشک زمینی است. اعتقاد بر این است که پاکستان در زمان صلح، ذخایر کلاهکهای هستهای خود را از دستگاههای اماده به شلیک جدا کرده است.
بر اساس برخی گفتهها این احتمال نیز وجود دارد که این کلاهکها به صورت جدا شده نگهداری میشود. با این وجود، SPD که در عمل نیروهای هستهای پاکستان هستند، هرگز چنین چیزی را تایید نکرده اند.
مجموع کلاهکهای هستهای پاکستان، 120 است.8
قوای هستهای کره شمالی:
جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دارای برنامه تسلیحات هستهای فعال اما بسیار مبهم است. تخمینها پیرامون اندازه زرادخانهی هستهای این کشور به صورت قابل توجهی متفاوت است. برآوردها بر اساس محاسبه مقدار پلوتونیومی است که کره شمالی از جداسازی سوخت مصرف شده توسط 5 مگاوات برق گرافیت تعدیل شده راکتورهای هستهای تحقیقاتی در یونگبیون تولید میکند.
اطلاعاتی که پیرامون دولتهای دارای کلاهک هستهای در جهان مشاهده میکنید، برگرفته از گزارش رسمی سایت معتبر مربوط به مسائل هستهای، Spiri.org در سال 2014 است:
در آغاز سال 2014، نه دولت {ایالات متحده، روسیه، انگلستان، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل}حدودا دارای 16350 عدد سلاح هستهای هستند که از میان آن، 4150 عدد مستقر شده و یا در کوتاه مدت آماده استفاده اند و تقریبا 1800 عدد از آن، در یک حالت آمادهباش عملیاتی بالا نگه داشته میشوند.1
قوای هستهای آمریکا:
در ژانویه سال 2014 میلادی، انبارهای ایالات متحده آمریکا حدود 4758 کلاهک هستهای ، {که} حدودا شامل 2100 کلاهک هستهای مستقر، 1920 استراتژیک و 184 کلاهک غیر استراتژیک دارد.
علاوه بر این زرادخانههای مستقر، حدود 2685 کلاهک نیز در ذخایر نگه داشته شده است. همچنین برای برچیده شدن حدود 2515 کلاهک {بازنشسته} نیز برنامهریزی شده است. موجودی کل انبارهای این کشور، حدود 7300 کلاهک است.2
قوای هستهای روسیه:
تا ژانویه سال 2014، در زرادخانههای کشور روسیه 4300 کلاهک هستهای تخصیص داده شده به نیروهای عملیاتی وجود داشته است. حدود 2300 تای آن کلاهک راهبردی است که از جمله 1600 تای آن بر روی موشکهای بالستیک و پایگاههای بمب افکن مستقر شده است و 700 عدد نیز در بمبافکنها و کلاهک زیردریاییها ذخیره شده است.
روسیه همچنین حدودا از 2000 کلاهک هستهای غیر استراتژیک (تاکتیکی) برخوردار است. در این میان، 3700 کلاهک هستهای یا کنار گذاشته شده {بازنشسته شده} و یا کنار گذاشته میشود.
در مجموع، در کل انبارهای این کشور حدود 8000 کلاهک هستهای موجود است.3
قوای هستهای انگلستان:
بازدارندگی اتمی بریتانیا از انحصاری از یک بخش مبتنی بر دریا {دریایی} تشکیل شده است.
انگلستان دارای زرادخانهای با حدود 160 کلاهک هستهای عملیاتی است که برای استفاده توسط ناوگان چهارم موشکهای ترایدنت SSBN در دسترس هستند، در Faslane {منطقهای نظامی در انگلستان} مستقر شده است.
همچنین انگلستان 58 موشک نسل دو ترایدنت SLBMs (D5) از ایالات متحده آمریکا اجاره کرده است و این اجاره به نوعی است که موشکها جزء داراییهای هر دو کشور محسوب میشوند. در مجموع، تعداد کلاهکهای هستهای انگلستان حدودا 220 تا است.4
قوای هستهای فرانسه:
زرادخانهی هستهای فرانسه از حدود 300 کلاهک هستهای تشکیل شده که برای تحویل به موشکانداز راهاندازی بالستیک زیردریاییها SLBMs و موشکهای کروز هواپرتاب آماده شده است.
چهار موشک بالستیک کلاس تِریومفَنت زیردریایی با قدرت هستهای (SSBNs) که ستون فقرات سیستم بازدارنده هستهای فرانسه را تشکیل میدهند، توسط هواپیماهای جنگی با قابلیت هستهای تکمیل شده است.
در مجموع، ظرفیت زرادخانههای هستهای این کشور حدود 300 کلاهک هستهای است.5
قوای هستهای چین:
طبق برآوردهای انجام شده، چین حدود 250 کلاهک هستهای در ذخایر زرادخانههای خود دارد و این تعداد به صورت اندک و نامحسوس، در حال افزایش است.
