غدیر خم اگرچه عید بزرگ همه شیعیان و محبان حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام است، اما سالهاست که در روز ولایت، مردم از سادات عیدی میگیرن.
شهید خدا، آقا سید ابراهیم رییسی
عیدی ملت ایران رو از شما میخوایم.
رضوان خدا بر تو و مرام اخلاقمدارت.
@Nucleader
شهید خدا، آقا سید ابراهیم رییسی
عیدی ملت ایران رو از شما میخوایم.
رضوان خدا بر تو و مرام اخلاقمدارت.
@Nucleader
❤14🤯1
وحدت، ائتلاف و اصولگرایی
هر بار اسم وحدت و ائتلاف در انتخابات شنیده میشه، طیف اصولگرا مستقیم سراغ انتخابات ۹۲ میره و انگشت اتهامش رو به سمت «سعید جلیلی» میگیره و او رو مقصر شکست این جریان میدونه. یکبار برگردیم به چند انتخابات و نتیجه تصمیمات جریان اصولگرایی رو بخونیم و ببینیم تصمیماتشون، چه نتیجهای داشته.
یک- انتخابات سال ۱۳۸۴:
اصولگرایان که از حضور آقای هاشمی رفسنجانی خبردار شدند، سراغ استاد اخلاق تهران آیتالله آقامجتبی تهرانی رفتند. او هم میانه اصولگرایان ایستاد و به اونها گفت یک شرط رو بپذیرند، اینکه طبق نظرسنجی شورای اصولگرایی هرکسی که بیشترین آرای شورا رو داشت انتخاب و سایرین کنارهگیری کنند. او هم با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت میکنه تا از حضور در انتخابات منصرف بشه. حاج آقا مجتبی صحبتها با آقای هاشمی رفسنجانی رو جلو برد.
علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی درباره ائتلاف اصولگرایان در انتخابات ۸۴ میگوید: «در سال ۸۳ یک چارچوب تنظیم شد و درواقع در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب نامزدهای ریاست جمهوری وارد عرصه رقابت شدند و قرار شد طبق نظرسنجیها کسی که بالاتر است بهعنوان کاندیدای نهایی انتخاب شود.
در ۲۷ آذر در یک جلسه به خاطر اتفاقاتی که رخ داده بود آقای ولایتی کنارهگیری کرد و دوستان برخلاف وعدههای خود در ۲۱ اسفند سال ۸۳ لاریجانی را زودتر از موعد بهعنوان کاندیدای نهایی برگزیدند که باعث جدایی آقایان توکلی، رضایی، احمدینژاد و قالیباف از آنها شد و این چهار نفر ائتلاف جدیدی را شکل دادند.»
از اینجا به بعد، محمود احمدینژاد هم خود رو کاندید انتخابات اعلام کرد، بعد هم ولایتی و قالیباف خودشون رو نامزد انتخابات معرفی کردند و به این صورت هاشمی رفسنجانی هم آمد. باقی مسائل هم که واضحه.ولایتی به نفع هاشمی رفسنجانی کنارهگیری کرد. و اساسا اصولگرایی رو کنار زد. قالیباف هم که افراد ستادش معتقد بودن باید احمدینژاد از روی نعش اونها عبور کنه، در دور اول با حمایت افرادی مثل توکلی، نادران، خوشچهره و... و با عنوان «اصولگرایان تحولخواه» وارد انتخابات شد. همون دوران صحبتهایی در مورد حمایتهای برخی افراد در سپاه از قالیباف هم مطرح بود که سروصدای خیلی زیادی در مورد صحبتهای امام پیرامون عدم دخالت نظامیها رو برانگیخت. (حالا گفتن این حرفها الان اینطوریه که اگر بزنید، شما ضد سپاه و ضد حاج قاسم و پیرو معاویه میشید)
قالیباف توی این انتخابات دو شعار مهم هم داشت. یکی اینکه در رویکرد عملی باید از تجربه سایر کشورها استفاده کنیم مثلا در بخش خصوصی باید ابتدا مدیریت را خصوصی کنیم. و دومی مالکیت باید خصوصی شود در این صورت هم رقابت درست کردهایم و هم چرخه تولید را پیش بردهایم و اجازه نمیدهیم، رانتخوارها پیدا شوند.
نتیجه چی شد؟ ائتلاف اولیه اصولگراها که شکست خورده بود، در دور اول با ورود هاشمی و احمدینژاد به دور دوم شکست خورد. اصولگراها دور دوم پشت احمدینژاد ایستادند و البته سردار رمضان شریف بعدا گفت که احمدینژاد گزینه ما نبود و راست هم میگفت.
تا سال ۹۲ اینها کم و بیش میگفتند احمدینژاد از ماست و بعد اساسا او رو منحرف و غیر از اصولگرایی دونستند. احمدینژاد هم که از مدتها قبل گفته بود مستقل بوده.
