|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
634 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
ایران من! بلات، مَهِل بر سر آورند
مگذار در تو، اجنبیان سر بر آورند
در تو مباد! میهن مستان و راستان
تزویر را به تخت، به زور زر آورند
چیزی نمانده است که فرزندهای تو
از بس شلوغ، حوصله‌ات را سر آورند
یک هفته است زخمی رعب و رقابتی
در تو مباد حمله به یکدیگر آورند
.
.
.
من رأی داده‌ام به تو و می‌دهم به تو
از کاسه چشم‌های مرا گر درآورند
👍10
نام رسانه‌، شبکه تلویزیونی، سازمان، یا... در جمهوری اسلامی که در این ایام توانسته در مقابل اخبار شبکه‌های فارسی‌زبان و پیام‌های شبکه‌های اجتماعی فعالیت خوبی داشته باشد را در نظرات این پست نام ببرید.
|نیوک‌لیدر|
نام رسانه‌، شبکه تلویزیونی، سازمان، یا... در جمهوری اسلامی که در این ایام توانسته در مقابل اخبار شبکه‌های فارسی‌زبان و پیام‌های شبکه‌های اجتماعی فعالیت خوبی داشته باشد را در نظرات این پست نام ببرید.
شکل دیگر این پیام:

سری بزنیم به رسانه‌های آتش به اختیار که این روزها مقابل جولان اخبارهای کذب رسانه‌های جبهه عبری عربی غربی، شبکه‌های معاند فارسی‌زبان خارج‌نشین خوش درخشیدند.

با صدای جعفر یازرلو
😁2
اگر من جای برادران بالا بودم، این ابله رو می‌گرفتم در فقره اول عمامه‌اش رو برمی‌داشتم و یه پس‌گردنی حسابی بهش می‌زدم.
همچین احمق‌هایی بنزین آتش‌ها هستند.
👍4👎1
دهباشی هم این وسط مثل همیشه دروغ‌هایش را به اسم تاریخ به خورد خلق‌الله می‌دهد.
دفتر و دستک‌هایی که همیشه او را به عنوان آدم تاریخ‌دان این‌طرف آن‌طرف می‌برند، کاش کلاهشان را بالاتر بگذارند.

@Nucleader
👍1
وسط این ماجراها، دروغ‌گویی واضح و تابلوی جماعتی که رسانه‌های جمهوری اسلامی رو دروغگو می‌نامند جالبه.
عزیزان سعی می‌کنن یه همچین موجودی رو هم مظلوم‌ و مطهر نشون بدن.

پ.ن: رسانه‌های جمهوری اسلامی، دروغ هم می‌گن.
👍3
دولت انگلیس از اتباع خود خواست جمهوری اسلامی ایران را ترک کنند.
😁6
أنا لن أستسلم لن أرضی
و علیک بلادی لا أساوم

بیتی هنا
أرضی هنا
5
|نیوک‌لیدر|
سید مرتضی آوینی در پاورقی مقاله «تجدد یا تحجر» که به نقد دیدگاه‌های فرهنگی سید محمد خاتمی می‌پردازد، می‌نویسند: «دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع…
حدودا سه سال قبل این را نوشتم.
فیلترینگ و محدودسازی بی‌سابقه اینترنت در سه هفته گذشته چه دستاوردی داشته؟

ایکس میلیارد هزینه به بودجه عمومی تحمیل شده.
چند میلیون نفر برای تامین معاش مشکل دارند. این حرف بی‌راهی نیست. در اطرافمان می‌توانیم نمونه‌هایی را ببینیم که زندگیشان با کسب و کار اینترنتی، کلاس‌های آنلاین، جستجو، پژوهش و... گره خورده.

-مخالفین نظام همچنان به هر روشی که هست، فیلم‌ و عکسشان از اعتراضات و اغتشاشات را در شبکه‌های اجتماعی بارگزاری می‌کنند.

- با این روش، کره‌شمالی بودن، در ذهن مردم پررنگ‌تر شده. آنقدر که اکانت‌های پروژه‌بگیر توییتری سازمان‌های رسانه‌ای هم صداشان درآمده. اینکه در میان آشوب و تنش و اعتراض، گوشه ذهن مردم، بی‌منطقی مدیران باشد و از این بدتر، صحبت‌هایی از جنس کلمات وزیر بی‌لیاقت ارتباطات عصبی‌ترشان کند.

