بانوی قهرمان کربلا🌹🍃
به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی🌹🍃
خداوند متعال راست فرمود که سرانجام بدکاران ، زشت خواهد بود ، زیرا که آیات خدا را تکذیب کرده و استهزاء نمودند.
ای یزید ، آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی ، و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ نمودی و در نتیجه ما را مانند اسیران بهر طرف کشانیدی ، از این است که ما ، در نزد خدا خوار گشته ایم ؟
و یا ترا در پیش خدا قدر و منزلتی است ؟ و یا خیال کردی که این از بزرگی مقام تو است ؟
لذا چون دنیا را بکام خویش و جریان کارها را بمراد خود یافتی ، با تکبر باد در دماغ خویش افکندی و خوشحال و مسرور ، نگران آرزوهای خود شدی ؟
بدان که اگر خدا مهلتی به تو داده است از این جهت است که میفرماید :
آنانکه کافر شدند هرگز گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها میدهیم بنفع آنان است ، بلکه ما به آنها مهلت میدهیم ، تا در گناه زیاده روی کنند ، آنگاه عذابی خوار کننده برای ایشان خواهد بود .
ای غلامزاده ! آیا از عدل و داد است ، که دختران و کنیزان خویش را در پس پرده نگهداری و دختران رسول خدا (ص) را مانند اسیران بهرسو بگردانی ؟
پرده حجاب آنان دریده شد ، و صدایشان از محنت و غم بگرفت و محزون و اندوهگین بر روی اشتران بهر سو رانده شدند . آنان را بدست دشمنان در شهرها سرگردان نمودی ، نه محافظی داشتند و نه منزلگاهی ، مردم از دور و نزدیک به آنان نظاره میکردند ، در حالیکه از مردانشان کسی در کنارآنان نبود.
آیا باز آرزو میکنی : ایکاش پیرمردان ما که در بدر کشته شدند ، شاهد بودند ؟ بدون اینکه خود را گناهکار بدانی و یا گناه خویس را بزرگ شماری . اینک نیز با چوبدست خویش بر دندانهای پیشین ابا عبدالله (ع) میزنی ؟
چرا چنین نکنی ، زیرا با ریختن این خونهای پاک و مطهر ، خون ستارگان روی زمین که از خاندان عبدالمطلب بودند ، عقده قلب مجروح تو گشوده شده ، و نهال غمت ریشه کن گشته است .
مطمئن باش تو نیز به زودی مانند آنان به پیشگاه خداوند متعال باز میگردی ، و در آنجاست که آرزو خواهی کرد که ایکاش در دنیا لال و کور بودی ( و این اعمال از تو سر نمیزد ).
ای یزید ، بخدا قسم جز پوست خود نشکافتی ، و جز گوشت بدن خود قطع نکردی و بر خلاف میل خود ، بزودی بنزد رسول خدا (ص) بازگشت خواهی نمود و اهل بیت و پاره های تن او را در حظیرة القدس در کنارش خواهی یافت ، همانروزی که خدا پراکندگی آنان را باجتماع مبدل میسازد .
هرگز گمان نکنید ، آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، بلکه زنده بوده و در نزد پروردگارشان روزی می یابند .
و بزودی تو و آنکسی که ترا بر کرسی نشانید و بر گردن مومنین مسلط نمود ، خواهید دانست ، کدامیک از ما بدکارتر و از حیث تعداد لشگر ناتوان تریم ، در آن روزی که قضاوت کننده خدا ، طرف و دشمن تو جد ما ، و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود ، و اگرچه در این جهان ما را بغنیمت گرفتی ، ولی بزودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت ، در آن هنگام که تو جز به آنچه پیش فرستاده ای دست رسی نخواهی داشت . تو به پسر مرجانه (عبیدالله بن زیاد ) پناه خواهی برد و او نیز دست بدامان تو خواهد شد ، در حالیکه عجز و پریشانی خود و یارانت را در پیشگاه میزان عدل الهی مشاهده میکنی ، در می یابی که بهترین توشه ای که برای خویشتن اندوخته ای ، همانا کشتن ذریه محمد (ص) می باشد. قسم بخدا که جز خدا از کسی نمیترسم ، و جز باو بنزد کسی شکایت نمیبرم . تو هرچه توانی مکر و حیله خود را بکار بر و نهایت جدیت و کوشش خود را مبذول دار ، که قسم بخدا هرگز نمیتوانی از ننگ و عار رفتاری که با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی .
خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید پس از قیام عاشورا
از کتاب زینب بانوی قهرمان کربلا
تالیف : بانو دکتر بنت الشاطی
ترجمه و نگارش : حبیب چایچیان و مهدی آیت الله زاده نائینی
به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی🌹🍃
خداوند متعال راست فرمود که سرانجام بدکاران ، زشت خواهد بود ، زیرا که آیات خدا را تکذیب کرده و استهزاء نمودند.
ای یزید ، آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی ، و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ نمودی و در نتیجه ما را مانند اسیران بهر طرف کشانیدی ، از این است که ما ، در نزد خدا خوار گشته ایم ؟
و یا ترا در پیش خدا قدر و منزلتی است ؟ و یا خیال کردی که این از بزرگی مقام تو است ؟
لذا چون دنیا را بکام خویش و جریان کارها را بمراد خود یافتی ، با تکبر باد در دماغ خویش افکندی و خوشحال و مسرور ، نگران آرزوهای خود شدی ؟
بدان که اگر خدا مهلتی به تو داده است از این جهت است که میفرماید :
آنانکه کافر شدند هرگز گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها میدهیم بنفع آنان است ، بلکه ما به آنها مهلت میدهیم ، تا در گناه زیاده روی کنند ، آنگاه عذابی خوار کننده برای ایشان خواهد بود .
ای غلامزاده ! آیا از عدل و داد است ، که دختران و کنیزان خویش را در پس پرده نگهداری و دختران رسول خدا (ص) را مانند اسیران بهرسو بگردانی ؟
پرده حجاب آنان دریده شد ، و صدایشان از محنت و غم بگرفت و محزون و اندوهگین بر روی اشتران بهر سو رانده شدند . آنان را بدست دشمنان در شهرها سرگردان نمودی ، نه محافظی داشتند و نه منزلگاهی ، مردم از دور و نزدیک به آنان نظاره میکردند ، در حالیکه از مردانشان کسی در کنارآنان نبود.
آیا باز آرزو میکنی : ایکاش پیرمردان ما که در بدر کشته شدند ، شاهد بودند ؟ بدون اینکه خود را گناهکار بدانی و یا گناه خویس را بزرگ شماری . اینک نیز با چوبدست خویش بر دندانهای پیشین ابا عبدالله (ع) میزنی ؟
چرا چنین نکنی ، زیرا با ریختن این خونهای پاک و مطهر ، خون ستارگان روی زمین که از خاندان عبدالمطلب بودند ، عقده قلب مجروح تو گشوده شده ، و نهال غمت ریشه کن گشته است .
مطمئن باش تو نیز به زودی مانند آنان به پیشگاه خداوند متعال باز میگردی ، و در آنجاست که آرزو خواهی کرد که ایکاش در دنیا لال و کور بودی ( و این اعمال از تو سر نمیزد ).
ای یزید ، بخدا قسم جز پوست خود نشکافتی ، و جز گوشت بدن خود قطع نکردی و بر خلاف میل خود ، بزودی بنزد رسول خدا (ص) بازگشت خواهی نمود و اهل بیت و پاره های تن او را در حظیرة القدس در کنارش خواهی یافت ، همانروزی که خدا پراکندگی آنان را باجتماع مبدل میسازد .
هرگز گمان نکنید ، آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، بلکه زنده بوده و در نزد پروردگارشان روزی می یابند .
و بزودی تو و آنکسی که ترا بر کرسی نشانید و بر گردن مومنین مسلط نمود ، خواهید دانست ، کدامیک از ما بدکارتر و از حیث تعداد لشگر ناتوان تریم ، در آن روزی که قضاوت کننده خدا ، طرف و دشمن تو جد ما ، و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود ، و اگرچه در این جهان ما را بغنیمت گرفتی ، ولی بزودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت ، در آن هنگام که تو جز به آنچه پیش فرستاده ای دست رسی نخواهی داشت . تو به پسر مرجانه (عبیدالله بن زیاد ) پناه خواهی برد و او نیز دست بدامان تو خواهد شد ، در حالیکه عجز و پریشانی خود و یارانت را در پیشگاه میزان عدل الهی مشاهده میکنی ، در می یابی که بهترین توشه ای که برای خویشتن اندوخته ای ، همانا کشتن ذریه محمد (ص) می باشد. قسم بخدا که جز خدا از کسی نمیترسم ، و جز باو بنزد کسی شکایت نمیبرم . تو هرچه توانی مکر و حیله خود را بکار بر و نهایت جدیت و کوشش خود را مبذول دار ، که قسم بخدا هرگز نمیتوانی از ننگ و عار رفتاری که با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی .
خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید پس از قیام عاشورا
از کتاب زینب بانوی قهرمان کربلا
تالیف : بانو دکتر بنت الشاطی
ترجمه و نگارش : حبیب چایچیان و مهدی آیت الله زاده نائینی
لبيك يا حسين يعني انك تكون حاضرا في المعركه و لو كنت وحدك
و لو تركك الناس، والتهمك الناس و خذلك الناس
و لو تركك الناس، والتهمك الناس و خذلك الناس
بسته ویژه صوتی وقایع شب و روز 10 عاشورا سال 61 هجری
متن: حسام الدین ابوالحسنی
صوت: سرکار خانم منیری
منبع متن: نفس المهموم شیخ عباس قمی.
سال تولید: 92
متن: حسام الدین ابوالحسنی
صوت: سرکار خانم منیری
منبع متن: نفس المهموم شیخ عباس قمی.
سال تولید: 92
شاعر: رحمان نوازنی
صوت: محمدرضا حسنلو
آماده می شوم که فراهم کنی مرا
خرج عزای ماه محرم کنی مرا
آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده
تا بین این صفوف منظم کنی مرا
فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "
اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا
آنقدر در طواف سرت گریه می کنم
تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا
اصلا بعید نیست که در روضه خودت
همسایه رسول مکرم کنی مرا
روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت
می خواستی شهید محرم کنی مرا
صوت: محمدرضا حسنلو
آماده می شوم که فراهم کنی مرا
خرج عزای ماه محرم کنی مرا
آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده
تا بین این صفوف منظم کنی مرا
فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "
اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا
آنقدر در طواف سرت گریه می کنم
تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا
اصلا بعید نیست که در روضه خودت
همسایه رسول مکرم کنی مرا
روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت
می خواستی شهید محرم کنی مرا
تقدیم به شهید دشت کربلا، حضرت حر علیه السلام
شاعر: مرتضی امیری اسفندقه
صوت: محمدرضا حسنلو
عاقبت جان تو در چشمه ی مهتاب افتاد
پیچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد
نور در کاسه ی ظلمتزده ی چشمت ریخت
خواب از چشم تو ای شیفته ی خواب، افتاد
کارت از پیله ی پوسیده به پرواز کشید
عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد
چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نیلوفر
آن دل مرده که یک چند به مرداب افتاد
عادتت بود که تکرار کنی «بودن» را
از سرت زشتی این عادت ناباب افتاد
ماه را بی مدد تشت تماشا کردی
چشمت از ابروی پیوسته به محراب افتاد
چه کشش بود در آن جلوهی مجذوب مگر
که به یک جذبه چنین جان تو جذّاب افتاد؟
چهرهی واقعیَت را به تو برگرداندند
از سر نام تو سنگینی القاب افتاد
شهد سرشار شهادت به تو ارزانی باد
آه از این مردن شیرین، دهنم آب افتاد
امشب از هُرم نفسهای اهورایی تو
گرم در دفتر من، این غزل ناب افتاد
پ.ن: فایلهای صوتی، تولیدی و کار گروهی است.
@fathe_khoon
شاعر: مرتضی امیری اسفندقه
صوت: محمدرضا حسنلو
عاقبت جان تو در چشمه ی مهتاب افتاد
پیچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد
نور در کاسه ی ظلمتزده ی چشمت ریخت
خواب از چشم تو ای شیفته ی خواب، افتاد
کارت از پیله ی پوسیده به پرواز کشید
عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد
چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نیلوفر
آن دل مرده که یک چند به مرداب افتاد
عادتت بود که تکرار کنی «بودن» را
از سرت زشتی این عادت ناباب افتاد
ماه را بی مدد تشت تماشا کردی
چشمت از ابروی پیوسته به محراب افتاد
چه کشش بود در آن جلوهی مجذوب مگر
که به یک جذبه چنین جان تو جذّاب افتاد؟
چهرهی واقعیَت را به تو برگرداندند
از سر نام تو سنگینی القاب افتاد
شهد سرشار شهادت به تو ارزانی باد
آه از این مردن شیرین، دهنم آب افتاد
امشب از هُرم نفسهای اهورایی تو
گرم در دفتر من، این غزل ناب افتاد
پ.ن: فایلهای صوتی، تولیدی و کار گروهی است.
@fathe_khoon
کتاب قمه زنی؛ سنت یا بدعت
نگاهی به آرای علمای اعلام حضرت امام خمینی و امام خامنه ای، ایت الله اراکی، ایت الله مکارم شیرازی، ایت الله فاضل لنکرانی و...
