نقش زنان و کودکان در حماسه کربلا
ماجرای شهادت امام حسین علیهالسلام که به گفته مقام معظم رهبری موتور حرکت قرون اسلامی در جهت تفکرات صحیح اسلامی بوده است، بصیرت بخش دل هر آزاده و روشنکننده راه هر مسلمانی میباشد، هر کدام از حکایتها ورموز کربلا درس بزرگی برای مسلمانان است و نشان از عظمت این واقعه بزرگ دارد، یکی از این رموز علت حضور زنان و اهلبیت امام حسین علیهالسلام و برخی از یاران امام در کربلاست، امام حسین علیهالسلام که با علم امامت خود و به وسیله جد بزرگوار خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیهالسلام و فاطمه زهرا سلامالله علیها از بروز این مصیبت بزرگ اطلاع داشتهاند، برای چه باید در این سفر خطیر زنان و کودکان را همراه خود کنند؟
این عمل نشان میدهد که رسالت و مامورتی بزرگ در حال وقوع است، رسالتی که تکمیل کننده آن زنان و کودکان و در راس آنها حضرت زینب سلامالله علیها میباشند، علامه شیخ باقر شریف قرنی در صفحه 212 کتاب خود (حضرت زینب، قهرمان تاریخ) مینویسد: «یکی از شگفتانگیزترین سیاستهایی که امام حسین علیهالسلام در قیام و نهضت خود به کار برد، این بود که عقیلهی بنیهاشم و دیگر زنان پاکدامن خاندان رسالت را با خود به کربلا برد، با توجه به اینکه میدانست چه سختیها و مصیبتهایی بر سر آنان خواهد آمد این را هم میدانست که آنان چه نقش درخشانی در تکمیل نهضت او و روشن نمودن مقصود او و ترویج اهداف و مقاصدش خواهند داشت، این زنان آزادهی خاندان نبوت توانستند مردم جامعهی آن زمان را از اهداف سفر طولانی آن حضرت آگاه کرده و هیبت و هیمنهی حکومت اموی را در هم بکشند و باب قیامی دیگر بر ضد آنان را باز کنند و چنان خطبههای حماسی ایراد کردند که ارکان حکومت بنیامیه را به لرزه درآورد.»
حضور و حماسه آفرینی این زنان نه تنها به بعد از شهادت امام که بلکه به همان ابتدای راه برمیگردد، حضرت زینب سلامالله علیها که در راس همه این زنان قرار دارد، از همان ابتدا با همراهی برادر در این سفر، اطاعت از ولی امر خود، پرستاری از امام سجاد علیهالسلام و تقدیم کردند دو فرزند خود در راه اسلام و در راه امام حسین علیهالسلام در صحنه کربلا نقش میآفرینند.
کربلا صحنه بروز و ظهور چنین زنانی بوده است، حضرت رباب نیز با تقدیم کردن فرزند شش ماهه خود در راه امام حسین علیهالسلام نیز از دیگر زنان حماسه آفرین کربلاست، از سوی دیگر مادر شهیدی چون عبداللهعمیر که فرزند خود را به شهادت در راه حسین علیهالسلام دعوت میکند و پس از شهادت فرزند سر او را به طرف دشمن پرتاب کرده و با گفتن جمله؛ «ما چیزی را که در راه خدا دادهایم پس نمیگیریم.» ابهت دشمن را در هم میشکند.
یا همسر علیبنمظاهر زمانی که مطلع میشود همسرش به دستور امام حسین علیهالسلام ( هر کس زنی همراه خود دارد او را به قبیلهی بنیاسد بفرستد، زیرا زنان حرم من بعد شهادتم به اسارت گرفته میشوند و میترسم زنان شما نیز اسیر شوند.) تصمیم دارد او را به قبیلهی بنیاسد بسپارد، در جواب همسرش سر به ستون خیمه میکوبد و میگوید: «آیا از اینکه دختران رسول خدا به اسارت بروند و من در امان باشم خوشحال میشوی؟ به خدا سوگند شما مردان را یاری میکنید و ما زنان را.»
حضور زنان و کودکان نه تنها نشاندهنده مظلومیت کاروان کربلا است بلکه رفتار نامناسبی که با آنان پس از شهادت امام حسین علیهالسلام صورت میگیرد چهره ظالمانه و ستمگر دشمن را نمایان میسازد، زیرا زمانی که دشمن با خاندان منسوب پیامبر اینگونه رفتار میکند، با مردم عادی رفتاری وحشیانهتر خواهد داشت، حضور کودکان و مظلومیت آنانعلی الخصوص شهادت فرزند شش ماهه امام، اوج مظلومیت خاندان و پیروان امام حسین علیهالسلام را میرساند.
ماجرای شهادت امام حسین علیهالسلام که به گفته مقام معظم رهبری موتور حرکت قرون اسلامی در جهت تفکرات صحیح اسلامی بوده است، بصیرت بخش دل هر آزاده و روشنکننده راه هر مسلمانی میباشد، هر کدام از حکایتها ورموز کربلا درس بزرگی برای مسلمانان است و نشان از عظمت این واقعه بزرگ دارد، یکی از این رموز علت حضور زنان و اهلبیت امام حسین علیهالسلام و برخی از یاران امام در کربلاست، امام حسین علیهالسلام که با علم امامت خود و به وسیله جد بزرگوار خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیهالسلام و فاطمه زهرا سلامالله علیها از بروز این مصیبت بزرگ اطلاع داشتهاند، برای چه باید در این سفر خطیر زنان و کودکان را همراه خود کنند؟
این عمل نشان میدهد که رسالت و مامورتی بزرگ در حال وقوع است، رسالتی که تکمیل کننده آن زنان و کودکان و در راس آنها حضرت زینب سلامالله علیها میباشند، علامه شیخ باقر شریف قرنی در صفحه 212 کتاب خود (حضرت زینب، قهرمان تاریخ) مینویسد: «یکی از شگفتانگیزترین سیاستهایی که امام حسین علیهالسلام در قیام و نهضت خود به کار برد، این بود که عقیلهی بنیهاشم و دیگر زنان پاکدامن خاندان رسالت را با خود به کربلا برد، با توجه به اینکه میدانست چه سختیها و مصیبتهایی بر سر آنان خواهد آمد این را هم میدانست که آنان چه نقش درخشانی در تکمیل نهضت او و روشن نمودن مقصود او و ترویج اهداف و مقاصدش خواهند داشت، این زنان آزادهی خاندان نبوت توانستند مردم جامعهی آن زمان را از اهداف سفر طولانی آن حضرت آگاه کرده و هیبت و هیمنهی حکومت اموی را در هم بکشند و باب قیامی دیگر بر ضد آنان را باز کنند و چنان خطبههای حماسی ایراد کردند که ارکان حکومت بنیامیه را به لرزه درآورد.»
حضور و حماسه آفرینی این زنان نه تنها به بعد از شهادت امام که بلکه به همان ابتدای راه برمیگردد، حضرت زینب سلامالله علیها که در راس همه این زنان قرار دارد، از همان ابتدا با همراهی برادر در این سفر، اطاعت از ولی امر خود، پرستاری از امام سجاد علیهالسلام و تقدیم کردند دو فرزند خود در راه اسلام و در راه امام حسین علیهالسلام در صحنه کربلا نقش میآفرینند.
کربلا صحنه بروز و ظهور چنین زنانی بوده است، حضرت رباب نیز با تقدیم کردن فرزند شش ماهه خود در راه امام حسین علیهالسلام نیز از دیگر زنان حماسه آفرین کربلاست، از سوی دیگر مادر شهیدی چون عبداللهعمیر که فرزند خود را به شهادت در راه حسین علیهالسلام دعوت میکند و پس از شهادت فرزند سر او را به طرف دشمن پرتاب کرده و با گفتن جمله؛ «ما چیزی را که در راه خدا دادهایم پس نمیگیریم.» ابهت دشمن را در هم میشکند.
یا همسر علیبنمظاهر زمانی که مطلع میشود همسرش به دستور امام حسین علیهالسلام ( هر کس زنی همراه خود دارد او را به قبیلهی بنیاسد بفرستد، زیرا زنان حرم من بعد شهادتم به اسارت گرفته میشوند و میترسم زنان شما نیز اسیر شوند.) تصمیم دارد او را به قبیلهی بنیاسد بسپارد، در جواب همسرش سر به ستون خیمه میکوبد و میگوید: «آیا از اینکه دختران رسول خدا به اسارت بروند و من در امان باشم خوشحال میشوی؟ به خدا سوگند شما مردان را یاری میکنید و ما زنان را.»
حضور زنان و کودکان نه تنها نشاندهنده مظلومیت کاروان کربلا است بلکه رفتار نامناسبی که با آنان پس از شهادت امام حسین علیهالسلام صورت میگیرد چهره ظالمانه و ستمگر دشمن را نمایان میسازد، زیرا زمانی که دشمن با خاندان منسوب پیامبر اینگونه رفتار میکند، با مردم عادی رفتاری وحشیانهتر خواهد داشت، حضور کودکان و مظلومیت آنانعلی الخصوص شهادت فرزند شش ماهه امام، اوج مظلومیت خاندان و پیروان امام حسین علیهالسلام را میرساند.
اما آیا چنین واقعه عظیمی نیاز به مامورانی برای اطلاع رسانی داشت؟ بدیهی است که شنیدن اخبار کربلا از زبان دشمنان دین، موج وسیع تبلیغات دشمن علیه خاندان نبوت، فرهنگ ضدارزشی مردم آن زمان، فاصله شهرها و کندی انتشار اخبار باعث ایجاد تحریفات گوناگون در واقعه کربلا میشد، خون امام حسین علیهالسلام و شهدای کربلا پیام داشت و رساندن این پیام مهم به گوش مردم بر عهده حضرت زینب سلامالله علیها و زنان اسیر شدهبود.
بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام و هجوم دشمن به سمت خیمهها، با وجود تمام مصیبتها و چیرگی گرسنگی و تشنگی، زنان به دفاع از حجاب خود اقدام میکنند و به شدت آن را حفظ میکنند، در کتاب معالی السبطین، فصل دوازدهم، مجلس دوم نوشته شدهاست: «زنها پوشش و چادر خود را محکم نگه میداشتند و دشمنان به زور آن را از آنها میگرفتند و به سوی خود میکشیدند و آنقدر با عصا و تازیانه به دستان آنها میزدند تا اینکه میتواستند چادرها و مقنعههای آنان را از دست ایشان به درآورند و به یغما برند.»
بعلاوه نقل است که یکی از فرزندان امام حسین علیهالسلام که به سر مزار پدر خود میرسد ابتدا از دشمنان به خاطر برکشیدن حجابش گلایه میکند، تمام این عوامل نشان دهنده این است که حادثه کربلا ارزش و اهمیت بسیاری داشت و تنها یک جنگ نظامی بین گروه حق و باطل نبوده است.
مدیریت حضرت زینب سلامالله علیها بر زنان و کودکان در آن شرایط بحرانی بسیار ستودنی است، زمانی که کاروان اسیران از کنار قتلهگاه عبور میکند حضرت زینب به بالین برادر رفته و آنچنان سوزناک با برادر سخن میگویند که اشک دشمن جاری میشود اما زمانی که متوجه حال دگرگون شده امام سجاد میشوند بدن مطهر برادر را رها کرده و به سراغ امام خود رفته و به تسلی خاطر ایشان میپردازند.
