مصاحبه دبیر کل حزبالله، سید حسن نصرالله با المیادین:
موشک غیر دقیق ممکن است به هر جا بخورد، اما نقطهزن یعنی با پنج متر خطا.
بگذارید یک شوخی کنم. اگر موشک نقطهزن داشته باشیم، وقتی بخواهیم تلآویو را بزنیم، فقط تلآویو را میزنیم، اما اگر موشک معمولی داشته باشیم، ممکن است شهرکهای صهیونیستی مورد اصابت قرار بگیرند!
مقاومت موشک نقطهزن دارد و به تعداد کافی هم دارد؛ طبق نیاز جنگ احتمالی.
هر جا را که لازم باشد میزنیم.
من ملزم نیستم که بگویم نقطهزن زیاد داریم که نتانیاهو اذیت شود اما به تعداد کافی در اختیار داریم.
@NucLeader
موشک غیر دقیق ممکن است به هر جا بخورد، اما نقطهزن یعنی با پنج متر خطا.
بگذارید یک شوخی کنم. اگر موشک نقطهزن داشته باشیم، وقتی بخواهیم تلآویو را بزنیم، فقط تلآویو را میزنیم، اما اگر موشک معمولی داشته باشیم، ممکن است شهرکهای صهیونیستی مورد اصابت قرار بگیرند!
مقاومت موشک نقطهزن دارد و به تعداد کافی هم دارد؛ طبق نیاز جنگ احتمالی.
هر جا را که لازم باشد میزنیم.
من ملزم نیستم که بگویم نقطهزن زیاد داریم که نتانیاهو اذیت شود اما به تعداد کافی در اختیار داریم.
@NucLeader
Forwarded from LIBANIRAN
سید حسن نصرالله: خداوند ۱۴۰۰ سال پیش به ما گفته است این ها فقط از پشت دیوار با ما خواهند جنگید، ما هم راه حلی برای این دیوارها پیدا کرده ایم و دیگر مشکل خاصی نیست.
مجری: مثلا چی؟
سید حسن نصرالله: البته که نخواهم گفت چطور، اما مثلا امروز در برنامه تلویزیونی دیدم موتورسیکلت هایی هستند که پرواز هم می کنند و برایم جالب بود....
✅ @libaniran
مجری: مثلا چی؟
سید حسن نصرالله: البته که نخواهم گفت چطور، اما مثلا امروز در برنامه تلویزیونی دیدم موتورسیکلت هایی هستند که پرواز هم می کنند و برایم جالب بود....
✅ @libaniran
فاصله سخنان این مرد بزرگ انقلاب اسلامی☝️☝️
تا تاثیرش 24 ساعت هم نبود.👇👇
برای ما که انقلاب اسلامی از کشورمان آغاز شد زیبنده نیست که مشتی مفلوک مقهور یهودپرست دولت و مجلس و امورمان را به دست بگیرند. باز جای شکرش باقی است که ولیمان انقلابی است.
صحبتهای این سید بزرگ سگهای صهیونیست را ترسانده. مقایسه کنیم با ظریف و روحانی و لاریجانی.
@NucLeader
تا تاثیرش 24 ساعت هم نبود.👇👇
برای ما که انقلاب اسلامی از کشورمان آغاز شد زیبنده نیست که مشتی مفلوک مقهور یهودپرست دولت و مجلس و امورمان را به دست بگیرند. باز جای شکرش باقی است که ولیمان انقلابی است.
صحبتهای این سید بزرگ سگهای صهیونیست را ترسانده. مقایسه کنیم با ظریف و روحانی و لاریجانی.
@NucLeader
Forwarded from دربارهی جنگ علیه میهنمان ایران
در فیلمهای سینمایی انسانها از ترس زامبیها دور خود حصار میکشند. اما جهان واقعی با جهان فیلم فرق میکند. در جهان واقعی زامبیها دور خود دیوار میکشند چون از انسانها میترسند.
مرز لبنان و اسراییل، صبح امروز، اسراییلیها بالای دیوار مرزی نرده میکشند.
مرز لبنان و اسراییل، صبح امروز، اسراییلیها بالای دیوار مرزی نرده میکشند.
