|نیوکلیدر|
چه قبول کنیم چه نه، انقلاب اسلامی پدیدههای فراوانی دارد و چمران یکی از آنهاست. چمران، زندگی در عیش را یعنی شغل خوب در کشوری ایدهال، زیستن همراه خانواده و فرزندان، آخر هفتههای خانوادگی، پول، مقام و همه چیزی که امروزه رفاه معنی میشود را رها کرد. در ازای…
بهشتی به قول امروزیها آدم دنیا دیدهای است. هامبورگ رفته. آنجا کارهایی کرده -مثل نگفتن اشهد ان علی ولیالله در اذان برای وحدت مسلمین- که در بین برخی معممین حوزه، به وهابی بودن متهم شده. بعد هم آنطور از حکومت اسلامی دفاع کرده که همهجا شعار مرگ بر او سر دادهاند.
به جهت دانش و عمل هم کمچیزی نبوده.
یکجا با دانشجویان و تجار در مورد زندگی در اروپا گفتگو میکند. میگوید خوب است درس بخوانید و چیز قابلی بشوید برگردید به کشورتان کمک کنید. اما اینکه اینجا باشید و از مواهب زندگی در حکومتی ساخته و پرداخته شده استفاده کنید، بد است. اگر نظام اجتماعی اینجا را میپسندید، شما برایش مهمان ناخوانده هستید. چه نقشی در ایجادش داشتید؟
«این همان زندگی انگلی است.»
دیگران کوشش کردند نظام خوشایند شما بسازند. شما هم برگردید و بکوشید در جامعهای که هستید نظام خوبی ایجاد کنید.
به جهت دانش و عمل هم کمچیزی نبوده.
یکجا با دانشجویان و تجار در مورد زندگی در اروپا گفتگو میکند. میگوید خوب است درس بخوانید و چیز قابلی بشوید برگردید به کشورتان کمک کنید. اما اینکه اینجا باشید و از مواهب زندگی در حکومتی ساخته و پرداخته شده استفاده کنید، بد است. اگر نظام اجتماعی اینجا را میپسندید، شما برایش مهمان ناخوانده هستید. چه نقشی در ایجادش داشتید؟
«این همان زندگی انگلی است.»
دیگران کوشش کردند نظام خوشایند شما بسازند. شما هم برگردید و بکوشید در جامعهای که هستید نظام خوبی ایجاد کنید.
👍9❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب.
عید غدیر مبارک.
عید غدیر مبارک.
❤6👍1👎1
سحرگاهی بین راه کوفه در خواب دید
که سگی پیس به سینهاش جهید
و گردنش را درید.
که سگی پیس به سینهاش جهید
و گردنش را درید.
❤4
✅ سکوت پر معنای پیامبر اسلام
⭕️ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَري عَلَي اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ...
سوره انعام، آیه 93
👈 در تفسیر این آیات، ماجرای مهمی در تاریخ اسلام نقل شده:
عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی عثمان خلیفه سوم و از کاتبین قرآن بود. بعد از مدتی هر چه پیامبر میگفت او چیز دیگری مینوشت و انقدر در این امر شدت پیدا کرد که روزی گفته بود:
بزودی مانند آنچه را که خدا نازل کرده است را نازل میکنم.
پیامبر او را مرتد اعلام کرد و او نیز فراری شد و به میان مشرکان قریش بازگشت.
در جریان #فتح_مکه پیامبر دستور دادند که هر جا او را پیدا کردند، حتی چسبیده به پرده کعبه او را بکشند.
عثمان بن عفان به او پناه داد و بعد از مدتی او را نزد حضرت رسول صلیالله علیه و آله و سلم برد و درخواست شفاعت و بخشش او را کرد.
پیامبر سکوت کردند، او دو مرتبه درخواست کرد، باز تکرار کرد و مجددا پیامبر سکوت کردند تا عثمان درخواست خود را برای سومین بار مطرح کرد.
پیامبر گفتند: بخشیدم.
بعد از آنکه او از میان جمع رفت، پیامبر اسلام به اصحاب خود گفتند میدانید چرا سکوت کردم؟
گفتند خیر.
ایشان گفتند سکوت کردم تا کسی از میان شما برخیزد و گردن او را بزند.
یکی از اصحاب گفت چرا به ما اشاره نکردید؟
حضرت گفتند هیچگاه پیامبر اشاره به قتل کسی نمیکند.
