Forwarded from دانشجویان دکتر شهریار زرشناس
📣📣 برنامه تلویزیونی «شبهای هنر» امشب با حضور دکتر #شهریار_زرشناس با موضوع «ادبیات داستانی» پخش خواهد شد
⏰ ساعت ۲۳
📺 شبکه چهارم سیما
▶️ @Drzarshenas
⏰ ساعت ۲۳
📺 شبکه چهارم سیما
▶️ @Drzarshenas
✍️ موکب «غربال دهر»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِلَى الْحُجَه بْنِ الحَسَنِ العَسکَری مِنْ شِیعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ.
أَمَّا بَعْدُ؛ فَحَیَّهَلَا، فَإِنَّ النَّاسَ یَنْتَظِرُونَکَ لَا رَأْیَ لَهُمْ غَیْرُکَ فَالْعَجَلَ الْعَجَلَ ثُمَّ الْعَجَلَ الْعَجَلَ.
وَ السَّلَامُ.
نامهای است به حجه بن الحسن العسکری از سوی شیعیان او؛ از مؤمنان و مسلمانان.
اما بعد؛ بشتاب، زیرا که مردم منتظر شما هستند و همه بر شما اتفاق نظر دارند. پس بشتاب، بشتاب و باز بشتاب، بشتاب!
والسلام.
موکبی بود در میانه راه نجف به کربلا. جمعی ایستاده بودند و پای نامه را امضا میزدند. طومار بزرگی شد. قرار بود ببرند کوفه برسانند دست امام. بعضی اسمها آشنا بودند. دقت که میکردی اسم خیلیها را مییافتی.
امان از «تردید». تردید پایت را میلرزاند و موقعش که میشود میبینی همه حرفهایت پوچ بوده و جز طبلی توخالی نمانده است. چند ساعت روبروی موکب میایستی و گمان میکنی که ساعت نیز چون تو ایستاده و تکان نمیخورد، اما زهی خیال خام. شب شده بود و بیشتر جماعت جایی را پیدا کرده بودند که بخوابند و تو همچنان خیره نگاه میکنی. چه کنی؟ بروی یا بمانی همینجا؟ بروی پای نامه را امضا کنی یا بمانی اینجا و دیگر قدم از قدم برنداری. اصلا مگر بعد از این موکب میشد راه را ادامه داد؟
خیال میکنی میشود بیخیال شد و ادامه مسیر را طی کرد. آنها که امضا کرده بودند خیالشان راحت بود؛ یا در موکبها خوابیده بودند یا شبانه به راهشان ادامه میدادند که برسند کربلا. اما تو همچنان ایستادهای؛ اما خیالت راه دیگری پیموده و جای دیگری سیر میکند.
خیالت رفته جایی که قیس بن مِسهَر صیداوی، عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی، هانی بن هانی، شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و دیگران مشغول نوشتن نامهاند. همهشان هم که آدم عادی نبودند؛ بینشان آیتالله و مجتهد هم پیدا میشد. نامهشان را مهر کرده بودند. بعضیها نوشته بودند به سوی ما بیا که خداوند به وسیله تو ما را به سوی حق گرد آورد. برخی گفته بودند میوهها رسیده و باغها سرسبز شده و اگر بیایی سربازان آماده برای یاری داری.
روزش که رسید جز حبیب و قیس و چند تن دیگر، کسی مرد میدان نبود. سلیمان که اصلا به کربلا نیامد؛ احتمالا مثل «جمل» زهد ورزیده بود. شبث و حجار بن ابجر و دیگران هم که آمدند روبروی امام حسین شمشیر کشیدند.
باز دوباره برگشتهای روبروی موکب. بین دو امر مخیر شدهای؛ امضا کردن و امضا نکردن. اگر نامه را امضا نکنی، یعنی آماده و منتظر نیستی و اگر چنین باشد که همه زندگی را در جهل و شقاوت سپری کردهای. اما اگر امضا کنی چه؟ نکند پایت بلغزد و تو هم امام را در بیابانی رها کنی و مشغول دنیا شوی. صدایی تو را به خود میآورد و پرسشی که درونت را میکاود تا تصمیم بگیری... چه فرقی میان امام است با امام؟ چه فرقی میان حسین است با فرزند یا نائب زمانش؟
صدا آشناست. صاحبش را خوب میشناسی:
«و تو ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای و اكنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهادهای، نومید مشو كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار میكشد تا تو زنجیر خاك از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...
