|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
634 videos
65 files
413 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پخش مستند «موزیست» از شبکه افق
دوشنبه ۱۷ آذر، ساعت ۲۱:۳۰

کارگردان: مجید شکاری
تهیه‌کننده: محمدجواد اتابکی
نویسنده متن گفتار: حسام‌الدین ابوالحسنی
گوینده متن: صادق سراندیب
تهیه شده در گروه فرهنگی هنری صریر
در بحث روح‌الله زم، طبیعتا ما در جایگاه این نیستیم که در مورد حکم نظر بدیم. نه من که موافق اعدام او هستم -طبیعتا به وجد نیامده‌ام- و نه مخالفان.
اما می‌شود در مورد این رویه صحبت کرد که متهمین مهم و صاحب اطلاع، از ابتدای انقلاب تا امروز در مدت کوتاهی اعدام شده‌اند، اما روش ارتباطی آن‌ها هرگز -لااقل برای عموم- مشخص نشده.

در مورد صادق خلخالی هم، بیش از آنکه بحث درباره این باشد که اعدام‌ها درست بوده یا خیر، تصمیمات فوری و اقدام بدون اقدام رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی او جای سوال دارد.
تنها موردی که مشخص نیست توسط کدام عاقلی هدایت شد، حسین فردوست بود که از صحبت‌هایش دو جلد کتاب درآمد.

پایان کار زم هم مشخص بود، اما معرفی حلقه‌های ارتباطی خارج از ایران او در برخی کانال‌های تلگرامی، به گمانم جز هدایت ذهنی ما مردم توسط برخی دستگاه‌های امنیتی، هدف دیگری ندارد.
والا کیست که نداند روح‌الله زم حتما در مسئولین رده بالا، رفقایی داشته که با او همکاری کرده و اطلاعات می‌دادند.

تنها مسئله مهم در این پرونده، همین افراد داخلی هستند، باقی موارد واقعا هیچ اهمیتی ندارد.
@Nucleader
سلطان سلیمان عثمانی در دوره 46 ساله فرمانروایی خود، پنج بار عزم حمله به ایران کرد که در همه مراتب شکست خورد. سلطان عثمانی ظاهرا در جایی گفته بوده که «یراق سه ساله کرده با لشکر گران از چهار جانب به ملک ایران متوجه شده تا خراسان هیچ جا توقف نخواهیم کرد و شما را از روی قوت و قدرت مستاصل کرده ، خاک ایران را به باد فنا خواهیم داد.»

شاه طهماسب صفوی که این حملات در دوره‌ی او اتفاق افتاده، بعد از آخرین شکست سلیمان عثمانی نامه‌ای بلند برای او نوشته و یادآور می‌شود دست از تخیل رسیدن به ایران بردارد، والا به قول امروزی‌ها دودمانش را به باد می‌دهد. در جایی از متن این نامه آمده:

«پنج مرتبه به قصد ویرانی و خرابی این دیار با سیصد هزار لشکر متوجه شدی،. بی‌آنکه با تو محاربه و مقاتله نماییم، خود به خود شکست یافته، به حال سگان عاجز و پریشان به صد هزار خواری و زاری برگشتی و فرار نمودی و قوت و قدرت نداشتی که پنج روز در جایی توقف نمایی یا یک قریه از قرای ملک به تصرف خود درآوری.
رومی آمد بر در تبریز از خود رید و رفت
ریده ریده از در تبریز واگردید و رفت»

نامه را هم شاه طهماسب صفوی اینگونه به پایان می‌برد:
«از هاتف غیبی به گوش هوش می رسد که عن قریب آن مزور مردم فریب از غایت ظلم و فسق از لباس مستعار سلطنت وخسروی بیرون آمده به صد خواری و زاری چنان که ایلدرم بایزید به دست پادشاه عالم گیر صاحب قران امیر تیمور گورکان انارالله برهانه دستگیر گردید. تو نیز به دست غازیان عظام اسیر و مبتلا گشته چنان که مردود درگاه خالق شده و رسوای خلایق گردیده ای . تبراییان سرت را به گرزهای گران و تبر زین کوفته به خاک تیره یکسان سازند.»
@NucLeader
مدیرای ایرانی می‌تونن یک کورس دانشگاهی ویژه برای همه مدیران جهان بذارن و آموزش بدن چطور از کوچکترین چیزها میشه اپوزیسیون ساخت.

