|نیوکلیدر|
✍️ حوزههای خیلی علمیه غیر متحجر و غیر متجدد 14 اسفند 1359 رییسجمهور بنیصدر درحال سخنرانی در دانشگاه تهران بود که به یکباره فضا متشنج شد. گروهی که رییسجمهور وقت آنها را «چماقدار» و وابسته به «آیتالله بهشتی» و «حزب جمهوری اسلامی» میخواند، برخی از حاضرین…
اگر مثلا امروز سرویسهای جاسوسی کشورهای دیگر یک یهودی معمم به حوزههای علمیه قالب کنند و او معتقد باشد علیه خدا و معصومین هم میتوان فلان کرد یا بگوید دلیل خروج امام حسین علیهالسلام چه و چه بود و یا مثلا نسبت موهنی به رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بدهد، نهاد حوزه علمیه و به خصوص مراجع تقلید نسبت به او واکنشی نخواهند داشت، اما کافی است #رحیم_پور_ازغدی عبا و عمامهاش را کنار بگذارد و #حوزه_سکولار را نقد کند تا بهیکباره امام زمان عجل الله تعالی فرجهالشریف مورد اهانت قرار بگیرند.
از این پاراگراف که باقی ماند تا همه آنچه حذف شد، نقدی است بر نهاد حوزه علمیه که میتوانست -و به نظرم باید- مهمترین ستون حمایت جمهوری و انقلاب اسلامی را تشکیل دهد، اما امروز...
@NucLeader
از این پاراگراف که باقی ماند تا همه آنچه حذف شد، نقدی است بر نهاد حوزه علمیه که میتوانست -و به نظرم باید- مهمترین ستون حمایت جمهوری و انقلاب اسلامی را تشکیل دهد، اما امروز...
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «✍️ حوزههای خیلی علمیه غیر متحجر و غیر متجدد 14 اسفند 1359 رییسجمهور بنیصدر درحال سخنرانی در دانشگاه تهران بود که به یکباره فضا متشنج شد. گروهی که رییسجمهور وقت آنها را «چماقدار» و وابسته به «آیتالله بهشتی» و «حزب جمهوری اسلامی» میخواند، برخی از حاضرین…»
✍️ مردی برای تمام فصول
مسئول شاخه «پیکار» خراسان که حالا معتقد است چهل سال از انقلاب گذشته و یک روز خوش ندیدهایم، روزگاری به گفته خودش طلبه حوزه علمیه شده و شاگرد «بهشتی» و «خامنهای» میشود، اما بعد از مدتی حوزه علمیه را رها میکند تا به مرام مارکسیسم پیوسته و پیکاری شود. بعد از انقلاب نیز به تبع همصنفهای خود شغل «نان به نرخ روزخوری» را انتخاب میکند. یک روز در جمع «افسران جنگ نرم» سخنرانی صد دقیقهای میکند و روزی دیگر علیه نظام حرف میزند.
کیانیان هنرمند نیست، شغلش سینماگری است و خوب بلد است از همه آخورها بخورد؛ از دمنوش «نیوشا» تا اجرای «حراج تهران»، از کمونیسم تا انقلاب اسلامی.
وقاحت او ذاتی نیست، نتیجه مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی است که جوانک کمونیست چهل سال پیش را به بازیگر پرروی امروز تبدیل کردهاند. شاید اگر او در حکومت پهلوی میزیست و برخورد مدیران آن دوره با سینماگران را درک میکرد، امروز قدر عافیت میدانست. کیانیان و امثال او را خودمان پررو کردهایم...
@Nucleader
مسئول شاخه «پیکار» خراسان که حالا معتقد است چهل سال از انقلاب گذشته و یک روز خوش ندیدهایم، روزگاری به گفته خودش طلبه حوزه علمیه شده و شاگرد «بهشتی» و «خامنهای» میشود، اما بعد از مدتی حوزه علمیه را رها میکند تا به مرام مارکسیسم پیوسته و پیکاری شود. بعد از انقلاب نیز به تبع همصنفهای خود شغل «نان به نرخ روزخوری» را انتخاب میکند. یک روز در جمع «افسران جنگ نرم» سخنرانی صد دقیقهای میکند و روزی دیگر علیه نظام حرف میزند.
