|نیوک‌لیدر|
456 subscribers
2.44K photos
636 videos
65 files
414 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
بعثت خون | فصل اول، فصل بی وفایی

مجموعه بعثت خون، 10 فایل صوتی است که توسط دفتر حفظ نشر و اثار ایت الله العظمی سید علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب تنظیم شده است.
این مجموعه شامل بیانات رهبری، قسمتی از تاریخ قیام عاشورا و روضه مادحین است.
یزید خوانِ طعام نهاده بود
و با یارانِ خویش به نان خوردن نشسته
و فُقاع می نوشید.
چون فارغ شدند
سر را گفت در طشتِ زیرِ تخت نهادند
و بساطِ شطرنچ بر تخت گسترد
و حسین و پدرش و جدش را به زشتی نام می برد
و سخریه می کرد.
و هر گاه بر حریف غالب می گشت
فقاع بر می داشت و سه جام می نوشید
و ته جرعه را نزدیکِ آن طشت، روی زمین می ریخت.

می آشامید و به یاران می داد و می گفت:
«بنوشید! که این شرابی خجسته و میمون است
و از مبارکی اش همین که اول باری که آن را می نوشیم
سرِ دشمنِ ما نزدِ ماست
و با جانِ آرام طعام می خوریم.»

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 494

@fathe_khoon
اهل بیت را سه روز بر دروازه ی شام بداشتند
تا شهر را آذین بستند، هر چه تمام تر
و به هر زیور و آرایه و آیینه که بود؛
چنان که هیچ چشم، مانندِ آن ندیده بود.
و سرها را که پیشتر به شهر برده بودند
بیرون فرستادند تا با اهل بیت وارد کنند.
آنگاه از مردمِ شام پانصدهزار مرد و زن
دف زنان، بیرون آمدند
و امیران با دف و سنج و شیپور.
و جوانان می رقصیدند و دف و سنج می زدند
و تنبور می نواختند.
و مردمِ شام به گونه گون جامه ها
و سرمه و خضاب، خویش را آراسته بودند.
و بیرونِ شهر از بسیاریِ مردم مانندِ عرصه ی محشر شده بود:
در یکدیگر موج می زدند.

چون به میانه روز رسید
سرها و اسیرها را به شهر در آوردند.

حاشیه: امام زین العابدین علیه السلام درباره دمشق فرمودند: فیالیت لم انظر الی دمشق... یعنی کاش هیچگاه چشمانم به دمشق نمی افتاد...

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 496

@fathe_khoon
منبر ‌| فصل بی وفایی | سرانجام نامه های کوفیان

قسمت دوم مجموعه بعثت خون
پناه عالمیان زینبت پناه ندارد
به جز تو ای شه خوبان، پناهگاه ندارد

@fafthe_khoon
زنان شهادتِ پدران را از فرزندانِ خردسال پنهان می داشتند
و می گفتند «پدرانتان به سفر رفته اند»
و همچنین بود تا یزید آنان را به سرای خویش در آورد.

و حسین را دخترکی خردسال بود، چهارساله.
شبی از خواب برخاست سخت پریشان
و گفت «پدرم کجاست؟ که من اکنون او را دیدم.»
چون زنان این سخن بشنیدند، بگریستند
و کودکانِ دیگر هم.
و شیونی برخاست...

یزید بیدار شد و پرسید «چه خبر است؟»
تفحص کردند و قضیه بازگفتند.
یزید گفت «سرِ پدرش را نزدِ او برید.»
بر آن سر، دستمالِ دیبایی افکندند
و آوردند و پیشِ آن دختر نهادند
و روپوش از آن برداشتند.
گفت «این چیست؟»
گفتند «سرِ پدرت.»

آن دخترک را دل از جای برکنده شد.
آن را از طشت برداشت و در دامن نهاد
و می گفت:
«کیست که تو را به خون خضاب کرد؟
که رگِ گلوی تو را برید؟
پس از تو به که امیدوار باشیم ای پدر؟
...»
دهان بر دهانِ پدر نهاد
و گریه ای سخت کرد: چنان که بیهوش افتاد.
او را حرکت دادند؛ از دنیا رفته بود.

چون اهلِ بیت این بدیدند، صدا به گریه بلند کردند
و داغشان تازه شد
و هر کس از اهل دمشق بر آن آگاه شد
- زن یا مرد - گریان شدند.

