This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وجوه یومئذ مسفره
ضاحکه مستبشره
شهید حاج عماد را با صلواتی یاد کنیم.
ضاحکه مستبشره
شهید حاج عماد را با صلواتی یاد کنیم.
🔶 به تأخير انداختن نفرين تا ماه رجب
آیتالله حقشناس:
ماه رجب در پيش است.«الترجيب بمعنى التعظيم». رجَّب يُرجِّب ترجيباً، عظَّم يعظِّم تعظيماً. مىفرمايد: در اين ماه، دعا مستجاب است، خصوصاً بر عليه ظالمان.«و لهذا كان فى الجاهلية اهل الجاهلية يؤخرون على من ظلمهم فيدعون عليهم فى رجب فلايرد». و براى همين در زمان جاهليت، مردم نفرين بر عليه كسانى كه به آنها ظلم كرده بودند را تا ماه رجب به تاخير مىانداختند، چون اعتقاد داشتند كه دعاى آنها از درگاه پروردگار رد نمىشود.
اگر كسى به اهل جاهليت بدى مىكرد، مىگفتند: دعا كن ماه رجب نيايد! اگر ماه رجب بيايد، كلكت را مىكنيم! اينقدر به ماه رجب معتقد بودند! پس شما هم بايد خودتان را براى ماه رجب مهيا بكنيد.
پ.ن: خلاصه که شانس آوردید ۲۲ بهمن و ماه رجب یکی نشد!
@Nucleader
آیتالله حقشناس:
ماه رجب در پيش است.«الترجيب بمعنى التعظيم». رجَّب يُرجِّب ترجيباً، عظَّم يعظِّم تعظيماً. مىفرمايد: در اين ماه، دعا مستجاب است، خصوصاً بر عليه ظالمان.«و لهذا كان فى الجاهلية اهل الجاهلية يؤخرون على من ظلمهم فيدعون عليهم فى رجب فلايرد». و براى همين در زمان جاهليت، مردم نفرين بر عليه كسانى كه به آنها ظلم كرده بودند را تا ماه رجب به تاخير مىانداختند، چون اعتقاد داشتند كه دعاى آنها از درگاه پروردگار رد نمىشود.
اگر كسى به اهل جاهليت بدى مىكرد، مىگفتند: دعا كن ماه رجب نيايد! اگر ماه رجب بيايد، كلكت را مىكنيم! اينقدر به ماه رجب معتقد بودند! پس شما هم بايد خودتان را براى ماه رجب مهيا بكنيد.
پ.ن: خلاصه که شانس آوردید ۲۲ بهمن و ماه رجب یکی نشد!
@Nucleader
من هر بار که به گفتههای آوینی رجوع میکنم، احساس میکنم چیز جدیدی درونشان هست که در عمق وجودم مینشیند.
این صحبتها را بیشتر از بیست بار خواندهام، اما باز همان کار را با آدم میکند. ببینیم سید مرتضی آوینی سه دهه پیش چه گفته بود. بعد مقایسه کنیم با وضعیت امروزمان. از خودمان بپرسیم «آیا ما شهروند مطیعی در دهکده جهانی شدهایم؟» این جملات من را یاد فیلم «Network» سیدنی لومت میاندازد.
سید مرتضی آوینی:
«دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم، مضطرب نمیدارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب میاندازد.
ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.
شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردیاش مستحیل در جامعهای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلالهای رسمی را میپذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمیدارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن میبیند. به آنچه فرا میخوانندش روی میآورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازههای گوش و چشم و عقلش برای پیامهای پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی میشنود «بانک فلان، بانک شماست»، باور میکند و پولش را در بانکی انبار میکند که جایزه بیشتری میدهد...»
@NucLeader
این صحبتها را بیشتر از بیست بار خواندهام، اما باز همان کار را با آدم میکند. ببینیم سید مرتضی آوینی سه دهه پیش چه گفته بود. بعد مقایسه کنیم با وضعیت امروزمان. از خودمان بپرسیم «آیا ما شهروند مطیعی در دهکده جهانی شدهایم؟» این جملات من را یاد فیلم «Network» سیدنی لومت میاندازد.
سید مرتضی آوینی:
«دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم، مضطرب نمیدارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب میاندازد.
ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.
شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردیاش مستحیل در جامعهای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلالهای رسمی را میپذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمیدارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن میبیند. به آنچه فرا میخوانندش روی میآورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازههای گوش و چشم و عقلش برای پیامهای پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی میشنود «بانک فلان، بانک شماست»، باور میکند و پولش را در بانکی انبار میکند که جایزه بیشتری میدهد...»
@NucLeader
انتخابات امسال بیشتر از اینکه دعوای گروهها و احزاب سیاسی باشه، ظاهرا داره صحنه جدال جدی پولبگیرهای ارگانها میشه. شاخهای توییتری گرز گران برداشتن همدیگه رو میزنن، آبروی سازمانهای متبوع هم رو میبرن.
و خیلی کیف میده. کاش هِی پته سازمانها رو بریزن رو آب. پشت این اسامی بامزه، یه سری آدم ابله هستن که پول بیتالمال رو خرج توییت میکنن که اکانتهاشون رو علیه یه چیزی گسیل بدارن. یه سری آدم بیمغز رو هم الکی گنده میکنن.