عبدالله بن سعد بن ابی سرح بعدها در دوران خلافت #خلیفه_سوم، #والی_مصر شد!
📚 منبع: تفسیر القمی صفحه 198 و معانیالأخبار شیخ صدوق
@NucLeader
⭕️ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَري عَلَي اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ...
سوره انعام، آیه 93
👈 در تفسیر این آیات، ماجرای مهمی در تاریخ اسلام نقل شده:
عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی عثمان خلیفه سوم و از کاتبین قرآن بود. بعد از مدتی هر چه پیامبر میگفت او چیز دیگری مینوشت و انقدر در این امر شدت پیدا کرد که روزی گفته بود:
بزودی مانند آنچه را که خدا نازل کرده است را نازل میکنم.
پیامبر او را مرتد اعلام کرد و او نیز فراری شد و به میان مشرکان قریش بازگشت.
در جریان #فتح_مکه پیامبر دستور دادند که هر جا او را پیدا کردند، حتی چسبیده به پرده کعبه او را بکشند.
عثمان بن عفان به او پناه داد و بعد از مدتی او را نزد حضرت رسول صلیالله علیه و آله و سلم برد و درخواست شفاعت و بخشش او را کرد.
پیامبر سکوت کردند، او دو مرتبه درخواست کرد، باز تکرار کرد و مجددا پیامبر سکوت کردند تا عثمان درخواست خود را برای سومین بار مطرح کرد.
پیامبر گفتند: بخشیدم.
بعد از آنکه او از میان جمع رفت، پیامبر اسلام به اصحاب خود گفتند میدانید چرا سکوت کردم؟
گفتند خیر.
ایشان گفتند سکوت کردم تا کسی از میان شما برخیزد و گردن او را بزند.
یکی از اصحاب گفت چرا به ما اشاره نکردید؟
حضرت گفتند هیچگاه پیامبر اشاره به قتل کسی نمیکند.
عبدالله بن سعد بن ابی سرح بعدها در دوران خلافت #خلیفه_سوم، #والی_مصر شد!
📚 منبع: تفسیر القمی صفحه 198 و معانیالأخبار شیخ صدوق
@NucLeader
❤5👍1
غربیها اگه عقلشون اندازه تحلیلگرای داخلی نباشه، باید بفهمن تصویر مجازات سلمان رشدی اون هم چند دهه بعد از فتوای تاریخی امام، بدتر از توافق سیاسی اقتصادی با ایرانه.
❤8
بیچاره دلم که در فراقت
بازیچه عشق و شور و غم شد
وصل چو منی به حشر افتاد
از بس که اهم و فی الاهم شد
چون راه بر آن جمال اکمل
از شدت بستگی اتم شد
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم
تا سال دیگه، چه پیش آید..
بازیچه عشق و شور و غم شد
وصل چو منی به حشر افتاد
از بس که اهم و فی الاهم شد
چون راه بر آن جمال اکمل
از شدت بستگی اتم شد
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم
تا سال دیگه، چه پیش آید..
❤3
Forwarded from گروه فرهنگی رسانهای راوین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاران! این قافله، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات میرسد، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان میرسد كه: الرحیل، الرحیل.
از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است كه علیالدوام، زمینیان را به سوی آسمان میكشد.
و بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن، چشمه خورشید میجوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن؛ حسین، حسین، حسین، حسین.
نمیتپد؛ حسین حسین میكند.
https://t.me/ravingroup
از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است كه علیالدوام، زمینیان را به سوی آسمان میكشد.
و بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن، چشمه خورشید میجوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن؛ حسین، حسین، حسین، حسین.
نمیتپد؛ حسین حسین میكند.
https://t.me/ravingroup
❤5
ایران من! بلات، مَهِل بر سر آورند
مگذار در تو، اجنبیان سر بر آورند
در تو مباد! میهن مستان و راستان
تزویر را به تخت، به زور زر آورند
چیزی نمانده است که فرزندهای تو
از بس شلوغ، حوصلهات را سر آورند
یک هفته است زخمی رعب و رقابتی
در تو مباد حمله به یکدیگر آورند
.
.
.
