الان وضعیت اینطوریه که ما تا دیروز میگفتیم این برنامه «بدون تعارف» و کلا سه ضلع آمنهسادات، رضوانی و سلامی فاجعه هستند و در شأن خبر صداوسیمای یک کشور نیستند.
حالا یهو از دیشب اینا هم شدن جزء تاپفایوهای تاریخ صداوسیما و نشان فاصله ما با رهبر انقلاب😁 اهل بصیرت کپسولی هم که این وقتا این مدلین که دیدید شما با دیدگاه اقا چقدرررر فاصله دارید؟
@Nucleader
حالا یهو از دیشب اینا هم شدن جزء تاپفایوهای تاریخ صداوسیما و نشان فاصله ما با رهبر انقلاب😁 اهل بصیرت کپسولی هم که این وقتا این مدلین که دیدید شما با دیدگاه اقا چقدرررر فاصله دارید؟
@Nucleader
😁3
سال ۱۳۹۱ در اتاق ساختمانی که در کوچهای نزدیک یکی از پارکهای معروف تهران بود، داشتم گزینش میشدم برای سپاه.
ماجرا هم از این قرار بود که سال ۸۸-۸۹ من و سه نفر دیگر در یک انجمن گفتگو عضو بودیم و فعالیت میکردیم. آن موقع انجمنهای گفتگو یا همان فارومها خیلی روی بورس بود و ما هم در یکی از معروفترینها داشتیم فعالیت میکردیم. یکروز کسی به ما پیام داد، جلسهای رفتیم و نتیجهاش این شد که در یک ساختمان شروع کنیم همین کار را انجام دادن. حقوقی هم که سر ماه میگرفتیم ۲۰۰ هزار تومان بود. در عرض یک سال، ما باز متناسب با آن دوره، یک انجمن گفتگو زدیم، عدهای را جمع کردیم، در بین اینها کسانی اشنا با کشورهای منطقه بودند و خلاصه سال ۹۰ این جمع حدودا ۲۰ نفره با اسمی که لازم نیست بنویسم فعالیتش را شروع کرد. پلاکفا، افسران و دو سه سایت معروف آن دوره از همانجا درآمد. از قضا اختلاف ما هم از همینجاها شروع شد. اینکه چرا پول مفت خرج پلاکفا میکنید. یا مثلا یک رادیو راه انداخته بودند، رائفیپور را که هنوز معروف نبود همین بچهها با واسطه دوستیشان دعوت میکردند. ما هم آن موقع مخالفت میکردیم که اینها را بزرگ نکنید و... اسم خیلی از کسانی که آنجا بودند یادم هست، ولی تمایلی به گفتنش ندارم چون با برخی نان و نمک خوردیم، بعضی هم هنوز فعالیت سابق را دارند و به هر روی حفظ امانت واجب است.
غرض اینکه من بخاطر همین چیزها که گفتم و به جهت اینکه باید عدد میدادم و گزارش الکی از کارهای بیفایدهای که قبول نداشتم رد میکردم، ترجیح دادم قید همچین کارهایی را بزنم. خصوصا اینکه بعد از حدود یک سال و نیم به نظرم رسید کار، جایش را به بازی و دورهمی و مفتخوری داده. یک پولی هست باید حلال شود.
برگردم به همان ابتدا. یک روز بعد از چند ماه که جدا شده بودم، گفتند بیا فلان ساختمان همانجا که بودم در نزدیکی یکی از پارکهای معروف تهران. علتش را جویا شدم. گفتند گزینش بده برای استخدام. گفتم ممنون من اهلش نیستم و... گفتند حالا بیا. ما هم بنا نداشتیم برویم، ولی به حرمت نان و نمک رفتیم.
یک آقایی جلوی ما نشست. ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه ظهر حدودا شروع کردیم به صحبت کردن و ساعا ۱۸:۴۵ دقیقه از اتاق بیرون آمدم. اولین جملهاش این بود: «از بچههای اینجا شنیدم آدم رک و صادقی هستی. همانطوری باش» و منم همانطوری بودم. شش ساعت یک نفس بحث کردیم. یادم هست از صحیفه امام شروع کردیم و کتابهای مطهری و اوینی و مصباح یزدی و... را آوردم وسط، از دکتر شریعتی حرف زدم و خیلی چیزهای دیگر. آنقدر که طرف گفت من بیشترین مصاحبهام ۲ساعت و نیم طول کشید.
