عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف، حسین است.
اینجا دركربلا، در سرچشمه جاذبه ای كه عالم را بر محورعشق نظام داده است، شیطان اكنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشیر شیطان از خون شكست می خورد؛ از خون عاشق،خون شهید.
فتح خون- سید مرتضی آوینی
@fathe_khoon
اینجا دركربلا، در سرچشمه جاذبه ای كه عالم را بر محورعشق نظام داده است، شیطان اكنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشیر شیطان از خون شكست می خورد؛ از خون عاشق،خون شهید.
فتح خون- سید مرتضی آوینی
@fathe_khoon
اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد، پس یاران دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم...
@fathe_khoon
@fathe_khoon
سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در كجاست؟
طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد.
یاران!
سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند، اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند. كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه بر زبان میگذرد، اما ریشهاش در دل نیست، در باد است.
در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد؛ در جست و جوی غفلت كدهای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است كه صخرههای بلند را نیز خرد میكند و در مسیر درهها آن همه میغلتاند تا پیوسته به خاك شود.
اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد، پس یاران دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم...
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل اول
@fathe_khoon
طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد.
یاران!
سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند، اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند. كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه بر زبان میگذرد، اما ریشهاش در دل نیست، در باد است.
در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد؛ در جست و جوی غفلت كدهای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است كه صخرههای بلند را نیز خرد میكند و در مسیر درهها آن همه میغلتاند تا پیوسته به خاك شود.
اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد، پس یاران دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم...
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل اول
@fathe_khoon
صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد.
خدایا، چگونه ممكن است كه تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی كه در شب هشتم ذیالحجه سال شصتم هجری، مخاطب امام بودهاند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟
آنان را می گویم كه عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ كره ارض است.
هیهات ما ذلك الظن بك ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است. پس چه جای تردید؟
راهی كه آن قافله عشق پای در آن نهاد، راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر میخیزد، واگر نه، این راحلان قافله عشق بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به كدام دعوت است كه لبیك گفته اند؟
الرحیل! الرحیل!
اكنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را!
اكنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را!
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ...
راحلان طریق عشق می دانند كه ماندن نیز در رفتن است.
جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست كه ما را كشكشانه به خویش میخواند.
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل سوم
@fathe_khoon
خدایا، چگونه ممكن است كه تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی كه در شب هشتم ذیالحجه سال شصتم هجری، مخاطب امام بودهاند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟
آنان را می گویم كه عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ كره ارض است.
هیهات ما ذلك الظن بك ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است. پس چه جای تردید؟
راهی كه آن قافله عشق پای در آن نهاد، راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر میخیزد، واگر نه، این راحلان قافله عشق بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به كدام دعوت است كه لبیك گفته اند؟
الرحیل! الرحیل!
اكنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را!
اكنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را!
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ...
راحلان طریق عشق می دانند كه ماندن نیز در رفتن است.
جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست كه ما را كشكشانه به خویش میخواند.
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل سوم
@fathe_khoon
ای دل!
شتاب كن تا خود را به كربلا برسانیم.
میگویی مگر سر امام عشق را برنیزه ندیدهای و مگر بوی خون را نمیشنوی؟ كار از كار گذشته است. قرن هاست كه كار ازكار گذشته است، اما ای دل نیك بنگر كه زبان رمز، چه رازی را با تو باز می گوید:
كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگرچه قبله در كعبه است، اما فَاَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ.
یعنی هر جا كه پیكر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا كربلاست؛ نه به اعتبار لفظ و استعاره، كه در حقیقت.
و هر گاه كه عَلَم قیام تو بلند شود عاشوراست؛باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اگر آن قافله را قافله عشق خواندیم در سفر تاریخ ، یعنی همین.
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل پنجم
@FATHE_KHOON
شتاب كن تا خود را به كربلا برسانیم.
میگویی مگر سر امام عشق را برنیزه ندیدهای و مگر بوی خون را نمیشنوی؟ كار از كار گذشته است. قرن هاست كه كار ازكار گذشته است، اما ای دل نیك بنگر كه زبان رمز، چه رازی را با تو باز می گوید:
كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگرچه قبله در كعبه است، اما فَاَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ.
یعنی هر جا كه پیكر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا كربلاست؛ نه به اعتبار لفظ و استعاره، كه در حقیقت.
و هر گاه كه عَلَم قیام تو بلند شود عاشوراست؛باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اگر آن قافله را قافله عشق خواندیم در سفر تاریخ ، یعنی همین.
کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل پنجم
@FATHE_KHOON
يك بار ديگر؛ تشيع آدام اسميتي، تشيع كربلايي
🔴🔍فکرم مشغول به دو تشیع عینیت یافته در فاصله ای کمتر از ده روز بود...
