Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 #روحانی در تبلیغات انتخابات ۹۶:
🔹کاسبان تحریم! ناراحتید که تحریمها برداشته شده؟
🔹تحریم برنمیگردد [جیغ و دست و هورای حضار]
@maktubmed
🔹کاسبان تحریم! ناراحتید که تحریمها برداشته شده؟
🔹تحریم برنمیگردد [جیغ و دست و هورای حضار]
@maktubmed
⭕️ قمی ضد انقلاب؟
برای قم برنامهریزی کردند. همان طوری که دیروز هم در یک جلسهای در اینجا گفتم، تصمیم جبهه دشمن این بود که همچنان که قم پایگاه عظمت اسلام و برافراشته شدن پرچم انقلاب بود، در همین قم آنتی تز انقلاب را به وجود بیاورند؛ اینجا را بکنند پایگاه ضدیت با انقلاب؛ برای این تلاش کردند، برای این برنامهریزی کردند. از انواع و اقسام شیوهها استفاده کردند؛ از جمله کار کردن روی فکر مردم قم، روی احساسات مردم قم، شاید بتوانند این احساسات را خاموش کنند یا کمرنگ کنند.
بنابراین در این سالها خیلی کار شده است.
📕رهبر معظم انقلاب، 5 آبان 1389
@NucLeader
برای قم برنامهریزی کردند. همان طوری که دیروز هم در یک جلسهای در اینجا گفتم، تصمیم جبهه دشمن این بود که همچنان که قم پایگاه عظمت اسلام و برافراشته شدن پرچم انقلاب بود، در همین قم آنتی تز انقلاب را به وجود بیاورند؛ اینجا را بکنند پایگاه ضدیت با انقلاب؛ برای این تلاش کردند، برای این برنامهریزی کردند. از انواع و اقسام شیوهها استفاده کردند؛ از جمله کار کردن روی فکر مردم قم، روی احساسات مردم قم، شاید بتوانند این احساسات را خاموش کنند یا کمرنگ کنند.
بنابراین در این سالها خیلی کار شده است.
📕رهبر معظم انقلاب، 5 آبان 1389
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدور انقلاب
باید خوشحال باشیم که کودک 5-6 ساله یمنی انقلاب اسلامی را انقدر خوب فهمیده.
اما نفهمی مسئولان خود که داغی است بر دل انقلاب را چه کنیم؟
@NucLeader
باید خوشحال باشیم که کودک 5-6 ساله یمنی انقلاب اسلامی را انقدر خوب فهمیده.
اما نفهمی مسئولان خود که داغی است بر دل انقلاب را چه کنیم؟
@NucLeader
اينجا كشور اسلام است.
اينجا نه كرملين قابل اين است كه ذكرى ازش بشود و نه #كاخ_سياه.
اينجا كشور رسول خداست، اينجا كشور حضرت صادق است، اينجا پاسدارهاى ما شرافت دارند بر كاخنشينها.
اينجا بسيجيهاى ما و امت ما شرافت دارند بر تمام كاخنشينهاى عالم و همه كسانى كه ادعاى پوچ خودشان را مىكنند و گمان مىكنند كه بايد عالم پيش آنها خاضع باشد.
صحیفه امام؛ ج20؛ ص160
@NucLeader
اينجا نه كرملين قابل اين است كه ذكرى ازش بشود و نه #كاخ_سياه.
اينجا كشور رسول خداست، اينجا كشور حضرت صادق است، اينجا پاسدارهاى ما شرافت دارند بر كاخنشينها.
اينجا بسيجيهاى ما و امت ما شرافت دارند بر تمام كاخنشينهاى عالم و همه كسانى كه ادعاى پوچ خودشان را مىكنند و گمان مىكنند كه بايد عالم پيش آنها خاضع باشد.
