والله یبقی الحرم، روحی لهذا القسم
انا الفدایی لاهل البیت احمی الحرم
بخدا سوگند که حرم باقی خواهد ماند
جان من در گرو این قسم است
من فدایی أهل بيت هستم...و از حرم آنها دفاع می کنم
@fathe_khoon
انا الفدایی لاهل البیت احمی الحرم
بخدا سوگند که حرم باقی خواهد ماند
جان من در گرو این قسم است
من فدایی أهل بيت هستم...و از حرم آنها دفاع می کنم
@fathe_khoon
الصَّحنُ باقٍ و القِبابُ و المَناراتُ
و "الأربعين" و الضريحُ و الزياراتُ
یا زینب الکبری ایتها الحوراء
إنَّا على العهدِ سنَبقَى ياْ ابنةَ الزَّهرا
صحن حرم و گنبدها و گلدسته های آن باقی می ماند
و زيارت اربعين، ضريح و زيارت أهل البيت باقي خواهد ماند
یا زینب کبری، ای حوراء
ای دختر زهرا، ما بر عهد خود ایستاده ایم
و "الأربعين" و الضريحُ و الزياراتُ
یا زینب الکبری ایتها الحوراء
إنَّا على العهدِ سنَبقَى ياْ ابنةَ الزَّهرا
صحن حرم و گنبدها و گلدسته های آن باقی می ماند
و زيارت اربعين، ضريح و زيارت أهل البيت باقي خواهد ماند
یا زینب کبری، ای حوراء
ای دختر زهرا، ما بر عهد خود ایستاده ایم
اصطلاحات و کلماتی که ممکن است زائرین اربعین نیاز داشته باشند را برای زائرین عزیز نوشتیم:
کرایه چقدر میشه: اِشگَدِ الاُجرَه؟
خیلی زیاده: هاذِی هَوایَه
نوش جان: هله بیک
چیه؟ یا چی یا چیست؟ شِنو یا شِ؟
چگونه یا چطور؟ اِشلون
چرا؟ لِیش؟
کجا؟ وِین؟
چقدر؟ اِشگِد؟
چند تا؟ چقدر؟ کَم؟ مثلا: چند نفر هستید؟ کَم نفرات؟
چه خبرا؟ شکو ماکو؟
زیاد: هَوایَه
کَم: شِوایَه
ارزان: رَخیص
گران: غالی
گرم: حار
سرد: بارِد
دیروز: البارِحه
امروز: الیوم
فردا: باچِر
هفته: اُسبوع
سال: سِنه
قبل از: گَبُل
بعد از: بَعد
خدا حفظت کنه: الله یُخَلّیک
درخواست چیزی کردن یا سوالی پرسیدن با «مِن فضلک» آغاز میشود
حالت چطوره: اِشلونَک
خوبی ان شاءالله؟ زِین ان شاءالله؟
اسمت چیه؟ شو اِسمُک یا شِسمِک الکِریم؟
صبح بخیر= صباح الخیر
شب به خیر= تصبح علی خیر
خسته نباشی= ما تَعِبتُ
آب سرد= مای بارِد
آب جوش= مای صاخِن یا صِخنَه
برای اینکه چایی کم رنگ بریزن: صِخنه کثیر و شای قَلیل. شای ایرانی
برای اینکه از عراقی ها تشکر بشه:
شما عراقی ها در قله های عزت هستید: اَنتو فی قُمَمِ العِزه
شما مردمی شجاع هستید: انتُم ناس شجاع
شما حامی زینب کبری هستید: انتم محامین عن حریم الزینب الکبری
ماجور باشی: ماجورین ان شاءالله
زنده باشی: حَیاکَ الله
احوالپرسی با عراقی ها:
سلام علیکم
اِشلونک؟ حالت چطوره؟
انت اشلونک؟ تو چطوری؟
انا زین الحمدلله. من خوبم خداروشکر. شِسمِک الکریم؟ اسمت چیه؟
انا ..... شو اسمک؟ من .... هستم، اسم تو چیه؟
مِن اَینَ اَنتَ؟ از کجا هستی؟
انا من طهران.... تهرانی هستم
مِنین انت؟ تو کجایی هستی؟
اصطلاحات:
امروز چه خبر؟ شِکو ماکو الیوم؟
خبری نیست. ماکو شِی الیوم.
