|نیوکلیدر|
💬 بازخوانی خطبه منای امام حسین علیهالسلام خطاب به مراجع تقلید و فقهای شیعه 👈 این خطبه در سرزمین منا، یک سال پیش از هجرت امام حسین علیهالسلام از مدینه و مکه به کربلا انجام شده است. حضار: 200 صحابی پیامبر و 500 نفر از تابعین و صدها تن از علمای امت. #بخش_دوم…
💬 بازخوانی خطبه منای امام حسین علیهالسلام خطاب به مراجع تقلید و فقهای شیعه
👈 این خطبه در سرزمین منا، یک سال پیش از هجرت امام حسین علیهالسلام از مدینه و مکه به کربلا انجام شده است. حضار: 200 صحابی پیامبر و 500 نفر از تابعین و صدها تن از علمای امت.
#بخش_پایانی
شما میبایست اين ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است، چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نمايندهی اسلام میدانستند.
مجرای حکومت و مديريت و رهبری جامعه بايد به دست علمای الهی باشد که امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کرديد که اين مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراکنده و متفرق شديد و در سنت الهی اختلاف کرديد؛ با اين که همه چيز روشن بود.
#اگر_حاضر_بوديد زير بار شکنجه و توهين مخالفت کنيد و در راه خدا رنج ببريد، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بیعدالتی و ستمگران، تمکين و امور الهی و حکومت را به اينان تسليم کرديد، حال آنکه آنان به شبهات عمل میکنند و طبق شهوات خود حکومت میکنند و #دين_را_از_حکومت تفکيک کردند.
فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط کردند. شما به زندگی دنيایی چسبيدهاید و حاضر نيستيد از آن جدا شويد، اما بدانيد که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت میمیرد.آيا گمان ميکنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده میمانید؟ اگر شهيد نشويد، مدتی بعد با ذلت میمیرید. شما از دنيا دست بر نمیدارید، اما دنيا از شما دست برمیدارد.
پس ای علمای الهی، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداکاری کنيد. شما اين ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحويل دستگاه ظالم دادهايد.
گروههایی از مردم بردهی اينان شدهاند و مثل بردههای مقهور و شکست خورده، زير دست و پای آنان له میشوند. عدهای نان شبشان را نميتوانند تهيه کنند. در هر شهری عدهای را گماشتهاند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نميتوانند دستی را که به سمتشان میآید تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همهی اين صحنهها را میدیدید و کاری نمیکردید.
اينان عدهای ستمگر و صاحبان قدرتاند که عليه ضعفا و محرومين بسيار خشن عمل میکنند و به روش غير اسلامی حکومت ميکنند و متاسفانه بیچون و چرا هم اطاعت میشوند، در حالی که نه خدا را میشناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب ميکنم از شما که اين زمين زير پای ظالمان صاف و پهن است، عدهای باج بگير حکم میرانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانيت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتيد.
خدايا تو ميدانی که قيام ما لهله زدن برای سلطنت، تنافس در قدرت و گدایی دنيا و شهرت نيست، بلکه تنها #برای_برپاکردن_نشانههای_دين تو قيام کرديم. اين علامتهای راهنمايی و تابلوهای راه را انداختهاند و من ميخواهم دوباره اين تابلوها را برپاکنم.
قيام برای اين است که مردم گيج و گمراه شدهاند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب زدهها بپاشيم تا بيدار شوند.
ترجمه رحیمپور ازغدی
@NucLeader
👈 این خطبه در سرزمین منا، یک سال پیش از هجرت امام حسین علیهالسلام از مدینه و مکه به کربلا انجام شده است. حضار: 200 صحابی پیامبر و 500 نفر از تابعین و صدها تن از علمای امت.
#بخش_پایانی
شما میبایست اين ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است، چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نمايندهی اسلام میدانستند.
