یادی کنیم از این مرحوم و دعا کنیم انشاءالله خدا عذاب قبرش رو به واسطه مسیری که در این انقلاب پایهگذاری کرد زیاد کنه.
@Nucleader
@Nucleader
Forwarded from دربارهی جنگ علیه میهنمان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسم فخریزاده که میآید ایهود اولمرت میخندد. او میگوید من فخریزاده را خیلی خوب میشناسم. خیلی بهتر از چیزی که فکر میکند. او در امان نیست.
مدافع ایران باشیم 🇮🇷🏴
ما را به دوستان خود معرفی کنید.
🇮🇷🏴 اتحاد ایرانی در برابر اتحاد ضد ایرانی
مدافع ایران باشیم 🇮🇷🏴
ما را به دوستان خود معرفی کنید.
🇮🇷🏴 اتحاد ایرانی در برابر اتحاد ضد ایرانی
⭕️ حفره امنیتی
حدودا یک ساعت در نت جستجو کرده و واژههای فارسی، انگلیسی و عبری را آزمودم. ترجیح دادم بهجای اینکه لینکهای متعددی قرار دهم، توضیحی بنویسم. سال 96 گزارشی در تابناک نوشته شده و به این اشاره کرده است که پانزده دانشمند هستهای در لیست ترور موساد بودند. از قضا در همین متن به «محسن فخریزاده» اشاره و عنوان شده است که او مهمترین این لیست است.
در مطلب دیگری در همان سالها خبرگزاری آنا در مالهکشی اجازه دادن دولت در قرارداد برجام به بازرسی از سازمان انرژی اتمی و دانشمندان هستهای و تلاش برای اینکه این امر را به دولت احمدینژاد بچسباند، از قضا عنوان شده بود که مهمترین فردی که آنها به دنبالش هستند همین آقای فخریزاده بوده و به همین دلیل در محافل عمومی رؤیت نمیشود.
بعد هم ماجرای لو رفتن اسامی دانشمندان هستهای پیش آمد و حاشا کردن آن توسط آقایان. مسئله دانشمندان هستهای از قضا آنقدر مهم بود که آبان سال 94، یعنی همان روزهای امضای برجام، رویترز مطلبی مینویسد و در آن به این اشاره میکند که آمریکاییها گفتهاند اگر ایران از برجام تخطی کند، احتمال برخورد نظامی هم هست و در انتهای گزارش نوشته شده که باید تکتک گزینههایی مثل «ترور دانشمندان هستهای»، «ویروس استاکسنت»، «بمبگذاری» و «خرابکاریهای تکنولوژی» را که قبلا هم انجام شده، مدنظر قرار داد.
ترور امروز، خرابکاریهای یک سال اخیر و... شاید یادآور همین نوشته باشند.
از قضا همان روز یعنی پنج آبان 94، آقای کمالوندی با شبکه «آیتیوی» مصاحبهای کرده میگوید «مصاحبه با دانشمندان هستهای تحت شرایطی موافقت شده و با دقت خاص رخ میدهد.»
چند فیلم هم در یوتیوب مشاهده کردم. به عنوان مثال یک کانال یوتیوبی کلا شش ویدیو دارد که اولینش هشت سال و آخرینش شش سال قبل بارگزاری شده و همه درباره آقای فخریزاده است. محتوای ویدیوها بیارزش است، ولی مشخصا او را عدهای میشناختند. از ایهود اولمرت که ویدیویش را گذاشتم تا نتانیاهو.
خلاصه کنم و حرف آخرم را بزنم. بگذارید با خودمان رو راست باشیم. شهید محسن فخریزاده را هم اسرائیل خوب میشناخته، هم عزیزان در داخل میدانستند که سوژهی اصلی ترور است. هم اسرائیل میداند که سیستم اطلاعاتی ایران چقدر در خاکش نفوذ دارد و هم ما دیدیم که عزیزان وقتی خواستند کاری را بکنند، چطور در خاک کشور دیگری، چند نفر را در همین یک سال دستگیر کردند و آوردند. پس اینجا حفره امنیتی داریم و عمیقا معتقدم کسانی که من قبلا هم آنها را «شبکه» خواندهام، دست به دست هم دادهاند و حلقه امنیتی این دانشمند هستهای را خالی گذاشتهاند تا خیلی راحت توی خاک خودمان تحقیر شویم. ما تحقیر شدیم. هیچ غلطی هم قرار نیست بکنیم. چون در قضیه حاج قاسم نشان دادیم که خیلی فشلتر از پاسخ دادنیم. دولت جاسوس یهود که در این سالها تکلیف مسئله امنیتی را با وقایع مختلفی از آزادی جاسوسهای متعدد تا لو دادن پروندهها هستهای و غیره و ذلک معلوم کرده. برادران سپاهی هم در مسئله حاج قاسم نشان دادند که حرف رهبری را زمین گذاشتند و مصالح و توجیهات را اصل قرار دادند.
ما عمیقا درگیر یک شبکه شدیم و این شبکه در کاملترین ارتباط خود با اسرائیل قرار دارد. طوری حرکت میکند که ما نه بعد از 13 دی سال گذشته و نه امروز نتوانیم کاری کنیم. کاری هم نمیشود کرد. چون برای کاری انجام دادن، باید سر شبکه را قطع کرد و جواسیس را در دریا ریخت.
توضیح بیشتر از این هم وقت عزیزان را خواهد گرفت، چرا که همه میدانیم وضعیت چیست. همه. از برادران تا من و شما.
@NucLeader
حدودا یک ساعت در نت جستجو کرده و واژههای فارسی، انگلیسی و عبری را آزمودم. ترجیح دادم بهجای اینکه لینکهای متعددی قرار دهم، توضیحی بنویسم. سال 96 گزارشی در تابناک نوشته شده و به این اشاره کرده است که پانزده دانشمند هستهای در لیست ترور موساد بودند. از قضا در همین متن به «محسن فخریزاده» اشاره و عنوان شده است که او مهمترین این لیست است.