صحیفه امام؛ ج20؛ ص160
@NucLeader
✍️ تنهایی مرگ غریبی است
با جملههای روشنفکرمآبانه -مترادف انتلکتوئلش- میانهام جور درنمیآید. مثلا وقتی امام سجاد علیهالسلام بعد از آنکه اهل بیت علیهماسلام را در خاک میگذارند و بدن مقدس سیدالشهدا سلامالله علیها را نیز در خاک قرار میدهند، با انگشت روی خاک مینویسند: «هذا قبر الحسین الغریب الذی قتلوه عطشانا». وقتی امام معصوم روضه تشنگی امام حسین علیهالسلام را میخواند، چرا بترسم از آنکه به غریبی و تشنگی او اشک بریزم؟
اصولا اشک ریختن بر تشنگی فطریترین مسئلهای است که هر آدم را درگیر میکند، مثل روضه علیاصغر علیهالسلام و همین میشود که نهضت امام حسین علیهالسلام را به سایر ادیان هم میکشاند. اما از طرفی این اشک و احساسات مقدمهای است برای رسیدن به اصل و حقیقتی که آن «عبرت از تاریخ» است.
در مورد امام حسن مجتبی علیهالسلام هم به گمانم همه روضههایی که میخوانیم از غم تیرباران شدن پیکر مبارکشان تا نبود چراغی و زائری در بقیع خاکی هم واجب است و هم مقدمه بروز احساسات پاک، اما به گمانم مظلومیت حسن بن علی علیهالسلام بیش از تیر باران شدن پیکرش، نداشتن گنبد و بارگاه و وجود «جعده» که خود زهری بر جگر مبارکشان بود، جهل و ناآگاهی مردم زمانه و خصوصا دوستان بود.
هر گاه نام کریم اهل بیت علیهالسلام میآید ناخودآگاه با خود «چقدر غریبی حسن جان» زمزمه میکنم...
به قول «ابوالقاسم حسینجانی» شاعر که در وصف امام مجتبی علیهالسلام سروده بود:
«تنهایی
مرگ غریبی است»
@NucLeader
با جملههای روشنفکرمآبانه -مترادف انتلکتوئلش- میانهام جور درنمیآید. مثلا وقتی امام سجاد علیهالسلام بعد از آنکه اهل بیت علیهماسلام را در خاک میگذارند و بدن مقدس سیدالشهدا سلامالله علیها را نیز در خاک قرار میدهند، با انگشت روی خاک مینویسند: «هذا قبر الحسین الغریب الذی قتلوه عطشانا». وقتی امام معصوم روضه تشنگی امام حسین علیهالسلام را میخواند، چرا بترسم از آنکه به غریبی و تشنگی او اشک بریزم؟
اصولا اشک ریختن بر تشنگی فطریترین مسئلهای است که هر آدم را درگیر میکند، مثل روضه علیاصغر علیهالسلام و همین میشود که نهضت امام حسین علیهالسلام را به سایر ادیان هم میکشاند. اما از طرفی این اشک و احساسات مقدمهای است برای رسیدن به اصل و حقیقتی که آن «عبرت از تاریخ» است.
در مورد امام حسن مجتبی علیهالسلام هم به گمانم همه روضههایی که میخوانیم از غم تیرباران شدن پیکر مبارکشان تا نبود چراغی و زائری در بقیع خاکی هم واجب است و هم مقدمه بروز احساسات پاک، اما به گمانم مظلومیت حسن بن علی علیهالسلام بیش از تیر باران شدن پیکرش، نداشتن گنبد و بارگاه و وجود «جعده» که خود زهری بر جگر مبارکشان بود، جهل و ناآگاهی مردم زمانه و خصوصا دوستان بود.
هر گاه نام کریم اهل بیت علیهالسلام میآید ناخودآگاه با خود «چقدر غریبی حسن جان» زمزمه میکنم...