خداحافظ: الله معک، مع السلامه
کرایه یک نفر چقدر است؟ کَم هِیَ اُجره النفر واحد {دو نفر=اثنین نفرات}
- خیلی ممنون= شکرا جزیلا
خدا قوت: الله یاعِد
— خدا حفظت کنه= الله یحفظک
- خدا حامیت باشه+ الله یحمیک
اگه چیزی تعارف کردن بهشون میتونن بگن شکرا یا شکرا جزیلا
اگه یه آقا بخواد به یه آقا بگه، برای اینکه خودمونی تر باشه میتونه بگه سَلِّمونی یا یُسلَمون
@fathe_khoon
کرایه چقدر میشه: اِشگَدِ الاُجرَه؟
خیلی زیاده: هاذِی هَوایَه
نوش جان: هله بیک
چیه؟ یا چی یا چیست؟ شِنو یا شِ؟
چگونه یا چطور؟ اِشلون
چرا؟ لِیش؟
کجا؟ وِین؟
چقدر؟ اِشگِد؟
چند تا؟ چقدر؟ کَم؟ مثلا: چند نفر هستید؟ کَم نفرات؟
چه خبرا؟ شکو ماکو؟
زیاد: هَوایَه
کَم: شِوایَه
ارزان: رَخیص
گران: غالی
گرم: حار
سرد: بارِد
دیروز: البارِحه
امروز: الیوم
فردا: باچِر
هفته: اُسبوع
سال: سِنه
قبل از: گَبُل
بعد از: بَعد
خدا حفظت کنه: الله یُخَلّیک
درخواست چیزی کردن یا سوالی پرسیدن با «مِن فضلک» آغاز میشود
حالت چطوره: اِشلونَک
خوبی ان شاءالله؟ زِین ان شاءالله؟
اسمت چیه؟ شو اِسمُک یا شِسمِک الکِریم؟
صبح بخیر= صباح الخیر
شب به خیر= تصبح علی خیر
خسته نباشی= ما تَعِبتُ
آب سرد= مای بارِد
آب جوش= مای صاخِن یا صِخنَه
برای اینکه چایی کم رنگ بریزن: صِخنه کثیر و شای قَلیل. شای ایرانی
برای اینکه از عراقی ها تشکر بشه:
شما عراقی ها در قله های عزت هستید: اَنتو فی قُمَمِ العِزه
شما مردمی شجاع هستید: انتُم ناس شجاع
شما حامی زینب کبری هستید: انتم محامین عن حریم الزینب الکبری
ماجور باشی: ماجورین ان شاءالله
زنده باشی: حَیاکَ الله
احوالپرسی با عراقی ها:
سلام علیکم
اِشلونک؟ حالت چطوره؟
انت اشلونک؟ تو چطوری؟
انا زین الحمدلله. من خوبم خداروشکر. شِسمِک الکریم؟ اسمت چیه؟
انا ..... شو اسمک؟ من .... هستم، اسم تو چیه؟
مِن اَینَ اَنتَ؟ از کجا هستی؟
انا من طهران.... تهرانی هستم
مِنین انت؟ تو کجایی هستی؟
اصطلاحات:
امروز چه خبر؟ شِکو ماکو الیوم؟
خبری نیست. ماکو شِی الیوم.
خداحافظ: الله معک، مع السلامه
کرایه یک نفر چقدر است؟ کَم هِیَ اُجره النفر واحد {دو نفر=اثنین نفرات}
- خیلی ممنون= شکرا جزیلا
خدا قوت: الله یاعِد
— خدا حفظت کنه= الله یحفظک
- خدا حامیت باشه+ الله یحمیک
اگه چیزی تعارف کردن بهشون میتونن بگن شکرا یا شکرا جزیلا
اگه یه آقا بخواد به یه آقا بگه، برای اینکه خودمونی تر باشه میتونه بگه سَلِّمونی یا یُسلَمون
@fathe_khoon
بانوی قهرمان کربلا🌹🍃
به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی🌹🍃
خداوند متعال راست فرمود که سرانجام بدکاران ، زشت خواهد بود ، زیرا که آیات خدا را تکذیب کرده و استهزاء نمودند.