کیانیان هنرمند نیست، شغلش سینماگری است و خوب بلد است از همه آخورها بخورد؛ از دمنوش «نیوشا» تا اجرای «حراج تهران»، از کمونیسم تا انقلاب اسلامی.
وقاحت او ذاتی نیست، نتیجه مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی است که جوانک کمونیست چهل سال پیش را به بازیگر پرروی امروز تبدیل کردهاند. شاید اگر او در حکومت پهلوی میزیست و برخورد مدیران آن دوره با سینماگران را درک میکرد، امروز قدر عافیت میدانست. کیانیان و امثال او را خودمان پررو کردهایم...
@Nucleader
⭕️ فقه از لحاظ کمی پیشرفتی نداشته است
💬 «همانطور که میدانید فقه از لحاظ کیفی پیشرفت کرده؛ اما از لحاظ کمّی پیشرفتی نداشته است. از لحاظ کیفی پیشرفت کرده است؛ زیرا شیوههای استنباط عمیقتر و روشهای تفکر فقهی دقیقتر شده و عمق علمی فقه شکوه ویژهای پیدا کرده است. اما از لحاظ کمّی پیشرفتی نکرده است؛ چراکه فقه همچنان در همان محدودۀ معیّنی که از هزار یا صدها سال پیش در آن بحث و پژوهش شده است کار میکند، همچنان به همان محدودۀ بستۀ مشکلات انسان میپردازد، همچنان فقه با آینۀ #صدها_سال_پیش، به این جهان نگاه میکند و سپس برای آن راهکار و درمان ارائه میدهد.»
این بخشی از صحبتهای «شهید سید محمدباقر صدر» بود که در کتاب «ومضات» با ترجمه «بارقهها» چاپ شده است. این کتاب مجموعه بخشی از سخنرانیهای ایشان در جلسات و بحثهای پس از درس خارج در سالهای 1344 تا 1348 هجری شمسی است.
صحبتهای سید محمدباقر صدر درباره وضعیت فقهی و مطابقت آن با حکومتداری از این جهت بسیار مهم است که او خود هم مرجع تقلید بوده و هم در حرکت افقی فقهی مهمترین گامها را برداشته است. در صورت تمایل میتوانید ادامه بحث ایشان درباره ضعفها و مشکلات فقه در حوزههای علمیه را از لینک زیر بخوانید. مطالبی که 50 سال از ایراد آن گذشته، ولی همچنان محسوس است.
http://nucleader.ir/post/168
@NucLeader
💬 «همانطور که میدانید فقه از لحاظ کیفی پیشرفت کرده؛ اما از لحاظ کمّی پیشرفتی نداشته است. از لحاظ کیفی پیشرفت کرده است؛ زیرا شیوههای استنباط عمیقتر و روشهای تفکر فقهی دقیقتر شده و عمق علمی فقه شکوه ویژهای پیدا کرده است. اما از لحاظ کمّی پیشرفتی نکرده است؛ چراکه فقه همچنان در همان محدودۀ معیّنی که از هزار یا صدها سال پیش در آن بحث و پژوهش شده است کار میکند، همچنان به همان محدودۀ بستۀ مشکلات انسان میپردازد، همچنان فقه با آینۀ #صدها_سال_پیش، به این جهان نگاه میکند و سپس برای آن راهکار و درمان ارائه میدهد.»
این بخشی از صحبتهای «شهید سید محمدباقر صدر» بود که در کتاب «ومضات» با ترجمه «بارقهها» چاپ شده است. این کتاب مجموعه بخشی از سخنرانیهای ایشان در جلسات و بحثهای پس از درس خارج در سالهای 1344 تا 1348 هجری شمسی است.