یاران! شتاب كنید. قافله در راه است. میگویند كه گناهكاران را نمیپذیرند. آری، گناهكاران را در این قافله راهی نیست، اما پشیمانان را میپذیرند.»
پ.ن: گیر کردهایم میان وادی تحیّر. خدا کند که شقی نشویم. اربعین نزدیک است و درد #جاماندگان بسیار.
@Nucleader
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِلَى الْحُجَه بْنِ الحَسَنِ العَسکَری مِنْ شِیعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ.
أَمَّا بَعْدُ؛ فَحَیَّهَلَا، فَإِنَّ النَّاسَ یَنْتَظِرُونَکَ لَا رَأْیَ لَهُمْ غَیْرُکَ فَالْعَجَلَ الْعَجَلَ ثُمَّ الْعَجَلَ الْعَجَلَ.
وَ السَّلَامُ.
نامهای است به حجه بن الحسن العسکری از سوی شیعیان او؛ از مؤمنان و مسلمانان.
اما بعد؛ بشتاب، زیرا که مردم منتظر شما هستند و همه بر شما اتفاق نظر دارند. پس بشتاب، بشتاب و باز بشتاب، بشتاب!
والسلام.
موکبی بود در میانه راه نجف به کربلا. جمعی ایستاده بودند و پای نامه را امضا میزدند. طومار بزرگی شد. قرار بود ببرند کوفه برسانند دست امام. بعضی اسمها آشنا بودند. دقت که میکردی اسم خیلیها را مییافتی.
امان از «تردید». تردید پایت را میلرزاند و موقعش که میشود میبینی همه حرفهایت پوچ بوده و جز طبلی توخالی نمانده است. چند ساعت روبروی موکب میایستی و گمان میکنی که ساعت نیز چون تو ایستاده و تکان نمیخورد، اما زهی خیال خام. شب شده بود و بیشتر جماعت جایی را پیدا کرده بودند که بخوابند و تو همچنان خیره نگاه میکنی. چه کنی؟ بروی یا بمانی همینجا؟ بروی پای نامه را امضا کنی یا بمانی اینجا و دیگر قدم از قدم برنداری. اصلا مگر بعد از این موکب میشد راه را ادامه داد؟
خیال میکنی میشود بیخیال شد و ادامه مسیر را طی کرد. آنها که امضا کرده بودند خیالشان راحت بود؛ یا در موکبها خوابیده بودند یا شبانه به راهشان ادامه میدادند که برسند کربلا. اما تو همچنان ایستادهای؛ اما خیالت راه دیگری پیموده و جای دیگری سیر میکند.
خیالت رفته جایی که قیس بن مِسهَر صیداوی، عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی، هانی بن هانی، شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و دیگران مشغول نوشتن نامهاند. همهشان هم که آدم عادی نبودند؛ بینشان آیتالله و مجتهد هم پیدا میشد. نامهشان را مهر کرده بودند. بعضیها نوشته بودند به سوی ما بیا که خداوند به وسیله تو ما را به سوی حق گرد آورد. برخی گفته بودند میوهها رسیده و باغها سرسبز شده و اگر بیایی سربازان آماده برای یاری داری.
روزش که رسید جز حبیب و قیس و چند تن دیگر، کسی مرد میدان نبود. سلیمان که اصلا به کربلا نیامد؛ احتمالا مثل «جمل» زهد ورزیده بود. شبث و حجار بن ابجر و دیگران هم که آمدند روبروی امام حسین شمشیر کشیدند.
باز دوباره برگشتهای روبروی موکب. بین دو امر مخیر شدهای؛ امضا کردن و امضا نکردن. اگر نامه را امضا نکنی، یعنی آماده و منتظر نیستی و اگر چنین باشد که همه زندگی را در جهل و شقاوت سپری کردهای. اما اگر امضا کنی چه؟ نکند پایت بلغزد و تو هم امام را در بیابانی رها کنی و مشغول دنیا شوی. صدایی تو را به خود میآورد و پرسشی که درونت را میکاود تا تصمیم بگیری... چه فرقی میان امام است با امام؟ چه فرقی میان حسین است با فرزند یا نائب زمانش؟
صدا آشناست. صاحبش را خوب میشناسی:
«و تو ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای و اكنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهادهای، نومید مشو كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار میكشد تا تو زنجیر خاك از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...
