|نیوک‌لیدر|
456 subscribers
2.44K photos
636 videos
65 files
414 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
بیانات| کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است!

ترجمه‌ی ۱۷ دقیقه‌ی پایانی سخنرانی ۳ آبان ۱۳۹۸ سید حسن نصرالله درباره‌ی تحولات لبنان، خطاب به دوستان و متحدان و دلسوزان مقاومت

http://nasr.link/98-08-03
@nasrollahir
Nasrollah.ir نصرالله.‌آی‌آر
بیانات| کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است! ترجمه‌ی ۱۷ دقیقه‌ی پایانی سخنرانی ۳ آبان ۱۳۹۸ سید حسن نصرالله درباره‌ی تحولات لبنان، خطاب به دوستان و متحدان و دلسوزان مقاومت http://nasr.link/98-08-03 @nasrollahir
یک نفر -احتمالا در یکی از شبکه‌های اجتماعی- خطاب به من گفته بود:
سید! اگر نمی‌خواهی صریح صحبت کنی یک عطسه بکن یعنی بروید، دو عطسه یعنی نروید! (خنده)

نه، بنده صریح صحبت می‌کنم. از هواداران مقاومت می‌خواهم این میادین را ترک کنند؛ حتی بچه‌هایی که در چند روز اخیر رفتند تا از مقاومت حمایت و دفاع کنند.

@NucLeader
شب شهادت آقا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و سید جوانان اهل بهشت، کریم اهل بیت، آقا امام مجتبی علیه‌السلام رو به محضر حضرت حجت بن الحسن روحی و ارواحنا فداه تسلیت عرض می‌کنیم.
«وسام العلیاوی» فرمانده عصائب اهل الحق عراق که در نبرد با داعش آنطور که می‌گویند خوب دمار از روزگارشان درآورده بود، در اعتراضات اخیر عراق به دست معترضین و درحالیکه در آمبولانس بود کشته و آتش زده شد.


جهل خیلی تصویر دردناکی دارد.
@NucLeader
|نیوک‌لیدر|
«وسام العلیاوی» فرمانده عصائب اهل الحق عراق که در نبرد با داعش آنطور که می‌گویند خوب دمار از روزگارشان درآورده بود، در اعتراضات اخیر عراق به دست معترضین و درحالیکه در آمبولانس بود کشته و آتش زده شد. جهل خیلی تصویر دردناکی دارد. @NucLeader
کوتاه درباره عراق و لبنان

در لبنان اعتراضات با تصمیم دولت مبنی بر گرفتن مالیات از کسانی که از «واتزاپ» استفاده می‌کنند شروع شد. واتزاپ در لبنان چیزی شبیه تلگرام در ایران است. این به خودی خود شاید برای ما مورد توجه نباشد، اما وقتی بدانیم که لبنانی‌ها برای قطع نشدن سیم‌کارتشان هر ماه باید «هفت دلار» بپردازند، می‌توانیم متوجه شویم مالیات جدید در این خصوص چه اتفاقی رخ خواهد داد. به این‌ها فساد اداری و مالی هم اضافه کنید.
شروع اعتراضات در لبنان درست بود و از قضا بچه‌های منتسب به حزب‌الله -نه به صورت سازمانی، بلکه فردی- در این اعتراضات شرکت می‌کردند. اعتراضات کم‌کم شکل جدی‌تری گرفت و نوع اعتراضات تغییر کرد. سید حسن نصرالله دو روز قبل فراخوان داد و همه نیروهای حزب‌الله را از این فضا دور کرد. چرا؟ مشخص است. پای کسانی دیگر درمیان است.
به عنوان مثال بخش عمده‌ای از اعتراضات توسط «رییس دانشگاه آمریکایی‌ بیروت» کنترل می‌شود و مشخصا یک سر ماجرا به آمریکا بازمی‌گردد.

