✍ گوشت قربانی
فیلمها بیانگر هیچ چیزی از جامعه نیستند و هیچ فیلمسازی در قبال جامعه خود هیچ مسئولیتی ندارد؛ این خلاصهای از عملکرد فیلمهای جشنواره فجر است.
کارگردانها بیشتر توهمات خودشان از جامعه یا زیست خودشان در جامعه را به عنوان زیست اجتماعی جامعه ایران بر روی پرده سینما نشان میدهند. ما در این سینما با کارگردانهایی مواجه هستیم برای نشان دادن ارتباط جنسی بین دو نفر در فیلمشان، دست به ابتکارات خارق العادهای میزنند، ابتکاراتی که اگر بدست هیو مارستون هیفنر میرسید، قطعا کارگردان فیلم را برای همکاری دعوت میکرد.
جامعهای که این فیلمها نشان میدهد یا در اوج خوشبختی هستند یا در اوج ذلت و خفت، اما هر دوی این جوامع در انحطاط اخلاقی اشتراک دارند. مردمان این فیلمها به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیستند، آدمهای دمغنیمتی هستند که فقط خوش میگذارنند. خیانت در این فیلمها به وفور مشاهده میشود.
دسته دیگر فیلمهای این سینما به عشقبازی درونی کارگردان میپردازد. کارگردانی که در توهم پرچم شیر و خورشید مانده یا در عشق ماشینهای آمریکایی. این جامعه فیلم ساز کشور ایران است، جامعهای که هیچ آرمانی ندارد، جز شهوات نفسانی خویش. جامعهای پوچ و بوالهوس، جامعهای که مردم خود را بیمار نشان میدهد تا بتواند نخل و خرسی برای خودش به ارمغان بیاورد و با همین مجسمهها خودش را تبدیل به مجسمهای برای مردمش کند.
عقاید و فرهنگ مردم در این سینما هیچ ارزشی ندارد، مردم گروهی هستند که در این جامعه فقط صورت مسئلهای برای گرفتن پول و جایزه هستند.
مردم قربانی این سینما هستند.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
فیلمها بیانگر هیچ چیزی از جامعه نیستند و هیچ فیلمسازی در قبال جامعه خود هیچ مسئولیتی ندارد؛ این خلاصهای از عملکرد فیلمهای جشنواره فجر است.
کارگردانها بیشتر توهمات خودشان از جامعه یا زیست خودشان در جامعه را به عنوان زیست اجتماعی جامعه ایران بر روی پرده سینما نشان میدهند. ما در این سینما با کارگردانهایی مواجه هستیم برای نشان دادن ارتباط جنسی بین دو نفر در فیلمشان، دست به ابتکارات خارق العادهای میزنند، ابتکاراتی که اگر بدست هیو مارستون هیفنر میرسید، قطعا کارگردان فیلم را برای همکاری دعوت میکرد.
جامعهای که این فیلمها نشان میدهد یا در اوج خوشبختی هستند یا در اوج ذلت و خفت، اما هر دوی این جوامع در انحطاط اخلاقی اشتراک دارند. مردمان این فیلمها به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیستند، آدمهای دمغنیمتی هستند که فقط خوش میگذارنند. خیانت در این فیلمها به وفور مشاهده میشود.
دسته دیگر فیلمهای این سینما به عشقبازی درونی کارگردان میپردازد. کارگردانی که در توهم پرچم شیر و خورشید مانده یا در عشق ماشینهای آمریکایی. این جامعه فیلم ساز کشور ایران است، جامعهای که هیچ آرمانی ندارد، جز شهوات نفسانی خویش. جامعهای پوچ و بوالهوس، جامعهای که مردم خود را بیمار نشان میدهد تا بتواند نخل و خرسی برای خودش به ارمغان بیاورد و با همین مجسمهها خودش را تبدیل به مجسمهای برای مردمش کند.
عقاید و فرهنگ مردم در این سینما هیچ ارزشی ندارد، مردم گروهی هستند که در این جامعه فقط صورت مسئلهای برای گرفتن پول و جایزه هستند.
مردم قربانی این سینما هستند.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
بیست و سوم بهمن سال هشتاد و شش، خبر انفجاری در ساختمانی در محله کفرسوسه دمشق پیچید. هنوز کسی خوب نمیدانست آنکه شهید شده کیست. تا ساعتها فقط خبر انفجار اعلام میشد و تصویری از فرد ترور شده دیده نمیشد. چند ساعت بعد اما عکسی منتشر شد و نامی که اسرائیل و آمریکا او را بسیار بهتر از دوستانش میشناختند؛ عماد مغنیه، فرمانده عملیاتی حزبالله.
@NucLeader
@NucLeader
Forwarded from اقتباس
کودکان بنتجبیل، پیرهای صور و صیدا، جوانان بقاع و همه کوچه خیابانهای مارونالرأس بوی تو را دارند حاج حسام خوشنویس، آقای حسن شاطری شهید.
سالروز شهادتت گرامی که هنوز نامت بغضمان را درمیآورد.
#شهید
#اقتباس
@Eghtebaas
سالروز شهادتت گرامی که هنوز نامت بغضمان را درمیآورد.
#شهید
#اقتباس
@Eghtebaas
Forwarded from PLUS_NEWS | پلاس نیوز 🚩
📝 #یلدا_معیری نماد یک "اصلاح طلب واقعی"ست!
او دراوج اعتراضات باکمک یک کپسول آتش نشانی ویک خانم،یک عکس میسازدکه به جهان نشان دهد زنان ایرانی در دود ِ ناشی ازگاز اشک آور پرچمداراعتراضات علیه حکومتند
بعدازگرفتن جوایزبین المللی(توبره)،قراراست با لودادن ماجرای عکس ازآخور داخلی هم بخورد
شـهـــاب ® @ #tw
💠 @plus_news
او دراوج اعتراضات باکمک یک کپسول آتش نشانی ویک خانم،یک عکس میسازدکه به جهان نشان دهد زنان ایرانی در دود ِ ناشی ازگاز اشک آور پرچمداراعتراضات علیه حکومتند
بعدازگرفتن جوایزبین المللی(توبره)،قراراست با لودادن ماجرای عکس ازآخور داخلی هم بخورد
شـهـــاب ® @ #tw
💠 @plus_news
Telegraph
تصاویر
Original Post @#Twitter
Forwarded from حسین قاسمی
القا حمله نظامی امریکا با چه هدفی؟
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در مصاحبه با شبکه خبری آمریکایی ان بی سی(NBC) ، اظهار داشته است :
«همان کسانی که جنگ عراق را راه انداختند، به دبنال راه انداختن جنگی با ایران هستند و این کار، خودکشی خواهد بود. نمیگویم دولت دونالد ترامپ، بلکه میگویم برخی افراد در دولت ترامپ در تلاش برای آغاز چنین جنگی هستند که برای آنها همانند خودکشی خواهد بود.»
بنظر می رسد این مصاحبه آقای ظریف بیشتر کارکرد و مصرف داخلی دارد. خطر نزدیک بودن جنگ و حمله را دارد به جامعه القا می کند.
این مصاحبه این ذهنیت را ایجاد می کند که اگر تمکین نکنیم، مورد حمله قرار می گیریم و زندگی برایمان سیاه می شود.
از دهه۱۳۷۰ افراد یا باندهایی در برخی دستگاهها حضور داشتند که با انجام عملیات روانی، مسولین و مردم را وادار به کوتاه آمدن نمایند.
مثلا از طریق آدمهایشان در رسانه های خارجی، مطالبی منتشر می کردند که بزودی امریکا به ایران حمله خواهد کرد.
بعد همه این مطالب را که بعضا از طریق افراد وابسته به خود و با خط دهی آنها منتشر کرده بودند، جمع آوری و بولتن می نمودند و برای مسولین ارسال می شد.
https://twitter.com/hoseinghasemi57/status/1096568200265912320?s=21
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در مصاحبه با شبکه خبری آمریکایی ان بی سی(NBC) ، اظهار داشته است :
«همان کسانی که جنگ عراق را راه انداختند، به دبنال راه انداختن جنگی با ایران هستند و این کار، خودکشی خواهد بود. نمیگویم دولت دونالد ترامپ، بلکه میگویم برخی افراد در دولت ترامپ در تلاش برای آغاز چنین جنگی هستند که برای آنها همانند خودکشی خواهد بود.»
بنظر می رسد این مصاحبه آقای ظریف بیشتر کارکرد و مصرف داخلی دارد. خطر نزدیک بودن جنگ و حمله را دارد به جامعه القا می کند.
این مصاحبه این ذهنیت را ایجاد می کند که اگر تمکین نکنیم، مورد حمله قرار می گیریم و زندگی برایمان سیاه می شود.
از دهه۱۳۷۰ افراد یا باندهایی در برخی دستگاهها حضور داشتند که با انجام عملیات روانی، مسولین و مردم را وادار به کوتاه آمدن نمایند.
مثلا از طریق آدمهایشان در رسانه های خارجی، مطالبی منتشر می کردند که بزودی امریکا به ایران حمله خواهد کرد.