من رأی دادهام به تو و میدهم به تو
از کاسه چشمهای مرا گر درآورند
مگذار در تو، اجنبیان سر بر آورند
در تو مباد! میهن مستان و راستان
تزویر را به تخت، به زور زر آورند
چیزی نمانده است که فرزندهای تو
از بس شلوغ، حوصلهات را سر آورند
یک هفته است زخمی رعب و رقابتی
در تو مباد حمله به یکدیگر آورند
.
.
.
من رأی دادهام به تو و میدهم به تو
از کاسه چشمهای مرا گر درآورند
👍10
نام رسانه، شبکه تلویزیونی، سازمان، یا... در جمهوری اسلامی که در این ایام توانسته در مقابل اخبار شبکههای فارسیزبان و پیامهای شبکههای اجتماعی فعالیت خوبی داشته باشد را در نظرات این پست نام ببرید.
|نیوکلیدر|
نام رسانه، شبکه تلویزیونی، سازمان، یا... در جمهوری اسلامی که در این ایام توانسته در مقابل اخبار شبکههای فارسیزبان و پیامهای شبکههای اجتماعی فعالیت خوبی داشته باشد را در نظرات این پست نام ببرید.
شکل دیگر این پیام:
سری بزنیم به رسانههای آتش به اختیار که این روزها مقابل جولان اخبارهای کذب رسانههای جبهه عبری عربی غربی، شبکههای معاند فارسیزبان خارجنشین خوش درخشیدند.
با صدای جعفر یازرلو
سری بزنیم به رسانههای آتش به اختیار که این روزها مقابل جولان اخبارهای کذب رسانههای جبهه عبری عربی غربی، شبکههای معاند فارسیزبان خارجنشین خوش درخشیدند.
با صدای جعفر یازرلو
😁2
دهباشی هم این وسط مثل همیشه دروغهایش را به اسم تاریخ به خورد خلقالله میدهد.
دفتر و دستکهایی که همیشه او را به عنوان آدم تاریخدان اینطرف آنطرف میبرند، کاش کلاهشان را بالاتر بگذارند.
@Nucleader
دفتر و دستکهایی که همیشه او را به عنوان آدم تاریخدان اینطرف آنطرف میبرند، کاش کلاهشان را بالاتر بگذارند.
@Nucleader
👍1
|نیوکلیدر|
سید مرتضی آوینی در پاورقی مقاله «تجدد یا تحجر» که به نقد دیدگاههای فرهنگی سید محمد خاتمی میپردازد، مینویسند: «دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع…
حدودا سه سال قبل این را نوشتم.
فیلترینگ و محدودسازی بیسابقه اینترنت در سه هفته گذشته چه دستاوردی داشته؟
ایکس میلیارد هزینه به بودجه عمومی تحمیل شده.
چند میلیون نفر برای تامین معاش مشکل دارند. این حرف بیراهی نیست. در اطرافمان میتوانیم نمونههایی را ببینیم که زندگیشان با کسب و کار اینترنتی، کلاسهای آنلاین، جستجو، پژوهش و... گره خورده.
-مخالفین نظام همچنان به هر روشی که هست، فیلم و عکسشان از اعتراضات و اغتشاشات را در شبکههای اجتماعی بارگزاری میکنند.
- با این روش، کرهشمالی بودن، در ذهن مردم پررنگتر شده. آنقدر که اکانتهای پروژهبگیر توییتری سازمانهای رسانهای هم صداشان درآمده. اینکه در میان آشوب و تنش و اعتراض، گوشه ذهن مردم، بیمنطقی مدیران باشد و از این بدتر، صحبتهایی از جنس کلمات وزیر بیلیاقت ارتباطات عصبیترشان کند.
- لشکر فحاشها و تهدید کنندگان که مشغولند، فقط زمینه گفتگو بین اندک آدمهای اهل گفتگو کمتر شده.
-بخشی از بدنه جریان حامی نظام، درگیر شبکههای اجتماعی داخلی است. در حالیکه طیف مقابل مدام تصویر مطلوبش از حکومت رو در شبکههای جهانی پخش میکند.
