در نظر دارم با کمک شما تا یکشنبه شب یک ختم دستهجمعی قرآن به مناسبت تشییع پیکر مطهر دو دبیرکل حزبالله لبنان شهیدان آیتالله سید حسن نصرالله و آیتالله سید هاشم صفیالدین بگیریم.
ممنون میشم که جزء مورد نظر خودتون رو در بخش نظرات بگید و این پست رو برای دیگران ارسال کنید.
@Nucleader
ممنون میشم که جزء مورد نظر خودتون رو در بخش نظرات بگید و این پست رو برای دیگران ارسال کنید.
@Nucleader
❤7👍1
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من، بی تو، آه...
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید چشم بدوزم به تلویزیون و اشک بریزم و دست کوتاهم را بلند کنم تا پیکری که بر دست مردم است را لمس کنم، از راه دور... .
@badieh
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید چشم بدوزم به تلویزیون و اشک بریزم و دست کوتاهم را بلند کنم تا پیکری که بر دست مردم است را لمس کنم، از راه دور... .
@badieh
😢8
به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
من، بی تو، آه... این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه. و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید…
قرار بود کلماتی بنویسم که حسین همه حرفهایم را نوشت.
حالا باید مثل سعید از کرخه تا راین، از پشت تلویزیون تشییع سید مقاومت این ایرانیترین رهبر عربزبان را ببینیم.
الی اللقاء یا سید...
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
حالا باید مثل سعید از کرخه تا راین، از پشت تلویزیون تشییع سید مقاومت این ایرانیترین رهبر عربزبان را ببینیم.
الی اللقاء یا سید...
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
😢11
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
من، بی تو، آه...
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه. دارم از راهی دور رفتن جان را میبینم، ملکالموت قرار است مرا یکشنبه در ضاحیه بیروت قبض روح کند، کاش روحم تا آنجا برود... .
این حق ما بود، ما که روزگار به آخرالزمان کوچمان داد، ما که غزوههای رسولالله را ندیدیم، ما که دست و بازوی علی(ع) را در بدر و احد و خیبر و صفین نبوسیدیم، ما که حسین(ع) و اولادش را درک نکردیم، ما که امام روحالله را از صداها و تصویرها شناختیم و قصههای عاشقان در خونخفتهاش را شنیدیم، حق ما که آن تاریخ را نزیسیتم و دنیا شاید مهلت زیست در تاریخ ظهور و رجعت را به ما ندهد، حق ما که به همه اینها عشق ورزیدیم این بود که قمر عشیرهی اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا را بر شانه میگرفتیم و پای این غم زار میزدیم تا تهی شویم.
حق ما تکرار نمازهای صبح زود دانشگاه تهران بود، نبود؟ حق ما این بود که سید در ایران هم تشییع میشد، همینجا برایش نماز میخواندیم و مثل نماز دیماه ۹۸ زار میزدیم، تهی میشدیم، میمردیم از گدازهای روی دلمان پاشیده شده. از آن غروب سرخ تا امروز هرچه خواستم باور نکنم، کتمان کنم و چشم بپوشم از حجم ویرانی قلبم، نشد. حالا ستون به ستون دلم فروریخته و چیزی نمانده جز ویرانههای داغ، داغِ داغ مثل آتشفشانی که بعد از فوران، گدازههایش را جاری میکند روی دامن کوه، و کوه را آب میکند.
گاهی دوستی میپرسد که رفتهام یا ماندهام؟ و من جواب میدهم پای در بند و گرفتار ماندهام. دوست داشتم آنجا باشم اما رفتنم مثل رسیدن بادیهنشینی به غروب عاشورای سال ۶۳ است، اگر رسیده باشم و فهمیده باشم. رفتن و آنجا بودن افتخاری بود که نصیبم نشد. رفتنم بعد از شهادتش حتی مثل رفتن اویس به زیارت رسولالله هم نبود.