- لشکر فحاش‌ها و تهدید کنندگان که مشغولند، فقط زمینه گفتگو بین اندک آدم‌های اهل گفتگو کمتر شده.

-بخشی از بدنه جریان حامی نظام، درگیر شبکه‌های اجتماعی داخلی است. در حالیکه طیف مقابل مدام تصویر مطلوبش از حکومت رو در شبکه‌های جهانی پخش می‌کند.
این غیبت جز ضرر برای جمهوری اسلامی، چه فایده‌ای داشته؟ قرار است کسانی که حمایت می‌کنند را کنترل کنید؟ یا توفیق وادار کردن مخالفین به حضور در پیامرسان‌های داخلی را داشتید؟

- چند درصد از مدافعین نظام، در شبکه‌های اجتماعی عضو هستند و هنوز فعالند؟ این‌ها از این روندی که حضورشان را سختتر از قبل کرده، راضی‌اند؟
ته قلبشان از این بلایی که سرشان می‌آورید راضی‌اند؟ یا بخاطر چیزهای دیگر است که دفاع می‌کنند؟

- این بسترسازی که لااقل یک دهه ازش حرف زده میشه انجام شده؟ پیامرسان‌های داخلی که بعضا حتی در یک عضوگیری ساده هم به مشکل خوردند؟

برادران عزیز! احمقانه رفتار نکنید.
با همه فشل بودنتان، تبعیض‌ها، ناعدالتی‌ها، بی‌سامانی‌ها در حوزه سیاست داخلی و اقتصاد، لابی‌ها و باندبازی‌های فرهنگی و میدان دادن به آدم‌های بی‌ربط در امر فرهنگ، باز هم دلسوزان ایران و اسلام و دلبستگان به انقلاب امام، اگر اعتقاد دارند جایگزین بهتری نیست، اگر معتقدند جمهوری اسلامی یعنی حرم، اگر قصد دفاع دارند، با این روش یا پشیمان خواهند شد، یا در بهترین حالت رغبتی برای حرف زدن و‌ نوشتن نخواهند داشت.

گرچه این نوشته و نوشته‌های دیگری از این قبیل بی‌ارزش است، اما یادآوری این امور برای اعتراضات آینده خوب است. اینکه بدانیم گفته شد و توجه نکردند.
@Nucleader
👍2👎21
بعد از ۲۵ روز سکوت، کم‌کم خانه‌ها و سازمان‌ها و استودیوهای ارگانی و متصل به نفت، دارن زنده می‌شن.
👍3🤬1
یک روز مرا گفت: «برادرانم کجا اند که من ایشان را نمی‌بینم؟»
من گفتم: «تن من فدای تو باد! ایشان گوسفندان به چرا برند و شب به خانه آیند.»
آب در چشم آورد و بگریست و گفت: «ای مادر! من اینجا چه کنم؟ مرا نیز فردا با ایشان بفرست.»
من گفتم: «تو دوست داری که با ایشان بروی؟»
گفت: «آری».
چون بامداد درآمد، روغن بر سرش مالیدم و سرمه در چشمش کشیدم و پیراهنش درپوشانیدم و مهره‌ی جزع یمانی داشتم- از برای چشم بد- بر او بستم و او چوبی بر گرفت و با برادران برم خرّم و بازآمد.
پس یک روز دیگر برفتند و در حوالی خانه‌های ما چهارپایان را به چراپاه بردند.
چون نیم‌روز بود، ضمره {دختر حلیمه} می‌آمد گریان و لرزان و عرق کرد و فریاد می‌کرد که «ای مادر، محمد را دریاب! و نپندارم که او را زنده دریابی!»
گفتم: «حال چیست؟»
گفت: «ما ایستاده بودیم و بازی می‌کردیم و پِشکِ گوسفند بر یکدیگر می‌انداختیم. مردی بیامد و محمد را از میان ما برود و بُرد به سرِ کوهی و ما دیدیم که سینه‌ی او بشکافت و نمی‌دانیم که چه کرد به وی. نپندارم که او را دریابی!»
حلیمه گفت: من و شوهر دویدیم!