دو- انتخابات سال ۱۳۹۲:
شورای اصولگرایان تحت عنوان ائتلاف سهگانه وارد انتخابات شد. حدادعادل، ولایتی و قالیباف باهم ائتلاف کردند و در این زمینه هیچ نامزد دیگری رو وارد شورای خودشون نکرده بودند. قرار شد بعد از مناظرات یکی از آنها که بیشترین اقبال رو داره بمونه و سایرین کنارهگیری کنند. حدادعادل کنارهگیرید. یک ویدیو همون روزها از او منتشر شد که من از ابتدا قول صداقت دادهام و الان هم به اون عمل میکنم و به نفع شورا کنار میرم. علیاکبر ولایتی باز هم مثل انتخابات قبلی کنار نرفت. در مناظرات هم با حمایت از گفتمان روحانی به سعید جلیلی حمله کرد. قالیباف هم که در صحبتهای پیش از ورودش به انتخابات در مورد منحرفین صحبت کرده بود و بین خودش و احمدینژاد فاصلهگذاری کرده بود، در مناظرات پشت دست گفتمان روحانی بازی کرد و صحبت مذاکرات رو پیش گرفت. در این ادبیات شکست خورد و بعد هم با حمله گازانبری روحانی مواجه شد. شورای سه نفرهای که دو نفر از اونها باقی مونده بودند، در انتخابات شکست خورد و تقصیر رو گردن نفر دیگری که از ابتدا در جریان ائتلاف نبود و کسی او رو قابل ندونسته بود، انداخت.
هر بار اسم وحدت و ائتلاف در انتخابات شنیده میشه، طیف اصولگرا مستقیم سراغ انتخابات ۹۲ میره و انگشت اتهامش رو به سمت «سعید جلیلی» میگیره و او رو مقصر شکست این جریان میدونه. یکبار برگردیم به چند انتخابات و نتیجه تصمیمات جریان اصولگرایی رو بخونیم و ببینیم تصمیماتشون، چه نتیجهای داشته.
یک- انتخابات سال ۱۳۸۴:
اصولگرایان که از حضور آقای هاشمی رفسنجانی خبردار شدند، سراغ استاد اخلاق تهران آیتالله آقامجتبی تهرانی رفتند. او هم میانه اصولگرایان ایستاد و به اونها گفت یک شرط رو بپذیرند، اینکه طبق نظرسنجی شورای اصولگرایی هرکسی که بیشترین آرای شورا رو داشت انتخاب و سایرین کنارهگیری کنند. او هم با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت میکنه تا از حضور در انتخابات منصرف بشه. حاج آقا مجتبی صحبتها با آقای هاشمی رفسنجانی رو جلو برد.
علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی درباره ائتلاف اصولگرایان در انتخابات ۸۴ میگوید: «در سال ۸۳ یک چارچوب تنظیم شد و درواقع در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب نامزدهای ریاست جمهوری وارد عرصه رقابت شدند و قرار شد طبق نظرسنجیها کسی که بالاتر است بهعنوان کاندیدای نهایی انتخاب شود.
در ۲۷ آذر در یک جلسه به خاطر اتفاقاتی که رخ داده بود آقای ولایتی کنارهگیری کرد و دوستان برخلاف وعدههای خود در ۲۱ اسفند سال ۸۳ لاریجانی را زودتر از موعد بهعنوان کاندیدای نهایی برگزیدند که باعث جدایی آقایان توکلی، رضایی، احمدینژاد و قالیباف از آنها شد و این چهار نفر ائتلاف جدیدی را شکل دادند.»
از اینجا به بعد، محمود احمدینژاد هم خود رو کاندید انتخابات اعلام کرد، بعد هم ولایتی و قالیباف خودشون رو نامزد انتخابات معرفی کردند و به این صورت هاشمی رفسنجانی هم آمد. باقی مسائل هم که واضحه.ولایتی به نفع هاشمی رفسنجانی کنارهگیری کرد. و اساسا اصولگرایی رو کنار زد. قالیباف هم که افراد ستادش معتقد بودن باید احمدینژاد از روی نعش اونها عبور کنه، در دور اول با حمایت افرادی مثل توکلی، نادران، خوشچهره و... و با عنوان «اصولگرایان تحولخواه» وارد انتخابات شد. همون دوران صحبتهایی در مورد حمایتهای برخی افراد در سپاه از قالیباف هم مطرح بود که سروصدای خیلی زیادی در مورد صحبتهای امام پیرامون عدم دخالت نظامیها رو برانگیخت. (حالا گفتن این حرفها الان اینطوریه که اگر بزنید، شما ضد سپاه و ضد حاج قاسم و پیرو معاویه میشید)
قالیباف توی این انتخابات دو شعار مهم هم داشت. یکی اینکه در رویکرد عملی باید از تجربه سایر کشورها استفاده کنیم مثلا در بخش خصوصی باید ابتدا مدیریت را خصوصی کنیم. و دومی مالکیت باید خصوصی شود در این صورت هم رقابت درست کردهایم و هم چرخه تولید را پیش بردهایم و اجازه نمیدهیم، رانتخوارها پیدا شوند.
نتیجه چی شد؟ ائتلاف اولیه اصولگراها که شکست خورده بود، در دور اول با ورود هاشمی و احمدینژاد به دور دوم شکست خورد. اصولگراها دور دوم پشت احمدینژاد ایستادند و البته سردار رمضان شریف بعدا گفت که احمدینژاد گزینه ما نبود و راست هم میگفت.