۱۱ سریال، ۴۹ اثر سینمایی،۱۴ نمایش داشته و ۱۶ جایزه از سینمای پس از انقلاب گرفته و بعد درحالیکه برایش مراسم تقدیر گرفتهاند، میزند زیر میز که «۴۰ سال» است خواستند توقیفم کنند!
فقط در جمهوری اسلامی میشود انقدر وقیح بود. فقط در جمهوری اسلامی سینما انقدر بیدروپیکر است. خاک بر سر مدیرانی چون داروغهزاده!
@NucLeader
فقط در جمهوری اسلامی میشود انقدر وقیح بود. فقط در جمهوری اسلامی سینما انقدر بیدروپیکر است. خاک بر سر مدیرانی چون داروغهزاده!
@NucLeader
#ماجرای_نیمروز؛ ردخون
وقتی میری حالت خوب شه و با حال بد برمیگردی خونه.
اگر حوصلهای بود مینویسم...
@NucLeader
وقتی میری حالت خوب شه و با حال بد برمیگردی خونه.
اگر حوصلهای بود مینویسم...
@NucLeader
✍️ یادداشتی درباره فیلم «جمشیدیه» ساخته «یلدا جبلی»
گره داستان تقلیدی مشابه از فیلم «بدون تاریح، بدون امضاء» است؛ قطعی نبودن اتفاقی که منجر به مرگ میشود.
یک بار دیگر قصاص و قصه تکراری آن در سینما. یک قاتل از یک خانواده مرفه و پولدار، یک مقتول از خانواده بدبخت جنوبشهری، چند آدم کول و بافرهنگ که دنبال رهایی شخصیت اصلی فیلم از اعداماند، پسر و دختر مقتول که اکوان دیواند و همسری که سوی دیگری است.
در اینگونه فیلمها کافی است شما چند صحنه از استرس قاتل، زمین خوردن، عدم توانایی در راه رفتن، هذیانگویی و در مقابل چند صحنه از وحشیگری، خونخواهی و خوی انتقامگیری در خانواده مقتول را دراماتیزه کنید. این را میشود هزار بار ساخت و سخت نیست!
در جمشیدیه همه چیز نسبی است. قاتل بودن، عمدی بودن قتل، قانون، جرم، آدم بودن و هر چیز دیگری میتواند نسبی باشد. دلیل کشته شدن مقتول قطعی نیست، دلیل کشتن قاتل مشخص نیست، قانون میرسد، اما تاوانش را آدمها پس میدهند. قاتلها اکثرا مجرم نیستند و تنها شدت عملشان با هم تفاوت دارد. قاتل حتی میتواند زنی باشد که به همسرش میگوید کسی را در خیابان نزن!
سینما نسبیتانگار میشود، چون نمیخواهد قاطعانه حرف بزند، نمیخواهد راه بگشاید،نمیخواهد به تعبیر امروز قضاوت شود، ولی درباره همه چیز قضاوت میکند!
سینما، سینما است، نه چیزی جز آن. اگر قصد دارید سخنرانی کنید، لطفا با موبایلتان یک فیلم کوتاه بگیرید، سخنرانی کنید و بیانیه بدهید. چطور میشود که سخن گفتن از آرمان در فیلمهای سینمایی میشود «شعار»، اما سخنرانی پشت تریبون دادگاه قوهقضائیه را فیلم میگویند. اگر خواستید بیانیه بدهید، صحن علنی دادگاهی که قرار است حکم اعدام یا آزادی کسی را بدهد، به سخنرانی فمینیستی افراطی تبدیل نکنید.
#جمشیدیه
@NucLeader
گره داستان تقلیدی مشابه از فیلم «بدون تاریح، بدون امضاء» است؛ قطعی نبودن اتفاقی که منجر به مرگ میشود.
یک بار دیگر قصاص و قصه تکراری آن در سینما. یک قاتل از یک خانواده مرفه و پولدار، یک مقتول از خانواده بدبخت جنوبشهری، چند آدم کول و بافرهنگ که دنبال رهایی شخصیت اصلی فیلم از اعداماند، پسر و دختر مقتول که اکوان دیواند و همسری که سوی دیگری است.
در اینگونه فیلمها کافی است شما چند صحنه از استرس قاتل، زمین خوردن، عدم توانایی در راه رفتن، هذیانگویی و در مقابل چند صحنه از وحشیگری، خونخواهی و خوی انتقامگیری در خانواده مقتول را دراماتیزه کنید. این را میشود هزار بار ساخت و سخت نیست!