اعتقاد بر این است که چین در زمان صلح، کلاهکهای هستهای خود را در تاسیسات مربوطه ذخیرهسازی میکند و برای راهانداز فوری آماده نیستند.
برای نیروهای هستهای هوایی و دریایی، که تنها موشکهای بالستیک زمینی و هواپیماهایی با پیکربندی هستهای در حال حاضر در نظر گرفته شده، عملیاتی است. حدود 180 کلاهک هستهای به این نیروها تخصیص داده شده است.
سایر کلاهکها نیز به نیروهای غیرعملیاتی اختصاص یافته است، که شامل سیستمهای جدید در حال توسعه و سیستمهای عامل که در تعداد و قطعات یدکی افزایش خواهد یافت، هستند. نهایتا، تعداد کلاهکهای هستهای ذخیره شده در انبارهای چین 250 عدد است.6
قوای هستهای هند:
تخمین زده میشود که در زرادخانههای هند حدود 90 تا 110 کلاهک هستهای وجود دارد.7
قوای هستهای پاکستان:
طبق برآوردها، پاکستان حدودا دارای 100-120 کلاهک هستهای برای ارائه با هواپیما و موشک زمینی است. اعتقاد بر این است که پاکستان در زمان صلح، ذخایر کلاهکهای هستهای خود را از دستگاههای اماده به شلیک جدا کرده است.
بر اساس برخی گفتهها این احتمال نیز وجود دارد که این کلاهکها به صورت جدا شده نگهداری میشود. با این وجود، SPD که در عمل نیروهای هستهای پاکستان هستند، هرگز چنین چیزی را تایید نکرده اند.
مجموع کلاهکهای هستهای پاکستان، 120 است.8
قوای هستهای کره شمالی:
جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دارای برنامه تسلیحات هستهای فعال اما بسیار مبهم است. تخمینها پیرامون اندازه زرادخانهی هستهای این کشور به صورت قابل توجهی متفاوت است. برآوردها بر اساس محاسبه مقدار پلوتونیومی است که کره شمالی از جداسازی سوخت مصرف شده توسط 5 مگاوات برق گرافیت تعدیل شده راکتورهای هستهای تحقیقاتی در یونگبیون تولید میکند.
در آغاز سال 2014، نه دولت {ایالات متحده، روسیه، انگلستان، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل}حدودا دارای 16350 عدد سلاح هستهای هستند که از میان آن، 4150 عدد مستقر شده و یا در کوتاه مدت آماده استفاده اند و تقریبا 1800 عدد از آن، در یک حالت آمادهباش عملیاتی بالا نگه داشته میشوند.1
قوای هستهای آمریکا:
در ژانویه سال 2014 میلادی، انبارهای ایالات متحده آمریکا حدود 4758 کلاهک هستهای ، {که} حدودا شامل 2100 کلاهک هستهای مستقر، 1920 استراتژیک و 184 کلاهک غیر استراتژیک دارد.
علاوه بر این زرادخانههای مستقر، حدود 2685 کلاهک نیز در ذخایر نگه داشته شده است. همچنین برای برچیده شدن حدود 2515 کلاهک {بازنشسته} نیز برنامهریزی شده است. موجودی کل انبارهای این کشور، حدود 7300 کلاهک است.2
قوای هستهای روسیه:
تا ژانویه سال 2014، در زرادخانههای کشور روسیه 4300 کلاهک هستهای تخصیص داده شده به نیروهای عملیاتی وجود داشته است. حدود 2300 تای آن کلاهک راهبردی است که از جمله 1600 تای آن بر روی موشکهای بالستیک و پایگاههای بمب افکن مستقر شده است و 700 عدد نیز در بمبافکنها و کلاهک زیردریاییها ذخیره شده است.
روسیه همچنین حدودا از 2000 کلاهک هستهای غیر استراتژیک (تاکتیکی) برخوردار است. در این میان، 3700 کلاهک هستهای یا کنار گذاشته شده {بازنشسته شده} و یا کنار گذاشته میشود.
در مجموع، در کل انبارهای این کشور حدود 8000 کلاهک هستهای موجود است.3
قوای هستهای انگلستان:
بازدارندگی اتمی بریتانیا از انحصاری از یک بخش مبتنی بر دریا {دریایی} تشکیل شده است.
انگلستان دارای زرادخانهای با حدود 160 کلاهک هستهای عملیاتی است که برای استفاده توسط ناوگان چهارم موشکهای ترایدنت SSBN در دسترس هستند، در Faslane {منطقهای نظامی در انگلستان} مستقر شده است.