به قول «ابوالقاسم حسینجانی» شاعر که در وصف امام مجتبی علیهالسلام سروده بود:
«تنهایی
مرگ غریبی است»
@NucLeader
Forwarded from توییتر سیاسی
صادق زيباكلام
اعتراض هنرمندان کشورمان علیه تحریم هاموجب اعتراض برخ از کاربران شده و آن حرکت را بمعنای همراهی باسیاست خارجی ایران میدانند.البته مسئولین تلاش میکنند از آب گل آلود تحریمها در راستای آمریکا ستیزی ماهی بگیرند.اما شخصا اعتراضم به ترامپ را بهیچروی بمعنای تصدیق و تایید تهران نمیدانم.
tweet
اعتراض هنرمندان کشورمان علیه تحریم هاموجب اعتراض برخ از کاربران شده و آن حرکت را بمعنای همراهی باسیاست خارجی ایران میدانند.البته مسئولین تلاش میکنند از آب گل آلود تحریمها در راستای آمریکا ستیزی ماهی بگیرند.اما شخصا اعتراضم به ترامپ را بهیچروی بمعنای تصدیق و تایید تهران نمیدانم.
tweet
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
من اگر یک روز بخواهم برای بچه هایم، برای نوه هایم قصه ای را تعریف کنم یا خاطره ای از حال خوشی را بگویم، داستان شبی را برایشان میگویم که از برگریزان پاییز تا برفریزان زمستان نشستم پای زخمه سه تار و شعر نظامی و آواز عمو بینظر با آن لهجه آشنای تاجیکی، تا ببینم لیلی کِی اُنیفرم بلشویکی را از تن در میآورد و رخت گُلدار و دامن پُرچین تن میکند و روسری سپید سر میاندازد و با معجزه عشق، ایمان میآورد و در این کشاکش است که نوای یا محمد عمو بینظر آتش به دل میکشد و آب به چشمان... .
برایشان میگویم از آن لحظه ای که لیلی در زمینی پر از عطر برنج و رنگ نارنج، در اتاقی چوبی و کاهگلی که چون روایات و آیات در توصیف بهشت، از سقفش میوه های رنگرنگ آویخته بود چشم گشود، من هم مانند بیژن فقط چشم دوختم به قاب پنجره ای که قرار بود رفیق لیلی حساموآ را به دست فراموشی بسپارد و پاره تن و معشوق تاجیکِ مجنون ایرانی را به خویشتنِ خویش و به زندگی آن رادمرد ایرانی بازگرداند.
برای بچه هایم میگویم آن زمانی که لیلی دست در دست کودکیهایش سردرگم و پریشان بین آرمان ملحدانه و ایمان عاشقانه اش کوزه به دوش راهی چهلوچار چشمه میشود تا برای بیژن آب بیاورد، همپای بیژن سوزان در تب چقدر دلنگران گم شدنش در جنگل بودم!
@baadieh
پ.ن۱:
مگذار مرا ز تو بگیرند
چونان که ز فارس خاک تاجیک
محمد سهرابی
پ.ن۲: پخش مجدد «در چشم باد» را از شبکه تماشا دست ندهید | ساعت ۱۸، ۲۴، ۶ و ۱۲
برایشان میگویم از آن لحظه ای که لیلی در زمینی پر از عطر برنج و رنگ نارنج، در اتاقی چوبی و کاهگلی که چون روایات و آیات در توصیف بهشت، از سقفش میوه های رنگرنگ آویخته بود چشم گشود، من هم مانند بیژن فقط چشم دوختم به قاب پنجره ای که قرار بود رفیق لیلی حساموآ را به دست فراموشی بسپارد و پاره تن و معشوق تاجیکِ مجنون ایرانی را به خویشتنِ خویش و به زندگی آن رادمرد ایرانی بازگرداند.
برای بچه هایم میگویم آن زمانی که لیلی دست در دست کودکیهایش سردرگم و پریشان بین آرمان ملحدانه و ایمان عاشقانه اش کوزه به دوش راهی چهلوچار چشمه میشود تا برای بیژن آب بیاورد، همپای بیژن سوزان در تب چقدر دلنگران گم شدنش در جنگل بودم!