گزارش فوتبال هم پروژه دکتراشه
@Nucleader
«كمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بداريد. و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى‌كشند، كه چه وقت مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نمى‌بريد پسر انسان مى‌آيد.»
انجیل یوحنا، کلام حضرت مسیح سلام‌الله‌علیه در بشارت آمدن منجی عالم


@Nucleader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی وقت‌ها هرچه دست می‌بری تا واژه‌ها را کنار هم بگذاری و چیزی بنویسی که حالی و موقعیتی را وصف کند،‌ آنچه باید نمی‌شود.
جز این کلمات که از دهان این سید عزیز بیرون می‌آید، به نظرم هیچ عباراتی شایسته‌تر و بیان‌کننده‌تر از احوال ما در این یک‌سال نبود و نیست.

@NucLeader
⚫️ ناشئه الیل

یک سال از شهادت آن ذبیح بزرگ زمان ما می‌گذرد. آنکه اگر قرار باشد بر تعداد کشتگان عاشورای سال 61 هجری اضافه شود، احتمالا نام او پیش از همه، بعد از حبیب و زهیر و جون و بعد از ابالفضل‌العباس و علی‌اکبر علیه‌السلام قرار گیرد. او که از آسمان آمده بود، رحل اقامت بر این سیاره رنج، بر این کره خاکی افکنده بود، در گوشه‌ای از محل سکونت ابنای آدم، تاریخ را آنگونه رقم زد که پیش از آن، امام خمینی آن ماه بلند آسمان این سامان،‌ آن درهم کوبنده ظلمت و تاریکی در عصر جاهلیت ثانی و آن یادآور شکوه اهل‌بیت علیهم‌السلام رقم زده بود و دنباله‌اش، در دستان سیدی بود که امانت‌دار خوبی بود، هرچند که یاران جفا کنند و در میانه‌ی راه، یک‌یک سنگ راه او شوند.

یک سال از شهادت کسی می‌گذرد که خونش، سرخ‌تر از همه خون‌هایی بود که در رگ‌های حیات انسان‌های قرن پانزدهم هجری جاری بود. آنکه خدا احتمالا هرچند صد سال یک‌بار کسی را انتخاب می‌کند تا به بندگانش در روز بازپسین اثبات کند که در دنیای دنائت‌پیشگان، جهال و قداره‌بندها و در مغرورانه‌ترین حالت حیات بنی‌بشر هم کسی زیسته، آن‌سان که او و کسی نفس کشیده، چنان که او.

اما ما. شب تاریک غفلت ما را، فلقی بود از جنس خون سرخ او. ما بیدار نشدیم، بلکه به‌یکباره در خود فرو رفتیم و دیدیم به چه اندازه عمر خود را تباه کرده بودیم و آن‌میزان نفسانیت را بر خود پیشه کرده بودیم که هیچ شباهتی با او و عشقش به خدا و محبت خدا به او، آن‌چنان که در دل ما و در دل بندگان دیگر جاری شد، نداشتیم. دیدیم هرگز شبیه به او نبودیم و در هوای پاکی که او نفس کشیده، زیست نکرده بودیم. خم شدیم و در خود فرو خفتیم و اشک ریختیم. تنها چیزی که ما را امیدوار نگاه داشت، آتش محبت او و کینه خشمی بود که نسبت به دشمنانش در دل ما جاری شد.
راستش دوست داشتیم که این شعله، تا پایان عمر با ما بماند، اما گمان می‌کردیم بعد از یک هفته، یک ماه، چهل روز، چند ماه و نهایتا یک سال کم‌تر شود. اما نشد. بیشتر شد. ما در این یک سال، همه‌ی احوال و لحظه‌های تلخ تاریخ بودیم. ما، مردمانی بودیم که دوباره امام را از دست داده بودند، ما آن‌هایی بودیم که به تشییع تک‌تک شهدای دفاع مقدس رفته بودند. ما لحظه‌لحظه خانواده‌ی شهدای مدافع حرم بودیم. بازماندگان فردای بیست و سومین روز رمضان سال چهل و یک قمری بودیم. یتیم‌های کوفه بودیم بعد از علی علیه‌السلام. غم‌های زمین و آسمان مدینه بودیم، بعد از عاشورای شصت و یک هجری و خود بودیم و داغی عمیق و نفسی درمانده و معترف به آنکه هیچ نبودیم.