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 545 و 546
💠کلمات پر کاربرد زبان عربی به لهجه عراقی
👈 در ایام اربعین در کربلا به در دتان میخورد.
🔸آن را ذخیره کنید🔹

💠فارسی : گذرنامه - پاسپورت
العربية : جَواز - باسبورت

💠فارسی : گذرنامه ها
العربية : جَوازات

💠فارسی : گذرنامه ات رو بده
العربية : إنْطِني جَوازَك

💠فارسی : بگذار ببینم - نگاه کنم
العربية : خلّي أشُوف

💠فارسی : ويزا
العربية : فيزَة

💠فارسی : كجاست؟
العربية : وِين

💠فارسی : سرويس بهداشتی کجاست؟
العربية : وِينِ المَرافِق الصَّحيَّة
(بدون کلمه صحیه بکار ببرید، چون اینگونه عامیانه تر است)

💠فارسی : میخواهم
العربية : أريد

💠فارسی : بروم
العربية : أرُوح

💠فارسی : به نجف
العربية : إلْنَجف (در اصل الی النجف بوده)
🔹نحوه تلفظ : أريد أروحِلْنَجف 🔹

💠فارسی : اتوبوس میخوای یا ون
العربية : تِريدِ الباص لُو كَيّة؟

💠فارسی : کرایه اش چنده - چقدر میشه
العربية : إشگَد؟ - إشگد الأجرة

💠فارسی : ده هزار - 10000 دینار - 10
العربية : عَشِر - عَشرتالاف

💠فارسی : خوبه
العربية : زِيَن

💠فارسی : نه گرونه!
العربية : لا، باهِز

💠فارسی : خيلی - گرونه
العربية : إهوَاي، كِلَّش - باهز

💠فارسی : گروهتون، چند نفر هستید؟
العربية : جَماعَتْكُم، چَم نفرات؟

💠فارسی : بیا بالا - سوار شو - بپر بالا
العربية : صْعَد - يا أللّه صْعد

💠فارسی : تمام شديد؟ همه سوار شدید؟ - تکمیل شد - تمام شد.
العربية : خَلاص؟ - *يا به صورت خبري* :خلاص!

💠فارسی : چمدان - ساک
العربية : جُنطَة - جمع : جُنَط

💠فارسی : راننده
العربية : سايِق

💠فارسی : ایستگاه پلیس
العربية : سِیطَرَة

💠فارسی : گیت - دروازه - ورودی
العربية : بَوّابَة

💠فارسی : افسر - مامور - مسؤول
العربية : ضابُط

💠فارسی : گاری - ارابه
العربية : عَرَبانة

💠فارسی : گاری چی - ارابه کش
العربية : عَرَبَنچي

💠فارسی : (بردار،بلند کن) - چمدون رو بردار
العربية : (شيل) - شيلِ الجُنطَة

💠فارسی : کیف - کوله
العربية : حَقْبَة

💠فارسی : هوا گرمه - گرمه
العربیة : ألْجَو حار - حار

💠فارسی : آبجوش
العربیة : مایِ الحارّ، ماي حار

💠فارسی : نان
العربیة : خُبُز

💠فارسی : نان ساندویچی(مخصوص به عراق)
العربیة : صَمّون

💠فارسی :کولر را روشن کن
العربیة : شَغِّلِ الْمُكَيِّف

💠فارسی : خاموش کن - خاموشش کن - کولر را خاموش کن
العربیة : طَفْ - طفِّيَه - طفّي المُكيّف

💠فارسی : وایستا - نگه دار
العربیة : اُگُفْ

💠فارسی : اینجا - آنجا
العربیة : إهْنا - إهناك

💠فارسی : بیا
العربیة : تعال

💠فارسی : برو
العربیة : رُح (روح)

💠فارسی : گم کردم
العربیة : ضَيَّعِت

💠فارسی : بگذار - قرار بده
العربیة : خَلّي

💠فارسی : چرا - برای چه
العربیة : لِيَش

💠فارسی : نمی فهمم - نمی فهمم چی میگی
العربیة : مَافْتَهِم (الف خوانده نمي شود) - مَفتَهم شِتگول