در عراق هم شروع اعتراضات مردمی نسبت به فساد زیاد اداری و مالی مسئولین این کشور بود. بغداد و نجف در این اعتراض خیلی تفاوتی با یکدیگر نداشتند. وضعیت کار بین جوانان بد شده و به همین خاطر آیت‌الله سیستانی نیز خواسته‌های مردم را محق دانستند.
اما رفته رفته این اعتراضات به اتفاقاتی عجیب تبدیل شده است. در روزهای اخیر جمعی از فرماندهان حزب‌اللهی و به قول ما ایرانی‌ها ولایت‌مدار عراقی در حال ترور هستند. «وسام العلیاوی» یکی از آن‌ها بوده و احتمالا بزودی خبر ترور آدم‌های دیگری هم برسد. اوضاع در عراق خوب نیست. در لبنان هم. اما در عراق اوضاع بدتر است.
بدتر اینکه عراقی‌ها حتی نمی‌توانند ادای متحد بودن و «کشور شدن» را هم درآورند. تشیع عراق تمایل به حذف کردها و اهل تسنن عراقی دارد، اهل تسنن تمایل به حذف کردها و شیعیان دارند و کردهای عراق نیز دوست دارند سر به تن شیعه و سنی نباشد.

چیزی که پیش‌بینی می‌شود، شروع این اتفاقات تا ماه‌های آینده در ایران است. رهبر انقلاب چند ماه پیش در سخنرانی خود گفتند ممکن است دشمن وانمود کند برای سال 97 برنامه دارد، اما برای سال 98 برنامه داشته باشد. گمان می‌کنم در ماه‌های آینده این نوع آشوب داخلی در ایران هم رخ دهد. نزدیکی آن به انتخابات نیز فضا را متشنج‌تر خواهد کرد.

پ.ن: از این دست پیش‌بینی‌ها آن هم در این کانال کمتر کرده‌ام. آنچه گفته شد تحلیل است، اما تحلیل از روی اخبار خیلی موثق. نگارنده آدمی نیست که قصد ایجاد دلهره داشته باشد، اما قصد آگاه کردن چرا. ضربه جبهه مقاومت به آمریکا و دوستانش در یک سال گذشته خیلی جدی بوده. این‌ها تلاش آخر آن‌هاست، اما جدی است.
@Nucleader
|نیوک‌لیدر| pinned «کوتاه درباره عراق و لبنان در لبنان اعتراضات با تصمیم دولت مبنی بر گرفتن مالیات از کسانی که از «واتزاپ» استفاده می‌کنند شروع شد. واتزاپ در لبنان چیزی شبیه تلگرام در ایران است. این به خودی خود شاید برای ما مورد توجه نباشد، اما وقتی بدانیم که لبنانی‌ها برای…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کربلا. درگیری‌های امشب با سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین.

@abdollahshahbazi
اردیبهشت ۹۴ متنی درباره آموزش و پرورش نوشتم که هنوز هم اعتقادم بر همان است که نوشته شده.

اگر دوست داشتید بخوانید👇
http://nucleader.blog.ir/post/119
|نیوک‌لیدر| pinned «اردیبهشت ۹۴ متنی درباره آموزش و پرورش نوشتم که هنوز هم اعتقادم بر همان است که نوشته شده. اگر دوست داشتید بخوانید👇 http://nucleader.blog.ir/post/119»
اینستاگرام، توییتر و تلگرام پر شده از پوستر چند همسری و همایش مربوط به آن. این طرفی و آن طرفی به آن می‌پردازند. از رسانه‌ها بزرگ تا افراد کوچک.
خیلی واضح نیست که با اتفاقات کوچک و مسخره حواسمان پرت می‌شود و اتفاقات سطحی و سخیف تبدیل به وقایع مهم می‌شوند؟

حالا اسمش را توهم می‌گذارند یا هرچه مهم نیست، مهم این است که در واقعیت قرار است با همین اتفاقات ساده در آینده نزدیک بازی رسانه‌ای بخوریم و قطعا موفق هم خواهد بود. همه هم می‌دانند، اما بازی می‌خورند.