یاران! شتاب كنید. قافله در راه است. میگویند كه گناهكاران را نمیپذیرند. آری، گناهكاران را در این قافله راهی نیست، اما پشیمانان را میپذیرند.»
پ.ن: گیر کردهایم میان وادی تحیّر. خدا کند که شقی نشویم. اربعین نزدیک است و درد #جاماندگان بسیار.
@Nucleader
⭕️ جانی تازه در کالبد یک جنگ
«پیتر جکسون» کارگردان سهگانه «ارباب حلقهها» در صد سالگی جنگ جهانی اول جان تازهای به این جنگ عظیم داده است.
جدیدترین اثر او مستندی است که تمام تصاویر سیاه و سفید آن با تکنیکهای بهروز سینمایی رنگی و سه بعدی شده و با صدای شبیه به واقعیت صداگذاری شده است.
این تصاویر به تصاویر رنگی شده جنگ جهانی اول در سال 2009 هم شبیه نیست و کیفیت بسیار متفاوتی دارد. جکسون اثر 90 دقیقهایش را از میان 600 ساعت فیلم سیاه و سفید و صامت تولید کرده است.
پیتر جکسون این پروژه را در چهار سال تولید کرده است. صوت فیلم با تکنیک لبخوانی و باز تولید صدا بازسازی شده است.
سی سال از پایان دفاع مقدس میگذرد. لازم است یکبار مواجهه سینماگران ایران با دفاع مقدس را با مواجهه سینماگران جهان با جنگهای اول و دوم مقایسه کنیم و البته مدیران سینمایی کشورمان را با مدیران سینمایی آمریکا، فرانسه و...
@NucLeader
«پیتر جکسون» کارگردان سهگانه «ارباب حلقهها» در صد سالگی جنگ جهانی اول جان تازهای به این جنگ عظیم داده است.
جدیدترین اثر او مستندی است که تمام تصاویر سیاه و سفید آن با تکنیکهای بهروز سینمایی رنگی و سه بعدی شده و با صدای شبیه به واقعیت صداگذاری شده است.
این تصاویر به تصاویر رنگی شده جنگ جهانی اول در سال 2009 هم شبیه نیست و کیفیت بسیار متفاوتی دارد. جکسون اثر 90 دقیقهایش را از میان 600 ساعت فیلم سیاه و سفید و صامت تولید کرده است.
پیتر جکسون این پروژه را در چهار سال تولید کرده است. صوت فیلم با تکنیک لبخوانی و باز تولید صدا بازسازی شده است.
سی سال از پایان دفاع مقدس میگذرد. لازم است یکبار مواجهه سینماگران ایران با دفاع مقدس را با مواجهه سینماگران جهان با جنگهای اول و دوم مقایسه کنیم و البته مدیران سینمایی کشورمان را با مدیران سینمایی آمریکا، فرانسه و...
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیزر مستند They shall not grow old
@NucLeader
@NucLeader
اردوغان پیگیر ماجرای خاشقجی است، آنوقت دولت آقای رئیسجمهور هرچه توانسته در کار پیگیری شهادت شهید رکنآبادی به دست همین سعودیهای بیشرافت سنگ انداخته است.
ماجرا را نشنیدهاید که قلب و مغز آقای سفیر را درآوردهاند؟ نشنیدهاید اجازه پیگیری ندادند؟ نشنیدهاید انفجار سفارت ایران در بیروت و ماجرای کشتن سفیر ایران در صنعا پیگیری نشد؟
@NucLeader
ماجرا را نشنیدهاید که قلب و مغز آقای سفیر را درآوردهاند؟ نشنیدهاید اجازه پیگیری ندادند؟ نشنیدهاید انفجار سفارت ایران در بیروت و ماجرای کشتن سفیر ایران در صنعا پیگیری نشد؟
@NucLeader
ابوالقاسم طالبی، کارگردان یتیمخانه ایران و قلادههای طلا:
باید سریعا فیلم دیدار حسن روحانی در سال 65 را بسازیم.
@NucLeader
باید سریعا فیلم دیدار حسن روحانی در سال 65 را بسازیم.
@NucLeader
https://www.instagram.com/p/BpAHYKfhscP/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1hmo2ggweulp2
برنامه دوران حاصل تلاش جمعی از دوستان بنده است که برای اولین بار پیرامون انقلابهای مهم چند سده اخیر صحبت خواهند کرد.
