Forwarded from اتچ بات
⚽️ شلیک به قلب آمریکا
یکشنبه سی و یک خرداد سال 1377. بعد از ظهر خوابیده بودم که شب حتما بیدار باشم. ایران-آمریکا؛ دومین بازی ایران در جامجهانی 98 فرانسه. بازی که بعدها به مادر بازیها یا بازی قرن هم معروف شد.
بازی قرن باشد و ما یعنی خانواده ما نبینیم؟ ما آن زمان یعنی دوره کودکی تا نوجوانی من یک خانواده فوتبالی تمام عیار بودیم. من که کوچکترین عضو بودم، برادرم که شماره چشم عینکش بخاطر همین فوتبال بالا رفت، خواهرم و پدرم که آخرین فوتبال را که میدید، یادش میآمد دیر شده و صبح ساعت 6 باید برود. ارتشی که اگرچه بسیار منظم، دقیق و سروقت بود، اما آنقدر خشک نبود که عاشق فوتبال نباشد؛ فوتبال این مسخرهترین افیون تودهها به تعبیر دوستی که خودش هم فوتبالی است. اصلا همه ما عاشق فوتبال بودیم. نه فقط خانواده خودمان که عموهایم که آن سالها ازدواج نکرده بودند هم. جامجهانی را با هم میدیدیم. آنقدر فوتبالی که گاهی نصف شب بازیهای کوپا آمریکا یا لیبرتادورس را هم از دست ندهیم!
ساعت ده و نیم شب به وقت ایران بازی در ورزشگاه ژرلان شهر لیون فرانسه شروع شد. عروسکهای خوشگل فرانسوی، یعنی نماد آن جام که بهنظرم قشنگترین نماد جامجهانیهای این چندین سال بوده به بازیکنانی داده شد که همه میدانستند قرار است مهمترین و سیاسیترین فوتبال را برگزار کنند. بازیکنانی که یکی درمیان کنار هم بازی را شروع کردند، اما در میدان با تمام قدرت میجنگیدند.
من آن سالها دیوانهوار عاشق یک بازیکن فوتبال بودم. مهدی مهدویکیا. آنقدر دوستش دادم که سهچرخهام را با پنج تا کارت بازی عکس او عوض کرده بودم و بعدا خانواده رفتند این کودکانهترین برد برد تاریخ جهان یک کودک و ابلهانهترین باخت باخت دنیای بزرگسالی را بهم زدند. من عاشق مهدویکیا بودم، خودم را جای او میگذاشتم، وقتی به یک برنامه تلویزیونی دعوت شد با اینکه خودمان تلفن نداشتیم بارها تماس گرفتم که بتوانم با او صحبت کنم، اما نشد... من عاشق مهدویکیا بودم. وقتی «فرار مهدویکیا» را میشنیدم، نیشم تا بناگوش باز میشد. آنقدر عاشق که بچههای کوچه میدانستند با اسم رمز مهدویکیا میتوانند من را اذیت کنند و روحم را بخراشند.
من عاشق فرار مهدویکیا بودم و عاشق جواد خیابانی که گرمترین صدا و بهترین گزارشها را میکرد. به گمانم بهترین جواد خیابانی تاریخ بعد از حماسه ملبورن بود آن شب.
بازی شروع شد. خوب یادم هست بین آن همه نام از کریم باقری، عابدزاده، علی دایی، حمید استیلی، خاکپور، زرینچه، میناوند، عزیزی و... تا کلودیو رینا، استیو مکبراید، دالی، پاپ، کلر و فرانکی هیدوک، فقط نام مهدویکیا را میشنیدم.
ایران گل اول را زد، پریدیم هوا. داییها داد زدند، مادربزرگم از خواب پرید و پرسید چه شده؟ گفتیم استیلی گل زد و با آن لهجه یزدی گفت «استیلی نازُت بشم». تلویزیون سیاه سفید دردار بلر برای ما از الایدی 100 اینچ هم جذابتر بود. محو بازی بودیم.
محو بازی بودم. فقط صدای خاص خیابانی که انگار پشت گوشی موبایل یا چیزی بود که صدایش با همیشه فرق داشت را میشندیم: استیلی حرکت میکنه علی دایی، توپ رو میگیره، با رفتن عزیزی، دایی تنها شده.... ناگهان توپ رسید به مهدویکیا و او همه ایران شد و با سرعت موشک دوید... فرصت برای مهدویکیا... به سمت دروازه اِمریکا، میتونه گل دوم ما باشه... و توی دروازه... گل برای ایران... مهدی مهدویکیا...
برای چند لحظه زمین سبک شد و برای چند ثانیه من روی زمین نبودم...موشک ایران به قلب آمریکا نشست و آن سیاسیترین بازی فوتبال تاریخ را ما بردیم، حتی با وجود اینکه سازمان منافقین هم بلیت خریده بود و تصاویر مریم رجوی منحوس را پخش کرده بود.
ما بردیم. موشک زدیم... آخرین روز خرداد پر حادثه را کامل کردیم.
21 سال از آن روز گذشته. یک بار دیگر ما موشک زدیم. اما اینبار موشک را همه ما که تن به ذلت و زبونی ندادیم شلیک کردیم و درست به هدف زدیم.
21 سال از آن روزها میگذرد، من دیگر آنچنان فوتبالی نیستم. برادر و خواهر و پدر و عموها هم... اما هنوز همانقدر دقیق موشکمان را به قلب آمریکا میزنیم.
#شطحیات
@NucLeader
یکشنبه سی و یک خرداد سال 1377. بعد از ظهر خوابیده بودم که شب حتما بیدار باشم. ایران-آمریکا؛ دومین بازی ایران در جامجهانی 98 فرانسه. بازی که بعدها به مادر بازیها یا بازی قرن هم معروف شد.
بازی قرن باشد و ما یعنی خانواده ما نبینیم؟ ما آن زمان یعنی دوره کودکی تا نوجوانی من یک خانواده فوتبالی تمام عیار بودیم. من که کوچکترین عضو بودم، برادرم که شماره چشم عینکش بخاطر همین فوتبال بالا رفت، خواهرم و پدرم که آخرین فوتبال را که میدید، یادش میآمد دیر شده و صبح ساعت 6 باید برود. ارتشی که اگرچه بسیار منظم، دقیق و سروقت بود، اما آنقدر خشک نبود که عاشق فوتبال نباشد؛ فوتبال این مسخرهترین افیون تودهها به تعبیر دوستی که خودش هم فوتبالی است. اصلا همه ما عاشق فوتبال بودیم. نه فقط خانواده خودمان که عموهایم که آن سالها ازدواج نکرده بودند هم. جامجهانی را با هم میدیدیم. آنقدر فوتبالی که گاهی نصف شب بازیهای کوپا آمریکا یا لیبرتادورس را هم از دست ندهیم!
ساعت ده و نیم شب به وقت ایران بازی در ورزشگاه ژرلان شهر لیون فرانسه شروع شد. عروسکهای خوشگل فرانسوی، یعنی نماد آن جام که بهنظرم قشنگترین نماد جامجهانیهای این چندین سال بوده به بازیکنانی داده شد که همه میدانستند قرار است مهمترین و سیاسیترین فوتبال را برگزار کنند. بازیکنانی که یکی درمیان کنار هم بازی را شروع کردند، اما در میدان با تمام قدرت میجنگیدند.