بعد همه این مطالب را که بعضا از طریق افراد وابسته به خود و با خط دهی آنها منتشر کرده بودند، جمع آوری و بولتن می نمودند و برای مسولین ارسال می شد.
https://twitter.com/hoseinghasemi57/status/1096568200265912320?s=21
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
✍️ برنامههای استعدادیابی، راهی برای تحمیق مخاطبین
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد
تصور بسیار اشتباه درباره تکنولوژی، تقلیل آن به ابزاری مانند چکش و انبر است. بشر مدرن قصد داشت توسط تکنولوژی بهشت آسمانی که ادیان وعده آن را داده بودند، روی همین زمین ایجاد کند. درست است که در ابتدا تکنولوژی ابزاری در دستان بشر برای تسخیر جهان بود، اما کمکم تکنولوژی پیشرفت میکند و پس از اختراع کامپیوتر دارای هوش مصنوعی میشود.
تکنولوژی از همان ابتدا فقط در جهت خاصی رافع نیازهای بشری بوده و انسان خوشحال از دستیابی به تکنولوژی، از این ویژگی مهم آن غفلت کردند. کمکم تکنولوژی فرهنگ جدیدی را بوجود آورد و در زندگی انسانی رسوخ کرد و حتی نمود هنری از خود بروز داد که سینما نامیده شد. پس از مدتی سینما رقیب جدیدی به نام تلویزیون پیدا کرد و تمام مردم میتوانستند از هنر تکنولوژیک بهرهمند شوند.
تکنولوژی برخاسته از فرهنگی بود که آن را بوجود آورده بود، هرچند که پس از مدتی بر روی فرهنگ پیرامونش تأثیرات جدی گذاشت. بنابراین برای استفاده از هنر تکنولوژیک، اعم از سینما یا تلویزیون، در جامعهای که سیر فرهنگی مبدأ پدید آمدن تکنولوژی را طی نکرده بلکه دارای فرهنگ و تاریخ خاص خودش است، دو ویژگی جهتدار بودن تکنولوژی و برخاستگی از فرهنگ غربی بسیار حائز اهمیت است. برای جوامعی که خصایص فرهنگی خاص خودشان را دارند که آن خصیصهها بعضا با ویژگیهای فرهنگ غربی متناقض است، این دو ویژگی محدود کننده است و باید در ساخت برنامهها، خصوصا برنامههای تلویزیونی به آن توجه کرد.
یکی از برنامههایی که چندین سال است در اروپا و آمریکا آغاز شده، برنامههایی با عنوان نمایش استعدادیابی است. مسابقاتی که در آن عدهای با اعمال و رفتارهای مختلفی که میدانند یا آن را تمرین کردهاند با نام استعداد به رقابت میپردازند تا یکنفر به عنوان قهرمان این مسابقات شناخته شود.
این ایده در جامعههای سرمایهدار ایجاد شده است، بنابراین اگر فرهنگی مخالف سرمایهداری است، نمیتواند از این ایدهها همانگونه که در تلویزیونهای فرهنگ مبدأ استفاده شده، استفاده نماید و اگر هم بخواهد از این ایده با توجه به فرهنگ جامعه خودش استفاده کند، با احتمال بسیار قوی صورت و ساختار برنامه تلویزیونی با ساختار و صورت برنامه اصلی که از روی ایده آن کپیبرداری شده است، متفاوت خواهد بود.
برنامههای استعدادیابی در غرب برای ساکت کردن اعتراضات مردمی علیه نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی است که نظام سرمایهداری ایجاد کرده است. این برنامهها برای مخاطبین و شرکتکنندگان مرهمی است بر فاصله طبقاتی که در جوامع خود مشاهده میکنند. برنامه استعدادیابی به مخاطبین خود القا میکند که اگر شما استعداد ویژهای داشته باشید، میتوانید از منجلابی که در آن گرفتار هستید خارج شوید، این استعداد مهم نیست که چه چیزی است. فقط شما باید بهترین باشید.
شرکت کنندگان این برنامهها با امید رهایی از وضع نامطلوبی که در آن گرفتار هستند، اقدام به تمرینهای زیاد میکنند و با آرمان که برنامه برای شرکت کنندگانش ایجاد کرده است، نسبت به جامعه خود کرخ میشوند. از طرف دیگر این برنامههای تلویزیونی برای مخاطبینش لحظات شاد را فراهم میکند که از نابسامانیهای زندگانی خویش غافل شوند. ممکن است گفته شود مخاطبین شاد میشوند و این خوب است، در پاسخ باید گفت این شادی حاصل غفلت بشر از وضعی است که در آن زیست میکند، این شادی، شادی انفعالی است و باعث هیچ رشد و پیشرفتی در انسان نمیگردد.
متأسفانه در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برنامههایی با همین رویه ایجاد شدهاند. یکی از این برنامهها کودکشو است، برنامهای که باید از مسئولین و دست اندرکاران آن بخاطر کودک آزاری شکایت شود و برنامهای جدید به نام «عصر جدید» که از شبکه سوم پخش خواهد شد. برنامه عصر جدید نعل به نعل برنامههای استعدادیابی فرهنگ سرمایهداری است، فرهنگی که مقابل فرهنگی است که بر پایه¬ای آن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. چرا باید صداوسیمای کشور به سمت تزریق فرهنگ سرمایهداری برود؟ این جوابی است که مسئولان صدا سیما و تهیه کننده¬ی برنامه باید به آن پاسخ بدهند.
https://www.instagram.com/p/Bt5ZCy0FyVv/?utm
@NucLeader
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد
تصور بسیار اشتباه درباره تکنولوژی، تقلیل آن به ابزاری مانند چکش و انبر است. بشر مدرن قصد داشت توسط تکنولوژی بهشت آسمانی که ادیان وعده آن را داده بودند، روی همین زمین ایجاد کند. درست است که در ابتدا تکنولوژی ابزاری در دستان بشر برای تسخیر جهان بود، اما کمکم تکنولوژی پیشرفت میکند و پس از اختراع کامپیوتر دارای هوش مصنوعی میشود.
تکنولوژی از همان ابتدا فقط در جهت خاصی رافع نیازهای بشری بوده و انسان خوشحال از دستیابی به تکنولوژی، از این ویژگی مهم آن غفلت کردند. کمکم تکنولوژی فرهنگ جدیدی را بوجود آورد و در زندگی انسانی رسوخ کرد و حتی نمود هنری از خود بروز داد که سینما نامیده شد. پس از مدتی سینما رقیب جدیدی به نام تلویزیون پیدا کرد و تمام مردم میتوانستند از هنر تکنولوژیک بهرهمند شوند.
تکنولوژی برخاسته از فرهنگی بود که آن را بوجود آورده بود، هرچند که پس از مدتی بر روی فرهنگ پیرامونش تأثیرات جدی گذاشت. بنابراین برای استفاده از هنر تکنولوژیک، اعم از سینما یا تلویزیون، در جامعهای که سیر فرهنگی مبدأ پدید آمدن تکنولوژی را طی نکرده بلکه دارای فرهنگ و تاریخ خاص خودش است، دو ویژگی جهتدار بودن تکنولوژی و برخاستگی از فرهنگ غربی بسیار حائز اهمیت است. برای جوامعی که خصایص فرهنگی خاص خودشان را دارند که آن خصیصهها بعضا با ویژگیهای فرهنگ غربی متناقض است، این دو ویژگی محدود کننده است و باید در ساخت برنامهها، خصوصا برنامههای تلویزیونی به آن توجه کرد.
یکی از برنامههایی که چندین سال است در اروپا و آمریکا آغاز شده، برنامههایی با عنوان نمایش استعدادیابی است. مسابقاتی که در آن عدهای با اعمال و رفتارهای مختلفی که میدانند یا آن را تمرین کردهاند با نام استعداد به رقابت میپردازند تا یکنفر به عنوان قهرمان این مسابقات شناخته شود.
این ایده در جامعههای سرمایهدار ایجاد شده است، بنابراین اگر فرهنگی مخالف سرمایهداری است، نمیتواند از این ایدهها همانگونه که در تلویزیونهای فرهنگ مبدأ استفاده شده، استفاده نماید و اگر هم بخواهد از این ایده با توجه به فرهنگ جامعه خودش استفاده کند، با احتمال بسیار قوی صورت و ساختار برنامه تلویزیونی با ساختار و صورت برنامه اصلی که از روی ایده آن کپیبرداری شده است، متفاوت خواهد بود.
برنامههای استعدادیابی در غرب برای ساکت کردن اعتراضات مردمی علیه نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی است که نظام سرمایهداری ایجاد کرده است. این برنامهها برای مخاطبین و شرکتکنندگان مرهمی است بر فاصله طبقاتی که در جوامع خود مشاهده میکنند. برنامه استعدادیابی به مخاطبین خود القا میکند که اگر شما استعداد ویژهای داشته باشید، میتوانید از منجلابی که در آن گرفتار هستید خارج شوید، این استعداد مهم نیست که چه چیزی است. فقط شما باید بهترین باشید.
شرکت کنندگان این برنامهها با امید رهایی از وضع نامطلوبی که در آن گرفتار هستند، اقدام به تمرینهای زیاد میکنند و با آرمان که برنامه برای شرکت کنندگانش ایجاد کرده است، نسبت به جامعه خود کرخ میشوند. از طرف دیگر این برنامههای تلویزیونی برای مخاطبینش لحظات شاد را فراهم میکند که از نابسامانیهای زندگانی خویش غافل شوند. ممکن است گفته شود مخاطبین شاد میشوند و این خوب است، در پاسخ باید گفت این شادی حاصل غفلت بشر از وضعی است که در آن زیست میکند، این شادی، شادی انفعالی است و باعث هیچ رشد و پیشرفتی در انسان نمیگردد.