چطور میشود همان زمان که عراقی ها همه پس انداز سالشان را و حتی فرش زیرپایشان را می فروشند تا در استقبال از زائران حسینی مدل جدیدی از یک "اقتصاد صلواتی جمع محور" ارائه دهند در کشوری با درصد تشیع بیشتر،بازار سیاه صدور ویزا و افزایش دویست و پنجاه درصدی رسمی و دولتی(نه بازار سیاهی و غیررسمی) بلیط اتوبوس به سمت مرزها یک مدل از "اقتصاد لیبرالی و مطلقا فردگرا" را تحت لوای دین و حاکمیت آن تثبیت می کند...درست در همان زمان که در عراق ذهنیت شیعه در قالب موکب های مطلقا مردمی(نه دولتی) عینیت میابد خبر نابودی یک و نیم میلیون کیلو سیب زمینی برای بالا نگه داشتن قیمت آن توسط یک نماینده در اصولگراترین مجلس تاریخ مطرح میشود و با بی اعتنایی نمایندگان منجر به استعفای وی میشود تا باز هم در قالب حاکمیت تشیع یکی از کثیف ترین مصادیق کاپیتالیسم عینیت یابد...
به فاصله ده روز پس از تجمع اربعین حسینی،تجمعی با جمعیتی کمتر(حدود یک دهم) در شهری دیگر با چند برابر مساحت و زیرساخت های مسکونی و رفاهی برگزار می شود...هرچند ماهیت عزاداری روز سی ام صفر در مشهد با بیست صفر در کربلا تفاوتی ندارد اما قوانین مصوب(رسمی) و فضای عرفی(غیررسمی) عزادار را با مدلی دقیقا متضاد با آنچه تحت همین لوا ده روز قبل شاهدش بوده مواجه میسازد...گویا تشیع به دو شاخه خراسانی و کربلایی که در جنگ با یکدیگر هستند تقسیم می شود!
خیلی به تفاوت این ده روز و فضای موکبی کربلا و هتل درویشی های مشهد فکر کردم...یکی چادر میزند تا زائر دست در جیبش نکند و دیگری قانون در منع چادر زدن تا یک فرسخی حرم را تصویب میکند تا زائر به هنگام وداع دیگر دستش به جیبش نرسد...
راستش را بخواهید تا عراق هنوز در هر کوچه پس کوچه اش دانشگاهی تاسیس نشده باید قدر اربعینش را دانست...اگر عراق هم روزی تصمیم بگیرد چهار میلیون و چهارصد هزار دانشجو داشته باشد آنقدر تئوری های "آدام اسمیت" و دست نامرئی بازار را بجای یدالله به مثابه دستی که با "جماعت" است نه فرد،در گوش دانشجویان تکرار می کنند و کتاب های فریدمن و مالتوس را در حلقشان جا میکنند تا آستان کربلا هم غیرقدسی! و حسین را تبدیل به پولساز ترین چهره سال کنند...حالا حج فقرا را باید در جاده خاکی نجف به کربلا پیدا کرد تا قبل از ورود به حرم اذن دخول را از آدام اسمیت ها نگیریم!
@fathe_khoon
🔴🔍فکرم مشغول به دو تشیع عینیت یافته در فاصله ای کمتر از ده روز بود...
چطور میشود همان زمان که عراقی ها همه پس انداز سالشان را و حتی فرش زیرپایشان را می فروشند تا در استقبال از زائران حسینی مدل جدیدی از یک "اقتصاد صلواتی جمع محور" ارائه دهند در کشوری با درصد تشیع بیشتر،بازار سیاه صدور ویزا و افزایش دویست و پنجاه درصدی رسمی و دولتی(نه بازار سیاهی و غیررسمی) بلیط اتوبوس به سمت مرزها یک مدل از "اقتصاد لیبرالی و مطلقا فردگرا" را تحت لوای دین و حاکمیت آن تثبیت می کند...درست در همان زمان که در عراق ذهنیت شیعه در قالب موکب های مطلقا مردمی(نه دولتی) عینیت میابد خبر نابودی یک و نیم میلیون کیلو سیب زمینی برای بالا نگه داشتن قیمت آن توسط یک نماینده در اصولگراترین مجلس تاریخ مطرح میشود و با بی اعتنایی نمایندگان منجر به استعفای وی میشود تا باز هم در قالب حاکمیت تشیع یکی از کثیف ترین مصادیق کاپیتالیسم عینیت یابد...
به فاصله ده روز پس از تجمع اربعین حسینی،تجمعی با جمعیتی کمتر(حدود یک دهم) در شهری دیگر با چند برابر مساحت و زیرساخت های مسکونی و رفاهی برگزار می شود...هرچند ماهیت عزاداری روز سی ام صفر در مشهد با بیست صفر در کربلا تفاوتی ندارد اما قوانین مصوب(رسمی) و فضای عرفی(غیررسمی) عزادار را با مدلی دقیقا متضاد با آنچه تحت همین لوا ده روز قبل شاهدش بوده مواجه میسازد...گویا تشیع به دو شاخه خراسانی و کربلایی که در جنگ با یکدیگر هستند تقسیم می شود!