💠فارسی : کم - کمی عربی بلدم
العربیة : شُوَیّ، شْوَيّ - شوي أعرف، شوي أحچی536

لطفا انتشار دهید.
جزاک الله
سهل ابن سعد ساعدی [از صحابی رسول الله] گوید:
به بیت المقدس می رفتم.
گذارم بر دمشق افتاد.
شهری دیدم جویهای آب روان
و درختانِ بسیار
و پرده ها و حجاب های دیبا آویخته.
مردم را دیدم شادمانی می کنند
و زنان دف و طبل می زنند.
با خود گفتم: شامیان را عیدی باشد که ما ندانیم؟
چند تن دیدم با یکدیگر سخن می گفتند.
پرسیدم «شما شامیان را عیدی است که ما نمی دانیم؟»
گفتند «پیرمرد! گویا تو بیابانی چادرنشینی.»
گفتم «من سهل ابن سعدم. محمد را دیده ام.»
گفتند «سهل! عجب نداری که آسمان خون نمی بارد
و زمین اهلِ خود را فرو نمی برد؟»
گفتم «چه شده؟»
گفتند «این سرِ حسین، عترتِ محمد است.
از عراق ارمغان آورده اند.»
گفتم «واعجبا! سرِ حسین را آورده اند و مردم شادی می کنند؟»
باز پرسیدم «از کدام دروازه می آورند؟»
اشارت به دروازه ای کردند که آن را «باب ساعات» می گفتند.
در میانِ گفتگویِ ما، ناگهان دیدم بیرق های پی در پی پیدا شد
و سرهای بر نیزه.
سرِ عباسِ ابن علی ابن ابی طالب در پیشِ آنها بود.
نیک در آن نگریستم: گویی می خندید.

سواری دیدم بیرقی در دست داشت
پیکان از بالای بیرق بیرون آورده
و سری بر آن بود:
شبیه ترینِ مردم به رسولِ خدا!
پشتِ همه سرها و جلوی زنان بود.
آن را هیبتی عظیم بود و روشنیِ تابان
و محاسنش با اندکی سفیدی و به زنگِ خضاب شده
گشاده چشم
ابروها باریک و کشیده
پیشانیِ باز
میانِ بینی اندکی برآمده
لبخندزنان
دیدگانش گویی سمتِ افق می نگریست: سوی آسمان؛
و باد در محاسنِ او افتاده، به راست و چپ می برد.
گویی امیرالمؤمنین است.

و دیدم از پشتِ سرِ وی
زنانی بر شترانِ بی روپوش سوارند...

حاشیه:
سهل بن سعد ساعدی در زمان رحلت پیامبر 15 ساله بود و گویا آخرین صحابی رسول خدا بود که از دنیا رفت.
گفته می‏شود بیش از یکصد سال زندگی کرد. او خود می‏گفت بعد از من شما از کسی نخواهید شنید که بدون واسطه بگوید
«قال رسول الله»

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 498-499

@fathe_khoon
یکی از دانشمندانِ یهود در مجلس یزید بود.
پرسید «این جوان کیست؟»
گفتند «علی ابن الحسین.»
گفت «حسین پسرِ که بود؟»
گفتند «علی ابن ابی طالب.»
گفت «مادرش؟»
گفتند «فاطمه، دخترِ محمد.»
گفت «سبحان الله! پسرِ دخترِ پیغمبرِ خود را به این زودی کشتید؟
پاسِ حرمتِ خاندان او را پس از وی نداشتید؟
به خدا قسم که اگر موسیِ عمران نبیره ای از خود گذاشته بود
او را می پرستیدیم.
شما دیروز پیغمبرتان از جهان رفت
بر سر فرزندِ او ریختید و او را کشتید؟
چه بد امتی هستید.»

یزید فرمود تا سه مُشت بر گلوی او زدند.
دانشمندِ یهود برخاست و می گفت:
«خواه مرا بزنید، خواه بکشید، خواه رها کنید؛
من در تورات خوانده ام که هر کس فرزندِ پیغمبری را بکشد
پیوسته ملعون باشد و اگر مُرد، در دوزخ بسوزد.»

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 520
سنان بن انس نخعی لعنةالله علیه

سِنان با نام کاملش سنان‌بن‌اَنس‌بن عمرو‌بن حی‌بن حارث‌بن غالب‌بن مالك‌بن وَهبیل از كسانی است كه نقش مؤثری در كشتن امام حسین علیه السلام داشت و در آخرین دقایق، به كمك افرادی مانند شمربن ذی‌الجوشن ملعون امام را به شهادت رساند.