مجرای حکومت و مديريت و رهبری جامعه بايد به دست علمای الهی باشد که امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کرديد که اين مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراکنده و متفرق شديد و در سنت الهی اختلاف کرديد؛ با اين که همه چيز روشن بود.
#اگر_حاضر_بوديد زير بار شکنجه و توهين مخالفت کنيد و در راه خدا رنج ببريد، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بیعدالتی و ستمگران، تمکين و امور الهی و حکومت را به اينان تسليم کرديد، حال آنکه آنان به شبهات عمل میکنند و طبق شهوات خود حکومت میکنند و #دين_را_از_حکومت تفکيک کردند.
فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط کردند. شما به زندگی دنيایی چسبيدهاید و حاضر نيستيد از آن جدا شويد، اما بدانيد که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت میمیرد.آيا گمان ميکنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده میمانید؟ اگر شهيد نشويد، مدتی بعد با ذلت میمیرید. شما از دنيا دست بر نمیدارید، اما دنيا از شما دست برمیدارد.
پس ای علمای الهی، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداکاری کنيد. شما اين ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحويل دستگاه ظالم دادهايد.
گروههایی از مردم بردهی اينان شدهاند و مثل بردههای مقهور و شکست خورده، زير دست و پای آنان له میشوند. عدهای نان شبشان را نميتوانند تهيه کنند. در هر شهری عدهای را گماشتهاند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نميتوانند دستی را که به سمتشان میآید تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همهی اين صحنهها را میدیدید و کاری نمیکردید.
اينان عدهای ستمگر و صاحبان قدرتاند که عليه ضعفا و محرومين بسيار خشن عمل میکنند و به روش غير اسلامی حکومت ميکنند و متاسفانه بیچون و چرا هم اطاعت میشوند، در حالی که نه خدا را میشناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب ميکنم از شما که اين زمين زير پای ظالمان صاف و پهن است، عدهای باج بگير حکم میرانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانيت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتيد.
خدايا تو ميدانی که قيام ما لهله زدن برای سلطنت، تنافس در قدرت و گدایی دنيا و شهرت نيست، بلکه تنها #برای_برپاکردن_نشانههای_دين تو قيام کرديم. اين علامتهای راهنمايی و تابلوهای راه را انداختهاند و من ميخواهم دوباره اين تابلوها را برپاکنم.
قيام برای اين است که مردم گيج و گمراه شدهاند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب زدهها بپاشيم تا بيدار شوند.
ترجمه رحیمپور ازغدی
@NucLeader
❤3
از جملات امام حسین علیهالسلام بعد از شهادت علیاصغر علیهالسلام
يا نَفْسُ اِصْبِري فيما أَصابَكِ، اِلهي تَرى ما حَلَّ بِنا في الْعاجِلِ فَاجْعَلْ ذلِكَ ذَخيرَةً لَنا في الاْجِلِ»؛
اى نفس! در برابر اين همه مصيبت شكيبا باش! خدايا! تو مى بينى كه در اين دنياى فانى چه مصائبى براى ما رخ داده، پس آن را براى روز رستاخيزمان ذخيره ساز!
@Nucleader
يا نَفْسُ اِصْبِري فيما أَصابَكِ، اِلهي تَرى ما حَلَّ بِنا في الْعاجِلِ فَاجْعَلْ ذلِكَ ذَخيرَةً لَنا في الاْجِلِ»؛
اى نفس! در برابر اين همه مصيبت شكيبا باش! خدايا! تو مى بينى كه در اين دنياى فانى چه مصائبى براى ما رخ داده، پس آن را براى روز رستاخيزمان ذخيره ساز!
@Nucleader
😭8
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
به گمانم آن لحظه حسین بن علی (ع)، کلمه کم آورد.
مرد خطابه های مکه و منا، مرد رجزهای بلندبالا و سرشار از بلاغت میانه میدان کربلا، مرد دعای عرفه با آن همه توصیفات و تعابیر رسا، در آن لحظه حرفی نداشت که بگوید، کلمهای نداشت در دهان بچرخاند و بر زبان بیاورد.