در مطلب دیگری در همان سالها خبرگزاری آنا در مالهکشی اجازه دادن دولت در قرارداد برجام به بازرسی از سازمان انرژی اتمی و دانشمندان هستهای و تلاش برای اینکه این امر را به دولت احمدینژاد بچسباند، از قضا عنوان شده بود که مهمترین فردی که آنها به دنبالش هستند همین آقای فخریزاده بوده و به همین دلیل در محافل عمومی رؤیت نمیشود.
بعد هم ماجرای لو رفتن اسامی دانشمندان هستهای پیش آمد و حاشا کردن آن توسط آقایان. مسئله دانشمندان هستهای از قضا آنقدر مهم بود که آبان سال 94، یعنی همان روزهای امضای برجام، رویترز مطلبی مینویسد و در آن به این اشاره میکند که آمریکاییها گفتهاند اگر ایران از برجام تخطی کند، احتمال برخورد نظامی هم هست و در انتهای گزارش نوشته شده که باید تکتک گزینههایی مثل «ترور دانشمندان هستهای»، «ویروس استاکسنت»، «بمبگذاری» و «خرابکاریهای تکنولوژی» را که قبلا هم انجام شده، مدنظر قرار داد.
ترور امروز، خرابکاریهای یک سال اخیر و... شاید یادآور همین نوشته باشند.
از قضا همان روز یعنی پنج آبان 94، آقای کمالوندی با شبکه «آیتیوی» مصاحبهای کرده میگوید «مصاحبه با دانشمندان هستهای تحت شرایطی موافقت شده و با دقت خاص رخ میدهد.»
چند فیلم هم در یوتیوب مشاهده کردم. به عنوان مثال یک کانال یوتیوبی کلا شش ویدیو دارد که اولینش هشت سال و آخرینش شش سال قبل بارگزاری شده و همه درباره آقای فخریزاده است. محتوای ویدیوها بیارزش است، ولی مشخصا او را عدهای میشناختند. از ایهود اولمرت که ویدیویش را گذاشتم تا نتانیاهو.
خلاصه کنم و حرف آخرم را بزنم. بگذارید با خودمان رو راست باشیم. شهید محسن فخریزاده را هم اسرائیل خوب میشناخته، هم عزیزان در داخل میدانستند که سوژهی اصلی ترور است. هم اسرائیل میداند که سیستم اطلاعاتی ایران چقدر در خاکش نفوذ دارد و هم ما دیدیم که عزیزان وقتی خواستند کاری را بکنند، چطور در خاک کشور دیگری، چند نفر را در همین یک سال دستگیر کردند و آوردند. پس اینجا حفره امنیتی داریم و عمیقا معتقدم کسانی که من قبلا هم آنها را «شبکه» خواندهام، دست به دست هم دادهاند و حلقه امنیتی این دانشمند هستهای را خالی گذاشتهاند تا خیلی راحت توی خاک خودمان تحقیر شویم. ما تحقیر شدیم. هیچ غلطی هم قرار نیست بکنیم. چون در قضیه حاج قاسم نشان دادیم که خیلی فشلتر از پاسخ دادنیم. دولت جاسوس یهود که در این سالها تکلیف مسئله امنیتی را با وقایع مختلفی از آزادی جاسوسهای متعدد تا لو دادن پروندهها هستهای و غیره و ذلک معلوم کرده. برادران سپاهی هم در مسئله حاج قاسم نشان دادند که حرف رهبری را زمین گذاشتند و مصالح و توجیهات را اصل قرار دادند.
ما عمیقا درگیر یک شبکه شدیم و این شبکه در کاملترین ارتباط خود با اسرائیل قرار دارد. طوری حرکت میکند که ما نه بعد از 13 دی سال گذشته و نه امروز نتوانیم کاری کنیم. کاری هم نمیشود کرد. چون برای کاری انجام دادن، باید سر شبکه را قطع کرد و جواسیس را در دریا ریخت.
توضیح بیشتر از این هم وقت عزیزان را خواهد گرفت، چرا که همه میدانیم وضعیت چیست. همه. از برادران تا من و شما.
@NucLeader
هرچه جلوتر میرویم، بیشتر اعتقاد پیدا میکنم که نوشتن، رطب و یابس بافتن است.
خصوصا اینکه در مورد اینجور چیزها هم نمیشود نوشت. والا انقدر ترور انجام شده تحقیر کننده بوده که باید دو دستی بزنیم توی سر خودمان.
بعد دوستان ما در کانال ایکس و ایگرگ فکر میکنند 1400 همه چیز درست میشود. در خون این عزیزان خیلیها شریکند. از آن مرحوم که این مشی لیبرالی را در این انقلاب باز کرد تا شورای نگهبان که اجازه داد کشور هفت سال دست جماعتی باشد که امام را فرزند ناخلف آمریکا و پیغمبر را صاحب خطا بدانند.
خستهایم حقیقتا.
خصوصا اینکه در مورد اینجور چیزها هم نمیشود نوشت. والا انقدر ترور انجام شده تحقیر کننده بوده که باید دو دستی بزنیم توی سر خودمان.
بعد دوستان ما در کانال ایکس و ایگرگ فکر میکنند 1400 همه چیز درست میشود. در خون این عزیزان خیلیها شریکند. از آن مرحوم که این مشی لیبرالی را در این انقلاب باز کرد تا شورای نگهبان که اجازه داد کشور هفت سال دست جماعتی باشد که امام را فرزند ناخلف آمریکا و پیغمبر را صاحب خطا بدانند.
خستهایم حقیقتا.
عبرت اول
باربارا تاکمن در کتاب «توپهای ماه اوت» در چند فصل مفصل از موضع صلحطلبانه و بیطرفانه بلژیک قبل از جنگ جهانی اول صحبت میکند. بلژیک آنچنان از تعهد انگلستان و فرانسه بر بیطرفی بلژیک مطمئن بود که تمام زیر ساختهای دفاعی خود را رها کرده بود. فصول بعدی کتاب به این موضوع میپردازد، انگلستان و فرانسه هر دو نقشهای مبنی بر نقض بیطرفی بلژیک روی میزشان بود و آلمان دقیقا به خاطر بیطرف بودن بلژیک، راه این کشور را برای عبور نیروهایش برای رسیدن به مرزهای فرانسه انتخاب کرد. هنگام جنگ اگر طرف صلح برویم و حرفهای صلح آمیز بزنیم، قطعا اولین کشور در لیست تجاوز قرار خواهیم گرفت.
