✳️ سدیر صیرفی میگوید:
«من، مفضل بن عمر، داوود بن کثیر رقی، ابوبصیر و ابان بن تغلب بر مولایمان امام صادق «علیهالسلام» وارد شدیم.
آن حضرت را در حالی بس عجیب دیدیم که بر روی خاک نشسته بود و لباسی پشمین بر دوش انداخته و بسان مادری جوان مرده با سوز تمام میگریست، به گونهای که آثار حزن و اندوه سراسر وجود مبارکش را فرا گرفته بود و اشک بر پهنای صورتش جاری بود و چنین میفرمود:
«سیدی غیبتک نفت رقادی، و ضیقت علی مهادی و ابتزت منی راحة فؤادی.
سیدی غیبتک اوصلت مصائبی بفجایع الابد وفقد الواحد بعد الواحد بفناء الجمع والعدد
فما احس بدمعة ترقا من عینی وانین یقشا من صدری»
سرور من!
غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، خاطرم را پریشان ساخته، آرامش دلم را از من سلب نموده است.
سرور من!
غیبت تو مصیبتهای مرا به مصیبتهای دردناک همیشگی متصل ساخته و از دست دادن یاران، یکی بعد از دیگری را به نابودی اجتماعات و افراد کشانده است.
بلاها و سختیها، رنجها و اندوهها آنچنان بر دلم سنگینی میکند که دیگر اشک دیده و فریادهای سینهام را احساس نمیکنم.
کتاب الغیبه، نوشته محمد بن ابراهیم نعمانی- صفحه 167
@NucLeader
«من، مفضل بن عمر، داوود بن کثیر رقی، ابوبصیر و ابان بن تغلب بر مولایمان امام صادق «علیهالسلام» وارد شدیم.
آن حضرت را در حالی بس عجیب دیدیم که بر روی خاک نشسته بود و لباسی پشمین بر دوش انداخته و بسان مادری جوان مرده با سوز تمام میگریست، به گونهای که آثار حزن و اندوه سراسر وجود مبارکش را فرا گرفته بود و اشک بر پهنای صورتش جاری بود و چنین میفرمود:
«سیدی غیبتک نفت رقادی، و ضیقت علی مهادی و ابتزت منی راحة فؤادی.
سیدی غیبتک اوصلت مصائبی بفجایع الابد وفقد الواحد بعد الواحد بفناء الجمع والعدد
فما احس بدمعة ترقا من عینی وانین یقشا من صدری»
سرور من!
غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، خاطرم را پریشان ساخته، آرامش دلم را از من سلب نموده است.
سرور من!
غیبت تو مصیبتهای مرا به مصیبتهای دردناک همیشگی متصل ساخته و از دست دادن یاران، یکی بعد از دیگری را به نابودی اجتماعات و افراد کشانده است.
بلاها و سختیها، رنجها و اندوهها آنچنان بر دلم سنگینی میکند که دیگر اشک دیده و فریادهای سینهام را احساس نمیکنم.
کتاب الغیبه، نوشته محمد بن ابراهیم نعمانی- صفحه 167
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای سید حسن نصرالله خطاب به ولیعهد سعودی درباره امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف
پ.ن: صحبتها مربوط به سخنرانی اخیر در سالگرد شهادت شهید مصطفی بدرالدین است.
@NucLeader
پ.ن: صحبتها مربوط به سخنرانی اخیر در سالگرد شهادت شهید مصطفی بدرالدین است.
@NucLeader
💬 بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما
11 آذر ماه سال 1383
از جملهی سرگرمیها، مسابقات است. مسابقات، خوب است؛ منتها باید مراقب بدآموزیهای قولی و عملی در آنها بود. گاهی در زبان، گاهی اصلاً در کیفیت رفتار، گاهی هم در خندههای بیخودی، سبکی دیده میشود؛ و البته گاهی اوقات هم این چیزها نیست.
یکی از مسابقهها، مسابقهی تلفنی است. شخصی تماس میگیرد و بهخاطر هیچی، به او جایزه میدهند! یک روز من دیدم در یک برنامهی تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای اینکه به چند سؤال جواب داد! این سرگرمىِ خیلی جالبی نیست. پنج میلیون تومان، تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است. ممکن است بگویند اینکار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راهِ بهتر بکنید؛ این راه ضرر دارد. عدهیی که اینگونه مسابقات را نگاه میکنند، بیمنطقی به ذهنشان میآید و از این بیمنطقی سوءاستفاده میکنند.