@NucLeader
|نیوک‌لیدر|
اینستاگرام، توییتر و تلگرام پر شده از پوستر چند همسری و همایش مربوط به آن. این طرفی و آن طرفی به آن می‌پردازند. از رسانه‌ها بزرگ تا افراد کوچک. خیلی واضح نیست که با اتفاقات کوچک و مسخره حواسمان پرت می‌شود و اتفاقات سطحی و سخیف تبدیل به وقایع مهم می‌شوند؟ …
جالبتر اینکه از حجه‌الاسلام قاسمیان و شبکه افق تا سایر دوستان حزب‌اللهی عزیز نیز در این بلاهت‌پیشگی شریک‌اند.

حالا چندهمسری فارغ از اینکه موافقش باشیم یا نه، چرخ چندم اهمیت وقایع جمهوری اسلامی ایران است که یک‌هو انقدر مهم می‌شود؟
اف بر عالم دینی که پنجاه سال از سهم امام زمان عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف استفاده کند، اما درباره توهین‌های مکرر یک یهودی مسلک به بهانه خلقت یعنی پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سکوت کند.

لعنت خدا بر کسانی که از دین برای آبروی خود خرج می‌کنند، اما از خود برای دین خرج نمی‌کنند.
کسانی که صحبت درباره ورود زنان به ورزشگاه و کوروش برایشان از مقدسات اصلی اسلام اهمیت بیشتری دارد.

خدایا ما از این‌ها به تو و رسولت و امام زمانت و نائب مظلومش شکایت می‌بریم.
@NucLeader
Forwarded from حامد کاشانى
آقای روحانی و فهم عمیق تاریخ اسلام!

۱. هر سخن وقتی نقد می‌شود، که ارزش علمی داشته باشد یا عده‌ای باور کنند و به خطا بیفتند.
لذا پاسخ سخنان دُرَر بار رئیس جمهور لازم نیست.
۲. سخنان بی استناد و گزینش یک گزاره‌ی مشکوک از بین ده‌ها گزاره‌ی محتمل الصدق، سخنی متین نیست، بلکه به بازیگری بیشتر شباهت دارد.
۳. این که زعمای حوزه در برابر بازی با سیره معصومان‌علیهم‌السلام ساکت‌اند، در تاریخ خواهد ماند.
۴. روسیاهی این اتهامات به معصومان هم ایضا.
۵. اما در این شرایط، آقای روحانی عملا در حال ایجاد دو قطبی در جامعه است. در زمین او بازی نکنیم.
۶. خودش را نمی‌دانم، اما دیگران خوب به یاد دارند، که گفت در شرایط امروز کشور اختلاف افکنی و ... گناه بزرگ است. آیا او می‌خواهد فسقش را اثبات کند؟
۷. شورای نگهبان، ایشان را مجتهدی عادل! در خبرگان می‌داند؟
۸. مطالبات را از او دنبال کنیم.
۹. به قول آقای رحیم‌پور ممکن است این دوران پایانیِ دولتش، سخنان حکیمانه‌تری هم بگوید، باید پرسید تو چه کرده ای؟!
۱۰. ألا لعنة الله على القوم الظالمين.

حامد كاشانى

@kashani1395
در روایات آمده قم از نظر حضور نخبگان مانند کوفه است. این روزها اما قم به جهاتی دیگر نیز به کوفه می ماند.
این روزهای قم شبیه آن زمانی است که حسین بن علی(ع) به میانه میدان ایستاده بود و نخبگان و بزرگان شیعه در کوفه به تطمیع و تهدید و البته فریبِ پسر مرجانه سر در هزار پستو داشتند و در برابر لاطائلاتی که آن حرامزاده به امیرالمومنین(ع) و خاندان پیامبر (ص) نسبت می‌داد صدایی بر نمی آوردند...

پ.ن: هر بار که آن منافقِ لباس پیامبر دزدیده سنت نبوی و سیره معصومان را در روی منبرهای عمومی تحریف می کند و صدایی از جایی شنیده نمی شود، این چند خط را مرور می کنم تا دو چیز را یادم نرود: نفاق و یهودی مآبی عیان و سکوت آقایان...
در اثنای دعوای بین وحید جلیلی و دیگران، یکی از دوستان متنی نوشت که از او خواستم در بازه‌ای که همه دنبال نامه دادن و جوابیه نوشتن و تحلیل کردن هستند، این را منتشر نکنیم و بگذاریم بعد که مسئله فروکش کرد، به آن ماجرا بپردازیم.
نوشته زیر از یک دوست عزیز است:
چماقیین نقد!