متأسفانه در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برنامههایی با همین رویه ایجاد شدهاند. یکی از این برنامهها کودکشو است، برنامهای که باید از مسئولین و دست اندرکاران آن بخاطر کودک آزاری شکایت شود و برنامهای جدید به نام «عصر جدید» که از شبکه سوم پخش خواهد شد. برنامه عصر جدید نعل به نعل برنامههای استعدادیابی فرهنگ سرمایهداری است، فرهنگی که مقابل فرهنگی است که بر پایه¬ای آن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. چرا باید صداوسیمای کشور به سمت تزریق فرهنگ سرمایهداری برود؟ این جوابی است که مسئولان صدا سیما و تهیه کننده¬ی برنامه باید به آن پاسخ بدهند.
https://www.instagram.com/p/Bt5ZCy0FyVv/?utm
@NucLeader
Instagram
دکتر سید بشیر حسینی
شنبه با "عصرجدید"ِ #احسان_علیخانی به پایان میرسد . همزمان با رونمایی از پوستر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش #اولین قسمت از "عصرجدید" اعلام شد. . نخستین قسمت از مسابقه بزرگ استعدادیابی #ایران شنبه ۲۷بهمنماه بعد از اخبار شبانگاهی ساعت ۲۲ روی…
دوستان عزیز ctrl+c رو نگه میدارید، بعد ctrl+v رو میزنید. برنامه رو میدید پخش صداوسیما.
خب تبریک میگم به ایکسفکتور ایرانی خوش اومدید.
#عصرجدید
@NucLeader
خب تبریک میگم به ایکسفکتور ایرانی خوش اومدید.
#عصرجدید
@NucLeader
گوسفند مولد، دقت کنید گوسفند مولد رو از شهرهای مختلف صادر میکنن به کشورهای عربی، بعد با هواپیما میرن گوسفند وارد میکنن.
گوسفند مولد چرا میره بیرون؟ چون نسل دامداری وربیفته.
شما رو نمیدونم، ولی من به تئوری توطئه معتقد بودم و هستم. خصوصا تو این دولت که یقین دارم هیچ کاری انجام نمیشه، مگر اینکه قبلش برای اذیت کردن مردم برنامهریزی شده باشه.
باز جای شکرش باقی است تا بهارستان و پاستور هست، گاو وارد کشور نمیکنن!
@NucLeader
گوسفند مولد چرا میره بیرون؟ چون نسل دامداری وربیفته.
شما رو نمیدونم، ولی من به تئوری توطئه معتقد بودم و هستم. خصوصا تو این دولت که یقین دارم هیچ کاری انجام نمیشه، مگر اینکه قبلش برای اذیت کردن مردم برنامهریزی شده باشه.
باز جای شکرش باقی است تا بهارستان و پاستور هست، گاو وارد کشور نمیکنن!
@NucLeader
|نیوکلیدر|
✍️ برنامههای استعدادیابی، راهی برای تحمیق مخاطبین نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد تصور بسیار اشتباه درباره تکنولوژی، تقلیل آن به ابزاری مانند چکش و انبر است. بشر مدرن قصد داشت توسط تکنولوژی بهشت آسمانی که ادیان وعده آن را داده بودند، روی همین زمین ایجاد…
✍️ راهی برای برون رفت از معضل Ctrl+v & Ctrl+c
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد
اولین قسمت از برنامه #عصر_جدید این هفته از صداوسیما پخش شد، برنامهای که به قول یکی از دوستان، برای ساخت آن تهیه کننده Ctrl+c را از روی Got Talent زده و سپس در صداوسیما Ctrl+V کرده است. برنامهای که حتی در دکور هم از خودش ایدهای خلق نکرده. درباره مدل و چگونگی بوجود آمدن این طیف از برنامهها در غرب صحبت شد، اما ممکن است به این صحبت نقدی وارد شود مبنی بر اینکه اگر این برنامهها در صداوسیما تولید نشود، چه برنامهای را میتوان جایگزین این طیف از برنامهها قرار داد؟
به این سؤال میتوان دو پاسخ داد، پاسخ اول درباره اصل برنامهسازی در تلویزیون با مبانی اسلامی و انقلاب اسلامی است که از حوصله این نوشتار خارج است، زیرا باید بحث تخصصی جامعه شناختی، تاریخ شناختی، فلسفهای و... صورت گیرد و سپس با شناخت دقیق درباره تکنولوژی و رسانه به معیارهایی از برنامهسازی برسیم که این معیار در مصداقهای عینی میتواند پاسخ این سؤال باشد.
اما پاسخ دوم که مبتنی بر داشتههای فعلی صداوسیما است. اموری که تهیه کننده برنامه اگر آنها را در نظر میگرفت، این برنامه از رونوشت صرف از مشابههای خارجیاش تبدیل به برنامهای متعلق به صداوسیمای کشورمان میشد. برنامه عصر جدید به سه حوزه ورزش، موسیقی و سرگرمی میپردازد. عوامل و اتاق فکر برنامه هیچ تعریفی از این سه حوزه ندارند و تعریف این سه حوزه را بر عهده مخاطب برنامه گذاشتهاند. البته این نگاه خوشبینانه است، والا میتوان گفت که این سه حوزه را با توجه به برنامههای اصلی که از روی آنها کپی برداری شده است، تعریف کردهاند.
اگر تیم تولید برای این سه حوزه تعریفی با توجه به فرهنگ کشور خودمان میداشت، قاعدتا باید دستورالعمل اجرایی برای مخاطبینی که قصد شرکت در برنامه دارند را ارائه میکردند. دستورالعملی که در آن دقیقا مفاهیم موسیقی، ورزش و سرگرمی در آنها تعریف شده و به شرکت کنندگان به صراحت گفته شود که فیلمهای ارسالی اولیه چه چارچوبی برای پذیرش لازم را دارند. هنگامی که این چارچوب یا دستورالعمل وجود ندارد، یعنی هیچ فکری در این زمینه صورت نگرفته است.
اگر این برنامه بخواهد تبدیل به برنامهای برای جامعه ایرانی شود، باید تعریفهای خودش از این سه مقوله را ارائه کند. البته این نکته واضح است که منظور بحثهای تئوریک نیست، بلکه مقصود از چارچوبِ تعریفی برای این مسابفه، چارچوبی است که اساس و بنیانش بحثهای تئوریک با توجه به فرهنگ، جامعه و تاریخ کشور است. این برنامه میتواند برخی از وجوه استعدادی جامعه را نشان مخاطبان دهد، وجوهی که مختص فرهنگ بومی کشور است. این وجوه مثبت و سازندهای که مورد غفلت قرار گرفته است. مثالهای زیادی در این زمینه میتوان عنوان کرد. یکی از آنها سرود و شعر است، این برنامه میتوانست احیاگر سرود و سرودخوانی در کشور باشد، یعنی میشد به جای آنکه از عنوان کلی موسیفی استفاده کند، سرودخوانی را یکی از بخشهای مسابقه قرار دهد. شعر نیز یکی از پتانسیلهای مردمی ماست که جای خالی آن در برنامه احساس میشود. حتی در بحث موسیقی نیز میشد با محدود کردن موسیقی به موسیقیهای سنتی، بار محتوایی برنامه را افزایش داد.
یکی دیگر از عنوانهایی که در برنامه احتمالا ذیل عنوان هنر مطرح میشود بحث گرافیک است. گرافیک یکی از استعدادهای فرهنگی کشور ماست که پس از انقلاب نیز پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. هنر خطاطی نیز. این مصادیق میتوانست برنامه را از حالت رونوشتبرداری صرف، تبدیل به یک برنامهای ایرانی کند.
ممکن است گفته شود تمام این مصادیق ذیل سه حوزهای که در برنامه عنوان شده، گنجانده میشود. بله گرافیک، خطاطی، سرود، شعر و... ذیل این سه حوزه قرار دارند، اما با توجه به فضای رسانهای دنیای کنونی، مصادیق دیگری نیز هست که باعث غفلت از این استعدادهای فرهنگی میشود. مصادیقی که بعضا با ارزشهای جامعه در تضادند.
برنامههای رسانهها باید ترویج کننده مصادیق ارزشدار فرهنگی خودشان باشند. این مسئله باعث محبوبیت برنامه خواهد شد. اگر برنامهای برای تمام مردم دنیا جذاب است، یا بر ارزشهای مشترک انسانی پرداخته که نمونههای بسیار اندکی دارد یا در طول زمان ذائقه مخاطبها را یکسانسازی کرده است. برای رها شدن از این یکسانسازی فرهنگی، رسانههای ما باید به ویژگیهای فرهنگی جامعه ایرانی توجه کنند و آنها را پررنگ نمایند.
@NucLeader
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد
اولین قسمت از برنامه #عصر_جدید این هفته از صداوسیما پخش شد، برنامهای که به قول یکی از دوستان، برای ساخت آن تهیه کننده Ctrl+c را از روی Got Talent زده و سپس در صداوسیما Ctrl+V کرده است. برنامهای که حتی در دکور هم از خودش ایدهای خلق نکرده. درباره مدل و چگونگی بوجود آمدن این طیف از برنامهها در غرب صحبت شد، اما ممکن است به این صحبت نقدی وارد شود مبنی بر اینکه اگر این برنامهها در صداوسیما تولید نشود، چه برنامهای را میتوان جایگزین این طیف از برنامهها قرار داد؟
به این سؤال میتوان دو پاسخ داد، پاسخ اول درباره اصل برنامهسازی در تلویزیون با مبانی اسلامی و انقلاب اسلامی است که از حوصله این نوشتار خارج است، زیرا باید بحث تخصصی جامعه شناختی، تاریخ شناختی، فلسفهای و... صورت گیرد و سپس با شناخت دقیق درباره تکنولوژی و رسانه به معیارهایی از برنامهسازی برسیم که این معیار در مصداقهای عینی میتواند پاسخ این سؤال باشد.