صحبتهای سید محمدباقر صدر درباره وضعیت فقهی و مطابقت آن با حکومتداری از این جهت بسیار مهم است که او خود هم مرجع تقلید بوده و هم در حرکت افقی فقهی مهمترین گامها را برداشته است. در صورت تمایل میتوانید ادامه بحث ایشان درباره ضعفها و مشکلات فقه در حوزههای علمیه را از لینک زیر بخوانید. مطالبی که 50 سال از ایراد آن گذشته، ولی همچنان محسوس است.
http://nucleader.ir/post/168
@NucLeader
nucleader.ir
پیشرفت در فقه عمودی بوده است، نه افقی :: نـــیـــوک لـــیــــدر
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
شهید سید محمدباقر صدر از مراجع تقلید معاصر در سالهای دهه چهل جلسهای را برای عموم طلبهها تشکیل داده بود که در آن به پرسشها و مسائل گوناگون پاسخ میداد و ...
شهید سید محمدباقر صدر از مراجع تقلید معاصر در سالهای دهه چهل جلسهای را برای عموم طلبهها تشکیل داده بود که در آن به پرسشها و مسائل گوناگون پاسخ میداد و ...
180 میلیارد تومان مقدار هزینهای است که اتحادیه اروپا به عنوان کمک به ایران به منظور ماندن در برجام و حفظ آن پرداخته است.
چقدر در این سالها #تحقیر_عمومی میشویم!
@NucLeader
چقدر در این سالها #تحقیر_عمومی میشویم!
@NucLeader
✍️ امام و کمونیستهای مبارز
در دوره تبعید حضرت امام به عراق، بسیاری از علما به ایشان نامه دادند که از جریان مجاهدین خلق حمایت کنند، اما ایشان نپذیرفتند.
«سیل تقاضاها و نامهها و پیامها به نجف سرازیر شد که تا دیر نشده آقا از آنها حمایت کند، اما نظر آقا چنین نیست و آنها را قبول ندارد و میگوید عقایدشان انحرافی است؛ معاد را قبول ندارند. این را پس از دیدارهای مکرر با نمایندگان آنها دریافته بود.»
در ادامه، درباره اصرار علما به حضرت امام در خصوص حمایت از مجاهدین خلق چنین آمده است:
❇️«برخی از توصیهها درباره مجاهدین خلق را احمد خمینی به آقا رسانده بود و خودش هم با حمایت از آنها موافق بود و تعریف میکند آقا در مقابل درخواستهایش گفته است:
«آقایان منتظری و طالقانی و مطهری هم مرا تشویق به دفاع از آنان کردند، اما شماها متوجه نیستید. اینها شما را بازی داده اند، آنها به اسلام ما معتقد نیستند. دوستان خارج از کشور هم در این مورد به من فشار آورده اند، ولی آنها هم کلاه سرشان رفته است.»
زمانی که «بدیع زادگان» از اعضای سازمان را در زندان به شدت شکنجه کردند، بدنش را اطو کشیدند و نخایش را سوزاندند و کشته شد. همه منقلب شدند. آقای دعایی از نزدیکان او در نجف پیش او اصرار و گریه میکرد پیامی بدهد، نداد. گفت به اسم نمیدهم، به طور کلی شکنجهها را محکوم میکنم. دعایی دو سه ماه با آقا قهر کرد، حتی شهریهای را که آقا ماهانه میداد نگرفت.»
⭕️ بعد از شهادت ایتالله غفاری فشارها به امام بیشتر میشود. یکی از جوانهای حامی سازمان آمده بود عراق به امام گفته بود چرا در حمایت از آقای شیخ نصرالله خلخالی نامه میدهید، اما برای مجاهدین نه. امام در پاسخ میگوید:
«ایشان رفیق چهل ساله من است. این چه مسئلهای دارد که شما بگویید چرا برای ایشان نوشتم! و نسبت به این آقایان نمینویسم؟ من اگر بنا بود موضعی بگیرم، موضع مخالفت میگرفتم.
به آقا گفت: یعنی نسبت به این جوانهایی که در این شرایط اختناق با رژیم پهلوی مبارزه میکنند، موضع مخالفت میگرفتید؟!
آقا تند شد و گفت: من مبارزهای را که کمونیست میکند، قبول ندارم. من از جریان فکری منحرف حمایت نمیکنم.»