@baadieh
پ.ن۱:
مگذار مرا ز تو بگیرند
چونان که ز فارس خاک تاجیک
محمد سهرابی
پ.ن۲: پخش مجدد «در چشم باد» را از شبکه تماشا دست ندهید | ساعت ۱۸، ۲۴، ۶ و ۱۲
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو درباره پدیده اینستاگرام رو ببینید.
گزارشی درباره نگرانی خانوادههای اروپایی از اینستاگرام
@NucLeader
گزارشی درباره نگرانی خانوادههای اروپایی از اینستاگرام
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو تله انفجاری مقاومت فلسطین در پوشش پرچم این کشور و به درک واصل شدن چند سرباز صهیونیست.
@NucLeader
@NucLeader
آن روزها که صدا و سیما این زیرنویس را زد، خیلیها جنجال کردند که چرا؟
به نظرم جواب چرایش را آقای ظریف این چند روز اخیر به ما دادند.
چون ایشان در قامت حمایت از مسائل امور خارجه آمریکا خیلی خوب ظاهر میشود، فقط نانش را جمهوری اسلامی میدهد.
@NucLeader
به نظرم جواب چرایش را آقای ظریف این چند روز اخیر به ما دادند.
چون ایشان در قامت حمایت از مسائل امور خارجه آمریکا خیلی خوب ظاهر میشود، فقط نانش را جمهوری اسلامی میدهد.
@NucLeader
✍️ دلخوشیهای حداقلی
دیشب #طوفان_توییتری بوده. یعنی چه؟ یعنی جماعتی از دوستان، دیشب ساعت 10 بر بام توییتر رفته و تکبیرگویان ندای حمایت از یمن سردادهاند و یمن را ترند نخست توییتر فارسی کردهاند. دمشان گرم. بینشان آدمهای معروفی هم بودهاند؛ از شاعران معروف تا اهالی رسانه و مدیران فرهنگی.
از توییتر همین کار برمیآید و آنها هم این کار را به غایت انجام دادهاند. توییتر فضای هشتگهای روزانه است. امروز یمن، فردا هفتتپه، پسفردا 9دی، یک روز براندازیم و روز دیگر برنمیاندازیم. ترندها هم تمام میشوند و خیلی اتفاق خاصی نمیافتد.
ایراد از توییتر نیست، ایراد از ماست که دلبسته دلخوشیهای حداقلی شدهایم. شاعران عزیز سازمانی مثل حوزه هنری برای مظلومین یمن توییت میکنند، اما دریغ از یکی دو بیت شعر که در این چند سال سروده باشند و آن مدیر فرهنگی و اهل رسانه بیاید این شعر را تبدیل به یک سرود زیبا بکند و دیگری هم آن را تصویرسازی کند و یک کلیپ با کیفیت از آن تولید کند. بعد لا به لای این توییتها «داروغهزاده» نامی که از قضا دبیر جشنواره فجر و معاونت نظارت و ارزیابی سازمان سینمایی است را ببینی که هم در حمایت از طوفان کذایی توییت میزند و هم از «حق مسلم فیلمسازان در نامگذاری فیلمها» مزخرف جنسیتزده حمایت میکند و من نمیدانم این دو مسئله چقدر میتوانند تناسب فکری و عقیدهای داشته باشند!
جناب مدیر فرهنگی این وسط هیچ کارهاند و فقط میتوانند به فیلمساز پیشنهاد بدهند که نام فیلمت را عوض کن. سینمای آنچنانی را مدیرانی اینچنینی هم میسازند. لابد مدیر فرهنگی دیگری هم هست که پیدا بشود و معتقد باشد که او هیچ کاره است و یک «جیب» است که فقط پول میدهد تا بقیه فیلم بسازند و هیچ تأثیری در اینکه سینماگر کشور سراغ چه موضوعی برود، نخواهد داشت و از این روشنفکربازیها که فقط در این کره خاکی میشود در کشور ما آن را جست.