این روزها بحث دربارۀ نامه‌های آقای جلیلی داغ است و حسابی جبهۀ فرهنگی انقلاب و غیر انقلاب را درگیر خود کرده است. به این نامه‌ها پاسخ های متفاوت اما یک دستی داده شده است؛ یک دست یعنی همگی این پاسخ‌ها با تمامی تفاوت‌های سیاسی و عقیدتی نویسندگان آن دارای رویه‌ای واحد است. این رویه همان تخریب فضای نقد کردن در کشور است.
عده ای به طرفداری از نام‌هایی که در نامه است، به نقد شخص آقای جلیلی پرداخته‌اند و عده‌ای دیگر این نامه را تبدیل به چماقی برای کوبیدن رهبری کرده‌اند. هر دو گروه که قاعدتا به صورت طیفی در جامعه مصداق دارند، دو روی یک سکه هستند.
گروه اول با نادیده گرفتن کاستی‌ها و ضعف‌ها، به نام مصلحت مقابل برقراری گفتمان در جامعه و نقادی در جامعه قرار می‌گیرند. در واقع از مصلحت چماقی برای ساکت کردن، منتقدین استفاده می کنند.
گروه دوم با وجود اینکه خودش را طرف‌دار نقد، آزادی بیان و.... نشان می‌دهد، اما با تعمیم این نقدها به کل فعالیت سی و چند سالۀ نظام اسلامی (بخصوص رهبری) سعی در مخدوش کردن، نقاط مثبت کارنامه نظام اسلامی هستند.
نگاه افراطی گروه اول باعث تحریک نگاه تفریطی گروه دوم می‌شود و بالعکس، اینگونه دور ناقص و ناسالمی در فضای کشور ایجاد می‌شود که در این فضا نقد کردن مساوی مرگ است، زیرا منتقد بالاخره زیر چماق یکی از این دو گروه یا هر دو گروه له می‌شود.
راه حل برون رفت از این دور ناقص و ناسالم، اول پایین گذاشتن چماق‌هاست. هر دو گروه باید بدانند که حیات سیاسی‌شان از درجۀ اهمیت پایین‌تری نسبت به حیات جمعی جامعه ایرانی دارد.
دوم، هنگامی که چماق‌ها خوابیدند، فضای جامعه تلطیف می‌شود. در این فضا باید به خود «نقد بماهو نقد» پرداخت، یعنی خود نقد را با توجه به مرزبندی، حدود و ثغورش مورد توجه قرار داد. اگر نقدی به علمکرد فرهنگی برخی افراد بیت رهبری، ولو از مدیران ارشد بیت هم باشد، وارد می‌شود، این نقد اول فقط در حوزه فرهنگ است، نه در هیچ حوزه دیگری که تحت نظارت یا اختیار بیت رهبری است. دوم افراد این نقد اعضای بیت رهبری هستند نه خود رهبری، بنابراین سهم و نقش هر شخص با توجه به محتوای نقد و جهت نقد باید تعیین شود.

اگر نقدی به عملکرد مدیران بیت رهبری در عرصه فرهنگ وارد است، سلمنا، اما خود این مدیران در درجه اول خودشان مسئول عملکرد خودشان هستند نه شخص یا جایگاه دیگری. نقد درباره عملکرد یک عده خاص است، پس همان عده خاص باید مدنظر قرار گرفته شوند و فراتر رفتن از آن و تعمیم آن به کل، اشتباه و سم مهلکی برای گفتمان نقادانه در کشور است، این سم به همان میزان مهلک است که «مصلحت سنجی» عده‌ای مهلک است.
صحبت‌هایی که پیرامون این مسئله نوشته می‌شود، نباید مصداق دزد اصطبل پادشاه باشد، که همه در این دزدی مقصر شناخته شدند الا خود دزد.