من نرفتم، ماندهام و دارم با تخدیرِ زندگی روزمره خودم را آرام میکنم، اما گدازهها میجوشند و سرد نمیشود. در دلم تکیهای برپاست و روضهخوانی تعطیل نمیشود. دلم میزبان روضههای تاسوعاست و انگار اکبر ناظم دارد روضه عباس(ع) میخواند. عباس(ع) رفته، آنکه حسین(ع) را و علیبنابیطالب(ع) را برای ما معنا میکرد رفته، او که لوای این قیام را به دوش میکشید رفته، او که سپر بلای خیلیها بود رفته.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، من که راستگوترین شیعه علی(ع) و محکمترین و پرصلابتترین یار خمینی و خامنهای را قرار است از راهی دور بر دستان اهل ایمان و مقاومت ببینم.
شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید چشم بدوزم به تلویزیون و اشک بریزم و دست کوتاهم را دراز کنم تا پیکری که بر دست مردم است را لمس کنم، از راه دور... . عاشقی از راه دور، افتخار از راه دور، دیدن و شنیدنش از راه دور، دعا از راه دور، فراق از راه دور، دلتنگی از راه دور، تا به حال کسی را از راه دور دوست داشته ای؟
خوشا اویس که در صفین شهید شد، روزگار چه مرگی برای ما نوشته؟
@badieh
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه. دارم از راهی دور رفتن جان را میبینم، ملکالموت قرار است مرا یکشنبه در ضاحیه بیروت قبض روح کند، کاش روحم تا آنجا برود... .
این حق ما بود، ما که روزگار به آخرالزمان کوچمان داد، ما که غزوههای رسولالله را ندیدیم، ما که دست و بازوی علی(ع) را در بدر و احد و خیبر و صفین نبوسیدیم، ما که حسین(ع) و اولادش را درک نکردیم، ما که امام روحالله را از صداها و تصویرها شناختیم و قصههای عاشقان در خونخفتهاش را شنیدیم، حق ما که آن تاریخ را نزیسیتم و دنیا شاید مهلت زیست در تاریخ ظهور و رجعت را به ما ندهد، حق ما که به همه اینها عشق ورزیدیم این بود که قمر عشیرهی اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا را بر شانه میگرفتیم و پای این غم زار میزدیم تا تهی شویم.
حق ما تکرار نمازهای صبح زود دانشگاه تهران بود، نبود؟ حق ما این بود که سید در ایران هم تشییع میشد، همینجا برایش نماز میخواندیم و مثل نماز دیماه ۹۸ زار میزدیم، تهی میشدیم، میمردیم از گدازهای روی دلمان پاشیده شده. از آن غروب سرخ تا امروز هرچه خواستم باور نکنم، کتمان کنم و چشم بپوشم از حجم ویرانی قلبم، نشد. حالا ستون به ستون دلم فروریخته و چیزی نمانده جز ویرانههای داغ، داغِ داغ مثل آتشفشانی که بعد از فوران، گدازههایش را جاری میکند روی دامن کوه، و کوه را آب میکند.
گاهی دوستی میپرسد که رفتهام یا ماندهام؟ و من جواب میدهم پای در بند و گرفتار ماندهام. دوست داشتم آنجا باشم اما رفتنم مثل رسیدن بادیهنشینی به غروب عاشورای سال ۶۳ است، اگر رسیده باشم و فهمیده باشم. رفتن و آنجا بودن افتخاری بود که نصیبم نشد. رفتنم بعد از شهادتش حتی مثل رفتن اویس به زیارت رسولالله هم نبود.
من نرفتم، ماندهام و دارم با تخدیرِ زندگی روزمره خودم را آرام میکنم، اما گدازهها میجوشند و سرد نمیشود. در دلم تکیهای برپاست و روضهخوانی تعطیل نمیشود. دلم میزبان روضههای تاسوعاست و انگار اکبر ناظم دارد روضه عباس(ع) میخواند. عباس(ع) رفته، آنکه حسین(ع) را و علیبنابیطالب(ع) را برای ما معنا میکرد رفته، او که لوای این قیام را به دوش میکشید رفته، او که سپر بلای خیلیها بود رفته.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، من که راستگوترین شیعه علی(ع) و محکمترین و پرصلابتترین یار خمینی و خامنهای را قرار است از راهی دور بر دستان اهل ایمان و مقاومت ببینم.
شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید چشم بدوزم به تلویزیون و اشک بریزم و دست کوتاهم را دراز کنم تا پیکری که بر دست مردم است را لمس کنم، از راه دور... . عاشقی از راه دور، افتخار از راه دور، دیدن و شنیدنش از راه دور، دعا از راه دور، فراق از راه دور، دلتنگی از راه دور، تا به حال کسی را از راه دور دوست داشته ای؟
خوشا اویس که در صفین شهید شد، روزگار چه مرگی برای ما نوشته؟
@badieh
Telegram
به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
من، بی تو، آه...
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید…
این سالها این همه شنیدم و گفتم «و ضاقت الارض» و حالا با قلبم، با قلبی که هر روز مچالهتر میشود، دارم فهم میکنم یعنی چه.
و من، من که بزرگمردِ تمام روزها و سالهای عمرم را قرار است در تابوت ببینم، شده ام مثل سعیدِ از کرخه تا راین، باید…
😢4👌2😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرصت خونی که از دست رفت...
اینها کلمات شهید ما است در زمان شهادت حاج قاسم، اما گویی که در وصف خود سخن میگوید.
@Nucleader
اینها کلمات شهید ما است در زمان شهادت حاج قاسم، اما گویی که در وصف خود سخن میگوید.
@Nucleader
😭13👍3
|نیوکلیدر|
فرصت خونی که از دست رفت... اینها کلمات شهید ما است در زمان شهادت حاج قاسم، اما گویی که در وصف خود سخن میگوید. @Nucleader
😭😭
ما را به سخت جان خود این گمان نبود
ما را به سخت جان خود این گمان نبود
😢10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از سنگ مزار سیدالشهدای مقاومت آیتالله شهید سید حسن نصرالله
#العبد_الصالح
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
#العبد_الصالح
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
❤4😢2
خادمین حرمت یکی یکی شهید میشوند یا امام رئوف.
تصویری از نشان خادمی دبیرکل شهید حزبالله آیتالله سید حسن نصرالله.
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
تصویری از نشان خادمی دبیرکل شهید حزبالله آیتالله سید حسن نصرالله.
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
❤4👍2
|نیوکلیدر|
ویدیویی از سنگ مزار سیدالشهدای مقاومت آیتالله شهید سید حسن نصرالله #العبد_الصالح #إنا_علی_العهد @Nucleader
تصویری از سنگ مزار و مرقد آیتالله شهید سید حسن نصرالله
@Nucleader
@Nucleader
😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت: «اگر سید حسن سلاح را زمین گذاشت، خائن است، و به آنها میگویم و با شما عهد میبندم ای مردم بزرگ و سرافرازمان، من زندگیم را با خیانت به پایان نمیبرم، بلکه با شهادت پایان میدهم.
سیدالشهدای مقاومت دبیرکل حزبالله لبنان شهید سید حسن نصرالله رضوانالله تعالی علیه
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
سیدالشهدای مقاومت دبیرکل حزبالله لبنان شهید سید حسن نصرالله رضوانالله تعالی علیه
#إنا_علی_العهد
@Nucleader
❤6👍3😭1
امروز زمین کسی را در خود پناه میدهد که چشم امید یک امت بود. کافی بود انگشت دست راستش را بالا بیاورد و «أیها الصهاینه» را خطاب کند تا دلشان بلرزد. «إشداء علی الکفار، رحماء بینهم بود». لبخندش، وقتی آن دندانهای سفید در آن چهره نورانی معلوم میشد، شفقت صبح را داشت.
ما با خطبههای او زینب سلاماللهعلیها و زینالعابدین علیهالسلام در کاخ یزید را تجسم میکردیم.
در شداید، آنجا که عماد را از دست داده و دقایق طولانی پشت درهای بسته بالای پیکر او اشک ریخته بود، آنروز که داغدار حاج قاسم و ابومهدی بودیم، آنروز که اسراییل غزه را زیر موشک باران گرفت، آن وقت که در سختترین لحظات تاریخ مقاومت فواد شکر و فرماندهان دیگر را زدند، منتظر تصویر او در قاب تلویزیون بودیم. تهدیداتش بهجا بود، بهموقع اسراییلیها را هجو میکرد و دقیقا آن لحظه که باید دلها را آرام و ذهنها را امیدوار میکرد.