من آن سالها دیوانهوار عاشق یک بازیکن فوتبال بودم. مهدی مهدویکیا. آنقدر دوستش دادم که سهچرخهام را با پنج تا کارت بازی عکس او عوض کرده بودم و بعدا خانواده رفتند این کودکانهترین برد برد تاریخ جهان یک کودک و ابلهانهترین باخت باخت دنیای بزرگسالی را بهم زدند. من عاشق مهدویکیا بودم، خودم را جای او میگذاشتم، وقتی به یک برنامه تلویزیونی دعوت شد با اینکه خودمان تلفن نداشتیم بارها تماس گرفتم که بتوانم با او صحبت کنم، اما نشد... من عاشق مهدویکیا بودم. وقتی «فرار مهدویکیا» را میشنیدم، نیشم تا بناگوش باز میشد. آنقدر عاشق که بچههای کوچه میدانستند با اسم رمز مهدویکیا میتوانند من را اذیت کنند و روحم را بخراشند.
من عاشق فرار مهدویکیا بودم و عاشق جواد خیابانی که گرمترین صدا و بهترین گزارشها را میکرد. به گمانم بهترین جواد خیابانی تاریخ بعد از حماسه ملبورن بود آن شب.
بازی شروع شد. خوب یادم هست بین آن همه نام از کریم باقری، عابدزاده، علی دایی، حمید استیلی، خاکپور، زرینچه، میناوند، عزیزی و... تا کلودیو رینا، استیو مکبراید، دالی، پاپ، کلر و فرانکی هیدوک، فقط نام مهدویکیا را میشنیدم.
ایران گل اول را زد، پریدیم هوا. داییها داد زدند، مادربزرگم از خواب پرید و پرسید چه شده؟ گفتیم استیلی گل زد و با آن لهجه یزدی گفت «استیلی نازُت بشم». تلویزیون سیاه سفید دردار بلر برای ما از الایدی 100 اینچ هم جذابتر بود. محو بازی بودیم.
محو بازی بودم. فقط صدای خاص خیابانی که انگار پشت گوشی موبایل یا چیزی بود که صدایش با همیشه فرق داشت را میشندیم: استیلی حرکت میکنه علی دایی، توپ رو میگیره، با رفتن عزیزی، دایی تنها شده.... ناگهان توپ رسید به مهدویکیا و او همه ایران شد و با سرعت موشک دوید... فرصت برای مهدویکیا... به سمت دروازه اِمریکا، میتونه گل دوم ما باشه... و توی دروازه... گل برای ایران... مهدی مهدویکیا...
برای چند لحظه زمین سبک شد و برای چند ثانیه من روی زمین نبودم...موشک ایران به قلب آمریکا نشست و آن سیاسیترین بازی فوتبال تاریخ را ما بردیم، حتی با وجود اینکه سازمان منافقین هم بلیت خریده بود و تصاویر مریم رجوی منحوس را پخش کرده بود.
ما بردیم. موشک زدیم... آخرین روز خرداد پر حادثه را کامل کردیم.
21 سال از آن روز گذشته. یک بار دیگر ما موشک زدیم. اما اینبار موشک را همه ما که تن به ذلت و زبونی ندادیم شلیک کردیم و درست به هدف زدیم.
21 سال از آن روزها میگذرد، من دیگر آنچنان فوتبالی نیستم. برادر و خواهر و پدر و عموها هم... اما هنوز همانقدر دقیق موشکمان را به قلب آمریکا میزنیم.
#شطحیات
@NucLeader
Telegram
attach 📎
💬 من نگفتم.
زماني كه امام در نجف تبعيد بودن، آقا مصطفى پسرش و آقای دعایی تو راديو بغداد دو ساعت برنامه گرفته بودن و عليه رژيم شاه تبليغ میکردن. اون موقع بدليل اختلافاتی كه بعثیها با شاه داشتن، اينكار از خداشون بود.
امام نميدونست این ماجرا رو. وقتی فهميد، به اقای دعایی گفت متن يه برنامتونو بياريد ببينم. ديد يهجاش نوشتن ايشون (امام) كه ساواك اينقدر علیهشون تبليغ میکنه كه پولداره و فلان، يه وجب زمينم نداره.
امام گفت: من يه قطعه زمين تو خمين دارم! چرا نوشتيد يه وجبم نداره؟
بعد ديد يه چيزايی به نقل از ايشون عليه شاه نوشتن. گفت: اينا رو كه من نگفتم! اقای دعایی ميگه: غلط نيست كه. شمام كه قبول داريد!
امام ميگه: اگه كسی به عدالت آخوند خراسانی، بره رو منبر و بگه خمينی گفت خدا يكیه و من نگفته باشم، تكذيب میكنم.
منبع:دائره المعارف مصور امام خمینی، نشر سایان
@NucLeader
زماني كه امام در نجف تبعيد بودن، آقا مصطفى پسرش و آقای دعایی تو راديو بغداد دو ساعت برنامه گرفته بودن و عليه رژيم شاه تبليغ میکردن. اون موقع بدليل اختلافاتی كه بعثیها با شاه داشتن، اينكار از خداشون بود.
امام نميدونست این ماجرا رو. وقتی فهميد، به اقای دعایی گفت متن يه برنامتونو بياريد ببينم. ديد يهجاش نوشتن ايشون (امام) كه ساواك اينقدر علیهشون تبليغ میکنه كه پولداره و فلان، يه وجب زمينم نداره.
امام گفت: من يه قطعه زمين تو خمين دارم! چرا نوشتيد يه وجبم نداره؟
بعد ديد يه چيزايی به نقل از ايشون عليه شاه نوشتن. گفت: اينا رو كه من نگفتم! اقای دعایی ميگه: غلط نيست كه. شمام كه قبول داريد!
امام ميگه: اگه كسی به عدالت آخوند خراسانی، بره رو منبر و بگه خمينی گفت خدا يكیه و من نگفته باشم، تكذيب میكنم.
منبع:دائره المعارف مصور امام خمینی، نشر سایان
@NucLeader
❤1
مجری المنار از سید حسن نصرالله میپرسد:
چه کسی در قدس نماز خواهد خواند؟ شما؟ پسرانت یا نوههایت؟
سید جواب داد که منطقی اگر بخواهیم نگاه کنیم من امید زیادی دارم که خودم در قدس نماز بخوانم.
اما تا خدا چه بخواهد...
@NucLeader
چه کسی در قدس نماز خواهد خواند؟ شما؟ پسرانت یا نوههایت؟
سید جواب داد که منطقی اگر بخواهیم نگاه کنیم من امید زیادی دارم که خودم در قدس نماز بخوانم.
اما تا خدا چه بخواهد...
@NucLeader
Forwarded from جدال- علی عليزاده
فریاد بلند «آقای مقاومت» و میکروفونهای خاموش و زنگ زدهی ما
علی علیزاده
سید حسن نصرالله دیروز سخنرانی کرد که معتقدم سالها بعد آن را به عنوان نمونهای درخشان از سخنرانی نظامی-سیاسی راهبردی تدریس خواهند کرد.
سیدحسن سخنرانیش را دیروز با یادآوری جنگ سی و سه روزه شروع کرد.
جنگی که نه فقط سرنوشت لبنان که معادلات منطقه ما را به صورت جدی عوض کرد.