طبق قولی که دادم، رکوراست حرف زدم و دلیل عدم تمایلم را گفتم، نگاهم را به نظام نگفتم، دیدگاهم نسبت به آقا را گفتم و... یک سوالی پرسید گفت اگر بگویند فلان کن، گفتم من آدمی نیستم که کسی بگوید فلان کن قبول کنم. چون دیدم چطور حرف را میبرید میچسبانید. گفت اگر فلانی بگوید؟ گفتم نه. اگر خود آقا بگوید این کاری که شما گفتید را نکن، نمیکنم. ولی اگر کسی دیگری بگوید آقا گفته و فکر کنم آقا نگفته و قبول نداشته باشم نمیپذیرم.
غرض اینجای مصاحبه بود.
طرف از اطرافیان پرسید. گروهکی، حزبی، فلان. گفتم هیچ. سوال پرسید جواب دادم. گفت سفر خارجه؟ گفتم نه. گفت در اقوام کسی خارج هست؟ گفتم نه. گفت سفر چه؟ گفتم راستش یادم نیست اخیرا، ولی پدرم زمان جنگ بوسنی یک پرواز به کرواسی داشت. گفت یکی از بستگانتون اخیرا فرانسه بوده. گفتم بله فکر نمیکردم سفر کاری منظوره. گفت در سفر کاری هم ممکنه اتفاقی پیش بیاد. گفتم اون جایی که برای شما نوشته فلان ادم به فرانسه سفر کرده با تاریخی که ذکر کردید، حتما نوشتهاند که از طرف فلان موسسه فرهنگی زیر نظر فلان بخش سپاه پاسداران برای ساخت مستندی درباره تسخیر لانه جاسوسی بوده. لبخند زدم. گفتم اینکه شما در این سفر و پرسش از اینکه آیا در اقوام دور و نزدیک ما یک تودهای یا گروهکی یا منافق بوده -که شکر لله نبوده- میگردی، احتمالا اگر قرار بود حضرت آقا را گزینش کنی ایشان رد میشد. خشکش زد. گفت چرا؟ گفتم چون برادرش اصلاحطلب، شوهر خواهرش ضد نظام، خواهرزادههایش ضد نظام و... هستند
و گفتم دلیل عدم تمایلم همین چیزی بود که اتفاق افتاد.
بنده خدا برگهرا داد دست ما گفت ببر به فلانجا تحویل بده و استخدام شو فکر جوانیت باش. ما هم خامی کردیم برگهرا با خود برداشتیم آوردیم خانه گذاشتیم توی کمد. والا امروز داشتیم بصیرتپاشی میکردیم!
@Nucleader
ماجرا هم از این قرار بود که سال ۸۸-۸۹ من و سه نفر دیگر در یک انجمن گفتگو عضو بودیم و فعالیت میکردیم. آن موقع انجمنهای گفتگو یا همان فارومها خیلی روی بورس بود و ما هم در یکی از معروفترینها داشتیم فعالیت میکردیم. یکروز کسی به ما پیام داد، جلسهای رفتیم و نتیجهاش این شد که در یک ساختمان شروع کنیم همین کار را انجام دادن. حقوقی هم که سر ماه میگرفتیم ۲۰۰ هزار تومان بود. در عرض یک سال، ما باز متناسب با آن دوره، یک انجمن گفتگو زدیم، عدهای را جمع کردیم، در بین اینها کسانی اشنا با کشورهای منطقه بودند و خلاصه سال ۹۰ این جمع حدودا ۲۰ نفره با اسمی که لازم نیست بنویسم فعالیتش را شروع کرد. پلاکفا، افسران و دو سه سایت معروف آن دوره از همانجا درآمد. از قضا اختلاف ما هم از همینجاها شروع شد. اینکه چرا پول مفت خرج پلاکفا میکنید. یا مثلا یک رادیو راه انداخته بودند، رائفیپور را که هنوز معروف نبود همین بچهها با واسطه دوستیشان دعوت میکردند. ما هم آن موقع مخالفت میکردیم که اینها را بزرگ نکنید و... اسم خیلی از کسانی که آنجا بودند یادم هست، ولی تمایلی به گفتنش ندارم چون با برخی نان و نمک خوردیم، بعضی هم هنوز فعالیت سابق را دارند و به هر روی حفظ امانت واجب است.
