این، تصویر تقطیع شده و البته کم کیفیتی است. رنگی نیست. با هیچ گوشی هوشمند خوبی گرفته نشده.
تصویر اصلی، جزییاتی دارد. یک دوربین دیدهبانی کنار شلوارش هست. پوتینش گلی است. احتمالا از شناسایی بازگشته. باید شب را هم نخوابیده باشد.
در تصویر اصلی اما چیزی هست که کمتر توجه را جلب میکند. و من عکس را برای همین تقطیع کردم.
چشمهایش.
ازشان بیخوابی میبارد. اما او هم لابد مثل قاسم سلیمانی در چشمش نمک یا چیزی شبیه به آن ریخته تا کارش را درست انجام دهد.
این عکس و این چشمها، حجت خدا در روز قیامت است. برای ما و مسئولین.
برای ما که مثل یک رزمنده تلاش کنیم. برای مسئولین چون او فرمانده بود، پیشترش شهردار بود. حقوقش را با کارمند تازه شهرداری تقسیم میکرد. پشت جبههها پوتین سربازانش را واکس میزد و پیش جبهه، بین برادرش و دیگران تبعیض قائل نمیشد.
اگر بخواهم باکری را در یک کلمه خلاصه کنم، او را «بسیجی» مینامم. و این کلمه هم قبای گشادی است برای یکسری یکلاقبای امروزی که هویت بسیجی را زدودهاند، هم مخالفین انقلاب را میسوزاند، چون هویت شاگردان مکتب امام را در خود خلاصه میکند.
درود خدا بر او. شادی روحش صلوات.
@Nucleader
تصویر اصلی، جزییاتی دارد. یک دوربین دیدهبانی کنار شلوارش هست. پوتینش گلی است. احتمالا از شناسایی بازگشته. باید شب را هم نخوابیده باشد.
در تصویر اصلی اما چیزی هست که کمتر توجه را جلب میکند. و من عکس را برای همین تقطیع کردم.
چشمهایش.
ازشان بیخوابی میبارد. اما او هم لابد مثل قاسم سلیمانی در چشمش نمک یا چیزی شبیه به آن ریخته تا کارش را درست انجام دهد.
این عکس و این چشمها، حجت خدا در روز قیامت است. برای ما و مسئولین.
برای ما که مثل یک رزمنده تلاش کنیم. برای مسئولین چون او فرمانده بود، پیشترش شهردار بود. حقوقش را با کارمند تازه شهرداری تقسیم میکرد. پشت جبههها پوتین سربازانش را واکس میزد و پیش جبهه، بین برادرش و دیگران تبعیض قائل نمیشد.
اگر بخواهم باکری را در یک کلمه خلاصه کنم، او را «بسیجی» مینامم. و این کلمه هم قبای گشادی است برای یکسری یکلاقبای امروزی که هویت بسیجی را زدودهاند، هم مخالفین انقلاب را میسوزاند، چون هویت شاگردان مکتب امام را در خود خلاصه میکند.
درود خدا بر او. شادی روحش صلوات.
@Nucleader
❤11
فروردين كه از راه میرسد، باد محملِ رايحهای است وزيده از سرزمين دور، فكه نسب به بهشت میبرد، با آن شقايقهای آتشين كه از خونهایی سرخ برآمدهاند.
فروردين كه از راه میرسد، فرش زمردين گلهای تازه را در بر میگيرد. درختچههای گز، با چند متری فاصله از هم -كه گه گاه نخلی جدا افتاده و تنها نيز- سر از زمين برگرفتهاند، به اين اميد كه شايد مسافران نام آشنای سالهای نه چندان دور خود را نظاره كنند.
مهمانان دشت فكه كه هر سال میآیند و میروند، اين ساكنان آرام و صبور دشتهای خوزستان را میبينند كه دست فراچشم خويش گرفته، خيره در جایی، گویی ناكجا، نگرانند. گردش بیقرار باد در شاخ و برگ تكيدهشان آوازی برمیآورد سخت غريب و رازآلود: گویی نای مولاناست.