برای اولین بار در این شکل و شمایل دوستان جوان نسل سوم انقلاب اسلامی به عنوان کارشناس وارد تلویزیون خواهند شد.
برنامه بدون ضعف نیست؛ ایراداتی دارد و لازم به تلاش بیشتر، اما اتفاق مبارکی است و درآینده ميتواند با تجربه فصل اول کارهای بهتری را نیز تولید کند.
شما را به دیدن این برنامه دعوت میکنم.
جمعهها ساعت 21
شبکه افق
@NucLeader
برنامه دوران حاصل تلاش جمعی از دوستان بنده است که برای اولین بار پیرامون انقلابهای مهم چند سده اخیر صحبت خواهند کرد.
برای اولین بار در این شکل و شمایل دوستان جوان نسل سوم انقلاب اسلامی به عنوان کارشناس وارد تلویزیون خواهند شد.
برنامه بدون ضعف نیست؛ ایراداتی دارد و لازم به تلاش بیشتر، اما اتفاق مبارکی است و درآینده ميتواند با تجربه فصل اول کارهای بهتری را نیز تولید کند.
شما را به دیدن این برنامه دعوت میکنم.
جمعهها ساعت 21
شبکه افق
@NucLeader
Instagram
dorantv
. . . . حاصل تلاش پژوهشگران #انقلاب_انگلیس در دومین قسمت از #برنامه_دوران . . . هر #جمعه ساعت بیست و یک #شبکه_افق . . @doran.tv
|نیوکلیدر| pinned «https://www.instagram.com/p/BpAHYKfhscP/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1hmo2ggweulp2 برنامه دوران حاصل تلاش جمعی از دوستان بنده است که برای اولین بار پیرامون انقلابهای مهم چند سده اخیر صحبت خواهند کرد. برای اولین بار در این شکل و شمایل دوستان جوان نسل…»
موضوع تحصیل آقازادهها در خارج از ایران دو سر دارد؛ یک طرف این است که چرا بچههای بابا لاریجانیها و اقوام فریدون و دیگران باید در آمریکا و انگلیس تحصیل کنند و همانجا مشغول به کار شوند؟ اما طرف دیگر ماجرا این است که آمریکا هم آقازادههای مسئولین جمهوری اسلامی را از کشورش بیرون نکرده، اما بسیجیهای ساکن جمهوری اسلامی را #تحریم میکند.
هر دو صورتش البته افتضاحی است برای باباجانها. بیشتر خود را به ما مینُمایند!
@NucLeader
هر دو صورتش البته افتضاحی است برای باباجانها. بیشتر خود را به ما مینُمایند!
@NucLeader
Forwarded from شهید سید محمدباقر صدر
◼️ بیا تا حسن را تحویلت بدهیم!
▪️ استاد شهید آیتالله سید محمدباقر صدر:
سپاه امام حسنعلیهالسلام در #مسکن به سر میبُرد و بهتدریج نیروهای جنگجو را از دست می داد؛ آنچنان که شمار گریختگان از اقامتگاه سپاه #امام_حسن_علیه_السلام به هشتهزار تن از دوازدههزار رسید. در این هنگام امام حسنعلیهالسلام در #مدائن بود و خبرها به ایشان میرسید. این اخبار بر سپاه ایشان در مدائن بازتاب مییافت؛ امروز صدتن گریختهاند، پانصدنفر گریختهاند، دوهزار تن گریختهاند، سههزارتن گریختهاند، تا آن جا که شمار #فراریان به هشتهزار رسید.
#معاویه در آن لحظات بحرانی وخیم سه تن از یارانش را ـ که یکی از آنها مغیرةبنشعبه بود ـ با نامهای سوی امام حسنعلیهالسلام فرستاد. در آن نامه چه بود؟
در آن نامه مجموع نوشتههایی بود که از یاران امام حسنعلیهالسلام در کوفه به معاویه رسیده بود. این نوشتهها به معاویه میگفتند: بیا، ما گوش به فرمان و در خدمت توییم و حسن را تسلیم میکنیم و دستش را در دست تو میگذاریم.