پسر امیرمومنان علی(ع)، پسر همان که در سنگینترین روزهای عمرش، چنان در کوفه و مدینه خطبه میخواند که کلاه از سر تاریخ سخنوری افتاده، درست در آن زمان که باید با اهلبیتش سخن میگفت، چیزی نداشت تا به زنان و دختران خیمه نشین بگوید.
کلماتش تمام شده بود؟ نه، چه اینکه تا آخرین لحظات در قتلگاه نیز کلمه بر زبانش جاری بود، به هدایت قاتلان و به انذار مردمان.
پس چه بود که هیچ نگفت؟ هیچ نگفت و از میان این همه چشم پر از سوال و واهمه، از میان آن همه چهره غمدیده و ترسیده، از میان زنان و طفلان راه کج کرد و به سوی خیمهای رفت که صاحبی نداشت، آن را واژگون کرد و بی هیچ کلمهای با دیگران سخن گفت.
کلمه، معجزه خدا و نعمتی برای قلب آدمیزاد است، کلمه باید در بیان و توصیف یک واقعه یا احساس صادر شود و همین آن را محدود و محکوم به این دنیای بودن میکند.
حسین(ع) -واسطه توسل پیامبران صاحب اعجاز- در آن لحظه کلمهای در بساط نداشت، حتی آه. او با همه قدرت اعجازش نمیتوانست با معجزه محالات را محقق کند. مردی که به دنبال برادرش به دل تاریکی نخلستان کنار شریعه رفته بود، آنچه دیده بود را در ظرف کدام کلمه باید میریخت و بر زبان میراند؟ کدام کلمات شانه زیر بار آن حادثه سنگین میدادند تا واسطه گفتن همه چیز به دخترکان و زنان حرم شوند؟
حسین(ع) کلمه کم آورده بود، چند دقیقهای به تاریکیِ دنیای بی عباس در کنار شریعه قدم نهاده بود و وقتی برمیگشت هیچ کلمهای با او نمانده بود. وقتی برمیگشت چشمهایش را با دست پوشانده بود، می گویند اشکهایش را از دشمن و دوست پنهان کرده بود، شاید، اما به گمانم او چشم هایش را بر سیاهی و پستی روزگار پس از قمر بنی هاشم بسته بود.
حسین(ع) زمانی به خیمههایش باز میگشت که نه روح عباس(ع) در این دنیا مانده بود نه جسمش... . سکوتش بار همه کلمات را به دوش کشید، همه چیز به سنگینی و در سکوت امتداد یافت. مردی که دقایقی بعد خود دنیای فرومایگان و سفلگان ترک میکرد، به جای آنکه پاسخ تک تک اهل حرم را بدهد، ستون خانه امید همه آنها را کشید و خیمه عباس را انداخت.
بعد از آن، صدای شیون و گریه سکوت را شکست، اما باز هم کلمهای نبود.
#ح_الف_غریبه
@badieh
تصویر: نقاشی بعدِ عبّاس | حسن روحالامین
مرد خطابه های مکه و منا، مرد رجزهای بلندبالا و سرشار از بلاغت میانه میدان کربلا، مرد دعای عرفه با آن همه توصیفات و تعابیر رسا، در آن لحظه حرفی نداشت که بگوید، کلمهای نداشت در دهان بچرخاند و بر زبان بیاورد.
پسر امیرمومنان علی(ع)، پسر همان که در سنگینترین روزهای عمرش، چنان در کوفه و مدینه خطبه میخواند که کلاه از سر تاریخ سخنوری افتاده، درست در آن زمان که باید با اهلبیتش سخن میگفت، چیزی نداشت تا به زنان و دختران خیمه نشین بگوید.