اما پاسخ دوم که مبتنی بر داشتههای فعلی صداوسیما است. اموری که تهیه کننده برنامه اگر آنها را در نظر میگرفت، این برنامه از رونوشت صرف از مشابههای خارجیاش تبدیل به برنامهای متعلق به صداوسیمای کشورمان میشد. برنامه عصر جدید به سه حوزه ورزش، موسیقی و سرگرمی میپردازد. عوامل و اتاق فکر برنامه هیچ تعریفی از این سه حوزه ندارند و تعریف این سه حوزه را بر عهده مخاطب برنامه گذاشتهاند. البته این نگاه خوشبینانه است، والا میتوان گفت که این سه حوزه را با توجه به برنامههای اصلی که از روی آنها کپی برداری شده است، تعریف کردهاند.
اگر تیم تولید برای این سه حوزه تعریفی با توجه به فرهنگ کشور خودمان میداشت، قاعدتا باید دستورالعمل اجرایی برای مخاطبینی که قصد شرکت در برنامه دارند را ارائه میکردند. دستورالعملی که در آن دقیقا مفاهیم موسیقی، ورزش و سرگرمی در آنها تعریف شده و به شرکت کنندگان به صراحت گفته شود که فیلمهای ارسالی اولیه چه چارچوبی برای پذیرش لازم را دارند. هنگامی که این چارچوب یا دستورالعمل وجود ندارد، یعنی هیچ فکری در این زمینه صورت نگرفته است.
اگر این برنامه بخواهد تبدیل به برنامهای برای جامعه ایرانی شود، باید تعریفهای خودش از این سه مقوله را ارائه کند. البته این نکته واضح است که منظور بحثهای تئوریک نیست، بلکه مقصود از چارچوبِ تعریفی برای این مسابفه، چارچوبی است که اساس و بنیانش بحثهای تئوریک با توجه به فرهنگ، جامعه و تاریخ کشور است. این برنامه میتواند برخی از وجوه استعدادی جامعه را نشان مخاطبان دهد، وجوهی که مختص فرهنگ بومی کشور است. این وجوه مثبت و سازندهای که مورد غفلت قرار گرفته است. مثالهای زیادی در این زمینه میتوان عنوان کرد. یکی از آنها سرود و شعر است، این برنامه میتوانست احیاگر سرود و سرودخوانی در کشور باشد، یعنی میشد به جای آنکه از عنوان کلی موسیفی استفاده کند، سرودخوانی را یکی از بخشهای مسابقه قرار دهد. شعر نیز یکی از پتانسیلهای مردمی ماست که جای خالی آن در برنامه احساس میشود. حتی در بحث موسیقی نیز میشد با محدود کردن موسیقی به موسیقیهای سنتی، بار محتوایی برنامه را افزایش داد.
یکی دیگر از عنوانهایی که در برنامه احتمالا ذیل عنوان هنر مطرح میشود بحث گرافیک است. گرافیک یکی از استعدادهای فرهنگی کشور ماست که پس از انقلاب نیز پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. هنر خطاطی نیز. این مصادیق میتوانست برنامه را از حالت رونوشتبرداری صرف، تبدیل به یک برنامهای ایرانی کند.
ممکن است گفته شود تمام این مصادیق ذیل سه حوزهای که در برنامه عنوان شده، گنجانده میشود. بله گرافیک، خطاطی، سرود، شعر و... ذیل این سه حوزه قرار دارند، اما با توجه به فضای رسانهای دنیای کنونی، مصادیق دیگری نیز هست که باعث غفلت از این استعدادهای فرهنگی میشود. مصادیقی که بعضا با ارزشهای جامعه در تضادند.
برنامههای رسانهها باید ترویج کننده مصادیق ارزشدار فرهنگی خودشان باشند. این مسئله باعث محبوبیت برنامه خواهد شد. اگر برنامهای برای تمام مردم دنیا جذاب است، یا بر ارزشهای مشترک انسانی پرداخته که نمونههای بسیار اندکی دارد یا در طول زمان ذائقه مخاطبها را یکسانسازی کرده است. برای رها شدن از این یکسانسازی فرهنگی، رسانههای ما باید به ویژگیهای فرهنگی جامعه ایرانی توجه کنند و آنها را پررنگ نمایند.
@NucLeader
به مناسبت تصویب لایحه تاسیس راه آهن سراسری
4 اسفند 1305
در روز ۴ اسفند ۱۳۰۵ هجری شمسی لایحه تاسیس راه آهن سراسری ایران تصویب شد. این لایحه که در روز اول اسفند ماه از سوی مهدی قلی هدایت، وزیر فواید عامه به مجلس شورای ملی ارایه شده بود با موافقت نمایندگان به تصویب رسید.
لایحه تاسیس راه آهن سراسری یکی از مهم ترین لایحه هایی بود که در سال ۱۳۰۵ به مجلس ارایه شد، که بحث های فراوانی در پی داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یکی از اعتراض کنندگان به لایحه تاسیس راه آهن بود. مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه) در کتاب «خاطرات و مخاطرات» خود درباره طرح احداث خط آهن محمره (خرمشهر) به جز (بندر گز) و مخالفت دکتر مصدق می نویسد: «اول اسفند ١٣٠۵ من پیشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. من الغرائب، مصدق السلطنه مخالف شد که در عوض قندسازی باید دایر کرد. راه آهن منافع مادی مستقیم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقیم منظور نیست. منافع غیرمستقیم راه آهن بسیار است. نظمیه یا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملکت اند. قند هم به جای خود تدارک خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عـدا نمی کند».
مخالفت مصدق با کشیدن راه آهن شمال به جنوب
لایحه احداث خط آهن بندر محمره (خرمشهر) به بندر جز (گز) برای اولین بار توسط دکتر مصدق در ٢٠ بهمن ١٣٠۴ و درست دو روز پیش از پایان پنجمین دوره مجلس شورای ملی مورد مخالفت قرار گرفت و سپس در دوره ششم در اسفند ١٣٠۵ طی سلسله بحث های تند و داغی در مجلس مورد بررسی قرار گرفت. در این باره نظرات متناقضی مطرح بود. کسانی مانند دکتر مصدق اعتقاد داشتند که هزینه و زمان اجرای چنین طرحی در شرایطی که کشور ایران باید برای تهیه قند ملت ارز به خارج بفرستد توجیه اقتصادی و فنی ندارد. در مقابل کسانی مانند مهدی قلی هدایت اجرای این طرح را یک اقدام اساسی در جهت احداث صنایع زیربنایی و سرمایه گذاری ملی می دانستند. به هر حال این لایحه در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و خرمشهر به عنوان یکی از مبادی خط آهن سراسری انتخاب شد.
تا سال ها راه آهن سراسری ایران همچنان که دکتر محمد مصدق پیش بینی کرده بود تنها به عنوان یک خط حمل و نقل داخلی برجای ماند و به علت محدودیت روابط ایران و اتحاد شوروی هرگز به طور عمده و مقرون به صرفه از این خط استفاده نشد. دولت بریتانیا از همان ابتدا اعتقاد داشت که این خط آهن از شمال به جنوب کشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و سپس شوروی پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ استفاده شود.
احمدشاه نیز در پاسخ به پیشنهاد انگلیسی ها برای مفتوح ساختن باب مذاکره در مورد کشیدن راه آهن گفت: «راه آهنی که به صلاح و صرفه ایران است، راه آهنی است که از دزداب (زاهدان فعلی) شروع می شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراک و کرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایران، چنانکه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت، ولی راه آهن عراق به منجر خزر فقط جنبه نظامی و سوق الجیشی دارد و من نمی توانم پول ملت را گرفته یا از کشورهای خارج وام گرفته و صرف راه آهنی که فقط جنبه نظامی دارد نمایم».
ادامه دارد...
@NucLeader
4 اسفند 1305
در روز ۴ اسفند ۱۳۰۵ هجری شمسی لایحه تاسیس راه آهن سراسری ایران تصویب شد. این لایحه که در روز اول اسفند ماه از سوی مهدی قلی هدایت، وزیر فواید عامه به مجلس شورای ملی ارایه شده بود با موافقت نمایندگان به تصویب رسید.
لایحه تاسیس راه آهن سراسری یکی از مهم ترین لایحه هایی بود که در سال ۱۳۰۵ به مجلس ارایه شد، که بحث های فراوانی در پی داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یکی از اعتراض کنندگان به لایحه تاسیس راه آهن بود. مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه) در کتاب «خاطرات و مخاطرات» خود درباره طرح احداث خط آهن محمره (خرمشهر) به جز (بندر گز) و مخالفت دکتر مصدق می نویسد: «اول اسفند ١٣٠۵ من پیشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. من الغرائب، مصدق السلطنه مخالف شد که در عوض قندسازی باید دایر کرد. راه آهن منافع مادی مستقیم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقیم منظور نیست. منافع غیرمستقیم راه آهن بسیار است. نظمیه یا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملکت اند. قند هم به جای خود تدارک خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عـدا نمی کند».