در محمل بانوی فروردين، رايحه آن گلها و صدای اين ترنم غريب است كه روح نشاط و تولدی هزار باره، اما نامكرر را در تن نبات و آدمی زنده میكند.
.
.
.
حاج قاسم دهقان اميد داشت سيد مرتضی را يك بار ديگر در شهر ببيند.سرشان را روی سينه سيد میگذاشت و از روی اميد روايی را به خاطرشان میآورد: اگر سوره حمد را از روی يقين هفت مرتبه خوانديد و مردهای زنده شد، متعجب نباشيد. حاج قاسم دهقان اميد داشت سيد مرتضی را يك بار ديگر در شهر ببيند.
اما سيد داشت آرام آرام از جمعشان فاصله میگرفت. در فكه كاری ناتمام داشت كه میبايد انجامش میداد.
صدای بچههای گردان كميل را میشنید كه همت را صدا میزدند حاجی، سلام ما را به امام برسان بگو عاشورایی جنگيديم. و گريه همت را كه ملتمسانه سوگندشان میداد تو را به خدا تماستان را قطع نكنيد. با من حرف بزنيد. حرف بزنيد عطالله بحيرایی را میدید كه با آن پای نيمه فلج مدام زمين میخورد. اما دوباره بر میخاست و پيش میدويد. كريم نجوا را كه كنار بچه ها میدويد و میخنديد بچهها دير و زود داره، اما سوخت و سوز نداره. يكی میافتاد، يكی بلند مي شد، يكي آب مي خواست، زمين تشنه بود، آسمان تشنه بود... بچه.ها اب میخواهند. صحرا آب میخواهد، فرياد عطش كران تا كران را در بر میگيرد...
و سيد داشت برنامه عاشوراییاش را میساخت.
مجید ذوالفقاری
@Nucleader
فروردين كه از راه میرسد، فرش زمردين گلهای تازه را در بر میگيرد. درختچههای گز، با چند متری فاصله از هم -كه گه گاه نخلی جدا افتاده و تنها نيز- سر از زمين برگرفتهاند، به اين اميد كه شايد مسافران نام آشنای سالهای نه چندان دور خود را نظاره كنند.
مهمانان دشت فكه كه هر سال میآیند و میروند، اين ساكنان آرام و صبور دشتهای خوزستان را میبينند كه دست فراچشم خويش گرفته، خيره در جایی، گویی ناكجا، نگرانند. گردش بیقرار باد در شاخ و برگ تكيدهشان آوازی برمیآورد سخت غريب و رازآلود: گویی نای مولاناست.
در محمل بانوی فروردين، رايحه آن گلها و صدای اين ترنم غريب است كه روح نشاط و تولدی هزار باره، اما نامكرر را در تن نبات و آدمی زنده میكند.
.
.
.
حاج قاسم دهقان اميد داشت سيد مرتضی را يك بار ديگر در شهر ببيند.سرشان را روی سينه سيد میگذاشت و از روی اميد روايی را به خاطرشان میآورد: اگر سوره حمد را از روی يقين هفت مرتبه خوانديد و مردهای زنده شد، متعجب نباشيد. حاج قاسم دهقان اميد داشت سيد مرتضی را يك بار ديگر در شهر ببيند.
اما سيد داشت آرام آرام از جمعشان فاصله میگرفت. در فكه كاری ناتمام داشت كه میبايد انجامش میداد.
صدای بچههای گردان كميل را میشنید كه همت را صدا میزدند حاجی، سلام ما را به امام برسان بگو عاشورایی جنگيديم. و گريه همت را كه ملتمسانه سوگندشان میداد تو را به خدا تماستان را قطع نكنيد. با من حرف بزنيد. حرف بزنيد عطالله بحيرایی را میدید كه با آن پای نيمه فلج مدام زمين میخورد. اما دوباره بر میخاست و پيش میدويد. كريم نجوا را كه كنار بچه ها میدويد و میخنديد بچهها دير و زود داره، اما سوخت و سوز نداره. يكی میافتاد، يكی بلند مي شد، يكي آب مي خواست، زمين تشنه بود، آسمان تشنه بود... بچه.ها اب میخواهند. صحرا آب میخواهد، فرياد عطش كران تا كران را در بر میگيرد...