همچنین انگلستان 58 موشک نسل دو ترایدنت SLBMs (D5) از ایالات متحده آمریکا اجاره کرده است و این اجاره به نوعی است که موشکها جزء داراییهای هر دو کشور محسوب میشوند. در مجموع، تعداد کلاهکهای هستهای انگلستان حدودا 220 تا است.4
قوای هستهای فرانسه:
زرادخانهی هستهای فرانسه از حدود 300 کلاهک هستهای تشکیل شده که برای تحویل به موشکانداز راهاندازی بالستیک زیردریاییها SLBMs و موشکهای کروز هواپرتاب آماده شده است.
چهار موشک بالستیک کلاس تِریومفَنت زیردریایی با قدرت هستهای (SSBNs) که ستون فقرات سیستم بازدارنده هستهای فرانسه را تشکیل میدهند، توسط هواپیماهای جنگی با قابلیت هستهای تکمیل شده است.
در مجموع، ظرفیت زرادخانههای هستهای این کشور حدود 300 کلاهک هستهای است.5
قوای هستهای چین:
طبق برآوردهای انجام شده، چین حدود 250 کلاهک هستهای در ذخایر زرادخانههای خود دارد و این تعداد به صورت اندک و نامحسوس، در حال افزایش است.
اعتقاد بر این است که چین در زمان صلح، کلاهکهای هستهای خود را در تاسیسات مربوطه ذخیرهسازی میکند و برای راهانداز فوری آماده نیستند.
برای نیروهای هستهای هوایی و دریایی، که تنها موشکهای بالستیک زمینی و هواپیماهایی با پیکربندی هستهای در حال حاضر در نظر گرفته شده، عملیاتی است. حدود 180 کلاهک هستهای به این نیروها تخصیص داده شده است.
سایر کلاهکها نیز به نیروهای غیرعملیاتی اختصاص یافته است، که شامل سیستمهای جدید در حال توسعه و سیستمهای عامل که در تعداد و قطعات یدکی افزایش خواهد یافت، هستند. نهایتا، تعداد کلاهکهای هستهای ذخیره شده در انبارهای چین 250 عدد است.6
قوای هستهای هند:
تخمین زده میشود که در زرادخانههای هند حدود 90 تا 110 کلاهک هستهای وجود دارد.7
قوای هستهای پاکستان:
طبق برآوردها، پاکستان حدودا دارای 100-120 کلاهک هستهای برای ارائه با هواپیما و موشک زمینی است. اعتقاد بر این است که پاکستان در زمان صلح، ذخایر کلاهکهای هستهای خود را از دستگاههای اماده به شلیک جدا کرده است.
بر اساس برخی گفتهها این احتمال نیز وجود دارد که این کلاهکها به صورت جدا شده نگهداری میشود. با این وجود، SPD که در عمل نیروهای هستهای پاکستان هستند، هرگز چنین چیزی را تایید نکرده اند.
مجموع کلاهکهای هستهای پاکستان، 120 است.8
قوای هستهای کره شمالی:
جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دارای برنامه تسلیحات هستهای فعال اما بسیار مبهم است. تخمینها پیرامون اندازه زرادخانهی هستهای این کشور به صورت قابل توجهی متفاوت است. برآوردها بر اساس محاسبه مقدار پلوتونیومی است که کره شمالی از جداسازی سوخت مصرف شده توسط 5 مگاوات برق گرافیت تعدیل شده راکتورهای هستهای تحقیقاتی در یونگبیون تولید میکند.
برآورد میشود کره شمالی به هشت سلاح هستهای اولیه مجهز شده، با فرض اینکه هر کدام از 5 کیلوگرم سلاح کلاس پلوتونیوم استفاده میکنند.9
نهایتا، مجموع برآوردها از زرادخانهی این کشور تعداد 8 کلاهک اتمی است.
قوای هستهای اسراییل:
اسراییل همچنان به حفظ سیاست بلند مدت ابهام هستهای خود ادامه میدهد و نه به صورت رسمی تایید و نه تکذیب میکند که دارای سلاح هستهای است.
برآورد میشود اسراییل حدود 80 سلاح هستهای دست نخورده دارد، که 50 تای آن برای تحویل به موشکهای بالستیک میان برد «جریکو 2» است و 30 بمب غیرهدایت شونده (بمب جاذبهای) نیز برای استفاده با هواپیماها است.
در مجموع، در کل انبارهای اسراییل 80 کلاهک اتمی وجود دارد.
منابع:
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7.xml?rskey=w2A5SK&result=4&q=SIPRI%20Yearbook%202014
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-2.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-3.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-4.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-5.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-6.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-7.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-8.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-10.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-9.xml
امار سایت spiri با لینک زیر تطابق دارد:
http://www.icanw.org/the-facts/nuclear-arsenals/
@fathe_khoon
نهایتا، مجموع برآوردها از زرادخانهی این کشور تعداد 8 کلاهک اتمی است.