معاویه این نوشته ها را برای امام حسنعلیهالسلام فرستاد تا ایشان خود آنها را بخواند. او با این کار کوشید تصمیم امام را در پیگیری خطِ #مبارزه و پیگیری #جهاد و کارزار بشکند.
آن سه تن پس از این که کوشیدند نظر سپاهیان را به خود جلب کنند، نزد امام حسنعلیهالسلام رسیدند. طبیعتاً آنان هیئت مذاکرهای بودند که از سوی معاویه نزد امام حسنعلیهالسلام میآمدند. این هیئت بازتاب خواهد داشت و چشمها به نتایج گفتوگوی این هیئت با امام دوخته خواهد شد. آنان نزد امام حسنعلیهالسلام آمدند و نوشتههای یاران خیانتکار ایشان را، به ایشان دادند.
امام پس از این که تمام نوشتهها را خواند، هیچ سخنی به عنوان حرف آخر درباره موضوع نگفت و رو سوی آن سه تن کرد و آنان را پند داد. ایشان فقط آنان را پند داد و سپس #سکوت کرد. ایشان سکوت کرد زیرا میخواست برای آخرین بار پایگاه مردمیاش را بیازماید تا ببیند آیا در این پایگاه مردمی برای پیگیری کارزار به هر قیمتی که باشد، قدرتی بر جا مانده است؟
آن سه تن از پیش امام بیرون آمدند و کوشیدند به امام حسنعلیهالسلام #دروغ ببندند. آنان بین سپاهیان پخش شدند و فریاد زدند که خداوند فرجی برای این امت حاصل کرد و پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از ریخته شدن خونها جلوگیری کرد، چون ایشان صلح را پذیرفت.
طبیعتاً این #اخبار_دروغ در تخدیر اذهان و بازداشتن عزمها و همتها و گستراندن دامنه شکی که گفتیم، اثر بزرگی داشت.
سپس امام بیرون آمد و ایستاد و در خطابهای فرمود ـ نقل به مضمون ـ: معاویه ما را به چیزی فرا میخوانَد که نه خیر ما در آن است و نه خیر شما؛ چه میکنید؟ آنان که میدانستند چیزی که نه خیر امام در آن است و نه خیر مردم چیست، همگی یک صدا فریاد برآوردند: #صلح، صلح!
این لحظه، لحظهای بود که امام حسنعلیهالسلام احساس کرد دیگر #بقای_تجربه_اسلامی و علوی امری نشدنی و ناممکن شده و کنارهگیری ایشان از کارزار به خاطر خود اسلام امری بایسته شده است؛ چراکه این تجربه با چنین شکی نمیتواند باقی بماند. پس باید این #شک را از میان بُرد و سپس تجربه را از سر گرفت. این شک بغرنج و بیدرمان ممکن نبود از میان رود جز این که امام علیعلیهالسلام و خط او [که امام حسنعلیهالسلام نماینده آن بود] کناره بگیرد تا برنامه و اهداف معاویه رخ بنماید.
🔸مطالعه درباره مفهوم این شک در تحلیل جامع و بدیع شهید صدر از شرایط امام حسنعلیهالسلام در کتاب «امامان اهل بیت علیهمالسلام؛ مرزبانان حریم اسلام». متن بالا گزیده تلخیصشدهای از صفحات ۴٠٣و۴٠۴ همین کتاب است.
🔹 کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 https://telegram.me/shahidsadr
🆔 @shahidsadr
▪️ استاد شهید آیتالله سید محمدباقر صدر:
سپاه امام حسنعلیهالسلام در #مسکن به سر میبُرد و بهتدریج نیروهای جنگجو را از دست می داد؛ آنچنان که شمار گریختگان از اقامتگاه سپاه #امام_حسن_علیه_السلام به هشتهزار تن از دوازدههزار رسید. در این هنگام امام حسنعلیهالسلام در #مدائن بود و خبرها به ایشان میرسید. این اخبار بر سپاه ایشان در مدائن بازتاب مییافت؛ امروز صدتن گریختهاند، پانصدنفر گریختهاند، دوهزار تن گریختهاند، سههزارتن گریختهاند، تا آن جا که شمار #فراریان به هشتهزار رسید.