مخالفت مصدق با کشیدن راه آهن شمال به جنوب
لایحه احداث خط آهن بندر محمره (خرمشهر) به بندر جز (گز) برای اولین بار توسط دکتر مصدق در ٢٠ بهمن ١٣٠۴ و درست دو روز پیش از پایان پنجمین دوره مجلس شورای ملی مورد مخالفت قرار گرفت و سپس در دوره ششم در اسفند ١٣٠۵ طی سلسله بحث های تند و داغی در مجلس مورد بررسی قرار گرفت. در این باره نظرات متناقضی مطرح بود. کسانی مانند دکتر مصدق اعتقاد داشتند که هزینه و زمان اجرای چنین طرحی در شرایطی که کشور ایران باید برای تهیه قند ملت ارز به خارج بفرستد توجیه اقتصادی و فنی ندارد. در مقابل کسانی مانند مهدی قلی هدایت اجرای این طرح را یک اقدام اساسی در جهت احداث صنایع زیربنایی و سرمایه گذاری ملی می دانستند. به هر حال این لایحه در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و خرمشهر به عنوان یکی از مبادی خط آهن سراسری انتخاب شد.
تا سال ها راه آهن سراسری ایران همچنان که دکتر محمد مصدق پیش بینی کرده بود تنها به عنوان یک خط حمل و نقل داخلی برجای ماند و به علت محدودیت روابط ایران و اتحاد شوروی هرگز به طور عمده و مقرون به صرفه از این خط استفاده نشد. دولت بریتانیا از همان ابتدا اعتقاد داشت که این خط آهن از شمال به جنوب کشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و سپس شوروی پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ استفاده شود.
احمدشاه نیز در پاسخ به پیشنهاد انگلیسی ها برای مفتوح ساختن باب مذاکره در مورد کشیدن راه آهن گفت: «راه آهنی که به صلاح و صرفه ایران است، راه آهنی است که از دزداب (زاهدان فعلی) شروع می شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراک و کرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایران، چنانکه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت، ولی راه آهن عراق به منجر خزر فقط جنبه نظامی و سوق الجیشی دارد و من نمی توانم پول ملت را گرفته یا از کشورهای خارج وام گرفته و صرف راه آهنی که فقط جنبه نظامی دارد نمایم».
ادامه دارد...
@NucLeader
ادامه 👆🏻
به مناسبت تصویب لایحه تاسیس راهآهن سراسری
غربی- شرقی یا شمالی- جنوبی؟
در سال ۱۹۱۲ برابر با ۱۲۹۱ شمسی که در مجلس عوام انگلستان گفت وگو بر سر مساله راه آهن سراسری ایران به میان آمد، لرد کتر زین، نایب السلطنه هندوستان که بعد ها به عنوان وزیر خارجه منصوب شد، گفت: «در مدت ۲۰ سال تأیید کردند که هندوستان باید محاط باشد، در یک حلقه کوه ها و صحرا ها که بدون تلفات زیاد و پول، غیرقابل عبور باشد. این سیاست، هندوستان را از هر حمله ای حراست کرده و هیچ ملتی حق عبور از این منطقه حمایت شده را نداشت؛ اما اگر این راه آهن، راه آهن غربی- شرقی ایران ساخته می شد، آن وقت تمام آن سیاست به خطا بوده و به ما می گویند، این اصول را نپذیرید که سیاست حقیقی هند عبارت است از باز کردن سرحدات آن به طرف مغرب.» با اینکه همگان به سودمندی راه آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی، آگاه بوده و اعتقاد داشتند که این مسیر کاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت. می توان تصور کرد که این موضع رضاشاه در درجه اول مربوط به نفوذ انگلیس بر ارکان دولتش بوده و او آن قدر ها حکومت خود را مستحکم نمی دید که بتواند در مقابل انگلیس ها به صورت قاطع ایستادگی کند و منافع آن را نادیده گیرد. از سوی دیگر رضاشاه همیشه نسبت به روسیه نظر نامساعدی داشت و در آن هنگام مخالفت با شوروی را ارجح می دانست.
دنیس رایت در کتاب خود می نویسد: «در اینکه تا پایان دوره قاجار هیچ خط آهن طویل المسافتی در ایران کشیده نشده بود، در نتیجه هیچ گونه قصوری که از جانب بریتانیا باشد، نبود. جولیوس دو رویتر از میان جنبه های متعدد امتیاز وسیع و همه جانبه ای که در سال ۱۸۷۲ از شاه کسب کرده بود، در وهله نخست به راه آهنی دل بسته بود که امید داشت بین دریای خزر و خلیج فارس بکشد. دولت بریتانیا از خطری که روسیه را متوجه ایران ساخته بود، بیش از پیش نگران شده بود. سخت عقیده داشت که چنانچه راه آهنی بین خلیج فارس و درون ایران موجود نباشد، کمک نظامی بریتانیا به ایران در صورت حمله روسیه از شمال غیرممکن خواهد بود.»
اولین کلنگ ساختمان راه آهن
روز یکشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ بر حسب دعوتی که از طرف وزارت فواید عامه به عمل آمده بود، در بیرون دروازه گمرک با حضور وزراء، رجال، نمایندگان مجلس، سفرا و امرای ارتش، مدیران جراید و طبقات دیگر در محوطه حسین آباد در ساعت ۸ صبح پس از آنکه رضاخان بیاناتی ایراد کرد، نخست وزیر هم در پاسخ مطالبی بیان داشت و کلنگ نقره ای به دست رضاخان داد و او هم بر زمین زد که طبق نقشه محل ایستگاه راه مرکزی راه آهن شروع به ساختمان گردد.
زیر ساخت های شبکه راه آهن از ۲۳ مهر آغاز شد و تکمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید. هزینه آن عمدتا از محل مالیات ویژه ای که بر چای و قند و شکر، دو قلم حیاتی در غذای روزانه (نان و پنیر و چای) مردم بسته شد و کسری آن نیز از طریق وام های بانکی و اعتبارات دولتی تأمین می شد. مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج فارس، می بایستی با در نظر گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد، زیرا دستیابی به مناطق سکنی اقوام و عشایر ناآرام را بسیار آسان تر می ساخت. در حقیقت احتمال دارد که رضاشاه هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشگرکشی می کرد، به این فکر افتاده باشد.
افسوس رضاشاه از نابود نکردن راه آهن
رضاشاه در اواخر حکومتش از آلمانی ها طرفداری می کرد. او تصور می کرد که آلمان قدرتمند می تواند با شکست روس و انگلیس اولا دو دشمن دیرینه ایران را سرکوب کند و ثانیا ایران را به عنوان یک متحد در بخشی از این پیروزی شریک کند، اما او نمی دانست که همین راه آهن زمینه شکست آلمان و تبعید او از کشور را فراهم می سازد. چنانکه پس از تبعید، از اینکه بنا ها و تاسیسات راه آهن را تخریب نکرده بود، تأسف می خورد.
ملکه مادر در خاطراتش می نویسد: «یادم هست که رضا دو سه روز بعد از اشغال ایران به من گفت: تاجی جان ما خبط (اشتباه) بزرگی کردیم که پل ورسک را منهدم نساختیم، ما باید ازهمان اواسط مرداد ماه که زمزمه حمله به ایران را شنیده بودم، اقدام به نابود کردن راه آهن می کردیم. رضا تا پایان عمر همیشه غبطه می خورد که چرا پل ورسک را، خراب نکرده و راه متفقین را نبسته است.
#راهآهن
#رضاشاه
#انگلستان
#احمدشاه
@NucLeader
به مناسبت تصویب لایحه تاسیس راهآهن سراسری
غربی- شرقی یا شمالی- جنوبی؟
در سال ۱۹۱۲ برابر با ۱۲۹۱ شمسی که در مجلس عوام انگلستان گفت وگو بر سر مساله راه آهن سراسری ایران به میان آمد، لرد کتر زین، نایب السلطنه هندوستان که بعد ها به عنوان وزیر خارجه منصوب شد، گفت: «در مدت ۲۰ سال تأیید کردند که هندوستان باید محاط باشد، در یک حلقه کوه ها و صحرا ها که بدون تلفات زیاد و پول، غیرقابل عبور باشد. این سیاست، هندوستان را از هر حمله ای حراست کرده و هیچ ملتی حق عبور از این منطقه حمایت شده را نداشت؛ اما اگر این راه آهن، راه آهن غربی- شرقی ایران ساخته می شد، آن وقت تمام آن سیاست به خطا بوده و به ما می گویند، این اصول را نپذیرید که سیاست حقیقی هند عبارت است از باز کردن سرحدات آن به طرف مغرب.» با اینکه همگان به سودمندی راه آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی، آگاه بوده و اعتقاد داشتند که این مسیر کاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت. می توان تصور کرد که این موضع رضاشاه در درجه اول مربوط به نفوذ انگلیس بر ارکان دولتش بوده و او آن قدر ها حکومت خود را مستحکم نمی دید که بتواند در مقابل انگلیس ها به صورت قاطع ایستادگی کند و منافع آن را نادیده گیرد. از سوی دیگر رضاشاه همیشه نسبت به روسیه نظر نامساعدی داشت و در آن هنگام مخالفت با شوروی را ارجح می دانست.
