|نیوک‌لیدر|
456 subscribers
2.42K photos
630 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
#ماجرای_نیمروز؛ ردخون

وقتی میری حالت خوب شه و با حال بد برمی‌گردی خونه.
اگر حوصله‌ای بود می‌نویسم...
@NucLeader
✍️ یادداشتی درباره فیلم «جمشیدیه» ساخته «یلدا جبلی»

گره داستان تقلیدی مشابه از فیلم «بدون تاریح، بدون امضاء» است؛ قطعی نبودن اتفاقی که منجر به مرگ می‌شود.

یک بار دیگر قصاص و قصه تکراری آن در سینما. یک قاتل از یک خانواده مرفه و پولدار، یک مقتول از خانواده بدبخت جنوب‌شهری، چند آدم کول و بافرهنگ که دنبال رهایی شخصیت اصلی فیلم از اعدام‌اند، پسر و دختر مقتول که اکوان دیو‌اند و همسری که سوی دیگری است.

در اینگونه فیلم‌ها کافی است شما چند صحنه از استرس قاتل، زمین خوردن، عدم توانایی در راه رفتن، هذیان‌گویی و در مقابل چند صحنه از وحشی‌گری، خون‌خواهی و خوی انتقام‌گیری در خانواده مقتول را دراماتیزه کنید. این را می‌شود هزار بار ساخت و سخت نیست!

در جمشیدیه همه چیز نسبی است. قاتل بودن، عمدی بودن قتل، قانون، جرم، آدم بودن و هر چیز دیگری می‌تواند نسبی باشد. دلیل کشته شدن مقتول قطعی نیست، دلیل کشتن قاتل مشخص نیست، قانون می‌رسد، اما تاوانش را آدم‌ها پس می‌دهند. قاتل‌ها اکثرا مجرم نیستند و تنها شدت عملشان با هم تفاوت دارد. قاتل حتی می‌تواند زنی باشد که به همسرش می‌گوید کسی را در خیابان نزن!
سینما نسبیت‌انگار می‌شود، چون نمی‌خواهد قاطعانه حرف بزند، نمی‌خواهد راه بگشاید،‌نمی‌خواهد به تعبیر امروز قضاوت شود، ولی درباره همه چیز قضاوت می‌کند!

سینما، سینما است، نه چیزی جز آن. اگر قصد دارید سخنرانی کنید، لطفا با موبایلتان یک فیلم کوتاه بگیرید، سخنرانی کنید و بیانیه بدهید. چطور می‌شود که سخن گفتن از آرمان در فیلم‌های سینمایی می‌شود «شعار»، اما سخنرانی پشت تریبون دادگاه قوه‌قضائیه را فیلم می‌گویند. اگر خواستید بیانیه بدهید، صحن علنی دادگاهی که قرار است حکم اعدام یا آزادی کسی را بدهد، به سخنرانی فمینیستی افراطی تبدیل نکنید.

#جمشیدیه
@NucLeader
شب بود و كوير كوفه در پرگار
صد بام پر از شگوفه در پرگار
اين حلقه ننگ، تنگ‌تر می‌شد
دامان زمين ز ننگ، تر می‌شد
ناگاه زمين ستاره باران شد
رعدی زد و آتشی نمايان شد
از چله غيب آرشی آمد
پيری، شيری، كمان‌كشی آمد
پيری كه دلش جوان‌تر از ما بود
بر ما هم مهربان‌تر از ما بود

@NucLeader
✍️ سلامی نو به کهنه‌های فیلم‌فارسی
یادداشتی درباره فیلم «درخونگاه»

«سیاوش اسعدی» دست خود را در انبان تاریخ سینمای ایران کرده و چیزی بیرون آورده که جز «فیلم‌فارسی» نیست. غیرت سینماگران و مدیران فرهنگی که وجود ندارد، اما اگر آقای کارگردان از مردم نمی‌ترسید، صحنه‌های جنسی سینمای قبل از انقلاب را هم روی پرده سینما می‌ریخت تا از رقبای چهل سال پیشش چیزی کم نداشته باشد.