#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
دیروز داشتم بخش‌هایی از یک کتاب را می‌خواندم که هنوز کامل نشده و ان‌شاءالله تا پایان سال تمام و آماده چاپ شود. کتابی که می‌توانم جرأت کنم و بگویم در شیوه نگارش و تحقیق در سده معاصر بی‌نظیر است، چون از شیوه و چگونگی نوشتنش باخبرم. موضوع کتاب فعلا بماند تا موقع انتشار، اما همین‌بس که بعضا برای نوشتن متقن و دقیق یک پاراگراف، بیش از دو هزار صفحه کتاب مطالعه شده.

در بخشی از کتاب جمله‌ای از شهید سید محمدباقر صدر توجه‌م را جلب کرد؛ او در پاسخ به شبهه‌ای از طرف چند طلبه درباره تحمیل نظراتش به یکی از مراجع وقت با رد این مسئله گفته بود: «اگر طلبه‌ای وارد حوزه علمیه شود و قصدش این نباشد که به درجه استنباط احکام برسد، شهریه‌ای که می‌گیرد حرام است.»

بیان این حرف نه از سوی یک طلبه معمولی، بلکه از سوی دانشمندی که به «نابغه» بودن شهرت دارد و در بیست و پنج سالگی به درجه اجتهاد رسیده است و صاحب چندین کتاب مهم در تاریخ تشیع است، باید برای برادران طلبه ما و بعد در درجه پایینتر برادران غیر طلبه یعنی امثال بنده -به دلیل عدم دریافت شهریه- اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. این جمله به غیر از اینکه یک تلنگر شرعی مهم دارد، از این نظر مورد توجه است که هر طلبه‌ای که وارد حوزه علمیه می‌شود باید خود را مکلف به ارتقاء سطح علمی و عملی بداند.
و آیا چنین هستیم؟

@NucLeader
تحلیلی امنیتی در نقد نگاه امنیتی

بعضی وقت‌ها هرچه تلاش می‌کنم آنچه در ذهن می‌گذرد را بنویسیم، امکانش نیست. یعنی یا پیاده نمی‌شود یا باید چیزهایی گفت که طبیعتا گفتنش خطرناک است. از قضا مورد فعلی به هر دو این موارد برمی‌گردد.

اما در تحلیل‌هایی که در روزهای اخیر پیرامون گرانی بنزین و... شنیده‌ایم، وجود نگاه امنیتی به طرز چشمگیری رشد داشته است. وجود این نگاه عجیب نیست، چون بیش از هشتاد درصد شخصیت‌های اصلی دولت فعلی را نیروهای امنیتی تشکیل داده‌اند و طبیعتا بعد از گذشت شش سال -و البته حضور چهل ساله برخی از این آقایان- این نگاه گسترش پیدا می‌کند و مثلا فلان کانال یا فلان روزنامه‌نگار اصولگرا هم برای آرام کردن ما و شما از تحلیل‌های امنیتی استفاده می‌کند.

اولا مسئله «امنیت» که یکی از دو رکن اصلی و ابتدایی برپایی جوامع و حکومت‌هاست، با نگاه امنیتی تفاوت دارد. اولی واجب است، اما دومی از حد لازم که بگذرد خود باعث خدشه وارد شدن به مسئله امنیت خواهد بود. دو اینکه گسترش این نوع تحلیل‌ها، امکان و اجازه طرح تحلیل‌های دیگر را نیز از بین خواهد برد. سوم اینکه تنها راه بیان نظرها در این زمین بازی، تحلیل‌های امنیتی دیگر است. یعنی الان که در حال نوشتنم، باید نگاه فرهنگی را کنار بگذاریم و ابتدا به مسائل امنیتی نگاه کنیم، بعد از خط بطلان کشیدن بر برخی موارد، طرح اصلی را بیان کنیم که تا این فرصت پدید آید، احتمالا قیمت بنزین از پنج هزار تومن هم عبور خواهد کرد!