کلماتش تمام شده بود؟ نه، چه اینکه تا آخرین لحظات در قتلگاه نیز کلمه بر زبانش جاری بود، به هدایت قاتلان و به انذار مردمان.
پس چه بود که هیچ نگفت؟ هیچ نگفت و از میان این همه چشم پر از سوال و واهمه، از میان آن همه چهره غمدیده و ترسیده، از میان زنان و طفلان راه کج کرد و به سوی خیمهای رفت که صاحبی نداشت، آن را واژگون کرد و بی هیچ کلمهای با دیگران سخن گفت.
کلمه، معجزه خدا و نعمتی برای قلب آدمیزاد است، کلمه باید در بیان و توصیف یک واقعه یا احساس صادر شود و همین آن را محدود و محکوم به این دنیای بودن میکند.
حسین(ع) -واسطه توسل پیامبران صاحب اعجاز- در آن لحظه کلمهای در بساط نداشت، حتی آه. او با همه قدرت اعجازش نمیتوانست با معجزه محالات را محقق کند. مردی که به دنبال برادرش به دل تاریکی نخلستان کنار شریعه رفته بود، آنچه دیده بود را در ظرف کدام کلمه باید میریخت و بر زبان میراند؟ کدام کلمات شانه زیر بار آن حادثه سنگین میدادند تا واسطه گفتن همه چیز به دخترکان و زنان حرم شوند؟
حسین(ع) کلمه کم آورده بود، چند دقیقهای به تاریکیِ دنیای بی عباس در کنار شریعه قدم نهاده بود و وقتی برمیگشت هیچ کلمهای با او نمانده بود. وقتی برمیگشت چشمهایش را با دست پوشانده بود، می گویند اشکهایش را از دشمن و دوست پنهان کرده بود، شاید، اما به گمانم او چشم هایش را بر سیاهی و پستی روزگار پس از قمر بنی هاشم بسته بود.
حسین(ع) زمانی به خیمههایش باز میگشت که نه روح عباس(ع) در این دنیا مانده بود نه جسمش... . سکوتش بار همه کلمات را به دوش کشید، همه چیز به سنگینی و در سکوت امتداد یافت. مردی که دقایقی بعد خود دنیای فرومایگان و سفلگان ترک میکرد، به جای آنکه پاسخ تک تک اهل حرم را بدهد، ستون خانه امید همه آنها را کشید و خیمه عباس را انداخت.
بعد از آن، صدای شیون و گریه سکوت را شکست، اما باز هم کلمهای نبود.
#ح_الف_غریبه
@badieh
تصویر: نقاشی بعدِ عبّاس | حسن روحالامین
Telegram
ميز كار حسن روح الامين
🏴 نام اثر: بعدِ عبّاس
🏦 ابعاد تابلو: ۸۰*۱۸۰ سانتی متر
🏦 سال تولید اثر: ۱۳۹۹ ه.ش
یک خط روضه:
یک لحظه ام شده به روی پای خود بایست
فریاد می زنند که پاشیده لشکرم
شاعر: حاج محمود کریمی
📱 @roholamin_atelie
🏦 ابعاد تابلو: ۸۰*۱۸۰ سانتی متر
🏦 سال تولید اثر: ۱۳۹۹ ه.ش
یک خط روضه:
یک لحظه ام شده به روی پای خود بایست
فریاد می زنند که پاشیده لشکرم
شاعر: حاج محمود کریمی
📱 @roholamin_atelie
❤2😢1😭1
از وقتی فاطمه زهرا سلاماللهعلیها او را همراه خود داشت و میشنید «من شهید خواهم شد» تا عصر روز عاشورای سال ۶۱، معلوم بود خدا او را آفریده تا با خونش هدایت امت را دست بگیرد.