«درخونگاه» اگرچه به «مسعود کیمیایی» تبدیل شده و سعی کرده تا مقلد سینمای کارگردان فیلم‌های جرم و گوزن باشد، اما حتی در تقلید هم موفق نیست. کیمیایی خوب دیالوگ می‌گوید، اما اسعدی یک مشت حرف ضدجنگ را که فقط به دهان شبه‌روشنفکرهای بالاشهرنشین و خمیازه‌کشان مفلوک که موقع جنگ فقط سر در بطری مشروب داشتند می‌نشیند، اینجا آورده و در بین آدم‌های جنوب‌شهری گنجانده است. کیمیایی رفیق‌بازی را خوب بلد است، اما اسعدی حتی همین را هم بلد نیست و خیانت را در قاب رفاقت می‌بینیم.

در خونگاه یک فیلم نوآر است و ویژگی‌های سبکی این ژانر از زمین باران خورده و خیس، خیابان‌های تاریک و دخمه‌های سیاه، تقدیر محتومی که در سرنوشت شخصیت اصلی داستان نوشته شده و قابل تغییر نیست و نهایتا سرگشتگی، سرخوردگی و اضمحلال شخصیت قهرمان فیلم -که قهرمان نیست- را درخود دارد. فیلم نوآری در بستر سال هفتاد که جز چند ماشین پیکان، یک کیوسک تلفن و چند نوشابه شیشه‌ای هیچ چیز دیگری از فضای زمانی فیلم را به ما نمایش نمی‌دهد.
فیلم آنقدر از واقعیت دور است که ما مدام نمای از بالای کوچه‌های آذین‌بندی شده با پرچم ایران را می‌بینیم که به تناسب دیالوگ‌ها ایرانی را روایت می‌کند که تنها سه سال از جنگ رها شده و هنوز دسته دسته شهید می‌آورند، اما همین نما از جنوب‌شهر هیچ تناسبی با دیالوگ‌های ضدجنگ خانواده ندارند. خانواده‌ای که هیچ نیست. نه پدر سالمی دارد، نه مادر درستی. نه برادر طرز آدمیزاد است و نه خواهر جز خوابیدن و مخفی‌کاری‌های بی‌مفهوم کاری بلد است. برادران دوقلوی خانواده 8 سال پیش یکی به جنگ رفته و دیگر برنگشته و دیگری به ژاپن رفته و بعد از یکسال بی‌خبری بازگشته است. بازگشتی ناامید کننده و ویرانگر.

آنچه از حضور «روسپی بامعرفت» و نمایش سخیف اروتیکش و یک دیستوپیای درون خانوادگی این فیلم را بدتر کرده است، دیدی است که کارگردان نسبت به زوال جامعه درون فیلم دارد. جامعه‌ای که تنها سه سال جنگ را پشت‌سر گذاشته است، اما گویی نسبتش همان نسبتی است که آدم‌های درگیر جنگ جهانی اول داشته‌اند. کاش آقای کارگردان می‌دانست که ایرانی مسلمان آن هم در ان دهه پر از حس مقاومت و کنشگری است و این همه انفعال تنها از ذهن خسته و مفلوک یک روشنفکر برمی‌آید.

#جشنواره_فجر
#درخونگاه
@NucLeader
در ارتباط با یادداشت
👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥سیاوش اسعدی کارگردان فیلم سینمایی درخونگاه در نشست خبری این فیلم گفت: دستاورد ۸ سال جنگ ما چه بود!؟
fna.ir/brdrvd
@Farsna
|نیوک‌لیدر| pinned «✍️ سلامی نو به کهنه‌های فیلم‌فارسی یادداشتی درباره فیلم «درخونگاه» «سیاوش اسعدی» دست خود را در انبان تاریخ سینمای ایران کرده و چیزی بیرون آورده که جز «فیلم‌فارسی» نیست. غیرت سینماگران و مدیران فرهنگی که وجود ندارد، اما اگر آقای کارگردان از مردم نمی‌ترسید،…»
روزها،
حکومت نظامی عقل است
اما شب ها
در خواب
مردم دلم علیه عقل تظاهرات می کنند
و شعار "یا مرگ یا تو" را سر می دهند
لعنت به این حکومت دیکتاتوری عقل
که حتی یک پارلمان فرمایشی هم ندارد
و یک انتخابات نمایشی هم ندارد
که حداقل گاهی اسم تو مطرح شود
تویی که کاندید اصلح دلم هستی
اصلا نیازی به انتخابات نیست
تو رهبر کاریزماتیک جمهوری وجود من هستی
من به حکومت مطلقه تو رای می دهم
جمهوری عقلانی همان دیکتاتوری است
در من باید دل حکومت کند
به رهبری تو
باید آن قدر شب ها بیدار بمانم
تا عکس تو را در ماه ببینم
و آن قدر نام تو را فریاد بزنم
تا عقل به بهانه بیماری فرار کند
و مدتی بعد تو بیایی و در من انقلاب کنی
حکومت، حکومت توست
نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر!