سنان بن انس نخعی از سربازان كوفی لشكر ابن سعد است. هم چون بسیاری دیگر از سربازان حاضر در واقعه‌ی عاشورا، از زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست. حتی درباره‌ی كارهای وی در صحنه‌ی كربلا نیز گزارش شفافی به دست تاریخ‌نگاران نرسیده است. اما با کنکاش در میان کتب تاریخی به بخشی واضح از زندگی وی دست یافتیم که برای شما بزرگواران و عاشقان حسینی می‌نگاریم
باشد که پس از آشنایی با چهره های خبیث حادثه‌ی کربلا، نفرت و تبری از آنان و لعن بر آنها را با بصیرت و آگاهی ادامه دهیم چرا که طبق روایات رسیده از معصومینعلیهم‌السلام لعن بر دشمنان اهل‌بیتعلیهم‌السلام اگر با آگاهی و علم باشد با ارزش‌تر و نزد پروردگار محبوب‌تر خواهد بود.
سنان، یکی از خبیث‌ترین و پست‌ترین چهره‌های حادثه کربلا است. وی در قساوت قلب و جنایت، در کربلا دریغ نکرد و این از تبار و نسبش هم پیداست.
‌ابن ابی الحدید در «شرح نهج‌البلاغه» روایتی را درباره‌ی پدر سنان‌بن‌انس نقل کرده كه نشان دهنده‌ی بدطینتی و پلیدی باطن این خانواده و اجداد اوست. وی می نویسد:
حضرت علیعلیه‌السلام در حدیث معروف«سلونی قبل ان تفقدونی» وقتی فرمودند:
«پیش از آن كه مرا از دست بدهید از من بپرسید و به خدا سوگند از من درباره گروهی نخواهید پرسید كه صد نفر را گم‌راه و صد نفر را راه‌نمایی می‌كنند، مگر این كه می‌گویم فرمانده و جارچی آن گروه كیست.

در این بین مردی برخاست و گفت:‌ بگو كه در سر و ریش من چقدر مو وجود دارد.(!)
امیرالمومنینعلیه‌السلام به وی فرمودند:
«واللّه لقد حدّثنی خلیلی أنّ علی كل طاقة شعر من رأسك ملكا یلعنك ...».
«به خدا سوگند، دوستم(پیامبر به من خبر داد كه بر سر هر موی سر تو، فرشته‌ای ست كه تو را لعنت می‌كند و بر سر هر موی صورتت(ریش) شیطانی است كه تو را فریب می‌دهد و در خانه‌ات بچه‌ای داری كه پسر رسول‌خداصلی‌الله‌علیه‌وآله را خواهد كشت.»
طبق مستندات و قرائن تاریخی پسر آن مرد همان سنان‌بن‌انس ملعون بود كه در آن روز، چهار دست و پا راه می‌رفت.
نام سنان‌بن‌انس در شنیع ترین جنایت‌ها، همیشه مطرح است
اقدام فجیع وی در به شهادت رساندن امام حسینعلیه‌السلام در روز عاشورا نیز گویای پلیدی باطن وی است. پیش از پرداختن به این موضوع باید دانست یكی از اعمال وقیحانه سنان در این جنگ، شركت در حمله‌ی شمر و سپاهیانش به خیمه‌گاه سیدالشهداءعلیه‌السلام است
در روز عاشورا پس از آنکه امام حسینعلیه‌السلام تنها شدند و جنگ‌های زیادی کردند، ضربات زیادی از نیزه و شمشیر بر بدن مقدس حضرتعلیه‌السلام وارد شد، شمر و سنان با 10 نفر از نیروهای پیاده به سوی خیمه امام حسینعلیه‌السلام هجوم بردند که امامعلیه‌السلام با دست خود به آنان اشاره نمودند و آن جمله معروف را فرمودند که:
«اگر دین ندارید و از روز معاد نمی‌هراسید، لااقل آزاده باشید، به اهل حرم من چه کار دارید؟»

هر چند در میان مردم مشهور است كه امام حسین علیه‌السلام به دست شمربن‌ذی‌الجوشن به شهادت رسیده اند، ولی میان تاریخ‌نگاران و مقتل نویسان، سنان‌بن‌انس‌نخعی‌لعنةالله‌علیه، شهرت بیشتری دارد.
زمانی که کوفیان (لشگر عمرسعد) به امام حسینعلیه‌السلام حمله کردند و هر کسی از یک سو آن حضرت را آماج تیر و نیزه قرار داد تمام مقاتل اتفاق نظر دارند بر اینکه: سنان‌بن‌انس در آخرین لحظه، نیزه‌ای بر پشت آن حضرت وارد کرد؛ آن حضرت از اسب بر زمین افتادند و نیزه از سینه‌ی ایشان بیرون زد، آن ملعون سپس در گلوی امامعلیه‌السلام، تیری فرو کرد.