قوای هستهای اسراییل:
اسراییل همچنان به حفظ سیاست بلند مدت ابهام هستهای خود ادامه میدهد و نه به صورت رسمی تایید و نه تکذیب میکند که دارای سلاح هستهای است.
برآورد میشود اسراییل حدود 80 سلاح هستهای دست نخورده دارد، که 50 تای آن برای تحویل به موشکهای بالستیک میان برد «جریکو 2» است و 30 بمب غیرهدایت شونده (بمب جاذبهای) نیز برای استفاده با هواپیماها است.
در مجموع، در کل انبارهای اسراییل 80 کلاهک اتمی وجود دارد.
منابع:
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7.xml?rskey=w2A5SK&result=4&q=SIPRI%20Yearbook%202014
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-2.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-3.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-4.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-5.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-6.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-7.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-8.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-10.xml
http://www.sipriyearbook.org/view/9780198712596/sipri-9780198712596-chapter-7-div1-9.xml
امار سایت spiri با لینک زیر تطابق دارد:
http://www.icanw.org/the-facts/nuclear-arsenals/
@fathe_khoon
داستان کویر انتظار
داستان ما داستان یک کسانی است که فرض بفرمایید در این کویر یزد، خیلی هم شنزار و توفان خیز.
توی این کویر یک گل بنفشهی کوچکی دادند دست بنده و جنابعالی و گفتند در این کویر پخش شیم.
یک لیوان آب هم دادند که حاجآقا، حاج خانوم این رو اینجا بکار، ریشش هم محکم نیست. این لیوان آب رو هم بریز زیرش. اگر تا صبح خودش رو بتواند نگه دارد، صبح باغبون اصلی میاد.
خب ما میبینیم کمکم تاریک شده و بغل دستیمون هم نمیبینه و تشنهمون هم شده، به خودمون میگوییم دو میلیون آدم اینجاست، ما که نیممتری جای خودمون گل رو نکاشتیم که اصلا معلوم نیست. آب رو میخوریم و گل رو پرپر میکنیم. جامون رو هم نزدیکای صبح عوض میکنیم که معلوم نباشد کجا ایستادیم. به نیت اینکه کی متوجه میشود.
حالا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف میاورند.
میگیم ما همه سرباز توایم مهدی جان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
اما صبح که سپیده میزند میبینم یکی یکی سرها میاد پایین. همهی آدمها بیانصافها این فکر رو کرده بودند. تو این کویر تک و توکی یه جایی یک نفر بنفشهای کاشته، یک نفر دو هزار متر اونورتر یک گل کاشته که اصلا بودن و نبودنش فرقی ندارد. کویر همان کویر است.
از خجالت نمیدانیم چه بکنیم.
@fathe_khoon
داستان ما داستان یک کسانی است که فرض بفرمایید در این کویر یزد، خیلی هم شنزار و توفان خیز.
توی این کویر یک گل بنفشهی کوچکی دادند دست بنده و جنابعالی و گفتند در این کویر پخش شیم.
یک لیوان آب هم دادند که حاجآقا، حاج خانوم این رو اینجا بکار، ریشش هم محکم نیست. این لیوان آب رو هم بریز زیرش. اگر تا صبح خودش رو بتواند نگه دارد، صبح باغبون اصلی میاد.
خب ما میبینیم کمکم تاریک شده و بغل دستیمون هم نمیبینه و تشنهمون هم شده، به خودمون میگوییم دو میلیون آدم اینجاست، ما که نیممتری جای خودمون گل رو نکاشتیم که اصلا معلوم نیست. آب رو میخوریم و گل رو پرپر میکنیم. جامون رو هم نزدیکای صبح عوض میکنیم که معلوم نباشد کجا ایستادیم. به نیت اینکه کی متوجه میشود.
حالا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف میاورند.
میگیم ما همه سرباز توایم مهدی جان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
اما صبح که سپیده میزند میبینم یکی یکی سرها میاد پایین. همهی آدمها بیانصافها این فکر رو کرده بودند. تو این کویر تک و توکی یه جایی یک نفر بنفشهای کاشته، یک نفر دو هزار متر اونورتر یک گل کاشته که اصلا بودن و نبودنش فرقی ندارد. کویر همان کویر است.
از خجالت نمیدانیم چه بکنیم.
@fathe_khoon
✅ گفت: فقیرم.
گفتند: نیستی.
گفت: فقیرم! باور کنید.
گفتند: نه! نیستی.
گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید.
و حال و روزش را تعریف کرد. گفت که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.
گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.
گفتند: صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی:که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد صلی الله علیه و آله.
گفت: نه! به خدا قسم نه.
-«هزار دینار؟»
- نه! به خدا قسم نه.
- ده ها هزار؟
-نه! باز دوستتان خواهم داشت.
- گفتند: چطوری می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟
«چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست؟»۱
-------------
۱. ترجمه آزاد از امالی، ج ۷، ص ۱۴۷: روایت مردی که خدمت امام صادق علیه السلام رسید.