خیلی به تفاوت این ده روز و فضای موکبی کربلا و هتل درویشی های مشهد فکر کردم...یکی چادر میزند تا زائر دست در جیبش نکند و دیگری قانون در منع چادر زدن تا یک فرسخی حرم را تصویب میکند تا زائر به هنگام وداع دیگر دستش به جیبش نرسد...
راستش را بخواهید تا عراق هنوز در هر کوچه پس کوچه اش دانشگاهی تاسیس نشده باید قدر اربعینش را دانست...اگر عراق هم روزی تصمیم بگیرد چهار میلیون و چهارصد هزار دانشجو داشته باشد آنقدر تئوری های "آدام اسمیت" و دست نامرئی بازار را بجای یدالله به مثابه دستی که با "جماعت" است نه فرد،در گوش دانشجویان تکرار می کنند و کتاب های فریدمن و مالتوس را در حلقشان جا میکنند تا آستان کربلا هم غیرقدسی! و حسین را تبدیل به پولساز ترین چهره سال کنند...حالا حج فقرا را باید در جاده خاکی نجف به کربلا پیدا کرد تا قبل از ورود به حرم اذن دخول را از آدام اسمیت ها نگیریم!
@fathe_khoon
چه روزگار شگفتي!
همهي تاريخ در اينجا حاضر است. كربلا ما را به سوي خود فرا ميخواند و ارواح مشتاق ما بيتابانه، همچون كبوتران حرم، به سوي كربلا بال ميگشايند.
بار ديگر صداي «هل من ناصر» امام عشق در دل تاريخ بلند است و اين بار حضور امت بهراستي شگفتآور است. هر آنكس در هر زمان و در هر جا به اين صلا لبيك گويد كربلايي است و كربلا ميزان عشق است و اهل ان را از اغيار جدا ميكند.
كربلا! آغوشت را بگشا.
حزب الله به سوي تو ميآيد.
سيد مرتضي اويني- كتاب مركز آسمان- نشر واحه- نريشن فيلم حضور الحاضر
همهي تاريخ در اينجا حاضر است. كربلا ما را به سوي خود فرا ميخواند و ارواح مشتاق ما بيتابانه، همچون كبوتران حرم، به سوي كربلا بال ميگشايند.
بار ديگر صداي «هل من ناصر» امام عشق در دل تاريخ بلند است و اين بار حضور امت بهراستي شگفتآور است. هر آنكس در هر زمان و در هر جا به اين صلا لبيك گويد كربلايي است و كربلا ميزان عشق است و اهل ان را از اغيار جدا ميكند.
كربلا! آغوشت را بگشا.
حزب الله به سوي تو ميآيد.
سيد مرتضي اويني- كتاب مركز آسمان- نشر واحه- نريشن فيلم حضور الحاضر
کلیپ صوتی «لبیک یا حسین»
مرور روایت رهبر انقلاب از ماجرای زیارت قبر مطهر اباعبداللهالحسین علیهالسلام توسط جابربنعبدالله انصاری
فردا اربعین سیّدالشهداست. به مناسبت سالگرد امام، ما از جاهای مختلف بر سر مزار او گرد آمدهایم. تناسب این جمع آمدن و گرد آمدن ما بر سر قبر امام، با اربعین تناسب عجیبی است. در روز اربعین هم، بعد از آن روزهای تلخ و آن شهادت عجیب، اولین زائران اباعبداللَّهالحسین علیهالسّلام بر سر قبر امامِ معصومِ شهید جمع شدند. از جمله کسانی که آن روز آمدند، یکی «جابربن عبداللَّه انصاری» است و یکی «عطیةبن سعد عوفی» که او هم از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. جابربن عبداللَّه از صحابه پیامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم علیالظّاهر مرد مسنّی بوده است؛ شاید حداقل شصت، هفتاد سال از سنین او - بلکه بیشتر - میگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در آن وقت باید بیش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ لیکن «عطیه» از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا زمان امام باقر هم «عطیةبن سعد عوفی» علیالظّاهر زندگی کرده است. «عطیه» میگوید: وقتی به آن جا رسیدیم، خواستیم به طرف قبر برویم، اما این پیرمرد گفت اول دم شطّ فرات برویم و غسل کنیم. در شطّ فرات غسل کرد، سپس قطیفهای به کمر پیچید و قطیفهای هم بردوش انداخت؛ مثل کسی که میخواهد خانه خدا را طواف و زیارت کند، به طرف قبر امام حسین علیهالسّلام رفت. ظاهراً او نابینا هم بوده است. میگوید با هم رفتیم، تا نزدیک قبر امام حسین علیهالسّلام رسیدیم. وقتی که قبر را لمس کرد و شناخت، احساساتش به جوش آمد. این پیرمرد که لابد حسینبنعلی علیهالسّلام را بارها در آغوش پیامبر دیده بود، با صدای بلند سه مرتبه صدا زد: یا حسین، یا حسین، یا حسین!