این کار منطقی ندارد که مثلاً بنده بدانم انجیل عربی است یا یونانی است یا لاتینی است؛ بعد بگویند حالا که شما دانستید، این پانصدهزار تومان یا فلان مبلغ مال شما! این کار معنی ندارد. بنابراین، مقولهی سرگرمی و تفریح، لزومش یک مسأله است؛ با برنامهریزی بودن آن یک مسأله است؛ بامحتوا بودنش یک مسأله است؛ پرهیز از جهات منفی هم در آن یک مسأله است.
⭕️ یکی این صحبتهای حضرت آقا را به وزیر جوان و مدیر صداوسیما نشان بدهد که هم اولا از آب گلالود، ماهی سیاسی خودشان را نگیرند، دیگر آنکه فکر نکنند ما حالیمان نیست که رهبر معظم انقلاب بار اولشان نیست که این تذکر را دادند و هم در نهایت به جای حرف مفت زدن، کار عملی کنند.
@NucLeader
11 آذر ماه سال 1383
از جملهی سرگرمیها، مسابقات است. مسابقات، خوب است؛ منتها باید مراقب بدآموزیهای قولی و عملی در آنها بود. گاهی در زبان، گاهی اصلاً در کیفیت رفتار، گاهی هم در خندههای بیخودی، سبکی دیده میشود؛ و البته گاهی اوقات هم این چیزها نیست.
یکی از مسابقهها، مسابقهی تلفنی است. شخصی تماس میگیرد و بهخاطر هیچی، به او جایزه میدهند! یک روز من دیدم در یک برنامهی تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای اینکه به چند سؤال جواب داد! این سرگرمىِ خیلی جالبی نیست. پنج میلیون تومان، تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است. ممکن است بگویند اینکار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راهِ بهتر بکنید؛ این راه ضرر دارد. عدهیی که اینگونه مسابقات را نگاه میکنند، بیمنطقی به ذهنشان میآید و از این بیمنطقی سوءاستفاده میکنند.
این کار منطقی ندارد که مثلاً بنده بدانم انجیل عربی است یا یونانی است یا لاتینی است؛ بعد بگویند حالا که شما دانستید، این پانصدهزار تومان یا فلان مبلغ مال شما! این کار معنی ندارد. بنابراین، مقولهی سرگرمی و تفریح، لزومش یک مسأله است؛ با برنامهریزی بودن آن یک مسأله است؛ بامحتوا بودنش یک مسأله است؛ پرهیز از جهات منفی هم در آن یک مسأله است.
⭕️ یکی این صحبتهای حضرت آقا را به وزیر جوان و مدیر صداوسیما نشان بدهد که هم اولا از آب گلالود، ماهی سیاسی خودشان را نگیرند، دیگر آنکه فکر نکنند ما حالیمان نیست که رهبر معظم انقلاب بار اولشان نیست که این تذکر را دادند و هم در نهایت به جای حرف مفت زدن، کار عملی کنند.
@NucLeader
به نظر شما بزرگان حوزه علمیه قم درباره حادثه اخیر شهادت طلبه همدانی، واکنشی نشون خواهند داد؟
@NucLeader
@NucLeader
Forwarded from اشراق 🌿
معلم عزيزی، دو سه باری، چند نفر از ما را برد منزل #علامه_جعفری. ما بچه ها، روی زمين دورش می نشستيم و او با آن شمايل با نمك و لهجه شيرين آذری، برايمان حرف می زد. بلد بود از آن اوج فلسفه و معقولات فرو آيد و با يك مشت پسر بچه سر به هوا، ارتباط فكری برقرار كند!
علامه جورابهايش را نشانمان داد و با افتخار، تعريف كرد چقدر در رفوی جوراب مهارت دارد. يك ذره منيت و رعونت و جبروت آخوندی نداشت. آدم بود. نور به قبرش ببارد.
از آن نشست ها، قصهای يادم مانده كه نقل به مضمون، يكی را برايتان نقل می كنم.
روزی طلبه فلسفه خوانی نزد من آمد تا برخی سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بی پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه می شنيد، مثل تشنه ای بود كه آب خنكی يافته باشد. خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. می دانستم اين شيفتگی، به استقلال فكرش صدمه می زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قربانی استقلال ضميرش كنم.