طبری، شرح ماجرا را چنین بیان می كند:

پس از آن كه شمر دستور داد به امامعلیه‌السلام حمله كنند، هر كسی از هر سو و با هر وسیله‌ی ممكن بر امام یورش برد و به اندازه‌ای بر حضرت ضربت وارد كردند كه ایشان در حال افتادن بود. در این حال، سنان‌ با نیزه به سوی امام حمله برد و آن را بر بدن امامعلیه‌السلام فرو كرد و به خولی دستور داد تا سر مباركش را از بدن جدا كند. خولی ملعون می‌خواست امام را بكشد، ولی بر خود لرزید و عقب برگشت. سنان فریاد زد: خدا بازوانت را بشكند و دستانت را جدا كند. سپس خود فرود آمد و ..
و سر مقدس امام را از پیکر چاک چاکش جدا کرد و آن را به خولی سپرد
و هر مسلمان آزاده ای جنایات این مرد خبیث را بشنود ، موی بر بدنش راست می شود .
گفته اند: سنان بر سپاهیانی كه به حسین نزدیك می‌شدند، حمله می‌برد و بیم داشت سر را از او بگیرند. وقتی سر را گرفت، آن را به خولی سپرد.
سیدبن‌طاووس مینویسد:
وقتی سنان می‌خواست سر مبارك حضرت را از تن جدا كند، می‌گفت: به خدا سوگند! سرت را از بدن جدا می كنم، در حالی كه می دانم تو فرزند رسول خدایی و بهترین مردم از نظر نسب پدر و مادر هستی.
به راستی می‌توان باور کرد چنین وحشیانه عمل کردن از زاده‌ی پاک باشد؟! والله که پیامبر و پیامبر زاده را جز حرامزاده و زناکار نخواهد کشت.
پس از این جنایت بزرگ، اطرافیان سنان به او گفتند :
تو حسین پسر علی و پسر فاطمه دختر پیامبر خدا را كشته‌ای! تو بزرگ‌ترین مرد عرب را كشته‌ای؛ همو كه آمد تا آنان را از حكومت بر كنار كند! نزد امیرانت برو و پاداشت را از آنان بگیر كه اگر تمام بیت‌المالشان را هم در برابر كشتن حسین به تو بدهند باز كم است.
سنان سوار بر اسب شد و خود را به خیمه عمرسعدلعنةالله‌علیه رساند و با صدای بلند شعری با این معنی خواند :
دامنم را پر از سیم و زر كن
كه من پادشاه والا مقام را كشتم
آن كه پدر و مادرش بهترین بودند
و بهترین مردم در حسب و نسب بود
عمربن‌سعد گفت: گواهی می‌دهم كه تو دیوانه‌ای و هرگز خوب نمی‌شوی. او را داخل بیاورید.
وقتی او را داخل بردند، عمرسعد او را با چوب زد و به او گفت: ای دیوانه چرا چنین می‌گویی؟ به خدا سوگند اگر ابن زیاد این حرفت را بشنود، گردنت را می‌زند.


مدتی پس از این حوادث، حجاج ثقفی در زمان خود روزی از اطرافیانش پرسید: هر کس به دولت بنی امیه هر خدمتی کرده، برخیزد. جماعتی برخاستند و خدماتشان را بازگو کردند و سنان‌بن‌انس برخاست و گفت: من کشنده حسینم. تا آنجا که توانستم به تنهایی او را تیر و شمشیر زدم تا کشته شد.
حجاج گفت نیکوخدمتی است.
چون سنان به خانه برگشت، زبانش بسته و لال، عقلش زایل و دیوانه شد.

شاید به همین دلیل است كه طبری نیز می‌نویسد: او آشفته روان و دیوانه بود.

سنان بن انس ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ به بصره گریخت. «مختار» هم خانه‌اش را خراب كرد. سپس سنان از بصره به سمت قادسیه حركت كرد. جاسوسانی بر او گمارده شده بودند كه به مختار خبر دادند. مختار نیز مأمورانی را برای دستگیری وی اعزام کرد، سنان غافلگیر شد و در منطقه‌ای بین «عذیب» و «قادسیه» به چنگ مأموران مختار گرفتار آمد.

در پایان یادآوری می کنیم که:
تاریخ نویسان و محقّقان ریشه هاى خانوادگى عده ای از جنایتکاران شاخص حادثه کربلا را بررسى كرده و به نتیجه قطعى رسیده اند كه همه‌ی آنها حرام زاده بوده‌اند.

نویسنده: خانم سمیه منیری

@fathe_khoon
چون وقت زوال شد
کاروانِ اسیران به درِ خانه یزید ابن معاویه رسیدند
از بسیاریِ ازدحام: کوفته و مانده.

سهل ابن سعد گوید:
دربانانِ یزید بیرون آمدند
و سر را در حقه گذاشتند
و آنها را که حاملِ سر بودند به سرای در آوردند.
من هم با آنها رفتم.
یزید را دیدم بر تخت نشسته
و تاجی بر سر دارد: درّ و یاقوت در آن نشانیده.
و به گردِ او پیرمردانِ قریش بودند.
و سرای او را به هر گونه زیور آراسته بودند
و بر گردِ تختِ او کرسی های زرین و سیمین نهاده.