#معاویه در آن لحظات بحرانی وخیم سه تن از یارانش را ـ که یکی از آنها مغیرةبنشعبه بود ـ با نامهای سوی امام حسنعلیهالسلام فرستاد. در آن نامه چه بود؟
در آن نامه مجموع نوشتههایی بود که از یاران امام حسنعلیهالسلام در کوفه به معاویه رسیده بود. این نوشتهها به معاویه میگفتند: بیا، ما گوش به فرمان و در خدمت توییم و حسن را تسلیم میکنیم و دستش را در دست تو میگذاریم.
معاویه این نوشته ها را برای امام حسنعلیهالسلام فرستاد تا ایشان خود آنها را بخواند. او با این کار کوشید تصمیم امام را در پیگیری خطِ #مبارزه و پیگیری #جهاد و کارزار بشکند.
آن سه تن پس از این که کوشیدند نظر سپاهیان را به خود جلب کنند، نزد امام حسنعلیهالسلام رسیدند. طبیعتاً آنان هیئت مذاکرهای بودند که از سوی معاویه نزد امام حسنعلیهالسلام میآمدند. این هیئت بازتاب خواهد داشت و چشمها به نتایج گفتوگوی این هیئت با امام دوخته خواهد شد. آنان نزد امام حسنعلیهالسلام آمدند و نوشتههای یاران خیانتکار ایشان را، به ایشان دادند.
امام پس از این که تمام نوشتهها را خواند، هیچ سخنی به عنوان حرف آخر درباره موضوع نگفت و رو سوی آن سه تن کرد و آنان را پند داد. ایشان فقط آنان را پند داد و سپس #سکوت کرد. ایشان سکوت کرد زیرا میخواست برای آخرین بار پایگاه مردمیاش را بیازماید تا ببیند آیا در این پایگاه مردمی برای پیگیری کارزار به هر قیمتی که باشد، قدرتی بر جا مانده است؟
آن سه تن از پیش امام بیرون آمدند و کوشیدند به امام حسنعلیهالسلام #دروغ ببندند. آنان بین سپاهیان پخش شدند و فریاد زدند که خداوند فرجی برای این امت حاصل کرد و پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از ریخته شدن خونها جلوگیری کرد، چون ایشان صلح را پذیرفت.
طبیعتاً این #اخبار_دروغ در تخدیر اذهان و بازداشتن عزمها و همتها و گستراندن دامنه شکی که گفتیم، اثر بزرگی داشت.
سپس امام بیرون آمد و ایستاد و در خطابهای فرمود ـ نقل به مضمون ـ: معاویه ما را به چیزی فرا میخوانَد که نه خیر ما در آن است و نه خیر شما؛ چه میکنید؟ آنان که میدانستند چیزی که نه خیر امام در آن است و نه خیر مردم چیست، همگی یک صدا فریاد برآوردند: #صلح، صلح!
این لحظه، لحظهای بود که امام حسنعلیهالسلام احساس کرد دیگر #بقای_تجربه_اسلامی و علوی امری نشدنی و ناممکن شده و کنارهگیری ایشان از کارزار به خاطر خود اسلام امری بایسته شده است؛ چراکه این تجربه با چنین شکی نمیتواند باقی بماند. پس باید این #شک را از میان بُرد و سپس تجربه را از سر گرفت. این شک بغرنج و بیدرمان ممکن نبود از میان رود جز این که امام علیعلیهالسلام و خط او [که امام حسنعلیهالسلام نماینده آن بود] کناره بگیرد تا برنامه و اهداف معاویه رخ بنماید.
🔸مطالعه درباره مفهوم این شک در تحلیل جامع و بدیع شهید صدر از شرایط امام حسنعلیهالسلام در کتاب «امامان اهل بیت علیهمالسلام؛ مرزبانان حریم اسلام». متن بالا گزیده تلخیصشدهای از صفحات ۴٠٣و۴٠۴ همین کتاب است.