⭕️ نهایتا در خصوص ماجرای سازمان مجاهدین خلق، پس از تغییر ایدئولوژی سازمان در سال 55 روحانیون طرفدار امام که بارها خواسته بودند که امام از آنها حمایت کند، شوکه شدند و البته بسیار خوشنود که آقا زیر بار حرفهایشان نرفته بود.
«آقای هاشمی رفسنجانی که پس از آزادی از زندان به دیدار امام در نجف رفته بود به آقا گفته بود:
«حالا میفهمیم با آن که شما از اینها دور بودید و ما در کشور بودیم، حرکت شما صحیح بوده است... این روزها ممکن است تلاشهای جدیدی برای تایید گرفتن از شنما بشود. تقاضای ما این است که شما همان راه خودتان را ادامه دهید...»
📚 کتاب دائرهالمعارف مصور امام خمینی، صفحات 166، 167، 180و 191
@NucLeader
در دوره تبعید حضرت امام به عراق، بسیاری از علما به ایشان نامه دادند که از جریان مجاهدین خلق حمایت کنند، اما ایشان نپذیرفتند.
«سیل تقاضاها و نامهها و پیامها به نجف سرازیر شد که تا دیر نشده آقا از آنها حمایت کند، اما نظر آقا چنین نیست و آنها را قبول ندارد و میگوید عقایدشان انحرافی است؛ معاد را قبول ندارند. این را پس از دیدارهای مکرر با نمایندگان آنها دریافته بود.»
در ادامه، درباره اصرار علما به حضرت امام در خصوص حمایت از مجاهدین خلق چنین آمده است:
❇️«برخی از توصیهها درباره مجاهدین خلق را احمد خمینی به آقا رسانده بود و خودش هم با حمایت از آنها موافق بود و تعریف میکند آقا در مقابل درخواستهایش گفته است:
«آقایان منتظری و طالقانی و مطهری هم مرا تشویق به دفاع از آنان کردند، اما شماها متوجه نیستید. اینها شما را بازی داده اند، آنها به اسلام ما معتقد نیستند. دوستان خارج از کشور هم در این مورد به من فشار آورده اند، ولی آنها هم کلاه سرشان رفته است.»
زمانی که «بدیع زادگان» از اعضای سازمان را در زندان به شدت شکنجه کردند، بدنش را اطو کشیدند و نخایش را سوزاندند و کشته شد. همه منقلب شدند. آقای دعایی از نزدیکان او در نجف پیش او اصرار و گریه میکرد پیامی بدهد، نداد. گفت به اسم نمیدهم، به طور کلی شکنجهها را محکوم میکنم. دعایی دو سه ماه با آقا قهر کرد، حتی شهریهای را که آقا ماهانه میداد نگرفت.»
⭕️ بعد از شهادت ایتالله غفاری فشارها به امام بیشتر میشود. یکی از جوانهای حامی سازمان آمده بود عراق به امام گفته بود چرا در حمایت از آقای شیخ نصرالله خلخالی نامه میدهید، اما برای مجاهدین نه. امام در پاسخ میگوید:
«ایشان رفیق چهل ساله من است. این چه مسئلهای دارد که شما بگویید چرا برای ایشان نوشتم! و نسبت به این آقایان نمینویسم؟ من اگر بنا بود موضعی بگیرم، موضع مخالفت میگرفتم.
به آقا گفت: یعنی نسبت به این جوانهایی که در این شرایط اختناق با رژیم پهلوی مبارزه میکنند، موضع مخالفت میگرفتید؟!
آقا تند شد و گفت: من مبارزهای را که کمونیست میکند، قبول ندارم. من از جریان فکری منحرف حمایت نمیکنم.»
⭕️ نهایتا در خصوص ماجرای سازمان مجاهدین خلق، پس از تغییر ایدئولوژی سازمان در سال 55 روحانیون طرفدار امام که بارها خواسته بودند که امام از آنها حمایت کند، شوکه شدند و البته بسیار خوشنود که آقا زیر بار حرفهایشان نرفته بود.