و سيد داشت برنامه عاشوراییاش را میساخت.
مجید ذوالفقاری
@Nucleader
❤2
Forwarded from مجاهد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💭 با بهاران روزی نو میرسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو.
اکنون که جهان و جهانیان مردهاند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سررسد؟ «و یحی الارض بعد موتها»...
🖋 شهید سیدمرتضی آوینی
السلام علیک یا صاحب الزمان
@Mojahedtv
اکنون که جهان و جهانیان مردهاند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سررسد؟ «و یحی الارض بعد موتها»...
🖋 شهید سیدمرتضی آوینی
السلام علیک یا صاحب الزمان
@Mojahedtv
❤4
بهار سال ۱۳۷۰ هم، رمضان و فروردین بهم رسیدند. در سرمقاله بهار مجله سوره، سید مرتضی آوینی این متن رو نوشته بود:
بهاران، از كجاست كه روحِ روييدن و سبز شدن ناگاه در تن خاكِ مرده پيدا میآيد؟ و از كجاست كه روحِ شكفتن ناگاه از تنِ چوب خشك چندين برگهاي سبز و شكوفههاي سفيد و آبي و زرد و سرخ بر میآورد؟
بهاران رازدار رستاخيز پس از مرگ است و قبرستانها مزارعی هستند كه در آنها بذر مردگان افشاندهاند و جسم تا نميرد، كجا رستاخيز پذيرد؟
اين بار انقلاب ربيع و انقلاب صيام به هم بر افتادهاند تا آن يكی هسته جسم را بشكافد و اين يكی هسته جان را، و زندگان از بطن مردگان سر برآورند.
با بهاران روزی نو میرسد و ما همچنان چشم به راهِ روزگاری نو. اكنون كه جهان و جهانيان مردهاند، آيا وقت آن نرسيده است كه مسيحاي موعود سر رسد؟ و يُحیی الاَرضَ بَعدَ مَوتِها..."
@Nucleader
بهاران، از كجاست كه روحِ روييدن و سبز شدن ناگاه در تن خاكِ مرده پيدا میآيد؟ و از كجاست كه روحِ شكفتن ناگاه از تنِ چوب خشك چندين برگهاي سبز و شكوفههاي سفيد و آبي و زرد و سرخ بر میآورد؟
بهاران رازدار رستاخيز پس از مرگ است و قبرستانها مزارعی هستند كه در آنها بذر مردگان افشاندهاند و جسم تا نميرد، كجا رستاخيز پذيرد؟
اين بار انقلاب ربيع و انقلاب صيام به هم بر افتادهاند تا آن يكی هسته جسم را بشكافد و اين يكی هسته جان را، و زندگان از بطن مردگان سر برآورند.
با بهاران روزی نو میرسد و ما همچنان چشم به راهِ روزگاری نو. اكنون كه جهان و جهانيان مردهاند، آيا وقت آن نرسيده است كه مسيحاي موعود سر رسد؟ و يُحیی الاَرضَ بَعدَ مَوتِها..."
@Nucleader
❤10👍1
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
سال نوت مبارک عباس...
سال نوت مبارک حاج قاسم
سال نوتون مبارک آرمان علیوردی، روحالله عجمیان، سلمان امیراحمدی، آرشام سرایداران، دانیال رضازاده، مهدی اثنیعشری و...
سال نوت مبارک حاج قاسم
سال نوتون مبارک آرمان علیوردی، روحالله عجمیان، سلمان امیراحمدی، آرشام سرایداران، دانیال رضازاده، مهدی اثنیعشری و...
❤10😢1
بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.
هنگامی که به انسان زیان و ناراحتی رسد، ما را در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، میخواند؛ امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان میرود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است که زشتی این عمل را درک نمیکنند.
سوره یونس.
@Nucleader
وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.
هنگامی که به انسان زیان و ناراحتی رسد، ما را در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، میخواند؛ امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان میرود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است که زشتی این عمل را درک نمیکنند.
سوره یونس.
@Nucleader
❤8😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدنهاتان را از آن بیرون برند.