خواهرش زینب سلاماللهعلیها هم از همان کودکی تا وقتی ازدواج کند و شرط بگذارد که من هرجا حسین باشد، آنجا هستم تا وقتی پسرانش را فدای او کرد و بعد که علم به دست گرفت و کاروان اسرا را برداشت، معلوم بود که آمده تا نگذارد عاشورا فراموش شود. او باید عاشورا را به تاریخ میسپرد.
اما او. از وقتی که به دنیا آمد، از آن دست و بازویش، از شباهتش به پدر، از آن وقتی که با پدر تمرین جنگ میکرد تا وقتی که در واپسین ساعات زندگی، دست فرزند بزرگ را در دست فرزند کوچکتر نهاد، عباس بن علی ذخیرهای بود برای برادرش.
ذخیرهای که سالها شمشیرش در غلاف مانده بود که یک روز بیرون کشیده شود. ذخیرهای که آموخته پدر بود، جمل و صفین و نهروان را دیده بود، مظلومیت برادرش حسن را دیده بود، دندان بهم فشرده بود تا موقعش برسد.
موقعش یعنی روز عاشورا.
وعده این بود که صبح روز دهم، شمشیر را بیرون بکشد و رزم حیدری کند. پرچم میانه سپاه را که دست گرفت، خیمهاش که جلوی همه خیام بود، همه گواهی میداد که روز میعاد رسیده.
اما آن روز، آن وعده فرا رسیده، آن شمشیر برون آمده از نیام، جایش را به مشک آب داد. اطاعت کرد. رفت که آب بیاورد. نگفت چرا نباید رزم کنم؟ اطاعت کرد.
پاداش این مطیع بودن هم جایگاه رفیع اوست که موجب حسرت بندگان خواهد بود
اما آن وعده داده شده
آن شمشیر سالها در غلاف
آن صبوری برای روزی کهوقتش برسد
خیلی به این فکر میکنم که چرا عباس بن علی در سراسر عمر ذخیره روز عاشورا خوانده شد، اما وقتش که رسید همه چیز دگرگون شد، دلیلش را اما نفهمیدم...
آن وعده معهود
با تیری که به مشک خورد، فرو ریخت
حیرت ماند و بهت و غم تشنگی کودکان و تنهایی برادر.
@Nucleader
خواهرش زینب سلاماللهعلیها هم از همان کودکی تا وقتی ازدواج کند و شرط بگذارد که من هرجا حسین باشد، آنجا هستم تا وقتی پسرانش را فدای او کرد و بعد که علم به دست گرفت و کاروان اسرا را برداشت، معلوم بود که آمده تا نگذارد عاشورا فراموش شود. او باید عاشورا را به تاریخ میسپرد.
اما او. از وقتی که به دنیا آمد، از آن دست و بازویش، از شباهتش به پدر، از آن وقتی که با پدر تمرین جنگ میکرد تا وقتی که در واپسین ساعات زندگی، دست فرزند بزرگ را در دست فرزند کوچکتر نهاد، عباس بن علی ذخیرهای بود برای برادرش.
ذخیرهای که سالها شمشیرش در غلاف مانده بود که یک روز بیرون کشیده شود. ذخیرهای که آموخته پدر بود، جمل و صفین و نهروان را دیده بود، مظلومیت برادرش حسن را دیده بود، دندان بهم فشرده بود تا موقعش برسد.
موقعش یعنی روز عاشورا.
وعده این بود که صبح روز دهم، شمشیر را بیرون بکشد و رزم حیدری کند. پرچم میانه سپاه را که دست گرفت، خیمهاش که جلوی همه خیام بود، همه گواهی میداد که روز میعاد رسیده.
اما آن روز، آن وعده فرا رسیده، آن شمشیر برون آمده از نیام، جایش را به مشک آب داد. اطاعت کرد. رفت که آب بیاورد. نگفت چرا نباید رزم کنم؟ اطاعت کرد.