چون حاملِ سر بر او داخل شد، گفت:
«شتر مرا از سیم و زر سنگین کن!
که من پادشاهِ با فرّ و شکوه را کشتم:
آن که دربند و دربان بسیار دارد
و شکوهِ وی مانع دیدارِ اوست.
کشتم کسی را که بهترِ مردم است
از پدر و مادر و گوهر و نژاد
و والاتر از همه است.»

یزید گفت:
«اگر می دانستی بهترینِ مردم است،
چرا او را کشتی؟»
گفت: «به طمعِ جایزه ی تو.»
یزید گفت: «به خدا که چیزی به تو ندهم
و تو را هم بدو ملحق کنم.»

و سرش بریدند.

آنگاه، سر حسین را در طبقی زرین نهاد و می گفت:
«کیفَ رأیت یا حسین!؟
حسین! قدرت مرا چگونه دیدی!؟»

بویی خوش از آن سر می دمید
بهتر از عطری.

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 504-505

@fathe_khoon
سید الساجدین، علی ابن الحسین نقل می کند:
ما دوازده پسر بودیم: در غُل بسته،
و هریک دست به گردن بسته.
ما را بر یزید ابن معاویه در آوردند.
چون نزدیک او ایستادیم، گفتم:
«تو را به خدا سوگند،
چه پنداری اگر رسول الله ما را بر این حال نگرد؟»

یزید با اطرافیانِ خود گفت «اینها را بگشایید.»
و سوهان خواست
و به دستِ خود غل و زنجیر که بر گردنِ علی ابن الحسین بود بریدن گرفت
و با او گفت «یا علی! می دانی از این چه کار خواهم؟»
گفت «آری، می خواهی کسی را بر من منت نباشد، غیر تو.»
یزید گفت:
«به خدا سوگند غیرِ این نخواستم.»
سپس گفت «علی ابن الحسین! چه دیدی؟»
علی ابن الحسین گفت:
«آنچه خداوند مقدر فرموده بود
پیش از آنکه آسمانها و زمین را بیافریند.»
یزید گفت «پدرت پیوندِ خویشی ببرید و حق مرا نشناخت
و در مُلک با من به نزاع برخاست
و خدای تعالی با او آن کرد که دیدی.»
علی ابن الحسین گفت:
«مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِكُمْ
إِلَّا فِی كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّـهِ یَسِیرٌ
هیچ مصیبتی نرسد در زمین یا در جانِ شما
مگر آن که در کتابی نوشته است پیش از آفرینش
و این بر خدا آسان است.»

یزید برآشفت و تیز شد
و دست بر ریشِ خود کشید و گفت:
«آیه دیگر از کتابِ خدا مناسب تر است، تو را و پدرت را.»
و با پسرش خالد گفت «جواب بازگوی!»
خالد ندانست چه بگوید.
یزید گفت:
«بگو: وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَیَعْفُو عَن كَثِیرٍ
هر مصیبتی که شما را رسد، سزای کاری است که از دستِ شما شد
و خداوند بسیاری از گناهان را عفو می کند.»
علی ابن الحسین گفت:
«نبوت و امارت، پدران و نیاکانِ مرا بود
پیش از آنکه تو متولد شوی.»
یزید گفت:
«الحمدلله الذی قتل اباک. حمد خدای را که پدرت را کشت.»
علی ابن الحسین گفت:
«لعنة الله على من قتل أبی. خدا لعنت کند کشنده ی پدرم را.»

یزید برآشفت و با مردمِ شام گفت:
«درباره ی اینان چه می بینید؟»
کسی سخنی زشت گفت و رای به کشتن داد.
یزید با دیگران مشورت کرد:
رأی به قتل علی ابن الحسین دادند...