#ح_الف_غریبه
وقتی به آدم‌هایی که تا دیروز با بی‌سیم و کفگیر و موتور عشق می‌کردن دوربین بدید و امکان پخش، میشه #دیدن_این_فیلم_جرم_است.

بیش از این پرداختن به فیلم جفا در حق نظامه و ارزش هم نداره!
@NucLeader
ایام عزای حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بر همه ما تسلیت باد.
⭕️ نقد تحلیلی و نقد قاره‌‌ای

در سنت فلسفی غرب از زمان کانت به بعد کم‌کم دو نحله متفاوت فلسفی با دو نگرش متفاوت به موضوعات فلسفی در اروپای دوران روشنگری شکل می‌گیرد. یکی از تفاوت‌های مهم این دو گروه، نوع نگرش به سؤالات فلسفی است.

نگرش اول که بعدها فلسفه تحلیلی نامیده می‌شود سؤالی مانند«هنر چیست؟» را منتزع از تاریخ و بدون نگاه به سیاقی که این سؤال در آن مطرح شده می‌نگرد. این نگرش ابتدا تعریفی عمومی ازمسأله فلسفی را بیان می‌کند و با تحلیل کردن این تعریف، سعی در پیدا کردن تعریفی دقیق برای مسأله است.
در این نگرش فقط به مسأله از آن جهت که مسأله فلسفی است نگاه می‌شود.

نگرش دوم فلسفه قاره‌ای نامیده می‌شود. این نگرش مسأله فلسفی را داخل مسائل دیگر بشری یعنی تاریخ، اجتماع و... می‌بیند و می‌داند برای پاسخ دادن به یک مسئله فلسفی شرایط تاریخی، اجتماعی و... را باید در نظر گرفت، زیرا روح حاکم بر جامعه و تاریخ جزئی از جواب مسأله هستند.

مسائل فلسفی در جهانی کور و کر پدید نمی‌آیند که بخواهیم انها را منتزع از زمانه خودشان بررسی کنیم، بلکه جواب‌های فلسفی باید در بستر زمان نیز بررسی شود.

برای نقد آثار هنری نیز از چنین رویکردهایی می‌توانیم بهره ببریم. در نقد فیلم، یکبار منتقد فیلم را به ماهو فیلم نگاه می‌کند.

الان بحثی مبنی بر محتوا و فرم نداریم. فیلم در اینجا به معنای صنعت، هنر، رسانه است.
برای منتقد، فیلم و کنش فیلم مهم است. اینکه فیلم در چه زمانی و به چه موضوعاتی پرداخته، دغدغه منتقد نیست. منتقد دغدغه فیلم را دارد و مسئله اصلی‌اش فیلم است. او فیلم را بر نیازهای جامعه‌اش ترجیح می‌دهد.

بار دیگر منتقد فیلم را در منظومه سینما، تاریخ و اجتماع می‌بیند. در این نگرش، دغدغه اصلی منتقد، مردم و جامعه هستند و فیلم را به عنوان محصولی فرهنگی که بر جامعه‌ای انسانی اثر می‌گذارد، نگاه می‌کند.