@NucLeader
و خیلی کیف میده. کاش هِی پته سازمانها رو بریزن رو آب. پشت این اسامی بامزه، یه سری آدم ابله هستن که پول بیتالمال رو خرج توییت میکنن که اکانتهاشون رو علیه یه چیزی گسیل بدارن. یه سری آدم بیمغز رو هم الکی گنده میکنن.
@NucLeader
«با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده اند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ «و یحی الارضَ بعد مَوتِها».
به امید روشنی چشممان به ظهور آخرین ذخیره الهی روحی و ارواحنا فداه، سال نو مبارک.
@Nucleader
به امید روشنی چشممان به ظهور آخرین ذخیره الهی روحی و ارواحنا فداه، سال نو مبارک.
@Nucleader
اینکه مخالفین نظام از شومنهایی مثل سینا ولیالله تا شبکههای فارسی زبان، مخالف قرارداد چین هستن آدم رو به فکر فرو میبره.
اما اینکه این طرف دوستان ما از چیزی دفاع میکنن که مثل خود بنده ازش اطلاعی ندارن، نشون میده که تصمیمات و مواضع از روی عقل نیست.
قراردادی که تقریبا هیچکس نمیدونه چیه؟ چه مفادی داره؟ چطوری بسته شده؟ از چه چیزیش دارید دفاع میکنید؟ (طبیعتا بنده هم مخالف یا موافق نیستم) و... در این ندونستن هم مثل همیشه مردم هیچ فرض شدن، رسانهها مثل همیشه کار نمیکنن و بچه حزباللهیها هم دلسوزانه و البته به اشتباه، میخوان با دفاع از چیزی که هویتش مشخص نیست چیه، جانب نظام رو بگیرن.
ول کنید عزیزان. شما بیارزشترین و کماهمیتترین افراد برای این مجموعه هستید. لااقل حرمت خودتون و اخلاقیات رو حفظ کنید.
@Nucleader
اما اینکه این طرف دوستان ما از چیزی دفاع میکنن که مثل خود بنده ازش اطلاعی ندارن، نشون میده که تصمیمات و مواضع از روی عقل نیست.
قراردادی که تقریبا هیچکس نمیدونه چیه؟ چه مفادی داره؟ چطوری بسته شده؟ از چه چیزیش دارید دفاع میکنید؟ (طبیعتا بنده هم مخالف یا موافق نیستم) و... در این ندونستن هم مثل همیشه مردم هیچ فرض شدن، رسانهها مثل همیشه کار نمیکنن و بچه حزباللهیها هم دلسوزانه و البته به اشتباه، میخوان با دفاع از چیزی که هویتش مشخص نیست چیه، جانب نظام رو بگیرن.
ول کنید عزیزان. شما بیارزشترین و کماهمیتترین افراد برای این مجموعه هستید. لااقل حرمت خودتون و اخلاقیات رو حفظ کنید.
@Nucleader
خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه دادهاید و جانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشقبازی به سوق فروش آمدهاید، عنایت کنید: جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است.
امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل به و منصوب شرعی و فقهی معصوم. خوب میدانید منزّهترین عالِم دین که جهان را تکان داد اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که بهعنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما بهعنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] بهدور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسولالله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است، دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.
وصیتنامه حاج قاسم سلیمانی.
امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل به و منصوب شرعی و فقهی معصوم. خوب میدانید منزّهترین عالِم دین که جهان را تکان داد اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که بهعنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما بهعنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] بهدور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسولالله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است، دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.
وصیتنامه حاج قاسم سلیمانی.
|نیوکلیدر|
کشور تو کلابهاوس و توییتر مدیریت میشه. کاش مرغ و روغن و گوشتم همونجا عرضه کنن. @Nucleader
اینم جالبه که وزیر وزرا، شاخهای توییتری، انقلابیهای ارگانی سازمانهای بالادستی و خبرنگارها، آیفون دارن، در کوتاهترین زمان ممکن هم وارد یک شبکه اجتماعی که بسیار محدوده شدند، بحثهای انتخاباتی میکنن و...
ما هم دلمون خوشه و احتمالا انتظار هم داریم که همین افراد در مورد تولید و پشتیبانی و اینجور چیزها بحث کنن و بخوان اقدام کنن😁
فرید مدرسی یک خبرنگار ساده و بیالایش حوزه دین اتاق صوت زده با موضوع امور خارجه، شخص وزیر هم قبول کرده بیاد بالای منبر و دو ساعت سخنرانی کنه😂
@NucLeader
ما هم دلمون خوشه و احتمالا انتظار هم داریم که همین افراد در مورد تولید و پشتیبانی و اینجور چیزها بحث کنن و بخوان اقدام کنن😁
فرید مدرسی یک خبرنگار ساده و بیالایش حوزه دین اتاق صوت زده با موضوع امور خارجه، شخص وزیر هم قبول کرده بیاد بالای منبر و دو ساعت سخنرانی کنه😂
@NucLeader
یکبار با یکدوستی صحبت میکردیم از «تهرانزدگی» در تحلیلها و مسائل سیاسی. اینکه اغلب ما پایتختنشینها و خصوصا صاحبان تریبون از سایتهای خبری تا وزیر و وکیل، نظراتی که میدن عمدتا برآمده از تهراننشینی است. به این اضافه کنید نظرات برآمده از لندننشینی و مجازینشینی رو.