در جمشیدیه همه چیز نسبی است. قاتل بودن، عمدی بودن قتل، قانون، جرم، آدم بودن و هر چیز دیگری میتواند نسبی باشد. دلیل کشته شدن مقتول قطعی نیست، دلیل کشتن قاتل مشخص نیست، قانون میرسد، اما تاوانش را آدمها پس میدهند. قاتلها اکثرا مجرم نیستند و تنها شدت عملشان با هم تفاوت دارد. قاتل حتی میتواند زنی باشد که به همسرش میگوید کسی را در خیابان نزن!
سینما نسبیتانگار میشود، چون نمیخواهد قاطعانه حرف بزند، نمیخواهد راه بگشاید،نمیخواهد به تعبیر امروز قضاوت شود، ولی درباره همه چیز قضاوت میکند!
سینما، سینما است، نه چیزی جز آن. اگر قصد دارید سخنرانی کنید، لطفا با موبایلتان یک فیلم کوتاه بگیرید، سخنرانی کنید و بیانیه بدهید. چطور میشود که سخن گفتن از آرمان در فیلمهای سینمایی میشود «شعار»، اما سخنرانی پشت تریبون دادگاه قوهقضائیه را فیلم میگویند. اگر خواستید بیانیه بدهید، صحن علنی دادگاهی که قرار است حکم اعدام یا آزادی کسی را بدهد، به سخنرانی فمینیستی افراطی تبدیل نکنید.
#جمشیدیه
@NucLeader
شب بود و كوير كوفه در پرگار
صد بام پر از شگوفه در پرگار
اين حلقه ننگ، تنگتر میشد
دامان زمين ز ننگ، تر میشد
ناگاه زمين ستاره باران شد
رعدی زد و آتشی نمايان شد
از چله غيب آرشی آمد
پيری، شيری، كمانكشی آمد
پيری كه دلش جوانتر از ما بود
بر ما هم مهربانتر از ما بود
@NucLeader
صد بام پر از شگوفه در پرگار
اين حلقه ننگ، تنگتر میشد
دامان زمين ز ننگ، تر میشد
ناگاه زمين ستاره باران شد
رعدی زد و آتشی نمايان شد
از چله غيب آرشی آمد
پيری، شيری، كمانكشی آمد
پيری كه دلش جوانتر از ما بود
بر ما هم مهربانتر از ما بود
@NucLeader
✍️ سلامی نو به کهنههای فیلمفارسی
یادداشتی درباره فیلم «درخونگاه»
«سیاوش اسعدی» دست خود را در انبان تاریخ سینمای ایران کرده و چیزی بیرون آورده که جز «فیلمفارسی» نیست. غیرت سینماگران و مدیران فرهنگی که وجود ندارد، اما اگر آقای کارگردان از مردم نمیترسید، صحنههای جنسی سینمای قبل از انقلاب را هم روی پرده سینما میریخت تا از رقبای چهل سال پیشش چیزی کم نداشته باشد.
«درخونگاه» اگرچه به «مسعود کیمیایی» تبدیل شده و سعی کرده تا مقلد سینمای کارگردان فیلمهای جرم و گوزن باشد، اما حتی در تقلید هم موفق نیست. کیمیایی خوب دیالوگ میگوید، اما اسعدی یک مشت حرف ضدجنگ را که فقط به دهان شبهروشنفکرهای بالاشهرنشین و خمیازهکشان مفلوک که موقع جنگ فقط سر در بطری مشروب داشتند مینشیند، اینجا آورده و در بین آدمهای جنوبشهری گنجانده است. کیمیایی رفیقبازی را خوب بلد است، اما اسعدی حتی همین را هم بلد نیست و خیانت را در قاب رفاقت میبینیم.
در خونگاه یک فیلم نوآر است و ویژگیهای سبکی این ژانر از زمین باران خورده و خیس، خیابانهای تاریک و دخمههای سیاه، تقدیر محتومی که در سرنوشت شخصیت اصلی داستان نوشته شده و قابل تغییر نیست و نهایتا سرگشتگی، سرخوردگی و اضمحلال شخصیت قهرمان فیلم -که قهرمان نیست- را درخود دارد. فیلم نوآری در بستر سال هفتاد که جز چند ماشین پیکان، یک کیوسک تلفن و چند نوشابه شیشهای هیچ چیز دیگری از فضای زمانی فیلم را به ما نمایش نمیدهد.