از نظر این منتقدان فیلم بدلیل شرایط و ویژگی‌های خاصی که دارد تأثیری جدی بر روح مخاطب می‌گذارد، بنابراین بسیار مهم است که فیلم‌ها چه خوراک فکری را به مخاطب می‌دهند. همانگونه که هگل گفته است، برای برآورده کردن نیازهای جامعه ابتدا باید نیازهای جامعه راستی آزمایی شوند که آیا حقیقتا نیازهای اساسی هستند یا خیر؟
این منتقدان نیز معتقدند ابتدا باید اثرگذاری صحیح فیلم بر جامعه راستی آزمایی شود، آیا این مدل فیلم می‌تواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد یا خیر؟
اگر می تواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد، فیلم مطلوبی است. گونه اول منتقدین، منتقدینی تحلیلی هستند که فقط فیلم را تحلیل می‌کنند و گونه دوم منتقدان، منتقدان قاره‌ای هستند که فیلم را در منظومه سینما، تاریح و جامعه می‌انگارند.

لازم است این نکته گفته شود هنگامی که در مورد فیلم صحبت می‌کنیم منظورمان هر اثری که با دوربین فیلم‌برداری گرفته شده نیست، بلکه منظور ما فیلمی است که حداقل استانداردهای فیلم را دارا هستند.

#مردی_که_سیکل_هم_ندارد.
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی کوتاه از مواجهه جالب امام خمینی با آقای هاشمی رفسنجانی

@NucLeader
به لطف یزدان
بماند جاودان
جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷

@NucLeader
گوشت قربانی

فیلم‌ها بیانگر هیچ چیزی از جامعه نیستند و هیچ فیلمسازی در قبال جامعه خود هیچ مسئولیتی ندارد؛ این خلاصه‌ای از عملکرد فیلم‌های جشنواره فجر است.

کارگردان‌ها بیشتر توهمات خودشان از جامعه یا زیست خودشان در جامعه را به عنوان زیست اجتماعی جامعه ایران بر روی پرده سینما نشان می‌دهند. ما در این سینما با کارگردان‌هایی مواجه هستیم برای نشان دادن ارتباط جنسی بین دو نفر در فیلمشان، دست به ابتکارات خارق العاده‌ای می‌زنند، ابتکاراتی که اگر بدست هیو مارستون هیفنر می‌رسید، قطعا کارگردان فیلم را برای همکاری دعوت می‌کرد.

جامعه‌ای که این فیلم‌ها نشان می‌دهد یا در اوج خوشبختی هستند یا در اوج ذلت و خفت، اما هر دوی این جوامع در انحطاط اخلاقی اشتراک دارند. مردمان این فیلم‌ها به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیستند، آدم‌های دم‌غنیمتی هستند که فقط خوش می‌گذارنند. خیانت در این فیلم‌ها به وفور مشاهده می‌شود.

دسته دیگر فیلم‌های این سینما به عشقبازی درونی کارگردان می‌پردازد. کارگردانی که در توهم پرچم شیر و خورشید مانده یا در عشق ماشین‌های آمریکایی. این جامعه فیلم ساز کشور ایران است، جامعه‌ای که هیچ آرمانی ندارد، جز شهوات نفسانی خویش. جامعه‌ای پوچ و بوالهوس، جامعه‌ای که مردم خود را بیمار نشان می‌دهد تا بتواند نخل و خرسی برای خودش به ارمغان بیاورد و با همین مجسمه‌ها خودش را تبدیل به مجسمه‌ای برای مردمش کند.

عقاید و فرهنگ مردم در این سینما هیچ ارزشی ندارد، مردم گروهی هستند که در این جامعه فقط صورت مسئله‌ای برای گرفتن پول و جایزه هستند.
مردم قربانی این سینما هستند.

#مردی_که_سیکل_هم_ندارد
@NucLeader
بیست و سوم بهمن سال هشتاد و شش، خبر انفجاری در ساختمانی در محله کفرسوسه دمشق پیچید. هنوز کسی خوب نمی‌دانست آنکه شهید شده کیست. تا ساعت‌ها فقط خبر انفجار اعلام می‌شد و تصویری از فرد ترور شده دیده نمی‌شد. چند ساعت بعد اما عکسی منتشر شد و نامی که اسرائیل و آمریکا او را بسیار بهتر از دوستانش می‌شناختند؛ عماد مغنیه، فرمانده عملیاتی حزب‌الله.