مسئله چیست؟ مسئله این است که اگرچه شخصیت‌های اصولگرای شبه‌انقلابی کلماتی نظیر «بصیرت»، «نفوذ»، «عمار»، «انقلابی»، «افسر جنگ نرم» و از این دست کلمات را که رهبر معظم انقلاب با دقت خاصی بیان کرده‌اند، آنچنان با حرکات احمقانه خود سخیف کرده‌اند که عموما از شنیدنش از زبان این جماعت هم منزجر می‌شویم، اما واقعیت این است که مسئله «نفوذ» وجود دارد و خیلی هم جدی است. از قضا نفوذ همه‌جا هست؛ یعنی در بین دانشجو و طلبه، دولت و مجلس و قوه قضائیه، شورای نگهبان، در نهادهای امنیتی و... همه این نفوذی‌ها حضور دارند و به یک شبکه وصل‌اند. شبکه چیزی است که آن‌ها را کنترل می‌کند و برای آن‌ها نقشی طراحی می‌کند؛ چه آن‌ها بدانند، چه ندانند. چه خود سهم کلیدی در این زمین داشته باشند، چه هیچ سهمی نداشته باشند و فقط ابزار باشند. از این‌رو وقتی نگاه را از «هر کسی اصلاح‌طلب است نفوذی است» رسانه‌های اصولگرا و «دیدید فلان آدم که اصولگرا بود نفوذی درآمد، پس نفوذی‌ها همان‌ها هستند که تظاهر بیشتری می‌کنند» را بگردانیم و بهتر ببینیم، آن‌ها یک شبکه هستند. همان شبکه‌ای که پیش از انقلاب کل بدنه نظام پهلوی را احاطه کرده بود و پر بود از مهره‌های بهائی، قرار نبوده و نیست با انقلاب اسلامی به یک‌باره به کلی از هم بپاشد. از این‌رو بعد از انقلاب هم برای حفظ خود و پیاده کردن مقاصدی که البته در رأس آن از بین بردن نظام بوده و موفق هم نشده، شبکه را حفظ و کنترل می‌کند.

در این شبکه اتفاق‌ها اینطور میفتد که مثلا در فلان انتخابات ریاست جمهوری، یک مهره در ستاد ایکس و یک مهره در ستاد ایگرگ قرار دارند و هر دو نقشی را بازی می‌کنند که باید. سر طناب هر دو در یک مکان است؛ حالا فرقی ندارد یکی اصولگرا باشد، یکی اصلاح‌طلب. بنابراین وقتی دشمن اینطور عمل می‌کند، خیلی باید هوشیار باشیم که گول دعوای ظاهری اصلاح‌طلبی و اصولگرایی را نخوریم. خصوصا آنکه دعوای «دو تایی»، ریشه‌ای مشخص در عالم سیاست خصوصا در غرب دارد. سیاست دعوای دو گروه که خیلی تفاوتی با یکدیگر ندارند و اتفاقا در جاهای خاص، نقطه اشتراک زیادی دارند.
مثلا در همین قضیه گرانی بنزین، وجه اشتراک بسیاری در عملکرد اصلاحات و اصولگرایی می‌شود دید. یا مثلا در قضیه برجام یا همان مدارس غیر انتفاعی و نگاه اقتصادی لیبرال به مسائل نظامی اسلامی، وجه اشتراک زیاد است.
تحلیل امنیتی در نقد نگاه امنیتی- پایانی

در همین وقایع اخیر، همه تحلیل‌های اصولگرایی و اصلاح‌طلبی نگاهی عمیقا امنیتی دارد. همه نگاه‌ها هم این است که قرار بوده اتفاقاتی بیفتد که کشور را مثل سوریه کند. تا اینجای کار بحثی نیست و نگارنده نیز به آن اطمینان دارد. تحلیل‌هایی از آدم‌های قابل اعتماد شنیده شده که حقیقتا قرار بوده طی برنامه‌ای تقریبا سه ساله، ایران در ایام نزدیک به انتخابات مجلس شورای اسلامی به آشوبی کشیده شود که نتیجه‌اش شبیه سوریه باشد که الحمدلله با درایت رهبری و ورود دقیق در جایی که همه حتی من و شما باورش را نمی‌کردیم، قضیه تمام شد.
اما در همین نگاه‌های امنیتی، کسی به شبکه نگاه نمی‌کند. برای کسی این سوال پیش نمی‌آید که چرا در اعتراضات دی ماه 1396، دسترسی شهروندان خصوصا در تهران به اینترنت قطع نشد، اما در وقایع اخیر دسترسی کل کشور به شبکه اینترنت به‌گونه‌ای قطع شد که حتی آن‌ها که خیال می‌کردند نظام جمهوری اسلامی امکان مسدود کردن تلگرام را ندارد، متوجه شدند که خیر، این امکان هست، اما عملی نمی‌شود. یا مثلا برای کسی سوال پیش نمی‌آید که چرا در تصمیمی که گفته می‌شود سران سه‌قوه گرفته‌اند و ظاهرا سران یکی از قوا مشروط قبول کرده یا به کلی پیاده شدن این طرح را قبول نکرده، همان لحظه عملی شدن ماجرا، قضیه به مردم اطلاع داده می‌شود. یا مثلا هنوز مشخص نیست چرا اعترافات «روح‌الله زم» مشخص نشد؟ یا چرا برادر فلان شخص که دستگیر شد، به یک‌باره وضع کشور به اینجا رسید؟