فیلم آنقدر از واقعیت دور است که ما مدام نمای از بالای کوچههای آذینبندی شده با پرچم ایران را میبینیم که به تناسب دیالوگها ایرانی را روایت میکند که تنها سه سال از جنگ رها شده و هنوز دسته دسته شهید میآورند، اما همین نما از جنوبشهر هیچ تناسبی با دیالوگهای ضدجنگ خانواده ندارند. خانوادهای که هیچ نیست. نه پدر سالمی دارد، نه مادر درستی. نه برادر طرز آدمیزاد است و نه خواهر جز خوابیدن و مخفیکاریهای بیمفهوم کاری بلد است. برادران دوقلوی خانواده 8 سال پیش یکی به جنگ رفته و دیگر برنگشته و دیگری به ژاپن رفته و بعد از یکسال بیخبری بازگشته است. بازگشتی ناامید کننده و ویرانگر.
آنچه از حضور «روسپی بامعرفت» و نمایش سخیف اروتیکش و یک دیستوپیای درون خانوادگی این فیلم را بدتر کرده است، دیدی است که کارگردان نسبت به زوال جامعه درون فیلم دارد. جامعهای که تنها سه سال جنگ را پشتسر گذاشته است، اما گویی نسبتش همان نسبتی است که آدمهای درگیر جنگ جهانی اول داشتهاند. کاش آقای کارگردان میدانست که ایرانی مسلمان آن هم در ان دهه پر از حس مقاومت و کنشگری است و این همه انفعال تنها از ذهن خسته و مفلوک یک روشنفکر برمیآید.
#جشنواره_فجر
#درخونگاه
@NucLeader
یادداشتی درباره فیلم «درخونگاه»
«سیاوش اسعدی» دست خود را در انبان تاریخ سینمای ایران کرده و چیزی بیرون آورده که جز «فیلمفارسی» نیست. غیرت سینماگران و مدیران فرهنگی که وجود ندارد، اما اگر آقای کارگردان از مردم نمیترسید، صحنههای جنسی سینمای قبل از انقلاب را هم روی پرده سینما میریخت تا از رقبای چهل سال پیشش چیزی کم نداشته باشد.
«درخونگاه» اگرچه به «مسعود کیمیایی» تبدیل شده و سعی کرده تا مقلد سینمای کارگردان فیلمهای جرم و گوزن باشد، اما حتی در تقلید هم موفق نیست. کیمیایی خوب دیالوگ میگوید، اما اسعدی یک مشت حرف ضدجنگ را که فقط به دهان شبهروشنفکرهای بالاشهرنشین و خمیازهکشان مفلوک که موقع جنگ فقط سر در بطری مشروب داشتند مینشیند، اینجا آورده و در بین آدمهای جنوبشهری گنجانده است. کیمیایی رفیقبازی را خوب بلد است، اما اسعدی حتی همین را هم بلد نیست و خیانت را در قاب رفاقت میبینیم.
در خونگاه یک فیلم نوآر است و ویژگیهای سبکی این ژانر از زمین باران خورده و خیس، خیابانهای تاریک و دخمههای سیاه، تقدیر محتومی که در سرنوشت شخصیت اصلی داستان نوشته شده و قابل تغییر نیست و نهایتا سرگشتگی، سرخوردگی و اضمحلال شخصیت قهرمان فیلم -که قهرمان نیست- را درخود دارد. فیلم نوآری در بستر سال هفتاد که جز چند ماشین پیکان، یک کیوسک تلفن و چند نوشابه شیشهای هیچ چیز دیگری از فضای زمانی فیلم را به ما نمایش نمیدهد.