خلقتم للبقاء، لا للفناء.
این، صدای مرگآگاهی است و تصویر حقیقی آنکه بعد از مرگ هم به حیات خود ادامه داده است.
@Nucleader
خلقتم للبقاء، لا للفناء.
این، صدای مرگآگاهی است و تصویر حقیقی آنکه بعد از مرگ هم به حیات خود ادامه داده است.
@Nucleader
❤4👍1
سلام خدا بر حضرت خدیجه، مادر مظلوم مومنین.
زیست تجار به مالاندوختن و پول روی پول گذاشتن گره خورده. سفر، تجارت، خرید و فروش کالا همه برای آن است که سود بیشتری باشد.
خدیجه هم لابد در تجارت، به دنبال سودی بیشتر بوده. با این تفاوت که او روی کالا سرمایهگذاری نکرد. دنبال کسی گشت که بتوان همه زندگی را روی او سرمایهگذاری کرد.
آن سفری که «میسره» غلام خود را همراه با جوان نجیب مدینه، محمد امین فرستاد، تصمیمش را گرفت. فهمید او که در خرید و فروش سوگند نمیخورد و در معامله دروغ نمیگوید، میتواند مهمترین تجارت زندگیش باشد.
تجار، سرمایه میاندوزند. خدیجه هم. آنها همه چیز را فدا میکنند تا دارایی بیشتر کنند. خدیجه دارایی را فدا کرد تا همهاش باقی بماند.
خدیجه سلامالله علیها، مصداق آیات ده و یازده سوره صف است:
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مىرهاند.
به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد. اين گذشت و فداكارى اگر بدانيد براى شما بهتر است.»
و او دانست.
شعب ابیطالب آنقدر اوضاع سخت بوده که گفتهاند بعضا یک دانه خرما را چند نفر در دهان میگذاشتند.
لابد، سختترین روز برای پیامبر، روز دهم رمضان بوده. جایی که خدیجه همه داراییهایش را گذاشته بود و آخرین نفسش را هم تقدیم رسول خدا کرد.
@Nucleader
زیست تجار به مالاندوختن و پول روی پول گذاشتن گره خورده. سفر، تجارت، خرید و فروش کالا همه برای آن است که سود بیشتری باشد.
خدیجه هم لابد در تجارت، به دنبال سودی بیشتر بوده. با این تفاوت که او روی کالا سرمایهگذاری نکرد. دنبال کسی گشت که بتوان همه زندگی را روی او سرمایهگذاری کرد.
آن سفری که «میسره» غلام خود را همراه با جوان نجیب مدینه، محمد امین فرستاد، تصمیمش را گرفت. فهمید او که در خرید و فروش سوگند نمیخورد و در معامله دروغ نمیگوید، میتواند مهمترین تجارت زندگیش باشد.
تجار، سرمایه میاندوزند. خدیجه هم. آنها همه چیز را فدا میکنند تا دارایی بیشتر کنند. خدیجه دارایی را فدا کرد تا همهاش باقی بماند.
خدیجه سلامالله علیها، مصداق آیات ده و یازده سوره صف است:
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مىرهاند.
به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد. اين گذشت و فداكارى اگر بدانيد براى شما بهتر است.»
و او دانست.
شعب ابیطالب آنقدر اوضاع سخت بوده که گفتهاند بعضا یک دانه خرما را چند نفر در دهان میگذاشتند.
لابد، سختترین روز برای پیامبر، روز دهم رمضان بوده. جایی که خدیجه همه داراییهایش را گذاشته بود و آخرین نفسش را هم تقدیم رسول خدا کرد.
@Nucleader
❤8👍1
در شهادت دو مدافع حرم اخیر که مستقیما به دست اسراییل ترور شدهاند، انتقام از اسراییل و... که جای خود، باز هم به «زمان و مکان مناسب» حواله شد.
ما با این حجم خوشغیرتی برادرانمان، کرک و پشممان به باد رفته.
ولی
در این ماجرا، پیام تسلیتی از سران قوا، نمایندگان مجلس، فرماندهان سپاه یا... شنیدهاید؟
این خونها اگرچه ضامن انقلاب اسلامی است و اصل هم همین راه است، اما بیتفاوتیها فراموش نمیشود. در ذهن ما اگر شد، در تاریخ و در میزان الهی نمیشود.