اینطوری میشه که یک اپلیکیشن جدید این توهم رو به برخی میده که الان همه عالم در این مکان جمعاند و هرچه اینجا گفته شد، نظر متن جامعه است. نظری که هیچگاه به احوالات شهرستانیها و روستاییها توجه نمیشه. و شما وقتی به شهرهای کوچک یا روستاها میرید هنوز کسانی رو میبینید که مثلا بین رهبر انقلاب و رئیسجمهور اصلاحات جمعپذیرند و هر دو رو دوست دارند. یا در مدل نظریات براندازها، هیجانات مجازی و انفعالات شهر تهران بسط به کل کشور داده میشه.
این اشتباه محاسباتی رو از یک برانداز کممایه مجازی تا شاخهای توییتری ارگانی-انقلابی دارند، اصلاحطلب داره، اصولگرا هم داره.
حالا بماند که در این جمع «زدگیها»، مثلا لبنانزدگی هم شایع هست و برخی مثل فلان حاجآقا کلا نظراتی که میدن براساس چند سال زیست در لبنان و همنشینی با تئوریپردازان «فربهسازی مناسک» هست.
این کجاش بده؟ تا وقتی طرف مقابل داره براین اساس اقدام میکنه میشه بیتفاوت بود، ولی وقتی پای پول و تصمیمات نهادی میاد وسط و بر این اساس رفتار میشه، باید به حال اون جمعی که قراره کنش سیاسی یا فرهنگی -که البته ما کنش فرهنگی تقریبا نداریم و رفتارها بیشتر امنیتی است- گریست.
@NucLeader
اینطوری میشه که یک اپلیکیشن جدید این توهم رو به برخی میده که الان همه عالم در این مکان جمعاند و هرچه اینجا گفته شد، نظر متن جامعه است. نظری که هیچگاه به احوالات شهرستانیها و روستاییها توجه نمیشه. و شما وقتی به شهرهای کوچک یا روستاها میرید هنوز کسانی رو میبینید که مثلا بین رهبر انقلاب و رئیسجمهور اصلاحات جمعپذیرند و هر دو رو دوست دارند. یا در مدل نظریات براندازها، هیجانات مجازی و انفعالات شهر تهران بسط به کل کشور داده میشه.
این اشتباه محاسباتی رو از یک برانداز کممایه مجازی تا شاخهای توییتری ارگانی-انقلابی دارند، اصلاحطلب داره، اصولگرا هم داره.
حالا بماند که در این جمع «زدگیها»، مثلا لبنانزدگی هم شایع هست و برخی مثل فلان حاجآقا کلا نظراتی که میدن براساس چند سال زیست در لبنان و همنشینی با تئوریپردازان «فربهسازی مناسک» هست.
این کجاش بده؟ تا وقتی طرف مقابل داره براین اساس اقدام میکنه میشه بیتفاوت بود، ولی وقتی پای پول و تصمیمات نهادی میاد وسط و بر این اساس رفتار میشه، باید به حال اون جمعی که قراره کنش سیاسی یا فرهنگی -که البته ما کنش فرهنگی تقریبا نداریم و رفتارها بیشتر امنیتی است- گریست.
@NucLeader
یکبار دیگه دوست دارم این متن دوست عزیزم حسین الهام رو بازنشر کنم
Forwarded from نقد سينما
آوینی و لیلیپوتیها
| در باب آنچه تنزلگرایی بر سر میراث آوینی میآورد |
📝 يادداشت / #حسین_الهام
| بخش اول |
⭕️ بر مسیح(ع) فرزند مریم(س) بسیار ستم رفت. بزرگترین ستم به عیسای ناصری(ع) اما نه تهمت و توطئه یهودیان متعصب بود و نه حکم پیلانطیس فرماندار رومی یهودیه و سامریه بر تصلیب او، نه بوسه خیانتآمیز یهودای اسخریوطی بر گونهاش بود و نه حتی نفوذ شائول یهودی که پس از عروج مسیح به یک باره خوابنما شد و ایمان آورد و پولسِ قدیس شد و آیین او را به انحرافِ تثلیث کشاند. ستم بزرگ به مسیح آن بود که از پس سالها و قرنها، کلیسا و بزرگانش به خیال ایجاد جذابیت برای آیین کلیسایی و مردمپذیر کردن مسیحیت با خود گفتند باید تصاویر برهنه پیامبرشان را بر دیوار و سقف کلیسا نقاشی کنند و از برخی اصول خود عدول کنند. اما نمیدانستند کلیساگریزی به سبب اصول بنیادین آموزههای اصیل پیامبر خدا نبود، بلکه ریشه در افق فکری کسانی داشت که در آستانه آغاز عصر خودبنیادی انسان و مدرنیته بودند. برای این دسته هر چه هم کلیسا را با انواع بزک میآلودند چاره کار نبود. «تنازل» کلیسا از اصول خود ظهور الحاد مدرنیته را تسریع کرد.
⭕️ فیلمساز روبهروی دوربین مینشیند و میگوید: «هدفگذاریمان را این گذاشتیم که مخاطب ما با سیدمرتضی آوینی نسبت اندیشهای ندارد. به لحاظ نسلی فکر میکردم دهه هفتادیها نسل مناسبی هستند که این فیلم را ببینند... عجیب بود اینکه آدمی که هیچ پیوندی با انقلاب اسلامی ندارد، فیلم را دوست داشت...»