تا سال ۹۲ اینها کم و بیش میگفتند احمدینژاد از ماست و بعد اساسا او رو منحرف و غیر از اصولگرایی دونستند. احمدینژاد هم که از مدتها قبل گفته بود مستقل بوده.
دو- انتخابات سال ۱۳۹۲:
شورای اصولگرایان تحت عنوان ائتلاف سهگانه وارد انتخابات شد. حدادعادل، ولایتی و قالیباف باهم ائتلاف کردند و در این زمینه هیچ نامزد دیگری رو وارد شورای خودشون نکرده بودند. قرار شد بعد از مناظرات یکی از آنها که بیشترین اقبال رو داره بمونه و سایرین کنارهگیری کنند. حدادعادل کنارهگیرید. یک ویدیو همون روزها از او منتشر شد که من از ابتدا قول صداقت دادهام و الان هم به اون عمل میکنم و به نفع شورا کنار میرم. علیاکبر ولایتی باز هم مثل انتخابات قبلی کنار نرفت. در مناظرات هم با حمایت از گفتمان روحانی به سعید جلیلی حمله کرد. قالیباف هم که در صحبتهای پیش از ورودش به انتخابات در مورد منحرفین صحبت کرده بود و بین خودش و احمدینژاد فاصلهگذاری کرده بود، در مناظرات پشت دست گفتمان روحانی بازی کرد و صحبت مذاکرات رو پیش گرفت. در این ادبیات شکست خورد و بعد هم با حمله گازانبری روحانی مواجه شد. شورای سه نفرهای که دو نفر از اونها باقی مونده بودند، در انتخابات شکست خورد و تقصیر رو گردن نفر دیگری که از ابتدا در جریان ائتلاف نبود و کسی او رو قابل ندونسته بود، انداخت.
👍5
سه- انتخابات سال ۱۳۹۶
سال ۱۳۹۶ جریان اصولگرایی شاهد ثبت نام زاکانی، حاجیبابایی، قالیباف و آیتالله رییسی بود که دو نفر دوم تایید شدند. در این انتخابات بارها صحبت از تجربه ۹۲ به میون اومد و قرار شد کاندیدی که بیشترین اقبال مردمی رو داره، بمونه و دیگری کنار بره. محمدباقر قالیباف که در سال ۸۴ و ۹۲ در موردش میگفتند رای خاکستریها رو جذب میکنه، محبوبیت کمتری نسبت به آیتالله رییسی داشت و اینبار طبق قرار شورای ائتلاف به وعده خودش عمل کرد و برای پیروزی جبهه اصولگرایی از خود گذشتگی کرد. نتیجه انتخابات اما شکست دیگر جبهه اصولگرایی بود. حالا جریان اصولگرایی هم تجربه شکست در وحدت و هم تجربه شکست در حضور غیر ائتلافی رو داشت. اما سعید جلیلی در انتخابات نبود و کسی مقصر این شکست رو معرفی نکرد!
چهار- انتخابات سال ۱۴۰۰
سال ۱۴۰۰ هم باز طبق انتخابات قبلی پیش رفت . با این تفاوت که سعید جلیلی باز هم در سازوکار شورای اصولگرایان زیر نظر افرادی نظیر آقای حدادعادل محلی از اعراب نداشت. با این وجود او در روزهای پایانی و به دلیلی اقبال بیشتر مردم به آیتالله رییسی به نفع ایشان کنارهگیری کرد و جریان اصولگرایی به پیروزی رسید.
در بررسی این چهار انتخابات نگاه کوتاهی به جریانات و روند انتخابات داشتیم. میشد تصمیمات اصولگراها در چند انتخابات مجلس مثل مجلس ۹۸ و ۱۴۰۲ رو بررسی نکردیم. علی ای حال اصولگراها در شکستها دنبال مقصری جز خودشون میگردن و تنها کسی که فعلا برای گردنگیری و انداختن تقصیرها به دوشش پیدا میکنن، سعید جلیلی است. همین الان هم صحبت از اول یا دوم بودن آقای قالیباف نیست.پروژهبگیرها فعلا با پیامک و توییت و... در حال فشار هستند تا کسی که جزء دو نفر اول هست رو کنار بزنند. اون هم نه محترمانه و دوستانه. با توهین،تمسخر و فشار.
اگر ائتلاف به معنی تشکیل یک جبهه همگفتمان و و همنظر در یک طیف هست که در مقابل طرف مقابل قرار میگیره، حتما اتفاق مثبتی است، ولو که درش شکست در انتخابات باشه. اما اگر به این معنی است که یک یا چند نفر مثل غلامعلی حدادعادل پیدا بشن که در هر انتخابات تصمیم بگیرن با قرار دادن افرادی مثل «امیرابراهیم رسولی» و «تالارپشتی» و «محسن پیرهادی» و دیگران در صف قرار بگیرند یا دختر این و پسر اون رو در لیست شورای شهر بگذارند و بقیه پاجوش و ... خطاب بشن و این رویهای برای سالهای اینده باشه که این پدرخواندگان عزیز هر بار بنا به مصلحتسنجی خود، کسی رو به ما تحمیل و کسی رو در لیست قرار بدن و ما هم هر بار به اونها رای بدیم، این دیگه چه انتخاباتی خواهد بود؟ و چه فایدهای داره؟
امید که نتیجه انتخابات شکست دولت سوم روحانی باشه، والا اصولگراها بازهم قراره دنبال گردنگیر بگردند.