عبرت دوم
دیوید فرامکین در کتاب «صلحی که تمام صلحها را برباد داد»، از موضعگیری ترکهای عثمانی در مقابله با بریتانیا سخن میگوید.
انگلستان ابتدا تصور میکرد ترکهای جوان عثمانی، طرفدار یهودیان هستند و به خاطر همین علیه امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول وارد عمل شد. بعد از مقاومت در تنگه داردانل و گالیپولی توسط ترکهای عثمانی و عقبنشینی نیروی دریای بریتانیا، امپراطوری معظم و کبیر انگلستان با ترکهای جوان عثمانی وارد مذاکره میشود. البته طرف مذاکره کننده بریتانیایی حداکثر امتیازی که میتواند به ترکهای عثمانی قول دهد، دیکته شده بود و همین طور گفته شده بود در ابتدای مذاکره حداقل امتیازها (امتیازهایی که حتی بدون مذاکره هم عثمانیها می توانستند بدست بیاورند) مورد بحث قرار گیرد و اگر طرف عثمانی لجاجت ( بخوانید اقتدار) بخرج داد، آن وقت حداکثر امتیاز را روی میز مذاکره قرار دهید.
ترک های عثمانی از مذاکره با بریتانیا آنچنان خوشحال بودند که همان امتیازهای اولیه بریتانیا را بعنوان ماحصل مذاکرات و نتیجه مذاکرات پذیرفتند.
بریتانیا وقتی موضع ضعیف عثمانی را پس از مذاکرات مشاهده کرد، روح استعمارگر دولت فرانسه را برای گرفتن مستعمرات شامات عثمانی قلقلک داد و قرارداد سایکس_پیکو را با فرانسه برای تجزیه عثمانی منعقد کرد. ( البته بریتانیا بر سر همین قرار هم نماد و اگر موضع قدرتمندانه فرانسه نبود، به تعهدات این قرارداد هم عمل نمیکرد و فرانسه نیز دست کمی از بریتانیا نداشت.) و عثمانی پس از مذاکره با بریتانیا تجزیه شد.
پ.ن1: جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند بر روی بندگان خاص خود می گشاید.
پ.ن2: آن مردمی که از امام حسن علیهالسلاک تقاضای صلح کردند و زیر بار جهاد نرفتند، مجبور شدند ناموس خود را به دست حجاج بن یوسف ثقفی بسپارند...
نویسنده: مردی که سیکل هم نداشت
@Nucleader
باربارا تاکمن در کتاب «توپهای ماه اوت» در چند فصل مفصل از موضع صلحطلبانه و بیطرفانه بلژیک قبل از جنگ جهانی اول صحبت میکند. بلژیک آنچنان از تعهد انگلستان و فرانسه بر بیطرفی بلژیک مطمئن بود که تمام زیر ساختهای دفاعی خود را رها کرده بود. فصول بعدی کتاب به این موضوع میپردازد، انگلستان و فرانسه هر دو نقشهای مبنی بر نقض بیطرفی بلژیک روی میزشان بود و آلمان دقیقا به خاطر بیطرف بودن بلژیک، راه این کشور را برای عبور نیروهایش برای رسیدن به مرزهای فرانسه انتخاب کرد. هنگام جنگ اگر طرف صلح برویم و حرفهای صلح آمیز بزنیم، قطعا اولین کشور در لیست تجاوز قرار خواهیم گرفت.
عبرت دوم
دیوید فرامکین در کتاب «صلحی که تمام صلحها را برباد داد»، از موضعگیری ترکهای عثمانی در مقابله با بریتانیا سخن میگوید.
انگلستان ابتدا تصور میکرد ترکهای جوان عثمانی، طرفدار یهودیان هستند و به خاطر همین علیه امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول وارد عمل شد. بعد از مقاومت در تنگه داردانل و گالیپولی توسط ترکهای عثمانی و عقبنشینی نیروی دریای بریتانیا، امپراطوری معظم و کبیر انگلستان با ترکهای جوان عثمانی وارد مذاکره میشود. البته طرف مذاکره کننده بریتانیایی حداکثر امتیازی که میتواند به ترکهای عثمانی قول دهد، دیکته شده بود و همین طور گفته شده بود در ابتدای مذاکره حداقل امتیازها (امتیازهایی که حتی بدون مذاکره هم عثمانیها می توانستند بدست بیاورند) مورد بحث قرار گیرد و اگر طرف عثمانی لجاجت ( بخوانید اقتدار) بخرج داد، آن وقت حداکثر امتیاز را روی میز مذاکره قرار دهید.
ترک های عثمانی از مذاکره با بریتانیا آنچنان خوشحال بودند که همان امتیازهای اولیه بریتانیا را بعنوان ماحصل مذاکرات و نتیجه مذاکرات پذیرفتند.
بریتانیا وقتی موضع ضعیف عثمانی را پس از مذاکرات مشاهده کرد، روح استعمارگر دولت فرانسه را برای گرفتن مستعمرات شامات عثمانی قلقلک داد و قرارداد سایکس_پیکو را با فرانسه برای تجزیه عثمانی منعقد کرد. ( البته بریتانیا بر سر همین قرار هم نماد و اگر موضع قدرتمندانه فرانسه نبود، به تعهدات این قرارداد هم عمل نمیکرد و فرانسه نیز دست کمی از بریتانیا نداشت.) و عثمانی پس از مذاکره با بریتانیا تجزیه شد.
پ.ن1: جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند بر روی بندگان خاص خود می گشاید.
پ.ن2: آن مردمی که از امام حسن علیهالسلاک تقاضای صلح کردند و زیر بار جهاد نرفتند، مجبور شدند ناموس خود را به دست حجاج بن یوسف ثقفی بسپارند...