تا او بود، ما خیالمان راحت بود. تا او بود، موشکهای یهود به آسمان ایران نرسید. او کوهی سخت و عزمی راسخ بود.
ما با او حسن بن علی در جمل را تجربه کردیم. با او معنی «خیبر خیبر یا یهود» را میفهمیدیم.
او هویت مقاومت و تصویری عینی از یک زیست در عالم تشیع بود. کسی که مانند عباس بن علی علیهالسلام در روز عاشورا دلهای اهل خیمه مقاومت را آرام نگه میداشت.
او کسی بود که همه آنها که امروز در دهه چهارم و سوم زندگیشان میزیند و دل به انقلاب امام بسته و مهر رهبری به دل دارند، او را سرآمد میدیدند. کسی که همه چیزش به قاعده بود. مهربانیش، لبخندش، خشم مقدسش، عقل سرد و قلب گرمش و حتی دلسوزی و انذارش به آنها که پشت مقاومت را خالی کردند و با وفاق بر پیکره این هویت کوبیدند.
آنها که در دهه سوم و چهارم زندگی زیست میکنند، لبنان را با او میشناسند. حزبالله را هم. اگر ضد قهرمانشان اسراییل است، قهرمان بیچون و چرایشان او بود. مردی که جنگ تموز شروع دلرباییش بود.
آن «لبیک یا حسین یعنی» در تارک شیعه ثبت شده، آن «والله هی أوهن من بیت العنکبوت» که ما را به کوچکی اسراییل مطمئن کرد، آن «و لسیدی کوندالیزا رایس» که او را تمسخر کرد، آن «لبنان لم یغیر اسمه و لا هویته و لا تاریخه» که سرزمین امام صدر را هویت بخشید، آن اشاره به صندلی خالی «سمیر قنطار»، آن تهدید صادق اسراییل به پشیمانی از این اقدام، آن «نحن ننتمی فی مدرسه انبیاءها شهداء و أئمتها شهداء»، آن «یا حاج عماد أقسم بالله إن دمک لن یذهب هدرا»، آن «نحن شیعه علی بن ابی طالب»، آن «کفش حاج قاسم سلیمانی از سر ترامپ باارزشتر است»، آن انذار دهنده به کوچک شمردن ترور حاج قاسم، آن گلایه همراه با متانت عدم همراهی جمهوری اسلامی در دوره وفاق و انتقام جداگانه و آن «إلی اللقاء مع إنتصار علی الدم سیف»، امروز به خاک سپرده میشود.
اگر نبود وجود حجت حق بر زمین و آن ذخیره الهی، کوهها از این داغ فرو میپاشید و دلها خرد میشد و قلبها میایستاد و زمان بیمعنا میشد. برای ما که حاج قاسم را، سید ابراهیم رییسی را و اسماعیل هنیه را تشییع کردیم، تشییع پیکر مطهر او میتوانست اندکی از این قلب آتشگرفته را تسکین دهد، اما دست تقدیر برای اهل مقاومت در آخرالزمان اینگونه رقم خورده است که با بلا و فتنه و داغهای بر دل نشسته آزموده شوند.
امروز مردی درون خاک میآرامد، که مایه آرامش ما و مایه ترس دشمن بود. مردی که او را بیش از فرزندانمان و پدر و مادرمان دوست داشتیم.
خدایا تو شاهد باش که دوست داشتیم در تشییع او شرکت کنیم و امروز خون دل میخوریم.
خدایا تو شاهد باش که ما او را دوست داشتیم و از قاتلین او و راضی شوندگان به قتل او و سهلانگارانی که کار را به قتل این نفس زکیه متعالی رساندند بیزاریم.
امروز میلیونها دل عاشق در جایی از ضاحیه بیروت دفن خواهد شد. کسی که شجره طیبه مقاومت بود. ما با او در روز بازپسین دیدار خواهیم کرد و خون او در مقابل ما خواهد بود. اگر چراغ راه مقاومت را در دل خود نگه داشتیم و آن را به فرزندان خود هدیه کردیم، راهش را ادامه دادهایم و اگر نه خون او و خون شهدای دیگری که دعوت حسین بن علی علیهالسلام در روز عاشورای سال ۶۱ هجری را لبیک گفتند و خون آن سرسلسله عاشقان یعنی حسین بن علی علیهالسلم را پایمال کردیم و قطعا پیش مادرش فاطمه زهرا سلاماللهعلیها سرافکنده و حقیر خواهیم بود.