🔹 کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 https://telegram.me/shahidsadr
🆔 @shahidsadr
Telegram
شهید سید محمدباقر صدر
💠 پژوهشگاه تخصصی شهید صدر
مركز الأبحاث والدراسات التخصصية للشهيد الصدر
💻سایت:
www.mbsadr.ir
🔸 ایتا:
eitaa.com/shahidsadr
📱اينستاگرام:
https://instagram.com/_u/shahidsadr?r=sun1
🔹روبیکا:
https://rubika.ir/shahidsadr
☎️ شماره تماس:
+982537846080
مركز الأبحاث والدراسات التخصصية للشهيد الصدر
💻سایت:
www.mbsadr.ir
🔸 ایتا:
eitaa.com/shahidsadr
📱اينستاگرام:
https://instagram.com/_u/shahidsadr?r=sun1
🔹روبیکا:
https://rubika.ir/shahidsadr
☎️ شماره تماس:
+982537846080
✍️ ناگهان «خاشقجی» مهم میشود
یک هفته است اخبار سراسر دنیا حول مسئله «خاشقجی» است. سعودی که چهار سال گذشته یمن را با خاک یکسان کرده، بیش از هزار نفر در فاجعه منا در مراسم حج کشته داده، سفیر ایران را عامدانه ربوده و شهید کرده و رپورتاژ آگهیهای فراوان مفتیهاشان درباره حمله به سوریه اینترنت را پر کرده است، یکباره با قتل یک نفر که رسانهها او را «منتقد حکومت» میخوانند به گوشه رینگ کشیده میشود تا فکر نکند غربیها انقدر راحت به او اجازه هفتتیرکشی در شهر میدهند.
خاشقجی را منتقد سعودی عنوان کردهاند و مثلا سایتهای خبری و شبکه خبر خودمان هم مرتبا از او به عنوان منتقد حکومت سعودی یاد میکنند، اما کافی است توییتهای متعدد او در حمایت از حکومت آلسعود در حمله به یمن، سوریه و مسائل دیگر را بخوانیم تا معلوم شود این منتقد بودن هم نمایشی بیش نیست. نمیدانم رویکرد جدیدش در انتقاد به حکومت سعودی را کدام دست پشت پرده برنامهریزی کرده است، اما نه او منتقد است و نه نقدهای چند شبه و ناگهانی را میشود انتقاد نامید.
خاشقجی کیست؟
«جمال خاشقجی» یا خاشقچی، قاشقچی و یا به تعبیری قاچاقچی از خاندانی برآمده که امروزه میتوانیم جرأت کنیم و نامش را «شبکه» بنامیم. شبکهای برآمده از یک خاندان قدرتمند یا به تعبیر الیگارشی که یک سرش به زرسالاران یهودی وصل است. عموی جمال، «عدنان خاشقجی» دلال اسلحه و از صاحب نفوذهای عربستان سعودی است که ارتباط دوستانه و نزدیکی با مقامات اسرائیل داشته است و دست بر قضا در ماجرای «ایران کنترا» یا همان «مکفارلین» نیز نقش مهمی ایفا کرده است. چه نقشی؟ او واسطه فروش اسلحه در دیدار «منوچهر قربانیفر» با «امیرام نیر» اسرائیلی است.
امیرام نیر کیست؟ لطفا این را نپرسید، چون شورای نگهبان یکی از کشورهای منطقه فردی که منابع غربی ادعا میکنند سال 65 مسئولیت داشته و با او دیدار مخفیانه کرده است را تایید صلاحیت کردهاند!
پدربزرگ جمال خاشقجی دکتر خصوصی «عبدالعزيز» پادشاه سعودی بوده و رابطهای شبیه دکتر ایادی خودمان با شاه داشته است. خواهر، برادر، مادر، عمو، پسرعمو و... همه از این خاندان با نفوذ سعودیاند و حالا که جمال را به شکلی ابلهانه قطعهقطعه کردهاند، پا روی دم سعودی گذاشتهاند تا بفهمد درافتادن با خاندان الیگارشی یعنی چه.
نهایتا پول کار را حل میکند. همین سفر پمپئو 100 میلیون دلار برای سعودی خرج برداشت و موضوع هم کمکم فراموش میشود، چون فعلا بنسلمان را خوب میشود دوشید.
هیچ چیز رسانههای غربی بیدروپیکر نیست، برعکس ما و رسانههامان.
@NucLeader
یک هفته است اخبار سراسر دنیا حول مسئله «خاشقجی» است. سعودی که چهار سال گذشته یمن را با خاک یکسان کرده، بیش از هزار نفر در فاجعه منا در مراسم حج کشته داده، سفیر ایران را عامدانه ربوده و شهید کرده و رپورتاژ آگهیهای فراوان مفتیهاشان درباره حمله به سوریه اینترنت را پر کرده است، یکباره با قتل یک نفر که رسانهها او را «منتقد حکومت» میخوانند به گوشه رینگ کشیده میشود تا فکر نکند غربیها انقدر راحت به او اجازه هفتتیرکشی در شهر میدهند.