@Nucleader
ما با این حجم خوشغیرتی برادرانمان، کرک و پشممان به باد رفته.
ولی
در این ماجرا، پیام تسلیتی از سران قوا، نمایندگان مجلس، فرماندهان سپاه یا... شنیدهاید؟
این خونها اگرچه ضامن انقلاب اسلامی است و اصل هم همین راه است، اما بیتفاوتیها فراموش نمیشود. در ذهن ما اگر شد، در تاریخ و در میزان الهی نمیشود.
@Nucleader
😢4❤1
|نیوکلیدر|
در شهادت دو مدافع حرم اخیر که مستقیما به دست اسراییل ترور شدهاند، انتقام از اسراییل و... که جای خود، باز هم به «زمان و مکان مناسب» حواله شد. ما با این حجم خوشغیرتی برادرانمان، کرک و پشممان به باد رفته. ولی در این ماجرا، پیام تسلیتی از سران قوا، نمایندگان…
فقط صهیونیستها میدانند چه اتفاقی افتاده!
موضع دو مسئول سپاه.
موضع دو مسئول سپاه.
😁4
خدایا تو میدونی که ما این انقلاب رو و رهبرش رو قلبا دوست داریم و تلاش میکنیم تا جایی که از توانمون برمیاد، بهش خدمت کنیم.
توانمون رو مضاعف کن. کجرویهامون رو اصلاح کن. نیتهامون رو صاف کن. ازت درخواست میکنیم تنبلیمون رو در این ماه بگیری. بدقولیهامون به مردم و بدعهدیهامون به خودت رو ببخش و توفیق جبران بده.
ما رو شرمنده امام زمان نکن و روزی ما رو در توجیه اشتباهات و تضعیف بنیان این حکومت قرار نده.
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.
توانمون رو مضاعف کن. کجرویهامون رو اصلاح کن. نیتهامون رو صاف کن. ازت درخواست میکنیم تنبلیمون رو در این ماه بگیری. بدقولیهامون به مردم و بدعهدیهامون به خودت رو ببخش و توفیق جبران بده.
ما رو شرمنده امام زمان نکن و روزی ما رو در توجیه اشتباهات و تضعیف بنیان این حکومت قرار نده.
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.
❤8
نشستم گوشه ای از سفرهء همواره رنگینت
چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت
به عابر ها تعارف می کنی دار و ندارت را
تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت
کرم یک ذره از سرشار ، سرشارِ صفت هایت
حسن یک دانه از بسیار ، بسیارِ عناوینت
دهان وا می کند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ خاتم پیغمبران واشد به تحسینت
تو دینِ تازه ای آورده ای از دیدِ این مردم
که با یک گل کنیزی می شود آزاد در دینت
معزالمومنین خواندن مذل المومنین گفتن
اگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینت
برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون
که می چینند مضمون آسمان ها از مضامینت
بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی گشتند
خدا واداشت جبراییل هایش را به تمکینت
بگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آید
که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت
بگو تاتیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت
بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت
خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود
علی حیران تیغ نهروانت تیغ صفینت
بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند
محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت
تورا پایین کشیدند از سر منبر که می گفتند:
چرا پیغمبر از دوشش نمی آورد پایینت
@Nucleader
چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت
به عابر ها تعارف می کنی دار و ندارت را
تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت
کرم یک ذره از سرشار ، سرشارِ صفت هایت
حسن یک دانه از بسیار ، بسیارِ عناوینت
دهان وا می کند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ خاتم پیغمبران واشد به تحسینت
تو دینِ تازه ای آورده ای از دیدِ این مردم
که با یک گل کنیزی می شود آزاد در دینت
معزالمومنین خواندن مذل المومنین گفتن
اگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینت
برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون
که می چینند مضمون آسمان ها از مضامینت
بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی گشتند
خدا واداشت جبراییل هایش را به تمکینت
بگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آید
که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت
بگو تاتیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت
بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت
خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود
علی حیران تیغ نهروانت تیغ صفینت
بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند
محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت
تورا پایین کشیدند از سر منبر که می گفتند:
چرا پیغمبر از دوشش نمی آورد پایینت
@Nucleader
❤6
گوش دار ای خاکنشین!