حضرت زینب سلامالله علیها نه تنها در طول سفر به پرستاری و مدیریت زنان و کودکان دیگر میپردازند و خود را سپر کودکان در مقابل ضربات دشمن میکنند بلکه باید از تحریف حادثه کربلا جلوگیری کرده و از جان امام زین العابدین علیهالسلام نیز حفاظت به عمل آورده و یادآور قوانین و اصول شرافت در مواجهه با مردمی که خرما و نان به عنوان صدقه به کودکان گرسنه میدهند باشد، از آن سو زنان و کودکان که سخت آسیبپذیر هستند و قدرت مقاومت کمتری در برابر تشنگی و گرسنگی دارند چنان هماهنگی روحی و فکری و آرمانی بزرگی دارند که باعث میشود حضرت زینب سلامالله علیها بتواند ایشان را اداره کند.
برخورد زنان و کودکان در مواجهه با دشمن و مقاومت آنان هیبت حکومت دشمن را در هم شکسته و ظلم ستیزی و مبارزه با دشمنان خدا را حتی در بدترین شرایط آموزش میدهد، خطبههای رسای حضرت زینب سلامالله علیها در مجلس یزید و خطابه ایشان به یزید که؛ «هر کاری میخواهی بکن اما به خدا قسم نمیتوانی یاد ما را از بین ببری»، سستی و شکست حکومت یزید را به او نشان میدهد .
خطبههای حضرت زینب سلامالله علیها چنان حماسه ای آفرید که یزید مجبور به تغییر سیاست خود شده و دستور داد تا اسرا را به مدینه بازگردانند و سپس گفت:«خدا لعنت کند ابن زیاد را، من چنان دستوری نداده بودم او از پیش خود این کارها را کرد.» پس از بازگشت اسرا به مدینه حضرت زینب سلامالله علیها برای اولین بار مجلس عزای امام حسین علیهالسلام را تشکیل داد وقطعا اگر خانواده امام در کربلا حضور نداشتند نهضت امام علیهالسلام ناقص میماند و به طور کامل صورت نمیگرفت.
خطابههای حضرت زینب سلامالله علیها و مقاومت زنان و کودکان، که مبارزه نظامی به را به شکل سیاسی در آورد، باعث قیام در حجاز و عراقین شد که در نهایت اوج گرفته و باعث تجزیه حکومت اموی و نابودی کامل آن شد و وجدان عموم تاریخ را جریهه دار کرد و حماسه کربلا را بدون تحریف و همراه با پاسداشت خون شهدا به جهان شناساند.
سیده فاطمه موسوی
@fathe_khoon
بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام و هجوم دشمن به سمت خیمهها، با وجود تمام مصیبتها و چیرگی گرسنگی و تشنگی، زنان به دفاع از حجاب خود اقدام میکنند و به شدت آن را حفظ میکنند، در کتاب معالی السبطین، فصل دوازدهم، مجلس دوم نوشته شدهاست: «زنها پوشش و چادر خود را محکم نگه میداشتند و دشمنان به زور آن را از آنها میگرفتند و به سوی خود میکشیدند و آنقدر با عصا و تازیانه به دستان آنها میزدند تا اینکه میتواستند چادرها و مقنعههای آنان را از دست ایشان به درآورند و به یغما برند.»
بعلاوه نقل است که یکی از فرزندان امام حسین علیهالسلام که به سر مزار پدر خود میرسد ابتدا از دشمنان به خاطر برکشیدن حجابش گلایه میکند، تمام این عوامل نشان دهنده این است که حادثه کربلا ارزش و اهمیت بسیاری داشت و تنها یک جنگ نظامی بین گروه حق و باطل نبوده است.
مدیریت حضرت زینب سلامالله علیها بر زنان و کودکان در آن شرایط بحرانی بسیار ستودنی است، زمانی که کاروان اسیران از کنار قتلهگاه عبور میکند حضرت زینب به بالین برادر رفته و آنچنان سوزناک با برادر سخن میگویند که اشک دشمن جاری میشود اما زمانی که متوجه حال دگرگون شده امام سجاد میشوند بدن مطهر برادر را رها کرده و به سراغ امام خود رفته و به تسلی خاطر ایشان میپردازند.
حضرت زینب سلامالله علیها نه تنها در طول سفر به پرستاری و مدیریت زنان و کودکان دیگر میپردازند و خود را سپر کودکان در مقابل ضربات دشمن میکنند بلکه باید از تحریف حادثه کربلا جلوگیری کرده و از جان امام زین العابدین علیهالسلام نیز حفاظت به عمل آورده و یادآور قوانین و اصول شرافت در مواجهه با مردمی که خرما و نان به عنوان صدقه به کودکان گرسنه میدهند باشد، از آن سو زنان و کودکان که سخت آسیبپذیر هستند و قدرت مقاومت کمتری در برابر تشنگی و گرسنگی دارند چنان هماهنگی روحی و فکری و آرمانی بزرگی دارند که باعث میشود حضرت زینب سلامالله علیها بتواند ایشان را اداره کند.
برخورد زنان و کودکان در مواجهه با دشمن و مقاومت آنان هیبت حکومت دشمن را در هم شکسته و ظلم ستیزی و مبارزه با دشمنان خدا را حتی در بدترین شرایط آموزش میدهد، خطبههای رسای حضرت زینب سلامالله علیها در مجلس یزید و خطابه ایشان به یزید که؛ «هر کاری میخواهی بکن اما به خدا قسم نمیتوانی یاد ما را از بین ببری»، سستی و شکست حکومت یزید را به او نشان میدهد .
خطبههای حضرت زینب سلامالله علیها چنان حماسه ای آفرید که یزید مجبور به تغییر سیاست خود شده و دستور داد تا اسرا را به مدینه بازگردانند و سپس گفت:«خدا لعنت کند ابن زیاد را، من چنان دستوری نداده بودم او از پیش خود این کارها را کرد.» پس از بازگشت اسرا به مدینه حضرت زینب سلامالله علیها برای اولین بار مجلس عزای امام حسین علیهالسلام را تشکیل داد وقطعا اگر خانواده امام در کربلا حضور نداشتند نهضت امام علیهالسلام ناقص میماند و به طور کامل صورت نمیگرفت.
خطابههای حضرت زینب سلامالله علیها و مقاومت زنان و کودکان، که مبارزه نظامی به را به شکل سیاسی در آورد، باعث قیام در حجاز و عراقین شد که در نهایت اوج گرفته و باعث تجزیه حکومت اموی و نابودی کامل آن شد و وجدان عموم تاریخ را جریهه دار کرد و حماسه کربلا را بدون تحریف و همراه با پاسداشت خون شهدا به جهان شناساند.
سیده فاطمه موسوی
@fathe_khoon
لطفا نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را در رابطه با محتوای کانال به @abounull انتقال دهید.
باتشکر
باتشکر
زُهیر بن قَین بن قیس انماری بجلی کیست؟
زهیر بن قَین از صحابی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم بود.
درسال 60هجری، کاروان زهیر همزمان با کاروان حضرت اباعبدالله درحال بازگشت از مکه بود. اما سعی داشت تا با ایشان هممنزل نشود و به این دلیل همواره کمی دورتراز محل اسکان حضرت علیهالسلام اردو میزد.
- علت این امر را در تاریخ اینطور نقل کردهاند که زهیر تحت تاثیر تبلیغات گسترده معاویه ، امیرالمومنین علیهالسلام را در مرگ عثمان شریک میدانست. و به این خاطر درظاهر علاقه ای به حضرت علی علیه السلام و فرزندان ایشان نداشت. -
تا اینکه در محلی به نام زرود - بين ثعلبيه و خزيميه- ناگزیر درنزدیکی مکانِ اسکان موقت کاروان امام حسین علیهالسلام ، کاروان زهیر نیز منزل میکند. و زمانی نمیگذرد که قاصدی از طرف حضرت برای وی پیام میآورد که: «اباعبدالله تو را میخواند.»
زهیر و اطرافیانش شگفتزده میشوند. همسر زهير- دلهم- میگوید: «سبحان الله،فرزند پيامبر صل الله علیه وآله تو را مىطلبد و تو در رفتن درنگ مىكنى... برخيز و نزدش شتاب، ببين چه مىفرمايد.»
زهیر به خدمت حضرت میرسد و اندک زمانی بعد، بازمیگردد و دستور میدهد که خیمهی او را جمع کنند زیرا او قصد دارد به کاروان امامش ملحق شود و در رکاب او باشد. و برای اینکه به همسرش آسیبی نرسد او را از قید زوجیت خود آزاد میکند.
زمانی که حر راه را بر امام علیهالسلام بست، زهیر پیشنهاد جنگ با آنها را داد. به عقیده او جنگ با ایشان بسیار آسانتر از نبرد با سپاه عظیمی بود که در انتظار آنهاست.
اما حضرت اباعبدالله فرمودند: «ما كنت لابداهمبالقتال.» من هرگز شروع كننده جنگ نخواهم بود.
شب عاشورا، زمانی كه امام حسين علیهالسلام اجازه رفتن به او داد، زهیر گفت: «لا والله لايكون ذلك ابدا ااترك ابن رسولالله صل الله علیه و آله وسلم اسيرا فى يد الاعداء و انجو انا؟! لاارانى الله ذلك اليوم.»
( نه به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد بود. آيا فرزند رسول خدا را در دست دشمنان اسير بگذارم و خود را نجاتدهم؟! خداى آن روز را به من نشان ندهد.)
او گفت: «به خدا سوگند، من دوست دارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم تا هزاربار، و خداى عزوجل با كشته شدن من مرگ را از تو و جوانان و خاندانت دور سازد.»
در روز عاشورا حضرت علیهالسلام ، فرماندهی سمت راست سپاه خود را به زهیر سپرد. زهير بن قين همراه حر وارد ميدان شد و هرگاه دشمن اطراف يكى را مىگرفت، ديگرى به يارىاش مىرفت. تا اينكه حر به شهادت رسيد.
پس از ادای نماز خوف ظهر روز عاشورا، زهیر دوباره به میدان رفت. او به سختی و با شجاعتی بینظیر میجنگید و همچنان كه بردشمن حمله مىكرد، چنين رجز مىخواند:
«انا زهير و انا ابن القين»
«اذودكم بالسيف عن حسين»
(من زهيرم و فرزند قين هستم و با شمشير خود شما را از حسين علیه السلام دور مىکنم. )
سپس به سمت حضرت اباعبدالله برگشت و گفت: «فدتك نفسى هاديا مهديا اليوم القى جدك النبيا و حسنا و المرتضى عليا و ذا الجناحين الشهيد حيا» (جانم فدايتباد كه هدايتيافت و هدايت گرديد. امروز جدت پيامبر را ملاقات مىكنم، همچنين برادرت حسن و پدرت على مرتضى وآن شهيد زندهاى را كه خداوند دو بال به او بخشيد، ملاقات خواهمكرد.)
و درواقع با این سخنان با مولای خویش وداع کرد.
او همچنان با لشکر دشمن میجنگید تا اینکه كثيربنعبدالله شعبى و مهاجربناوس وی را بهشهادت رساندند.