دنیس رایت در کتاب خود می نویسد: «در اینکه تا پایان دوره قاجار هیچ خط آهن طویل المسافتی در ایران کشیده نشده بود، در نتیجه هیچ گونه قصوری که از جانب بریتانیا باشد، نبود. جولیوس دو رویتر از میان جنبه های متعدد امتیاز وسیع و همه جانبه ای که در سال ۱۸۷۲ از شاه کسب کرده بود، در وهله نخست به راه آهنی دل بسته بود که امید داشت بین دریای خزر و خلیج فارس بکشد. دولت بریتانیا از خطری که روسیه را متوجه ایران ساخته بود، بیش از پیش نگران شده بود. سخت عقیده داشت که چنانچه راه آهنی بین خلیج فارس و درون ایران موجود نباشد، کمک نظامی بریتانیا به ایران در صورت حمله روسیه از شمال غیرممکن خواهد بود.»
اولین کلنگ ساختمان راه آهن
روز یکشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ بر حسب دعوتی که از طرف وزارت فواید عامه به عمل آمده بود، در بیرون دروازه گمرک با حضور وزراء، رجال، نمایندگان مجلس، سفرا و امرای ارتش، مدیران جراید و طبقات دیگر در محوطه حسین آباد در ساعت ۸ صبح پس از آنکه رضاخان بیاناتی ایراد کرد، نخست وزیر هم در پاسخ مطالبی بیان داشت و کلنگ نقره ای به دست رضاخان داد و او هم بر زمین زد که طبق نقشه محل ایستگاه راه مرکزی راه آهن شروع به ساختمان گردد.
زیر ساخت های شبکه راه آهن از ۲۳ مهر آغاز شد و تکمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید. هزینه آن عمدتا از محل مالیات ویژه ای که بر چای و قند و شکر، دو قلم حیاتی در غذای روزانه (نان و پنیر و چای) مردم بسته شد و کسری آن نیز از طریق وام های بانکی و اعتبارات دولتی تأمین می شد. مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج فارس، می بایستی با در نظر گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد، زیرا دستیابی به مناطق سکنی اقوام و عشایر ناآرام را بسیار آسان تر می ساخت. در حقیقت احتمال دارد که رضاشاه هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشگرکشی می کرد، به این فکر افتاده باشد.
افسوس رضاشاه از نابود نکردن راه آهن
رضاشاه در اواخر حکومتش از آلمانی ها طرفداری می کرد. او تصور می کرد که آلمان قدرتمند می تواند با شکست روس و انگلیس اولا دو دشمن دیرینه ایران را سرکوب کند و ثانیا ایران را به عنوان یک متحد در بخشی از این پیروزی شریک کند، اما او نمی دانست که همین راه آهن زمینه شکست آلمان و تبعید او از کشور را فراهم می سازد. چنانکه پس از تبعید، از اینکه بنا ها و تاسیسات راه آهن را تخریب نکرده بود، تأسف می خورد.
ملکه مادر در خاطراتش می نویسد: «یادم هست که رضا دو سه روز بعد از اشغال ایران به من گفت: تاجی جان ما خبط (اشتباه) بزرگی کردیم که پل ورسک را منهدم نساختیم، ما باید ازهمان اواسط مرداد ماه که زمزمه حمله به ایران را شنیده بودم، اقدام به نابود کردن راه آهن می کردیم. رضا تا پایان عمر همیشه غبطه می خورد که چرا پل ورسک را، خراب نکرده و راه متفقین را نبسته است.
#راهآهن
#رضاشاه
#انگلستان
#احمدشاه
@NucLeader
|نیوکلیدر|
ادامه 👆🏻 به مناسبت تصویب لایحه تاسیس راهآهن سراسری غربی- شرقی یا شمالی- جنوبی؟ در سال ۱۹۱۲ برابر با ۱۲۹۱ شمسی که در مجلس عوام انگلستان گفت وگو بر سر مساله راه آهن سراسری ایران به میان آمد، لرد کتر زین، نایب السلطنه هندوستان که بعد ها به عنوان وزیر خارجه…
علاقه رضا خان به آلمانیها قابل کتمان نیست، اما از طرفی غربیها این رو بهانهای برای حمله و اشغال ایران میکنند که بهانه گزافی بیش نیست و در جای خود میشود به رد ادعای آنها پرداخت.
✍️ موضع انفعالی
به گمانم ما باید قدردان آن ظاهرا کارمند قابلمه به دست آرشیو صداوسیما باشیم که فیلمها را در قابلمه غذای خود میریخت و بیرون میبرد تا سر از #من_و_تو دربیاورد. اگرنه هنوز بعد از چهل سال وقت سالگرد پیروزی انقلاب نهایتا به «شا با فرحش در رفت» صداگذاری شده و «مدتی است احساس خستگی میکنم» و «ایران ایران ایران» رضا رویگری دهه فجر را به پایان ببریم، اما از قضا از آن اتفاق تا امروز دست تقدیر این لطف را به ما داشت که سازمان فخیمه کمی هم سر کیسه را برای تلویزیون خودمان شل کند و ما هم چند تصویر جدید ببینیم.
صداوسیما همیشه در موضع انفعال بوده، هست و خواهد بود و اصولا چون مسئولین فرهنگی و رسانهای ما تنبلند و تمایل به فکر کردن ندارند، ترجیح میدهند روی صندلی تکیه کنند تا وقتی که مجبور باشند یک تکانی به خود بدهند. از همین باب آن تکانهها هم اگر به میل خودشان باشد خیلی اتفاق خاصی نخواهد بود، اما در این بین هستند بچه حزباللهیهایی که کار خوبی تولید میکنند تا نفهمیهای آن تکیه دهندگان بر مناصب را جبران کنند.
موضع انفعالی رسانههای ما خصوصا صداوسیما نمونههای متعددی دارد که آخرینش فیلمی بود که قریب یک سال پیش از مجلس شورای خبرگان و جلسه انتخاب رهبری پخش شد. سوای اینکه چه کسی این فیلم را به انتشار دهنده داده بود و سوای اینکه این فیلم و برخی فیلمهای دیگر با کلی نامه و رابطه در اختیار داخلیها قرار نمیگیرد، شبههای انداخته شد و بیبیسی در آن موقعیت بهترین استفاده را کرد تا وانمود کند که رهبر معظم انقلاب موقتی انتخاب شدهاند و نظام این را مخفی کرده است.
این روزها اما مستند #روایت_رهبری از تلویزیون پخش شد که خیلی خوب پاسخ این شبهه را داد. تصاویری را برای اولین بار پخش کرد و علاوهبر بیبیسی، جواب «یحرفون الکلم»هایی چون «جعفر شیرعلینیا» که اساسا منکر صحبتهای آقای «محمدی گیلانی» در آن جلسه میشدند را هم داد. خدا به سازندهاش آقای نقویان سلامتی و توفیق بیشتر بدهد.
اما مسئله چیست؟ مسئله این است که این نفهمی و بیشعوری تمام نمیشود. به عنوان مثال گروهها و افرادی را میشناسم که تمایل داشتند درباره «قتلهای زنجیرهای» کاری تولید کنند، اما از ترس آنکه عبادها و دیگران جانشان را نگیرند و از ترس تماسهای تلفنی تهدیدآمیزی که به آنها شده و در گیرودار مصلحتاندیشیها و حماقت دوستان بیخیال شدهاند تا روزی که نوبت بیبیسی شود، شبههای مطرح کند، نظام را گوشه رینگ ببرد و حسابی کتک بزند تا آقایان دوباره احساس کنند وظیفه دارند #پاسخ_به_شبهه بدهند و مثل همیشه در #موضع_انفعال قرار بگیرند.
@NucLeader
به گمانم ما باید قدردان آن ظاهرا کارمند قابلمه به دست آرشیو صداوسیما باشیم که فیلمها را در قابلمه غذای خود میریخت و بیرون میبرد تا سر از #من_و_تو دربیاورد. اگرنه هنوز بعد از چهل سال وقت سالگرد پیروزی انقلاب نهایتا به «شا با فرحش در رفت» صداگذاری شده و «مدتی است احساس خستگی میکنم» و «ایران ایران ایران» رضا رویگری دهه فجر را به پایان ببریم، اما از قضا از آن اتفاق تا امروز دست تقدیر این لطف را به ما داشت که سازمان فخیمه کمی هم سر کیسه را برای تلویزیون خودمان شل کند و ما هم چند تصویر جدید ببینیم.
صداوسیما همیشه در موضع انفعال بوده، هست و خواهد بود و اصولا چون مسئولین فرهنگی و رسانهای ما تنبلند و تمایل به فکر کردن ندارند، ترجیح میدهند روی صندلی تکیه کنند تا وقتی که مجبور باشند یک تکانی به خود بدهند. از همین باب آن تکانهها هم اگر به میل خودشان باشد خیلی اتفاق خاصی نخواهد بود، اما در این بین هستند بچه حزباللهیهایی که کار خوبی تولید میکنند تا نفهمیهای آن تکیه دهندگان بر مناصب را جبران کنند.
موضع انفعالی رسانههای ما خصوصا صداوسیما نمونههای متعددی دارد که آخرینش فیلمی بود که قریب یک سال پیش از مجلس شورای خبرگان و جلسه انتخاب رهبری پخش شد. سوای اینکه چه کسی این فیلم را به انتشار دهنده داده بود و سوای اینکه این فیلم و برخی فیلمهای دیگر با کلی نامه و رابطه در اختیار داخلیها قرار نمیگیرد، شبههای انداخته شد و بیبیسی در آن موقعیت بهترین استفاده را کرد تا وانمود کند که رهبر معظم انقلاب موقتی انتخاب شدهاند و نظام این را مخفی کرده است.