#خدا_خانه_دارد
#فاطمه_شهیدی
نشر معارف
صفحه ۱۱۲.
@fathe_khoon
گفتند: نیستی.
گفت: فقیرم! باور کنید.
گفتند: نه! نیستی.
گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید.
و حال و روزش را تعریف کرد. گفت که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.
گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.
گفتند: صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی:که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد صلی الله علیه و آله.
گفت: نه! به خدا قسم نه.
-«هزار دینار؟»
- نه! به خدا قسم نه.
- ده ها هزار؟
-نه! باز دوستتان خواهم داشت.
- گفتند: چطوری می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟
«چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست؟»۱
-------------
۱. ترجمه آزاد از امالی، ج ۷، ص ۱۴۷: روایت مردی که خدمت امام صادق علیه السلام رسید.
#خدا_خانه_دارد
#فاطمه_شهیدی
نشر معارف
صفحه ۱۱۲.
@fathe_khoon
آورده اند:
روزی حوّاریون رو به مسیح درود خدا بر او باد کردند و گفتند با چه کسی هم نشینی کنیم؟
روحالله رو به ایشان کرد و گفت با کسی بنشینید که دیدار او خدا را به یاد شما آورد و گفتار او بر آگاهی شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت علاقهمند کند.
@fathe_khoon
روزی حوّاریون رو به مسیح درود خدا بر او باد کردند و گفتند با چه کسی هم نشینی کنیم؟
روحالله رو به ایشان کرد و گفت با کسی بنشینید که دیدار او خدا را به یاد شما آورد و گفتار او بر آگاهی شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت علاقهمند کند.
@fathe_khoon
غروب جمعه رسید «ای عزیز» روضه بخوان...
دوباره گریه طوفانی مرا دریاب
نبود قسمت ما کربلا به سر بزنیم
حرم ندیده، پشیمانی مرا دریاب
@fathe_khoon
دوباره گریه طوفانی مرا دریاب
نبود قسمت ما کربلا به سر بزنیم
حرم ندیده، پشیمانی مرا دریاب
@fathe_khoon
امام خمینی میگوید از یک عالِم اهل معنا پرسیدم چرا غروب جمعه دلگیر است، گفت:
«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضهی اعمال انسانها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر میشوند.
او قلب و مدار وجود است.»
@fathe_khoon
«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضهی اعمال انسانها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر میشوند.
او قلب و مدار وجود است.»
@fathe_khoon
«هفته وحدت» یا «هفته برائت»
سالهاست که این ایام به نام «هفته وحدت» شناخته میشود. نامی که حضرت امام خمینی برای ایام ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم انتخاب کرد.
یکی دو سالی است که جریان منحرف شیرازی به مرکزیت آقای سید صادق شیرازی این ایام را «هفته برائت» اعلام کرده اند.
حضرت امیر علیه السلام در خصوص «تفرقه» سخنانی دارند که بد نیست یکبار دیگر به آن رجوع کنیم.
بخشی از خطبهی 127 نهجالبلاغه، خطابهی حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام پیرامون خوارج:
....
به زودى دو دسته به خاطر من تباه شود:
دوستى که کار را به افراط کشاند، و محبت او را به راه غیر حق براند، و آن که در بغض اندازه نگاه ندارد، و بغضش او را به راهى که راست نیست درآرد. حالِ آن دسته درباره من نیکوست، که راه میانه را پوید و از افراط و تفریط دورى جوید.
همراه آنان روید، و با اکثریت همداستان شوید، که دست خدا همراه جماعت است، و از تفرقه بپرهیزید که موجب آفت است. آن که از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است، چنانکه گوسفند چون از گله دور ماند نصیب گرگ بیابان است.
آگاه باشید، هر که مردم را بدین شعار {تفرقه} بخواند او را بکشید، هر چند زیر عمامه من باشد. ...
وَسَیَهْلِکُ فِیَّ صِنْفَانِ:
مُحِبٌّ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ إِلَی غَیْرِ الْحَقِّ، وَمُبْغِضٌ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ إِلَی غَیْرِ الْحَقِّ، وَخَیْرُ النَّاسِ فیَّ حَالاً الَّنمَطُ الْأَوْسَطُ فَالْزَمُوهُ.
وَالْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَم فَإِنَّ یَدَ اللهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ، وَإِیَّاکُمْ وَالْفُرْقَةَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ.
أَلاَ مَنْ دَعَا إِلَی هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ، وَلَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هذِهِ....
@fathe_khoon
سالهاست که این ایام به نام «هفته وحدت» شناخته میشود. نامی که حضرت امام خمینی برای ایام ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم انتخاب کرد.