ای یزید ، آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی ، و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ نمودی و در نتیجه ما را مانند اسیران بهر طرف کشانیدی ، از این است که ما ، در نزد خدا خوار گشته ایم ؟
و یا ترا در پیش خدا قدر و منزلتی است ؟ و یا خیال کردی که این از بزرگی مقام تو است ؟
لذا چون دنیا را بکام خویش و جریان کارها را بمراد خود یافتی ، با تکبر باد در دماغ خویش افکندی و خوشحال و مسرور ، نگران آرزوهای خود شدی ؟
بدان که اگر خدا مهلتی به تو داده است از این جهت است که میفرماید :
آنانکه کافر شدند هرگز گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها میدهیم بنفع آنان است ، بلکه ما به آنها مهلت میدهیم ، تا در گناه زیاده روی کنند ، آنگاه عذابی خوار کننده برای ایشان خواهد بود .
ای غلامزاده ! آیا از عدل و داد است ، که دختران و کنیزان خویش را در پس پرده نگهداری و دختران رسول خدا (ص) را مانند اسیران بهرسو بگردانی ؟
پرده حجاب آنان دریده شد ، و صدایشان از محنت و غم بگرفت و محزون و اندوهگین بر روی اشتران بهر سو رانده شدند . آنان را بدست دشمنان در شهرها سرگردان نمودی ، نه محافظی داشتند و نه منزلگاهی ، مردم از دور و نزدیک به آنان نظاره میکردند ، در حالیکه از مردانشان کسی در کنارآنان نبود.
آیا باز آرزو میکنی : ایکاش پیرمردان ما که در بدر کشته شدند ، شاهد بودند ؟ بدون اینکه خود را گناهکار بدانی و یا گناه خویس را بزرگ شماری . اینک نیز با چوبدست خویش بر دندانهای پیشین ابا عبدالله (ع) میزنی ؟
چرا چنین نکنی ، زیرا با ریختن این خونهای پاک و مطهر ، خون ستارگان روی زمین که از خاندان عبدالمطلب بودند ، عقده قلب مجروح تو گشوده شده ، و نهال غمت ریشه کن گشته است .
مطمئن باش تو نیز به زودی مانند آنان به پیشگاه خداوند متعال باز میگردی ، و در آنجاست که آرزو خواهی کرد که ایکاش در دنیا لال و کور بودی ( و این اعمال از تو سر نمیزد ).
ای یزید ، بخدا قسم جز پوست خود نشکافتی ، و جز گوشت بدن خود قطع نکردی و بر خلاف میل خود ، بزودی بنزد رسول خدا (ص) بازگشت خواهی نمود و اهل بیت و پاره های تن او را در حظیرة القدس در کنارش خواهی یافت ، همانروزی که خدا پراکندگی آنان را باجتماع مبدل میسازد .
هرگز گمان نکنید ، آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، بلکه زنده بوده و در نزد پروردگارشان روزی می یابند .
و بزودی تو و آنکسی که ترا بر کرسی نشانید و بر گردن مومنین مسلط نمود ، خواهید دانست ، کدامیک از ما بدکارتر و از حیث تعداد لشگر ناتوان تریم ، در آن روزی که قضاوت کننده خدا ، طرف و دشمن تو جد ما ، و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود ، و اگرچه در این جهان ما را بغنیمت گرفتی ، ولی بزودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت ، در آن هنگام که تو جز به آنچه پیش فرستاده ای دست رسی نخواهی داشت . تو به پسر مرجانه (عبیدالله بن زیاد ) پناه خواهی برد و او نیز دست بدامان تو خواهد شد ، در حالیکه عجز و پریشانی خود و یارانت را در پیشگاه میزان عدل الهی مشاهده میکنی ، در می یابی که بهترین توشه ای که برای خویشتن اندوخته ای ، همانا کشتن ذریه محمد (ص) می باشد. قسم بخدا که جز خدا از کسی نمیترسم ، و جز باو بنزد کسی شکایت نمیبرم . تو هرچه توانی مکر و حیله خود را بکار بر و نهایت جدیت و کوشش خود را مبذول دار ، که قسم بخدا هرگز نمیتوانی از ننگ و عار رفتاری که با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی .
خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید پس از قیام عاشورا
از کتاب زینب بانوی قهرمان کربلا
تالیف : بانو دکتر بنت الشاطی
ترجمه و نگارش : حبیب چایچیان و مهدی آیت الله زاده نائینی
به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی🌹🍃
خداوند متعال راست فرمود که سرانجام بدکاران ، زشت خواهد بود ، زیرا که آیات خدا را تکذیب کرده و استهزاء نمودند.