روزی كه قرار بود برای درس بيايد، درب خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت آمد. از كنار در دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، بازی را ادامه دادم. در نظرش، شكستم! راهش را كشيد و بی يك كلمه، رفت كه رفت...
اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آن همه خدمات فكری و فرهنگی به اسلام، گفت:
برای آخرتم به معدودی از اعمالم، اميد دارم. يكی همين دوچرخه بازی آنروز است!
#درس_استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهای بزرگ بگرديد و سعی كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسی نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسی نكنيد. آدم كسی نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
#محمدحسین_کریمی
@aeshraq
علامه جورابهايش را نشانمان داد و با افتخار، تعريف كرد چقدر در رفوی جوراب مهارت دارد. يك ذره منيت و رعونت و جبروت آخوندی نداشت. آدم بود. نور به قبرش ببارد.
از آن نشست ها، قصهای يادم مانده كه نقل به مضمون، يكی را برايتان نقل می كنم.
روزی طلبه فلسفه خوانی نزد من آمد تا برخی سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بی پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه می شنيد، مثل تشنه ای بود كه آب خنكی يافته باشد. خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. می دانستم اين شيفتگی، به استقلال فكرش صدمه می زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قربانی استقلال ضميرش كنم.
روزی كه قرار بود برای درس بيايد، درب خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت آمد. از كنار در دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، بازی را ادامه دادم. در نظرش، شكستم! راهش را كشيد و بی يك كلمه، رفت كه رفت...
اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آن همه خدمات فكری و فرهنگی به اسلام، گفت:
برای آخرتم به معدودی از اعمالم، اميد دارم. يكی همين دوچرخه بازی آنروز است!
#درس_استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهای بزرگ بگرديد و سعی كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسی نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسی نكنيد. آدم كسی نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
#محمدحسین_کریمی
@aeshraq
الف:
نشر بعدی نشر «مسجد جمکران» بود. آقا در همان اول ورود پرسیدند شما چی چاپ میکنید؟ یکی از مدیران نشر از تنوع حوزههای انتشارات مسجد جمکران گفت. از رمان و داستان تا پاسخگویی به شبهات. بعد رفت سراغ کتابها از رمان «نخل و نارنج» وحید یامین پور که رمانی بر پایه زندگی شیخ انصاری است گفت. بعد رمان «مستوری» صادق کرمیار را نشان داد. آقا پرسیدند «همان آقای کرمیار رمان نامیرا؟» که پاسخ مثبت شنیدند.
ب: در غرفه دیگری کتاب «ماجرای فکر آوینی» به حضرت آقا داده شده و گفتهاند که این کتاب آقای یامینپور است. آقا هم گفتهاند این دستخط خود آقای آوینی است روی جلد؟ گفتند بله.
ج: یکی از دوستان: نیستی ببینی تو نمایشگاه بعد از اینکه دیروز حضرت آقا کتابهای یامینپور رو مطالعه کردن چقدر فروش میکنه.
من: مطالعه کردن؟🤔
@NucLeader
نشر بعدی نشر «مسجد جمکران» بود. آقا در همان اول ورود پرسیدند شما چی چاپ میکنید؟ یکی از مدیران نشر از تنوع حوزههای انتشارات مسجد جمکران گفت. از رمان و داستان تا پاسخگویی به شبهات. بعد رفت سراغ کتابها از رمان «نخل و نارنج» وحید یامین پور که رمانی بر پایه زندگی شیخ انصاری است گفت. بعد رمان «مستوری» صادق کرمیار را نشان داد. آقا پرسیدند «همان آقای کرمیار رمان نامیرا؟» که پاسخ مثبت شنیدند.
ب: در غرفه دیگری کتاب «ماجرای فکر آوینی» به حضرت آقا داده شده و گفتهاند که این کتاب آقای یامینپور است. آقا هم گفتهاند این دستخط خود آقای آوینی است روی جلد؟ گفتند بله.
ج: یکی از دوستان: نیستی ببینی تو نمایشگاه بعد از اینکه دیروز حضرت آقا کتابهای یامینپور رو مطالعه کردن چقدر فروش میکنه.
من: مطالعه کردن؟🤔
@NucLeader
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از غصههایت برادر، سهم مرا هم نگه دار
روزی میآید که ما را، فریاد تو کرده بیدار
سهم من از داغ هایت، آسودگی، بی خیالی...