تنزّل مفاهیم و اندیشهها از جایگاه حقیقی خود امری است که بارها در قبال تفکرات بلندمرتبه اتفاق افتاده است، آن هم توسط کسانی که یارای رسیدن به مراتب بلند تفکر را ندارند و در مقابل این ضعف و ناتوانی، به زیر کشیدن صاحبان اندیشههای بلند و مصادیق مفاهیم متعالی را بر خود فرض میدانند. گرچه بسیار بعید مینمود که شخصیت و آرای سیدمرتضی آوینی با آن سابقه و جدیت در تقابل با روشنفکران از جایگاه یک متفکر، پس از شهادت آفتزدهی این رفتار شود، اما چندی است آرزوها و تمایلات مخالفان فکری آوینی برای مصادره او، کم کم دارد قوت میگیرد و در صورت های مختلف (چون مستند اخیر «انحصار ورثه») رنگ میگیرد. چه اینکه اولین قدم در مالِ خود کردن آوینی پایین کشیدن او از جایگاه متفکر و سالک، و عرفی کردن شخصیتی است که راه «ظلمات الی النور» و طریق خروج «حیِّ من المیّت» را پیموده است.
⭕️ آوینی با تعریف جدید و با خوانش مُعوج «انحصار ورثه»، آوینی لیلیپوتیهاست. آوینیِ روشنفکران کوتولهای که به جرم آنکه روزی او در کنار آنها بوده و چند روزی را با هم گذراندهاند، این حق را به او نمیدهند که از آنها و سنتهای پوچشان عبور کند و راه صعود در پیش بگیرد. آنها آوینی را در همان مردابهای گندیده شبه روشنفکری گرفتار میخواهند و پس از مرگ نیز -مانند همان زمان که زنده بود- به افتادن او در مسیر «شدن» و رسیدنش به کمال این مسیر خُرده میگیرند. ایراد سیدمرتضی آوینی این است که در سنج و معیار آنها نگنجیده و ناچار باید آن قدر کوچک شود تا برای آنها که نه سرگشتگی روح بیتاب و جستجوگرش را فهمیدند و نه سیر تحول و تکوین شخصیتش را و نه درکی از استواری و پایمردیاش بر افق و اصول فکری خود دارند، قابل فهم شود. آوینی همان آدمبزرگی است که همیشه برای کوتولههای لیلیپوتی خطرناک است، چه دیروز که دست و پایش را بستند و او را هو کردند و چه امروز که چون مطابق میل آنها زندگی نکرده، شخصیتش را تحریف میکنند و عظمت روح بلند او را تاب نمی آورند.
🎬• @MovieReviewMag
http://l1l.ir/1d6e
| در باب آنچه تنزلگرایی بر سر میراث آوینی میآورد |
📝 يادداشت / #حسین_الهام
| بخش اول |
⭕️ بر مسیح(ع) فرزند مریم(س) بسیار ستم رفت. بزرگترین ستم به عیسای ناصری(ع) اما نه تهمت و توطئه یهودیان متعصب بود و نه حکم پیلانطیس فرماندار رومی یهودیه و سامریه بر تصلیب او، نه بوسه خیانتآمیز یهودای اسخریوطی بر گونهاش بود و نه حتی نفوذ شائول یهودی که پس از عروج مسیح به یک باره خوابنما شد و ایمان آورد و پولسِ قدیس شد و آیین او را به انحرافِ تثلیث کشاند. ستم بزرگ به مسیح آن بود که از پس سالها و قرنها، کلیسا و بزرگانش به خیال ایجاد جذابیت برای آیین کلیسایی و مردمپذیر کردن مسیحیت با خود گفتند باید تصاویر برهنه پیامبرشان را بر دیوار و سقف کلیسا نقاشی کنند و از برخی اصول خود عدول کنند. اما نمیدانستند کلیساگریزی به سبب اصول بنیادین آموزههای اصیل پیامبر خدا نبود، بلکه ریشه در افق فکری کسانی داشت که در آستانه آغاز عصر خودبنیادی انسان و مدرنیته بودند. برای این دسته هر چه هم کلیسا را با انواع بزک میآلودند چاره کار نبود. «تنازل» کلیسا از اصول خود ظهور الحاد مدرنیته را تسریع کرد.
⭕️ فیلمساز روبهروی دوربین مینشیند و میگوید: «هدفگذاریمان را این گذاشتیم که مخاطب ما با سیدمرتضی آوینی نسبت اندیشهای ندارد. به لحاظ نسلی فکر میکردم دهه هفتادیها نسل مناسبی هستند که این فیلم را ببینند... عجیب بود اینکه آدمی که هیچ پیوندی با انقلاب اسلامی ندارد، فیلم را دوست داشت...»
تنزّل مفاهیم و اندیشهها از جایگاه حقیقی خود امری است که بارها در قبال تفکرات بلندمرتبه اتفاق افتاده است، آن هم توسط کسانی که یارای رسیدن به مراتب بلند تفکر را ندارند و در مقابل این ضعف و ناتوانی، به زیر کشیدن صاحبان اندیشههای بلند و مصادیق مفاهیم متعالی را بر خود فرض میدانند. گرچه بسیار بعید مینمود که شخصیت و آرای سیدمرتضی آوینی با آن سابقه و جدیت در تقابل با روشنفکران از جایگاه یک متفکر، پس از شهادت آفتزدهی این رفتار شود، اما چندی است آرزوها و تمایلات مخالفان فکری آوینی برای مصادره او، کم کم دارد قوت میگیرد و در صورت های مختلف (چون مستند اخیر «انحصار ورثه») رنگ میگیرد. چه اینکه اولین قدم در مالِ خود کردن آوینی پایین کشیدن او از جایگاه متفکر و سالک، و عرفی کردن شخصیتی است که راه «ظلمات الی النور» و طریق خروج «حیِّ من المیّت» را پیموده است.