ای یزید ، آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی ، و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ نمودی و در نتیجه ما را مانند اسیران بهر طرف کشانیدی ، از این است که ما ، در نزد خدا خوار گشته ایم ؟
و یا ترا در پیش خدا قدر و منزلتی است ؟ و یا خیال کردی که این از بزرگی مقام تو است ؟
لذا چون دنیا را بکام خویش و جریان کارها را بمراد خود یافتی ، با تکبر باد در دماغ خویش افکندی و خوشحال و مسرور ، نگران آرزوهای خود شدی ؟
بدان که اگر خدا مهلتی به تو داده است از این جهت است که میفرماید :
آنانکه کافر شدند هرگز گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها میدهیم بنفع آنان است ، بلکه ما به آنها مهلت میدهیم ، تا در گناه زیاده روی کنند ، آنگاه عذابی خوار کننده برای ایشان خواهد بود .
ای غلامزاده ! آیا از عدل و داد است ، که دختران و کنیزان خویش را در پس پرده نگهداری و دختران رسول خدا (ص) را مانند اسیران بهرسو بگردانی ؟
پرده حجاب آنان دریده شد ، و صدایشان از محنت و غم بگرفت و محزون و اندوهگین بر روی اشتران بهر سو رانده شدند . آنان را بدست دشمنان در شهرها سرگردان نمودی ، نه محافظی داشتند و نه منزلگاهی ، مردم از دور و نزدیک به آنان نظاره میکردند ، در حالیکه از مردانشان کسی در کنارآنان نبود.
آیا باز آرزو میکنی : ایکاش پیرمردان ما که در بدر کشته شدند ، شاهد بودند ؟ بدون اینکه خود را گناهکار بدانی و یا گناه خویس را بزرگ شماری . اینک نیز با چوبدست خویش بر دندانهای پیشین ابا عبدالله (ع) میزنی ؟
چرا چنین نکنی ، زیرا با ریختن این خونهای پاک و مطهر ، خون ستارگان روی زمین که از خاندان عبدالمطلب بودند ، عقده قلب مجروح تو گشوده شده ، و نهال غمت ریشه کن گشته است .
مطمئن باش تو نیز به زودی مانند آنان به پیشگاه خداوند متعال باز میگردی ، و در آنجاست که آرزو خواهی کرد که ایکاش در دنیا لال و کور بودی ( و این اعمال از تو سر نمیزد ).
ای یزید ، بخدا قسم جز پوست خود نشکافتی ، و جز گوشت بدن خود قطع نکردی و بر خلاف میل خود ، بزودی بنزد رسول خدا (ص) بازگشت خواهی نمود و اهل بیت و پاره های تن او را در حظیرة القدس در کنارش خواهی یافت ، همانروزی که خدا پراکندگی آنان را باجتماع مبدل میسازد .
هرگز گمان نکنید ، آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، بلکه زنده بوده و در نزد پروردگارشان روزی می یابند .
و بزودی تو و آنکسی که ترا بر کرسی نشانید و بر گردن مومنین مسلط نمود ، خواهید دانست ، کدامیک از ما بدکارتر و از حیث تعداد لشگر ناتوان تریم ، در آن روزی که قضاوت کننده خدا ، طرف و دشمن تو جد ما ، و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود ، و اگرچه در این جهان ما را بغنیمت گرفتی ، ولی بزودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت ، در آن هنگام که تو جز به آنچه پیش فرستاده ای دست رسی نخواهی داشت . تو به پسر مرجانه (عبیدالله بن زیاد ) پناه خواهی برد و او نیز دست بدامان تو خواهد شد ، در حالیکه عجز و پریشانی خود و یارانت را در پیشگاه میزان عدل الهی مشاهده میکنی ، در می یابی که بهترین توشه ای که برای خویشتن اندوخته ای ، همانا کشتن ذریه محمد (ص) می باشد. قسم بخدا که جز خدا از کسی نمیترسم ، و جز باو بنزد کسی شکایت نمیبرم . تو هرچه توانی مکر و حیله خود را بکار بر و نهایت جدیت و کوشش خود را مبذول دار ، که قسم بخدا هرگز نمیتوانی از ننگ و عار رفتاری که با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی .
خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید پس از قیام عاشورا
از کتاب زینب بانوی قهرمان کربلا
تالیف : بانو دکتر بنت الشاطی
ترجمه و نگارش : حبیب چایچیان و مهدی آیت الله زاده نائینی
لبيك يا حسين يعني انك تكون حاضرا في المعركه و لو كنت وحدك
و لو تركك الناس، والتهمك الناس و خذلك الناس
و لو تركك الناس، والتهمك الناس و خذلك الناس
بسته ویژه صوتی وقایع شب و روز 10 عاشورا سال 61 هجری
متن: حسام الدین ابوالحسنی
صوت: سرکار خانم منیری
منبع متن: نفس المهموم شیخ عباس قمی.