@Nucleader
ما با خطبههای او زینب سلاماللهعلیها و زینالعابدین علیهالسلام در کاخ یزید را تجسم میکردیم.
در شداید، آنجا که عماد را از دست داده و دقایق طولانی پشت درهای بسته بالای پیکر او اشک ریخته بود، آنروز که داغدار حاج قاسم و ابومهدی بودیم، آنروز که اسراییل غزه را زیر موشک باران گرفت، آن وقت که در سختترین لحظات تاریخ مقاومت فواد شکر و فرماندهان دیگر را زدند، منتظر تصویر او در قاب تلویزیون بودیم. تهدیداتش بهجا بود، بهموقع اسراییلیها را هجو میکرد و دقیقا آن لحظه که باید دلها را آرام و ذهنها را امیدوار میکرد.
تا او بود، ما خیالمان راحت بود. تا او بود، موشکهای یهود به آسمان ایران نرسید. او کوهی سخت و عزمی راسخ بود.
ما با او حسن بن علی در جمل را تجربه کردیم. با او معنی «خیبر خیبر یا یهود» را میفهمیدیم.
او هویت مقاومت و تصویری عینی از یک زیست در عالم تشیع بود. کسی که مانند عباس بن علی علیهالسلام در روز عاشورا دلهای اهل خیمه مقاومت را آرام نگه میداشت.
او کسی بود که همه آنها که امروز در دهه چهارم و سوم زندگیشان میزیند و دل به انقلاب امام بسته و مهر رهبری به دل دارند، او را سرآمد میدیدند. کسی که همه چیزش به قاعده بود. مهربانیش، لبخندش، خشم مقدسش، عقل سرد و قلب گرمش و حتی دلسوزی و انذارش به آنها که پشت مقاومت را خالی کردند و با وفاق بر پیکره این هویت کوبیدند.
آنها که در دهه سوم و چهارم زندگی زیست میکنند، لبنان را با او میشناسند. حزبالله را هم. اگر ضد قهرمانشان اسراییل است، قهرمان بیچون و چرایشان او بود. مردی که جنگ تموز شروع دلرباییش بود.
آن «لبیک یا حسین یعنی» در تارک شیعه ثبت شده، آن «والله هی أوهن من بیت العنکبوت» که ما را به کوچکی اسراییل مطمئن کرد، آن «و لسیدی کوندالیزا رایس» که او را تمسخر کرد، آن «لبنان لم یغیر اسمه و لا هویته و لا تاریخه» که سرزمین امام صدر را هویت بخشید، آن اشاره به صندلی خالی «سمیر قنطار»، آن تهدید صادق اسراییل به پشیمانی از این اقدام، آن «نحن ننتمی فی مدرسه انبیاءها شهداء و أئمتها شهداء»، آن «یا حاج عماد أقسم بالله إن دمک لن یذهب هدرا»، آن «نحن شیعه علی بن ابی طالب»، آن «کفش حاج قاسم سلیمانی از سر ترامپ باارزشتر است»، آن انذار دهنده به کوچک شمردن ترور حاج قاسم، آن گلایه همراه با متانت عدم همراهی جمهوری اسلامی در دوره وفاق و انتقام جداگانه و آن «إلی اللقاء مع إنتصار علی الدم سیف»، امروز به خاک سپرده میشود.
اگر نبود وجود حجت حق بر زمین و آن ذخیره الهی، کوهها از این داغ فرو میپاشید و دلها خرد میشد و قلبها میایستاد و زمان بیمعنا میشد. برای ما که حاج قاسم را، سید ابراهیم رییسی را و اسماعیل هنیه را تشییع کردیم، تشییع پیکر مطهر او میتوانست اندکی از این قلب آتشگرفته را تسکین دهد، اما دست تقدیر برای اهل مقاومت در آخرالزمان اینگونه رقم خورده است که با بلا و فتنه و داغهای بر دل نشسته آزموده شوند.