غرض اینکه من بخاطر همین چیزها که گفتم و به جهت اینکه باید عدد میدادم و گزارش الکی از کارهای بیفایدهای که قبول نداشتم رد میکردم، ترجیح دادم قید همچین کارهایی را بزنم. خصوصا اینکه بعد از حدود یک سال و نیم به نظرم رسید کار، جایش را به بازی و دورهمی و مفتخوری داده. یک پولی هست باید حلال شود.
برگردم به همان ابتدا. یک روز بعد از چند ماه که جدا شده بودم، گفتند بیا فلان ساختمان همانجا که بودم در نزدیکی یکی از پارکهای معروف تهران. علتش را جویا شدم. گفتند گزینش بده برای استخدام. گفتم ممنون من اهلش نیستم و... گفتند حالا بیا. ما هم بنا نداشتیم برویم، ولی به حرمت نان و نمک رفتیم.
یک آقایی جلوی ما نشست. ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه ظهر حدودا شروع کردیم به صحبت کردن و ساعا ۱۸:۴۵ دقیقه از اتاق بیرون آمدم. اولین جملهاش این بود: «از بچههای اینجا شنیدم آدم رک و صادقی هستی. همانطوری باش» و منم همانطوری بودم. شش ساعت یک نفس بحث کردیم. یادم هست از صحیفه امام شروع کردیم و کتابهای مطهری و اوینی و مصباح یزدی و... را آوردم وسط، از دکتر شریعتی حرف زدم و خیلی چیزهای دیگر. آنقدر که طرف گفت من بیشترین مصاحبهام ۲ساعت و نیم طول کشید.
طبق قولی که دادم، رکوراست حرف زدم و دلیل عدم تمایلم را گفتم، نگاهم را به نظام نگفتم، دیدگاهم نسبت به آقا را گفتم و... یک سوالی پرسید گفت اگر بگویند فلان کن، گفتم من آدمی نیستم که کسی بگوید فلان کن قبول کنم. چون دیدم چطور حرف را میبرید میچسبانید. گفت اگر فلانی بگوید؟ گفتم نه. اگر خود آقا بگوید این کاری که شما گفتید را نکن، نمیکنم. ولی اگر کسی دیگری بگوید آقا گفته و فکر کنم آقا نگفته و قبول نداشته باشم نمیپذیرم.
غرض اینجای مصاحبه بود.
طرف از اطرافیان پرسید. گروهکی، حزبی، فلان. گفتم هیچ. سوال پرسید جواب دادم. گفت سفر خارجه؟ گفتم نه. گفت در اقوام کسی خارج هست؟ گفتم نه. گفت سفر چه؟ گفتم راستش یادم نیست اخیرا، ولی پدرم زمان جنگ بوسنی یک پرواز به کرواسی داشت. گفت یکی از بستگانتون اخیرا فرانسه بوده. گفتم بله فکر نمیکردم سفر کاری منظوره. گفت در سفر کاری هم ممکنه اتفاقی پیش بیاد. گفتم اون جایی که برای شما نوشته فلان ادم به فرانسه سفر کرده با تاریخی که ذکر کردید، حتما نوشتهاند که از طرف فلان موسسه فرهنگی زیر نظر فلان بخش سپاه پاسداران برای ساخت مستندی درباره تسخیر لانه جاسوسی بوده. لبخند زدم. گفتم اینکه شما در این سفر و پرسش از اینکه آیا در اقوام دور و نزدیک ما یک تودهای یا گروهکی یا منافق بوده -که شکر لله نبوده- میگردی، احتمالا اگر قرار بود حضرت آقا را گزینش کنی ایشان رد میشد. خشکش زد. گفت چرا؟ گفتم چون برادرش اصلاحطلب، شوهر خواهرش ضد نظام، خواهرزادههایش ضد نظام و... هستند
و گفتم دلیل عدم تمایلم همین چیزی بود که اتفاق افتاد.
بنده خدا برگهرا داد دست ما گفت ببر به فلانجا تحویل بده و استخدام شو فکر جوانیت باش. ما هم خامی کردیم برگهرا با خود برداشتیم آوردیم خانه گذاشتیم توی کمد. والا امروز داشتیم بصیرتپاشی میکردیم!