از این پیر که از آسمان آمده است؛ از آسمانی فراتر از آسمان ستارگان. از او که با طواف تسبیحیِ همه کهکشانهای دور همراه بوده است و در همه ستارههای دور زیسته؛ از او که در همه تنهاییها حضور داشته است، در همه اعصار. از هزاران سال پیش، همه آنان که چون تو بر این خاک زیستهاند، مُردهاند؛ حال آنکه مرگ خویش را باور نمیداشتند. تو نیز خواهی مُرد و از مرگ تو هزاران سال خواهد گذشت و دیگر کسی تو را به یاد نخواهد آورد، جز خاک، که عرصات حضور آسمانی توست.
ای خاک نشین! در جستجوی جاودانگی، سرگردانی بس است؛ او همانجاست که تو هرگز باور نمیداری… در مرگ. باور کن.
پ.ن: صلواتی هدیه کنیم به روح بلند سید مرتضی آوینی.
@NucLeader
از این پیر که از آسمان آمده است؛ از آسمانی فراتر از آسمان ستارگان. از او که با طواف تسبیحیِ همه کهکشانهای دور همراه بوده است و در همه ستارههای دور زیسته؛ از او که در همه تنهاییها حضور داشته است، در همه اعصار. از هزاران سال پیش، همه آنان که چون تو بر این خاک زیستهاند، مُردهاند؛ حال آنکه مرگ خویش را باور نمیداشتند. تو نیز خواهی مُرد و از مرگ تو هزاران سال خواهد گذشت و دیگر کسی تو را به یاد نخواهد آورد، جز خاک، که عرصات حضور آسمانی توست.
ای خاک نشین! در جستجوی جاودانگی، سرگردانی بس است؛ او همانجاست که تو هرگز باور نمیداری… در مرگ. باور کن.
پ.ن: صلواتی هدیه کنیم به روح بلند سید مرتضی آوینی.
@NucLeader
❤6
وَ ما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ طيبا لِخَلْقِنَا وَ طَهارَةً لأِنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنا وَ كفّارَةً لِذُنُوبِنا.
و آنچه از ولايت شما به ما اختصاص داد، همه اينها را سبب پاكىِ سرشت و اخلاق ما، و پاكيزگى جانهايمان و پاكسازى و رشد ما و جبرانِ گناهانمان قرار داد.
@Nucleader
و آنچه از ولايت شما به ما اختصاص داد، همه اينها را سبب پاكىِ سرشت و اخلاق ما، و پاكيزگى جانهايمان و پاكسازى و رشد ما و جبرانِ گناهانمان قرار داد.
@Nucleader
❤5
اللَّهُمَّ إِنَّک تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکنِ الَّذِی کانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِک وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِک فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِک وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِک.
خدایا!
تو مىدانى آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنیا ناچیز خواستن زیادت. بلکه مىخواستیم نشانههاى دین را به جایى که بود بنشانیم، و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم. تا بندگان ستمدیدهات را ایمنى فراهم آید، و حدود ضایع ماندهات اجرا گردد.
نهجالبلاغه، امیرالمومنین علی علیهالسلام، خطبه ۱۳۱ در باب فلسفه قبول حکومت.
@Nucleader
خدایا!
تو مىدانى آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنیا ناچیز خواستن زیادت. بلکه مىخواستیم نشانههاى دین را به جایى که بود بنشانیم، و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم. تا بندگان ستمدیدهات را ایمنى فراهم آید، و حدود ضایع ماندهات اجرا گردد.
نهجالبلاغه، امیرالمومنین علی علیهالسلام، خطبه ۱۳۱ در باب فلسفه قبول حکومت.