نویسنده: مردی که سیکل هم نداشت
@Nucleader
Forwarded from شهید سید محمدباقر صدر
💠 نتیجۀ وادادگی در برابر غرب
در حدیث صحیحی از معصومان علیهمالسلام اشاره شده که در عصر غیبت، مؤمنی که دین خودش را نگه دارد همانند کسی است که زغال افروختهای را در دست نگه داشته باشد. بله، مؤمنِ دیندار مانند کسی است که زغال افروخته در دست نگه داشته است؛ زیرا دینداری در این عصر خلاف قاعده و نادر شده است.
اوضاع بهگونهای شده که نگه داشتن دین و تمسک به آن و اینکه فرد بیهیچ تزلزل و ناآرامی و بیهیچ درنگ و خودباختگی در راه دین استوار بماند، مانند نگه داشتن زغال افروخته در دست است؛ یعنی نوعی قربانی شدن و شکنجه است که مؤمن راستین، با چنین حالی سعی میکند در راه خدای متعال باقی بماند؛ چون او با این مقاومت و ایستادگی با جریانی بزرگ و توفنده رودررو میشود؛ جریانی که به سرتاسر جهان اسلام هجوم آورده است. آری، به همۀ جهان اسلام حمله کرده است، اما با درجات مختلف…
اگر میخواهید فرجام ما در عراق یا مصر یا ایران یا هر نقطۀ دیگری از جهان اسلام را ببینید، به آن دسته از کشورهای اسلامی نگاه کنید که از اروپا بیشتر استقبال کردند و در برابر تمدن اروپا از خود وادادگی بیشتری نشان دادند؛ به ترکیه و فرجام ترکیه نگاه کنید: وادادگی در برابر تمدن اروپا و دوری از اسلام.
این کشور زمانی از کشورهایی بود که بر جهان حکومت میکرد، اما نسبت به تمدن اروپا پذیرش و وادادگی بیشتری داشت و در نتیجه، عاقبتش این شد که میبینید. [صرفاً به این دلیل که] شکلپذیری و هویتپذیری آنها از ما بیشتر بود.
📚 حوزه و بایستهها، ص١۴۶-١۴٧.
🆔 @shahidsadr
در حدیث صحیحی از معصومان علیهمالسلام اشاره شده که در عصر غیبت، مؤمنی که دین خودش را نگه دارد همانند کسی است که زغال افروختهای را در دست نگه داشته باشد. بله، مؤمنِ دیندار مانند کسی است که زغال افروخته در دست نگه داشته است؛ زیرا دینداری در این عصر خلاف قاعده و نادر شده است.
اوضاع بهگونهای شده که نگه داشتن دین و تمسک به آن و اینکه فرد بیهیچ تزلزل و ناآرامی و بیهیچ درنگ و خودباختگی در راه دین استوار بماند، مانند نگه داشتن زغال افروخته در دست است؛ یعنی نوعی قربانی شدن و شکنجه است که مؤمن راستین، با چنین حالی سعی میکند در راه خدای متعال باقی بماند؛ چون او با این مقاومت و ایستادگی با جریانی بزرگ و توفنده رودررو میشود؛ جریانی که به سرتاسر جهان اسلام هجوم آورده است. آری، به همۀ جهان اسلام حمله کرده است، اما با درجات مختلف…
اگر میخواهید فرجام ما در عراق یا مصر یا ایران یا هر نقطۀ دیگری از جهان اسلام را ببینید، به آن دسته از کشورهای اسلامی نگاه کنید که از اروپا بیشتر استقبال کردند و در برابر تمدن اروپا از خود وادادگی بیشتری نشان دادند؛ به ترکیه و فرجام ترکیه نگاه کنید: وادادگی در برابر تمدن اروپا و دوری از اسلام.
این کشور زمانی از کشورهایی بود که بر جهان حکومت میکرد، اما نسبت به تمدن اروپا پذیرش و وادادگی بیشتری داشت و در نتیجه، عاقبتش این شد که میبینید. [صرفاً به این دلیل که] شکلپذیری و هویتپذیری آنها از ما بیشتر بود.
📚 حوزه و بایستهها، ص١۴۶-١۴٧.
🆔 @shahidsadr
4_5924902458504514112.mp4
5.6 MB
انتشار این صوت در زمانی که مذاکره کنندگان با انتشار عکس اهدای مدال افتخار به این شهید عزیز قصد دارند لکه ننگ مذاکره و برجام رو با همراهی این شهید، در چشم مردم تصور کنند قابل شنیدنه.
اگر نهضت انقلاب اسلامی زنده است، بخاطر خون همچون او و همچون حاج قاسمی است، والا از انبان سیاستبازی، دیاثت هفت ساله دولت و بیصفتی مجلس در میاد.
@Nucleader
اگر نهضت انقلاب اسلامی زنده است، بخاطر خون همچون او و همچون حاج قاسمی است، والا از انبان سیاستبازی، دیاثت هفت ساله دولت و بیصفتی مجلس در میاد.
@Nucleader
|نیوکلیدر|
تماشای مستند «هالیوود؛ یک آمریکای رؤیایی» در سایت فیلمگردی. https://filmgardi.com/p/2ce0 نویسنده و کارگردان: حسامالدین ابوالحسنی تدوین: مجید شکاری گوینده متن: امیرحسین سلیمانی @NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 پخش مستند هالیوود؛ یکآمریکای رؤیایی
چهارشنبه (امروز) ۱۲ آذر ماه از شبکه افق ساعت ۲۱:۳۰
🎬 نویسنده و کارگردان: حسامالدین
ابوالحسنی
تدوین: مجید شکاری
گوینده متن: امیرحسین سلیمانی
چهارشنبه (امروز) ۱۲ آذر ماه از شبکه افق ساعت ۲۱:۳۰
🎬 نویسنده و کارگردان: حسامالدین
ابوالحسنی
تدوین: مجید شکاری
گوینده متن: امیرحسین سلیمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پخش مستند «موزیست» از شبکه افق
دوشنبه ۱۷ آذر، ساعت ۲۱:۳۰
کارگردان: مجید شکاری
تهیهکننده: محمدجواد اتابکی
نویسنده متن گفتار: حسامالدین ابوالحسنی
گوینده متن: صادق سراندیب
تهیه شده در گروه فرهنگی هنری صریر
دوشنبه ۱۷ آذر، ساعت ۲۱:۳۰
کارگردان: مجید شکاری
تهیهکننده: محمدجواد اتابکی
نویسنده متن گفتار: حسامالدین ابوالحسنی
گوینده متن: صادق سراندیب
تهیه شده در گروه فرهنگی هنری صریر
در بحث روحالله زم، طبیعتا ما در جایگاه این نیستیم که در مورد حکم نظر بدیم. نه من که موافق اعدام او هستم -طبیعتا به وجد نیامدهام- و نه مخالفان.