كتاب #آه، بازخواني مقتل حسين بن علي عليه السلام، بازنويسي #ياسين_حجازي، صفحه 507-508

@fathe_khoon
#پارس /🔴🔴🔴راهنمای استفاده از اینترنت‌ تلفن‌ همراه در عراق
روزانه:
🔺سیم کارت آسیاسل : ۵۰مگابایت اینترنت برای یک روز ۱۵۰۰ دینار عراق – فعالسازی : ارسال عدد ۱ از طریق پیامک به ۳۰۶۶
یک هفته ای:
🔺سیم کارت آسیاسل : ۵۰۰ مگابایت اینترنت برای یک هفته ۷۰۰۰ دینار عراق – فعالسازی : ارسال عدد ۲ از طریق پیامک به ۳۰۶۶
ماهانه:
🔺سیم کارت آسیاسل : ۵۰۰ مگابایت اینترنت برای یک یک ماه ۱۲۰۰۰ دینار عراق – فعالسازی : ارسال عدد ۳ از طریق پیامک به ۳۰۶۶
۱ گیگا بایت ماهانه:
سیم کارت آسیاسل : ۱ گیگا بایت اینترنت برای 🔺یک یک ماه ۱۵۰۰۰ دینار عراق – فعالسازی : ارسال عدد ۶ از طریق پیامک به ۳۰۶۶
۲ گیگا بایت ماهانه:
🔺سیم کارت آسیاسل : ۲ گیگا بایت اینترنت برای یک یک ماه ۲۵۰۰۰ دینار عراق – فعالسازی : ارسال عدد ۴ از طریق پیامک به ۳۰۶۶
🔺سیم کارت زین عراق :یک روز اینترنت ۳۰ مگابایت، ۳۰۰۰ دینار عراق – فعالسازی: ارسال عدد ۱ از طریق پیامک به شماره۲۱۷۷۷
سیم کارت زین عراق : یک هفته اینترنت ۲۵۰ مگابایت روزانه+۲۵۰ مگابایت شبانه ( ۱بامداد تا ۸ صبح) ۵۲۵۰دینار عراقی، فعالسازی ارسال عدد ۲ از طریق پیامک به ۲۱۷۷۷
🔺*** اگر تنظیمات اتصال به اینترنت را دریافت نکردید برای سیم کارت آسیاسل یک پیامک خالی به شماره ۱۹۶۰ و برای سیم کارت زین یک پیامک خالی به شماره ۲۱۴۴ بفرستید.
🔺نکته: سال قبل به علت ترافیک بالا در شهر نجف اشرف. مسیر پیاده روی و کربلا تماس به سختی برقرار می شد و با سیم کارت های ایرانی و عراقی امکان استفاده از اینترنت وجود نداشت. مشکل ترافیک در حدی بود که روی تماس تلفنی نمی شد حساب باز کرد چه برسد به اینترنت.
🔺احتمالا بازهم BTS های مسیر قابلیت پاسخگویی به این حجم زائر رو نداشته باشد. ولی به هرحال با روش بالا می توانید اینترنت را روی سیم کارت آسیاسل داشته باشید.
#استفتاء_از_آیت_الله_مکارم_شیرازی
#زیارت_روز_اربعین

🔶 آیا امکان بجا آوردن زیارت اربعین قبل از اربعین وجود دارد؟

🔸 متن استفتاء:

1⃣ با توجه به اینکه در ایام اربعین حسینی ازدحام زوار باعث محدویت‌های فراوانی برای سفر به کربلا می‌شود، اگر کسی در روزهای قبل از اربعین(20 صفر) زیارت کند و برگردد یا مثلاً فردای اربعین به کربلا برسد، از ثواب زیارت اربعین و عمل به روایت امام حسن عسکری(ع) محروم می‌شود؟

2⃣ در ایام اربیعن به علت ازدحام شدید، ورود به حرم حسینی(ع) و گاهی بین‌الحرمین بسیار دشوار و برای برخی ناممکن است، و گاهی موجب اذیت دیگران می‌شود. در این شرایط زوار چگونه باید زیارت اربعین را به‌جا بیاورند تا مشمول حدیثی که «زیارت اربعین از نشانه‌های مؤمن است» بشوند؟ آیا خواندن زیارت از محدودۀ اطراف حرم کافی است؟

پاسخ معظم له:

🔸در صورتی که اجتماع آنها در یک روز اسباب مشکلاتی می شود و واقعاً نیت زائر درک اربعین باشد ثواب اربعین را دارد.

پاورقی:
🔸 بین مردم عراق مشهور است که بر اساس نظر ایت الله سیستانی و برخی علمای دیگر مدت زیارت اربعین ده روز است. از ده تا بیست صفر و کسی که در این مدت زیارت کند, ثواب زیارت اربعین را برده.
نقش زنان و کودکان در حماسه کربلا