@Nucleader
سال ۱۳۹۶ جریان اصولگرایی شاهد ثبت نام زاکانی، حاجیبابایی، قالیباف و آیتالله رییسی بود که دو نفر دوم تایید شدند. در این انتخابات بارها صحبت از تجربه ۹۲ به میون اومد و قرار شد کاندیدی که بیشترین اقبال مردمی رو داره، بمونه و دیگری کنار بره. محمدباقر قالیباف که در سال ۸۴ و ۹۲ در موردش میگفتند رای خاکستریها رو جذب میکنه، محبوبیت کمتری نسبت به آیتالله رییسی داشت و اینبار طبق قرار شورای ائتلاف به وعده خودش عمل کرد و برای پیروزی جبهه اصولگرایی از خود گذشتگی کرد. نتیجه انتخابات اما شکست دیگر جبهه اصولگرایی بود. حالا جریان اصولگرایی هم تجربه شکست در وحدت و هم تجربه شکست در حضور غیر ائتلافی رو داشت. اما سعید جلیلی در انتخابات نبود و کسی مقصر این شکست رو معرفی نکرد!
چهار- انتخابات سال ۱۴۰۰
سال ۱۴۰۰ هم باز طبق انتخابات قبلی پیش رفت . با این تفاوت که سعید جلیلی باز هم در سازوکار شورای اصولگرایان زیر نظر افرادی نظیر آقای حدادعادل محلی از اعراب نداشت. با این وجود او در روزهای پایانی و به دلیلی اقبال بیشتر مردم به آیتالله رییسی به نفع ایشان کنارهگیری کرد و جریان اصولگرایی به پیروزی رسید.
در بررسی این چهار انتخابات نگاه کوتاهی به جریانات و روند انتخابات داشتیم. میشد تصمیمات اصولگراها در چند انتخابات مجلس مثل مجلس ۹۸ و ۱۴۰۲ رو بررسی نکردیم. علی ای حال اصولگراها در شکستها دنبال مقصری جز خودشون میگردن و تنها کسی که فعلا برای گردنگیری و انداختن تقصیرها به دوشش پیدا میکنن، سعید جلیلی است. همین الان هم صحبت از اول یا دوم بودن آقای قالیباف نیست.پروژهبگیرها فعلا با پیامک و توییت و... در حال فشار هستند تا کسی که جزء دو نفر اول هست رو کنار بزنند. اون هم نه محترمانه و دوستانه. با توهین،تمسخر و فشار.
اگر ائتلاف به معنی تشکیل یک جبهه همگفتمان و و همنظر در یک طیف هست که در مقابل طرف مقابل قرار میگیره، حتما اتفاق مثبتی است، ولو که درش شکست در انتخابات باشه. اما اگر به این معنی است که یک یا چند نفر مثل غلامعلی حدادعادل پیدا بشن که در هر انتخابات تصمیم بگیرن با قرار دادن افرادی مثل «امیرابراهیم رسولی» و «تالارپشتی» و «محسن پیرهادی» و دیگران در صف قرار بگیرند یا دختر این و پسر اون رو در لیست شورای شهر بگذارند و بقیه پاجوش و ... خطاب بشن و این رویهای برای سالهای اینده باشه که این پدرخواندگان عزیز هر بار بنا به مصلحتسنجی خود، کسی رو به ما تحمیل و کسی رو در لیست قرار بدن و ما هم هر بار به اونها رای بدیم، این دیگه چه انتخاباتی خواهد بود؟ و چه فایدهای داره؟
امید که نتیجه انتخابات شکست دولت سوم روحانی باشه، والا اصولگراها بازهم قراره دنبال گردنگیر بگردند.
@Nucleader
👍5
برای سپاهیها جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی، به شما چه ربط دارد که در مجلس چه میگذرد؟
در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد میشود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا بکنند، برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز میدارد و همین طور ارتش را.
صحیفه امام، جلد ۱۹، ص ۱۲
@nucleader
در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد میشود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا بکنند، برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز میدارد و همین طور ارتش را.
صحیفه امام، جلد ۱۹، ص ۱۲
@nucleader
🔥7👌1
اصولگراها در انتخابات پیشرو خواهند باخت و دولت سوم روحانی شکل خواهد گرفت.
اونها باخت رو به گردن سعید جلیلی خواهند انداخت. او رو لجباز معرفی میکنند و لجنمالش خواهند کرد.
اما یادمون نمیره که عزیزان برخلاف نص صریح امام در امور سیاسی دخالت کردند، ورود انتخاباتی داشتند و فشار یکسویه اوردند که یا ائتلاف تحمیلی رو قبول میکنی، یا تورو لجنمال میکنیم.
ما هم انقلابی هستیم و با این رویه اقایان مشکل داریم.
سعید جلیلی رو لجباز معرفی کردند و گفتند حمله امشب اسراییل، سود لجبازی او بود و به حساب اسراییل رفت.
از حاج قاسم و حاج احمد مایه گذاشتند. سپاه قدس را وسط گذاشتند، اما طرف مقابل هست که داره به سود اسراییل خرج میکنه.