فیلم آنقدر از واقعیت دور است که ما مدام نمای از بالای کوچههای آذینبندی شده با پرچم ایران را میبینیم که به تناسب دیالوگها ایرانی را روایت میکند که تنها سه سال از جنگ رها شده و هنوز دسته دسته شهید میآورند، اما همین نما از جنوبشهر هیچ تناسبی با دیالوگهای ضدجنگ خانواده ندارند. خانوادهای که هیچ نیست. نه پدر سالمی دارد، نه مادر درستی. نه برادر طرز آدمیزاد است و نه خواهر جز خوابیدن و مخفیکاریهای بیمفهوم کاری بلد است. برادران دوقلوی خانواده 8 سال پیش یکی به جنگ رفته و دیگر برنگشته و دیگری به ژاپن رفته و بعد از یکسال بیخبری بازگشته است. بازگشتی ناامید کننده و ویرانگر.
آنچه از حضور «روسپی بامعرفت» و نمایش سخیف اروتیکش و یک دیستوپیای درون خانوادگی این فیلم را بدتر کرده است، دیدی است که کارگردان نسبت به زوال جامعه درون فیلم دارد. جامعهای که تنها سه سال جنگ را پشتسر گذاشته است، اما گویی نسبتش همان نسبتی است که آدمهای درگیر جنگ جهانی اول داشتهاند. کاش آقای کارگردان میدانست که ایرانی مسلمان آن هم در ان دهه پر از حس مقاومت و کنشگری است و این همه انفعال تنها از ذهن خسته و مفلوک یک روشنفکر برمیآید.
#جشنواره_فجر
#درخونگاه
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥سیاوش اسعدی کارگردان فیلم سینمایی درخونگاه در نشست خبری این فیلم گفت: دستاورد ۸ سال جنگ ما چه بود!؟
fna.ir/brdrvd
@Farsna
fna.ir/brdrvd
@Farsna
|نیوکلیدر| pinned «✍️ سلامی نو به کهنههای فیلمفارسی یادداشتی درباره فیلم «درخونگاه» «سیاوش اسعدی» دست خود را در انبان تاریخ سینمای ایران کرده و چیزی بیرون آورده که جز «فیلمفارسی» نیست. غیرت سینماگران و مدیران فرهنگی که وجود ندارد، اما اگر آقای کارگردان از مردم نمیترسید،…»
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
روزها،
حکومت نظامی عقل است
اما شب ها
در خواب
مردم دلم علیه عقل تظاهرات می کنند
و شعار "یا مرگ یا تو" را سر می دهند
لعنت به این حکومت دیکتاتوری عقل
که حتی یک پارلمان فرمایشی هم ندارد
و یک انتخابات نمایشی هم ندارد
که حداقل گاهی اسم تو مطرح شود
تویی که کاندید اصلح دلم هستی
اصلا نیازی به انتخابات نیست
تو رهبر کاریزماتیک جمهوری وجود من هستی
من به حکومت مطلقه تو رای می دهم
جمهوری عقلانی همان دیکتاتوری است
در من باید دل حکومت کند
به رهبری تو
باید آن قدر شب ها بیدار بمانم
تا عکس تو را در ماه ببینم
و آن قدر نام تو را فریاد بزنم
تا عقل به بهانه بیماری فرار کند
و مدتی بعد تو بیایی و در من انقلاب کنی
حکومت، حکومت توست
نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر!
#ح_الف_غریبه
حکومت نظامی عقل است
اما شب ها
در خواب
مردم دلم علیه عقل تظاهرات می کنند
و شعار "یا مرگ یا تو" را سر می دهند
لعنت به این حکومت دیکتاتوری عقل
که حتی یک پارلمان فرمایشی هم ندارد
و یک انتخابات نمایشی هم ندارد
که حداقل گاهی اسم تو مطرح شود
تویی که کاندید اصلح دلم هستی
اصلا نیازی به انتخابات نیست
تو رهبر کاریزماتیک جمهوری وجود من هستی
من به حکومت مطلقه تو رای می دهم
جمهوری عقلانی همان دیکتاتوری است
در من باید دل حکومت کند
به رهبری تو
باید آن قدر شب ها بیدار بمانم
تا عکس تو را در ماه ببینم
و آن قدر نام تو را فریاد بزنم
تا عقل به بهانه بیماری فرار کند
و مدتی بعد تو بیایی و در من انقلاب کنی
حکومت، حکومت توست
نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر!
#ح_الف_غریبه
وقتی به آدمهایی که تا دیروز با بیسیم و کفگیر و موتور عشق میکردن دوربین بدید و امکان پخش، میشه #دیدن_این_فیلم_جرم_است.