در این هنگام حضرت اباعبدالله علیهالسلام بالای سر او آمدند و فرمودند: «لا يبعدنك يا زهير ولعن اللهقاتليك لعن الذين مسخوا قرده و خنازير.» (اى زهير، خداوند تو را از رحمتش دور نگرداند و قاتلانت را لعنت كند. شبيه آن لعنتى كه مسخشدگان به شكل بوزينهگان و خوكان را فراگرفت.)
نویسنده: خانم هانا مهدوی
@fathe_khoon
زهیر بن قَین از صحابی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم بود.
درسال 60هجری، کاروان زهیر همزمان با کاروان حضرت اباعبدالله درحال بازگشت از مکه بود. اما سعی داشت تا با ایشان هممنزل نشود و به این دلیل همواره کمی دورتراز محل اسکان حضرت علیهالسلام اردو میزد.
- علت این امر را در تاریخ اینطور نقل کردهاند که زهیر تحت تاثیر تبلیغات گسترده معاویه ، امیرالمومنین علیهالسلام را در مرگ عثمان شریک میدانست. و به این خاطر درظاهر علاقه ای به حضرت علی علیه السلام و فرزندان ایشان نداشت. -
تا اینکه در محلی به نام زرود - بين ثعلبيه و خزيميه- ناگزیر درنزدیکی مکانِ اسکان موقت کاروان امام حسین علیهالسلام ، کاروان زهیر نیز منزل میکند. و زمانی نمیگذرد که قاصدی از طرف حضرت برای وی پیام میآورد که: «اباعبدالله تو را میخواند.»
زهیر و اطرافیانش شگفتزده میشوند. همسر زهير- دلهم- میگوید: «سبحان الله،فرزند پيامبر صل الله علیه وآله تو را مىطلبد و تو در رفتن درنگ مىكنى... برخيز و نزدش شتاب، ببين چه مىفرمايد.»
زهیر به خدمت حضرت میرسد و اندک زمانی بعد، بازمیگردد و دستور میدهد که خیمهی او را جمع کنند زیرا او قصد دارد به کاروان امامش ملحق شود و در رکاب او باشد. و برای اینکه به همسرش آسیبی نرسد او را از قید زوجیت خود آزاد میکند.
زمانی که حر راه را بر امام علیهالسلام بست، زهیر پیشنهاد جنگ با آنها را داد. به عقیده او جنگ با ایشان بسیار آسانتر از نبرد با سپاه عظیمی بود که در انتظار آنهاست.
اما حضرت اباعبدالله فرمودند: «ما كنت لابداهمبالقتال.» من هرگز شروع كننده جنگ نخواهم بود.
شب عاشورا، زمانی كه امام حسين علیهالسلام اجازه رفتن به او داد، زهیر گفت: «لا والله لايكون ذلك ابدا ااترك ابن رسولالله صل الله علیه و آله وسلم اسيرا فى يد الاعداء و انجو انا؟! لاارانى الله ذلك اليوم.»
( نه به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد بود. آيا فرزند رسول خدا را در دست دشمنان اسير بگذارم و خود را نجاتدهم؟! خداى آن روز را به من نشان ندهد.)
او گفت: «به خدا سوگند، من دوست دارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم تا هزاربار، و خداى عزوجل با كشته شدن من مرگ را از تو و جوانان و خاندانت دور سازد.»
در روز عاشورا حضرت علیهالسلام ، فرماندهی سمت راست سپاه خود را به زهیر سپرد. زهير بن قين همراه حر وارد ميدان شد و هرگاه دشمن اطراف يكى را مىگرفت، ديگرى به يارىاش مىرفت. تا اينكه حر به شهادت رسيد.
پس از ادای نماز خوف ظهر روز عاشورا، زهیر دوباره به میدان رفت. او به سختی و با شجاعتی بینظیر میجنگید و همچنان كه بردشمن حمله مىكرد، چنين رجز مىخواند:
«انا زهير و انا ابن القين»
«اذودكم بالسيف عن حسين»
(من زهيرم و فرزند قين هستم و با شمشير خود شما را از حسين علیه السلام دور مىکنم. )
سپس به سمت حضرت اباعبدالله برگشت و گفت: «فدتك نفسى هاديا مهديا اليوم القى جدك النبيا و حسنا و المرتضى عليا و ذا الجناحين الشهيد حيا» (جانم فدايتباد كه هدايتيافت و هدايت گرديد. امروز جدت پيامبر را ملاقات مىكنم، همچنين برادرت حسن و پدرت على مرتضى وآن شهيد زندهاى را كه خداوند دو بال به او بخشيد، ملاقات خواهمكرد.)
و درواقع با این سخنان با مولای خویش وداع کرد.
او همچنان با لشکر دشمن میجنگید تا اینکه كثيربنعبدالله شعبى و مهاجربناوس وی را بهشهادت رساندند.
در این هنگام حضرت اباعبدالله علیهالسلام بالای سر او آمدند و فرمودند: «لا يبعدنك يا زهير ولعن اللهقاتليك لعن الذين مسخوا قرده و خنازير.» (اى زهير، خداوند تو را از رحمتش دور نگرداند و قاتلانت را لعنت كند. شبيه آن لعنتى كه مسخشدگان به شكل بوزينهگان و خوكان را فراگرفت.)
نویسنده: خانم هانا مهدوی
@fathe_khoon
خولی بن یزید اصبحی لعنةالله علیه کیست؟
خولیبنیزیداصبحی از دشمنان خاندان عصمت و اهلبیت پیغمبرعلیهمالسلام و از اشقیاء مردم کوفه در زمان امامحسین علیهالسلام بود. زمانی که ابنزیاد والی کوفه، سپاهی را جهت جنگ با اباعبدالله الحسین علیهالسلام به کربلا فرستاد، خولی که سالها بود کینه آل علیعلیهالسلام را به دل داشت با این سپاه وارد کربلا شد و در نقلی نوشتهاند: فرماندهی بخشی از سپاه را به عهده گرفت و در جنگ با امام، شقاوتها از خود نشان داد.
شاخصترین آنها، وقتی بود که امام علیهالسلام از فراز اسب، در گودال قتلگاه به روی زمین افتادند...
خولیلعنةاللهعلیه همان ملعونیست که سر اباعبدالله علیهالسلام را از کربلا به کوفه برد و در خانهاش پنهان کرد.
نام او همچنین در شمار قاتلان عثمانبنعلی فرزند امیرالمؤمنین علیهالسلام برادر امام حسین علیهالسلام که در کربلا به شهادت رسید بین اوراق مقاتل به چشم میخورد.
برخی دیگر از منابع نیز او را قاتل جعفربنعلی دانسته و آورده¬اند: «خولیبنیزیداصبحی لعنةاللهعلیه تیری به شقیقه یا چشم جناب جعفر زد و او را به شهادت رساند.»
سر نورانی حضرت اباعبدالله علیهالسلام را، خولی برای دریافت جایزه به کوفه برد. اما زمانی که به قصر عبیداللهبنزیادلعنةاللهعلیه رسید شب شده و درهای دارالاماره بسته بود. از این رو به خانهاش رفت و سر را در زیر طشتی، و به نقلی دیگر در تنور پنهان کرد.
وقتی خولی نزد همسرش رفت، وی از او پرسید:
با خود چه آورده ای؟ خولی گفت: چیزی آوردهام که برای همیشه ثروتمند و بینیاز خواهیم بود.
سر حسینبنعلی را به خانه آورده ام!
همسرش گفت: وای بر تو! مردم سیم و زر به خانه میبرند و تو سر فرزند رسولخداصلیاللهعلیهوآله آورده ای! به خدا سوگند که هرگز در کنار تو نخواهم ماند.
این را گفت، بلند شد و بیرون آمد.
ناگهان نظرش بر نوری عظیم افتاد، نوری که به آسمان میرود
به سمت نور رفت، این نور از آن سر منور ساطع شده بود
و ملائکه را دیده بود که به صورت پرندگانی بر گرد آن راس منور در تعزیت بودند.
که از او نقل شده است: و به خدا سوگند مرغان سپیدی نیز اطراف آن سر نورانی در پرواز بودند.
امامزمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف در زیارت شهداء از ناحیه مقدسه او را لعنت کرده است آنجا که میفرمایند:
«سلام بر عثمان فرزند امیرالمؤمنین همنام(عثمان بن مظعون)، خداوند تیرزنندگانش(خولی بن یزید) و (ابانی دارمی) را لعنت کند».
خولی دو زن داشت، یکی از قبیله حضرمیان، و یکی از قبیله بنیاسد.
نام آنها، نوار و عیوف در تاریخ آمده و پدر یکی از آنها، مالک بن عقرب است.
آن همسر خولی که دوستدار اهلبیت بود بنا به این رفتار و عقیدهاش بسیار مورد آزار و اذیت خولی قرار داشت که این نیز نشان از بغض و کینهی وی به خاندان رسولالله صلیاللهعلیهوآله و علی علیهالسلام بود که طبق روایت پیامبرصلیاللهعلیهوآله جز حرامزاده کینه ی علیبنابیطالب علیهالسلام را نخواهد داشت.
علیهال علیهالسلام سلام
پس از قیام مختار، مأموران او مأموریت یافتند تا به خانه خولی لعنةاللهعلیه رفته و او را به سزای عملش برسانند. مأموران مختار خانه خولىبنيزيد را در محاصره گرفتند، خولی متوجه حضور مأموران گشت و در مستراح خانه¬اش مخفی شد. یاران مختار وارد خانه شدند و همسر خولی را یافته از او پرسیدند: «شوهرت كجاست؟» او با صدای بلند گفت: «نمىدانم كجاست»؛ اما با اشاره¬ی دست، مخفیگاه خولی را به مأموران نشان داد. پس آنان خولی را در حالی که زنبيلى بر سر خويش نهاده بود پیدا کردند و از آنجا بيرون كشيدند و سپس مختار را از اسارت او با خبر کردند. مختار نزد یاران خود آمد و دستور داد او را کشته و بدنش را بسوزانند.
این مامور ملعون و حرامزاده در سپاه عمرسعد نیز همچنان مورد لعنت دوستداران اهلبیت علیهمالسلام میباشد و همچنان پس از سالها ذکر روایات رسیده از جنایات او و همراهانش جانسوز و جانکاه است چه آن قسمت از روایت که با مسانید محکم برای شما نقل کردیم چه آن قسمتی که از جمله جنایات وی برشمرده شده است و لی به دلیل ضعف سند از ذکر آن پرهیز نمودیم
باشد تا با شناخت همین اندک لعن بر دشمنان اهلبیت علیهمالسلام و نسلهای پس از آنان را با آگاهی بر زبان جاری کنیم انشاءالله.
نویسنده: سمیه منیری
@fathe_khoon
خولیبنیزیداصبحی از دشمنان خاندان عصمت و اهلبیت پیغمبرعلیهمالسلام و از اشقیاء مردم کوفه در زمان امامحسین علیهالسلام بود. زمانی که ابنزیاد والی کوفه، سپاهی را جهت جنگ با اباعبدالله الحسین علیهالسلام به کربلا فرستاد، خولی که سالها بود کینه آل علیعلیهالسلام را به دل داشت با این سپاه وارد کربلا شد و در نقلی نوشتهاند: فرماندهی بخشی از سپاه را به عهده گرفت و در جنگ با امام، شقاوتها از خود نشان داد.