ادبیات کاملا مشخص کننده اینه که ائتلاف و جمله روز ابتدایی قالیباف که یک نفر میمونه،چه بود و جز تحمیل نبود.
جلیلی باید کنار میرفت چون منعطف نبود، گوشت تلخ بود.
@Nucleader
اونها باخت رو به گردن سعید جلیلی خواهند انداخت. او رو لجباز معرفی میکنند و لجنمالش خواهند کرد.
اما یادمون نمیره که عزیزان برخلاف نص صریح امام در امور سیاسی دخالت کردند، ورود انتخاباتی داشتند و فشار یکسویه اوردند که یا ائتلاف تحمیلی رو قبول میکنی، یا تورو لجنمال میکنیم.
ما هم انقلابی هستیم و با این رویه اقایان مشکل داریم.
سعید جلیلی رو لجباز معرفی کردند و گفتند حمله امشب اسراییل، سود لجبازی او بود و به حساب اسراییل رفت.
از حاج قاسم و حاج احمد مایه گذاشتند. سپاه قدس را وسط گذاشتند، اما طرف مقابل هست که داره به سود اسراییل خرج میکنه.
ادبیات کاملا مشخص کننده اینه که ائتلاف و جمله روز ابتدایی قالیباف که یک نفر میمونه،چه بود و جز تحمیل نبود.
جلیلی باید کنار میرفت چون منعطف نبود، گوشت تلخ بود.
@Nucleader
👍7👎1
این چند روز، خلاصه دور تند وقایعی بود که اصولگراها روی محمود احمدینژاد پیاده کردند و بعد گفتند منحرف و ضد نظامه.
با توییت محمدمهدی همت، نوبت به جلیلی هم خواهد رسید. فقط کمی صبر میخواد.
پ.ن: بماند برای تاریخ
@Nucleader
با توییت محمدمهدی همت، نوبت به جلیلی هم خواهد رسید. فقط کمی صبر میخواد.
پ.ن: بماند برای تاریخ
@Nucleader
👌5😁1
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر...
به امید پیروزی جبهه حامیان انقلاب اسلامی در برابر جریان لیبرال و مدافع منافع غرب
@Nucleader
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر...
به امید پیروزی جبهه حامیان انقلاب اسلامی در برابر جریان لیبرال و مدافع منافع غرب
@Nucleader
🔥8👍1😁1
تحلیل آسان| بخش اول
مدت زمان مطالعه ۳-۵ دقیقه
انتخابات ۱۴۰۳ در مرحله اول تمام شده. نتیجه آن از جهات مختلف قابل توجه است. حالا که همه دارند آن را آسان تحلیل میکنند، بگذارید من هم به شیوه خودم تحلیل کنم. البته نه انقدر آسان و نه آنقدر تحلیل.
میزان مشارکت در انتخابات، ۴۰ درصد شد. پایینترین میزان مشارکت. این میزان مشارکت بعد از طوفانالاقصی و حادثه شهادت رییسجمهور جای تامل دارد. چه شده که ۶۰ درصد از افراد رای ندادند؟
در بین کسانی که در تشییع ان سید شهید شرکت کردهاند، کسانی را میشناسم که در انتخابات شرکت نکردند. وقتی من میشناسم، شما هم میشناسید. میزانشان؟ نمیدانم. این عدم مشارکت، قهر یا هر چیزی را چطور باید تحلیل کنیم؟
مورد دیگر، پایینتر بودن یک درصدی مشارکت به نسبت مجلس ۱۴۰۲ است. درحالیکه همواره انتخابات ریاست جمهوری ارای بیشتری داشت. این ثابت بودن میزان آراء را احتمالا باید اینطور تحلیل کنیم که ۴۰درصد از مردم همواره پای ثابت همراهی با نظام در هر شرایط اقتصادی و سیاسی هستند.
اگر اینطور است، چرا در انتخابات ریاست جمهوری که همه پشتوانه اصلاحات از جمله خاتمی به عنوان نفر اصلی و جریان راست سنتی با حمایت روحانی و ناطق نوری پشت پزشکیان آمد، میزان مشارکت با مجلس که هیچکدام از آنها به میدان نیامدند (منظور میدان رسانهای و حمایتی است) و خاتمی آن را تحریم کرد، هیچ تفاوتی نداشت و حتی یک درصد هم کمتر شد؟
آن ۴۳ درصد مجلس چه کسانی بودند؟ این ۴۰ درصد چه کسانی؟ اگر قبول کنیم همه بافت رای دهندهها یکی است، پس باید بپذیریم تلاش رسانهای دو طیف سیاسی یاد شده هیچ تاثیری نداشته و اگر قبول کنیم تاثیر داشته و طرفدارانش را به میدان اورده، پس بخشی از آن ۴۳ درصد کجا رفته؟ چرا به میدان انتخابات نیامده؟
آیا این ۵۸-۶۰ درصدی که رای دادند همه مخالف نظاماند؟ اگر بله، چرا بخشی از کسانی که ما در اطرافمان میشناسیم که انتقادات زیادی هم دارند و رای هم ندادند، با نظام به معنی تغییرش و رویکار آمدن حکومت دیگری مخالفاند؟ اگر من میشناسم، حتما شما هم دیدهاید.