خطبههای نمازجمعه ۱۳۷۸/۰۳/۱۴
مرور روایت رهبر انقلاب از ماجرای زیارت قبر مطهر اباعبداللهالحسین علیهالسلام توسط جابربنعبدالله انصاری
فردا اربعین سیّدالشهداست. به مناسبت سالگرد امام، ما از جاهای مختلف بر سر مزار او گرد آمدهایم. تناسب این جمع آمدن و گرد آمدن ما بر سر قبر امام، با اربعین تناسب عجیبی است. در روز اربعین هم، بعد از آن روزهای تلخ و آن شهادت عجیب، اولین زائران اباعبداللَّهالحسین علیهالسّلام بر سر قبر امامِ معصومِ شهید جمع شدند. از جمله کسانی که آن روز آمدند، یکی «جابربن عبداللَّه انصاری» است و یکی «عطیةبن سعد عوفی» که او هم از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. جابربن عبداللَّه از صحابه پیامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم علیالظّاهر مرد مسنّی بوده است؛ شاید حداقل شصت، هفتاد سال از سنین او - بلکه بیشتر - میگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در آن وقت باید بیش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ لیکن «عطیه» از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا زمان امام باقر هم «عطیةبن سعد عوفی» علیالظّاهر زندگی کرده است. «عطیه» میگوید: وقتی به آن جا رسیدیم، خواستیم به طرف قبر برویم، اما این پیرمرد گفت اول دم شطّ فرات برویم و غسل کنیم. در شطّ فرات غسل کرد، سپس قطیفهای به کمر پیچید و قطیفهای هم بردوش انداخت؛ مثل کسی که میخواهد خانه خدا را طواف و زیارت کند، به طرف قبر امام حسین علیهالسّلام رفت. ظاهراً او نابینا هم بوده است. میگوید با هم رفتیم، تا نزدیک قبر امام حسین علیهالسّلام رسیدیم. وقتی که قبر را لمس کرد و شناخت، احساساتش به جوش آمد. این پیرمرد که لابد حسینبنعلی علیهالسّلام را بارها در آغوش پیامبر دیده بود، با صدای بلند سه مرتبه صدا زد: یا حسین، یا حسین، یا حسین!
خطبههای نمازجمعه ۱۳۷۸/۰۳/۱۴
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: كل یوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا...
این سخنی است كه پشت شیطان را میلرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
و تو، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای و اكنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهادهای، نومید مشو كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار میكشد تا تو زنجیر خاك از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...
فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل چهارم
@fathe_khoon
این سخنی است كه پشت شیطان را میلرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
و تو، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای و اكنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهادهای، نومید مشو كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار میكشد تا تو زنجیر خاك از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...
فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل چهارم
@fathe_khoon
یاران! شتاب كنید، قافله در راه است.
میگویند كه گناهكاران را نمی پذیرند، آری گناهكاران را در این قافله راهی نیست، اما پشیمانان را میپذیرند.
آدم نیز در این قافله ملازم ركاب حسین است كه او سرسلسله خیل پشیمانان است و اگر نبود باب توبهای كه خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان در این برهوت گمگشتگی وا میماند.
فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل چهارم
fathe_khoon
میگویند كه گناهكاران را نمی پذیرند، آری گناهكاران را در این قافله راهی نیست، اما پشیمانان را میپذیرند.
آدم نیز در این قافله ملازم ركاب حسین است كه او سرسلسله خیل پشیمانان است و اگر نبود باب توبهای كه خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان در این برهوت گمگشتگی وا میماند.
فتح خون- سید مرتضی آوینی- نشر واحه- فصل چهارم
fathe_khoon
پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم:
در بازار بسیار یاد خدا باشید، آنجا که مردم عموما مشغول دنیایند. این کار کفاره گناهان است.
هر گاه فروشنده ای تقاضای مسلمانی را در پس دادن کالایی اجابت کند، خداوند در روز قیامت لغزش های او را نادیده می گیرد.
از بازار گردی بپرهیزید و در صدد خرید پیاپی اقلام غیر ضروری نباشید.
در بازار بسیار یاد خدا باشید، آنجا که مردم عموما مشغول دنیایند. این کار کفاره گناهان است.
هر گاه فروشنده ای تقاضای مسلمانی را در پس دادن کالایی اجابت کند، خداوند در روز قیامت لغزش های او را نادیده می گیرد.
از بازار گردی بپرهیزید و در صدد خرید پیاپی اقلام غیر ضروری نباشید.