محمد را دیدیم بر سرِِ کوه نشسته و در آسمان می‌نگردد و می‌خندد.
من فرا رفتم و بر سر و رویش درافتادم و میان دو چشمش بوسه دادم و گفتم: «تنِ من فدای تو باد! تو را چه رسید؟»
گفت: «خیر بود ای مادر. من همی ایستاده بودم و با برادران بازی می‌کردم. سه شخص بیامدند در دستِ یکی ابریقی سیمین و در دستِ دیگری تَشتی زمرّدین و در دستِ دیگری چندی برف.
مرا بگرفتند از میانِ یاران و بر سرِ کوه بردند و مرا نرم بخوابانیدند بر پهلوی و سینه‌ی من بشکافتند و من می‌نگرم و از آن اَلَمی و رنجی نمی‌یابم. پس یکی دست فرا کرد و احشای من بیرون آورد و بدان برف نیکو بنشست و باز جای نهاد.
پس دوم برخاست و مرد اول را گفت: تو دور شو که آنچه خدای تو را فرموده بود به جای آوردی و او نزدیکِ من آمد و دست فراز کرد و دلِ من از سینه بیرون آورد و بشکافت و به دو نیمه و نقطه‌ای سیاه از میانِ آن از سینه بیرون آورد خون آلود و بینداخت و گفت:
این حَظِّ شیطان است از تو ای حبیبِ خدای. پس چیزی که داشت در میانِ دل نهاد و باز جای خود نهاد و انگشتری از نور داشت و بدان مُهر بر دلِ من نهاد.
و در این ساعت خنکیِ آن انگشتری در عروق و مفاصل خود می‌یابم. پس سوم برخاست و ایشان را گفت:
دور شوید که به جای آوردید آنچه خدای شما را فرمود. و دست خود بر سینه‌ی من مالید و آن شکاف فراهم آمد و من بدان می‌نگرم.

پ.ن: بعد از آنکه پیامبر به بعثت رسید از او در خصوص این ماجرا سوال کردند. حضرت گفت آن که سینه مرا بشکافت جبرییل بود و آنچه از قلب من درآورد «منیّت» آدمی بود که همه بندگان خدا دارند، اما از من دور گشت.

کتاب قاف، بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متنِ کهنِ فارسی، ویرایش یاسین حجازی، صفحه ۱۴۱-۱۴۳

@Nucleader
8👍1
برنامه ایام، شبکه دو
یک بخش برنامه توییت‌خوانی است.
بالاخره توییتر خوبه یا بد؟ اگر بده، فیلتره، چرا پیام‌های توییتری در این برنامه، در ۲۰:۳۰ و برخی برنامه‌های دیگر پخش می‌شه؟

@Nucleader
👍3
زمین اگر همه دشمن شود، بگو‌ به «امین»
که دست زخمی او را به آسمان ندهم

@Nucleader
19👍1
در مورد اتفاقات این مدت بی‌اندازه حرف برای گفتن دارم و مثل همیشه از بسیاری از کارهای این‌طرف ماجرا که از قضا خودم‌ را جزئش می‌دانم بی‌زارم. بی‌زار.