⭕️ آوینی با تعریف جدید و با خوانش مُعوج «انحصار ورثه»، آوینی لیلیپوتیهاست. آوینیِ روشنفکران کوتولهای که به جرم آنکه روزی او در کنار آنها بوده و چند روزی را با هم گذراندهاند، این حق را به او نمیدهند که از آنها و سنتهای پوچشان عبور کند و راه صعود در پیش بگیرد. آنها آوینی را در همان مردابهای گندیده شبه روشنفکری گرفتار میخواهند و پس از مرگ نیز -مانند همان زمان که زنده بود- به افتادن او در مسیر «شدن» و رسیدنش به کمال این مسیر خُرده میگیرند. ایراد سیدمرتضی آوینی این است که در سنج و معیار آنها نگنجیده و ناچار باید آن قدر کوچک شود تا برای آنها که نه سرگشتگی روح بیتاب و جستجوگرش را فهمیدند و نه سیر تحول و تکوین شخصیتش را و نه درکی از استواری و پایمردیاش بر افق و اصول فکری خود دارند، قابل فهم شود. آوینی همان آدمبزرگی است که همیشه برای کوتولههای لیلیپوتی خطرناک است، چه دیروز که دست و پایش را بستند و او را هو کردند و چه امروز که چون مطابق میل آنها زندگی نکرده، شخصیتش را تحریف میکنند و عظمت روح بلند او را تاب نمی آورند.
🎬• @MovieReviewMag
http://l1l.ir/1d6e
Forwarded from نقد سينما
آوینی و لیلیپوتیها
| در باب آنچه تنزلگرایی بر سر میراث آوینی میآورد |
📝 يادداشت / #حسین_الهام
| بخش دوم |
⭕️ برای مدعیان جدید ارث و میراث، «آوینی» فقط «کامران» بوده و در همان دوران متوقف مانده است. آوینی این نو وارثانِ خودخوانده، روشنفکر غربزدهای بوده که تمام رفتارهای آیینی این قشر را به جا میآورده و آنچه بعد از عشق به امام و در مغناطیس انقلاب اسلامی قرار گرفتن از او سر زده، چیزی جز عصبیتهای تغییر و تحول ناشی از جبر زمانه نبوده است. در این نگاه تنزلگرا، «سینمای اشراقی» آوینی به قول آن آقای کارگردان میشود «پلانهای بلند و حرکتهای آهسته دوربین» و ادبیات عارفانه سیدمرتضی می شود «اقتباسی از لحن شاعرانه یک مستند در سالهای دور از فروغ فرخزاد» و همهی چالشهای ذهنی و اندیشهای آوینی به سطح دعواهای خاله زنکی و اداری فلان گروه تنزل داده میشود. این نگاه سیاست زده با تحریف، گزینش و بایکوت کنشهای فرهنگی و سیاسی آوینی و نادیده گرفتن تعارض اصلی او با جریان غربزده و روشنفکر، آوینیِ تفسیر به رای شده خود را دستمایه تسویه حساب جناحها و گروههای مخالف خود میکنند.
⭕️ آنها انقلاب درونی شهید آوینی را -که جز با ظهورات بیرونی آن نمیتوان شناخت- تنها با تغییر ظاهری در ریش پرفسوری و سیبیل نیچهای و ادبیات میفهمند و تحولی که در تفکر و اندیشه او رخ داده را به فراموشی میسپرند و آنچه برای آوینی «مساله» است را نادیده میگیرند و از چالشهای فکری با «مهدی نصیری» جز یک دعوای سطحی سیاسی و ژورنالیستی برداشت نمیکنند. منشا این رفتار آنجاست که آنها آوینیِ متفکر را نمیفهمند و برای همین باید کسی را در مقیاس فهم خود تعریف کنند.
⭕️ شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی میگوید: «دكتر چنـين كسـى بـود، آرائـش، انديشههايش، برداشتهاى اسلامیاش، برداشتهاى اجتماعىاش در حال دگرگـونى و درمسير شدن بود چون انسـان، موجودى اسـت در حال شدن، نـه فقط انسان، همه موجودات عالم طبيعت واقعيتهاى شدنى هسـتند ولى انسان در ميان همه موجودات شدنش شگفتانگيزتر است...» و این همه واقعیت ماهیت زندگی سید مرتضی آوینی و تمام کسانی است که مرداب روشنفکری را وانهادهاند و راه رستگاری را پیش گرفتهاند. تنزلگرایی نیز رفتاری تکراری است که پیش از آوینی در قبال «جلال آلاحمد» تکرار شد؛ آن روزهایی که در طی مراتب حزبی به قول خودش به پشت دیوارهای مسکو رسید و تصمیم به بازگشت گرفت و راهی را رفت که منتهی شد به نامهای که به امام نوشت. آوینی یک مسافر بود که از بد روزگار گذارش به درههای پر گنداب و تاریکراههای پر مرداب روشنفکریِ بیمار افتاده بود اما از حرکت نایستاد و راهش را به سوی قله کشید و آفتاب را دید و خود پروانهوار به نور پیوست و بسیاری تاب تماشای نور او را ندارند... .