@Nucleader
👍7😁3🤯1
اینها را گفتم که به اینجا برسم. وقتی گزینش میدانست یکی از اقوام من در فرانسه دارد مستند میسازد، جزییاتش را خوب میدانست. او همین بحث را دستمایه نیم ساعت پرسش و پاسخ کرد. میخواست بداند آیا مثلا در دورترین اقوام ما هم کسی گرایشی به توده یا سازمان منافقینی چیزی داشته یا نه.
اگر داشتیم احتمالا دکمه ما را میزد. این عزیزان سختگیر در نهادهای سختکوش امنیتی این هفتخوان را برای جوانک اسگلی مثل ما درست میکنند و میکردند. والا شما نگاه کنید ببینید فرزندان حسن روحانی چطور بودند؟ یکی فامیلیش را تغییر داد، یکی معلوم نشد چطور با کلت پدر کشته شده، یکی اتریش بود و دیگری فلانجا. فرزند علی ربیعی هم همان. فرزند دیگران هم.
امروز اگر فرزند من در آمریکا و انگلیس بود، احتمالا دکه روزنامه فروشی سر کوچه را هم به ما نمیدادند، اما سازمانها و نهادهای امنیتی که میدانند فرزندان محمدجواد ظریف کجا هستند، ظاهرا چشم روی قضیه بستهاند که مبادا برای هفتمین بار قهر کند و یک دروغ دیگری در توییترش سر هم بکند و آقایان مجبور شوند بروند منتش را بکشند.
تبعیض خوب نیست. نقض قانون هم.
اگر یک چیزی بد است، باید برای همه بد باشد.
باقیش را خودتان میدانید و اسرارتان و چیزهایی که ظاهرا دیگر برایتان مهم نیست.
@Nucleader
اگر داشتیم احتمالا دکمه ما را میزد. این عزیزان سختگیر در نهادهای سختکوش امنیتی این هفتخوان را برای جوانک اسگلی مثل ما درست میکنند و میکردند. والا شما نگاه کنید ببینید فرزندان حسن روحانی چطور بودند؟ یکی فامیلیش را تغییر داد، یکی معلوم نشد چطور با کلت پدر کشته شده، یکی اتریش بود و دیگری فلانجا. فرزند علی ربیعی هم همان. فرزند دیگران هم.
امروز اگر فرزند من در آمریکا و انگلیس بود، احتمالا دکه روزنامه فروشی سر کوچه را هم به ما نمیدادند، اما سازمانها و نهادهای امنیتی که میدانند فرزندان محمدجواد ظریف کجا هستند، ظاهرا چشم روی قضیه بستهاند که مبادا برای هفتمین بار قهر کند و یک دروغ دیگری در توییترش سر هم بکند و آقایان مجبور شوند بروند منتش را بکشند.
تبعیض خوب نیست. نقض قانون هم.
اگر یک چیزی بد است، باید برای همه بد باشد.
باقیش را خودتان میدانید و اسرارتان و چیزهایی که ظاهرا دیگر برایتان مهم نیست.
@Nucleader
👍10
Forwarded from گروه فرهنگی رسانهای راوین
💬 اسپایک لی بهتر میداند کدام فیلم برای نخستین بار در کاخ سفید به نمایش درآمد و رئیس جمهور آمریکا برای کدام فیلم ایستاده دست زد...
⭕️ مجموعه مستند #پشت_صحنه
▫️قسمت دوم: «روایتِ سیاه، روایتِ سفید»
🗓 جمعه ۹ شهریور
🕰 ساعت ۲۱:۲۰
📺 شبکه نمایش
@ravingroup
⭕️ مجموعه مستند #پشت_صحنه
▫️قسمت دوم: «روایتِ سیاه، روایتِ سفید»
🗓 جمعه ۹ شهریور
🕰 ساعت ۲۱:۲۰
📺 شبکه نمایش
@ravingroup
❤1🔥1
کذاب ظرف مدت چند روز تورمی که خودش گفته ۳۵درصد را ۴۰درصد اعلام میکند.
در سلول این جماعت دروغگویی و وقاحت نهادینه شده.
@Nucleader
در سلول این جماعت دروغگویی و وقاحت نهادینه شده.
@Nucleader
👍11
در ازدحام تهمت و تیغ و تزویر
راحت نمی شود گرفت
وقتی که
بعد از مرگ نیز
تیرباران شوی!
«ابوالقاسم حسینجانی»
صلیالله علیک یا مظلوم یا حسن بن علی
@Nucleader
راحت نمی شود گرفت
وقتی که
بعد از مرگ نیز
تیرباران شوی!