امروز اگر چیزی ما را به ادامه زندگی امیدوار می‌کند، شاید اندکی شباهت به انسان‌هایی چون او پیدا کردن است. و آمدن آن موعود صالح. دل‌بسته‌ایم به آنکه شاید لیاقت دیدنش را، در آن روز که حاج قاسم شهید و ابومهدی پرچمی از پرچم‌های سپاهش را به دست گرفته‌اند، داشته باشیم...
@NucLeader
انا لله و انا الیه راجعون
مظلوم بود.. ان‌شالله تیر تهمت‌ها، غفران و رضوان الهی او شود
▪️زمستان بود...

▫️زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیده‌های رفُرمیست که با خواندن کاغذپاره‌های قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا بشورند. کاش لااقل ویل دورانت را تا تَه خوانده بودند...

▫️همان چپ‌ها و چپ نماهای اول انقلاب که کاسب ساده بازاری را امپریالیست می خواندند و پونز در دست و قیچی در جیب در خیابان‌ها می‌گشتند تا خدمت بدحجاب ها و کراوتی‌ها برسند، به سفره دولتمردی که رسیدند و پاترول دهه شصت‌شان که شد تویوتا کرونای دهه هفتاد، خودشان سرمایه‌دارهای هفت تیغه‌ای شدند که برایمان از تجارت جهانی و مراوده با جهان می گفتند.

▫️آقایان مروجِ ریاست جمهوری مادام‌العمرِ فلانی که یاد گرفته بودند طرح‌های امنیتی و عملیات روانی را با جملات بی سر و ته بشیریه و سروش کادوپیچ کنند، لیبرال دموکراسی را از استاد اعظم فوکویاما هم غلیظ تر واگویه کردند و اگر او از پایان تاریخ گفته بود، اینها از پایان خدا و هرچیز مربوط به آن گفتند.

▫️عمله های چشم و گوش بسته پوزیتیویسم چند قرن پیش، به اسم آزادی سوار گُرده مردم شده بودند و از سر بی‌مایگی شده بودند سفره‌دار هانتینگتون و هابرماس و الخ. بله، زمستان اصلاحات بود. در سوز طاقت سوز آن زمستان، گرمای شجاعت و عمق بینش یک نفر دل‌های باورمندان به خدا و نبوت محمد(ص) و ولایت امیرالمومنین(ع) را قرص می‌کرد: آقای مصباح.

▫️آن روز که دین ستیزان به پیروی از اسلاف قرون وسطایی خود به جان مومنان و مخالفان خود افتاده بودند، آقای مصباح کم نیاورد، به ایمانش تکیه زد و سقفی ساخت برایمان از معرفت و اندیشه. شبهات را پاسخ گفت، مبانی را روشن کرد، اصول را صریح و دقیق بیان کرد و هر چه در جاده اندیشه پیش می رفت سفلگان روزگار، او را به تیر تهمت و دروغ و تمسخر بیشتر می‌نواختند.

▫️رحمت خدا بر او که کارهای بزرگش خطراتی را از سر انقلاب دور کرد و اهل نمایش و تفاخر نبود. رضوان خدا بر او با تیزبینی آنچه در آینده نیاز بود را امروز فراهم کرد. سلام بر او که ایستاد و به ما آموخت. درود بر او و حاج قاسم که از این روز، هر سال باید غم نبود هر دو عزیز را در این ایام به عزا بنشینیم. آه از روزگاری که در آن زیست می کنیم... .

yun.ir/v2zno

@baadieh
به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
▪️زمستان بود... ▫️زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیده‌های رفُرمیست که با خواندن کاغذپاره‌های قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا…
مصباح یزدی می‌توانست به شیوه رایج فقهای قم، به مرجعیت برسد، دفتری بزند و وجوهات بگیرد، شاگردانی دور خود جمع کند که غایت فکرشان کشیدن والضالین و احکام طهارت باشد، منتهای آمالشان هم تعطیلی و برپایی دسته‌ی پیاده‌روی در روز شهادت امام یازدهم.
هر وقت اوضاع پس بود، در پستویی بخزد، هر وقت اوضاع مناسب بود، نطقی کند.