اما
دو تصویر حالم را عجیب دگرگون کرد.
یکی تصویر آن بسیجی که داشتند به زور انگشترش را درمی‌آوردند.
و دیگری آرمان علی‌وردی که دوره‌اش کرده بودند.
من روضه زیاد شنیده‌ام، ولی تصویر دوره کردن و فحش دادن را تازه دیدم.
13👍3
کسانی که این اتفاق [یعنی امضای سند تعیین مرز لبنان و فلسطین اشغالی را] سازش نامیدند، سخنشان بی‌پایه و اساس است. چنین تهمتی بی‌پایه است و هنگامی که از سوی برخی افراد مطرح می‌شود، افتراست. یعنی فقط تهمت نیست، به صورت عمدی به حکومت و مسئولان لبنان افترا می‌زنند که شما سازش کردید و به مقاومت افترا می‌زنند که حکومت را در این زمینه تأیید کرده است. این درست نیست. حتی در زمینه‌ی قالب کار، امروز وقتی میانجی نزد جناب رئیس جمهور آمد که سند را امضا کند، اولا چیزی که ایشان امضا کرد پیمان‌نامه‌ی بین المللی نبود بلکه نامه‌ای بود مبنی بر وجود یک توافق مرزی. مخاطب این نامه لبنان بود و لبنان امضایش کرد که ما با چنین محتوایی موافقیم. هیئت لبنانی هم که به [روستای مرزی] ناقوره می‌روند آن‌جا هیچ مذاکره و… نیست. همه‌ی چیزی که از روز اول تا آخر صورت گرفت، مذاکرات غیرمستقیم بود. با وجود این‌که می‌دانیم در موضوعات فنی می‌شود در حضور سازمان ملل و… مذاکرات مستقیم صورت بگیرد اما در این پرونده همه‌ی مذاکرات غیر مستقیم بود. هیئت‌ها در این مذاکرات هیچ‌گاه زیر یک سقف دیدار نکردند چون مذاکرات هرگز مستقیم نبود. در زمینه‌ی امضا هم این‌گونه بود که اسرائیل روی یک برگه برای خودش امضا کرد و لبنان روی برگه‌ی خودش. هر دوی این برگه‌ها را دادند به ایالات متحده‌ی امریکا و سازمان ملل. سندی که در لبنان نگهداری خواهد شد حاوی امضای اسرائیل نیست […] پس حتی در زمینه‌ی قالب هم مسئولان لبنانی بسیار دقت داشتند که حتی در لایه‌ی قالب هم مرتکب کوچک‌ترین جزئیاتی نشوند که شاید شبهه‌ی سازش ایجاد کند یا بوی سازش بدهد. پس این چیزی که امروز جناب رئیس جمهور امضا کرد و در ناقوره ثبت خواهد شد، یک پیمان‌نامه‌ی بین المللی نیست، به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل نیست و سازش با اسرائیل نیست. اجازه دهید این‌جا بگویم تا لبنانی‌ها بدانند که اسرائیلی‌ها اذعان کردند به هیچ ضمانت امنیتی دست پیدا نکرده‌اند. معمولا اگر هنگام تعیین مرز، موضوع به‌رسمیت‌شناختن و سازش در کار باشد، بخشی از آن [توافق‌ها] ضمانت‌های امنیتی خواهد بود. خود دشمن می‌گوید هیچ‌گونه ضمانت و اقدامات امنیتی وجود ندارد.

سخنرانی ۵ آبان ١۴٠١ سید حسن نصرالله در افتتاحیه‌ی نمایشگاه صنایع کشاورزی و صنایع دستی
nasr.link/1401-08-05
@nasrollahir
4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما معمولا در بحران‌ها به ذهنی سرد و قلبی گرم نیاز داریم، به‌محض اینکه برعکس شود، به هرج و مرج تبدیل خواهد شد.

@Nucleader
9👍1
Forwarded from اشراق 🌿 (علےڪرمیان)
فُضَیل بن یَسار می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: آزار و اذیتی که قائم ما(عج) هنگام ظهور از جهل مردم آخرالزمان می بیند، بسی سخت تر است از آن همه آزار و اذیتی که پیامبر اکرم (ص) از جاهلیت عرب پیش از اسلام دید!!
فضیل می گوید: از امام پرسیدم این چگونه می شود؟! حضرت فرمود: پیامبر(ص) به میان مردم آمد در حالی که ایشان سنگ و صخره و چوب و تخته های تراشیده را می پرستیدند، اما قائم ما که قیام می کند، مردمان همه از کتاب خدا برای وی دلیل می آورند و آیه های قرآن را تأویل و توجیه می کنند!!

#کتاب_الغیبة
#محمد_بن_ابراهیم_نعمانی
@aeshraq
7
زیست مجازی چه اینستاگرامی یا توییتریش احمق می‌کند.

گروهی سه روز رو برای اعتصاب سراسری مشخص می‌کنند و تصورشون اینه که سرتاسر کشور اعتصابه. درحالیکه واقعا خبری نیست. یک سری شعبون بی‌مخ میدانی دارند که بخاطر همراه نبودن مردم می‌ریزند سنگ می‌زنند، شیشه می‌شکنند که باید به اجبار تعطیل کنید.

این‌ها از قضا عمدتا مرفه‌اند و فهم نمی‌کنند که دو روز بستن برای یک کارگر یعنی چی.
اصلا جنبشی که راه انداختند هم هیچ نسبتی با مسائل اقتصادی و بدنه مردم نداره. که اگر داشت یک شعار باربط پیدا می‌شد.