یکی دو سالی است که جریان منحرف شیرازی به مرکزیت آقای سید صادق شیرازی این ایام را «هفته برائت» اعلام کرده اند.
حضرت امیر علیه السلام در خصوص «تفرقه» سخنانی دارند که بد نیست یکبار دیگر به آن رجوع کنیم.
بخشی از خطبهی 127 نهجالبلاغه، خطابهی حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام پیرامون خوارج:
....
به زودى دو دسته به خاطر من تباه شود:
دوستى که کار را به افراط کشاند، و محبت او را به راه غیر حق براند، و آن که در بغض اندازه نگاه ندارد، و بغضش او را به راهى که راست نیست درآرد. حالِ آن دسته درباره من نیکوست، که راه میانه را پوید و از افراط و تفریط دورى جوید.
همراه آنان روید، و با اکثریت همداستان شوید، که دست خدا همراه جماعت است، و از تفرقه بپرهیزید که موجب آفت است. آن که از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است، چنانکه گوسفند چون از گله دور ماند نصیب گرگ بیابان است.
آگاه باشید، هر که مردم را بدین شعار {تفرقه} بخواند او را بکشید، هر چند زیر عمامه من باشد. ...
وَسَیَهْلِکُ فِیَّ صِنْفَانِ:
مُحِبٌّ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ إِلَی غَیْرِ الْحَقِّ، وَمُبْغِضٌ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ إِلَی غَیْرِ الْحَقِّ، وَخَیْرُ النَّاسِ فیَّ حَالاً الَّنمَطُ الْأَوْسَطُ فَالْزَمُوهُ.
وَالْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَم فَإِنَّ یَدَ اللهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ، وَإِیَّاکُمْ وَالْفُرْقَةَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ.
أَلاَ مَنْ دَعَا إِلَی هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ، وَلَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هذِهِ....
@fathe_khoon
آمنه حکایت کرد که:
چون حامله شدم، آوازی شنیدم که گفتی:
«ای آمنه! میدانی که به کی آبستنی؟ به پیغمبر آخرالزمان آبستنی.
باید که چون وی را به زمین نهی، این بر وی بخوانی:
اعیذ بالواحد من شر کل حاسد. و بعد از آن وی را «محمد» نام کنی.»
کتاب قاف، بازنویسی یاسین حجازی- صفحه 100
@fathe_khoon
چون حامله شدم، آوازی شنیدم که گفتی:
«ای آمنه! میدانی که به کی آبستنی؟ به پیغمبر آخرالزمان آبستنی.
باید که چون وی را به زمین نهی، این بر وی بخوانی:
اعیذ بالواحد من شر کل حاسد. و بعد از آن وی را «محمد» نام کنی.»
کتاب قاف، بازنویسی یاسین حجازی- صفحه 100
@fathe_khoon
شعری از محمد سهرابی در وصف ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و ولادت آقا امام صادق علیه السلام:
شدم به صحبت شب های ارغوانی خوش
چنان که چای شد از رنگ زعفرانی خوش
بلای جان منی و خریدمت یک جا
رقیب تا شود از این بلای جانی خوش
ز خویش رفت ز شوق تکلم دلبر
کلیم بس که شد از ذوق «لن ترانی» خوش
دمد ز پیرهن تو هزار یوسف مصر
اگر گسیل کنی یک دو کاروانی خوش
چو پیر شد دو لبش آستان میکده است
کسی که بوده به پیمانه در جوانی خوش
خوشی کجاست به جز عشق بازی ازلی
نگه به صورت احمد فقط به عشق علی
اسیر صادقم و مستمند پیغمبر
به دست جعفرم و پای بند پیغمبر
بریده اند به جسمم قبای غم ها را
نوشته اند دلم را نژند پیغمبر
ز بند بند وجودم فقط علی خیزد
چنان که می رسد از بند بند پیغمبر
ز پای جعفر، دستم نمی شود کوتاه
قسم به قامت و قدّ بلند پیغمبر
شراب فقه ششم را به میل می نوشم
برای بوسه ز لب های قند پیغمبر
مرا به دشت معاصی کسی شکار نکرد
ولی گرفت دلم را کمند پیغمبر
ز مرتضی به نبی و ز مصطفی به علی
پناه می برم امشب به حکم لم یزلی
ستایش دو جهان بهر حضرت صادق