شاخصترین آنها، وقتی بود که امام علیهالسلام از فراز اسب، در گودال قتلگاه به روی زمین افتادند...
خولیلعنةاللهعلیه همان ملعونیست که سر اباعبدالله علیهالسلام را از کربلا به کوفه برد و در خانهاش پنهان کرد.
نام او همچنین در شمار قاتلان عثمانبنعلی فرزند امیرالمؤمنین علیهالسلام برادر امام حسین علیهالسلام که در کربلا به شهادت رسید بین اوراق مقاتل به چشم میخورد.
برخی دیگر از منابع نیز او را قاتل جعفربنعلی دانسته و آورده¬اند: «خولیبنیزیداصبحی لعنةاللهعلیه تیری به شقیقه یا چشم جناب جعفر زد و او را به شهادت رساند.»
سر نورانی حضرت اباعبدالله علیهالسلام را، خولی برای دریافت جایزه به کوفه برد. اما زمانی که به قصر عبیداللهبنزیادلعنةاللهعلیه رسید شب شده و درهای دارالاماره بسته بود. از این رو به خانهاش رفت و سر را در زیر طشتی، و به نقلی دیگر در تنور پنهان کرد.
وقتی خولی نزد همسرش رفت، وی از او پرسید:
با خود چه آورده ای؟ خولی گفت: چیزی آوردهام که برای همیشه ثروتمند و بینیاز خواهیم بود.
سر حسینبنعلی را به خانه آورده ام!
همسرش گفت: وای بر تو! مردم سیم و زر به خانه میبرند و تو سر فرزند رسولخداصلیاللهعلیهوآله آورده ای! به خدا سوگند که هرگز در کنار تو نخواهم ماند.
این را گفت، بلند شد و بیرون آمد.
ناگهان نظرش بر نوری عظیم افتاد، نوری که به آسمان میرود
به سمت نور رفت، این نور از آن سر منور ساطع شده بود
و ملائکه را دیده بود که به صورت پرندگانی بر گرد آن راس منور در تعزیت بودند.
که از او نقل شده است: و به خدا سوگند مرغان سپیدی نیز اطراف آن سر نورانی در پرواز بودند.
امامزمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف در زیارت شهداء از ناحیه مقدسه او را لعنت کرده است آنجا که میفرمایند:
«سلام بر عثمان فرزند امیرالمؤمنین همنام(عثمان بن مظعون)، خداوند تیرزنندگانش(خولی بن یزید) و (ابانی دارمی) را لعنت کند».
خولی دو زن داشت، یکی از قبیله حضرمیان، و یکی از قبیله بنیاسد.
نام آنها، نوار و عیوف در تاریخ آمده و پدر یکی از آنها، مالک بن عقرب است.
آن همسر خولی که دوستدار اهلبیت بود بنا به این رفتار و عقیدهاش بسیار مورد آزار و اذیت خولی قرار داشت که این نیز نشان از بغض و کینهی وی به خاندان رسولالله صلیاللهعلیهوآله و علی علیهالسلام بود که طبق روایت پیامبرصلیاللهعلیهوآله جز حرامزاده کینه ی علیبنابیطالب علیهالسلام را نخواهد داشت.
علیهال علیهالسلام سلام
پس از قیام مختار، مأموران او مأموریت یافتند تا به خانه خولی لعنةاللهعلیه رفته و او را به سزای عملش برسانند. مأموران مختار خانه خولىبنيزيد را در محاصره گرفتند، خولی متوجه حضور مأموران گشت و در مستراح خانه¬اش مخفی شد. یاران مختار وارد خانه شدند و همسر خولی را یافته از او پرسیدند: «شوهرت كجاست؟» او با صدای بلند گفت: «نمىدانم كجاست»؛ اما با اشاره¬ی دست، مخفیگاه خولی را به مأموران نشان داد. پس آنان خولی را در حالی که زنبيلى بر سر خويش نهاده بود پیدا کردند و از آنجا بيرون كشيدند و سپس مختار را از اسارت او با خبر کردند. مختار نزد یاران خود آمد و دستور داد او را کشته و بدنش را بسوزانند.
این مامور ملعون و حرامزاده در سپاه عمرسعد نیز همچنان مورد لعنت دوستداران اهلبیت علیهمالسلام میباشد و همچنان پس از سالها ذکر روایات رسیده از جنایات او و همراهانش جانسوز و جانکاه است چه آن قسمت از روایت که با مسانید محکم برای شما نقل کردیم چه آن قسمتی که از جمله جنایات وی برشمرده شده است و لی به دلیل ضعف سند از ذکر آن پرهیز نمودیم
باشد تا با شناخت همین اندک لعن بر دشمنان اهلبیت علیهمالسلام و نسلهای پس از آنان را با آگاهی بر زبان جاری کنیم انشاءالله.
نویسنده: سمیه منیری
@fathe_khoon
یزید بر دندانِ پیشینِ حسین، چوبدستِ خیزران زدن گرفت
و گفت: «یومٌ بیومِ بدر؛ این روز به جای روزِ بدر»
و شعر خواندن گرفت که:
«صبر کردیم و صبر کردن خوی ماست.
و شمشیرهای ما می بُرد و می شکافد
سر و دست را.
می شکافیم سرهای دوستانِ خود را
و آنها آزارنده تر و ستمکارتر بودند.»
ابو برزه ی اسلمی روی به یزید کرد و گفت:
«چوبِ خود را بردار!
که بسیار دیدم رسولِ خدا لب و دندانِ او و برادرش حسن را می بوسید
و می گفت "شما سیّد جوانانِ اهل بهشتید.
خدای بکشد و لعن کند قاتل شما را
و جهنم را -که بدجایگاهی است- برایش آماده کند."»
یزید خشمگین شد و به بیرون کردنِ او فرمود.
کشان کشان بیرونش کردند.
و یحیی ابن حکم، برادر مروان ابن حکم، با یزید نشسته بود.
این شعر خواند:
«آن لشکر که در زمینِ کربلا بودند
در خویشی به ما نزدیکترند از پسرِ زیاد، بنده بدگهر.
سمیه (مادر زیاد) نسل و تبارش به شماره ی ریگهاست
و دخترِ رسول الله بی نسل و فرزند ماند.»
یزید چون این بشنید
دست بر سینه ی یحیی زد که:
«مادر مرده، خاموش باش!»
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 511-512
@fathe_khoon
و گفت: «یومٌ بیومِ بدر؛ این روز به جای روزِ بدر»
و شعر خواندن گرفت که:
«صبر کردیم و صبر کردن خوی ماست.
و شمشیرهای ما می بُرد و می شکافد
سر و دست را.
می شکافیم سرهای دوستانِ خود را
و آنها آزارنده تر و ستمکارتر بودند.»
ابو برزه ی اسلمی روی به یزید کرد و گفت:
«چوبِ خود را بردار!
که بسیار دیدم رسولِ خدا لب و دندانِ او و برادرش حسن را می بوسید
و می گفت "شما سیّد جوانانِ اهل بهشتید.
خدای بکشد و لعن کند قاتل شما را
و جهنم را -که بدجایگاهی است- برایش آماده کند."»
یزید خشمگین شد و به بیرون کردنِ او فرمود.
کشان کشان بیرونش کردند.
و یحیی ابن حکم، برادر مروان ابن حکم، با یزید نشسته بود.
این شعر خواند:
«آن لشکر که در زمینِ کربلا بودند
در خویشی به ما نزدیکترند از پسرِ زیاد، بنده بدگهر.
سمیه (مادر زیاد) نسل و تبارش به شماره ی ریگهاست
و دخترِ رسول الله بی نسل و فرزند ماند.»
یزید چون این بشنید
دست بر سینه ی یحیی زد که:
«مادر مرده، خاموش باش!»
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 511-512
@fathe_khoon
برنـامـه حـاج میثـم مطیعـی در ایـام
🔺پیاده روی اربعین"نجفتاکربلا"🔺
(ازپنجشنبه۵آذرماهالیجمعه۱۳آذرماه)
............................................................
این برنامه، بـاتوجّه بـه شرایط کـشور
عـراقدر ایـّام اربعین حسیـنی امکـان
تغییـر دارد.
برنامه ایشان در صورت تغییر در بخش
مراسمبعدیسایت و همچنین در کانال
اطلاع رسانی خواهد شد.
............................................................
🔹نجف اشرف:
🔸مسجدحنانه/پنجشنبه (۵ آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸مسجدحنانه/جمعه (۶ آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸میدان ثورة العشرین/شنبه (۷ آذر)
6 صبح - افتتاحیه پیاده روی اربعین
............................................................
🔹مسیرهای پیاده روی:
🔸شنبه شب (۷ آذر)/ عمود ۲۸۵
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸یکشنبه قبل ظهر (۸ آذر) / عمود ۷۵۷
قبل از ظهر - ساعت ۱۱
🔸یکشنبه شب (۸ آذر)/ عمود ۸۲۹
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸دوشنبه شب (۹ آذر)/ عمود ۱۱۲۰
بعد از نماز مغرب و عشاء
............................................................
🔹کربلای معلی:
🔺از سه شنبه (۱۰ آذر) تا جمعه (۱۳ آذر)
............................................................
کربلا، جنب خیمه گـاه، شـارع قزوینیه، اول
شارع سعدیه، جنب هتل جواهر:
🔸چهارشنبه (11 آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸پنجشنبه (۱۲آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸جمعه (۱۳آذر)
بعداز نماز مغرب و عشاء
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
🔺پیاده روی اربعین"نجفتاکربلا"🔺
(ازپنجشنبه۵آذرماهالیجمعه۱۳آذرماه)
............................................................
این برنامه، بـاتوجّه بـه شرایط کـشور
عـراقدر ایـّام اربعین حسیـنی امکـان
تغییـر دارد.
برنامه ایشان در صورت تغییر در بخش
مراسمبعدیسایت و همچنین در کانال
اطلاع رسانی خواهد شد.
............................................................
🔹نجف اشرف:
🔸مسجدحنانه/پنجشنبه (۵ آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸مسجدحنانه/جمعه (۶ آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸میدان ثورة العشرین/شنبه (۷ آذر)
6 صبح - افتتاحیه پیاده روی اربعین
............................................................
🔹مسیرهای پیاده روی:
🔸شنبه شب (۷ آذر)/ عمود ۲۸۵
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸یکشنبه قبل ظهر (۸ آذر) / عمود ۷۵۷
قبل از ظهر - ساعت ۱۱
🔸یکشنبه شب (۸ آذر)/ عمود ۸۲۹
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸دوشنبه شب (۹ آذر)/ عمود ۱۱۲۰
بعد از نماز مغرب و عشاء
............................................................
🔹کربلای معلی:
🔺از سه شنبه (۱۰ آذر) تا جمعه (۱۳ آذر)
............................................................