جنگی که هشتاد میلیون ایرانی به خاطر ناتوانی رسانههایشان، آنطور که باید آن را نشناختهاند. هرچند یکی از دلایل امنیت و صلح و ثبات زندگی شان در سیزده سال گذشته نتیجه این جنگ بوده.
جنگی که اسراییل آمده بود تا طومار حزب الله را برای همیشه درهم بپیچد. هم طومار نظامی. و هم طومار سیاسیش را. با معرفی حزب الله به عنوان دلیل حمله و نابودی لبنان، و ایجاد تقابل مردم با حزب الله.
و پیروزی حزبالله چنان قاطع بود که سیزده سال است حتی یک تیر هم به لبنان شلیک نشده.
و آن سالها آمریکا در عراق بود و اوج بحران هستهای و قرار بود نابودی حزبالله مقدمه حمله مشترک آمریکا و اسراییل به ایران باشد. و فقط پس از شکست اسراییل بود که خواب حمله نظامی به ایران را از سر بیرون کردند.
سیدحسن دیروز با یادآوری جنگ سیوسه روزه شروع کرد تا یادآور شود اهل بلوف و جنگ روانی نیست. و بعد نقشه اسراییل را رو به دوربین گرفت و با جزیبات کامل توضیح داد که در صورت کوچکترین تعدی و تجاوزی به لبنان یا ایران، چه زمانی، کجای اسراییل چگونه و با چه شدتی نابود خواهد شد. نه با شعار و یا گزافهگویی که با توضیح پیشرفتهای نظامی و با عدد و رقم و فاکتهای عینی. و با توضیحاتش، جمله به جمله و کلمه به کلمه، نابودی را برای دشمن تصویر کرد.
سید حسن پس از اسراییل سراغ شیخنشینهایی رفت که از پشت به ایران خنجر زدهاند.
به امارات متحده یادآوری کرد که در صورت کوچکترین ضربهای از سوی آمریکا به ایران، دانه به دانه امیرنشینهایش با خاک یکسان میشود. به سعودیها با تحلیل نشان داد چگونه نابود خواهند شد. و به بقیه ساکنان منطقه یادآوری کرد کوچکترین تعدی به ایران چه هزینهای دارد.
و همه این کلمات آتشین، تا اثبات کند آمریکا جسارت جنگ با ایران را نخواهد داشت.
نورمن فینکلشتاین، استاد یهودی دانشگاه دیپاول آمریکا و از روشنفکران مهم آمریکا میگوید سیدحسن از زیرکترین استراتژیستهای امروز جهان است. و سخنرانی دیروز یکی از زیرکانهترین سخنرانیهای این استراتژیست زیرک بود.
وضعیت شفاف است.
یک سو لیبرالهایی هستند که به اسم صلح طلبی فریاد «نه به جنگ» بلند میکنند. لیبرالهایی که عدهای شان هفته پیش مقابل کاخ سفید، برای صلح «قر» میدادند و عدهای شان در داخل دوگانه کاذب جنگ یا صلح را روی جلدهایشان چاپ میکنند. لیبرالهایی که با بزرگنمایی خطر جنگ موهوم و غیرواقعی، ترس را به افکار عمومی ایرانیان تزریق و ایران را زیر فشار میگذارند و عملا خود را سرباز جنگ روانی آمریکا میکنند.
و سوی دیگر تفکر سید و آقای مقاومت است که هر جملهاش را مثل موشکی نقطهزن به سوی یک سیاستمدار و یک جناح و یک حکومت سلطهگر شلیک میکند و وحشت را در دلهای افکار عمومی اسراییل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی میکارد. تفکری که رویکردی آفندی و تهاجمی پیش میگیرد تا به صورت «پیشگیرانه» حتی خواب و تخیل حمله به ایران یا لبنان را از سر دشمنان بیرون کند. چرا که میداند که صلح راستین تنها وقتی برقرار خواهد شد که قدرت واقعی از آن ما باشد و دشمن هم به این قدرت واقف و هرشب آشفته از کابوس این قدرت باشد.
و سخن اخر.
سخنرانی سیدحسن از دیروز رسانههای دشمن را سردرگم کرده. بسیاری از آنها برای کاهش خسارات این سخنرانی ساعتها و ساعتها تحلیل و خبر و برنامه روی آنتن رفتند. با تحلیلگرانی که حنجرههایشان با دلارهای سعودی و صهیونیستی پرشده. و دو روز بعد از این سخنرانی تاریخی، ما ایرانیان هنوز آن را نه انعکاس درست دادهایم و نه با تمهیدات رسانهای به آن ضریب در خور دادهایم. در حالیکه تکه تکه این سخنرانی میبایست موضوع کلیپهایی به عربی و انگلیسی و فارسی و حتی عبری میشد، تا به استناد تحلیلها و اطلاعات آتشینش قلبهای طرفداران مقاومت محکم تر شود و دلهای دشمنان وحشت زدهتر. اما ما با دهانی باز، گیج و منفعل گوشهای به تماشا ایستادهایم. تنها ویدیوی موجود همین ویدیوی زیر است که فرزندان مقاومت لبنان با بضاعت رسانهای و مالی محدودشان ساختهاند. مرجبا به آنها و وای بر ما.
صریح بگویم. در حالیکه سید حسن با سخنرانی شجاعانهاش یک تنه به میدان جنگ رسانهای و روانی و سیاسی دشمن زده تا بخشی از بار فشار روانی غرب و سعودی و اسراییل علیه مردم ایران را خنثی کند، وای بر ما که با صداوسیمای چند ده کانالی و دهها دستگاه عریض و طویل رسانهای و صدها ردیف بودجه، حتی نمیتوانیم صدای این سید مقاومت را انعکاس دهیم.
https://t.me/jedaal/511
علی علیزاده
سید حسن نصرالله دیروز سخنرانی کرد که معتقدم سالها بعد آن را به عنوان نمونهای درخشان از سخنرانی نظامی-سیاسی راهبردی تدریس خواهند کرد.
سیدحسن سخنرانیش را دیروز با یادآوری جنگ سی و سه روزه شروع کرد.
جنگی که نه فقط سرنوشت لبنان که معادلات منطقه ما را به صورت جدی عوض کرد.
جنگی که هشتاد میلیون ایرانی به خاطر ناتوانی رسانههایشان، آنطور که باید آن را نشناختهاند. هرچند یکی از دلایل امنیت و صلح و ثبات زندگی شان در سیزده سال گذشته نتیجه این جنگ بوده.
جنگی که اسراییل آمده بود تا طومار حزب الله را برای همیشه درهم بپیچد. هم طومار نظامی. و هم طومار سیاسیش را. با معرفی حزب الله به عنوان دلیل حمله و نابودی لبنان، و ایجاد تقابل مردم با حزب الله.
و پیروزی حزبالله چنان قاطع بود که سیزده سال است حتی یک تیر هم به لبنان شلیک نشده.
و آن سالها آمریکا در عراق بود و اوج بحران هستهای و قرار بود نابودی حزبالله مقدمه حمله مشترک آمریکا و اسراییل به ایران باشد. و فقط پس از شکست اسراییل بود که خواب حمله نظامی به ایران را از سر بیرون کردند.