بیان این سوالات و شبکه دیدن این اتفاقات را اگرچه برخی «توهم توطئه» می‌نامند، اما نگارنده عمیقا به تئوری توطئه اعتقاد دارد و از قضا مطالعاتی پیرامون ریشه‌های قومی برخی از افراد داخل نظام هم داشته است. در میان تحلیل‌های امنیتی، مسبب ناآرامی عمدتا به خارج از کشور بازمی‌گردد، اما چرا نباید به این فکر کنیم که دستی که در خارج از کشور توانسته دو سال نیروهایی را در ترکیه یا سایر کشورهای منطقه برای ناآرام کردن ماه‌های اخیر تربیت کند، در داخل هم نیروهایی داشته که موتور محرک این وضعیت را ایجاد کند؟ آیا این افراد شناسایی می‌شوند؟ آیا به جرم آن‌ها رسیدگی خواهد شد؟
بعید می‌دانم.

اما حالا اگر نگاه امنیتی را رها کنیم و به مسئله فرهنگی قضیه برسیم، در مسئله گرانی بنزین یک چیز به کلی گم بود و آن «اهمیت مردم» بود. مردم هیچ اهمیتی نداشتند، اطلاعی به آن‌ها داده نشد، برای وضعیت اقتصادی آن‌ها فکری نشده بود و با بی‌برنامگی کامل طرح اجرا شد. از همان روز اجرای طرح اگرچه مسئولین از کنترل کردن اجناس سخن گفته‌اند، اما کرایه تاکسی‌ها، قیمت خودرو، برخی اقلام و میوه گران شده است و در روزهای آتی نیز گرانتر خواهد شد. وقتی مردم به این حس می‌رسند که برای حکومت هیچ اهمیتی ندارند، رفته رفته نسبت به آن‌ بی‌اهمیت می‌شوند. با گسترش این احساس، «امید به آینده» از بین خواهد رفت. از سوی دیگر قشر مستضعف جامعه که امید به دیده شدن داشته، روز به روز ناامیدتر خواهد شد.
همانطور که طبق آمار رسمی در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، درصد حضور قشر کم‌درآمد خصوصا در جنوب تهران نسبت به گذشته کمتر شده بود، این روند ادامه پیدا خواهد کرد. نتایج وضعیت اخیر را می‌شود در درصد مشارکت انتخابات مجلس آینده مشاهده کرد. همانطور که اکثر آن‌ها که در راهپیمایی 4 آذر تهران یا شهرهای دیگر مشارکت کردند و خیلی از آن‌ها که دلبسته انقلاب اسلامی و رهبری بودند، اما هرچه فکر کردند نتوانستند شرکت کنند و برای اولین بار در رفتن و ماندن مردد بودند، با رشد روند بی‌اهمیت جلوه دادن مردم، این مسئله نیز بیشتر مشاهده خواهد شد.