@NucLeader
Forwarded from اقتباس
کودکان بنت‌جبیل، پیرهای صور و صیدا، جوانان بقاع و همه کوچه خیابان‌های مارون‌الرأس بوی تو را دارند حاج حسام خوشنویس، آقای حسن شاطری شهید.

سالروز شهادتت گرامی که هنوز نامت بغضمان را درمی‌آورد.

#شهید
#اقتباس
@Eghtebaas
📝 #یلدا_معیری نماد یک "اصلاح طلب واقعی"ست!
او دراوج اعتراضات باکمک یک کپسول آتش نشانی ویک خانم،یک عکس میسازدکه به جهان نشان دهد زنان ایرانی در دود ِ ناشی ازگاز اشک آور پرچمداراعتراضات علیه حکومتند

بعدازگرفتن جوایزبین المللی(توبره)،قراراست با لودادن ماجرای عکس ازآخور داخلی هم بخورد
شـهـــاب ® @ #tw
💠 @plus_news
Forwarded from حسین قاسمی
القا حمله نظامی امریکا با چه هدفی؟

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در مصاحبه با شبکه خبری آمریکایی ان بی سی(NBC) ، اظهار داشته است :


«همان کسانی که جنگ عراق را راه انداختند، به دبنال راه انداختن جنگی با ایران هستند و این کار، خودکشی خواهد بود. نمی‌گویم دولت دونالد ترامپ، بلکه می‌گویم برخی افراد در دولت ترامپ در تلاش برای آغاز چنین جنگی هستند که برای آنها همانند خودکشی خواهد بود.»


بنظر می رسد این مصاحبه آقای ظریف بیشتر کارکرد و مصرف داخلی دارد. خطر نزدیک بودن جنگ و حمله را دارد به جامعه القا می کند.

‏این مصاحبه این ذهنیت را ایجاد می کند که اگر تمکین نکنیم، مورد حمله قرار می گیریم و زندگی برایمان سیاه می شود.


از دهه۱۳۷۰ افراد یا باندهایی در برخی دستگاهها حضور داشتند که با انجام عملیات روانی، مسولین و مردم را وادار به کوتاه آمدن نمایند.
‏مثلا از طریق آدم‌هایشان در رسانه های خارجی، مطالبی منتشر می کردند که بزودی امریکا به ایران حمله خواهد کرد.
‏بعد همه این مطالب را که بعضا از طریق افراد وابسته به خود و با خط دهی آنها منتشر کرده بودند، جمع آوری و بولتن می نمودند و برای مسولین ارسال می شد.


https://twitter.com/hoseinghasemi57/status/1096568200265912320?s=21

@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
✍️ برنامه‌های استعدادیابی، راهی برای تحمیق مخاطبین
نویسنده: #مردی_که_سیکل_هم_ندارد

تصور بسیار اشتباه درباره تکنولوژی، تقلیل آن به ابزاری مانند چکش و انبر است. بشر مدرن قصد داشت توسط تکنولوژی بهشت آسمانی که ادیان وعده آن را داده بودند، روی همین زمین ایجاد کند. درست است که در ابتدا تکنولوژی ابزاری در دستان بشر برای تسخیر جهان بود، اما کمکم تکنولوژی پیشرفت میکند و پس از اختراع کامپیوتر دارای هوش مصنوعی میشود.