اگر اینها همه مخالف براندازند، چرا این پتانسیل بزرگ تبدیل به براندازی نمیشود؟ آیا اینطور نیست که در آن ۶۰ درصد هم ناراضیها زیادند؟ آیا اینطور نیست که بخشی از این بدنه مخالف حکومت هم صرفا در رای ندادن متحدند و در موارد دیگر اختلاف دارند؟
آیا اینطور نیست که مثلا اگر علی لاریجانی و محمود احمدینژاد تایید میشدند، این مشارکت ۴۰ درصدی به حدود ۶۰ درصد میرسید و اقلیت و اکثریت تغییر میکرد؟ آن وقت این ۲۰ درصد حاضر در انتخابات کذایی را چه تفسیر میکردیم؟
اگر حضور همه پتانسیل اصلاحات و راست سنتی باعث افزایش مشارکت نشد، آیا آنها همچنان اصرار دارند که عدم حضورشان در مجلس و ریاست جمهوری پیشین بود که ان را حداقلی کرد؟ الان نظری ندارند؟ در این دوره ۶۰درصدی که باز هم ۵۰ درصد از اراء را به دست نیاوردند.
آیا اصولگرایان و جبهه حامیان انقلاب میتوانند ادعا کنند ۴۰ درصد همیشه پای کار انقلاب است؟ درحالیکه ترغیب کنندگان انتخابات تفاوت کرده، ولی میزان رای دهندهها نه؟
آیا میشود گفت همه کسانی که به پزشکیان رای دادند، به دولت سوم روحانی رای دادند؟ برایشان مذاکره با آمریکا اولویت داشته و...؟ یا بخشی از این سبد رای را کسانی تشکیل دادهاند که به قول خودشان سادگی پزشکیان و شباهتش به احمدینژاد در این مورد باعث رای به او شده؟ کدام را باید درنظر بگیریم؟ اگر مشکل مردم مذاکره است پس چرا درصد بیشتری به او رای ندادند؟ اگر نیست پس چرا نفر اول شده؟ بررسی اینها انقدر اسان نیست.
ایا میشود گفت روحانیهراسی جواب نداده و او پیروز شده؟ اگر اینطور است، رای ۳۸ درصدی سعید جلیلی با وجود احمدینژاد هراسی یک دهه گذشته را چطور باید تفسیر کنیم؟
میزان رای محمدباقر قالیباف را چطور؟ مگر نمیگفتند او آرای خاکستری را به خود جذب میکند و سعید جلیلی نه؟ پس چه شد؟ مگر دیشب نمیگفتند اوضاع خوب است و بیشتر اراء مربوط او و پزشکیان است؟ حمایتهای سپاه، جامعه مداحان، جامعه وعاظ و به طور کلی بدنه قدرتمند نظام از او را چه تفسیر کنیم؟ اگر بگوییم بدنه نظام و جریان انقلابی شکست خوردهاند، پس چرا سعید جلیلی که خودش بدنه حامیان انقلابی را به دنبال داشته رای اورده؟ شاید لازم است آن را شکست مداخلهگری عیان و شکست هزینه کردن از سپاه و منبر و هیئت بدانیم که اینها همه جای تامل دارد، برای اهل تفکر.
@Nucleader
مدت زمان مطالعه ۳-۵ دقیقه
انتخابات ۱۴۰۳ در مرحله اول تمام شده. نتیجه آن از جهات مختلف قابل توجه است. حالا که همه دارند آن را آسان تحلیل میکنند، بگذارید من هم به شیوه خودم تحلیل کنم. البته نه انقدر آسان و نه آنقدر تحلیل.
میزان مشارکت در انتخابات، ۴۰ درصد شد. پایینترین میزان مشارکت. این میزان مشارکت بعد از طوفانالاقصی و حادثه شهادت رییسجمهور جای تامل دارد. چه شده که ۶۰ درصد از افراد رای ندادند؟
در بین کسانی که در تشییع ان سید شهید شرکت کردهاند، کسانی را میشناسم که در انتخابات شرکت نکردند. وقتی من میشناسم، شما هم میشناسید. میزانشان؟ نمیدانم. این عدم مشارکت، قهر یا هر چیزی را چطور باید تحلیل کنیم؟
مورد دیگر، پایینتر بودن یک درصدی مشارکت به نسبت مجلس ۱۴۰۲ است. درحالیکه همواره انتخابات ریاست جمهوری ارای بیشتری داشت. این ثابت بودن میزان آراء را احتمالا باید اینطور تحلیل کنیم که ۴۰درصد از مردم همواره پای ثابت همراهی با نظام در هر شرایط اقتصادی و سیاسی هستند.