اما میشود در مورد این رویه صحبت کرد که متهمین مهم و صاحب اطلاع، از ابتدای انقلاب تا امروز در مدت کوتاهی اعدام شدهاند، اما روش ارتباطی آنها هرگز -لااقل برای عموم- مشخص نشده.
در مورد صادق خلخالی هم، بیش از آنکه بحث درباره این باشد که اعدامها درست بوده یا خیر، تصمیمات فوری و اقدام بدون اقدام رسانهای و اطلاعرسانی او جای سوال دارد.
تنها موردی که مشخص نیست توسط کدام عاقلی هدایت شد، حسین فردوست بود که از صحبتهایش دو جلد کتاب درآمد.
پایان کار زم هم مشخص بود، اما معرفی حلقههای ارتباطی خارج از ایران او در برخی کانالهای تلگرامی، به گمانم جز هدایت ذهنی ما مردم توسط برخی دستگاههای امنیتی، هدف دیگری ندارد.
والا کیست که نداند روحالله زم حتما در مسئولین رده بالا، رفقایی داشته که با او همکاری کرده و اطلاعات میدادند.
تنها مسئله مهم در این پرونده، همین افراد داخلی هستند، باقی موارد واقعا هیچ اهمیتی ندارد.
@Nucleader
اما میشود در مورد این رویه صحبت کرد که متهمین مهم و صاحب اطلاع، از ابتدای انقلاب تا امروز در مدت کوتاهی اعدام شدهاند، اما روش ارتباطی آنها هرگز -لااقل برای عموم- مشخص نشده.
در مورد صادق خلخالی هم، بیش از آنکه بحث درباره این باشد که اعدامها درست بوده یا خیر، تصمیمات فوری و اقدام بدون اقدام رسانهای و اطلاعرسانی او جای سوال دارد.
تنها موردی که مشخص نیست توسط کدام عاقلی هدایت شد، حسین فردوست بود که از صحبتهایش دو جلد کتاب درآمد.
پایان کار زم هم مشخص بود، اما معرفی حلقههای ارتباطی خارج از ایران او در برخی کانالهای تلگرامی، به گمانم جز هدایت ذهنی ما مردم توسط برخی دستگاههای امنیتی، هدف دیگری ندارد.
والا کیست که نداند روحالله زم حتما در مسئولین رده بالا، رفقایی داشته که با او همکاری کرده و اطلاعات میدادند.
تنها مسئله مهم در این پرونده، همین افراد داخلی هستند، باقی موارد واقعا هیچ اهمیتی ندارد.
@Nucleader
سلطان سلیمان عثمانی در دوره 46 ساله فرمانروایی خود، پنج بار عزم حمله به ایران کرد که در همه مراتب شکست خورد. سلطان عثمانی ظاهرا در جایی گفته بوده که «یراق سه ساله کرده با لشکر گران از چهار جانب به ملک ایران متوجه شده تا خراسان هیچ جا توقف نخواهیم کرد و شما را از روی قوت و قدرت مستاصل کرده ، خاک ایران را به باد فنا خواهیم داد.»
شاه طهماسب صفوی که این حملات در دورهی او اتفاق افتاده، بعد از آخرین شکست سلیمان عثمانی نامهای بلند برای او نوشته و یادآور میشود دست از تخیل رسیدن به ایران بردارد، والا به قول امروزیها دودمانش را به باد میدهد. در جایی از متن این نامه آمده:
«پنج مرتبه به قصد ویرانی و خرابی این دیار با سیصد هزار لشکر متوجه شدی،. بیآنکه با تو محاربه و مقاتله نماییم، خود به خود شکست یافته، به حال سگان عاجز و پریشان به صد هزار خواری و زاری برگشتی و فرار نمودی و قوت و قدرت نداشتی که پنج روز در جایی توقف نمایی یا یک قریه از قرای ملک به تصرف خود درآوری.
رومی آمد بر در تبریز از خود رید و رفت
ریده ریده از در تبریز واگردید و رفت»
نامه را هم شاه طهماسب صفوی اینگونه به پایان میبرد:
«از هاتف غیبی به گوش هوش می رسد که عن قریب آن مزور مردم فریب از غایت ظلم و فسق از لباس مستعار سلطنت وخسروی بیرون آمده به صد خواری و زاری چنان که ایلدرم بایزید به دست پادشاه عالم گیر صاحب قران امیر تیمور گورکان انارالله برهانه دستگیر گردید. تو نیز به دست غازیان عظام اسیر و مبتلا گشته چنان که مردود درگاه خالق شده و رسوای خلایق گردیده ای . تبراییان سرت را به گرزهای گران و تبر زین کوفته به خاک تیره یکسان سازند.»
@NucLeader
شاه طهماسب صفوی که این حملات در دورهی او اتفاق افتاده، بعد از آخرین شکست سلیمان عثمانی نامهای بلند برای او نوشته و یادآور میشود دست از تخیل رسیدن به ایران بردارد، والا به قول امروزیها دودمانش را به باد میدهد. در جایی از متن این نامه آمده:
«پنج مرتبه به قصد ویرانی و خرابی این دیار با سیصد هزار لشکر متوجه شدی،. بیآنکه با تو محاربه و مقاتله نماییم، خود به خود شکست یافته، به حال سگان عاجز و پریشان به صد هزار خواری و زاری برگشتی و فرار نمودی و قوت و قدرت نداشتی که پنج روز در جایی توقف نمایی یا یک قریه از قرای ملک به تصرف خود درآوری.