این غیبت جز ضرر برای جمهوری اسلامی، چه فایدهای داشته؟ قرار است کسانی که حمایت میکنند را کنترل کنید؟ یا توفیق وادار کردن مخالفین به حضور در پیامرسانهای داخلی را داشتید؟
- چند درصد از مدافعین نظام، در شبکههای اجتماعی عضو هستند و هنوز فعالند؟ اینها از این روندی که حضورشان را سختتر از قبل کرده، راضیاند؟
ته قلبشان از این بلایی که سرشان میآورید راضیاند؟ یا بخاطر چیزهای دیگر است که دفاع میکنند؟
- این بسترسازی که لااقل یک دهه ازش حرف زده میشه انجام شده؟ پیامرسانهای داخلی که بعضا حتی در یک عضوگیری ساده هم به مشکل خوردند؟
برادران عزیز! احمقانه رفتار نکنید.
با همه فشل بودنتان، تبعیضها، ناعدالتیها، بیسامانیها در حوزه سیاست داخلی و اقتصاد، لابیها و باندبازیهای فرهنگی و میدان دادن به آدمهای بیربط در امر فرهنگ، باز هم دلسوزان ایران و اسلام و دلبستگان به انقلاب امام، اگر اعتقاد دارند جایگزین بهتری نیست، اگر معتقدند جمهوری اسلامی یعنی حرم، اگر قصد دفاع دارند، با این روش یا پشیمان خواهند شد، یا در بهترین حالت رغبتی برای حرف زدن و نوشتن نخواهند داشت.
گرچه این نوشته و نوشتههای دیگری از این قبیل بیارزش است، اما یادآوری این امور برای اعتراضات آینده خوب است. اینکه بدانیم گفته شد و توجه نکردند.
@Nucleader
فیلترینگ و محدودسازی بیسابقه اینترنت در سه هفته گذشته چه دستاوردی داشته؟
ایکس میلیارد هزینه به بودجه عمومی تحمیل شده.
چند میلیون نفر برای تامین معاش مشکل دارند. این حرف بیراهی نیست. در اطرافمان میتوانیم نمونههایی را ببینیم که زندگیشان با کسب و کار اینترنتی، کلاسهای آنلاین، جستجو، پژوهش و... گره خورده.
-مخالفین نظام همچنان به هر روشی که هست، فیلم و عکسشان از اعتراضات و اغتشاشات را در شبکههای اجتماعی بارگزاری میکنند.
- با این روش، کرهشمالی بودن، در ذهن مردم پررنگتر شده. آنقدر که اکانتهای پروژهبگیر توییتری سازمانهای رسانهای هم صداشان درآمده. اینکه در میان آشوب و تنش و اعتراض، گوشه ذهن مردم، بیمنطقی مدیران باشد و از این بدتر، صحبتهایی از جنس کلمات وزیر بیلیاقت ارتباطات عصبیترشان کند.
- لشکر فحاشها و تهدید کنندگان که مشغولند، فقط زمینه گفتگو بین اندک آدمهای اهل گفتگو کمتر شده.
-بخشی از بدنه جریان حامی نظام، درگیر شبکههای اجتماعی داخلی است. در حالیکه طیف مقابل مدام تصویر مطلوبش از حکومت رو در شبکههای جهانی پخش میکند.
این غیبت جز ضرر برای جمهوری اسلامی، چه فایدهای داشته؟ قرار است کسانی که حمایت میکنند را کنترل کنید؟ یا توفیق وادار کردن مخالفین به حضور در پیامرسانهای داخلی را داشتید؟
- چند درصد از مدافعین نظام، در شبکههای اجتماعی عضو هستند و هنوز فعالند؟ اینها از این روندی که حضورشان را سختتر از قبل کرده، راضیاند؟
ته قلبشان از این بلایی که سرشان میآورید راضیاند؟ یا بخاطر چیزهای دیگر است که دفاع میکنند؟
- این بسترسازی که لااقل یک دهه ازش حرف زده میشه انجام شده؟ پیامرسانهای داخلی که بعضا حتی در یک عضوگیری ساده هم به مشکل خوردند؟
برادران عزیز! احمقانه رفتار نکنید.
با همه فشل بودنتان، تبعیضها، ناعدالتیها، بیسامانیها در حوزه سیاست داخلی و اقتصاد، لابیها و باندبازیهای فرهنگی و میدان دادن به آدمهای بیربط در امر فرهنگ، باز هم دلسوزان ایران و اسلام و دلبستگان به انقلاب امام، اگر اعتقاد دارند جایگزین بهتری نیست، اگر معتقدند جمهوری اسلامی یعنی حرم، اگر قصد دفاع دارند، با این روش یا پشیمان خواهند شد، یا در بهترین حالت رغبتی برای حرف زدن و نوشتن نخواهند داشت.