اگر اینطور است، چرا در انتخابات ریاست جمهوری که همه پشتوانه اصلاحات از جمله خاتمی به عنوان نفر اصلی و جریان راست سنتی با حمایت روحانی و ناطق نوری پشت پزشکیان آمد، میزان مشارکت با مجلس که هیچکدام از آنها به میدان نیامدند (منظور میدان رسانهای و حمایتی است) و خاتمی آن را تحریم کرد، هیچ تفاوتی نداشت و حتی یک درصد هم کمتر شد؟
آن ۴۳ درصد مجلس چه کسانی بودند؟ این ۴۰ درصد چه کسانی؟ اگر قبول کنیم همه بافت رای دهندهها یکی است، پس باید بپذیریم تلاش رسانهای دو طیف سیاسی یاد شده هیچ تاثیری نداشته و اگر قبول کنیم تاثیر داشته و طرفدارانش را به میدان اورده، پس بخشی از آن ۴۳ درصد کجا رفته؟ چرا به میدان انتخابات نیامده؟
آیا این ۵۸-۶۰ درصدی که رای دادند همه مخالف نظاماند؟ اگر بله، چرا بخشی از کسانی که ما در اطرافمان میشناسیم که انتقادات زیادی هم دارند و رای هم ندادند، با نظام به معنی تغییرش و رویکار آمدن حکومت دیگری مخالفاند؟ اگر من میشناسم، حتما شما هم دیدهاید.
اگر اینها همه مخالف براندازند، چرا این پتانسیل بزرگ تبدیل به براندازی نمیشود؟ آیا اینطور نیست که در آن ۶۰ درصد هم ناراضیها زیادند؟ آیا اینطور نیست که بخشی از این بدنه مخالف حکومت هم صرفا در رای ندادن متحدند و در موارد دیگر اختلاف دارند؟
آیا اینطور نیست که مثلا اگر علی لاریجانی و محمود احمدینژاد تایید میشدند، این مشارکت ۴۰ درصدی به حدود ۶۰ درصد میرسید و اقلیت و اکثریت تغییر میکرد؟ آن وقت این ۲۰ درصد حاضر در انتخابات کذایی را چه تفسیر میکردیم؟
اگر حضور همه پتانسیل اصلاحات و راست سنتی باعث افزایش مشارکت نشد، آیا آنها همچنان اصرار دارند که عدم حضورشان در مجلس و ریاست جمهوری پیشین بود که ان را حداقلی کرد؟ الان نظری ندارند؟ در این دوره ۶۰درصدی که باز هم ۵۰ درصد از اراء را به دست نیاوردند.
آیا اصولگرایان و جبهه حامیان انقلاب میتوانند ادعا کنند ۴۰ درصد همیشه پای کار انقلاب است؟ درحالیکه ترغیب کنندگان انتخابات تفاوت کرده، ولی میزان رای دهندهها نه؟
آیا میشود گفت همه کسانی که به پزشکیان رای دادند، به دولت سوم روحانی رای دادند؟ برایشان مذاکره با آمریکا اولویت داشته و...؟ یا بخشی از این سبد رای را کسانی تشکیل دادهاند که به قول خودشان سادگی پزشکیان و شباهتش به احمدینژاد در این مورد باعث رای به او شده؟ کدام را باید درنظر بگیریم؟ اگر مشکل مردم مذاکره است پس چرا درصد بیشتری به او رای ندادند؟ اگر نیست پس چرا نفر اول شده؟ بررسی اینها انقدر اسان نیست.
ایا میشود گفت روحانیهراسی جواب نداده و او پیروز شده؟ اگر اینطور است، رای ۳۸ درصدی سعید جلیلی با وجود احمدینژاد هراسی یک دهه گذشته را چطور باید تفسیر کنیم؟
میزان رای محمدباقر قالیباف را چطور؟ مگر نمیگفتند او آرای خاکستری را به خود جذب میکند و سعید جلیلی نه؟ پس چه شد؟ مگر دیشب نمیگفتند اوضاع خوب است و بیشتر اراء مربوط او و پزشکیان است؟ حمایتهای سپاه، جامعه مداحان، جامعه وعاظ و به طور کلی بدنه قدرتمند نظام از او را چه تفسیر کنیم؟ اگر بگوییم بدنه نظام و جریان انقلابی شکست خوردهاند، پس چرا سعید جلیلی که خودش بدنه حامیان انقلابی را به دنبال داشته رای اورده؟ شاید لازم است آن را شکست مداخلهگری عیان و شکست هزینه کردن از سپاه و منبر و هیئت بدانیم که اینها همه جای تامل دارد، برای اهل تفکر.
@Nucleader
👍5👏1
تحلیل آسان| بخش دوم
مدت زمان مطالعه ۳-۵ دقیقه
پرسش دیگری که میشود داشت این است که آن رأی ۱۸ میلیونی شهید رییسی در انتخابات پیشین چه شد؟ اگر بخشی از رأی او به مسعود پزشکیان منتقل شده، پس ایا نباید در تحلیل تاثیر حضور اصلاحات تردید کنیم؟ نباید در تحلیل همه میخواهند مذاکره جلو برود یا چیزهای دیگری تردید کنیم؟
اگر بخشی از رای او اصلا در انتخابات شرکت نکرده، آیا همه آنها ضد نظام شده یا قهر کردهاند؟ یا یکپارچه نبودن جبهه اصولگرایی آنها را منصرف کرده یا چه؟ از آن ۱۸ میلیون اگر ۱۲ میلیون به یکی از کاندیداهای جبهه انقلاب رای میداد، لااقل اگر مستقیما پیروز نمیشد، با درصد ارای زیادتری به عنوان نفر اول بالا نمیرفت؟
آن ۱۸ میلیون چه شد؟ ضد نظام و برانداز شد؟ قهر کرد و بیتفاوت شد؟ یا دلسرد شد و به انفعال و بیکنشی کشیده شد؟
پس اینها چیزهایی است که میشود پرسید. میشود آن ۶۰ درصد را فورا ضد نظام کرد و دل خوش به این تحلیلهای آبگوشتی شد، درحالیکه اگر ترتیب افراد تغییر میکرد، این درصد هم تغییر داشت. و میشود این ۴۰ درصد را هسته سخت حامیان نظام در هر شرایطی نامید، که خب پس حضور اصلاحات و عدم حضورش را چه میکنیم؟
شاید ان بیکنشی، آن دلسردی و مفعل شدن را باید نوعی کنش یا نوعی بیکنشی دانست و بهش فکر کرد.