@Nucleader
❤4
پیش از وفاتش خطبهای خواند درباره مرگ. و فرمود:
«اى مردم! هر کس مرگى را که از آن گریزان است- به هنگام فرار- خواهد دید. دوران زندگى انسان، میدان رانده شدن اوست در جهان، و گریختن از مرگ، رسیدن است بدان».
و سپس مردم را به توحید و نبوت وصیت کرد. و خطبهاش را با این جمله، و دنیا را با این حیرت و انسان را با این تلنگر مهیب رها کرد:
«غَداً تَرَوْنَ أَیَّامِی وَ یُکشَفُ لَکمْ عَنْ سَرَائِرِی وَ تَعْرِفُونَنِی بَعْدَ خُلُوِّ مَکانِی وَ قِیَامِ غَیْرِی مَقَامِی.
فردا که جاى من خالى ماند، و دیگرى بر آن نشست، راز درونم را خواهید دانست
و اینکه چه کسى را دادید از دست.»
@Nucleader
«اى مردم! هر کس مرگى را که از آن گریزان است- به هنگام فرار- خواهد دید. دوران زندگى انسان، میدان رانده شدن اوست در جهان، و گریختن از مرگ، رسیدن است بدان».
و سپس مردم را به توحید و نبوت وصیت کرد. و خطبهاش را با این جمله، و دنیا را با این حیرت و انسان را با این تلنگر مهیب رها کرد:
«غَداً تَرَوْنَ أَیَّامِی وَ یُکشَفُ لَکمْ عَنْ سَرَائِرِی وَ تَعْرِفُونَنِی بَعْدَ خُلُوِّ مَکانِی وَ قِیَامِ غَیْرِی مَقَامِی.
فردا که جاى من خالى ماند، و دیگرى بر آن نشست، راز درونم را خواهید دانست
و اینکه چه کسى را دادید از دست.»
@Nucleader
😢6
Forwarded from گروه فرهنگی رسانهای راوین
مستند «ترانههای بازگشت» در بیروت رونمایی شد
نسخه عربی مستند #ترانههای_بازگشت با حضور وزیر فرهنگ لبنان و جمعی از شعرا و نخبگان فرهنگی و سیاسی این کشور در سالن وزارت فرهنگ در بیروت رونمایی شد.
این مستند بلند به تاریخ شعر مقاومت فلسطین میپردازد و تصاویر دیده نشدهای از دیدار شعرای عربزبان با رهبر انقلاب را نمایش میدهد.
مستند «ترانههای بازگشت» به سفارش موسسه انقلاب اسلامی در گروه فرهنگی رسانهای #راوین تولید شده و #حسین_الهام آن را کارگردانی کرده است.
این فیلمِ مستند براساس پژوهش و روایتی به قلم #حسامالدین_ابوالحسنی تولید شده و تدوین آن برعهده #مجید_شکاری بوده است.
نسخه فارسیِ «ترانههای بازگشت» پنجشنبه ۲۴ فروردین ساعت ۱۹:۳۰ از شبکه یک و جمعه ۲۵ فروردین ساعت ۱۴:۳۰ از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد.
@ravingroup
نسخه عربی مستند #ترانههای_بازگشت با حضور وزیر فرهنگ لبنان و جمعی از شعرا و نخبگان فرهنگی و سیاسی این کشور در سالن وزارت فرهنگ در بیروت رونمایی شد.
این مستند بلند به تاریخ شعر مقاومت فلسطین میپردازد و تصاویر دیده نشدهای از دیدار شعرای عربزبان با رهبر انقلاب را نمایش میدهد.
مستند «ترانههای بازگشت» به سفارش موسسه انقلاب اسلامی در گروه فرهنگی رسانهای #راوین تولید شده و #حسین_الهام آن را کارگردانی کرده است.
این فیلمِ مستند براساس پژوهش و روایتی به قلم #حسامالدین_ابوالحسنی تولید شده و تدوین آن برعهده #مجید_شکاری بوده است.
نسخه فارسیِ «ترانههای بازگشت» پنجشنبه ۲۴ فروردین ساعت ۱۹:۳۰ از شبکه یک و جمعه ۲۵ فروردین ساعت ۱۴:۳۰ از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد.
@ravingroup
❤9👍1