سال تولید: 92
متن: حسام الدین ابوالحسنی
صوت: سرکار خانم منیری
منبع متن: نفس المهموم شیخ عباس قمی.
سال تولید: 92
شاعر: رحمان نوازنی
صوت: محمدرضا حسنلو
آماده می شوم که فراهم کنی مرا
خرج عزای ماه محرم کنی مرا
آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده
تا بین این صفوف منظم کنی مرا
فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "
اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا
آنقدر در طواف سرت گریه می کنم
تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا
اصلا بعید نیست که در روضه خودت
همسایه رسول مکرم کنی مرا
روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت
می خواستی شهید محرم کنی مرا
صوت: محمدرضا حسنلو
آماده می شوم که فراهم کنی مرا
خرج عزای ماه محرم کنی مرا
آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده
تا بین این صفوف منظم کنی مرا
فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "
اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا
آنقدر در طواف سرت گریه می کنم
تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا
اصلا بعید نیست که در روضه خودت
همسایه رسول مکرم کنی مرا
روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت
می خواستی شهید محرم کنی مرا
تقدیم به شهید دشت کربلا، حضرت حر علیه السلام
شاعر: مرتضی امیری اسفندقه
صوت: محمدرضا حسنلو
عاقبت جان تو در چشمه ی مهتاب افتاد
پیچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد
نور در کاسه ی ظلمتزده ی چشمت ریخت
خواب از چشم تو ای شیفته ی خواب، افتاد
کارت از پیله ی پوسیده به پرواز کشید
عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد
چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نیلوفر
آن دل مرده که یک چند به مرداب افتاد
عادتت بود که تکرار کنی «بودن» را
از سرت زشتی این عادت ناباب افتاد
ماه را بی مدد تشت تماشا کردی
چشمت از ابروی پیوسته به محراب افتاد
چه کشش بود در آن جلوهی مجذوب مگر
که به یک جذبه چنین جان تو جذّاب افتاد؟
چهرهی واقعیَت را به تو برگرداندند
از سر نام تو سنگینی القاب افتاد
شهد سرشار شهادت به تو ارزانی باد
آه از این مردن شیرین، دهنم آب افتاد
امشب از هُرم نفسهای اهورایی تو
گرم در دفتر من، این غزل ناب افتاد
پ.ن: فایلهای صوتی، تولیدی و کار گروهی است.
@fathe_khoon
شاعر: مرتضی امیری اسفندقه
صوت: محمدرضا حسنلو
عاقبت جان تو در چشمه ی مهتاب افتاد
پیچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد
نور در کاسه ی ظلمتزده ی چشمت ریخت
خواب از چشم تو ای شیفته ی خواب، افتاد
کارت از پیله ی پوسیده به پرواز کشید
عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد
چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نیلوفر
آن دل مرده که یک چند به مرداب افتاد
عادتت بود که تکرار کنی «بودن» را
از سرت زشتی این عادت ناباب افتاد
ماه را بی مدد تشت تماشا کردی
چشمت از ابروی پیوسته به محراب افتاد
چه کشش بود در آن جلوهی مجذوب مگر
که به یک جذبه چنین جان تو جذّاب افتاد؟
چهرهی واقعیَت را به تو برگرداندند
از سر نام تو سنگینی القاب افتاد
شهد سرشار شهادت به تو ارزانی باد
آه از این مردن شیرین، دهنم آب افتاد
امشب از هُرم نفسهای اهورایی تو
گرم در دفتر من، این غزل ناب افتاد
پ.ن: فایلهای صوتی، تولیدی و کار گروهی است.
@fathe_khoon
کتاب قمه زنی؛ سنت یا بدعت
نگاهی به آرای علمای اعلام حضرت امام خمینی و امام خامنه ای، ایت الله اراکی، ایت الله مکارم شیرازی، ایت الله فاضل لنکرانی و...
نگاهی به احادیث و روایات در این خصوص
نگاهی به آرای علمای اعلام حضرت امام خمینی و امام خامنه ای، ایت الله اراکی، ایت الله مکارم شیرازی، ایت الله فاضل لنکرانی و...
نگاهی به احادیث و روایات در این خصوص