این روزها اما مستند #روایت_رهبری از تلویزیون پخش شد که خیلی خوب پاسخ این شبهه را داد. تصاویری را برای اولین بار پخش کرد و علاوهبر بیبیسی، جواب «یحرفون الکلم»هایی چون «جعفر شیرعلینیا» که اساسا منکر صحبتهای آقای «محمدی گیلانی» در آن جلسه میشدند را هم داد. خدا به سازندهاش آقای نقویان سلامتی و توفیق بیشتر بدهد.
اما مسئله چیست؟ مسئله این است که این نفهمی و بیشعوری تمام نمیشود. به عنوان مثال گروهها و افرادی را میشناسم که تمایل داشتند درباره «قتلهای زنجیرهای» کاری تولید کنند، اما از ترس آنکه عبادها و دیگران جانشان را نگیرند و از ترس تماسهای تلفنی تهدیدآمیزی که به آنها شده و در گیرودار مصلحتاندیشیها و حماقت دوستان بیخیال شدهاند تا روزی که نوبت بیبیسی شود، شبههای مطرح کند، نظام را گوشه رینگ ببرد و حسابی کتک بزند تا آقایان دوباره احساس کنند وظیفه دارند #پاسخ_به_شبهه بدهند و مثل همیشه در #موضع_انفعال قرار بگیرند.
@NucLeader
|نیوکلیدر|
✍️ موضع انفعالی به گمانم ما باید قدردان آن ظاهرا کارمند قابلمه به دست آرشیو صداوسیما باشیم که فیلمها را در قابلمه غذای خود میریخت و بیرون میبرد تا سر از #من_و_تو دربیاورد. اگرنه هنوز بعد از چهل سال وقت سالگرد پیروزی انقلاب نهایتا به «شا با فرحش در رفت»…
سلام علیکم.
یکبار دیگه صحبت آقای شیرعلینیا رو درباره آقای گیلانی دیدم. ایشون تو کانالشون نوشتند که آقای گیلانی یک روز قبل از عزل آقای منتظری دیدار نداشته، درحالیکه خود آقای گیلانی تو جلسه خبرگان میگن دیدار کردند.
تصور بنده این بود که آقای شیرعلینیا صحبت آقای گیلانی تو خبرگان رو میگن که الان نگاه کردم دیدم صحبت ایشون درباره دیدار با امام بوده نه ویدیو.
موضوع بحث چیز دیگری بوده و بنده برداشت اشتباهی کردم.
تصحیح میکنم🙏
@NucLeader
یکبار دیگه صحبت آقای شیرعلینیا رو درباره آقای گیلانی دیدم. ایشون تو کانالشون نوشتند که آقای گیلانی یک روز قبل از عزل آقای منتظری دیدار نداشته، درحالیکه خود آقای گیلانی تو جلسه خبرگان میگن دیدار کردند.
تصور بنده این بود که آقای شیرعلینیا صحبت آقای گیلانی تو خبرگان رو میگن که الان نگاه کردم دیدم صحبت ایشون درباره دیدار با امام بوده نه ویدیو.
موضوع بحث چیز دیگری بوده و بنده برداشت اشتباهی کردم.
تصحیح میکنم🙏
@NucLeader
الان محمدجواد لاریجانی داره خودشو گرم میکنه 😂😂
@NucLeader
@NucLeader
|نیوکلیدر|
الان محمدجواد لاریجانی داره خودشو گرم میکنه 😂😂 @NucLeader
اصولا مدتهاست در مورد خیلی اتفاقات مثل همین استعفای وزیر امور خارجه چیزی نمینویسم.
دلایلی دارد؛ یکیش این است که در مورد اینجور وقایع آدمهای زیادی هستند که بنویسند، دوم اینکه عمدتا تا جوانب واقعه مشخص شود طول میکشد و خوب نیست نیمچه ایمان و تقوایی که داریم و نداریم را بر باد شنیدهها بدهیم. سوم اینکه سعیم این بوده بیشتر سراغ فرهنگ بروم، اگرچه اصولا هیچوقت از سیاست هم فاصله نگرفتم و نهایتا اینکه قرار نبوده به همه وقایع واکنش نشان بدهم.
اگرچه این روش با سبک رایج شبکههای اجتماعی که واکنش به پدیدههای مختلف است سازگار نیست و از دید بسیاری بیفایده است.
اما بعد
این مورد هم از آن اتفافاتی است که بدم نمیآید در موردش بنویسم. اما نه فعلا که مغشوش است.
@NucLeader
دلایلی دارد؛ یکیش این است که در مورد اینجور وقایع آدمهای زیادی هستند که بنویسند، دوم اینکه عمدتا تا جوانب واقعه مشخص شود طول میکشد و خوب نیست نیمچه ایمان و تقوایی که داریم و نداریم را بر باد شنیدهها بدهیم. سوم اینکه سعیم این بوده بیشتر سراغ فرهنگ بروم، اگرچه اصولا هیچوقت از سیاست هم فاصله نگرفتم و نهایتا اینکه قرار نبوده به همه وقایع واکنش نشان بدهم.
اگرچه این روش با سبک رایج شبکههای اجتماعی که واکنش به پدیدههای مختلف است سازگار نیست و از دید بسیاری بیفایده است.
اما بعد
این مورد هم از آن اتفافاتی است که بدم نمیآید در موردش بنویسم. اما نه فعلا که مغشوش است.
@NucLeader
به نظرم حالا میشود نوشت که قبول نکردن استعفا و بازگشت ظریف در دیدار با نخستوزیر ارمنستان بعد از چند ساعت از آن نمایش دیروز هدف موفقی داشت که تحتالشعاع قرار دادن دیدار رهبری با بشار اسد بود.
لیبرالها یکبار دیگر در خدمت به آمریکا و زدن جبهه مقاومت موفق ظاهر شدند.
اما مکر خدا بالاتر است و این را یقین دارم خواهیم دید.
@NucLeader
لیبرالها یکبار دیگر در خدمت به آمریکا و زدن جبهه مقاومت موفق ظاهر شدند.
اما مکر خدا بالاتر است و این را یقین دارم خواهیم دید.
@NucLeader
|نیوکلیدر|
تیزری که برای مراسم اولین سالگرد شهادت شهید سعید انصاری تولید شد. 👇👇
امروز خبردار شدم پیکر مطهر این شهید عزیز پیدا شده و فردا ساعت 15 از معراجالشهداء تهران تشییع خواهد شد.
شادی روحش صلوات.
@NucLeader
شادی روحش صلوات.
@NucLeader
|نیوکلیدر|
160 روز دیگه قوه قضائیه خبر انتصاب مجازی رئیسی رو رسمی میکنه تا هم خودش رو بیش از پیش مضحکه کنه هم جمهوری اسلامی رو برای مردم و هم نشون بده رسانه در قوه قضائیه اندازه سر سوزنی ارزش نداره. ضمن اینکه یه سری هم هستن که از این کُدهای زودهنگام تو شبکههای مجازی…
😊
حتما در این مدت توییت یا استوریهایی دیدید مبنی بر اینکه: «توقعتان از رییس جدید قوه قضائیه چیست»؟
داشتن توقع از مسئولین به نظرم بیفایدهترین کاری است که میشود کرد، چون بعید میدانم اتفاق خاصی بیفتد، اما اگر آقای رئیسی آنچنان که در انتخابات میگفت و آنچنان که در آستان قدس نشان داد، واقعا بخواهد کار کند و مثل مفلسین و بیهمیتهای فعلی نباشد، مهمترین اقداماتش یکی باید روی رسانه قوه قضائیه باشد که هم به وسیله آن شفافیت ایجاد کند و هم مثل رییس فعلی و دوستانش گمان نکند صدور حکم درباره مجرمین بدون کار رسانهای باعث اقناع مردم خواهد شد.
کار بعدی هم طبیعتا میشود برخورد با دانه درشتهای واقعی که باز بعید میدانم در خانواده هزار فامیل مسئولین کشور اتفاقی بیفتد، اما جز این راه یعنی برخورد قاطع قوه قضائیه با مفسدین حقیقی از برادر مسئولین بالادستی تا قاضیهای فاسد، راه دیگری برای ایجاد عدالت در جامعه نمیبینم.
باشد که روزی به این پیام خود نخندیم و از بابت تغییرات مهم در قوهای که امروز بیشتر دنبال برادربازی است، ابراز خوشحالی کنیم.
@NucLeader
حتما در این مدت توییت یا استوریهایی دیدید مبنی بر اینکه: «توقعتان از رییس جدید قوه قضائیه چیست»؟
داشتن توقع از مسئولین به نظرم بیفایدهترین کاری است که میشود کرد، چون بعید میدانم اتفاق خاصی بیفتد، اما اگر آقای رئیسی آنچنان که در انتخابات میگفت و آنچنان که در آستان قدس نشان داد، واقعا بخواهد کار کند و مثل مفلسین و بیهمیتهای فعلی نباشد، مهمترین اقداماتش یکی باید روی رسانه قوه قضائیه باشد که هم به وسیله آن شفافیت ایجاد کند و هم مثل رییس فعلی و دوستانش گمان نکند صدور حکم درباره مجرمین بدون کار رسانهای باعث اقناع مردم خواهد شد.