سیدحسن دیروز با یادآوری جنگ سیوسه روزه شروع کرد تا یادآور شود اهل بلوف و جنگ روانی نیست. و بعد نقشه اسراییل را رو به دوربین گرفت و با جزیبات کامل توضیح داد که در صورت کوچکترین تعدی و تجاوزی به لبنان یا ایران، چه زمانی، کجای اسراییل چگونه و با چه شدتی نابود خواهد شد. نه با شعار و یا گزافهگویی که با توضیح پیشرفتهای نظامی و با عدد و رقم و فاکتهای عینی. و با توضیحاتش، جمله به جمله و کلمه به کلمه، نابودی را برای دشمن تصویر کرد.
سید حسن پس از اسراییل سراغ شیخنشینهایی رفت که از پشت به ایران خنجر زدهاند.
به امارات متحده یادآوری کرد که در صورت کوچکترین ضربهای از سوی آمریکا به ایران، دانه به دانه امیرنشینهایش با خاک یکسان میشود. به سعودیها با تحلیل نشان داد چگونه نابود خواهند شد. و به بقیه ساکنان منطقه یادآوری کرد کوچکترین تعدی به ایران چه هزینهای دارد.
و همه این کلمات آتشین، تا اثبات کند آمریکا جسارت جنگ با ایران را نخواهد داشت.
نورمن فینکلشتاین، استاد یهودی دانشگاه دیپاول آمریکا و از روشنفکران مهم آمریکا میگوید سیدحسن از زیرکترین استراتژیستهای امروز جهان است. و سخنرانی دیروز یکی از زیرکانهترین سخنرانیهای این استراتژیست زیرک بود.
وضعیت شفاف است.
یک سو لیبرالهایی هستند که به اسم صلح طلبی فریاد «نه به جنگ» بلند میکنند. لیبرالهایی که عدهای شان هفته پیش مقابل کاخ سفید، برای صلح «قر» میدادند و عدهای شان در داخل دوگانه کاذب جنگ یا صلح را روی جلدهایشان چاپ میکنند. لیبرالهایی که با بزرگنمایی خطر جنگ موهوم و غیرواقعی، ترس را به افکار عمومی ایرانیان تزریق و ایران را زیر فشار میگذارند و عملا خود را سرباز جنگ روانی آمریکا میکنند.
و سوی دیگر تفکر سید و آقای مقاومت است که هر جملهاش را مثل موشکی نقطهزن به سوی یک سیاستمدار و یک جناح و یک حکومت سلطهگر شلیک میکند و وحشت را در دلهای افکار عمومی اسراییل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی میکارد. تفکری که رویکردی آفندی و تهاجمی پیش میگیرد تا به صورت «پیشگیرانه» حتی خواب و تخیل حمله به ایران یا لبنان را از سر دشمنان بیرون کند. چرا که میداند که صلح راستین تنها وقتی برقرار خواهد شد که قدرت واقعی از آن ما باشد و دشمن هم به این قدرت واقف و هرشب آشفته از کابوس این قدرت باشد.
و سخن اخر.
سخنرانی سیدحسن از دیروز رسانههای دشمن را سردرگم کرده. بسیاری از آنها برای کاهش خسارات این سخنرانی ساعتها و ساعتها تحلیل و خبر و برنامه روی آنتن رفتند. با تحلیلگرانی که حنجرههایشان با دلارهای سعودی و صهیونیستی پرشده. و دو روز بعد از این سخنرانی تاریخی، ما ایرانیان هنوز آن را نه انعکاس درست دادهایم و نه با تمهیدات رسانهای به آن ضریب در خور دادهایم. در حالیکه تکه تکه این سخنرانی میبایست موضوع کلیپهایی به عربی و انگلیسی و فارسی و حتی عبری میشد، تا به استناد تحلیلها و اطلاعات آتشینش قلبهای طرفداران مقاومت محکم تر شود و دلهای دشمنان وحشت زدهتر. اما ما با دهانی باز، گیج و منفعل گوشهای به تماشا ایستادهایم. تنها ویدیوی موجود همین ویدیوی زیر است که فرزندان مقاومت لبنان با بضاعت رسانهای و مالی محدودشان ساختهاند. مرجبا به آنها و وای بر ما.
صریح بگویم. در حالیکه سید حسن با سخنرانی شجاعانهاش یک تنه به میدان جنگ رسانهای و روانی و سیاسی دشمن زده تا بخشی از بار فشار روانی غرب و سعودی و اسراییل علیه مردم ایران را خنثی کند، وای بر ما که با صداوسیمای چند ده کانالی و دهها دستگاه عریض و طویل رسانهای و صدها ردیف بودجه، حتی نمیتوانیم صدای این سید مقاومت را انعکاس دهیم.
https://t.me/jedaal/511
Telegram
جدال- علی عليزاده
ویدیوی زیر را فعالان رسانهای لبنانی بر اساس سخنرانی روز بیست و دوم تیرماه سیدحسن نصرالله ساخته ودر شبکههای اجتماعی پخش کردهاند. درباره این سخنرانی و این ویدیو متنی نوشتهام که میتوانید در لینک زیر بخوانید https://t.me/jedaal/512
Forwarded from Nasrollah.ir نصرالله.آیآر
بنده از روز اول گفتم روسیه بخشی از خط مقاومت نبوده و امروز نیز نیست. روسیه دوست ماست. در مسئلهی بمباران پایگاههای سوری و ایرانی در سوریه توسط اسرائیل، روسیه همیشه میکوشد از حدت ماجرا بکاهد و هدف قرار گرفتن هیچ کدام از طرفهای سوری و ایرانی و حزب الله در سوریه به نفع روسیه نیست. برخی شبکههای عربی آرزوهای خودشان را باور میکنند. در هر صورت تا امروز هیچ درگیریای میان نیروهای روسیه و ایران در سوریه رخ نداده است. حتی در زمینهی سیاسی ایران و روسیه از همیشه نزدیکتر هستند و اینها از برکات ترامپ است! نگاه ایران و روسیه در سوریه انطباق ندارد اما همپوشانی زیادی دارد. تصمیم باقی ماندن یا نماندن نیروهای ایران و حزب الله در سوریه و میزان حضورشان تنها در انحصار فرماندهی سوریه است و هیچ ربطی به روسیه یا امریکا ندارد.
سید حسن نصرالله جمعه در مصاحبه با شبکهی المنار
http://nasr.link/98-04-21
@nasrollahir
سید حسن نصرالله جمعه در مصاحبه با شبکهی المنار
http://nasr.link/98-04-21
@nasrollahir
Forwarded from مُحَــمَّدمَهــدیٖ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤سیدحسن نصرالله:
🔺 ایران ظهر روزی که گلوبال هاوک را زد از طریق دولت واسطی به آمریکا پیام داد که اگر هدفهای متعلق به ایران را بزنید اهداف آمریکا را میزنیم. به این دلیل ترامپ ۱۰ دقیقه قبل از حمله آنرا متوقف کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAExVgyNSqe8qnf_4Ug
🔺 ایران ظهر روزی که گلوبال هاوک را زد از طریق دولت واسطی به آمریکا پیام داد که اگر هدفهای متعلق به ایران را بزنید اهداف آمریکا را میزنیم. به این دلیل ترامپ ۱۰ دقیقه قبل از حمله آنرا متوقف کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAExVgyNSqe8qnf_4Ug
💬 امام خامنهای؛ هفته گذشته:
انگلیس خبیث که واقعاً خبث او واضح است، دزدی دریایی میکند، کشتی ما را در واقع میدزدند -در واقع این دزدی است حالا شکل قانونی گرفته، معمولاً رفتارشون اینجوری است- جنایت را میکنند، به جنایت خودشون میخواهند یک قالب قانونی بدهند، یک چیزی هم درست میکنند که آره علتش این بوده، اما واقع قضیه همین است دزدی دریایی است. دزدی دریایی هم میکنند...