بخشی از طرف مقابل که از قضا ما هم جزئی از اون محسوب می‌شیم (از جهت طیفی، والا خیلی‌هامون اختلاف داریم)، سه روزه در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسند که ما خریدهامون رو این سه روز می‌کنیم. خریدای اینترنتیمون رو انجام می‌دیم و...


این‌ها هم باز نفهمیدند اون خیل عظیم مردم که واقعا مردم هستند و میشن آحاد یک جامعه، ذهنشون درگیر این مسخره‌بازی‌ها نیست. اصلا پول ندارند که بخوان خرید اینترنتی کنند یا نه.
کسی که لنگ یک کیلو گوشت و گرونی مسکنه، براش این اعتصاب‌ها و واکنش‌های ضداعتصابی هیچ مفهومی نداره.

رسانه‌های جدید خیلی وقته انسان رو محدود و بعد احمق می‌کنه.
@Nucleader
👍9
۱۸ خرداد سال ۵۸ تصویر عجیبی روی جلد «تهران مصور» آمد. تصویری از «نیروهای مدافع شهر خرمشهر» که به تعبیر مخالفان نظام، سرکوبگران مردم عرب خطاب می‌شدند، روی جلد بود و در متن مربوطه نیز گزارش خبری و تصویری حول این موضوع که جمهوری اسلامی ایران درحال سرکوب عرب‌زبان‌ها توسط تیمسار مدنی و جوان پاسداری به نام «محمد جهان‌آرا» است، مطلبی نوشت. عکس را «کاوه گلستان» گرفت و گردانندگان مجله «علیرضا نوری‌زاده» و «مسعود بهنود» بودند. و متونی هم در تأیید فرضیه جعلی عرب‌ستیزی جمهوری اسلامی نوشتند.
امروز که بیشتر از چهار دهه از آزادسازی خرمشهر می‌گذرد، بهتر می‌شود فهمید که عقبه رسانه‌ای نظام در نسبت با تلاش رزمندگان چه در چنته داشت. و مخالفانش واقعیت را چطور به تصویر می‌کشیدند.

امروز بعد از چهل سال وضعیت‌مان در بعد رسانه‌ای و فرهنگی چقدر تغییر کرده؟

@Nucleader
👍61
مردمی، حکومتی، جاش
همان فریب بعد از ۴۰ سال


در اوایل انقلاب، گروهک‌هایی مثل کومله، دموکرات، و... در کردستان آدم می‌کشتند، از مردم به زور پول می‌گرفتند، و در هزینه کردن همان پول‌های غارت شده تمام هم و غمشان تثبیت پایه‌های قدرت خودشان و کشتن هر مخالفی بود.
وقتی می‌گفتند شما دارید مردم را می‌کشید می‌رفتند سراغ یکی از کشته‌ها و می‌گفتند نه این مردم نبود، این پاسدار بود و از شیراز آمده بود. این از بندرعباس آمده بود. این مشهدی بود. حضور کسی که اهل کردستان نباشد را در استان‌های کردنشین عملا به عنوان جرم به ذهن مخاطب قبولانده بودند.
وقتی که کار برایشان سخت‌تر شد و گروه‌هایی از مردم کرد هم علیه آنان وارد معرکه شدند، یک اصطلاح برای آنان به کار گرفتند؛ این‌ها کرد نیستند جاش هستند. جاش یعنی کرد قلابی. قلابی یعنی چه؟ یعنی پدر و مادرش کرد نیستند؟ چرا. هستند. یعنی او طرفدار حزب دموکرات و گروه کومله و... نیست.
به همین راحتی. گفتند و در ذهن مردم جا انداختند که هر کس با ما نیست جاش است، مزدور است، مردم نیست. و بعد از شما می‌خواستند خودتان ببینید که هیچ یک از مردم نیست که همراه آنان نباشد.
همین اتفاق امروز هم دارد می‌افتد. همین تکنیک را به کار می‌برند. در مهاباد خانه آتش زده‌اند، یعنی اول غارت کرده‌اند و بعد آتش زده‌اند، اما با گفتن این که صاحبخانه مزدور بوده، جاش بوده، کلا او و خانه‌اش را از نقطه‌ی حساسیت دید شما خارج می‌کنند.
بعد از ورود نیروهای انتظامی به شهر گروهی از مردم شهر به پیشواز این نیروها می‌روند، برایشان شادی می‌کنند، آنان را در آغوش می‌گیرند، فیلم جلوی چشم شما است، اما شما آن‌ها را نمی‌بینید. چرا؟ چون از قبل ذهن شما را شرطی کرده‌اند. مردم همان‌ها هستند که با حزب دموکرات هستند. مردم همان‌ها هستند که قاسملو قاسملو می‌کنند. همان‌ها که قاسملو را صدا می‌کنند که در جنگ صدام علیه ایران از صدام سلاح می‌گرفت تا فرزندان این کشور را بکشد. در این تفکیک که به شما قالب کرده‌اند هر کردی که از استقرار امنیت علیه این مهاجمان خوشحالی کند مردم نیست.
ماجرا ساده است، اگر تکنیکی قبل از این جواب داده، به دوباره امتحان کردن می‌ارزد. اما ما هم می‌خواهیم در عصر اینترنت به اندازه‌ی سال ۶۰ ساده باشیم و گول بخوریم؟