رومی آمد بر در تبریز از خود رید و رفت
ریده ریده از در تبریز واگردید و رفت»
نامه را هم شاه طهماسب صفوی اینگونه به پایان میبرد:
«از هاتف غیبی به گوش هوش می رسد که عن قریب آن مزور مردم فریب از غایت ظلم و فسق از لباس مستعار سلطنت وخسروی بیرون آمده به صد خواری و زاری چنان که ایلدرم بایزید به دست پادشاه عالم گیر صاحب قران امیر تیمور گورکان انارالله برهانه دستگیر گردید. تو نیز به دست غازیان عظام اسیر و مبتلا گشته چنان که مردود درگاه خالق شده و رسوای خلایق گردیده ای . تبراییان سرت را به گرزهای گران و تبر زین کوفته به خاک تیره یکسان سازند.»
@NucLeader
مدیرای ایرانی میتونن یک کورس دانشگاهی ویژه برای همه مدیران جهان بذارن و آموزش بدن چطور از کوچکترین چیزها میشه اپوزیسیون ساخت.
گزارش فوتبال هم پروژه دکتراشه
@Nucleader
گزارش فوتبال هم پروژه دکتراشه
@Nucleader
«كمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بداريد. و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مىكشند، كه چه وقت مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نمىبريد پسر انسان مىآيد.»
انجیل یوحنا، کلام حضرت مسیح سلاماللهعلیه در بشارت آمدن منجی عالم
@Nucleader
انجیل یوحنا، کلام حضرت مسیح سلاماللهعلیه در بشارت آمدن منجی عالم
@Nucleader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی وقتها هرچه دست میبری تا واژهها را کنار هم بگذاری و چیزی بنویسی که حالی و موقعیتی را وصف کند، آنچه باید نمیشود.
جز این کلمات که از دهان این سید عزیز بیرون میآید، به نظرم هیچ عباراتی شایستهتر و بیانکنندهتر از احوال ما در این یکسال نبود و نیست.
@NucLeader
جز این کلمات که از دهان این سید عزیز بیرون میآید، به نظرم هیچ عباراتی شایستهتر و بیانکنندهتر از احوال ما در این یکسال نبود و نیست.
@NucLeader
⚫️ ناشئه الیل
یک سال از شهادت آن ذبیح بزرگ زمان ما میگذرد. آنکه اگر قرار باشد بر تعداد کشتگان عاشورای سال 61 هجری اضافه شود، احتمالا نام او پیش از همه، بعد از حبیب و زهیر و جون و بعد از ابالفضلالعباس و علیاکبر علیهالسلام قرار گیرد. او که از آسمان آمده بود، رحل اقامت بر این سیاره رنج، بر این کره خاکی افکنده بود، در گوشهای از محل سکونت ابنای آدم، تاریخ را آنگونه رقم زد که پیش از آن، امام خمینی آن ماه بلند آسمان این سامان، آن درهم کوبنده ظلمت و تاریکی در عصر جاهلیت ثانی و آن یادآور شکوه اهلبیت علیهمالسلام رقم زده بود و دنبالهاش، در دستان سیدی بود که امانتدار خوبی بود، هرچند که یاران جفا کنند و در میانهی راه، یکیک سنگ راه او شوند.
یک سال از شهادت کسی میگذرد که خونش، سرختر از همه خونهایی بود که در رگهای حیات انسانهای قرن پانزدهم هجری جاری بود. آنکه خدا احتمالا هرچند صد سال یکبار کسی را انتخاب میکند تا به بندگانش در روز بازپسین اثبات کند که در دنیای دنائتپیشگان، جهال و قدارهبندها و در مغرورانهترین حالت حیات بنیبشر هم کسی زیسته، آنسان که او و کسی نفس کشیده، چنان که او.
اما ما. شب تاریک غفلت ما را، فلقی بود از جنس خون سرخ او. ما بیدار نشدیم، بلکه بهیکباره در خود فرو رفتیم و دیدیم به چه اندازه عمر خود را تباه کرده بودیم و آنمیزان نفسانیت را بر خود پیشه کرده بودیم که هیچ شباهتی با او و عشقش به خدا و محبت خدا به او، آنچنان که در دل ما و در دل بندگان دیگر جاری شد، نداشتیم. دیدیم هرگز شبیه به او نبودیم و در هوای پاکی که او نفس کشیده، زیست نکرده بودیم. خم شدیم و در خود فرو خفتیم و اشک ریختیم. تنها چیزی که ما را امیدوار نگاه داشت، آتش محبت او و کینه خشمی بود که نسبت به دشمنانش در دل ما جاری شد.
راستش دوست داشتیم که این شعله، تا پایان عمر با ما بماند، اما گمان میکردیم بعد از یک هفته، یک ماه، چهل روز، چند ماه و نهایتا یک سال کمتر شود. اما نشد. بیشتر شد. ما در این یک سال، همهی احوال و لحظههای تلخ تاریخ بودیم. ما، مردمانی بودیم که دوباره امام را از دست داده بودند، ما آنهایی بودیم که به تشییع تکتک شهدای دفاع مقدس رفته بودند. ما لحظهلحظه خانوادهی شهدای مدافع حرم بودیم. بازماندگان فردای بیست و سومین روز رمضان سال چهل و یک قمری بودیم. یتیمهای کوفه بودیم بعد از علی علیهالسلام. غمهای زمین و آسمان مدینه بودیم، بعد از عاشورای شصت و یک هجری و خود بودیم و داغی عمیق و نفسی درمانده و معترف به آنکه هیچ نبودیم.
امروز اگر چیزی ما را به ادامه زندگی امیدوار میکند، شاید اندکی شباهت به انسانهایی چون او پیدا کردن است. و آمدن آن موعود صالح. دلبستهایم به آنکه شاید لیاقت دیدنش را، در آن روز که حاج قاسم شهید و ابومهدی پرچمی از پرچمهای سپاهش را به دست گرفتهاند، داشته باشیم...