که خب البته انشاالله جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن در جمهوری این کارها را این خباثت ها را بیجواب نمیگذارند.
پ.ن: ساعاتی قبل سپاه پاسداران دو فروند نفتکش انگلیسی را در جزیره هرمز توقیف کرد.
@NucLaeader
انگلیس خبیث که واقعاً خبث او واضح است، دزدی دریایی میکند، کشتی ما را در واقع میدزدند -در واقع این دزدی است حالا شکل قانونی گرفته، معمولاً رفتارشون اینجوری است- جنایت را میکنند، به جنایت خودشون میخواهند یک قالب قانونی بدهند، یک چیزی هم درست میکنند که آره علتش این بوده، اما واقع قضیه همین است دزدی دریایی است. دزدی دریایی هم میکنند...
که خب البته انشاالله جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن در جمهوری این کارها را این خباثت ها را بیجواب نمیگذارند.
پ.ن: ساعاتی قبل سپاه پاسداران دو فروند نفتکش انگلیسی را در جزیره هرمز توقیف کرد.
@NucLaeader
Forwarded from شهید سید محمدباقر صدر
📆 ۲۵ ذیقعده؛ زادروز نابغهای جامعالاطراف و درخشان
🔻 رهبر معظم انقلاب اسلامی:
مرحوم آیتالله شهید سید محمدباقر صدر (قدساللهروحه) بیشک نابغهای بهمعنای واقعی کلمه، اسلامشناس، فقیه و فیلسوف بزرگ اسلامی و یکی از چهرههای استثنایی تاریخ اسلام، سرمایهای بینظیر، شخصیتی جامعالاطراف و ستارهای درخشان بود... ما در زمینه مسائل فکری و اسلامی و در زمینه فقه و اصول و بقیه علوم، آدمهای پیشرفته زیاد داریم؛ منتها نابغه خیلی نادر است. ایشان جزء نادرهایی بود که حقیقتاً نابغه بود.
🔸 نابغه قرن؛ گزیدهای از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره شهید صدر، ص ۲۹
🔹 کانال پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 @shahidsadr
🔻 رهبر معظم انقلاب اسلامی:
مرحوم آیتالله شهید سید محمدباقر صدر (قدساللهروحه) بیشک نابغهای بهمعنای واقعی کلمه، اسلامشناس، فقیه و فیلسوف بزرگ اسلامی و یکی از چهرههای استثنایی تاریخ اسلام، سرمایهای بینظیر، شخصیتی جامعالاطراف و ستارهای درخشان بود... ما در زمینه مسائل فکری و اسلامی و در زمینه فقه و اصول و بقیه علوم، آدمهای پیشرفته زیاد داریم؛ منتها نابغه خیلی نادر است. ایشان جزء نادرهایی بود که حقیقتاً نابغه بود.
🔸 نابغه قرن؛ گزیدهای از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره شهید صدر، ص ۲۹
🔹 کانال پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 @shahidsadr
Forwarded from اشراق 🌿 (علےڪرمیان)
پایداری تا پای دار
#شیخ_فضلالله_نوری رو به جمعیتی که سوت و کف می زدند کرد و گفت هذه کوفه الصغيره!
خادم خودش را بین جمعیت صدا زد و گفت: این کیسه مُهرهای پای کاغذ را بگیر
و جلوی خودم خُرد کن و بشکن (تا نتوانند با مهر ایشان سند جعل کنند) در آخر عمامه خود را بین مردم پرتاب کرد و گفت عمامه از سر من برداشتند از سر همه بر خواهند داشت.
و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد. دستگاه آزادیخواهانِ مستبد، ابتدا مشروعه خواهان و سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند. جنازه شیخ را روز ۱۳ رجب از دار به پایین آوردند و بعد از پخش نُقل و شیرینی، برخی مجاهدین افراطی مشروطه بر رویش ادرار کردند!
پرسش مهم این است که چرا در تاریخ به کسی که شهید شده، لقب خشونت طلب و مستبد داده شد! و به کسانی که قاتل واقعی و اعدام کننده هستند لقب آزادیخواه می دهند؟!
این جابهجایی در شاخص ها و ارزشهای امروز هم از سوی غربگرایان ایرانی در سیاست اعمال می شود.
#دکتر_موسی_نجفی
#شهید_و_جلاد
@aeshraq
#شیخ_فضلالله_نوری رو به جمعیتی که سوت و کف می زدند کرد و گفت هذه کوفه الصغيره!
خادم خودش را بین جمعیت صدا زد و گفت: این کیسه مُهرهای پای کاغذ را بگیر
و جلوی خودم خُرد کن و بشکن (تا نتوانند با مهر ایشان سند جعل کنند) در آخر عمامه خود را بین مردم پرتاب کرد و گفت عمامه از سر من برداشتند از سر همه بر خواهند داشت.
و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد. دستگاه آزادیخواهانِ مستبد، ابتدا مشروعه خواهان و سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند. جنازه شیخ را روز ۱۳ رجب از دار به پایین آوردند و بعد از پخش نُقل و شیرینی، برخی مجاهدین افراطی مشروطه بر رویش ادرار کردند!
پرسش مهم این است که چرا در تاریخ به کسی که شهید شده، لقب خشونت طلب و مستبد داده شد! و به کسانی که قاتل واقعی و اعدام کننده هستند لقب آزادیخواه می دهند؟!
این جابهجایی در شاخص ها و ارزشهای امروز هم از سوی غربگرایان ایرانی در سیاست اعمال می شود.
#دکتر_موسی_نجفی
#شهید_و_جلاد
@aeshraq
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
✒️ «تنهاترین مرد میدان»
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .
👈 سرمایهدارها و دین!
یکی از راههای جلوگیری از ایجاد طبقات سرمایه داری و افزایش فاصله طبقاتی پرداخت خمس است. خمس به میزان درآمد سالیانه افراد تعقل می گیرد.
بدلیل آنکه حکومت اکنون بصورت جمهوری اسلامی است، این منبع می تواند وارد چرخه تولید شود و با سرمایه گذاری دولتی و کمک به اقشار ضعیف جامعه چه بصورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم فاصله طبقاتی را کم کند.
طبقه سرمایه دار در یک فرآیند مداوم سالیانه خمس اموال خود را پرداخت می کند، جهش زیاد طبقاتی نمی تواند داشته باشد و از طرف دیگر دولت با هزینه ی این منابع برای افزایش قدرت طبقات ضعیف جامعه فاصله طبقاتی کم شده و در آینده می تواند به جامعه ای از لحاظ طبقاتی متوازن برسد.
مقصود از دولت، دولتی است که حداقل قائل به تفکرات نئولیبرالی نیست.