سرکاریم. سینما فیلمهای سخیف جنسی و سطحیش را بسازد، مدیرانش پول بگیرند و فیلمها را تأیید کنند، برخی از شاعران عزیز در برخی از حوزههای هنری پول میگیرند که با عکس فلان خواننده نظرشان با بادی تغییر میکند، اما چهار سال بمباران یمن تکانشان نمیدهد و آن صاحبان رسانه از شبکه افق -که لابد سهم ما بچه حزباللهیهاست از جمهوری اسلامی- تا رسانههای برادران تاچیوانا نیز حتی به قدر یک سرود و یک کلیپ کاری نکنند.
توییت کردن بد نیست، اما برای این سبک کارها دل خوشکُنک است. برای آدمهایی چون من که دستشان نمیرسد کارهای بزرگ انجام دهند و ناتوانیشان را با توییتر جبران کرده و گمان میکنند با توییت زدن تأثیر زیادی در جامعه دارند، جای خوبی است.
پ.ن: آنها که از این نوشته برداشت کردهاند که با حضور در فضای مجازی مخالفم، اشتباه کردهاند.
پ.ن2: نیت خیر دوستان انقلابی توییتری را زیر سوال نمیبرم.
@NucLeader
دیشب #طوفان_توییتری بوده. یعنی چه؟ یعنی جماعتی از دوستان، دیشب ساعت 10 بر بام توییتر رفته و تکبیرگویان ندای حمایت از یمن سردادهاند و یمن را ترند نخست توییتر فارسی کردهاند. دمشان گرم. بینشان آدمهای معروفی هم بودهاند؛ از شاعران معروف تا اهالی رسانه و مدیران فرهنگی.
از توییتر همین کار برمیآید و آنها هم این کار را به غایت انجام دادهاند. توییتر فضای هشتگهای روزانه است. امروز یمن، فردا هفتتپه، پسفردا 9دی، یک روز براندازیم و روز دیگر برنمیاندازیم. ترندها هم تمام میشوند و خیلی اتفاق خاصی نمیافتد.
ایراد از توییتر نیست، ایراد از ماست که دلبسته دلخوشیهای حداقلی شدهایم. شاعران عزیز سازمانی مثل حوزه هنری برای مظلومین یمن توییت میکنند، اما دریغ از یکی دو بیت شعر که در این چند سال سروده باشند و آن مدیر فرهنگی و اهل رسانه بیاید این شعر را تبدیل به یک سرود زیبا بکند و دیگری هم آن را تصویرسازی کند و یک کلیپ با کیفیت از آن تولید کند. بعد لا به لای این توییتها «داروغهزاده» نامی که از قضا دبیر جشنواره فجر و معاونت نظارت و ارزیابی سازمان سینمایی است را ببینی که هم در حمایت از طوفان کذایی توییت میزند و هم از «حق مسلم فیلمسازان در نامگذاری فیلمها» مزخرف جنسیتزده حمایت میکند و من نمیدانم این دو مسئله چقدر میتوانند تناسب فکری و عقیدهای داشته باشند!
جناب مدیر فرهنگی این وسط هیچ کارهاند و فقط میتوانند به فیلمساز پیشنهاد بدهند که نام فیلمت را عوض کن. سینمای آنچنانی را مدیرانی اینچنینی هم میسازند. لابد مدیر فرهنگی دیگری هم هست که پیدا بشود و معتقد باشد که او هیچ کاره است و یک «جیب» است که فقط پول میدهد تا بقیه فیلم بسازند و هیچ تأثیری در اینکه سینماگر کشور سراغ چه موضوعی برود، نخواهد داشت و از این روشنفکربازیها که فقط در این کره خاکی میشود در کشور ما آن را جست.