کربلا، جنب خیمه گـاه، شـارع قزوینیه، اول
شارع سعدیه، جنب هتل جواهر:
🔸چهارشنبه (11 آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸پنجشنبه (۱۲آذر)
بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸جمعه (۱۳آذر)
بعداز نماز مغرب و عشاء
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
#رجانيوز
نقاط تحت پوشش اینترنت WIFI در کشور عراق به این شرح است:
محل 1: نجف/ حرم مطهر امیرالمؤمین (ع)/ صحن حضرت فاطمه (س)
محل 2: نجف/ 500 متری صحن حضرت فاطمه (س)/ موسوم به خباطه
محل 3: مسیر نجف به کربلا/ عمود 202
محل 4: مسیر نجف به کربلا/ عمود 286
محل 5: مسیر نجف به کربلا/ عمود 657
محل 6: مسیر نجف به کربلا/ عمود 829
محل 7: مسیر نجف به کربلا/ عمود 1120
محل 8: کربلا/ مجاور حرم سیدالشهداء (ع)/ صحن عقیله
محل 9: کربلا/ بینالحرمین
@fathe_khoon
نقاط تحت پوشش اینترنت WIFI در کشور عراق به این شرح است:
محل 1: نجف/ حرم مطهر امیرالمؤمین (ع)/ صحن حضرت فاطمه (س)
محل 2: نجف/ 500 متری صحن حضرت فاطمه (س)/ موسوم به خباطه
محل 3: مسیر نجف به کربلا/ عمود 202
محل 4: مسیر نجف به کربلا/ عمود 286
محل 5: مسیر نجف به کربلا/ عمود 657
محل 6: مسیر نجف به کربلا/ عمود 829
محل 7: مسیر نجف به کربلا/ عمود 1120
محل 8: کربلا/ مجاور حرم سیدالشهداء (ع)/ صحن عقیله
محل 9: کربلا/ بینالحرمین
@fathe_khoon
🔴📲توضیحات کامل نحوه دسترسی و محدودیت ها اینترنت رایگان همراه اول در پیاده روی اربعین🔴
همراه اول در راستای خدمت رسانی به زائران پیاده روی اربعین در 9 نقطه خدمات رایگان اینترنت با شرایط خاص راه اندازی کرده است.در ادامه ❗️شرایط استفاده،📱نرم افزار های مجاز،📡نقاط تحت پوشش،🔧🔨تنظیمات آن توضیح داده می شود.
❗️شرایط استفاده:
جهت استفاده از وای فای همراه اول باید سیم کارت همراه اول را روشن نمایید و تنظیمات خاصی را انجام دهند البته مشترکین غیر همراه اول و یا همراه اول هایی که نمی توانند تنطیمات مربوطه را انجام دهند با استفاده از شبکه وای فای Hamrah-Guest میتوانند با محدودیت در سرعت و زمان به وای فای همراه اول متصل شوند.
🔐در این حالت یوز پسورد به شرح زیر میباشد:
User: hamrah
Password: hamrah
📱نرم افزار های مجاز:
در این سرویس شما فقط مجاز به استفاده از نرم افزارهای زیر هستید:
- تلگرام
- اینستاگرام
- نرم افزار بیسفون (شبکه اجتماعی)با قابلیت تماس صوتی
- نرم افزار ساینا (شبکه اجتماعی) با قابلیت امکان مکالمه صوتی با تلفن های ثابت، تلفن همراه ( همراه اول ، ایرانسل و رایتل) بدون آنکه طرف مقابل نرم افزار ساینا را داشته باشند. لازم به ذکر است برای برقراری این نوع تماس نیاز به داشتن اعتبار ریالی در نرم افزار می باشد.
-و برخی برنامه های کاربردی اربعین
@ArbaeenIR
📡نقاط تحت پوشش WIFI همراه اول در کشور عراق
1⃣محل۱: نجف/ حرم مطهرامیرالمومنین/ صحن حضرت فاطمه (س)
2⃣محل۲: نجف/ ۵۰۰ متری صحن حضرت فاطمه (س)/ موسوم به خباطه
3⃣محل۳: مسیر نجف به کربلا/ میل ۲۰۲ موکب ستاد بازسازی عتبات
4⃣محل۴: مسیر نجف به کربلا/ میل ۲۸۶ موکب امام رضا (ع)
5⃣محل۵: مسیر نجف به کربلا/ میل ۶۵۷
6⃣محل۶: مسیر نجف به کربلا/ میل ۸۲۹
7⃣محل۷: مسیر نجف به کربلا/ میل ۱۱۲۰
8⃣محل۸: کربلا/ مجاور حرم سیدالشهدا/ صحن عقیله
9⃣محل۹: کربلا/ بین الحرمین
🔧🔨تنظیمات مربوط به مشترکین همراه اولی هایی که سیم کارتشان وصل است بر اساس سیستم عامل گوشی:
1⃣سیستم عامل Android با ورژن های بالاتر از 4:
شبکه وای فایHamrah-Avala را لمس کنید و نگه دارید، سپس Connect to network را انتخاب و در نهایت از قسمت EAP method گزینه SIM را انتخاب نمایید. پس از تایید شما به شبکه وای فای همراه اول متصل شده اید.
2⃣سیستم عامل ios:
اگر گوشی شما از نوع IOS می باشد از طریق لینک مشخص شده فایلی دریافت خواهید کرد و پس از یک بار verify شدن می توانید شبکه وای فای Hamrah-Aval را انتخاب و از آن استفاده نمایید.
3⃣سیستم عامل Windows Phone در ورژن های بالاتر از 8.1
۱- از منوی تنظیمات WiFi و سپس شبکه ی Hamrah-Aval را انتخاب نمایید.
۲- در قسمت “Connect using” گزینه ی SIM را انتخاب نموده و در بخش EAP method، SIM AKA را انتخاب نمایید
۳- زمانی که اتصال برقرار شد عبارت “secure” زیر Hamrah-Aval نشان داده خواهد شد.
_______
همراه اول در راستای خدمت رسانی به زائران پیاده روی اربعین در 9 نقطه خدمات رایگان اینترنت با شرایط خاص راه اندازی کرده است.در ادامه ❗️شرایط استفاده،📱نرم افزار های مجاز،📡نقاط تحت پوشش،🔧🔨تنظیمات آن توضیح داده می شود.
❗️شرایط استفاده:
جهت استفاده از وای فای همراه اول باید سیم کارت همراه اول را روشن نمایید و تنظیمات خاصی را انجام دهند البته مشترکین غیر همراه اول و یا همراه اول هایی که نمی توانند تنطیمات مربوطه را انجام دهند با استفاده از شبکه وای فای Hamrah-Guest میتوانند با محدودیت در سرعت و زمان به وای فای همراه اول متصل شوند.
🔐در این حالت یوز پسورد به شرح زیر میباشد:
User: hamrah
Password: hamrah
📱نرم افزار های مجاز:
در این سرویس شما فقط مجاز به استفاده از نرم افزارهای زیر هستید:
- تلگرام
- اینستاگرام
- نرم افزار بیسفون (شبکه اجتماعی)با قابلیت تماس صوتی
- نرم افزار ساینا (شبکه اجتماعی) با قابلیت امکان مکالمه صوتی با تلفن های ثابت، تلفن همراه ( همراه اول ، ایرانسل و رایتل) بدون آنکه طرف مقابل نرم افزار ساینا را داشته باشند. لازم به ذکر است برای برقراری این نوع تماس نیاز به داشتن اعتبار ریالی در نرم افزار می باشد.
-و برخی برنامه های کاربردی اربعین
@ArbaeenIR
📡نقاط تحت پوشش WIFI همراه اول در کشور عراق
1⃣محل۱: نجف/ حرم مطهرامیرالمومنین/ صحن حضرت فاطمه (س)
2⃣محل۲: نجف/ ۵۰۰ متری صحن حضرت فاطمه (س)/ موسوم به خباطه
3⃣محل۳: مسیر نجف به کربلا/ میل ۲۰۲ موکب ستاد بازسازی عتبات
4⃣محل۴: مسیر نجف به کربلا/ میل ۲۸۶ موکب امام رضا (ع)
5⃣محل۵: مسیر نجف به کربلا/ میل ۶۵۷
6⃣محل۶: مسیر نجف به کربلا/ میل ۸۲۹
7⃣محل۷: مسیر نجف به کربلا/ میل ۱۱۲۰
8⃣محل۸: کربلا/ مجاور حرم سیدالشهدا/ صحن عقیله
9⃣محل۹: کربلا/ بین الحرمین
🔧🔨تنظیمات مربوط به مشترکین همراه اولی هایی که سیم کارتشان وصل است بر اساس سیستم عامل گوشی:
1⃣سیستم عامل Android با ورژن های بالاتر از 4:
شبکه وای فایHamrah-Avala را لمس کنید و نگه دارید، سپس Connect to network را انتخاب و در نهایت از قسمت EAP method گزینه SIM را انتخاب نمایید. پس از تایید شما به شبکه وای فای همراه اول متصل شده اید.
2⃣سیستم عامل ios:
اگر گوشی شما از نوع IOS می باشد از طریق لینک مشخص شده فایلی دریافت خواهید کرد و پس از یک بار verify شدن می توانید شبکه وای فای Hamrah-Aval را انتخاب و از آن استفاده نمایید.
3⃣سیستم عامل Windows Phone در ورژن های بالاتر از 8.1
۱- از منوی تنظیمات WiFi و سپس شبکه ی Hamrah-Aval را انتخاب نمایید.
۲- در قسمت “Connect using” گزینه ی SIM را انتخاب نموده و در بخش EAP method، SIM AKA را انتخاب نمایید
۳- زمانی که اتصال برقرار شد عبارت “secure” زیر Hamrah-Aval نشان داده خواهد شد.
_______
زائر ز خود برون آ وقت سفر رسيده، پا در ره ولا بگذار
جابر به سوگ مولا ماه صفر دميده، خود را به جاده ها بسپار...
جابر به سوگ مولا ماه صفر دميده، خود را به جاده ها بسپار...
Forwarded from کانال رسمی شهید سید مرتضی آوینی
کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر.
ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن گاه
روانه ی دیار قدس شویم.
شهید مرتضی آوینی / کتاب گنجینه ی آسمانی / ص 19
📺 کانال شهید آوینی 👇
https://telegram.me/joinchat/BJ7XqDvgw-eafh7T8oyjdQ
ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن گاه
روانه ی دیار قدس شویم.
شهید مرتضی آوینی / کتاب گنجینه ی آسمانی / ص 19
📺 کانال شهید آوینی 👇
https://telegram.me/joinchat/BJ7XqDvgw-eafh7T8oyjdQ
سکینه دختر حسین گوید:
والله سنگ دل تر از یزید ندیدم
و نه کافر و مشرکی را بدتر و درشتخوی تر از او.
سویِ سرِ حسین می نگریست و می خواند:
«لیتَ أشیاخی بِبَدرٍ شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل
لأهلّوا واستهلّوا فرحا ثم قالوا "یا یزید لا تشل"
لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء ولا وحی نزل
لست من خندف ان لم انتقم من بنی أحمد ما كان فعل
کاش پیرانِ قبیله من که در جنگِ بدر کشته شدند
می دیدند چگونه قبیله خزرج
برابر نیزه ها به زاری افتاده است.
آن گاه،
از شادمانی هلهله می کردند و می گفتند:
"یزید! شَل مباد دستت!"
مهتران و بزرگانشان را کشتیم عوضِ بدر
و سر به سر شد.
بنی هاشم با سلطنت بازی کرد
ورنه، نه از آسمان خبری آمد، نه وحی نازل شد.
از دودمانِ خندف نیستم من
اگر انتقامِ احمد را از فرزندانش نگیرم.»