او اما فلسفه می‌دانست. در روزگاری که روزنامه‌های زنجیره‌ای دست به دست هم می‌دادند چیزی را به جامعه حقنه کنند، از خلاف‌آمد روشنفکری حرکت کردن نهراسید، پایش را زمین کوبید و سخت ایستاد. ایستادگی کرد، استدلال کرد، کتاب نوشت. از انسان در قرآن و ولایت‌فقیه تا نقد فلاسفه غرب می‌گفت.

نه کاریکاتور روزنامه‌های مدعی آزادی‌خواهی دهه هفتاد، نه موج تهمت‌های دهه هشتاد، و نه تقطیع‌های انتخابی و خبرانلاینی دهه نود، هرگز او را خسته نکرد.

رضوان و غفران الهی بر او.
4_6017265274938459968.mp4
3.2 MB
از وقتی یادم هست، یعنی از وقتی رحیم صفوی در سپاه مسئولیت داشت تا امروز، او را آدم فاقد شعوری یافتم. چه آن‌وقت که مدام در تنور‌ اختلاف ارتش و سپاه می‌دمید، چه اکنون که اینطور سخن می‌گوید‌

رحیم صفوی می‌گوید انتقام بلند مدت از عاملان در دستور کار قرار دارد، اما فعلا امیدواریم تا ترامپ می‌رود اتفاقی نیفتد.

واقعا خودش از این حرف‌ها خنده‌اش نمی‌گیرد؟
@NucLeader
فرمانده کل سپاه گفته حاج قاسم پیش‌پیش انتقامش رو‌ بارها گرفته.
آره واقعا. بنده خدا می‌دونست شماها این کاره نیستید. این کار رو هم خودش کرد.

هفته بعدم میگن شهید گفت انتقام نگیرید.

@Nucleader
برای اونهایی که از مجلس و دولت تا جاهای دیگه سالها میگفتن رهبری اگر مخالف برجام بود، دولت جرأت نمی‌کرد مذاکره کنه، احتمالا ماله‌کشی با این نوع استدلال، سخت‌تر از قبل بشه. وقتی رهبر انقلاب گفتند من قبلا هم خصوصی به مسئولین در مورد ممنوعیت خرید واکسن صحبت‌هایی عرض کردم. درحالیکه در یک ماه گذشته، بارها صحبت از تلاش دولت برای خرید این واکسن‌ها شده بود.
@Nucleader
ما او را نمی‌شناسیم. او روح‌الامین بود و جلوه‌ای از جلوات او در کالبدی زمینی درآمد تا بهانه خلقت عالم پیدا شود.
درک او، بزرگتر از عقل زمینی ما و نوشتن از او، ‌بیشتر از دوات شدن آب همه دریاها و لوح شدن همه‌ی برگ درختان.

اینکه نمی‌دانیم کدام خاک مأمن اوست، عجیب نیست. اینکه تاریخ در نقل تاریخ شهادتش درمانده یا نمی‌داند دقیقا چند ساله بود که از زمین کند و جان به آسمان پرگشود، همه نشان از درماندگی در برابر او است. ما کوهی به بلندای آسمانیم از نادانسته‌هایی پیرامون او.

کلمه‌ها درباره‌ او به کار نمی‌آیند. کتاب‌ها نمی‌توانند آن‌سان که باید او را تعریف کنند و آدم‌ها آنچنان که شایسته اوست، راه به شناختش ندارند.
آن چیزی که از بلندای روح او در میان ما مانده، همان صدای رسای عدالت در برابر ظلم است. او، حیدر کرار است. او مصطفایی است که عالم را دگرگون کرد. او حسن است در سپاه فتنه‌شکن علی و قیام حسین است. او واژه واژه کلمات زینب است.
و او، همه قیام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف است.

در وصف او شاید بهترین سخنان همین باشد که «عجز الواصفون عن صفتک، ما عرفناک حق معرفتک».

سالروز شهادت بانوی دو عالم، شفیعی که در روز محشر چشم‌ها در برابر بزرگیش بسته و دل‌ها به شفاعتش امیدوار است، حضرت فاطمه را به محضر حضرت بقیه‌الله الاعظم روحی و اروحنا فداه تسلیت عرض می‌کنیم. بلکه در روز حسرت نسل آدم، از زیان‌کاران نباشیم.