سهم تو از عشق اما، لبخند تلخی سرِ دار
سهم من از درد اینجا، تنها سکوت و تاسف
سهم تو از زخم آنجا، تکرار و تکرار و تکرار
سهم تو از ذهنهامان تنها خبرهای کوتاه
ما خواب مان برده پایِ لالایی گنگِ اخبار
سهم تو از دست هامان شاید که ذکر و دعایی
از اهل صلح و تعامل، تنها برآید همین کار
ما را ببخش ای برادر، درگیر کاریم اما...
مرگ عزیزان تان را محکوم کردیم انگار!
#ح_الف_غریبه
روزی میآید که ما را، فریاد تو کرده بیدار
سهم من از داغ هایت، آسودگی، بی خیالی...
سهم تو از عشق اما، لبخند تلخی سرِ دار
سهم من از درد اینجا، تنها سکوت و تاسف
سهم تو از زخم آنجا، تکرار و تکرار و تکرار
سهم تو از ذهنهامان تنها خبرهای کوتاه
ما خواب مان برده پایِ لالایی گنگِ اخبار
سهم تو از دست هامان شاید که ذکر و دعایی
از اهل صلح و تعامل، تنها برآید همین کار
ما را ببخش ای برادر، درگیر کاریم اما...
مرگ عزیزان تان را محکوم کردیم انگار!
#ح_الف_غریبه
Forwarded from اقتباس
تِلْكَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ...
پ.ن: ما کجاییم در این بحر تفکر، تو کجا؟
#اقتباس
#شقشقیه
@Eghtebaas
پ.ن: ما کجاییم در این بحر تفکر، تو کجا؟
#اقتباس
#شقشقیه
@Eghtebaas
بدون عنوان
چند روز قبل حکومت عربستان 33 تن از شیعیان را گردن زد و راستش را بخواهید نه به اندازه قتل خاشقچی که حتی به اندازه پرواز فلامینگوها یا بازگشت فلان پرنده به فلان تالاب بعد از چند سال هم بازتاب نیافت و مشخص بود که به قول اهل رسانه #ارزش_خبری ندارد.
چند روز قبل صحبت درباره سیل لرستان بود و دوست عزیزی از «از اولویت افتادن سیل و مشکلات مردم» در رسانه ملی میگفت. گزارشی هم یکی از بچه حزباللهیهای حاضر در لرستان ارسال کرده بود که هلال احمر گفته اوضاع عادی شده، اما وضعیت میدانی بحرانی و چنان است.
من ماهیت رسانه جدید و خصوصا شبکههای اجتماعی و شیوه پخش اخبار را خوب درک میکنم. در آمریکا شیوه رسانه به گونهای است که مردم هر نصف روز منتظر شنیدن خبر جدیدی هستند، در شبکههای اجتماعی مثل توییتر هر اتفاقی نهایتا یک روز هشتگ شده و ترند میشود و در اخبار هم همه چیز خیلی زود «ارزش خبری»اش را از دست میدهد.
این را هم میدانم که قرار بود به قول آوینی از شیوههایی که خود غرب بنیان نهاده نرویم و راه دیگری در پیش بگیریم و اگر آنطور میشد، آن 33 شیعه مظلومی که از العوامیه و شیعههای مظلوم و کم تعداد مدینه گردن زده شدند، حکم کشته شدن فرزندان خودمان را پیدا میکرد. اما افسوس که همه این حرفها چیزی جز بافتن و بهم بافتن نیست. ما قرار بود چیز دیگری باشیم.
اما افسوس...
ولی
ایکاش.
@NucLeader
چند روز قبل حکومت عربستان 33 تن از شیعیان را گردن زد و راستش را بخواهید نه به اندازه قتل خاشقچی که حتی به اندازه پرواز فلامینگوها یا بازگشت فلان پرنده به فلان تالاب بعد از چند سال هم بازتاب نیافت و مشخص بود که به قول اهل رسانه #ارزش_خبری ندارد.
چند روز قبل صحبت درباره سیل لرستان بود و دوست عزیزی از «از اولویت افتادن سیل و مشکلات مردم» در رسانه ملی میگفت. گزارشی هم یکی از بچه حزباللهیهای حاضر در لرستان ارسال کرده بود که هلال احمر گفته اوضاع عادی شده، اما وضعیت میدانی بحرانی و چنان است.