به هر حال همه این سوالات را هر کسی اگر خواست میتواند از خودش بپرسد، اما در جبهه انقلاب از رهبر عزیز انقلاب، از محمدباقر قالیباف و همه کسانی که از او حمایت کردند مثل جامعه وعاظ، منبریها و هیئتیها که در محرم میلیونها مخاطب دارند، اما ظاهرا تاثیرات متفاوتی داشتهاند، از سپاه و فرماندهان ورود کنندهاش، از سعید جلیلی تا هر کسی دیگر که واقعا فکر میکند دلسوز انقلاب است و به این اسم دفتر و دستک و دکان درست نکرده حتما موظف است از خودش بپرسد و برایش جواب پیدا کند و یک فکری برایش بکند.
آن ۶۰ درصد اگر همهشان برانداز و ضد نظام هم نباشند، منفعل و بیکنش شدهاند و این حتما به ضرر جمهوری اسلامی است.
حالا اگر بقیه دوست دارند سریع تحلیلهای خودشان را دربیاورند و یک فکت محکم کنند، به خودشان مربوط است.
@Nucleader
مدت زمان مطالعه ۳-۵ دقیقه
پرسش دیگری که میشود داشت این است که آن رأی ۱۸ میلیونی شهید رییسی در انتخابات پیشین چه شد؟ اگر بخشی از رأی او به مسعود پزشکیان منتقل شده، پس ایا نباید در تحلیل تاثیر حضور اصلاحات تردید کنیم؟ نباید در تحلیل همه میخواهند مذاکره جلو برود یا چیزهای دیگری تردید کنیم؟
اگر بخشی از رای او اصلا در انتخابات شرکت نکرده، آیا همه آنها ضد نظام شده یا قهر کردهاند؟ یا یکپارچه نبودن جبهه اصولگرایی آنها را منصرف کرده یا چه؟ از آن ۱۸ میلیون اگر ۱۲ میلیون به یکی از کاندیداهای جبهه انقلاب رای میداد، لااقل اگر مستقیما پیروز نمیشد، با درصد ارای زیادتری به عنوان نفر اول بالا نمیرفت؟
آن ۱۸ میلیون چه شد؟ ضد نظام و برانداز شد؟ قهر کرد و بیتفاوت شد؟ یا دلسرد شد و به انفعال و بیکنشی کشیده شد؟
پس اینها چیزهایی است که میشود پرسید. میشود آن ۶۰ درصد را فورا ضد نظام کرد و دل خوش به این تحلیلهای آبگوشتی شد، درحالیکه اگر ترتیب افراد تغییر میکرد، این درصد هم تغییر داشت. و میشود این ۴۰ درصد را هسته سخت حامیان نظام در هر شرایطی نامید، که خب پس حضور اصلاحات و عدم حضورش را چه میکنیم؟
شاید ان بیکنشی، آن دلسردی و مفعل شدن را باید نوعی کنش یا نوعی بیکنشی دانست و بهش فکر کرد.
به هر حال همه این سوالات را هر کسی اگر خواست میتواند از خودش بپرسد، اما در جبهه انقلاب از رهبر عزیز انقلاب، از محمدباقر قالیباف و همه کسانی که از او حمایت کردند مثل جامعه وعاظ، منبریها و هیئتیها که در محرم میلیونها مخاطب دارند، اما ظاهرا تاثیرات متفاوتی داشتهاند، از سپاه و فرماندهان ورود کنندهاش، از سعید جلیلی تا هر کسی دیگر که واقعا فکر میکند دلسوز انقلاب است و به این اسم دفتر و دستک و دکان درست نکرده حتما موظف است از خودش بپرسد و برایش جواب پیدا کند و یک فکری برایش بکند.
آن ۶۰ درصد اگر همهشان برانداز و ضد نظام هم نباشند، منفعل و بیکنش شدهاند و این حتما به ضرر جمهوری اسلامی است.
حالا اگر بقیه دوست دارند سریع تحلیلهای خودشان را دربیاورند و یک فکت محکم کنند، به خودشان مربوط است.
@Nucleader
👍7👏1
👍6
واسه برخی در جامعه مادحین و جامعه منبریهای معروف انتخابات تموم شد؟ دیگه پیگیر حاج قاسم و آقای رئیسی و اینا هم نیستن ظاهرا!
@Nucleader
@Nucleader
🔥6👍3