گرچه این نوشته و نوشتههای دیگری از این قبیل بیارزش است، اما یادآوری این امور برای اعتراضات آینده خوب است. اینکه بدانیم گفته شد و توجه نکردند.
@Nucleader
👍2👎2❤1
بعد از ۲۵ روز سکوت، کمکم خانهها و سازمانها و استودیوهای ارگانی و متصل به نفت، دارن زنده میشن.
👍3🤬1
یک روز مرا گفت: «برادرانم کجا اند که من ایشان را نمیبینم؟»
من گفتم: «تن من فدای تو باد! ایشان گوسفندان به چرا برند و شب به خانه آیند.»
آب در چشم آورد و بگریست و گفت: «ای مادر! من اینجا چه کنم؟ مرا نیز فردا با ایشان بفرست.»
من گفتم: «تو دوست داری که با ایشان بروی؟»
گفت: «آری».
چون بامداد درآمد، روغن بر سرش مالیدم و سرمه در چشمش کشیدم و پیراهنش درپوشانیدم و مهرهی جزع یمانی داشتم- از برای چشم بد- بر او بستم و او چوبی بر گرفت و با برادران برم خرّم و بازآمد.
پس یک روز دیگر برفتند و در حوالی خانههای ما چهارپایان را به چراپاه بردند.
چون نیمروز بود، ضمره {دختر حلیمه} میآمد گریان و لرزان و عرق کرد و فریاد میکرد که «ای مادر، محمد را دریاب! و نپندارم که او را زنده دریابی!»
گفتم: «حال چیست؟»
گفت: «ما ایستاده بودیم و بازی میکردیم و پِشکِ گوسفند بر یکدیگر میانداختیم. مردی بیامد و محمد را از میان ما برود و بُرد به سرِ کوهی و ما دیدیم که سینهی او بشکافت و نمیدانیم که چه کرد به وی. نپندارم که او را دریابی!»
حلیمه گفت: من و شوهر دویدیم!
محمد را دیدیم بر سرِِ کوه نشسته و در آسمان مینگردد و میخندد.
من فرا رفتم و بر سر و رویش درافتادم و میان دو چشمش بوسه دادم و گفتم: «تنِ من فدای تو باد! تو را چه رسید؟»
گفت: «خیر بود ای مادر. من همی ایستاده بودم و با برادران بازی میکردم. سه شخص بیامدند در دستِ یکی ابریقی سیمین و در دستِ دیگری تَشتی زمرّدین و در دستِ دیگری چندی برف.
مرا بگرفتند از میانِ یاران و بر سرِ کوه بردند و مرا نرم بخوابانیدند بر پهلوی و سینهی من بشکافتند و من مینگرم و از آن اَلَمی و رنجی نمییابم. پس یکی دست فرا کرد و احشای من بیرون آورد و بدان برف نیکو بنشست و باز جای نهاد.
پس دوم برخاست و مرد اول را گفت: تو دور شو که آنچه خدای تو را فرموده بود به جای آوردی و او نزدیکِ من آمد و دست فراز کرد و دلِ من از سینه بیرون آورد و بشکافت و به دو نیمه و نقطهای سیاه از میانِ آن از سینه بیرون آورد خون آلود و بینداخت و گفت:
این حَظِّ شیطان است از تو ای حبیبِ خدای. پس چیزی که داشت در میانِ دل نهاد و باز جای خود نهاد و انگشتری از نور داشت و بدان مُهر بر دلِ من نهاد.
و در این ساعت خنکیِ آن انگشتری در عروق و مفاصل خود مییابم. پس سوم برخاست و ایشان را گفت:
دور شوید که به جای آوردید آنچه خدای شما را فرمود. و دست خود بر سینهی من مالید و آن شکاف فراهم آمد و من بدان مینگرم.
پ.ن: بعد از آنکه پیامبر به بعثت رسید از او در خصوص این ماجرا سوال کردند. حضرت گفت آن که سینه مرا بشکافت جبرییل بود و آنچه از قلب من درآورد «منیّت» آدمی بود که همه بندگان خدا دارند، اما از من دور گشت.
کتاب قاف، بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متنِ کهنِ فارسی، ویرایش یاسین حجازی، صفحه ۱۴۱-۱۴۳
@Nucleader
من گفتم: «تن من فدای تو باد! ایشان گوسفندان به چرا برند و شب به خانه آیند.»