سرکاریم. سینما فیلمهای سخیف جنسی و سطحیش را بسازد، مدیرانش پول بگیرند و فیلمها را تأیید کنند، برخی از شاعران عزیز در برخی از حوزههای هنری پول میگیرند که با عکس فلان خواننده نظرشان با بادی تغییر میکند، اما چهار سال بمباران یمن تکانشان نمیدهد و آن صاحبان رسانه از شبکه افق -که لابد سهم ما بچه حزباللهیهاست از جمهوری اسلامی- تا رسانههای برادران تاچیوانا نیز حتی به قدر یک سرود و یک کلیپ کاری نکنند.
توییت کردن بد نیست، اما برای این سبک کارها دل خوشکُنک است. برای آدمهایی چون من که دستشان نمیرسد کارهای بزرگ انجام دهند و ناتوانیشان را با توییتر جبران کرده و گمان میکنند با توییت زدن تأثیر زیادی در جامعه دارند، جای خوبی است.
پ.ن: آنها که از این نوشته برداشت کردهاند که با حضور در فضای مجازی مخالفم، اشتباه کردهاند.
پ.ن2: نیت خیر دوستان انقلابی توییتری را زیر سوال نمیبرم.
@NucLeader
آنکه با طناب آذری جهرمی جوان به چاه میرود، نسل نو کسانی است که با طناب لاریجانی و روحانی به چاه میروند.
آنها اصولگرای سنتی و دکانهای شبه جمنا اند، اینها نئواصولگراهای مجازی.
@NucLeader
آنها اصولگرای سنتی و دکانهای شبه جمنا اند، اینها نئواصولگراهای مجازی.
@NucLeader
Forwarded from اشراق 🌿 (علےڪرمیان)
بخش کوچکی از ویژگیهای رفتاری پیامبر اکرم (ص) که از زبان حضرت سیدالشهداء علیهالسلام توصیف شده است:
«دائمُ الفکر» بود؛ همیشه در تفکر بود، هرگز از فکر کردن خسته نمیشد...
«مُتِواصِلُ الأحزانِ» بود؛ یعنی همواره در غمِ شیرینِ باوقاری فرو رفته بود و معلوم میشد که غم متصلی است و بخش اعظم این غم، در دل پیامبر(ص) بود؛ در حالیکه معمولاً بر لبش، لبخند جاری بود؛ اما غمِ سنگین و ریشهداری در دل همراه او بود. آیا غمِ ناشی از درکِ یک حقیقتِ بزرگ بود؟ غمِ مردم بود؟
«لِیسَت لَهِ راحةٌ» هرگز پیامبر را بیدغدغه نمیدیدیم، همیشه دغدغۀ چیزی داشت.
«طَویلُ السَّکت» یعنی اهل سکوتهای طولانی بود. «لایَتَکَلَّمُ فی غَیرِ حاجَةٍ» جز زمانیکه لازم و مفید بود، سخن نگفت. بنای پیامبر بر سکوت بود، الا وقتیکه حرف زدن، ضرورت و فایدهای میداشت.
لَیِّن و اهل مدارا بود. اما تو خالی و بیاراده نبود. با وقار بود، در عین حال ترسناک هم نبود. پیامبر همیشه در بین ما حُرمت و ابهّت داشت، اما هیچوقت از او نمی ترسیدیم.
نعمت هرچند اندک، نزد او بزرگ بود. بدِ هیچکس و هیچچیز را نمی گفت. هرگز برای امر دنیوی و برای منافع خود عصبانی نشد. هرگز قاهقاه نخندید اما همواره تبسّم بر لب داشت، ظاهر و باطنش با مردم یکی بود. در خلوت و جلوَت یک شخصیت داشت.
بنای پیامبر بر دوستی و جذب و وحدت و محبت و اُلفت با مردم بود، نه ایجاد نفرت. «کانَ یُؤَلِّفُهُم و لایُنَفِّرُهُم».