پاداش این مطیع بودن هم جایگاه رفیع اوست که موجب حسرت بندگان خواهد بود
اما آن وعده داده شده
آن شمشیر سالها در غلاف
آن صبوری برای روزی کهوقتش برسد
خیلی به این فکر میکنم که چرا عباس بن علی در سراسر عمر ذخیره روز عاشورا خوانده شد، اما وقتش که رسید همه چیز دگرگون شد، دلیلش را اما نفهمیدم...
آن وعده معهود
با تیری که به مشک خورد، فرو ریخت
حیرت ماند و بهت و غم تشنگی کودکان و تنهایی برادر.
@Nucleader
😢4❤2
پدر خاک کجایی؟ پسرت خاک نشد
مادر آب کجایی؟ پسرت آب نخورد
مادر آب کجایی؟ پسرت آب نخورد
😭8😢2
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی! پسری داشتی، چه شد؟
یا مرتضی علی! پسری داشتی، چه شد؟
😭9😢1
روضههای زیادی هست که شنیدهایم و با آن گریستهایم. گاهی یک گوشهای، یک کنایهای، یک حرفی در هزارتوی یک اتفاق میرود توی یاختههای انسان.
قصه کندن خارهای بیابان در شب عاشورا، از آن چیزهاست که کاش هیچوقت به گوشم نخورده بود.
حسین جان!
امشب که شما نیستید، چه کسی خارهای بیابان را از جلوی راه اهل بیت برمیدارد؟
قصه کندن خارهای بیابان در شب عاشورا، از آن چیزهاست که کاش هیچوقت به گوشم نخورده بود.
حسین جان!
امشب که شما نیستید، چه کسی خارهای بیابان را از جلوی راه اهل بیت برمیدارد؟
😢6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظر شما یکی از مراجع تقلید نسبت به این صحبتها واکنش نشان میدهد؟
به نظرتان اگر محمود احمدینژاد همین الان این حرف را بزند، واکنش مراجع و علمای قم چه خواهد بود؟
@Nucleader
به نظرتان اگر محمود احمدینژاد همین الان این حرف را بزند، واکنش مراجع و علمای قم چه خواهد بود؟
@Nucleader
👍4
|نیوکلیدر|
به نظر شما یکی از مراجع تقلید نسبت به این صحبتها واکنش نشان میدهد؟ به نظرتان اگر محمود احمدینژاد همین الان این حرف را بزند، واکنش مراجع و علمای قم چه خواهد بود؟ @Nucleader
ما در کشور اکثریت و اقلیت نداریم. یعنی در جمهوری اسلامی، آقایان دیگر شیعه را هم به رسمیت نمیشناسند.
ممنون شورای نگهبانیم❤️
ممنون شورای نگهبانیم❤️
👍4
با گذشت نزدیک یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری، تسویه حساب با سعید جلیلی و کسانی که از او حمایت کردند، تمومی نداره.
گویا شعار عزیزان «دیگی که برای ما نجوشه» شده و حاضرند کل جبهه انقلاب رو تخطئه کنند که نکند درآینده سعید جلیلی مطرح بشه.
حقیقتا حجم توهین، تخریب، تمسخر و برچسبهایی که در این مدت به افراد و گروهها زده شده، عجیب غریبه.
خدا از برادران ما قبول کنه.
انشاءلله به عدد خوب حساب کنند.
@Nucleader
گویا شعار عزیزان «دیگی که برای ما نجوشه» شده و حاضرند کل جبهه انقلاب رو تخطئه کنند که نکند درآینده سعید جلیلی مطرح بشه.
حقیقتا حجم توهین، تخریب، تمسخر و برچسبهایی که در این مدت به افراد و گروهها زده شده، عجیب غریبه.
خدا از برادران ما قبول کنه.
انشاءلله به عدد خوب حساب کنند.
@Nucleader
👍13👎1
عکس شماره یک:
بیش از ده اکانت ساخته و تحویل دستگاه داده! برادر پروژه بگیرمون که یک زمانی خواهر بوده. خروجی این پروژه هم در تصویر عیانه.