«آقای هاشمی رفسنجانی که پس از آزادی از زندان به دیدار امام در نجف رفته بود به آقا گفته بود:
«حالا میفهمیم با آن که شما از اینها دور بودید و ما در کشور بودیم، حرکت شما صحیح بوده است... این روزها ممکن است تلاشهای جدیدی برای تایید گرفتن از شنما بشود. تقاضای ما این است که شما همان راه خودتان را ادامه دهید...»
📚 کتاب دائرهالمعارف مصور امام خمینی، صفحات 166، 167، 180و 191
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «✍️ امام و کمونیستهای مبارز در دوره تبعید حضرت امام به عراق، بسیاری از علما به ایشان نامه دادند که از جریان مجاهدین خلق حمایت کنند، اما ایشان نپذیرفتند. «سیل تقاضاها و نامهها و پیامها به نجف سرازیر شد که تا دیر نشده آقا از آنها حمایت کند، اما نظر آقا…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصویر خیلی درد دارد.
مأمور قانون را به خاطر اجرای قانون کتک میزند.
چه کسی؟ بچه پولدار پررو!
@NucLeader
مأمور قانون را به خاطر اجرای قانون کتک میزند.
چه کسی؟ بچه پولدار پررو!
@NucLeader
⭕️ طعم تلخ اشغال
سوم شهریور 1320 بود که ایران اشغال شد. اشغال یک کشور ظرف مدت سه روز شاید بیسابقهترین زمان تصرف یک کشور آن هم به وسعت خاک کشورمان باشد.
روسیه از شمال و انگلستان از جنوب از مرزها وارد خاکمان شدند و تختهگاز تا تهران آمدند. کارگر اصطبل و طویله کنسول هلند و فرمانده قزاق سابق یعنی رضا آلاشتی -معروف به رضا پهلوی یا رضا خان- هم دستور تسلیم به همه واحدهای نظامی کشور را صادر کرد و رسما دو دستش را بالا برد تا کشورمان ذلیلانه تسلیم اجانب شده و طعم تلخ #استعمار را بچشد!
از آن روز تا شلیک اولین گلوله ارتش صدام به خاک میهنمان 39 سال گذشت. ایران درگیر جنگی هشت ساله شد، مقاومت کرد و یک وجب از خاک خود را تسلیم بیگانه نکرد. صدام حسین اگرچه دیکتاتور وابسته به آمریکا بود، اما آنقدرها ابله نبود که نداند اشغال ایران و رسیدن به تهران کار سختی است. تجربه رژیم پهلوی و حاکمان بیکفایتش باعث شده بود فکر کند میتواند ایران اسلامی را یک هفتهای اشغال کند. اما به ایران حمله کرد و نتیجهاش را هم دید.
از روزی که «چرچیل»، «روزولت» و «استالین» در تهران به عنوان پل پیروزی متفقین جلسهای برگزار کرده و دنیا را تقسیم کردند تا امروز 75 سال میگذرد. سرنوشت ایران بدون تفکر انقلابی و بدون آرمانهای امام خمینی و امام خامنهای چیزی جز #اشغال و تجزیه نخواهد بود و این آزادی و آزادگی امروز مدیون خون شهیدان است.
روحشان شاد...
@NucLeader
سوم شهریور 1320 بود که ایران اشغال شد. اشغال یک کشور ظرف مدت سه روز شاید بیسابقهترین زمان تصرف یک کشور آن هم به وسعت خاک کشورمان باشد.
روسیه از شمال و انگلستان از جنوب از مرزها وارد خاکمان شدند و تختهگاز تا تهران آمدند. کارگر اصطبل و طویله کنسول هلند و فرمانده قزاق سابق یعنی رضا آلاشتی -معروف به رضا پهلوی یا رضا خان- هم دستور تسلیم به همه واحدهای نظامی کشور را صادر کرد و رسما دو دستش را بالا برد تا کشورمان ذلیلانه تسلیم اجانب شده و طعم تلخ #استعمار را بچشد!