بیش از این پرداختن به فیلم جفا در حق نظامه و ارزش هم نداره!
@NucLeader
بیش از این پرداختن به فیلم جفا در حق نظامه و ارزش هم نداره!
@NucLeader
|نیوکلیدر|
وقتی به آدمهایی که تا دیروز با بیسیم و کفگیر و موتور عشق میکردن دوربین بدید و امکان پخش، میشه #دیدن_این_فیلم_جرم_است. بیش از این پرداختن به فیلم جفا در حق نظامه و ارزش هم نداره! @NucLeader
درباره این فیلم چند نکته دارم که بعدا مینویسم. وقتی که شانتاژ رسانهای سازندگان فیلم خوابید.
ایام عزای حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بر همه ما تسلیت باد.
⭕️ نقد تحلیلی و نقد قارهای
در سنت فلسفی غرب از زمان کانت به بعد کمکم دو نحله متفاوت فلسفی با دو نگرش متفاوت به موضوعات فلسفی در اروپای دوران روشنگری شکل میگیرد. یکی از تفاوتهای مهم این دو گروه، نوع نگرش به سؤالات فلسفی است.
نگرش اول که بعدها فلسفه تحلیلی نامیده میشود سؤالی مانند«هنر چیست؟» را منتزع از تاریخ و بدون نگاه به سیاقی که این سؤال در آن مطرح شده مینگرد. این نگرش ابتدا تعریفی عمومی ازمسأله فلسفی را بیان میکند و با تحلیل کردن این تعریف، سعی در پیدا کردن تعریفی دقیق برای مسأله است.
در این نگرش فقط به مسأله از آن جهت که مسأله فلسفی است نگاه میشود.
نگرش دوم فلسفه قارهای نامیده میشود. این نگرش مسأله فلسفی را داخل مسائل دیگر بشری یعنی تاریخ، اجتماع و... میبیند و میداند برای پاسخ دادن به یک مسئله فلسفی شرایط تاریخی، اجتماعی و... را باید در نظر گرفت، زیرا روح حاکم بر جامعه و تاریخ جزئی از جواب مسأله هستند.
مسائل فلسفی در جهانی کور و کر پدید نمیآیند که بخواهیم انها را منتزع از زمانه خودشان بررسی کنیم، بلکه جوابهای فلسفی باید در بستر زمان نیز بررسی شود.
برای نقد آثار هنری نیز از چنین رویکردهایی میتوانیم بهره ببریم. در نقد فیلم، یکبار منتقد فیلم را به ماهو فیلم نگاه میکند.
الان بحثی مبنی بر محتوا و فرم نداریم. فیلم در اینجا به معنای صنعت، هنر، رسانه است.
برای منتقد، فیلم و کنش فیلم مهم است. اینکه فیلم در چه زمانی و به چه موضوعاتی پرداخته، دغدغه منتقد نیست. منتقد دغدغه فیلم را دارد و مسئله اصلیاش فیلم است. او فیلم را بر نیازهای جامعهاش ترجیح میدهد.
بار دیگر منتقد فیلم را در منظومه سینما، تاریخ و اجتماع میبیند. در این نگرش، دغدغه اصلی منتقد، مردم و جامعه هستند و فیلم را به عنوان محصولی فرهنگی که بر جامعهای انسانی اثر میگذارد، نگاه میکند.
از نظر این منتقدان فیلم بدلیل شرایط و ویژگیهای خاصی که دارد تأثیری جدی بر روح مخاطب میگذارد، بنابراین بسیار مهم است که فیلمها چه خوراک فکری را به مخاطب میدهند. همانگونه که هگل گفته است، برای برآورده کردن نیازهای جامعه ابتدا باید نیازهای جامعه راستی آزمایی شوند که آیا حقیقتا نیازهای اساسی هستند یا خیر؟
این منتقدان نیز معتقدند ابتدا باید اثرگذاری صحیح فیلم بر جامعه راستی آزمایی شود، آیا این مدل فیلم میتواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد یا خیر؟
اگر می تواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد، فیلم مطلوبی است. گونه اول منتقدین، منتقدینی تحلیلی هستند که فقط فیلم را تحلیل میکنند و گونه دوم منتقدان، منتقدان قارهای هستند که فیلم را در منظومه سینما، تاریح و جامعه میانگارند.