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه513
والله سنگ دل تر از یزید ندیدم
و نه کافر و مشرکی را بدتر و درشتخوی تر از او.
سویِ سرِ حسین می نگریست و می خواند:
«لیتَ أشیاخی بِبَدرٍ شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل
لأهلّوا واستهلّوا فرحا ثم قالوا "یا یزید لا تشل"
لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء ولا وحی نزل
لست من خندف ان لم انتقم من بنی أحمد ما كان فعل
کاش پیرانِ قبیله من که در جنگِ بدر کشته شدند
می دیدند چگونه قبیله خزرج
برابر نیزه ها به زاری افتاده است.
آن گاه،
از شادمانی هلهله می کردند و می گفتند:
"یزید! شَل مباد دستت!"
مهتران و بزرگانشان را کشتیم عوضِ بدر
و سر به سر شد.
بنی هاشم با سلطنت بازی کرد
ورنه، نه از آسمان خبری آمد، نه وحی نازل شد.
از دودمانِ خندف نیستم من
اگر انتقامِ احمد را از فرزندانش نگیرم.»
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه513
زینب دختر علی ابن ابی طالب برخاست
و در برابرِ یزید و اطرافیان سخن آغازید:
«سپاس خدای را که پروردگارِ جهانیان است
و درودِ خداوند بر رسول الله و خاندانِ باد، همگی.
خدای سبحانه راست گفت که
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ (۱)
سپس سرانجام كسانی كه اعمال بد مرتكب شدند به جائی رسید
كه آیات خدا را تكذیب كردند و آنرا به سخریه گرفتند.
یزید! پنداری که چون اطرافِ زمین و آفاقِ آسمان را بر ما بستی
تا ما را برده وار به هر سوی کشانیدند
نزدِ خدا خواریم و تو بر وی گرامی!؟
و این غلبه ی تو بر ما، از فرّ و آبروی توست نزدِ خدا!؟
پس بینی بالا کشیدی و خرّم و شادان به خود بالیدی
که دنیا در چنبرِ کمندِ تو بسته و کارهای تو آراسته
و مُلک و پادشاهیِ ما تو را صافی گشته!؟
اندکی آهسته تر!
فراموش کردی قول خدای تعالی را که
وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ
إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ (٢)
کافران مپندارند چون مهلتشان دادیم، خوبی ایشان خواهیم؛ نه چنان است.
ما آنها را مهلت دادیم تا گناه بیشتر کنند و عذابی دردناک در انتظارشان باشد"؟
ای پسرِ آن مردمی که جدّ من اسیرشان کرد، پس از آن آزاد کرد!
عدل است که تو زنان و کنیزانِ خود را پشتِ پرده نشانی
و دخترانِ رسول الله را اسیر، بدین سوی و آن سوی کشانی؟
پرده ی آنها بدری، روی آنها گشایی
بی پرستار و یاور و نگهداری که از مردانشان مانده باشد
دشمنان آنها را از شهری به شهری برند
و بومی و غریب و نزدیک و دور و وضیع و شریف چشم بدانها دوزند؟
می گویی "کاش پدرانم بودند و هلهله می کردند و می گفتند ای یزید! شل مباد دستت" ؟
به چوب آهنگِ دندانِ حسین، سیدِ جوانانِ بهشت، کرده ای؟
نه خود را گناهکار دانی و نه این عمل را بزرگ شماری؟
یادِ اسلاف و نیاکانِ خود کرده ای و آنان را خوانده ای و نازِ شست خواسته ای؟
غم مخور که همین زودی ها نزدِ آنان روی و آرزو کنی:
کاش دستت خشک، و زبانت گنگ شده بود
و آن سخن نمی گفتی و آن عمل نمی کردی.
خدایا! دادِ ما بستان و از این ستمگران بکش انتقامِ ما را.
و خشمِ تو فرود آید بر آن که خونِ ما ریخت و حُمات ما را بکُشت.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (٣)
و مپندار آنها که در راهِ خدا کشته شدند، مرده اند:
زنده اند و نزد ِ پروردگار خود روزی می خورند.
و اگر مصائبِ روزگار با من جنایت کرد و ناچارم کرد با تو سخن گویم
باز قدر تو را بسیار پست دانم و سرزنش های عظیم و نکوهشِ بسیار کنمت.
و این که من قدرِ تو را کم می شمارم و سرزنشِ تو را عظیم می دانم
نه برایِ آن است که خطاب در تو فایده می کند
بعد از آنکه دیده های مسلمان را گریان
و سینه های ایشان را بریان کردی.
موعظه چه سود بخشد در دلهای سنگین
و جانهای طاغی و بدن های مملو از سخط حق و لعنتِ رسول الله
و سینه هایی که شیطان آشین کرده در آن؟
خونِ ما از سرپنجه های شما می ریزد
و گوشت های ما از دهن های شما بیرون می افتد
و گردِ آن بدنهای پاک و پاکیزه گرگان حلقه زده اند
و کفتاران آنها را در خاک می غلطانند.
شِکوه به خدا بریم و اعتماد بر او کنیم.
پس هر مکر که داری، بساز و هر جهد که خواهی بکن!
به خدا سوگند ذکرِ ما را از یادها محو نتوانی کرد
و وحیِ ما را - که خداوند فرستاد - نتوانی میراند
و به غایتِ ما نتوانی رسید
و ننگِ این ستم را از خویش نتوانی سترد. (٤)
رأی تو سست است و شماره ی ایامِ دولتِ تو اندک
و جمعیتِ تو به پریشانی گراید آن روز که منادی فریاد زند
أَلَا لَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الظَّالِمِینَ (٥)
سپاس خدا را که اولِ ما را به سعادت و مغفرت ختم کرد
و آخرِ ما را به شهادت و رحمت.
از خدا خواهیم که ثوابِ آنها را کامل کند و بیفزاید
و خودِ او بر ما نیکو خَلَف بُوَد.
او مهربان و مشفق است،
حَسْبُنَا اللَّـهُ وَنِعْمَ الْوَكِیلُ
و او برای ما کافی است و بهترین پشتیبان است. (٦)
چون زینب نشست، یزید شعر خواند که:
فریادی است که از زنان شایسته است
و داغدیدگان را نوحه گری آسان است.
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 514-517
@fathe_khoon
و در برابرِ یزید و اطرافیان سخن آغازید:
«سپاس خدای را که پروردگارِ جهانیان است
و درودِ خداوند بر رسول الله و خاندانِ باد، همگی.
خدای سبحانه راست گفت که
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ (۱)
سپس سرانجام كسانی كه اعمال بد مرتكب شدند به جائی رسید
كه آیات خدا را تكذیب كردند و آنرا به سخریه گرفتند.
یزید! پنداری که چون اطرافِ زمین و آفاقِ آسمان را بر ما بستی
تا ما را برده وار به هر سوی کشانیدند
نزدِ خدا خواریم و تو بر وی گرامی!؟
و این غلبه ی تو بر ما، از فرّ و آبروی توست نزدِ خدا!؟
پس بینی بالا کشیدی و خرّم و شادان به خود بالیدی
که دنیا در چنبرِ کمندِ تو بسته و کارهای تو آراسته
و مُلک و پادشاهیِ ما تو را صافی گشته!؟
اندکی آهسته تر!
فراموش کردی قول خدای تعالی را که
وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ
إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ (٢)
کافران مپندارند چون مهلتشان دادیم، خوبی ایشان خواهیم؛ نه چنان است.
ما آنها را مهلت دادیم تا گناه بیشتر کنند و عذابی دردناک در انتظارشان باشد"؟
ای پسرِ آن مردمی که جدّ من اسیرشان کرد، پس از آن آزاد کرد!
عدل است که تو زنان و کنیزانِ خود را پشتِ پرده نشانی
و دخترانِ رسول الله را اسیر، بدین سوی و آن سوی کشانی؟
پرده ی آنها بدری، روی آنها گشایی
بی پرستار و یاور و نگهداری که از مردانشان مانده باشد
دشمنان آنها را از شهری به شهری برند
و بومی و غریب و نزدیک و دور و وضیع و شریف چشم بدانها دوزند؟
می گویی "کاش پدرانم بودند و هلهله می کردند و می گفتند ای یزید! شل مباد دستت" ؟
به چوب آهنگِ دندانِ حسین، سیدِ جوانانِ بهشت، کرده ای؟
نه خود را گناهکار دانی و نه این عمل را بزرگ شماری؟
یادِ اسلاف و نیاکانِ خود کرده ای و آنان را خوانده ای و نازِ شست خواسته ای؟
غم مخور که همین زودی ها نزدِ آنان روی و آرزو کنی:
کاش دستت خشک، و زبانت گنگ شده بود
و آن سخن نمی گفتی و آن عمل نمی کردی.
خدایا! دادِ ما بستان و از این ستمگران بکش انتقامِ ما را.
و خشمِ تو فرود آید بر آن که خونِ ما ریخت و حُمات ما را بکُشت.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (٣)
و مپندار آنها که در راهِ خدا کشته شدند، مرده اند:
زنده اند و نزد ِ پروردگار خود روزی می خورند.
و اگر مصائبِ روزگار با من جنایت کرد و ناچارم کرد با تو سخن گویم
باز قدر تو را بسیار پست دانم و سرزنش های عظیم و نکوهشِ بسیار کنمت.
و این که من قدرِ تو را کم می شمارم و سرزنشِ تو را عظیم می دانم
نه برایِ آن است که خطاب در تو فایده می کند
بعد از آنکه دیده های مسلمان را گریان
و سینه های ایشان را بریان کردی.
موعظه چه سود بخشد در دلهای سنگین
و جانهای طاغی و بدن های مملو از سخط حق و لعنتِ رسول الله
و سینه هایی که شیطان آشین کرده در آن؟
خونِ ما از سرپنجه های شما می ریزد
و گوشت های ما از دهن های شما بیرون می افتد
و گردِ آن بدنهای پاک و پاکیزه گرگان حلقه زده اند
و کفتاران آنها را در خاک می غلطانند.
شِکوه به خدا بریم و اعتماد بر او کنیم.
پس هر مکر که داری، بساز و هر جهد که خواهی بکن!
به خدا سوگند ذکرِ ما را از یادها محو نتوانی کرد
و وحیِ ما را - که خداوند فرستاد - نتوانی میراند
و به غایتِ ما نتوانی رسید
و ننگِ این ستم را از خویش نتوانی سترد. (٤)
رأی تو سست است و شماره ی ایامِ دولتِ تو اندک
و جمعیتِ تو به پریشانی گراید آن روز که منادی فریاد زند
أَلَا لَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الظَّالِمِینَ (٥)
سپاس خدا را که اولِ ما را به سعادت و مغفرت ختم کرد
و آخرِ ما را به شهادت و رحمت.
از خدا خواهیم که ثوابِ آنها را کامل کند و بیفزاید
و خودِ او بر ما نیکو خَلَف بُوَد.
او مهربان و مشفق است،
حَسْبُنَا اللَّـهُ وَنِعْمَ الْوَكِیلُ
و او برای ما کافی است و بهترین پشتیبان است. (٦)
چون زینب نشست، یزید شعر خواند که:
فریادی است که از زنان شایسته است
و داغدیدگان را نوحه گری آسان است.
كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 514-517
@fathe_khoon
حرملة بن کاهل اسدیلعنةالله علیه
حرملة بن كاهل(كاهن) اسدی لعنه الله علیه یكی از فاجعه آفرینان واقعهی كربلا بود كه ستمهای بسیاری در حق سیدالشهداء علیهالسلام و خاندان گرامیاش انجام داده است. از تاریخ زندگانی او پیش از فاجعهی كربلا هیچ خبری در دست نیست. در روز عاشورا نیز تنها در جایی كه نام قاتلان شهیدان، مطرح میگردد، نام او نیز به میان میآید که باز هم اطلاعات چندانی به خواننده نمیدهد اما همین مرور گذرا بر تاريخ گويای چهرهي پليد وی خواهد بود كه با هم از نظر میگذرانيم.
حرمله از قبیله بنیاسد بود.
او از همان قبیلهایست که زنانشان بعد از واقعهی عاشورا شهدای دشت نینوا را به خاک سپردند.
حرملةبنکاهل یكى از سران جنایتكار سپاه شام و از تیراندازان ماهر در سپاه عمربنسعدلعنه الله علیه بود
نیزههایش به سم آلوده و هدفگیری او دقیق بود.
در تاریخ او را بسیار سنگ دل معرفی کردهاند، به گونهای كه در قتل كودكان کاروان امامحسین علیهالسلام و اهلبیتعلیهم السلام پیش گام بوده است.
به شهادت رساندن عبداللّه بن حسن علیهالسلام و طفل صغیر سیدالشهدا از اقدامات ننگین او در واقعه عاشوراست
وی با بىرحمى تمام به قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشید
حرملهلعنه الله علیه به اندازهای در حق خاندان عصمت و طهارتعلیهمالسلام جفا كرده است كه امام سجادعلیه السلام، مرگ و آتش برای وی آرزو كرد.
شیخ طوسی، در «امالی» مینویسد:
منهال بن عمرو(که از شیعیان و یاران امام سجاد علیهالسلام است) میگوید:
پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد علیهالسلام رسیدم.
امام علیهالسلام ، از من پرسیدند: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ چه کار میکند؟
عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود
بعد دیدم امام علیهالسلام هر دو دستشان را به دعا بلند کردند و چنین فرمودند:
«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار»
خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان»
ابو مخنف از امام باقر علیهالسلام نقل مىکند: هنگامى که علىاصغر علیهالسلام در آغوش پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امامحسین علیهالسلام آنان را نفرین کردند.
در«زیارت ناحیه مقدسه از کلام حضرت بقیةاللهعجلاللهتعالیفرجهالشریف نیز آمده است: سلام بر عبدالله بن حسین، كودك شیرخوار و هدف تیر قرار گرفته و به خون تپیده و خونش به آسمان پرتاب شده و سر بریده شده با تیر در دامن پدرش! خدا لعنت كند تیرانداز به او، حرملةبنكاهلاسدی و همراهانش را!
و همچنین در فرازی دیگر:
السلام علی عبداللّه بن الحسن الزكی لعن اللّه قاتله و رامیه حرملةبنكاهلاسدی.
سلام بر عبداللّه بن حسن پاك دامن! خداوند، قاتل او و پرتاب كننده ی تیربه او، حرملةبنكاهلاسدی را لعنت كند.
تلخترين لحظات تاريخ ثبت کردهاند که: تمامي ياران و اصحاب امام حسين علیهالسلام به ميدان رفته و كشته شده بودند.
امام مظلوم علیهالسلام آخرين حجت را بر مردم تمام كردند و بانگ برآوردند:
«هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؟ ...
«آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند».
صدای امام علیهالسلام كه به خيمهها رسيد، بانوان حرم دريافتند كه اباعبدالله علیهالسلام ديگر ياوری ندارند، صدايشان به شيون و گريه بلند شد. امام به خيمهها آمدند تا شايد اهل حرم با ديدن حضرت اندكی آرام گيرند كه ناگاه صدای طفل شش ماهه «عبدالله بن الحسين» ـ كه به علي اصغر معروف بود ـ را شنيدند كه از شدت تشنگی میگريست.
امامحسین علیهالسلام قنداقهی علیاصغر را در دست گرفتند و به سوی دشمن رفتند؛ در مقابل لشكر يزيد ايستادند، سختتر از هر چیزی برای امام علیهالسلام این بود که از آن قوم لعین درخواست کنند اما؛ فرموند:
«ای مردم! اگر به من رحم نمیكنيد بر اين طفل رحم كنيد؛ او را ببرید و به او جرعه آبی بنوشانید ...»
که ناگاه آن سیه روی که سفید کرد روی جنایتکاران کربلا را، «حرملة»؛ تيري در كمان نهاد و گلوی طفل را در آغوش پدر نشانه گرفت. ناگاه دستان و سينه امام علیهالسلام به خون رنگين شد... سر كوچك و گردن ظريف طفل شيرخواره از بدن جدا شده بود...
حرملة بن كاهل(كاهن) اسدی لعنه الله علیه یكی از فاجعه آفرینان واقعهی كربلا بود كه ستمهای بسیاری در حق سیدالشهداء علیهالسلام و خاندان گرامیاش انجام داده است. از تاریخ زندگانی او پیش از فاجعهی كربلا هیچ خبری در دست نیست. در روز عاشورا نیز تنها در جایی كه نام قاتلان شهیدان، مطرح میگردد، نام او نیز به میان میآید که باز هم اطلاعات چندانی به خواننده نمیدهد اما همین مرور گذرا بر تاريخ گويای چهرهي پليد وی خواهد بود كه با هم از نظر میگذرانيم.
حرمله از قبیله بنیاسد بود.
او از همان قبیلهایست که زنانشان بعد از واقعهی عاشورا شهدای دشت نینوا را به خاک سپردند.
حرملةبنکاهل یكى از سران جنایتكار سپاه شام و از تیراندازان ماهر در سپاه عمربنسعدلعنه الله علیه بود
نیزههایش به سم آلوده و هدفگیری او دقیق بود.
در تاریخ او را بسیار سنگ دل معرفی کردهاند، به گونهای كه در قتل كودكان کاروان امامحسین علیهالسلام و اهلبیتعلیهم السلام پیش گام بوده است.
به شهادت رساندن عبداللّه بن حسن علیهالسلام و طفل صغیر سیدالشهدا از اقدامات ننگین او در واقعه عاشوراست
وی با بىرحمى تمام به قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشید
حرملهلعنه الله علیه به اندازهای در حق خاندان عصمت و طهارتعلیهمالسلام جفا كرده است كه امام سجادعلیه السلام، مرگ و آتش برای وی آرزو كرد.
شیخ طوسی، در «امالی» مینویسد:
منهال بن عمرو(که از شیعیان و یاران امام سجاد علیهالسلام است) میگوید:
پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد علیهالسلام رسیدم.
امام علیهالسلام ، از من پرسیدند: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ چه کار میکند؟
عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود
بعد دیدم امام علیهالسلام هر دو دستشان را به دعا بلند کردند و چنین فرمودند:
«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار»
خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان»
ابو مخنف از امام باقر علیهالسلام نقل مىکند: هنگامى که علىاصغر علیهالسلام در آغوش پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امامحسین علیهالسلام آنان را نفرین کردند.
در«زیارت ناحیه مقدسه از کلام حضرت بقیةاللهعجلاللهتعالیفرجهالشریف نیز آمده است: سلام بر عبدالله بن حسین، كودك شیرخوار و هدف تیر قرار گرفته و به خون تپیده و خونش به آسمان پرتاب شده و سر بریده شده با تیر در دامن پدرش! خدا لعنت كند تیرانداز به او، حرملةبنكاهلاسدی و همراهانش را!
و همچنین در فرازی دیگر:
السلام علی عبداللّه بن الحسن الزكی لعن اللّه قاتله و رامیه حرملةبنكاهلاسدی.
سلام بر عبداللّه بن حسن پاك دامن! خداوند، قاتل او و پرتاب كننده ی تیربه او، حرملةبنكاهلاسدی را لعنت كند.
تلخترين لحظات تاريخ ثبت کردهاند که: تمامي ياران و اصحاب امام حسين علیهالسلام به ميدان رفته و كشته شده بودند.
امام مظلوم علیهالسلام آخرين حجت را بر مردم تمام كردند و بانگ برآوردند:
«هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؟ ...
«آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند».
صدای امام علیهالسلام كه به خيمهها رسيد، بانوان حرم دريافتند كه اباعبدالله علیهالسلام ديگر ياوری ندارند، صدايشان به شيون و گريه بلند شد. امام به خيمهها آمدند تا شايد اهل حرم با ديدن حضرت اندكی آرام گيرند كه ناگاه صدای طفل شش ماهه «عبدالله بن الحسين» ـ كه به علي اصغر معروف بود ـ را شنيدند كه از شدت تشنگی میگريست.
امامحسین علیهالسلام قنداقهی علیاصغر را در دست گرفتند و به سوی دشمن رفتند؛ در مقابل لشكر يزيد ايستادند، سختتر از هر چیزی برای امام علیهالسلام این بود که از آن قوم لعین درخواست کنند اما؛ فرموند:
«ای مردم! اگر به من رحم نمیكنيد بر اين طفل رحم كنيد؛ او را ببرید و به او جرعه آبی بنوشانید ...»
که ناگاه آن سیه روی که سفید کرد روی جنایتکاران کربلا را، «حرملة»؛ تيري در كمان نهاد و گلوی طفل را در آغوش پدر نشانه گرفت. ناگاه دستان و سينه امام علیهالسلام به خون رنگين شد... سر كوچك و گردن ظريف طفل شيرخواره از بدن جدا شده بود...
بعد از آن و پس از به ميدان رفتن اباعبدالله علیهالسلام و در هنگامهي رزم آن بزرگوار در روز عاشورا، شمر و گروهی از پیادگان، امام حسین علیهالسلام را محاصره كردند و بر او سخت گرفتند. «مالكبننسر لعنه الله علیه» ضربه ای بر فرق مبارك حضرت وارد نمود و حضرت را مجروح ساخت. مدتی، سربازان وی را ترك گفتند و امام با پارچه ای، فرق مباركش را بست. سپس دوباره ایشان را در تنگنای محاصره قرار دادند. عبداللّه ، پسر امام حسن مجتبی علیهالسلام كه كودكی بیش نبود، خود را از دست عمه اش زینبسلاماللهعلیه رهاند و به سوی عمویش، حسین علیهالسلام آمد. حضرت زینبسلاماللهعلیه هر چه كوشیدند تا او راباز گردانند، نتوانستند.
بحر بن كعب ـ و بنا بر قولی حرملةبنكاهل ـ شمشیرش را بلند كرد تا بر امام بزند. در این حال، عبداللّه در حالی كه دستش را سپر امام كرده بود تا شمشیر به او نخورد، فرمود:
وای بر تو ای پسر زن خبیث! آیا عموی مرا می كشی؟
در این حال شمشیر بر دست عبداللّهبنحسن فرود آمد و آن را از بدن جدا كرد. حضرت، او را در بغل گرفتند و فرمودند:
صبر داشته باش چراکه به زودی به اجداد صالحت میپیوندی.
دراین لحظه، حرمله تیری به سوی او پرتاب كرد كه سر عبداللّه را در آغوش عمویش اباعبدالله علیهالسلام از بدن جدا ساخت.