عکس شماره دو:
رسانه فارس و نوع خبررسانیش.
تا امروز یک ساعت از صحبتهای رائفیپور رو گوش ندادم. به عنوان مرجع فکری هم قبولش ندارم.
بیش از یک دهه در باب دین و اسلام و دشمن و مهدویت و... صحبت کرده، کسی اشکالی نداشته. اما به محض ورود به حیطه ممنوعه نقد به برخی اشخاص و جریان اصولگرایی، کارش به اینجا رسیده!
فرض کنید از حامیان کاندیدای دیگری بود. به نظر شما امروز براش پرونده درست میشد؟
@nucleader
بیش از ده اکانت ساخته و تحویل دستگاه داده! برادر پروژه بگیرمون که یک زمانی خواهر بوده. خروجی این پروژه هم در تصویر عیانه.
عکس شماره دو:
رسانه فارس و نوع خبررسانیش.
تا امروز یک ساعت از صحبتهای رائفیپور رو گوش ندادم. به عنوان مرجع فکری هم قبولش ندارم.
بیش از یک دهه در باب دین و اسلام و دشمن و مهدویت و... صحبت کرده، کسی اشکالی نداشته. اما به محض ورود به حیطه ممنوعه نقد به برخی اشخاص و جریان اصولگرایی، کارش به اینجا رسیده!
فرض کنید از حامیان کاندیدای دیگری بود. به نظر شما امروز براش پرونده درست میشد؟
@nucleader
👍8👎1
|نیوکلیدر|
Photo
عکس شماره یک:
خبرگزاری رسمی قوه قضاییه نام کسی که تازه متهم شده را برخلاف صحبتهای مقامات این دستگاه درج میکند.
عکس شماره دو:
همین خبرگزاری در متن گزارش خود از یک مجرم بدون اسم و به عنوان ابربدهکار یاد میکند.
به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه؟
@Nucleader
خبرگزاری رسمی قوه قضاییه نام کسی که تازه متهم شده را برخلاف صحبتهای مقامات این دستگاه درج میکند.
عکس شماره دو:
همین خبرگزاری در متن گزارش خود از یک مجرم بدون اسم و به عنوان ابربدهکار یاد میکند.
به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه؟
@Nucleader
👌5
راوی کذاب چهارشنبه شب قبل از انتخابات هنوز هم مشغوله.
در یک فقره گفته دفتر رهبر انقلاب از ورود سعید جلیلی به بیت جلوگیری کرده که عکس حضور او در بیت منتشر شد.
در توییت دیگری هم از حسین قدیانی تشکر کرده. حسین قدیانی چندین بار به آیتالله مصباح یزدی فحاشیهای بسیار کرده. یعنی طالبانیتر و فحاشتر از قدیانی نیست، بعد اینها دم از حمایت از علما میزنند.
در تصویر دیگر هم میبینید که جلیلی و تاجزاده رو یکی میدانند.
چرا؟ چون سعید جلیلی به دروغ بزرگ «کاندیدای حضرت آقا» و ائتلاف زورکی گفت «نه»
@Nucleader
در یک فقره گفته دفتر رهبر انقلاب از ورود سعید جلیلی به بیت جلوگیری کرده که عکس حضور او در بیت منتشر شد.
در توییت دیگری هم از حسین قدیانی تشکر کرده. حسین قدیانی چندین بار به آیتالله مصباح یزدی فحاشیهای بسیار کرده. یعنی طالبانیتر و فحاشتر از قدیانی نیست، بعد اینها دم از حمایت از علما میزنند.
در تصویر دیگر هم میبینید که جلیلی و تاجزاده رو یکی میدانند.
چرا؟ چون سعید جلیلی به دروغ بزرگ «کاندیدای حضرت آقا» و ائتلاف زورکی گفت «نه»
@Nucleader
👍6
😁5🤬1