من ماهیت رسانه جدید و خصوصا شبکههای اجتماعی و شیوه پخش اخبار را خوب درک میکنم. در آمریکا شیوه رسانه به گونهای است که مردم هر نصف روز منتظر شنیدن خبر جدیدی هستند، در شبکههای اجتماعی مثل توییتر هر اتفاقی نهایتا یک روز هشتگ شده و ترند میشود و در اخبار هم همه چیز خیلی زود «ارزش خبری»اش را از دست میدهد.
این را هم میدانم که قرار بود به قول آوینی از شیوههایی که خود غرب بنیان نهاده نرویم و راه دیگری در پیش بگیریم و اگر آنطور میشد، آن 33 شیعه مظلومی که از العوامیه و شیعههای مظلوم و کم تعداد مدینه گردن زده شدند، حکم کشته شدن فرزندان خودمان را پیدا میکرد. اما افسوس که همه این حرفها چیزی جز بافتن و بهم بافتن نیست. ما قرار بود چیز دیگری باشیم.
اما افسوس...
ولی
ایکاش.
@NucLeader
نامهای از طلبهای افغانی
آقا خبر نداشت طلبههای غیرایرانی (افغانی و پاکستانی) کمتر شهریه میگیرند. طلبهای افغانی به امام نامه نوشت و گله کرد. حاج آقا مسئول شهریه را خواست و توبيخش کرد چرا او را در جریان نگذاشتهاند و گفت:
«طلبه، طلبه است، چه افغانی چه ایرانی. شما حق ندارید که تبعیض قائل شوید. همه باید به صورت تساوی شهریه بگیرند. این روش استعمار است که می خواهد مابین فارس و ترک و عرب و عجم، تفرقه بیاندازد. اینها همه شیعه علی بن ابیطالب هستند، با چه دلیل و منطقی ما بین آنها تبعیض گذاشته میشود؟!»
بعد هم در جواب طلبه افغانی نوشت: «اشتباه شده است، جبران میشود و معذرت میخواهم.»
با وجودی که اصراری برای بهتر شدن زندگی طلبهها داشت، خود همسان پایینترین طلبهها زندگی میکرد.
صمد قصاب فهمیده بود آمدهاند برای آقا گوشت بگیرند و بهترین جای گوشت را داده بود؛ بدون استخوان و چربی. گوشت را برگردانده بود و گفته بود همان طور که به بقیه میدهد، بدهد. دکترها تأکید داشتند که باید وضع آبوهوا عوض شود و مدتی را در جایی خوش آب و هواتر استراحت کند. کوفه خوب بود که علما آنجا میرفتند، اما قبول نمیکرد. گفتند به سامرا و کاظمین جز همان روزهای اول نرفتهاید برای زیارت آنجا بروید، قبول نمیکرد. خیلی اصرار کردند. گفت: «من آنجا بروم خوش بگذرانم و جوانان ایران زیر شکنجه جان بدهند.» جملهاش را چنان گیرا گفت که هیچکس نتوانست حرفی بزند.
📚 کتاب دائرهالمعارف مصور زندگینامه امام خمینی، انتشارات سایان
#افغانستان_جان_ایران
@NucLeader
آقا خبر نداشت طلبههای غیرایرانی (افغانی و پاکستانی) کمتر شهریه میگیرند. طلبهای افغانی به امام نامه نوشت و گله کرد. حاج آقا مسئول شهریه را خواست و توبيخش کرد چرا او را در جریان نگذاشتهاند و گفت:
«طلبه، طلبه است، چه افغانی چه ایرانی. شما حق ندارید که تبعیض قائل شوید. همه باید به صورت تساوی شهریه بگیرند. این روش استعمار است که می خواهد مابین فارس و ترک و عرب و عجم، تفرقه بیاندازد. اینها همه شیعه علی بن ابیطالب هستند، با چه دلیل و منطقی ما بین آنها تبعیض گذاشته میشود؟!»
بعد هم در جواب طلبه افغانی نوشت: «اشتباه شده است، جبران میشود و معذرت میخواهم.»
با وجودی که اصراری برای بهتر شدن زندگی طلبهها داشت، خود همسان پایینترین طلبهها زندگی میکرد.