کار بعدی هم طبیعتا میشود برخورد با دانه درشتهای واقعی که باز بعید میدانم در خانواده هزار فامیل مسئولین کشور اتفاقی بیفتد، اما جز این راه یعنی برخورد قاطع قوه قضائیه با مفسدین حقیقی از برادر مسئولین بالادستی تا قاضیهای فاسد، راه دیگری برای ایجاد عدالت در جامعه نمیبینم.
باشد که روزی به این پیام خود نخندیم و از بابت تغییرات مهم در قوهای که امروز بیشتر دنبال برادربازی است، ابراز خوشحالی کنیم.
@NucLeader
Forwarded from خبرگزاری فارس
حجّتالاسلام والمسلمین رئیسی به ریاست قوه قضائیه منصوب شد
🔹حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید ابراهیم رئیسی را به ریاست قوهی قضائیه منصوب کردند.
🔹رهبر انقلاب اسلامی در این حکم با تأکید بر لزوم تحول در قوه قضائیه و آغاز پرقدرت دوران جدیدی که زیبنده گام دوم انقلاب باشد، از فقاهت، دانش، تجربه، سلامت، امانت و کارآمدی حجت الاسلام و المسلمین رئیسی در مقاطع گوناگون خدمت و سوابق طولانی ایشان در قوه قضائیه و آشنایی کامل با همه زوایای آن، به عنوان دلایل این انتخاب یاد، و در ادامه هشت توصیه مهم خطاب به رئیس جدید قوه قضائیه بیان کردند.
📝متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید ابراهیم رئیسی دامت برکاته
🔹آغاز دههی پنجم انقلاب و گذشت چهل سال از تشکیل دادگستریِ مبتنی بر فقه و حقوق اسلامی، ایجاب میکند که با تکیه بر تجربهها و دستاوردها و رهنمودهای انباشته در این نصاب زمانی، تحوّلی متناسب با نیازها و پیشرفتها و تنگناها در قوهی قضائیه صورت گیرد و دستگاه عدالت با نَفَسی تازه و انگیزهئی مضاعف و نظم و تدبیری حکمتآمیز، دوران جدیدی را که زیبندهی گام دوم انقلاب است، با قدرت و جدیت آغاز کند.
🔹اینجانب برای تحقق این مقصود حیاتی، جنابعالی را برگزیدهام که دارای سوابق طولانی در سطوح مختلف قوهی قضائیه و آشنا با همهی زوایای آن میباشید و از طرفی در کنار فقاهت از تحصیلات حقوقی و دانش و تجربه در این عرصه مهم برخوردارید، و سلامت و امانت و کارآمدی خود را در مقاطع گوناگون خدمت نشان دادهاید.
🔹سند تحول قضائی پیشنهادی جنابعالی را ملاحظه کردم. بر اساس مشورتها و نظرات کارشناسی، آنرا مفید و کارساز میدانم. با این حال چند نکته را مؤکداً به جنابعالی سفارش میکنم.
🔹نخست آنکه برای همهی فصول این سند و بندهای ذیل آنها، زمان تعیین کنید و خود و همکارانتان را بر پایبندی به سرآمد برنامه الزام نمائید. در زمانبندیها نه عجله و نه مماطله نباید راه داده شود.
🔹دوم آنکه در همهی فصول تحول، مردمی بودن و انقلابی بودن و ضد فساد بودن را رعایت کنید.
🔹سوم آنکه عنصر نیروی انسانی صالح را در رأس عوامل تحول و پیشرفت قوه بدانید. سلامت قضات و پاکیِ دامن آنان از هر گونه فساد، شرط لازم و اوّل برای همه توفیقات شما است. در ریشهکنی فساد از درون قوه که مایهی مباهات شما و سرافرازی اکثریت قضات دادگاهها و دادسراها است، هیچ تردید و درنگ نکنید.
🔹چهارم آنکه گسترش عدل و احیاء حقوق عامه و آزادیهای مشروع و نظارت بر اِعمال قانون را که در شمار هدفهای قوه قضائیه در قانون اساسی است در رأس برنامهها قرار دهید. این موجب اعتماد مردم و دلگرمی آنان به قوه قضائیه در حوادث و منازعات خواهد شد.
🔹پنجم آنکه در برخورد قضائی ملاحظهی این و آن را نکنید.
🔹ششم آنکه از جوانان صالح و انقلابی و فاضل در مسؤولیتهای قوه استفاده کنید.
🔹هفتم آنکه قاضی و دادگاه را عزیز بدارید. احساس عزت و شرافت در قاضی، سدّ محکمی در برابر انگیزهها و عوامل نفوذ و انحراف است.
🔹هشتم آنکه همکاری با قوای مجریه و مقننه و همافزایی با آنان را که سفارش همیشگی اینجانب است در نظر داشته باشید. آنان نیز موظف به همراهی و همکاری با شمایند.
🔹در پایان لازم میدانم از آیت الله آملی بخاطر تلاشهای ارزشمندشان تشکر و قدردانی کنم و برای توفیق کامل جنابعالی و همکارانتان دست دعا و توسل به درگاه ربوبی بلند کنم و توجهات و دعای حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را مسألت نمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سید علی خامنهای
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
@Farsna
🔹حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید ابراهیم رئیسی را به ریاست قوهی قضائیه منصوب کردند.
🔹رهبر انقلاب اسلامی در این حکم با تأکید بر لزوم تحول در قوه قضائیه و آغاز پرقدرت دوران جدیدی که زیبنده گام دوم انقلاب باشد، از فقاهت، دانش، تجربه، سلامت، امانت و کارآمدی حجت الاسلام و المسلمین رئیسی در مقاطع گوناگون خدمت و سوابق طولانی ایشان در قوه قضائیه و آشنایی کامل با همه زوایای آن، به عنوان دلایل این انتخاب یاد، و در ادامه هشت توصیه مهم خطاب به رئیس جدید قوه قضائیه بیان کردند.
📝متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید ابراهیم رئیسی دامت برکاته
🔹آغاز دههی پنجم انقلاب و گذشت چهل سال از تشکیل دادگستریِ مبتنی بر فقه و حقوق اسلامی، ایجاب میکند که با تکیه بر تجربهها و دستاوردها و رهنمودهای انباشته در این نصاب زمانی، تحوّلی متناسب با نیازها و پیشرفتها و تنگناها در قوهی قضائیه صورت گیرد و دستگاه عدالت با نَفَسی تازه و انگیزهئی مضاعف و نظم و تدبیری حکمتآمیز، دوران جدیدی را که زیبندهی گام دوم انقلاب است، با قدرت و جدیت آغاز کند.
🔹اینجانب برای تحقق این مقصود حیاتی، جنابعالی را برگزیدهام که دارای سوابق طولانی در سطوح مختلف قوهی قضائیه و آشنا با همهی زوایای آن میباشید و از طرفی در کنار فقاهت از تحصیلات حقوقی و دانش و تجربه در این عرصه مهم برخوردارید، و سلامت و امانت و کارآمدی خود را در مقاطع گوناگون خدمت نشان دادهاید.
🔹سند تحول قضائی پیشنهادی جنابعالی را ملاحظه کردم. بر اساس مشورتها و نظرات کارشناسی، آنرا مفید و کارساز میدانم. با این حال چند نکته را مؤکداً به جنابعالی سفارش میکنم.
🔹نخست آنکه برای همهی فصول این سند و بندهای ذیل آنها، زمان تعیین کنید و خود و همکارانتان را بر پایبندی به سرآمد برنامه الزام نمائید. در زمانبندیها نه عجله و نه مماطله نباید راه داده شود.
🔹دوم آنکه در همهی فصول تحول، مردمی بودن و انقلابی بودن و ضد فساد بودن را رعایت کنید.
🔹سوم آنکه عنصر نیروی انسانی صالح را در رأس عوامل تحول و پیشرفت قوه بدانید. سلامت قضات و پاکیِ دامن آنان از هر گونه فساد، شرط لازم و اوّل برای همه توفیقات شما است. در ریشهکنی فساد از درون قوه که مایهی مباهات شما و سرافرازی اکثریت قضات دادگاهها و دادسراها است، هیچ تردید و درنگ نکنید.
🔹چهارم آنکه گسترش عدل و احیاء حقوق عامه و آزادیهای مشروع و نظارت بر اِعمال قانون را که در شمار هدفهای قوه قضائیه در قانون اساسی است در رأس برنامهها قرار دهید. این موجب اعتماد مردم و دلگرمی آنان به قوه قضائیه در حوادث و منازعات خواهد شد.
🔹پنجم آنکه در برخورد قضائی ملاحظهی این و آن را نکنید.
🔹ششم آنکه از جوانان صالح و انقلابی و فاضل در مسؤولیتهای قوه استفاده کنید.
🔹هفتم آنکه قاضی و دادگاه را عزیز بدارید. احساس عزت و شرافت در قاضی، سدّ محکمی در برابر انگیزهها و عوامل نفوذ و انحراف است.
🔹هشتم آنکه همکاری با قوای مجریه و مقننه و همافزایی با آنان را که سفارش همیشگی اینجانب است در نظر داشته باشید. آنان نیز موظف به همراهی و همکاری با شمایند.
🔹در پایان لازم میدانم از آیت الله آملی بخاطر تلاشهای ارزشمندشان تشکر و قدردانی کنم و برای توفیق کامل جنابعالی و همکارانتان دست دعا و توسل به درگاه ربوبی بلند کنم و توجهات و دعای حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را مسألت نمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سید علی خامنهای
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
@Farsna