دمیده است فلک چون ز دولت صادق
علی جمال و خدا طینت و بتول صفات
سرشته اند ملک را ز طلعت صادق
ز چاک پیرهنش صبح محشر است عیان
چه سینه ای است در آن پاک خلعت صادق
امیر معرکه ی روضه های عاشوراست
به هیئت است مقرّ حکومت صادق
ز خاک کرببلا مُهر کرد طاعت را
حسین را بنِگر در ارادت صادق
به یمن معنی احمد ز فیض پیر فلک
ملک به رقص در آمد، دو تا دو تا تک تک
@fathe_khoon
شدم به صحبت شب های ارغوانی خوش
چنان که چای شد از رنگ زعفرانی خوش
بلای جان منی و خریدمت یک جا
رقیب تا شود از این بلای جانی خوش
ز خویش رفت ز شوق تکلم دلبر
کلیم بس که شد از ذوق «لن ترانی» خوش
دمد ز پیرهن تو هزار یوسف مصر
اگر گسیل کنی یک دو کاروانی خوش
چو پیر شد دو لبش آستان میکده است
کسی که بوده به پیمانه در جوانی خوش
خوشی کجاست به جز عشق بازی ازلی
نگه به صورت احمد فقط به عشق علی
اسیر صادقم و مستمند پیغمبر
به دست جعفرم و پای بند پیغمبر
بریده اند به جسمم قبای غم ها را
نوشته اند دلم را نژند پیغمبر
ز بند بند وجودم فقط علی خیزد
چنان که می رسد از بند بند پیغمبر
ز پای جعفر، دستم نمی شود کوتاه
قسم به قامت و قدّ بلند پیغمبر
شراب فقه ششم را به میل می نوشم
برای بوسه ز لب های قند پیغمبر
مرا به دشت معاصی کسی شکار نکرد
ولی گرفت دلم را کمند پیغمبر
ز مرتضی به نبی و ز مصطفی به علی
پناه می برم امشب به حکم لم یزلی
ستایش دو جهان بهر حضرت صادق
دمیده است فلک چون ز دولت صادق
علی جمال و خدا طینت و بتول صفات
سرشته اند ملک را ز طلعت صادق
ز چاک پیرهنش صبح محشر است عیان
چه سینه ای است در آن پاک خلعت صادق
امیر معرکه ی روضه های عاشوراست
به هیئت است مقرّ حکومت صادق
ز خاک کرببلا مُهر کرد طاعت را
حسین را بنِگر در ارادت صادق
به یمن معنی احمد ز فیض پیر فلک
ملک به رقص در آمد، دو تا دو تا تک تک
@fathe_khoon
یک روز مرا گفت: «برادرانم کجا اند که من ایشان را نمیبینم؟»
من گفتم: «تن من فدای تو باد! ایشان گوسفندان به چرا برند و شب به خانه آیند.»
آب در چشم آورد و بگریست و گفت: «ای مادر! من اینجا چه کنم؟ مرا نیز فردا با ایشان بفرست.»
من گفتم: «تو دوست داری که با ایشان بروی؟»
گفت: «آری».
چون بامداد درآمد، روغن بر سرش مالیدم و سرمه در چشمش کشیدم و پیراهنش درپوشانیدم و مهرهی جزع یمانی داشتم- از برای چشم بد- بر او بستم و او چوبی بر گرفت و با برادران برم خرّم و بازآمد.
پس یک روز دیگر برفتند و در حوالی خانههای ما چهارپایان را به چراپاه بردند.
چون نیمروز بود، ضمره {دختر حلیمه} میآمد گریان و لرزان و عرق کرد و فریاد میکرد که «ای مادر، محمد را دریاب! و نپندارم که او را زنده دریابی!»
گفتم: «حال چیست؟»
گفت: «ما ایستاده بودیم و بازی میکردیم و پِشکِ گوسفند بر یکدیگر میانداختیم. مردی بیامد و محمد را از میان ما برود و بُرد به سرِ کوهی و ما دیدیم که سینهی او بشکافت و نمیدانیم که چه کرد به وی. نپندارم که او را دریابی!»
حلیمه گفت: من و شوهر دویدیم!
@fathe_khoon
محمد را دیدیم بر سرِِ کوه نشسته و در آسمان مینگردد و میخندد.
من فرا رفتم و بر سر و رویش درافتادم و میان دو چشمش بوسه دادم و گفتم: «تنِ من فدای تو باد! تو را چه رسید؟»
گفت: «خیر بود ای مادر. من همی ایستاده بودم و با برادران بازی میکردم. سه شخص بیامدند در دستِ یکی ابریقی سیمین و در دستِ دیگری تَشتی زمرّدین و در دستِ دیگری چندی برف.
مرا بگرفتند از میانِ یاران و بر سرِ کوه بردند و مرا نرم بخوابانیدند بر پهلوی و سینهی من بشکافتند و من مینگرم و از آن اَلَمی و رنجی نمییابم. پس یکی دست فرا کرد و احشای من بیرون آورد و بدان برف نیکو بنشست و باز جای نهاد.