اما طبقه سرمایه دار بدلیل آنکه می خواهد برای خود سقفی تعریف نکند از دو طریق سعی در مخدوش کردن این ایده (پرداخت خمس) می نماید.اول از طریق قدرت رسانه ای که دارد سعی می کند نشان دهد این مدل اقتصادی عقب مانده است و آن را تخریب می کنند.
دوم نزدیک شدن به بیوت مراجع تقلید از طریق اهالی بیت مراجع، سعی می کنند این منابع را درون خود سازمان خصوصی خودشان سرمایه گذاری کنند و با این اقدام می توانند نه تنها از پرداخت خمس در عمل شانه خالی کنند بلکه سود بیشتری را نیز بدست می آورند.
وقتی گفته می شود نئولیبرال ها و سرمایه دار ها، مقصود فقط یک طبقه خاص در کشور ایران نیست، بلکه مدل تفکری اقتصادی است. این مدل تفکر در کل جهان دارای رسانه است و برخی از این رسانه ها به زبان فارسی است. علاوه بر آنکه این طبقه در داخل کشور نیز بوجود آمده اند و دارای مجلات، نشریات و.... هستند.
سرمایه دار ها و بخصوص نئولیبرال ها طرفدار آزادی فردی هستند و اگر امکان پذیر بود به عدالت اجتماعی نیز نگاه می کنند. بنابراین در رسانه های خود روی آزادی فردی بشدت تأکید می کنند. آزادی فردی بدلیل آنکه در جامعه فاصله طبقاتی وجود دارد و سرمایه متأسفانه تبدیل به ارزش شده است، با توجه به طبقه ای که افراد در آن قرار دارند تقسیم بندی می شود. یعنی طبقاتی که سرمایه دار هستند اوج آزادی فردی را دارند و هر میزان از این طبقات فاصله بگیریم آزادی افراد کمتر می شود، این آزادی در طبقات متوسط و رو به پایین به حدی کاهش می یابد که افراد آن طبقه مجبور هستند در طول روز دو یا سه شیفت کار کنند و در آخر ماه فقط می توانند به قدری پول بدست بیآورند که زندگی روزمره خود را بگذرانند. برخلاف طبقه سرمایه دار که نیازمند این میزان از فعالیت نیست و آزادی بیشتری در زندگی خود دارند. قطعا مقصود از آزادی در اینجا آزادی به معنای معنوی ش نیست، بلکه آزادی به معنای عرفی آن است، یعنی قدرت خرید، میزان تفریحات، میزان اوقات فراغت و....
حال اگر گروهی معتقد به عدالت اجتماعی در اولویت اول شود، توسط این گروه سرمایه دار به دیکتاتور، پوپولیسم و.... متهم می شود. اگر عدالت اجتماعی اولویت اول قرار بگیرد آزادی اجتماعی طبقه سرمایه دار بخطر می افتد.
#مردی_که_سیکل_هم_نداشت
@NucLeader
یکی از راههای جلوگیری از ایجاد طبقات سرمایه داری و افزایش فاصله طبقاتی پرداخت خمس است. خمس به میزان درآمد سالیانه افراد تعقل می گیرد.
بدلیل آنکه حکومت اکنون بصورت جمهوری اسلامی است، این منبع می تواند وارد چرخه تولید شود و با سرمایه گذاری دولتی و کمک به اقشار ضعیف جامعه چه بصورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم فاصله طبقاتی را کم کند.
طبقه سرمایه دار در یک فرآیند مداوم سالیانه خمس اموال خود را پرداخت می کند، جهش زیاد طبقاتی نمی تواند داشته باشد و از طرف دیگر دولت با هزینه ی این منابع برای افزایش قدرت طبقات ضعیف جامعه فاصله طبقاتی کم شده و در آینده می تواند به جامعه ای از لحاظ طبقاتی متوازن برسد.
مقصود از دولت، دولتی است که حداقل قائل به تفکرات نئولیبرالی نیست.
اما طبقه سرمایه دار بدلیل آنکه می خواهد برای خود سقفی تعریف نکند از دو طریق سعی در مخدوش کردن این ایده (پرداخت خمس) می نماید.اول از طریق قدرت رسانه ای که دارد سعی می کند نشان دهد این مدل اقتصادی عقب مانده است و آن را تخریب می کنند.
دوم نزدیک شدن به بیوت مراجع تقلید از طریق اهالی بیت مراجع، سعی می کنند این منابع را درون خود سازمان خصوصی خودشان سرمایه گذاری کنند و با این اقدام می توانند نه تنها از پرداخت خمس در عمل شانه خالی کنند بلکه سود بیشتری را نیز بدست می آورند.
وقتی گفته می شود نئولیبرال ها و سرمایه دار ها، مقصود فقط یک طبقه خاص در کشور ایران نیست، بلکه مدل تفکری اقتصادی است. این مدل تفکر در کل جهان دارای رسانه است و برخی از این رسانه ها به زبان فارسی است. علاوه بر آنکه این طبقه در داخل کشور نیز بوجود آمده اند و دارای مجلات، نشریات و.... هستند.
سرمایه دار ها و بخصوص نئولیبرال ها طرفدار آزادی فردی هستند و اگر امکان پذیر بود به عدالت اجتماعی نیز نگاه می کنند. بنابراین در رسانه های خود روی آزادی فردی بشدت تأکید می کنند. آزادی فردی بدلیل آنکه در جامعه فاصله طبقاتی وجود دارد و سرمایه متأسفانه تبدیل به ارزش شده است، با توجه به طبقه ای که افراد در آن قرار دارند تقسیم بندی می شود. یعنی طبقاتی که سرمایه دار هستند اوج آزادی فردی را دارند و هر میزان از این طبقات فاصله بگیریم آزادی افراد کمتر می شود، این آزادی در طبقات متوسط و رو به پایین به حدی کاهش می یابد که افراد آن طبقه مجبور هستند در طول روز دو یا سه شیفت کار کنند و در آخر ماه فقط می توانند به قدری پول بدست بیآورند که زندگی روزمره خود را بگذرانند. برخلاف طبقه سرمایه دار که نیازمند این میزان از فعالیت نیست و آزادی بیشتری در زندگی خود دارند. قطعا مقصود از آزادی در اینجا آزادی به معنای معنوی ش نیست، بلکه آزادی به معنای عرفی آن است، یعنی قدرت خرید، میزان تفریحات، میزان اوقات فراغت و....
حال اگر گروهی معتقد به عدالت اجتماعی در اولویت اول شود، توسط این گروه سرمایه دار به دیکتاتور، پوپولیسم و.... متهم می شود. اگر عدالت اجتماعی اولویت اول قرار بگیرد آزادی اجتماعی طبقه سرمایه دار بخطر می افتد.
#مردی_که_سیکل_هم_نداشت
@NucLeader
سلام علیکم
ان شاءالله مستند «گزارش رمادی» رو از شبکه سه ببینید.
این اثر درباره گزارش تیم فرانسوی و خبرنگار هندی معروف از اردوگاه رمادی اسرای ایرانی است.
امروز شنبه 26 مرداد ساعت 17.28 از شبکه سه سیما.
@NucLeader
ان شاءالله مستند «گزارش رمادی» رو از شبکه سه ببینید.
این اثر درباره گزارش تیم فرانسوی و خبرنگار هندی معروف از اردوگاه رمادی اسرای ایرانی است.