لازم است این نکته گفته شود هنگامی که در مورد فیلم صحبت میکنیم منظورمان هر اثری که با دوربین فیلمبرداری گرفته شده نیست، بلکه منظور ما فیلمی است که حداقل استانداردهای فیلم را دارا هستند.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد.
@NucLeader
در سنت فلسفی غرب از زمان کانت به بعد کمکم دو نحله متفاوت فلسفی با دو نگرش متفاوت به موضوعات فلسفی در اروپای دوران روشنگری شکل میگیرد. یکی از تفاوتهای مهم این دو گروه، نوع نگرش به سؤالات فلسفی است.
نگرش اول که بعدها فلسفه تحلیلی نامیده میشود سؤالی مانند«هنر چیست؟» را منتزع از تاریخ و بدون نگاه به سیاقی که این سؤال در آن مطرح شده مینگرد. این نگرش ابتدا تعریفی عمومی ازمسأله فلسفی را بیان میکند و با تحلیل کردن این تعریف، سعی در پیدا کردن تعریفی دقیق برای مسأله است.
در این نگرش فقط به مسأله از آن جهت که مسأله فلسفی است نگاه میشود.
نگرش دوم فلسفه قارهای نامیده میشود. این نگرش مسأله فلسفی را داخل مسائل دیگر بشری یعنی تاریخ، اجتماع و... میبیند و میداند برای پاسخ دادن به یک مسئله فلسفی شرایط تاریخی، اجتماعی و... را باید در نظر گرفت، زیرا روح حاکم بر جامعه و تاریخ جزئی از جواب مسأله هستند.
مسائل فلسفی در جهانی کور و کر پدید نمیآیند که بخواهیم انها را منتزع از زمانه خودشان بررسی کنیم، بلکه جوابهای فلسفی باید در بستر زمان نیز بررسی شود.
برای نقد آثار هنری نیز از چنین رویکردهایی میتوانیم بهره ببریم. در نقد فیلم، یکبار منتقد فیلم را به ماهو فیلم نگاه میکند.
الان بحثی مبنی بر محتوا و فرم نداریم. فیلم در اینجا به معنای صنعت، هنر، رسانه است.
برای منتقد، فیلم و کنش فیلم مهم است. اینکه فیلم در چه زمانی و به چه موضوعاتی پرداخته، دغدغه منتقد نیست. منتقد دغدغه فیلم را دارد و مسئله اصلیاش فیلم است. او فیلم را بر نیازهای جامعهاش ترجیح میدهد.
بار دیگر منتقد فیلم را در منظومه سینما، تاریخ و اجتماع میبیند. در این نگرش، دغدغه اصلی منتقد، مردم و جامعه هستند و فیلم را به عنوان محصولی فرهنگی که بر جامعهای انسانی اثر میگذارد، نگاه میکند.
از نظر این منتقدان فیلم بدلیل شرایط و ویژگیهای خاصی که دارد تأثیری جدی بر روح مخاطب میگذارد، بنابراین بسیار مهم است که فیلمها چه خوراک فکری را به مخاطب میدهند. همانگونه که هگل گفته است، برای برآورده کردن نیازهای جامعه ابتدا باید نیازهای جامعه راستی آزمایی شوند که آیا حقیقتا نیازهای اساسی هستند یا خیر؟
این منتقدان نیز معتقدند ابتدا باید اثرگذاری صحیح فیلم بر جامعه راستی آزمایی شود، آیا این مدل فیلم میتواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد یا خیر؟
اگر می تواند پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه باشد، فیلم مطلوبی است. گونه اول منتقدین، منتقدینی تحلیلی هستند که فقط فیلم را تحلیل میکنند و گونه دوم منتقدان، منتقدان قارهای هستند که فیلم را در منظومه سینما، تاریح و جامعه میانگارند.
لازم است این نکته گفته شود هنگامی که در مورد فیلم صحبت میکنیم منظورمان هر اثری که با دوربین فیلمبرداری گرفته شده نیست، بلکه منظور ما فیلمی است که حداقل استانداردهای فیلم را دارا هستند.
#مردی_که_سیکل_هم_ندارد.
@NucLeader