🎬• @MovieReviewMag
http://l1l.ir/1d6w
| در باب آنچه تنزلگرایی بر سر میراث آوینی میآورد |
📝 يادداشت / #حسین_الهام
| بخش دوم |
⭕️ برای مدعیان جدید ارث و میراث، «آوینی» فقط «کامران» بوده و در همان دوران متوقف مانده است. آوینی این نو وارثانِ خودخوانده، روشنفکر غربزدهای بوده که تمام رفتارهای آیینی این قشر را به جا میآورده و آنچه بعد از عشق به امام و در مغناطیس انقلاب اسلامی قرار گرفتن از او سر زده، چیزی جز عصبیتهای تغییر و تحول ناشی از جبر زمانه نبوده است. در این نگاه تنزلگرا، «سینمای اشراقی» آوینی به قول آن آقای کارگردان میشود «پلانهای بلند و حرکتهای آهسته دوربین» و ادبیات عارفانه سیدمرتضی می شود «اقتباسی از لحن شاعرانه یک مستند در سالهای دور از فروغ فرخزاد» و همهی چالشهای ذهنی و اندیشهای آوینی به سطح دعواهای خاله زنکی و اداری فلان گروه تنزل داده میشود. این نگاه سیاست زده با تحریف، گزینش و بایکوت کنشهای فرهنگی و سیاسی آوینی و نادیده گرفتن تعارض اصلی او با جریان غربزده و روشنفکر، آوینیِ تفسیر به رای شده خود را دستمایه تسویه حساب جناحها و گروههای مخالف خود میکنند.
⭕️ آنها انقلاب درونی شهید آوینی را -که جز با ظهورات بیرونی آن نمیتوان شناخت- تنها با تغییر ظاهری در ریش پرفسوری و سیبیل نیچهای و ادبیات میفهمند و تحولی که در تفکر و اندیشه او رخ داده را به فراموشی میسپرند و آنچه برای آوینی «مساله» است را نادیده میگیرند و از چالشهای فکری با «مهدی نصیری» جز یک دعوای سطحی سیاسی و ژورنالیستی برداشت نمیکنند. منشا این رفتار آنجاست که آنها آوینیِ متفکر را نمیفهمند و برای همین باید کسی را در مقیاس فهم خود تعریف کنند.
⭕️ شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی میگوید: «دكتر چنـين كسـى بـود، آرائـش، انديشههايش، برداشتهاى اسلامیاش، برداشتهاى اجتماعىاش در حال دگرگـونى و درمسير شدن بود چون انسـان، موجودى اسـت در حال شدن، نـه فقط انسان، همه موجودات عالم طبيعت واقعيتهاى شدنى هسـتند ولى انسان در ميان همه موجودات شدنش شگفتانگيزتر است...» و این همه واقعیت ماهیت زندگی سید مرتضی آوینی و تمام کسانی است که مرداب روشنفکری را وانهادهاند و راه رستگاری را پیش گرفتهاند. تنزلگرایی نیز رفتاری تکراری است که پیش از آوینی در قبال «جلال آلاحمد» تکرار شد؛ آن روزهایی که در طی مراتب حزبی به قول خودش به پشت دیوارهای مسکو رسید و تصمیم به بازگشت گرفت و راهی را رفت که منتهی شد به نامهای که به امام نوشت. آوینی یک مسافر بود که از بد روزگار گذارش به درههای پر گنداب و تاریکراههای پر مرداب روشنفکریِ بیمار افتاده بود اما از حرکت نایستاد و راهش را به سوی قله کشید و آفتاب را دید و خود پروانهوار به نور پیوست و بسیاری تاب تماشای نور او را ندارند... .
🎬• @MovieReviewMag
http://l1l.ir/1d6w
همین الان عراقچی تو وینه، بعد سخنگوی امور خارجه گفته هیچ مذاکرهای در هیچجا در حال انجام نیست.
این نشون میده پتانسیل ظریف برای رییس جمهور شدن از همه بیشتره.
این نشون میده پتانسیل ظریف برای رییس جمهور شدن از همه بیشتره.
ما که مطمئیم محاکمه این دو نفر به همراه ظریف هرگز انجام نمیشود، اما اگر اتفاقاتی که حسن روحانی فقط در فروردین ماه منجر به آن شده و نفوذی که موجب انفجار در تأسیسات هستهای نطنز شده، موجب محاکمه اینها نشود، به تعبیر دوستی دیگر هیچ اتفاقی در جمهوری اسلامی موجب محاکمه هیچ خائنی در این نظام نخواهد شد. آن هم کسی در قامت یک دزد لباس پیغمبر و دولتی که اجازه نفوذ و جاسوسی در این سطح داده است.
@NucLeader
@NucLeader
حکایت اعتراض ظریف، حکایت اونیه که پاش رو بدون اینکه متجاوز بفهمه، از خط قرمز میذاره اونور!