آب در چشم آورد و بگریست و گفت: «ای مادر! من اینجا چه کنم؟ مرا نیز فردا با ایشان بفرست.»
من گفتم: «تو دوست داری که با ایشان بروی؟»
گفت: «آری».
چون بامداد درآمد، روغن بر سرش مالیدم و سرمه در چشمش کشیدم و پیراهنش درپوشانیدم و مهرهی جزع یمانی داشتم- از برای چشم بد- بر او بستم و او چوبی بر گرفت و با برادران برم خرّم و بازآمد.
پس یک روز دیگر برفتند و در حوالی خانههای ما چهارپایان را به چراپاه بردند.
چون نیمروز بود، ضمره {دختر حلیمه} میآمد گریان و لرزان و عرق کرد و فریاد میکرد که «ای مادر، محمد را دریاب! و نپندارم که او را زنده دریابی!»
گفتم: «حال چیست؟»
گفت: «ما ایستاده بودیم و بازی میکردیم و پِشکِ گوسفند بر یکدیگر میانداختیم. مردی بیامد و محمد را از میان ما برود و بُرد به سرِ کوهی و ما دیدیم که سینهی او بشکافت و نمیدانیم که چه کرد به وی. نپندارم که او را دریابی!»
حلیمه گفت: من و شوهر دویدیم!
محمد را دیدیم بر سرِِ کوه نشسته و در آسمان مینگردد و میخندد.
من فرا رفتم و بر سر و رویش درافتادم و میان دو چشمش بوسه دادم و گفتم: «تنِ من فدای تو باد! تو را چه رسید؟»
گفت: «خیر بود ای مادر. من همی ایستاده بودم و با برادران بازی میکردم. سه شخص بیامدند در دستِ یکی ابریقی سیمین و در دستِ دیگری تَشتی زمرّدین و در دستِ دیگری چندی برف.
مرا بگرفتند از میانِ یاران و بر سرِ کوه بردند و مرا نرم بخوابانیدند بر پهلوی و سینهی من بشکافتند و من مینگرم و از آن اَلَمی و رنجی نمییابم. پس یکی دست فرا کرد و احشای من بیرون آورد و بدان برف نیکو بنشست و باز جای نهاد.
پس دوم برخاست و مرد اول را گفت: تو دور شو که آنچه خدای تو را فرموده بود به جای آوردی و او نزدیکِ من آمد و دست فراز کرد و دلِ من از سینه بیرون آورد و بشکافت و به دو نیمه و نقطهای سیاه از میانِ آن از سینه بیرون آورد خون آلود و بینداخت و گفت:
این حَظِّ شیطان است از تو ای حبیبِ خدای. پس چیزی که داشت در میانِ دل نهاد و باز جای خود نهاد و انگشتری از نور داشت و بدان مُهر بر دلِ من نهاد.
و در این ساعت خنکیِ آن انگشتری در عروق و مفاصل خود مییابم. پس سوم برخاست و ایشان را گفت:
دور شوید که به جای آوردید آنچه خدای شما را فرمود. و دست خود بر سینهی من مالید و آن شکاف فراهم آمد و من بدان مینگرم.
پ.ن: بعد از آنکه پیامبر به بعثت رسید از او در خصوص این ماجرا سوال کردند. حضرت گفت آن که سینه مرا بشکافت جبرییل بود و آنچه از قلب من درآورد «منیّت» آدمی بود که همه بندگان خدا دارند، اما از من دور گشت.
کتاب قاف، بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متنِ کهنِ فارسی، ویرایش یاسین حجازی، صفحه ۱۴۱-۱۴۳
@Nucleader
❤8👍1
برنامه ایام، شبکه دو
یک بخش برنامه توییتخوانی است.
بالاخره توییتر خوبه یا بد؟ اگر بده، فیلتره، چرا پیامهای توییتری در این برنامه، در ۲۰:۳۰ و برخی برنامههای دیگر پخش میشه؟
@Nucleader
یک بخش برنامه توییتخوانی است.
بالاخره توییتر خوبه یا بد؟ اگر بده، فیلتره، چرا پیامهای توییتری در این برنامه، در ۲۰:۳۰ و برخی برنامههای دیگر پخش میشه؟
@Nucleader
👍3