نگارنده قصد مأیوس کردن علاقه‌مندان به انقلاب را ندارد، بلکه مقصود این است که شبکه کار خود را می‌کند و از قضا تصمیماتی می‌گیرد که به آنچه گفته شد، ختم شود. وقتی اجازه بروز نارضایتی به مردم داده نشود، به نارضایتی آن‌ها توجه نشود و این مسئله گسترش پیدا کند، بی‌تفاوتی نسبت به وقایع حکومت گسترش پیدا خواهد کرد. این خطری است که نظام را تهدید می‌کند و این تهدید هم از سوی شبکه است و هم متأسفانه تأیید آن‌ها توسط نهادهای صاحب صلاحیت -اگر گمان می‌کنید شبکه گفته شده در این نهادها هم موجود است، این فکر شماست. ما اصلا معتقد نیستیم!_، کار را سخت‌تر خواهد کرد! وضعیت فعلی هوشیاری زیادی می‌طلبد. هم نباید بی‌تفاوت بود، هم توسط اکثریت مسئولین بی‌‌اهمیت محسوب می‌شویم، هم این وضعیت برای عده‌ای خوب است و هم برای خودمان بد.


پ.ن: بیشتر از این عقل نوشتنم قد نمی‌داد. یعنی بعضی‌ جاها باید صریحتر نوشته می‌شد، اما امکانش نبود. در برخی موارد هم ذهن مغشوش بود و درهم پیچید. خودتان ببخشید.
@NucLeader
بگذریم.
خیلی سخت می‌نویسم این نوع متن‌ها رو. نه دیگه خیلی تمایلی دارم به پرداختنش، نه فضاش هست و نه فضای ذهنم. ولی گاهی خیلی احمق فرض می‌کنند مارو.
💬 شهید صدر و خواب امیرالمؤمنین

«سید محمدباقر صدر» سال 1949 یعنی در سن چهارده سالگی از کاظمیه به نجف اشرف می‌رود تا درس دینی خودش رو ادامه بده. او ابتدای حضورش در نجف، هر روز به حرم امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌رفته و زیارت می‌کرده و مواظب بوده که این زیارت ترک نشده. بعد از زیارت و نماز هم گوشه‌ای می‌نشسته و مشغول فکر کردن می‌شده. (فکر کردن یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های زندگی سید صدر بوده. یعنی دقیقا وقت زیادی برای فکر کردن می‌گذاشته) و معتقد بوده که از مدینه علم یعنی حضرت علی علیه‌السلام الهام می‌گیره. او دقیقا می‌گه «در حرم امیرالمومنین علیه‌السلام حل هیچ مسئله‌ای مشکل نبود».

به دلایلی -که مشخص نیست- تشرف او به حرم امیرالمومنین علیه‌السلام قطع می‌شه، اما کسی از این مسئله یعنی رفتنش به حرم و قطع شدن زیارت خبر نداشته. یک شب «حاج عبدالحسن البلداوی» در عالم رؤیا امیرالمومنین علیه‌السلام رو می‌بینه. حضرت به او می‌گه: «برو به پسرم سید محمدباقر صدر بگو برای چی حضورت در درس ما رو قطع کردی؟»

او این خواب رو برای سید محمدباقر تعریف می‌کنه. او لبخندی می‌زنه و می‌گه: «سبحان‌الله! من هر موقعیتی رو که حرم حضرت بعد از نماز ظهر و عصر خالی می‌شد مغتنم می‌شمردم تا مطالعه کنم و از روحانیت حضرت علی علیه‌السلام استفاده کنم و از فیضان علمش استفاده کنم، اما در این دو روز به حرم نرفتم.» بعد از این اتفاق سید صدر زیارت رو تا یک روز قبل از بازداشتش توسط بعثی‌ها ادامه می‌ده.

«حجه‌الاسلام نعمانی» یکی از نزدیکترین یارانشون هم می‌گه:
یک روز شهید صدر برای زیارت به حرم حضرت رفت و یکی از خادمین حرم هم اونجا بود، اما از حضور سید محمدباقر اطلاعی نداشت. سید صدر وارد که شد گفت السلام علیک یا امیرالمومنین. خادم حرم شگفت‌زده نزد سید محمدباقر می‌ره و میِ‌گه: «والله شنیدم که امام گفت پسرم وارد شو».

منبع: السیره و المسیره فی حقائق و وثائق، جلد دوم، صفحه 142
@NucLeader