از نفرین امام حسین علیهالسلام بعد به شهادت رسیدن حضرت علیاصغر علیهالسلام ، از نفرین امام زینالعابدین علیهالسلام و لعن امام زمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف، همانانکه مظهر عفو و گذشت از خطاکاران هستند، ولی اینگونه او را نفرین کردهاند معلوم مىشود که حرمله چقدر دل اهل بیت پیامبرعلیهمالسلام را به درد آورده است؛ حرامزادگان و گرگ صفتان کربلا، هرکدام جنایتی بزرگ و فراموشناشدنی مرتکب شده بودند اما هیچکس به اندازه حرمله لعنه الله علیه دل اهلبیتعلیهمالسلام را نرنجانده بود و خون به دل ایشان نکرد.
غصهی شهادت مظلومانهی کودکان حرم برای اهل بیت جزء وقایع جانسوز بوه و هست؛
آنچنان که عتبه بن بشیر اسدی میگوید:
روزی امام باقر علیهالسلام به من فرمودند: ای بنیاسد! خونی از ما پیش شماست.
عرض كردم: ای ابوجعفر! خدایت رحمت كند! گناه من در این میان چیست؟ حضرت فرمود: كودك حسین را پیش وی آوردند تا در آغوش گیرد و یكی از شما بنیاسد، تیری بر گلوی او زد و او را كشت.
حرملهلعنه الله علیه همچنین در ادامهی جنایات و سنگدلیهایش تیری مستقیم به اباعبدالله علیهالسلام پرتاب نمود و در شهادت عباسبنعلی علیهالسلام نیز نقش داشت؛ همین ملعون حامل سر ایشان به كوفه بود.
در جریان قیام مختار وقتی حرمله به دست ماموران وی دستگیر شد و دیگر راهی برای فرار و نجات خود نیافت برای آنکه داغ دل شیعیان را تازه کند به صراحت اعتراف کرد و با صدای بلند گفت:
اى امیر! حال که میدانم از دست تو رهایی ندارم پس گوش کن تا بگویم با مولایت در کربلا چه کردم:
در كربلا سه تیر سه شاخه داشتم كه آنها را با زهر آمیخته كرده بودم.
با یكى از آنها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دریدم.
با دومى هنگامى كه حسین علیهالسلام پیراهنش را بالا زد تا خون پیشانىاش را پاك سازد، قلبش را نشانه گرفتم.
و با سومى گلوى عبدالله بن حسن علیهالسلام را كه دركنار عمویش بود. شكافتم.
مختار كه جنایات حرمله را از زبان خودش شنیده بود تصمیم گرفت كه او را به سختترین شكل مجازات كند.
بعد از آنکه مختار دست اورا قطع کرد و وی را با آتش میسوزاند، جریان نفرین امام سجاد علیهالسلام را از زبان منهال که در آن لحظه همراه مختار بود شنید، پس به سجده رفت و شکر و حمد الهی به جا آورد و زمانی که سر از سجده برداشت جنازهی منفور آن ملعون نیز کاملا سوخته بود. مختار آن روز را به شکرانهی به اجابت رسیدن دعای امام سجاد علیهالسلام توسط او روزهی شکر گرفت.
نویسنده: خانم سمیه منیری
@fathe_khoon
بحر بن كعب ـ و بنا بر قولی حرملةبنكاهل ـ شمشیرش را بلند كرد تا بر امام بزند. در این حال، عبداللّه در حالی كه دستش را سپر امام كرده بود تا شمشیر به او نخورد، فرمود:
وای بر تو ای پسر زن خبیث! آیا عموی مرا می كشی؟
در این حال شمشیر بر دست عبداللّهبنحسن فرود آمد و آن را از بدن جدا كرد. حضرت، او را در بغل گرفتند و فرمودند:
صبر داشته باش چراکه به زودی به اجداد صالحت میپیوندی.
دراین لحظه، حرمله تیری به سوی او پرتاب كرد كه سر عبداللّه را در آغوش عمویش اباعبدالله علیهالسلام از بدن جدا ساخت.
از نفرین امام حسین علیهالسلام بعد به شهادت رسیدن حضرت علیاصغر علیهالسلام ، از نفرین امام زینالعابدین علیهالسلام و لعن امام زمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف، همانانکه مظهر عفو و گذشت از خطاکاران هستند، ولی اینگونه او را نفرین کردهاند معلوم مىشود که حرمله چقدر دل اهل بیت پیامبرعلیهمالسلام را به درد آورده است؛ حرامزادگان و گرگ صفتان کربلا، هرکدام جنایتی بزرگ و فراموشناشدنی مرتکب شده بودند اما هیچکس به اندازه حرمله لعنه الله علیه دل اهلبیتعلیهمالسلام را نرنجانده بود و خون به دل ایشان نکرد.
غصهی شهادت مظلومانهی کودکان حرم برای اهل بیت جزء وقایع جانسوز بوه و هست؛
آنچنان که عتبه بن بشیر اسدی میگوید:
روزی امام باقر علیهالسلام به من فرمودند: ای بنیاسد! خونی از ما پیش شماست.
عرض كردم: ای ابوجعفر! خدایت رحمت كند! گناه من در این میان چیست؟ حضرت فرمود: كودك حسین را پیش وی آوردند تا در آغوش گیرد و یكی از شما بنیاسد، تیری بر گلوی او زد و او را كشت.
حرملهلعنه الله علیه همچنین در ادامهی جنایات و سنگدلیهایش تیری مستقیم به اباعبدالله علیهالسلام پرتاب نمود و در شهادت عباسبنعلی علیهالسلام نیز نقش داشت؛ همین ملعون حامل سر ایشان به كوفه بود.
در جریان قیام مختار وقتی حرمله به دست ماموران وی دستگیر شد و دیگر راهی برای فرار و نجات خود نیافت برای آنکه داغ دل شیعیان را تازه کند به صراحت اعتراف کرد و با صدای بلند گفت:
اى امیر! حال که میدانم از دست تو رهایی ندارم پس گوش کن تا بگویم با مولایت در کربلا چه کردم:
در كربلا سه تیر سه شاخه داشتم كه آنها را با زهر آمیخته كرده بودم.
با یكى از آنها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دریدم.
با دومى هنگامى كه حسین علیهالسلام پیراهنش را بالا زد تا خون پیشانىاش را پاك سازد، قلبش را نشانه گرفتم.
و با سومى گلوى عبدالله بن حسن علیهالسلام را كه دركنار عمویش بود. شكافتم.
مختار كه جنایات حرمله را از زبان خودش شنیده بود تصمیم گرفت كه او را به سختترین شكل مجازات كند.
بعد از آنکه مختار دست اورا قطع کرد و وی را با آتش میسوزاند، جریان نفرین امام سجاد علیهالسلام را از زبان منهال که در آن لحظه همراه مختار بود شنید، پس به سجده رفت و شکر و حمد الهی به جا آورد و زمانی که سر از سجده برداشت جنازهی منفور آن ملعون نیز کاملا سوخته بود. مختار آن روز را به شکرانهی به اجابت رسیدن دعای امام سجاد علیهالسلام توسط او روزهی شکر گرفت.
نویسنده: خانم سمیه منیری
@fathe_khoon
نوحه زیبای حاج میثم مطیعی
التماس دعا از مسافران اربعین...
زائر! ز خود برون آ، وقتِ سفر رسیده
پا در ره ولا بگذار
جابر! به سوگ مولا ماه صفر دمیده
خود را به جاده ها بسپار
به قلب سالک نیست/اثر ز بیم ِ بلا
ز خود سفر باید/ به سوی کرب و بلا
چه بیم اگر این ره/ سوی بلا افتد
خوشا سری کزتن/ به کربلا افتد
اگرچه ناقابلم سر من فدای راه حسین
به غیر سر مرکبی ندارم برای راه حسین
جابر! به جای زینب، جای رباب و لیلا
باید سفر کنی امروز
زائر! به جای شیعه، سوی مزار مولا
باید خطر کنی امروز
به نوحه و افغان/به جاده باید رفت
به یاد طفل حسین/ #پیاده باید رفت
ببند احرامی/ که عید قربان است
مسیر کرب و بلا/ بدون پایان است
صبا! تو خود را، به صحن مولا، به آن سرا برسان
صدای ما را، سلام ما را، به کربلا برسان
داغ تو مرهمی تا صبح ابد ندارد
ای قبله ی دل عالم
الله اکبر از این ماتم که حد ندارد
الله اکبر از این غم
حبیب آمده بر/ حبیب می گرید
به غربتِ مردِ/ غریب می گرید
اگر که بی پاسخ/ سلامِ جابر بود
بدان بدونِ سر/ امامِ جابر بود
بمیرم آخر، بمیرم آخر، به غربت مولا
غریبِ مادر، فتاده بی سر، به دشت کرب و بلا
با خاطری غمین و با قامتی شکسته
در زیر بار ماتم ها
سوی مدینه آمد این کاروان خسته
بی ساربان خود اما
چه مجلسی برپا/ در این غم آباد است
که روضه خوان اینجا/ امام سجاد است
که سنگ می گرید/ که خاک می موید
دمی که زینب از/ حسین خود گوید
ز چله ی غم، نشد که زینب، دمی شود بیرون
چهل صباح و چهل مساء از غم تو گرید خون
التماس دعا از مسافران اربعین...
زائر! ز خود برون آ، وقتِ سفر رسیده
پا در ره ولا بگذار
جابر! به سوگ مولا ماه صفر دمیده
خود را به جاده ها بسپار
به قلب سالک نیست/اثر ز بیم ِ بلا
ز خود سفر باید/ به سوی کرب و بلا
چه بیم اگر این ره/ سوی بلا افتد
خوشا سری کزتن/ به کربلا افتد
اگرچه ناقابلم سر من فدای راه حسین
به غیر سر مرکبی ندارم برای راه حسین
جابر! به جای زینب، جای رباب و لیلا
باید سفر کنی امروز
زائر! به جای شیعه، سوی مزار مولا
باید خطر کنی امروز
به نوحه و افغان/به جاده باید رفت
به یاد طفل حسین/ #پیاده باید رفت
ببند احرامی/ که عید قربان است
مسیر کرب و بلا/ بدون پایان است
صبا! تو خود را، به صحن مولا، به آن سرا برسان
صدای ما را، سلام ما را، به کربلا برسان
داغ تو مرهمی تا صبح ابد ندارد
ای قبله ی دل عالم
الله اکبر از این ماتم که حد ندارد
الله اکبر از این غم
حبیب آمده بر/ حبیب می گرید
به غربتِ مردِ/ غریب می گرید
اگر که بی پاسخ/ سلامِ جابر بود
بدان بدونِ سر/ امامِ جابر بود
بمیرم آخر، بمیرم آخر، به غربت مولا
غریبِ مادر، فتاده بی سر، به دشت کرب و بلا
با خاطری غمین و با قامتی شکسته
در زیر بار ماتم ها
سوی مدینه آمد این کاروان خسته
بی ساربان خود اما
چه مجلسی برپا/ در این غم آباد است
که روضه خوان اینجا/ امام سجاد است
که سنگ می گرید/ که خاک می موید
دمی که زینب از/ حسین خود گوید
ز چله ی غم، نشد که زینب، دمی شود بیرون
چهل صباح و چهل مساء از غم تو گرید خون