@Nucleader
پرده اول
من در اینجا نخستین زنی بودم که مدیر شدم. همه چیز را
 وقف کار کردم. در ابتدا هیجان انگیز بود که به جایی رسیده باشی که پیش از این هرگز زنی در آن نبوده.  حالا چیزی جز یک شغل نیست.اما از همه چیز بدتر این تنهایی آزاردهنده است. تحمل‌ناپذیر است که هر شب تنها به این آپارتمان برگردم. دوست داشتم خانه‌ای یا شاید باغی داشتم. شاید باید بچه دار شوم حتی اگر پدری نداشته باشد. در آن صورت دست کم خانواده ای دارم. بایستی راه بهتری هم برای زندگی وجود داشته باشد. زنی تنها.

 پرده دوم
ماریا رزا دالاکوستا و سلما جیمز در مقاله ی 《زنان و براندازی جامعه》 ادعا کردند که کار خانگی زنان کاری مولد است. کار زنان شرط لازم برای هر کار دیگری است که به
نوبه ی خود از آن ارزش اضافی اخذ می شود.

پرده سوم
الشتاین مدعی بود مبالغه ای درباره ی شمار زنانی که می  خواهند شبیه مردان بشوند و به جای 《همسر》 و 《مادر》 نقش 《شهروند》 و 《کارگر》 را داشته باشند وجود دارد
مادر بودت نقشی هم ارز با دانشمند یا افسر نیروی هوایی نیست. مادر بودن فعالیتی دشوار، ارزشمند، سرشار از مهر و کین، آزار دهنده و شادی آور است که ماهیتی زیست شناختی، طبیعی،اجتماعی، نمادین و عاطفی دارد. دست کم گرفتن تفاوت هایی که میان مادر بودن و شاغل بودن وجود دارد، گذشته از آن که روابط خصوصی ما را تهی می سازد، به معنای ساده پنداشتن کار هایی است که می توان و باید انجام داد تا وضعیت زنان که برای حل مشکلات شان مدام به تغیر نقش تشویق می شوند، دگرگون شود.
Elishtain, J.B, 1981 Public Man, Private Women.

پرده چهارم:
مقالاتی که برای زنان نوشته می شود تا به آنان توصیه کند برای موفقیت چگونه لباس بپوشند، در دنسای مردان چگونه کار خود را پیش ببرند، مراقب باشند در ملا عام گریه نکنند، از دوستی های صمیمانه بپرهیزند، قاطع باشند و هندبال بازی کنند، فقط به این درد می خورد که به مرور آنچه را که در نهایت شاید بهترین خصوصیت زنان باشد - یعنی قابلیتی که برای خلق و حفظ اجتماع از راه ارتباط با دوستان و خانواده - آموخته اند، از خاطر آنان بزداید. زنان نباید این آموخته ها را از یاد ببرند.

برگرفته از کتاب در آمدی جامع بر نظریه های فمینیستی نوشته رزمری تانگ
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@Nucleader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیروز لری کینگ مرد. تاک‌شوی معروفی داشت که چند دهه روی آنتن بود. خودش هم به خبره بودن در مجری‌گری معروف بود.
این ویدیو را به مناسبت مرگ او منتشر می‌کنم

پ.ن: به گمانم در مناظره و مصاحبه‌های تلویزیونی، احمدی‌نژاد پدیده عجیبی بود.
کافی است به پلک زدن او بعد از جمله‌اش خطاب به اسرائیل توجه کنید.
@Nucleader
یه زمانی شاکی بودیم از آقایون که چرا به خبرها واکنش سریع نمی‌دید. الان باید شاکی بشیم که چرا واکنش نشون می‌دید؟ سکوت کنید خواهشا. ما اصلا نگران نمی‌شیم. مشکلی هم نیست.
فقط شما تئوری ندید که ما رو آروم کنید

@Nucleader
آااااای مجلس شورای اسلامی
آدم باش!
در سال ۴۲، هنگامی که در بازار تهران، بعضی از فقها را زدند، مردم را زیر ضرب و شتم گرفتند و همه قدرت‌ها نیز از این کار دولت پشتیبانی کردند.

امام فرمودند: اگر یک قطره از خون اباعبدالله هم در رگ‌های من باشد، تا زمانی که رژیم ستمشاهی را ساقط نکنم از پای نمی‌نشینم. و نه تنها آن؛ بلکه آمریکا را نیز به ذلت و خواری می‌کشانم

منبع: پا به پای آفتاب؛ ج۳، ص۲۶۹
@Nucleader

پ.ن: این نقل متواتر است و منبع ذکر شده. اگرچه در صحیفه نور یافت نشد