پس دوم برخاست و مرد اول را گفت: تو دور شو که آنچه خدای تو را فرموده بود به جای آوردی و او نزدیکِ من آمد و دست فراز کرد و دلِ من از سینه بیرون آورد و بشکافت و به دو نیمه و نقطهای سیاه از میانِ آن از سینه بیرون آورد خون آلود و بینداخت و گفت:
این حَظِّ شیطان است از تو ای حبیبِ خدای. پس چیزی که داشت در میانِ دل نهاد و باز جای خود نهاد و انگشتری از نور داشت و بدان مُهر بر دلِ من نهاد.
و در این ساعت خنکیِ آن انگشتری در عروق و مفاصل خود مییابم. پس سوم برخاست و ایشان را گفت:
دور شوید که به جای آوردید آنچه خدای شما را فرمود. و دست خود بر سینهی من مالید و آن شکاف فراهم آمد و من بدان مینگرم.
پ.ن: بعد از آنکه پیامبر به بعثت رسید از او در خصوص این ماجرا سوال کردند. حضرت گفت آن که سینه مرا بشکافت جبرییل بود و آنچه از قلب من درآورد «منیّت» آدمی بود که همه بندگان خدا دارند، اما از من دور گشت.
کتاب قاف، بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متنِ کهنِ فارسی، ویرایش یاسین حجازی، صفحه 141 تا 143
@Fathe_khoon
من گفتم: «تن من فدای تو باد! ایشان گوسفندان به چرا برند و شب به خانه آیند.»
آب در چشم آورد و بگریست و گفت: «ای مادر! من اینجا چه کنم؟ مرا نیز فردا با ایشان بفرست.»
من گفتم: «تو دوست داری که با ایشان بروی؟»
گفت: «آری».
چون بامداد درآمد، روغن بر سرش مالیدم و سرمه در چشمش کشیدم و پیراهنش درپوشانیدم و مهرهی جزع یمانی داشتم- از برای چشم بد- بر او بستم و او چوبی بر گرفت و با برادران برم خرّم و بازآمد.
پس یک روز دیگر برفتند و در حوالی خانههای ما چهارپایان را به چراپاه بردند.
چون نیمروز بود، ضمره {دختر حلیمه} میآمد گریان و لرزان و عرق کرد و فریاد میکرد که «ای مادر، محمد را دریاب! و نپندارم که او را زنده دریابی!»
گفتم: «حال چیست؟»
گفت: «ما ایستاده بودیم و بازی میکردیم و پِشکِ گوسفند بر یکدیگر میانداختیم. مردی بیامد و محمد را از میان ما برود و بُرد به سرِ کوهی و ما دیدیم که سینهی او بشکافت و نمیدانیم که چه کرد به وی. نپندارم که او را دریابی!»
حلیمه گفت: من و شوهر دویدیم!
@fathe_khoon
محمد را دیدیم بر سرِِ کوه نشسته و در آسمان مینگردد و میخندد.
من فرا رفتم و بر سر و رویش درافتادم و میان دو چشمش بوسه دادم و گفتم: «تنِ من فدای تو باد! تو را چه رسید؟»
گفت: «خیر بود ای مادر. من همی ایستاده بودم و با برادران بازی میکردم. سه شخص بیامدند در دستِ یکی ابریقی سیمین و در دستِ دیگری تَشتی زمرّدین و در دستِ دیگری چندی برف.
مرا بگرفتند از میانِ یاران و بر سرِ کوه بردند و مرا نرم بخوابانیدند بر پهلوی و سینهی من بشکافتند و من مینگرم و از آن اَلَمی و رنجی نمییابم. پس یکی دست فرا کرد و احشای من بیرون آورد و بدان برف نیکو بنشست و باز جای نهاد.
پس دوم برخاست و مرد اول را گفت: تو دور شو که آنچه خدای تو را فرموده بود به جای آوردی و او نزدیکِ من آمد و دست فراز کرد و دلِ من از سینه بیرون آورد و بشکافت و به دو نیمه و نقطهای سیاه از میانِ آن از سینه بیرون آورد خون آلود و بینداخت و گفت:
این حَظِّ شیطان است از تو ای حبیبِ خدای. پس چیزی که داشت در میانِ دل نهاد و باز جای خود نهاد و انگشتری از نور داشت و بدان مُهر بر دلِ من نهاد.
و در این ساعت خنکیِ آن انگشتری در عروق و مفاصل خود مییابم. پس سوم برخاست و ایشان را گفت:
دور شوید که به جای آوردید آنچه خدای شما را فرمود. و دست خود بر سینهی من مالید و آن شکاف فراهم آمد و من بدان مینگرم.
پ.ن: بعد از آنکه پیامبر به بعثت رسید از او در خصوص این ماجرا سوال کردند. حضرت گفت آن که سینه مرا بشکافت جبرییل بود و آنچه از قلب من درآورد «منیّت» آدمی بود که همه بندگان خدا دارند، اما از من دور گشت.
کتاب قاف، بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متنِ کهنِ فارسی، ویرایش یاسین حجازی، صفحه 141 تا 143
@Fathe_khoon