نگاهی به احادیث و روایات در این خصوص
نگاهی به آرای علمای اعلام حضرت امام خمینی و امام خامنه ای، ایت الله اراکی، ایت الله مکارم شیرازی، ایت الله فاضل لنکرانی و...
نگاهی به احادیث و روایات در این خصوص
هل من مُغیثٍ یُغیثُنا لِوَجه الله؟ هل من ذاب یَذُبُ عن حرم رسول الله؟ هل من ناصر ینصرنی؟
@fathe_khoon
@fathe_khoon
آیا فریاد رسی هست برای خدا ما را یاری کند؟ آیا مدافعی هست که دشمنان را از حرم رسول خدا دور کند؟
[چون با خطبه ی علی ابن الحسین ناله مردم برخاست]
یزید ترسید فتنه برخیزد
مؤذن را گفت اذانِ نماز جمعه گوید.
مؤذن برخاست و گفت «الله اکبر، الله اکبر.»
علی ابن الحسین گفت:
«آری، خداوند بزرگتر و برتر و بزرگوارتر
و گرامیتر از هر چیز است که از آن بیم دارم.»
مؤذن گفت «أشهد أن لا اله الا الله.»
علی ابن الحسین گفت:
«آری، هر کس شهادت دهد من هم با او شهادت دهم
و با مُنکِر آن هم داستان نباشم
که معبودی جز او نیست
و پروردگاری غیر او نه.»
چون مؤذن گفت «أشهد أن محمداً رسول الله.»
عمامه از سر برگرفت و با مؤذن گفت:
«به حقِ این محمد، ساعتی خاموش باش!»
و روی به یزید کرد و گفت:
«یزید! این پیامبر، جدّ من است یا جدّ تو؟
اگر گویی جدّ توست، مردمِ همه جهان دانند دروغ گویی
و اگر جدّ من است، پس چرا پدرِ مرا به ستم کشتی
و مالِ او را تاراج کردی و زنانِ او را به اسارت آوردی؟»
این را گفت و دست به گریبان برد
و جامه ی خویش چاک زد و بگریست و گفت:
«والله اگر در جهان کسی باشد جدش پیامبر، آن کس منم.
پس چرا این مرد پدرِ مرا به ستم کشت
و ما را مانندِ رومیان اسیر کرد؟
ای یزید!
این کار کردی و باز گویی «محمدٌ رسول الله»
و روی به قبله می ایستی؟
وای بر تو از روزِ قیامت،
که جدّ و پدر من در آن روز خصمِ تو اند.»
یزید بانگ زد مؤذن را که اقامه گوید.
میانِ مردم غریو و هیاهو برخاست:
بعضی نماز گزاردند
و بعضی نماز نخوانده، پراکنده شدند.
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 530-531
یزید ترسید فتنه برخیزد
مؤذن را گفت اذانِ نماز جمعه گوید.
مؤذن برخاست و گفت «الله اکبر، الله اکبر.»
علی ابن الحسین گفت:
«آری، خداوند بزرگتر و برتر و بزرگوارتر
و گرامیتر از هر چیز است که از آن بیم دارم.»
مؤذن گفت «أشهد أن لا اله الا الله.»
علی ابن الحسین گفت:
«آری، هر کس شهادت دهد من هم با او شهادت دهم
و با مُنکِر آن هم داستان نباشم
که معبودی جز او نیست
و پروردگاری غیر او نه.»
چون مؤذن گفت «أشهد أن محمداً رسول الله.»
عمامه از سر برگرفت و با مؤذن گفت:
«به حقِ این محمد، ساعتی خاموش باش!»
و روی به یزید کرد و گفت:
«یزید! این پیامبر، جدّ من است یا جدّ تو؟
اگر گویی جدّ توست، مردمِ همه جهان دانند دروغ گویی
و اگر جدّ من است، پس چرا پدرِ مرا به ستم کشتی
و مالِ او را تاراج کردی و زنانِ او را به اسارت آوردی؟»
این را گفت و دست به گریبان برد
و جامه ی خویش چاک زد و بگریست و گفت:
«والله اگر در جهان کسی باشد جدش پیامبر، آن کس منم.
پس چرا این مرد پدرِ مرا به ستم کشت
و ما را مانندِ رومیان اسیر کرد؟
ای یزید!
این کار کردی و باز گویی «محمدٌ رسول الله»
و روی به قبله می ایستی؟
وای بر تو از روزِ قیامت،
که جدّ و پدر من در آن روز خصمِ تو اند.»
یزید بانگ زد مؤذن را که اقامه گوید.
میانِ مردم غریو و هیاهو برخاست:
بعضی نماز گزاردند
و بعضی نماز نخوانده، پراکنده شدند.
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 530-531