امروز مردی درون خاک میآرامد، که مایه آرامش ما و مایه ترس دشمن بود. مردی که او را بیش از فرزندانمان و پدر و مادرمان دوست داشتیم.
خدایا تو شاهد باش که دوست داشتیم در تشییع او شرکت کنیم و امروز خون دل میخوریم.
خدایا تو شاهد باش که ما او را دوست داشتیم و از قاتلین او و راضی شوندگان به قتل او و سهلانگارانی که کار را به قتل این نفس زکیه متعالی رساندند بیزاریم.
امروز میلیونها دل عاشق در جایی از ضاحیه بیروت دفن خواهد شد. کسی که شجره طیبه مقاومت بود. ما با او در روز بازپسین دیدار خواهیم کرد و خون او در مقابل ما خواهد بود. اگر چراغ راه مقاومت را در دل خود نگه داشتیم و آن را به فرزندان خود هدیه کردیم، راهش را ادامه دادهایم و اگر نه خون او و خون شهدای دیگری که دعوت حسین بن علی علیهالسلام در روز عاشورای سال ۶۱ هجری را لبیک گفتند و خون آن سرسلسله عاشقان یعنی حسین بن علی علیهالسلم را پایمال کردیم و قطعا پیش مادرش فاطمه زهرا سلاماللهعلیها سرافکنده و حقیر خواهیم بود.
@Nucleader
❤20😭4
سید حسن نصرالله تا در حیات دنیایی بود، بین حق و باطل خطی صریح میکشید. اهل تعارف نبود. خدا خواست در تشییع پیکر پاکش نیز صف حلالزادگان جبهه حق از دشمنان سوا باشد.
آنها که دل در گرو آمریکا دارند، در تشییع او غایباند و آنها که از خدا میترسند و با آمریکا و اسراییل دشمنی دارند یا در تشییع او حاضرند یا دوست داشتند حاضر باشند.
@Nucleader
آنها که دل در گرو آمریکا دارند، در تشییع او غایباند و آنها که از خدا میترسند و با آمریکا و اسراییل دشمنی دارند یا در تشییع او حاضرند یا دوست داشتند حاضر باشند.
@Nucleader
😢7❤4🔥2👍1😭1
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همزمان با برگزاری مراسم تشییع پیکر شهیدان سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفیالدین، جنگندههای اف-۳۵ و اف-۱۵ اسرائیلی در فرمیشن چهار فروندی در آسمان بیروت مشاهده شدهاند.
آنهایی که بعد از ترور هنیه در روز روشن در تهران؛ وعده صادق۲ را به تعویق انداختند تا دشمن صهیونی وقیح شده و سیدحسن را به شهادت رساند این صحنه را می بینند چه فکری با خود می کنند؟
@makshufat
آنهایی که بعد از ترور هنیه در روز روشن در تهران؛ وعده صادق۲ را به تعویق انداختند تا دشمن صهیونی وقیح شده و سیدحسن را به شهادت رساند این صحنه را می بینند چه فکری با خود می کنند؟
@makshufat
👍10
حالا که همه چیز تمام شد، ولی به خدا قسم که اگر سید ابراهیم رییسی به شهادت نمیرسید، سید حسن نصرالله هم شهید نشده بود.
@Nucleader
@Nucleader
👍11😢3👌3👎1
«در نتیجه رایزنیها، به دلیل ملاحظاتی که در طول زمان مشخص میشود، تصمیم گرفتیم عملیات خود را به صورت جداگانه انجام دهیم.»
این کلماتی است که تا روز آخر حیات مارو عذاب میده. بغض مارو رها نمیکنه.
خدا مسببین قتلت را با قاتلین علی علیهالسلام محشور کند.
@Nucleader
این کلماتی است که تا روز آخر حیات مارو عذاب میده. بغض مارو رها نمیکنه.
خدا مسببین قتلت را با قاتلین علی علیهالسلام محشور کند.
@Nucleader
👌10😢4👎1
و در پایان
به حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه فقدان این یار صالح و عزیز را تسلیت میگوییم.
به حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه فقدان این یار صالح و عزیز را تسلیت میگوییم.
😭17❤1