«ابوالقاسم حسینجانی»
صلیالله علیک یا مظلوم یا حسن بن علی
@Nucleader
❤12👍2
وسط جنگ احد، همان جا که مردم گلوگاهی را که سپرده بود مراقبت کنند، رها کردند و تنهاش گذاشته بودند، پیشانی و دندانش را شکستند، همانجا توی همان حال، دلش شور میزند که نکند خدا اینها را نبخشد.
همان جا دست بلند میکند؛
«خدایا! قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمیدانند.
اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون».
@NucLeader
همان جا دست بلند میکند؛
«خدایا! قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمیدانند.
اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون».
@NucLeader
❤13😭7
سید عباس عراقچی در توییت فارسی مینویسد حامیان غربی تلآویو و در توییت انگلیسی مینویسد حامیان غربی نتانیاهو😁 اینم مثل ظریف اسراییل رو برای ما به نتانیاهو پسر بدیه وایوای تبدیل میکنه. همونطور که آمریکا چه ترامپ بدی بود وای وای😁
جرأت ندارند به غربیها توییت هم بزنند. همهچیز محدود به پسر شرور ناتان شده.
@Nucleader
جرأت ندارند به غربیها توییت هم بزنند. همهچیز محدود به پسر شرور ناتان شده.
@Nucleader
👌6
Forwarded from جدال- علی عليزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متاستاز نئولیبرالیسم ایرانی از رفسنجانیسم به کل نظام
برشی از جدال اپیزود 543
سه شنبه۱۳ شهریور ۱۰
لینک کامل برنامه :
https://www.youtube.com/live/EHHjbbANeqc?si=ztSAId1Jy4U_eIwK
برشی از جدال اپیزود 543
سه شنبه۱۳ شهریور ۱۰
لینک کامل برنامه :
https://www.youtube.com/live/EHHjbbANeqc?si=ztSAId1Jy4U_eIwK
👍3
اونهایی که چشم بستند بر دغلبازیها و خیانتهای صد ساله غرب و خصوصا شیطنتهای آمریکا علیه ایران رو ندیدند و سه سال گذشته -مثل همین ویدیوی اخیر روحانی- مدام گفتند چرا در روابط ایران و آمریکا سنگ میانداختید و نمیذاشتید رابطه ماچ ماچ داشته باشیم، حالا نگران رابطه با روسیه شدن و هی سنگ میاندازن که خدای نکرده استقلالمون از بین نره.
:) بدویید که یه وقت مستعمره نشیم😂
@Nucleader
:) بدویید که یه وقت مستعمره نشیم😂
@Nucleader
👍2❤1
مسئله فقط این نبود که یک نفر که توان حرف زدن هم نداره، به ریاست برسه. مسئله ابعادی است که پیدا میکنه. مثلا در حوزه فرهنگی اجتماعی به وضعیت فعلی حجاب منتهی نمیشه.
باتشکر از سوت بلبلی و دیگر سوتها
@Nucleader
باتشکر از سوت بلبلی و دیگر سوتها
@Nucleader
👍6
اینکه اکانتهای غیرانقلابی و بعضا معاند و ضد جمهوری اسلامی، به سعید جلیلی نسبت نفوذی بودن میدن جالبه. اگر او نفوذیه که براندازها یا اصلاحطلبهایی که خیلی تفاوتی با معاندین ندارن باید خوشحال باشن. چرا نگران انقلاب شدند.😁 حالا بماند که بعضی ابلهها هم همون حرفها رو تکرار میکنند.
اما مسئله دیگه، این حجم از دروغپردازی علیه نماینده رهبری و منتخب ۱۴ میلیون نفر است. اگر جای او به برخی استاد تمامها گفته بودند نفوذی و صهیونیست، حساب گوینده با کرامالکاتبین بود.
یکبار دیگه از سوت بلبلی و سایر سوتها، برای این حجم از رسیدگی به قانون تشکر میکنیم.
@Nucleader
اما مسئله دیگه، این حجم از دروغپردازی علیه نماینده رهبری و منتخب ۱۴ میلیون نفر است. اگر جای او به برخی استاد تمامها گفته بودند نفوذی و صهیونیست، حساب گوینده با کرامالکاتبین بود.
یکبار دیگه از سوت بلبلی و سایر سوتها، برای این حجم از رسیدگی به قانون تشکر میکنیم.
@Nucleader
👌8❤1