خاشقجی را منتقد سعودی عنوان کردهاند و مثلا سایتهای خبری و شبکه خبر خودمان هم مرتبا از او به عنوان منتقد حکومت سعودی یاد میکنند، اما کافی است توییتهای متعدد او در حمایت از حکومت آلسعود در حمله به یمن، سوریه و مسائل دیگر را بخوانیم تا معلوم شود این منتقد بودن هم نمایشی بیش نیست. نمیدانم رویکرد جدیدش در انتقاد به حکومت سعودی را کدام دست پشت پرده برنامهریزی کرده است، اما نه او منتقد است و نه نقدهای چند شبه و ناگهانی را میشود انتقاد نامید.
خاشقجی کیست؟
«جمال خاشقجی» یا خاشقچی، قاشقچی و یا به تعبیری قاچاقچی از خاندانی برآمده که امروزه میتوانیم جرأت کنیم و نامش را «شبکه» بنامیم. شبکهای برآمده از یک خاندان قدرتمند یا به تعبیر الیگارشی که یک سرش به زرسالاران یهودی وصل است. عموی جمال، «عدنان خاشقجی» دلال اسلحه و از صاحب نفوذهای عربستان سعودی است که ارتباط دوستانه و نزدیکی با مقامات اسرائیل داشته است و دست بر قضا در ماجرای «ایران کنترا» یا همان «مکفارلین» نیز نقش مهمی ایفا کرده است. چه نقشی؟ او واسطه فروش اسلحه در دیدار «منوچهر قربانیفر» با «امیرام نیر» اسرائیلی است.
امیرام نیر کیست؟ لطفا این را نپرسید، چون شورای نگهبان یکی از کشورهای منطقه فردی که منابع غربی ادعا میکنند سال 65 مسئولیت داشته و با او دیدار مخفیانه کرده است را تایید صلاحیت کردهاند!
پدربزرگ جمال خاشقجی دکتر خصوصی «عبدالعزيز» پادشاه سعودی بوده و رابطهای شبیه دکتر ایادی خودمان با شاه داشته است. خواهر، برادر، مادر، عمو، پسرعمو و... همه از این خاندان با نفوذ سعودیاند و حالا که جمال را به شکلی ابلهانه قطعهقطعه کردهاند، پا روی دم سعودی گذاشتهاند تا بفهمد درافتادن با خاندان الیگارشی یعنی چه.
نهایتا پول کار را حل میکند. همین سفر پمپئو 100 میلیون دلار برای سعودی خرج برداشت و موضوع هم کمکم فراموش میشود، چون فعلا بنسلمان را خوب میشود دوشید.
هیچ چیز رسانههای غربی بیدروپیکر نیست، برعکس ما و رسانههامان.
@NucLeader
|نیوکلیدر|
✍️ ناگهان «خاشقجی» مهم میشود یک هفته است اخبار سراسر دنیا حول مسئله «خاشقجی» است. سعودی که چهار سال گذشته یمن را با خاک یکسان کرده، بیش از هزار نفر در فاجعه منا در مراسم حج کشته داده، سفیر ایران را عامدانه ربوده و شهید کرده و رپورتاژ آگهیهای فراوان مفتیهاشان…
عدد کشتهها را با عدد دیگری اشتباه کردم و یک میلیون نفر ذکر کردم.
تصحیح شد.
لطفا اگر فوروارد کردید، تصحیح کنید.
ممنون
تصحیح شد.
لطفا اگر فوروارد کردید، تصحیح کنید.
ممنون
Forwarded from مکتوبات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای أین عمار علی بن ابیطالب هزار و چهارصد سال است در گوش تاریخ میپیچد.
عمار یاسر خود داعیهای نداشت، اما مرد روزهای سخت و آرام دل امیرالمؤمنین بود.
کاش ما هم بدون توهمات درونی و خودبزرگپنداریها بتوانیم راهش را ادامه دهیم.
شادی روح این شهید بزرگوار اسلام صلوات
@NucLeader
عمار یاسر خود داعیهای نداشت، اما مرد روزهای سخت و آرام دل امیرالمؤمنین بود.
کاش ما هم بدون توهمات درونی و خودبزرگپنداریها بتوانیم راهش را ادامه دهیم.
شادی روح این شهید بزرگوار اسلام صلوات
@NucLeader