ماجرای شهادت امام حسین‌ علیه‌السلام که به گفته مقام‌ معظم رهبری موتور حرکت قرون اسلامی در جهت تفکرات صحیح اسلامی بوده است، بصیرت بخش دل هر آزاده و روشن‌کننده راه هر مسلمانی می‌باشد، هر کدام از حکایت‌ها ورموز کربلا درس بزرگی برای مسلمانان است و نشان از عظمت این واقعه بزرگ دارد، یکی از این رموز علت حضور زنان و اهل‌بیت امام حسین علیه‌السلام و برخی از یاران امام در کربلاست، امام حسین علیه‌السلام که با علم امامت خود و به وسیله جد بزرگوار خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه‌السلام و فاطمه زهرا سلام‌الله علیها از بروز این مصیبت بزرگ اطلاع داشته‌اند، برای چه باید در این سفر خطیر زنان و کودکان را همراه خود کنند؟

این عمل نشان می‌دهد که رسالت و مامورتی بزرگ در حال وقوع است، رسالتی که تکمیل کننده آن زنان و کودکان و در راس آنها حضرت زینب سلام‌الله علیها می‌باشند، علامه شیخ باقر شریف قرنی در صفحه 212 کتاب خود (حضرت زینب، قهرمان تاریخ) می‌نویسد: «یکی از شگفت‌انگیز‌ترین سیاست‌هایی که امام حسین علیه‌السلام در قیام و نهضت خود به کار برد، این بود که عقیله‌ی بنی‌هاشم و دیگر زنان پاکدامن خاندان رسالت را با خود به کربلا برد، با توجه به اینکه می‌دانست چه سختی‌ها و مصیبت‌هایی بر سر آنان خواهد آمد این را هم می‌دانست که آنان چه نقش درخشانی در تکمیل نهضت او و روشن نمودن مقصود او و ترویج اهداف و مقاصدش خواهند داشت، این زنان آزاده‌ی خاندان نبوت توانستند مردم جامعه‌ی آن زمان را از اهداف سفر طولانی آن حضرت آگاه کرده و هیبت و هیمنه‌ی حکومت اموی را در هم بکشند و باب قیامی دیگر بر ضد آنان را باز کنند و چنان خطبه‌های حماسی ایراد کردند که ارکان حکومت بنی‌امیه را به لرزه در‌آورد.»
حضور و حماسه آفرینی این زنان نه تنها به بعد از شهادت امام که بلکه به همان ابتدای راه بر‌می‌گردد، حضرت زینب سلام‌الله علیها که در راس همه این زنان قرار دارد، از همان ابتدا با همراهی برادر در این سفر، اطاعت از ولی امر خود، پرستاری از امام سجاد علیه‌السلام و تقدیم کردند دو فرزند خود در راه اسلام و در راه امام حسین علیه‌السلام در صحنه کربلا نقش می‌آفرینند.
کربلا صحنه بروز و ظهور چنین زنانی بوده است، حضرت رباب نیز با تقدیم کردن فرزند شش ماهه خود در راه امام حسین علیه‌السلام نیز از دیگر زنان حماسه آفرین کربلاست، از سوی دیگر مادر شهیدی چون عبدالله‌عمیر که فرزند خود را به شهادت در راه حسین علیه‌السلام دعوت می‌کند و پس از شهادت فرزند سر او را به طرف دشمن پرتاب کرده و با گفتن جمله؛ «ما چیزی را که در راه خدا داده‌ایم پس نمی‌گیریم.» ابهت دشمن را در هم می‌شکند.

یا همسر علی‌بن‌مظاهر زمانی که مطلع می‌شود همسرش به دستور امام حسین علیه‌السلام ( هر کس زنی همراه خود دارد او را به قبیله‌ی بنی‌اسد بفرستد، زیرا زنان حرم من بعد شهادتم به اسارت گرفته می‌شوند و می‌ترسم زنان شما نیز اسیر شوند.) تصمیم دارد او را به قبیله‌‌ی بنی‌اسد بسپارد، در جواب همسرش سر به ستون خیمه می‌کوبد و می‌گوید: «آیا از اینکه دختران رسول خدا به اسارت بروند و من در امان باشم خوشحال می‌شوی؟ به خدا سوگند شما مردان را یاری می‌کنید و ما زنان را.»
حضور زنان و کودکان نه تنها نشان‌دهنده مظلومیت کاروان کربلا است بلکه رفتار نامناسبی که با آنان پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام صورت می‌گیرد چهره ظالمانه و ستمگر دشمن را نمایان می‌سازد، زیرا زمانی که دشمن با خاندان منسوب پیامبر اینگونه رفتار می‌کند، با مردم عادی رفتاری وحشیانه‌تر خواهد داشت، حضور کودکان و مظلومیت آنانعلی الخصوص شهادت فرزند شش ماهه امام، اوج مظلومیت خاندان و پیروان امام حسین علیه‌السلام را می‌رساند.