@NucLeader
یک سال از شهادت آن ذبیح بزرگ زمان ما میگذرد. آنکه اگر قرار باشد بر تعداد کشتگان عاشورای سال 61 هجری اضافه شود، احتمالا نام او پیش از همه، بعد از حبیب و زهیر و جون و بعد از ابالفضلالعباس و علیاکبر علیهالسلام قرار گیرد. او که از آسمان آمده بود، رحل اقامت بر این سیاره رنج، بر این کره خاکی افکنده بود، در گوشهای از محل سکونت ابنای آدم، تاریخ را آنگونه رقم زد که پیش از آن، امام خمینی آن ماه بلند آسمان این سامان، آن درهم کوبنده ظلمت و تاریکی در عصر جاهلیت ثانی و آن یادآور شکوه اهلبیت علیهمالسلام رقم زده بود و دنبالهاش، در دستان سیدی بود که امانتدار خوبی بود، هرچند که یاران جفا کنند و در میانهی راه، یکیک سنگ راه او شوند.
یک سال از شهادت کسی میگذرد که خونش، سرختر از همه خونهایی بود که در رگهای حیات انسانهای قرن پانزدهم هجری جاری بود. آنکه خدا احتمالا هرچند صد سال یکبار کسی را انتخاب میکند تا به بندگانش در روز بازپسین اثبات کند که در دنیای دنائتپیشگان، جهال و قدارهبندها و در مغرورانهترین حالت حیات بنیبشر هم کسی زیسته، آنسان که او و کسی نفس کشیده، چنان که او.
اما ما. شب تاریک غفلت ما را، فلقی بود از جنس خون سرخ او. ما بیدار نشدیم، بلکه بهیکباره در خود فرو رفتیم و دیدیم به چه اندازه عمر خود را تباه کرده بودیم و آنمیزان نفسانیت را بر خود پیشه کرده بودیم که هیچ شباهتی با او و عشقش به خدا و محبت خدا به او، آنچنان که در دل ما و در دل بندگان دیگر جاری شد، نداشتیم. دیدیم هرگز شبیه به او نبودیم و در هوای پاکی که او نفس کشیده، زیست نکرده بودیم. خم شدیم و در خود فرو خفتیم و اشک ریختیم. تنها چیزی که ما را امیدوار نگاه داشت، آتش محبت او و کینه خشمی بود که نسبت به دشمنانش در دل ما جاری شد.
راستش دوست داشتیم که این شعله، تا پایان عمر با ما بماند، اما گمان میکردیم بعد از یک هفته، یک ماه، چهل روز، چند ماه و نهایتا یک سال کمتر شود. اما نشد. بیشتر شد. ما در این یک سال، همهی احوال و لحظههای تلخ تاریخ بودیم. ما، مردمانی بودیم که دوباره امام را از دست داده بودند، ما آنهایی بودیم که به تشییع تکتک شهدای دفاع مقدس رفته بودند. ما لحظهلحظه خانوادهی شهدای مدافع حرم بودیم. بازماندگان فردای بیست و سومین روز رمضان سال چهل و یک قمری بودیم. یتیمهای کوفه بودیم بعد از علی علیهالسلام. غمهای زمین و آسمان مدینه بودیم، بعد از عاشورای شصت و یک هجری و خود بودیم و داغی عمیق و نفسی درمانده و معترف به آنکه هیچ نبودیم.
امروز اگر چیزی ما را به ادامه زندگی امیدوار میکند، شاید اندکی شباهت به انسانهایی چون او پیدا کردن است. و آمدن آن موعود صالح. دلبستهایم به آنکه شاید لیاقت دیدنش را، در آن روز که حاج قاسم شهید و ابومهدی پرچمی از پرچمهای سپاهش را به دست گرفتهاند، داشته باشیم...
@NucLeader
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
▪️زمستان بود...
▫️زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیدههای رفُرمیست که با خواندن کاغذپارههای قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا بشورند. کاش لااقل ویل دورانت را تا تَه خوانده بودند...
▫️همان چپها و چپ نماهای اول انقلاب که کاسب ساده بازاری را امپریالیست می خواندند و پونز در دست و قیچی در جیب در خیابانها میگشتند تا خدمت بدحجاب ها و کراوتیها برسند، به سفره دولتمردی که رسیدند و پاترول دهه شصتشان که شد تویوتا کرونای دهه هفتاد، خودشان سرمایهدارهای هفت تیغهای شدند که برایمان از تجارت جهانی و مراوده با جهان می گفتند.
▫️آقایان مروجِ ریاست جمهوری مادامالعمرِ فلانی که یاد گرفته بودند طرحهای امنیتی و عملیات روانی را با جملات بی سر و ته بشیریه و سروش کادوپیچ کنند، لیبرال دموکراسی را از استاد اعظم فوکویاما هم غلیظ تر واگویه کردند و اگر او از پایان تاریخ گفته بود، اینها از پایان خدا و هرچیز مربوط به آن گفتند.
▫️عمله های چشم و گوش بسته پوزیتیویسم چند قرن پیش، به اسم آزادی سوار گُرده مردم شده بودند و از سر بیمایگی شده بودند سفرهدار هانتینگتون و هابرماس و الخ. بله، زمستان اصلاحات بود. در سوز طاقت سوز آن زمستان، گرمای شجاعت و عمق بینش یک نفر دلهای باورمندان به خدا و نبوت محمد(ص) و ولایت امیرالمومنین(ع) را قرص میکرد: آقای مصباح.
▫️آن روز که دین ستیزان به پیروی از اسلاف قرون وسطایی خود به جان مومنان و مخالفان خود افتاده بودند، آقای مصباح کم نیاورد، به ایمانش تکیه زد و سقفی ساخت برایمان از معرفت و اندیشه. شبهات را پاسخ گفت، مبانی را روشن کرد، اصول را صریح و دقیق بیان کرد و هر چه در جاده اندیشه پیش می رفت سفلگان روزگار، او را به تیر تهمت و دروغ و تمسخر بیشتر مینواختند.