امروز شنبه 26 مرداد ساعت 17.28 از شبکه سه سیما.
@NucLeader
✍️ چرا نیوکلیدر بهروز نمیشود؟
سلام عرض میکنم به همه اعضای کانال. بزرگوارانی که چند سالی است لطف دارند و در این کانال کوچک حضور دارند و بارها شرمنده کردند. مدت اخیر هم لطف بیکرانی داشتند خیلی از بزرگواران و چند بار از اینکه چرا نمینویسیم سوال کردند.
اولا علم ما اونقدری نیست که بتونیم مدام بنویسیم. بنابراین لازمه بیشتر از نوشتن بخونیم و سعی کنیم علممون رو بیشتر از قبل کنیم.
دوما در این سالها هرچه جلوتر میریم، به این اصل که کمتر به مسائل و رخدادهای لحظهای واکنش نشون بدم، اطمینان پیدا میکنم.
دلیل سوم اینه که در زمانهای که دو فقیه مجتهد مثل آیتالله یزدی و آیتالله آملی به این شکل و با این ادبیات بهم میپیچند، چه جای حرف؟ این بزرگواران مثلا مهذبهای ما هستند و سالهایی زمام برخی امور دستشون بوده. این بزرگان که اینطور باشند، وای به حال ما که لحظهای به خودمون نپرداختیم.
دلیل سوم که از همه مهمتر هست اینه که نوشتن چیز مهمی است. نه اینکه بخوام به نوشتن اصالت بدم و بگم نوشتن بهماهو نوشتن به خودی خود صاحب ارزشه. خیلی به این اعتقادی ندارم، اما شما وقتی دست به قلم -کیبورد- میبرید که این نوشتن فایدهای داشته باشه. در قلوبی تأثیر کنه، راهی باز کنه، جایی رسانهای باشه، کمکی بکنه و درکل پشت این نوشتن یک هدف و یک فایده -نه فایدهای به سبک اصالت فایدهایها- داشته باشه.
ما که نه صدایی داریم، نه صدامون به گوش کسی میرسه و نه اگر برسه خیلی به نظر میرسه فایده داشته باشه و نه کسی هستیم که اصلا بخواهیم صدایی به گوش کسی برسونیم. حرف بسیار است و مثلا اگر بنا به نوشتن باشد باید از سپاه پاسداران و صداوسیما و قوه قضائیه و دولت و مجلس نوشت -عمدتا هم در حوزه فرهنگ و بعد سیاس، و در این نوشتهها امکان ارائه پیشنهاداتی هم هست، ولی خب چه فایده؟ خصوصا در این فضای مسموم جوزده، سیاستزده و باندباز.
بنابراین همه اینها باعث شده که حقیر کمتر مطلب بنویسه. نه اینکه حرفی برای گفتن نباشه. نه. اتفاقا بیشتر از قبل حرف هست و بیشتر از قبل تمایل دارم در حوزه فرهنگ ورود کنم، ولی...
دعا بفرمایید لطف خدا شامل حال ما باشه در این خصوص و بتونیم یکبار دیگه چیزهایی بنویسیم. ولو اندک و به قدر توان خودمون. ولو به لطف شما عزیزانی که ماندگار بودید و هستید و لطف داشتید، بهقدر دویست نفر. که برای بنده خدا رو شاهد میگیریم این دویست نفر به قدر دویستهزار نفر ارزشمند هستند.
تمایل داشتم کمی شیوه ارتباطم رو متنوعتر کنم، کمی هم برنامهریزی کردم در این مورد، اما هنوز فرصت پیدا نکردم. به امید خدا شاید با دعای ارزشمند شما اتفاقی شکل گرفت.
التماس دعا در این ایام برای احوال اینجانب.
@Nucleader
سلام عرض میکنم به همه اعضای کانال. بزرگوارانی که چند سالی است لطف دارند و در این کانال کوچک حضور دارند و بارها شرمنده کردند. مدت اخیر هم لطف بیکرانی داشتند خیلی از بزرگواران و چند بار از اینکه چرا نمینویسیم سوال کردند.
اولا علم ما اونقدری نیست که بتونیم مدام بنویسیم. بنابراین لازمه بیشتر از نوشتن بخونیم و سعی کنیم علممون رو بیشتر از قبل کنیم.
دوما در این سالها هرچه جلوتر میریم، به این اصل که کمتر به مسائل و رخدادهای لحظهای واکنش نشون بدم، اطمینان پیدا میکنم.
دلیل سوم اینه که در زمانهای که دو فقیه مجتهد مثل آیتالله یزدی و آیتالله آملی به این شکل و با این ادبیات بهم میپیچند، چه جای حرف؟ این بزرگواران مثلا مهذبهای ما هستند و سالهایی زمام برخی امور دستشون بوده. این بزرگان که اینطور باشند، وای به حال ما که لحظهای به خودمون نپرداختیم.
دلیل سوم که از همه مهمتر هست اینه که نوشتن چیز مهمی است. نه اینکه بخوام به نوشتن اصالت بدم و بگم نوشتن بهماهو نوشتن به خودی خود صاحب ارزشه. خیلی به این اعتقادی ندارم، اما شما وقتی دست به قلم -کیبورد- میبرید که این نوشتن فایدهای داشته باشه. در قلوبی تأثیر کنه، راهی باز کنه، جایی رسانهای باشه، کمکی بکنه و درکل پشت این نوشتن یک هدف و یک فایده -نه فایدهای به سبک اصالت فایدهایها- داشته باشه.
ما که نه صدایی داریم، نه صدامون به گوش کسی میرسه و نه اگر برسه خیلی به نظر میرسه فایده داشته باشه و نه کسی هستیم که اصلا بخواهیم صدایی به گوش کسی برسونیم. حرف بسیار است و مثلا اگر بنا به نوشتن باشد باید از سپاه پاسداران و صداوسیما و قوه قضائیه و دولت و مجلس نوشت -عمدتا هم در حوزه فرهنگ و بعد سیاس، و در این نوشتهها امکان ارائه پیشنهاداتی هم هست، ولی خب چه فایده؟ خصوصا در این فضای مسموم جوزده، سیاستزده و باندباز.
بنابراین همه اینها باعث شده که حقیر کمتر مطلب بنویسه. نه اینکه حرفی برای گفتن نباشه. نه. اتفاقا بیشتر از قبل حرف هست و بیشتر از قبل تمایل دارم در حوزه فرهنگ ورود کنم، ولی...
دعا بفرمایید لطف خدا شامل حال ما باشه در این خصوص و بتونیم یکبار دیگه چیزهایی بنویسیم. ولو اندک و به قدر توان خودمون. ولو به لطف شما عزیزانی که ماندگار بودید و هستید و لطف داشتید، بهقدر دویست نفر. که برای بنده خدا رو شاهد میگیریم این دویست نفر به قدر دویستهزار نفر ارزشمند هستند.
تمایل داشتم کمی شیوه ارتباطم رو متنوعتر کنم، کمی هم برنامهریزی کردم در این مورد، اما هنوز فرصت پیدا نکردم. به امید خدا شاید با دعای ارزشمند شما اتفاقی شکل گرفت.
التماس دعا در این ایام برای احوال اینجانب.