@Nucleader
@Nucleader
اگر از اون دسته آدمهایی هستید که با دیدن توییت انقلابی (حیف این معنی)، پست اینستاگرامی، روم کلابهاوس و... یک نماینده مجلس ذوق میکنید، باید بهتون عرض کنم که اون نمایندهها این امکان رو دارن که به جای عالم مجاز بیان در صحن علنی مجلس و همون موضع و برخورد رو داشته باشن.
اگر بیشتر دقت کنید، متوجه میشید که سرکارید. خبری نیست.
اگر یه خورده بیشتر دقت کنید، میبینید که گرونی مرغ و گوشت و فلان، انفجار بهمان، ناعدالتی اقتصادی و اینا کشکه، الان اونایی که لیستی بهشون رأی دادید تو شهرهای مختلف، دونه دونه دارن از سمتهای مجلس استعفا میدن که برن کاندید ریاست جمهوری بشن و احساس تکلیف کنن.
@NucLeader
اگر بیشتر دقت کنید، متوجه میشید که سرکارید. خبری نیست.
اگر یه خورده بیشتر دقت کنید، میبینید که گرونی مرغ و گوشت و فلان، انفجار بهمان، ناعدالتی اقتصادی و اینا کشکه، الان اونایی که لیستی بهشون رأی دادید تو شهرهای مختلف، دونه دونه دارن از سمتهای مجلس استعفا میدن که برن کاندید ریاست جمهوری بشن و احساس تکلیف کنن.
@NucLeader
✏️ دعا و استنباط دوگانه از آن| بخش اول
از فهم دعا دو نوع سوء برداشت رخ میدهد. اول نگاه فرمول گونه و دوم نگاه خرق عادت به دعاست.
نگاه اول برخاسته از دیدگاه مدرن به جهان است. در عالم مدرن همه چیز در قالب کمیت بیان میگردد. اموری که در قالب کمیت بیان میگردند دارای فرمول مشخص هستند. مقصود از فرمول اینجا هر امری است که بتوان آن را در قالبی پیش بینی پذیر بیان نمود، اعم از علوم تجربی، ریاضی و انسانی. تمام این علوم سعی کرده اند با مشخص نمودن ویژگیهای بارز در هر رخ دادی، آن رخ داد را به تسخیر خود در آورند و با رخ دادهای آینده قابل پیش بینی میگردد. دعا برای انسان مدرن، راهی است برای رهایی از اضطراب درونی خود و رسیدن به ساحل آرامش. دعا در این نگاه مانند فرمول شیمیایی یا فیزیکی فهم میشود. دعا یعنی من با انجام دادن مناسکی خاص به هدفی که برای این اعمال تصور کرده ام، خواهم رسید. به همین دلیل عرفانهای مدرن، روانشناسی زرد و.... میان مردم محبوبیت زیادی پیدا کرده است. این شبه علم ها، سعی دارند به نحوی اضطرابهای انسان را پیش بینی پذیر نمایند و اینگونه وانمود کنند که میتوان تمام رخ دادهای زندگی را در اختیار خود گرفت. دعا نیز در این سیاق تفسیر میگردد یعنی من دعا میکنم و خدا ( در اینجا شعور هستی، روح حاکم بر طبیعت و..) همان چیزی که من میخواستم را میدهد. اشکال مهم این نوع نگاه، توجه نکردن به ذیشعور بودن، کسی است که عهده دار استجابت دعاست. خدا در این تلقی مانند طبیعت بی جان است که مقهور قدرت بشر است. این نگاه سعی دارد تدبیر الهی را با توجه به تفسیر شخصی انسان از جهان، تغییر دهد به عبارت دیگر تدبیر الهی را منطبق بر تفسیر انسان نماید.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
از فهم دعا دو نوع سوء برداشت رخ میدهد. اول نگاه فرمول گونه و دوم نگاه خرق عادت به دعاست.
نگاه اول برخاسته از دیدگاه مدرن به جهان است. در عالم مدرن همه چیز در قالب کمیت بیان میگردد. اموری که در قالب کمیت بیان میگردند دارای فرمول مشخص هستند. مقصود از فرمول اینجا هر امری است که بتوان آن را در قالبی پیش بینی پذیر بیان نمود، اعم از علوم تجربی، ریاضی و انسانی. تمام این علوم سعی کرده اند با مشخص نمودن ویژگیهای بارز در هر رخ دادی، آن رخ داد را به تسخیر خود در آورند و با رخ دادهای آینده قابل پیش بینی میگردد. دعا برای انسان مدرن، راهی است برای رهایی از اضطراب درونی خود و رسیدن به ساحل آرامش. دعا در این نگاه مانند فرمول شیمیایی یا فیزیکی فهم میشود. دعا یعنی من با انجام دادن مناسکی خاص به هدفی که برای این اعمال تصور کرده ام، خواهم رسید. به همین دلیل عرفانهای مدرن، روانشناسی زرد و.... میان مردم محبوبیت زیادی پیدا کرده است. این شبه علم ها، سعی دارند به نحوی اضطرابهای انسان را پیش بینی پذیر نمایند و اینگونه وانمود کنند که میتوان تمام رخ دادهای زندگی را در اختیار خود گرفت. دعا نیز در این سیاق تفسیر میگردد یعنی من دعا میکنم و خدا ( در اینجا شعور هستی، روح حاکم بر طبیعت و..) همان چیزی که من میخواستم را میدهد. اشکال مهم این نوع نگاه، توجه نکردن به ذیشعور بودن، کسی است که عهده دار استجابت دعاست. خدا در این تلقی مانند طبیعت بی جان است که مقهور قدرت بشر است. این نگاه سعی دارد تدبیر الهی را با توجه به تفسیر شخصی انسان از جهان، تغییر دهد به عبارت دیگر تدبیر الهی را منطبق بر تفسیر انسان نماید.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