▫️رحمت خدا بر او که کارهای بزرگش خطراتی را از سر انقلاب دور کرد و اهل نمایش و تفاخر نبود. رضوان خدا بر او با تیزبینی آنچه در آینده نیاز بود را امروز فراهم کرد. سلام بر او که ایستاد و به ما آموخت. درود بر او و حاج قاسم که از این روز، هر سال باید غم نبود هر دو عزیز را در این ایام به عزا بنشینیم. آه از روزگاری که در آن زیست می کنیم... .
yun.ir/v2zno
@baadieh
▫️زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیدههای رفُرمیست که با خواندن کاغذپارههای قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا بشورند. کاش لااقل ویل دورانت را تا تَه خوانده بودند...
▫️همان چپها و چپ نماهای اول انقلاب که کاسب ساده بازاری را امپریالیست می خواندند و پونز در دست و قیچی در جیب در خیابانها میگشتند تا خدمت بدحجاب ها و کراوتیها برسند، به سفره دولتمردی که رسیدند و پاترول دهه شصتشان که شد تویوتا کرونای دهه هفتاد، خودشان سرمایهدارهای هفت تیغهای شدند که برایمان از تجارت جهانی و مراوده با جهان می گفتند.
▫️آقایان مروجِ ریاست جمهوری مادامالعمرِ فلانی که یاد گرفته بودند طرحهای امنیتی و عملیات روانی را با جملات بی سر و ته بشیریه و سروش کادوپیچ کنند، لیبرال دموکراسی را از استاد اعظم فوکویاما هم غلیظ تر واگویه کردند و اگر او از پایان تاریخ گفته بود، اینها از پایان خدا و هرچیز مربوط به آن گفتند.
▫️عمله های چشم و گوش بسته پوزیتیویسم چند قرن پیش، به اسم آزادی سوار گُرده مردم شده بودند و از سر بیمایگی شده بودند سفرهدار هانتینگتون و هابرماس و الخ. بله، زمستان اصلاحات بود. در سوز طاقت سوز آن زمستان، گرمای شجاعت و عمق بینش یک نفر دلهای باورمندان به خدا و نبوت محمد(ص) و ولایت امیرالمومنین(ع) را قرص میکرد: آقای مصباح.
▫️آن روز که دین ستیزان به پیروی از اسلاف قرون وسطایی خود به جان مومنان و مخالفان خود افتاده بودند، آقای مصباح کم نیاورد، به ایمانش تکیه زد و سقفی ساخت برایمان از معرفت و اندیشه. شبهات را پاسخ گفت، مبانی را روشن کرد، اصول را صریح و دقیق بیان کرد و هر چه در جاده اندیشه پیش می رفت سفلگان روزگار، او را به تیر تهمت و دروغ و تمسخر بیشتر مینواختند.
▫️رحمت خدا بر او که کارهای بزرگش خطراتی را از سر انقلاب دور کرد و اهل نمایش و تفاخر نبود. رضوان خدا بر او با تیزبینی آنچه در آینده نیاز بود را امروز فراهم کرد. سلام بر او که ایستاد و به ما آموخت. درود بر او و حاج قاسم که از این روز، هر سال باید غم نبود هر دو عزیز را در این ایام به عزا بنشینیم. آه از روزگاری که در آن زیست می کنیم... .
yun.ir/v2zno
@baadieh
به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
▪️زمستان بود... ▫️زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیدههای رفُرمیست که با خواندن کاغذپارههای قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا…
مصباح یزدی میتوانست به شیوه رایج فقهای قم، به مرجعیت برسد، دفتری بزند و وجوهات بگیرد، شاگردانی دور خود جمع کند که غایت فکرشان کشیدن والضالین و احکام طهارت باشد، منتهای آمالشان هم تعطیلی و برپایی دستهی پیادهروی در روز شهادت امام یازدهم.
هر وقت اوضاع پس بود، در پستویی بخزد، هر وقت اوضاع مناسب بود، نطقی کند.
او اما فلسفه میدانست. در روزگاری که روزنامههای زنجیرهای دست به دست هم میدادند چیزی را به جامعه حقنه کنند، از خلافآمد روشنفکری حرکت کردن نهراسید، پایش را زمین کوبید و سخت ایستاد. ایستادگی کرد، استدلال کرد، کتاب نوشت. از انسان در قرآن و ولایتفقیه تا نقد فلاسفه غرب میگفت.
نه کاریکاتور روزنامههای مدعی آزادیخواهی دهه هفتاد، نه موج تهمتهای دهه هشتاد، و نه تقطیعهای انتخابی و خبرانلاینی دهه نود، هرگز او را خسته نکرد.
رضوان و غفران الهی بر او.
هر وقت اوضاع پس بود، در پستویی بخزد، هر وقت اوضاع مناسب بود، نطقی کند.
او اما فلسفه میدانست. در روزگاری که روزنامههای زنجیرهای دست به دست هم میدادند چیزی را به جامعه حقنه کنند، از خلافآمد روشنفکری حرکت کردن نهراسید، پایش را زمین کوبید و سخت ایستاد. ایستادگی کرد، استدلال کرد، کتاب نوشت. از انسان در قرآن و ولایتفقیه تا نقد فلاسفه غرب میگفت.
نه کاریکاتور روزنامههای مدعی آزادیخواهی دهه هفتاد، نه موج تهمتهای دهه هشتاد، و نه تقطیعهای انتخابی و خبرانلاینی دهه نود، هرگز او را خسته نکرد.
رضوان و غفران الهی بر او.
4_6017265274938459968.mp4
3.2 MB
از وقتی یادم هست، یعنی از وقتی رحیم صفوی در سپاه مسئولیت داشت تا امروز، او را آدم فاقد شعوری یافتم. چه آنوقت که مدام در تنور اختلاف ارتش و سپاه میدمید، چه اکنون که اینطور سخن میگوید
رحیم صفوی میگوید انتقام بلند مدت از عاملان در دستور کار قرار دارد، اما فعلا امیدواریم تا ترامپ میرود اتفاقی نیفتد.
واقعا خودش از این حرفها خندهاش نمیگیرد؟
@NucLeader
رحیم صفوی میگوید انتقام بلند مدت از عاملان در دستور کار قرار دارد، اما فعلا امیدواریم تا ترامپ میرود اتفاقی نیفتد.
واقعا خودش از این حرفها خندهاش نمیگیرد؟
@NucLeader