تکنولوژی از همان ابتدا فقط در جهت خاصی رافع نیازهای بشری بوده و انسان خوشحال از دستیابی به تکنولوژی، از این ویژگی مهم آن غفلت کردند. کمکم تکنولوژی فرهنگ جدیدی را بوجود آورد و در زندگی انسانی رسوخ کرد و حتی نمود هنری از خود بروز داد که سینما نامیده شد. پس از مدتی سینما رقیب جدیدی به نام تلویزیون پیدا کرد و تمام مردم میتوانستند از هنر تکنولوژیک بهرهمند شوند.
تکنولوژی برخاسته از فرهنگی بود که آن را بوجود آورده بود، هرچند که پس از مدتی بر روی فرهنگ پیرامونش تأثیرات جدی گذاشت. بنابراین برای استفاده از هنر تکنولوژیک، اعم از سینما یا تلویزیون، در جامعه‌ای که سیر فرهنگی مبدأ پدید آمدن تکنولوژی را طی نکرده بلکه دارای فرهنگ و تاریخ خاص خودش است، دو ویژگی جهتدار بودن تکنولوژی و برخاستگی از فرهنگ غربی بسیار حائز اهمیت است. برای جوامعی که خصایص فرهنگی خاص خودشان را دارند که آن خصیصه‌ها بعضا با ویژگی‌های فرهنگ غربی متناقض است، این دو ویژگی محدود کننده است و باید در ساخت برنامه‌ها، خصوصا برنامه‌های تلویزیونی به آن توجه کرد.

یکی از برنامه‌هایی که چندین سال است در اروپا و آمریکا آغاز شده، برنامه‌هایی با عنوان نمایش استعدادیابی است. مسابقاتی که در آن عده‌ای با اعمال و رفتارهای مختلفی که میدانند یا آن را تمرین کردهاند با نام استعداد به رقابت میپردازند تا یکنفر به عنوان قهرمان این مسابقات شناخته شود.
این ایده در جامعه‌های سرمایهدار ایجاد شده است، بنابراین اگر فرهنگی مخالف سرمایهداری است، نمیتواند از این ایدهها همانگونه که در تلویزیون‌های فرهنگ مبدأ استفاده شده، استفاده نماید و اگر هم بخواهد از این ایده با توجه به فرهنگ جامعه خودش استفاده کند، با احتمال بسیار قوی صورت و ساختار برنامه تلویزیونی با ساختار و صورت برنامه اصلی که از روی ایده آن کپیبرداری شده است، متفاوت خواهد بود.

برنامه‌های استعدادیابی در غرب برای ساکت کردن اعتراضات مردمی علیه نابسامانی‌های اجتماعی و فرهنگی است که نظام سرمایهداری ایجاد کرده است. این برنامهها برای مخاطبین و شرکتکنندگان مرهمی است بر فاصله طبقاتی که در جوامع خود مشاهده میکنند. برنامه استعدادیابی به مخاطبین خود القا میکند که اگر شما استعداد ویژه‌ای داشته باشید، میتوانید از منجلابی که در آن گرفتار هستید خارج شوید، این استعداد مهم نیست که چه چیزی است. فقط شما باید بهترین باشید.

شرکت کنندگان این برنامهها با امید رهایی از وضع نامطلوبی که در آن گرفتار هستند، اقدام به تمرین‌های زیاد میکنند و با آرمان که برنامه برای شرکت کنندگانش ایجاد کرده است، نسبت به جامعه خود کرخ میشوند. از طرف دیگر این برنامه‌های تلویزیونی برای مخاطبینش لحظات شاد را فراهم میکند که از نابسامانی‌های زندگانی خویش غافل شوند. ممکن است گفته شود مخاطبین شاد میشوند و این خوب است، در پاسخ باید گفت این شادی حاصل غفلت بشر از وضعی است که در آن زیست میکند، این شادی، شادی انفعالی است و باعث هیچ رشد و پیشرفتی در انسان نمیگردد.

متأسفانه در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برنامه‌هایی با همین رویه ایجاد شدهاند. یکی از این برنامهها کودکشو است، برنامه‌ای که باید از مسئولین و دست اندرکاران آن بخاطر کودک آزاری شکایت شود و برنامهای جدید به نام «عصر جدید» که از شبکه سوم پخش خواهد شد. برنامه عصر جدید نعل به نعل برنامه‌های استعدادیابی فرهنگ سرمایهداری است، فرهنگی که مقابل فرهنگی است که بر پایه¬ای آن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. چرا باید صداوسیمای کشور به سمت تزریق فرهنگ سرمایهداری برود؟ این جوابی است که مسئولان صدا سیما و تهیه کننده¬ی برنامه باید به آن پاسخ بدهند.

https://www.instagram.com/p/Bt5ZCy0FyVv/?utm
@NucLeader