«مَن سَألَهُ حاجَةً لَم یَرجِع إلا بِها أو بِمَیسورٍ مِنَ القَولِ» هرکس به پیامبر رجوع میکرد و از او چیزی و کمکی میخواست، محال بود که بیجواب و با دست خالی برگردد؛ پیغمبر اگر داشت، میداد و اگر نداشت، او را با کلماتِ زیبا بدرقه میکرد، از او عذر میخواست، به او آرامش میداد و بهگونهای سخن میگفت که از دادنِ آن چیز هم نزد آن فرد عزیزتر بود.
هیچکس از محضر(ص) پیامبر ناراحت بیرون نمیرفت، حتی دشمنانش وقتی نزد ایشان میرفتند و در ساحت قدس او قرار میگرفتند، از جلسه که بیرون میآمدند، نمیتوانستند از او متنفّر باشند.
«و صارَ لَهُم أباً» برای مردم پدر بود «و صارَ عِندَه سِواء» و همۀ مردم بدون استثناء در چشم او مساوی بودند. برای هیچکس بیدلیل، احترامی بیش از بقیه یا بیاحترامی قائل نمیشد. اهل «تَسوِیَةُ النَّظَرِ و الإستِماعِ بَینَ الناس» بود. یعنی حتی نگاهش بین مردم به تساوی میچرخید و حتی به سخنان افراد که گوش میداد، بهطرز مساوی گوش میداد. تا این حدّ بر حقوقِ بشر تأکید و دقت داشت.
مجلس پیامبر (ص) مجلس صدق حلم، حیاء و امانت بود. در حضور او هیچوقت صدا بلند نمیشد. در مجلسی که او حضور داشت، همه متعادل بودند؛ همه بر اساس تقوا سخن میگفتند و همه متواضع بودند. به بزرگترها و مُسنّترها احترام میگذاشتند و با کوچکترها با مهربانی برخورد میکردند. «وَ یُوثِرونَ ذا الحاجةَ» و نیازمندان را بر خود مقدم میداشتند.
چهرۀ پیامبر(ص) شاد بود، ابرو گره نمیکرد، مگر آنگاه که بیعدالتی یا منکری را میدید. «سَهِلُ الخُلق» بود؛ یعنی خیلی راحت میشد با او رابطه برقرار کرد.
«لَیسَ بِفَظٍّ و لاغَلیظٍ» خَشِن و تندخو نبود. «و لافَحّاشٍ و لاعَیّاب» هرگز فحش بر لب او جاری نشد، عیبگیر نبود، عیب مردم را تعقیب نمیکرد. «و لامَدّاحٍ» در عین حال اهل مبالغه در تمجید از افراد هم نبود.
#محمد_پیامبری_برای_همیشه
#حسن_رحیمپور_ازغدی
پ ن ؛ این جملات، ترجمه و توضیح فقراتی از روایت نسبتاً طولانی است که در کتاب شریف #معانی_الاخبار ص۸۲» نقل شده است.
@aeshraq
«دائمُ الفکر» بود؛ همیشه در تفکر بود، هرگز از فکر کردن خسته نمیشد...
«مُتِواصِلُ الأحزانِ» بود؛ یعنی همواره در غمِ شیرینِ باوقاری فرو رفته بود و معلوم میشد که غم متصلی است و بخش اعظم این غم، در دل پیامبر(ص) بود؛ در حالیکه معمولاً بر لبش، لبخند جاری بود؛ اما غمِ سنگین و ریشهداری در دل همراه او بود. آیا غمِ ناشی از درکِ یک حقیقتِ بزرگ بود؟ غمِ مردم بود؟
«لِیسَت لَهِ راحةٌ» هرگز پیامبر را بیدغدغه نمیدیدیم، همیشه دغدغۀ چیزی داشت.
«طَویلُ السَّکت» یعنی اهل سکوتهای طولانی بود. «لایَتَکَلَّمُ فی غَیرِ حاجَةٍ» جز زمانیکه لازم و مفید بود، سخن نگفت. بنای پیامبر بر سکوت بود، الا وقتیکه حرف زدن، ضرورت و فایدهای میداشت.