@Nucleader
|نیوکلیدر| pinned «✍️ چرا نیوکلیدر بهروز نمیشود؟ سلام عرض میکنم به همه اعضای کانال. بزرگوارانی که چند سالی است لطف دارند و در این کانال کوچک حضور دارند و بارها شرمنده کردند. مدت اخیر هم لطف بیکرانی داشتند خیلی از بزرگواران و چند بار از اینکه چرا نمینویسیم سوال کردند.…»
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️تقدیم به روحانیونی که در نظام اسلامی مسئولیت دارند، حتی بیمسئولیتها
⭕️ دعواهای ما دعوایی نیست که برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون کنید!
⭕️همه ما، از گوشمان بیرون کنیم که... ما برای مصالح اسلام دعوا میکنیم. خیر! این حرفها نیست. من را نمیشود بازی داد!
⭕️ دعوای من و شما و همۀ کسانی که دعوا میکنند برای خودشان است
⭕️ آخر من نمی فهمم چه قدرتی الآن در کار هست! امروز که بقال سرمحله می آید و میگوید که برادر نخست وزیر، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست، این دیگر قدرتی نیست
⭕️ هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش باقی باشد. این چیزی که در مغز هیتلر بود در مغز همۀ شما هست!
⭕️ خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز می خواهم چه بکنم، می خواهم همۀ مملکت را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد؟
⭕️ بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود
⭕️ از آن بترسید که یکی از «ایام الله» ـ خدای نخواسته ـ باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن. قضیه [این] است که فاتحه همه ما را می خوانند!
@baadieh
⭕️ دعواهای ما دعوایی نیست که برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون کنید!
⭕️همه ما، از گوشمان بیرون کنیم که... ما برای مصالح اسلام دعوا میکنیم. خیر! این حرفها نیست. من را نمیشود بازی داد!
⭕️ دعوای من و شما و همۀ کسانی که دعوا میکنند برای خودشان است
⭕️ آخر من نمی فهمم چه قدرتی الآن در کار هست! امروز که بقال سرمحله می آید و میگوید که برادر نخست وزیر، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست، این دیگر قدرتی نیست
⭕️ هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش باقی باشد. این چیزی که در مغز هیتلر بود در مغز همۀ شما هست!
⭕️ خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز می خواهم چه بکنم، می خواهم همۀ مملکت را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد؟
⭕️ بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود
⭕️ از آن بترسید که یکی از «ایام الله» ـ خدای نخواسته ـ باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن. قضیه [این] است که فاتحه همه ما را می خوانند!
@baadieh
Forwarded from عبدالله شهبازی
در نامه آقای آملی لاریجانی آمده است: «سینهام خزانة الاسرار اتهامات مجموعهای از معاونان، قائممقامان و آقازادههای مسئولان و شخصیتهاست.» چرا رئیس پیشین دستگاه عدالت باید «مخزن الاسرار» باشد نه پرچمدار مبارزه با فسادهای عظیم فردی و باندی و شبکهای؟
@abdollahshahbazi
@abdollahshahbazi
Forwarded from عبدالله شهبازی
برخی شایعات حاکی است که مسئول پرونده دستگیرشدگان متهم به ترور دانشمندان هستهای، که مستند جنجالی «کلوپ ترور» را بر اساس اقاریر اجباری دستگیرشدگان (مازیار ابراهیمی و دیگران) ساخت و پخش کرد، به اسرائیل گریخته است.
این پرسش مطرح است که چرا مسئولین مربوطه درباره چنین مطالبی اطلاعرسانی نمیکنند و ترجیح میدهند با انداختن تقصیر گردن این و آن برخی اقدامات عجیب و غیرقابل توضیح تاریخ اطلاعاتی ایران را استتار کنند؟
آیا اعلام نفوذ اسرائيل آنقدر سنگین است که ترجیح میدهند اعتماد عمومی به سیستم اطلاعاتی کشور مخدوش شود ولی نپذیرند که اسرائیل، یا هر جای دیگر، در این سیستم نفوذی داشته و گاه رفتارهایی دیکته شده که منشاء آن «دشمن» بوده است؟ آيا پذیرش واقعیت اولین گام ضرور برای اصلاح و نوسازی نیست؟
@abdollahshahbazi
این پرسش مطرح است که چرا مسئولین مربوطه درباره چنین مطالبی اطلاعرسانی نمیکنند و ترجیح میدهند با انداختن تقصیر گردن این و آن برخی اقدامات عجیب و غیرقابل توضیح تاریخ اطلاعاتی ایران را استتار کنند؟
آیا اعلام نفوذ اسرائيل آنقدر سنگین است که ترجیح میدهند اعتماد عمومی به سیستم اطلاعاتی کشور مخدوش شود ولی نپذیرند که اسرائیل، یا هر جای دیگر، در این سیستم نفوذی داشته و گاه رفتارهایی دیکته شده که منشاء آن «دشمن» بوده است؟ آيا پذیرش واقعیت اولین گام ضرور برای اصلاح و نوسازی نیست؟
@abdollahshahbazi
سید مرتضی آوینی میگوید:
«هنر منتسب به انقلاب اسلامی را نمیتوان دینی خواند. هنرمندان مؤمن، اعم از شاعران، نویسندگان، نقاشان و یا فیلمسازان، «ماده» هنر خویش را از غرب گرفتهاند و فقط میکوشند که به آن صورتی متناسب با معتقدات خویش ببخشند.
حال آنکه هنر دینی نه فقط در محتوا یا صورت، که در قالب و ماده کار خود نیز منشأ گرفته از دین است و لذا مصداق این اصطلاح هنر دینی را فقط میتوان در اعصار پیش از رنسانس جستجو کرد ونه امروز.»
حالا وای به حال برنامهای که ماده و محتوایش را از غرب میگیرد و به ضرب توییتر و زور مدیر ریشوی از لابی برآمده قرار باشد که الگوی برنامه تراز انقلاب اسلامی معرفی کنیم!
@NucLeader
«هنر منتسب به انقلاب اسلامی را نمیتوان دینی خواند. هنرمندان مؤمن، اعم از شاعران، نویسندگان، نقاشان و یا فیلمسازان، «ماده» هنر خویش را از غرب گرفتهاند و فقط میکوشند که به آن صورتی متناسب با معتقدات خویش ببخشند.
حال آنکه هنر دینی نه فقط در محتوا یا صورت، که در قالب و ماده کار خود نیز منشأ گرفته از دین است و لذا مصداق این اصطلاح هنر دینی را فقط میتوان در اعصار پیش از رنسانس جستجو کرد ونه امروز.»
حالا وای به حال برنامهای که ماده و محتوایش را از غرب میگیرد و به ضرب توییتر و زور مدیر ریشوی از لابی برآمده قرار باشد که الگوی برنامه تراز انقلاب اسلامی معرفی کنیم!
@NucLeader
Forwarded from Nasrollah.ir نصرالله.آیآر
فوری(۲)| سید حسن نصرالله هماکنون: نباید اجازه دهیم مسیر اینگونه حملات باز شود. مثل اتفاقی که هر روز در عراق علیه پایگاههای حشدالشعبی میافتد. ما از این موضوع ساده نمیگذریم و به شهرکنشینان شمال رژیم صهیونیستی هشدار میدهم منتظر پاسخ باشند.