صمد قصاب فهمیده بود آمدهاند برای آقا گوشت بگیرند و بهترین جای گوشت را داده بود؛ بدون استخوان و چربی. گوشت را برگردانده بود و گفته بود همان طور که به بقیه میدهد، بدهد. دکترها تأکید داشتند که باید وضع آبوهوا عوض شود و مدتی را در جایی خوش آب و هواتر استراحت کند. کوفه خوب بود که علما آنجا میرفتند، اما قبول نمیکرد. گفتند به سامرا و کاظمین جز همان روزهای اول نرفتهاید برای زیارت آنجا بروید، قبول نمیکرد. خیلی اصرار کردند. گفت: «من آنجا بروم خوش بگذرانم و جوانان ایران زیر شکنجه جان بدهند.» جملهاش را چنان گیرا گفت که هیچکس نتوانست حرفی بزند.
📚 کتاب دائرهالمعارف مصور زندگینامه امام خمینی، انتشارات سایان
#افغانستان_جان_ایران
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «نامهای از طلبهای افغانی آقا خبر نداشت طلبههای غیرایرانی (افغانی و پاکستانی) کمتر شهریه میگیرند. طلبهای افغانی به امام نامه نوشت و گله کرد. حاج آقا مسئول شهریه را خواست و توبيخش کرد چرا او را در جریان نگذاشتهاند و گفت: «طلبه، طلبه است، چه افغانی چه…»
💬 آمریکا نظامی نمیآورد اینجا، آمریکا نویسنده میآورد اینجا، آمریکا گوینده میآورد اینجا، آمریکا عمال خودش که سالهای طولانی آنها را تربیت کرده است میفرستد اینجا که اوضاع ما را به هم بزنند.
آمریکا کردستان را آن جوری به هم میزند. تهران را آنطوری مغشوش میکند. و گاهی فرض کنید که دانشگاهها را به هم میزند، و گاهی تو خیابانها میریزند، چه میکنند. او اینطور کار میکند.
صحیفه امام؛ ج10؛ ص521
پ.ن: عکس تزئینی است و اصلا ربطی به متن ندارد!
@NucLeader
آمریکا کردستان را آن جوری به هم میزند. تهران را آنطوری مغشوش میکند. و گاهی فرض کنید که دانشگاهها را به هم میزند، و گاهی تو خیابانها میریزند، چه میکنند. او اینطور کار میکند.
صحیفه امام؛ ج10؛ ص521
پ.ن: عکس تزئینی است و اصلا ربطی به متن ندارد!
@NucLeader
Forwarded from نقد سينما
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «شمشیرت را بده، طلا تحویل بگیر!» تاکتیک رسانهای ایجاد «ترس از جنگ» و «توهم بزرگی قدرت دشمن» در لحظههای حساس تاریخ تکرار شده است!
#سایه_جنگ
#سپاه_شام
#مختارنامه
🎬• @MovieReviewMag
#سایه_جنگ
#سپاه_شام
#مختارنامه
🎬• @MovieReviewMag
◼️ روز نکبت
در مورد روز نکبت میشود خیلی چیزها گفت و خیلی چیزها نوشت. میشود از شعرهای «محمود درویش» گفت یا به صحبتهای شهید مطهری درباره این روز و اتفاقات مربوطه گوش سپرد. همه اینها خوب است، اگر درباره فلسطین، اهمیتش و اتفاقاتی که باعث تأسیس رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم اشغالگر شد به ما اطلاعات خوبی بدهد و ما را بیدارتر کند.
اگر نسبت به فلسطین حس خاصی نداریم، معمولی هستیم و بهتر بگویم بیتفاوتیم، دنبال یک ایرادی در خودمان بگردیم. حداقل برداشت من از دین و انقلابی بودن این است که وقتی نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجهالشریف از اهمیت قدس و توجه به قدس و فلسطین میگوید، بیتفاوتی ما نشان از اشکالی در درون ماست.
اما بعد
اگر درباره این روز و چگونگی تأسیس این رژیم اطلاعاتی ندارید یا اطلاعاتتان کم است و حوصله خواندن کتاب ندارید، پیشنهاد میکنم مستند «بازی انگلیسی» را در سایتهای پخش آنلاین سرچ کنید و ببینید. مستند را تقریبا 10-15 سال پیش ساختهاند و اگرچه ممکن است کیفیت کمی نسبت به مستندهای امروزی داشته باشد، اما میشود ازش چیزهایی فهمید.