لَیِّن و اهل مدارا بود. اما تو خالی و بیاراده نبود. با وقار بود، در عین حال ترسناک هم نبود. پیامبر همیشه در بین ما حُرمت و ابهّت داشت، اما هیچوقت از او نمی ترسیدیم.
نعمت هرچند اندک، نزد او بزرگ بود. بدِ هیچکس و هیچچیز را نمی گفت. هرگز برای امر دنیوی و برای منافع خود عصبانی نشد. هرگز قاهقاه نخندید اما همواره تبسّم بر لب داشت، ظاهر و باطنش با مردم یکی بود. در خلوت و جلوَت یک شخصیت داشت.
بنای پیامبر بر دوستی و جذب و وحدت و محبت و اُلفت با مردم بود، نه ایجاد نفرت. «کانَ یُؤَلِّفُهُم و لایُنَفِّرُهُم».
«مَن سَألَهُ حاجَةً لَم یَرجِع إلا بِها أو بِمَیسورٍ مِنَ القَولِ» هرکس به پیامبر رجوع میکرد و از او چیزی و کمکی میخواست، محال بود که بیجواب و با دست خالی برگردد؛ پیغمبر اگر داشت، میداد و اگر نداشت، او را با کلماتِ زیبا بدرقه میکرد، از او عذر میخواست، به او آرامش میداد و بهگونهای سخن میگفت که از دادنِ آن چیز هم نزد آن فرد عزیزتر بود.
هیچکس از محضر(ص) پیامبر ناراحت بیرون نمیرفت، حتی دشمنانش وقتی نزد ایشان میرفتند و در ساحت قدس او قرار میگرفتند، از جلسه که بیرون میآمدند، نمیتوانستند از او متنفّر باشند.
«و صارَ لَهُم أباً» برای مردم پدر بود «و صارَ عِندَه سِواء» و همۀ مردم بدون استثناء در چشم او مساوی بودند. برای هیچکس بیدلیل، احترامی بیش از بقیه یا بیاحترامی قائل نمیشد. اهل «تَسوِیَةُ النَّظَرِ و الإستِماعِ بَینَ الناس» بود. یعنی حتی نگاهش بین مردم به تساوی میچرخید و حتی به سخنان افراد که گوش میداد، بهطرز مساوی گوش میداد. تا این حدّ بر حقوقِ بشر تأکید و دقت داشت.
مجلس پیامبر (ص) مجلس صدق حلم، حیاء و امانت بود. در حضور او هیچوقت صدا بلند نمیشد. در مجلسی که او حضور داشت، همه متعادل بودند؛ همه بر اساس تقوا سخن میگفتند و همه متواضع بودند. به بزرگترها و مُسنّترها احترام میگذاشتند و با کوچکترها با مهربانی برخورد میکردند. «وَ یُوثِرونَ ذا الحاجةَ» و نیازمندان را بر خود مقدم میداشتند.
چهرۀ پیامبر(ص) شاد بود، ابرو گره نمیکرد، مگر آنگاه که بیعدالتی یا منکری را میدید. «سَهِلُ الخُلق» بود؛ یعنی خیلی راحت میشد با او رابطه برقرار کرد.
«لَیسَ بِفَظٍّ و لاغَلیظٍ» خَشِن و تندخو نبود. «و لافَحّاشٍ و لاعَیّاب» هرگز فحش بر لب او جاری نشد، عیبگیر نبود، عیب مردم را تعقیب نمیکرد. «و لامَدّاحٍ» در عین حال اهل مبالغه در تمجید از افراد هم نبود.
#محمد_پیامبری_برای_همیشه
#حسن_رحیمپور_ازغدی
پ ن ؛ این جملات، ترجمه و توضیح فقراتی از روایت نسبتاً طولانی است که در کتاب شریف #معانی_الاخبار ص۸۲» نقل شده است.
@aeshraq