🔷 لطفا اگر قصد دارید از ایران دفاع کنید، کار را دنبال کنید و دوستان خود را تشویق کنید که ما را دنبال کنند.
پاینده ایران 🇮🇷
👍62
بمب‌ها روی ایران نمیفتد، جمهوری اسلامی را هدف قرار داده‌.
این را آن‌هایی خواهند گفت که اگر حواسمان جمع نباشد و یکپارچگی‌مان علیه جنگ‌طلبان ضد ایران را حفظ نکنیم، چهار صباح دیگر می‌گویند.

رسانه‌ها این‌ها را در گوششان می‌خوانند، سازمان منافقین که باید اعتراف کنم هرگز فکر نمی‌کردم با آن پیرمردها و پیرزن‌های فلک‌زده بتواند چهره جدیدی به خودش بگیرد برایشان نسخه می‌کنند. جوان توی کوچه و خیابان هم به گمان اینکه دارد حال حکومت را می‌گیرد یا لگدی می‌زند،‌ این خزعبلات را تکرار می‌کند.
چه وقت؟
وقتی که مثلا بمب ائتلاف ضد جنگ توی خانه‌اش نشسته، زن و بچه یا مادر و خواهرش را با خاک یکی کرده.
شاید آن‌وقت، شاید آن موقع بفهمد بازی با همه چیز انقدر ساده نیست. شاید آن موقع بفهمد بمب فقط روی سر جمهوری اسلامی نمیفتد. شاید آن موقع متوجه شود پروژه‌بگیران اینترنشنال دیروز داشتند از تجزیه‌طلب حمایت می‌کردند، نه مردم کرد.

امروز می‌گویند ایران تحریم نمی‌شود. جمهوری اسلامی است. تیم ملی نیست، تیم جمهوری اسلامی است. مهاباد را با تانک قبضه کردند. بگو یک عکس یک فیلم کوتاه از این تانک‌ها نشان بده، جایش «حسین رونقی» و مقدار زیادی فحش ناموس حواله‌ات می‌کنند.
فکر کردند علینژاد و اسماعیلیون، محض تفریح رفتند توی جلسه هالیفاکس روبروی افسران نظامی ناتو ایستادند و خواستند به ایران حمله نظامی شود.
فکر می‌کنند دو روز دیگر هم می‌شود پرچم بریتانیا روی دوش انداخت، توی خیابان داد زد شیش‌تایی‌ها و موشک بیاید بخورد توی خانه یک پاسدار. او هم لباس زن پاسدار را مثل کفتار بالا و پایین کند که ما با شماییم.

این مفلوک نمی‌داند انگلیسی که دیروز شش تا به تو زد، یکی هم توی سرت می‌زند، آخرش اگر خیلی به تو حال بدهد، می‌گذارد پوتینش را واکس بزنی که برق بیفتد.

دیگر دوره اصلاح‌طلب و اصولگرا، دعوای حیدری و نعمتی نیست. دیگر حجاب نیست که کوته‌فکری مثل علم‌الهدی یک چیزی بگوید، ابلهی چون حسین شریعتمداری تیتر جنجالی و رومخی بزند، تو هم توی خیابان به جمهوری اسلامی و رهبرانش فحش بدهی یا روسریت را آتش بزنی، فکر کنی داری کمر نظام را می‌شکنی.
وقت، وقت ایران است. یا طرف ایرانی، یا دنبال تجزیه و ایرانستان شدن و حمله نظامی.

@Nucleader
👍5