اگرچه حوصله کنیم و در این زمینه کتابهایی بخوانیم بهتر است. حوصله کتاب خواندن خیلیهایمان کم شده...
@NucLeader
در مورد روز نکبت میشود خیلی چیزها گفت و خیلی چیزها نوشت. میشود از شعرهای «محمود درویش» گفت یا به صحبتهای شهید مطهری درباره این روز و اتفاقات مربوطه گوش سپرد. همه اینها خوب است، اگر درباره فلسطین، اهمیتش و اتفاقاتی که باعث تأسیس رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم اشغالگر شد به ما اطلاعات خوبی بدهد و ما را بیدارتر کند.
اگر نسبت به فلسطین حس خاصی نداریم، معمولی هستیم و بهتر بگویم بیتفاوتیم، دنبال یک ایرادی در خودمان بگردیم. حداقل برداشت من از دین و انقلابی بودن این است که وقتی نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجهالشریف از اهمیت قدس و توجه به قدس و فلسطین میگوید، بیتفاوتی ما نشان از اشکالی در درون ماست.
اما بعد
اگر درباره این روز و چگونگی تأسیس این رژیم اطلاعاتی ندارید یا اطلاعاتتان کم است و حوصله خواندن کتاب ندارید، پیشنهاد میکنم مستند «بازی انگلیسی» را در سایتهای پخش آنلاین سرچ کنید و ببینید. مستند را تقریبا 10-15 سال پیش ساختهاند و اگرچه ممکن است کیفیت کمی نسبت به مستندهای امروزی داشته باشد، اما میشود ازش چیزهایی فهمید.
اگرچه حوصله کنیم و در این زمینه کتابهایی بخوانیم بهتر است. حوصله کتاب خواندن خیلیهایمان کم شده...
@NucLeader
|نیوکلیدر|
⭕️ مجموعه یازده جلسه صوتی درس ولایت فقیه امام خمینی در نجف اشرف در سالهای 1348 و 1349 👇👇 جلسه اول: https://t.me/Nucleader/2712 جلسه دوم: https://t.me/Nucleader/2723 جلسه سوم: https://t.me/Nucleader/2729 جلسه چهارم: https://t.me/Nucleader/2781 جلسه پنجم:…
مجموعه یازده جلسه صوتی درس ولایت فقیه امام خمینی در نجف اشرف در سالهای 1348 و 1349 را میتوانید از این لینکها بشنوید.
خیلی از کانالهای تلگرامی خصوصا در حوزه سیاست که عضو بودم را حذف کردم، اما این یکی را نگه داشتم تا هیچوقت فراموش نکنم چه کسانی چه چیزهایی گفتند.
امروز 29 اردیبهشت است. دو سال از انتخاب کسی که دست بر قضا رئیس جمهور شده میگذرد و خوب است یکبار صحبتهای گفته شده در این کانال را یک بار خیلی خلاصه مرور کنیم.
@rouhani96ir
راستش در این شش سال دهها یا صدها بار جملات فصل اول کتاب فتح خون را در ذهنم مرور کردهام...
@NucLeader
امروز 29 اردیبهشت است. دو سال از انتخاب کسی که دست بر قضا رئیس جمهور شده میگذرد و خوب است یکبار صحبتهای گفته شده در این کانال را یک بار خیلی خلاصه مرور کنیم.
@rouhani96ir
راستش در این شش سال دهها یا صدها بار جملات فصل اول کتاب فتح خون را در ذهنم مرور کردهام...
@NucLeader
|نیوکلیدر|
خیلی از کانالهای تلگرامی خصوصا در حوزه سیاست که عضو بودم را حذف کردم، اما این یکی را نگه داشتم تا هیچوقت فراموش نکنم چه کسانی چه چیزهایی گفتند. امروز 29 اردیبهشت است. دو سال از انتخاب کسی که دست بر قضا رئیس جمهور شده میگذرد و خوب است یکبار صحبتهای گفته…
اگه یک نفر در انتخابات 1400 با شعار #به_عقب_بازمیگردیم وارد انتخابات بشه، فکر میکنم بر رقیبانش پیروز بشه😁
بالاخره رسیدن به دلار سال 92 و 90 و 88 آرزویی است😅
بالاخره رسیدن به دلار سال 92 و 90 و 88 آرزویی است😅