|نیوکلیدر|
✏️ دعا و استنباط دوگانه از آن| بخش اول از فهم دعا دو نوع سوء برداشت رخ میدهد. اول نگاه فرمول گونه و دوم نگاه خرق عادت به دعاست. نگاه اول برخاسته از دیدگاه مدرن به جهان است. در عالم مدرن همه چیز در قالب کمیت بیان میگردد. اموری که در قالب کمیت بیان میگردند…
✏️ دعا و استنباط دوگانه از آن| بخش پایانی
سوء برداشت دوم، نگاه خرق عادت به دعا است. در این تلقی دعا مانند معجزه انبیا فهم میشود. یعنی فرد تصور میکند مانند حضرت موسی با انداختن عصایش، عصایش تبدیل به اژدها خواهد شد و تمام مشکلات زندگی را میبلعد. این تصور از دعا معمولا در قالب داستانهای بعضا تخیلی با عنوان کرامت بیان میگردد. کسی منکر توجه خاص خداوند یا اولیاء الله به بندگان و مخلوقات نیست اما نکته مهمی که از آن غفلت میشود این است که سنت الهی بر معجزه قرار نگرفته است. معجزه نوعی خاص از قوانین است که خداوند در مواردی جزئی اعمال مینماید تا نشانی باشد که ره گم نشود و نمیتوان این رخدادها را به کل زندگی تعمیم داد. معجزه تغییری دفعی است که نمودی واضح و مبین در زندگی دارد. شاید یکی از دلایل سنت نبودن معجزه این است که راه برای توبه انسان همواره باز باشد. با نشان دادن معجزه اگر انسان از مسئولیتی که به واسطه این معجزه، متوجه اش شده است شانه خالی کند یعنی نشانههای عینی هدایت را نادیده گرفته است و سرنوشت ناگوارای در انتظار چنین فردی است.
بنابراین در هنگام دعا باید توجه داشته باشیم اول با خداوندی وارد گفتگو میشویم که دارای شعور است و شعور خداوند محیط بر شعور ما انسان هاست. انتظار ما باید منطبق بر تدبیر الهی باشد نه بالعکس و دوم دعا معجزه نیست یعنی سنت الهی بر این امر واقع نشده است که تغییرات ناگهانی و آنی رخ دهد. بلکه تغییرات جزئی و در بستر زمان رخ میدهد. دعا را نباید به صورت جزئی در مصادیق جستجو کرد، بلکه دعا به صورت امری کلی است که در زندگی ما جاری شده مانند قندی که در آب حل شده است، در این محلول اثری از قند نیست ولی شیرینی آن حس میشود.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
سوء برداشت دوم، نگاه خرق عادت به دعا است. در این تلقی دعا مانند معجزه انبیا فهم میشود. یعنی فرد تصور میکند مانند حضرت موسی با انداختن عصایش، عصایش تبدیل به اژدها خواهد شد و تمام مشکلات زندگی را میبلعد. این تصور از دعا معمولا در قالب داستانهای بعضا تخیلی با عنوان کرامت بیان میگردد. کسی منکر توجه خاص خداوند یا اولیاء الله به بندگان و مخلوقات نیست اما نکته مهمی که از آن غفلت میشود این است که سنت الهی بر معجزه قرار نگرفته است. معجزه نوعی خاص از قوانین است که خداوند در مواردی جزئی اعمال مینماید تا نشانی باشد که ره گم نشود و نمیتوان این رخدادها را به کل زندگی تعمیم داد. معجزه تغییری دفعی است که نمودی واضح و مبین در زندگی دارد. شاید یکی از دلایل سنت نبودن معجزه این است که راه برای توبه انسان همواره باز باشد. با نشان دادن معجزه اگر انسان از مسئولیتی که به واسطه این معجزه، متوجه اش شده است شانه خالی کند یعنی نشانههای عینی هدایت را نادیده گرفته است و سرنوشت ناگوارای در انتظار چنین فردی است.
بنابراین در هنگام دعا باید توجه داشته باشیم اول با خداوندی وارد گفتگو میشویم که دارای شعور است و شعور خداوند محیط بر شعور ما انسان هاست. انتظار ما باید منطبق بر تدبیر الهی باشد نه بالعکس و دوم دعا معجزه نیست یعنی سنت الهی بر این امر واقع نشده است که تغییرات ناگهانی و آنی رخ دهد. بلکه تغییرات جزئی و در بستر زمان رخ میدهد. دعا را نباید به صورت جزئی در مصادیق جستجو کرد، بلکه دعا به صورت امری کلی است که در زندگی ما جاری شده مانند قندی که در آب حل شده است، در این محلول اثری از قند نیست ولی شیرینی آن حس میشود.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
حجم کثافاتی که این یک دهه اخیر بیرون ریخت و اتفاقاتی که رخ داد و آدمهایی که باید زیر تیغ میرفتند و بلبل زبونی میکنند، در تاریخ هفت هزار ساله انسان عجیبیه، این چهل سال که جای خود.