از آن روز تا شلیک اولین گلوله ارتش صدام به خاک میهنمان 39 سال گذشت. ایران درگیر جنگی هشت ساله شد، مقاومت کرد و یک وجب از خاک خود را تسلیم بیگانه نکرد. صدام حسین اگرچه دیکتاتور وابسته به آمریکا بود، اما آنقدرها ابله نبود که نداند اشغال ایران و رسیدن به تهران کار سختی است. تجربه رژیم پهلوی و حاکمان بیکفایتش باعث شده بود فکر کند میتواند ایران اسلامی را یک هفتهای اشغال کند. اما به ایران حمله کرد و نتیجهاش را هم دید.
از روزی که «چرچیل»، «روزولت» و «استالین» در تهران به عنوان پل پیروزی متفقین جلسهای برگزار کرده و دنیا را تقسیم کردند تا امروز 75 سال میگذرد. سرنوشت ایران بدون تفکر انقلابی و بدون آرمانهای امام خمینی و امام خامنهای چیزی جز #اشغال و تجزیه نخواهد بود و این آزادی و آزادگی امروز مدیون خون شهیدان است.
روحشان شاد...
@NucLeader
حضرت سیدالشهدا حسین بن علی علیهالسلام شب پیش از هجرت به سوی كربلا در پایان خطبهای بلند فرمودند:
«آگاه باشید، هر آن كه میخواهد خونش را در راه ما اهل بیت كه راه حق است نثار كند و خود در بهشت لقاءالله منزل گیرد، با ما راهی كربلا شود. من فردا صبح انشاءالله به راه میافتم.»
«مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالى»
پ.ن: این را قرار بود عید قربان بنویسم. این جملات را خیلی دوست دارم و کاش بعد از توفیق خدمت در جبهههای مختلف قسمت شود «مهجه» -خون قلب- خود را در راه امام حسین علیهالسلام هدیه کنیم.
@NucLeader
«آگاه باشید، هر آن كه میخواهد خونش را در راه ما اهل بیت كه راه حق است نثار كند و خود در بهشت لقاءالله منزل گیرد، با ما راهی كربلا شود. من فردا صبح انشاءالله به راه میافتم.»
«مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالى»
پ.ن: این را قرار بود عید قربان بنویسم. این جملات را خیلی دوست دارم و کاش بعد از توفیق خدمت در جبهههای مختلف قسمت شود «مهجه» -خون قلب- خود را در راه امام حسین علیهالسلام هدیه کنیم.
@NucLeader
✅ قم و دستگاه پهلوی
آقای خامنهای به حجرهاش باز گشت. تلگراف سلامتیاش را برای پدر و مادرش فرستاد و وصیت نامهاش را هم نوشت. مأمورها روزهای بعد هم پی طلبهها بودند. آقای خامنهای حجرهاش را ترک کرد و به خانه آشناهایش رفت تا پیدایش نکنند.
فاجعه فیضیه چهره زشت حکومت را برای مردم قم آشکار کرد. آقای خامنهای:
«هیچ گونه چهره زشتی از دستگاه توی قم محسوس و ملموس نبود. در قم زن بیحجاب نبود. رادیویی که با صدای بلند موسیقی پخش کند وجود نداشت. هیچ چیز ظاهرى ضدشرع از آن قبيل که در همه ایران توسط دستگاه ترویج میشد در قم اصلا وجود خارجی نداشت. احترام به علما که بود. گاهی اوقات مکاتبه، تسلیت و تبریک متبادل میشد و قم هرگز چهره خشنی از دستگاه لمس نکرده بود.»
📚 کتاب زندگی و زمانه آیتالله سیدعلی خامنهای، انتشارات سایان، صفحه 89
@NucLeader
آقای خامنهای به حجرهاش باز گشت. تلگراف سلامتیاش را برای پدر و مادرش فرستاد و وصیت نامهاش را هم نوشت. مأمورها روزهای بعد هم پی طلبهها بودند. آقای خامنهای حجرهاش را ترک کرد و به خانه آشناهایش رفت تا پیدایش نکنند.
فاجعه فیضیه چهره زشت حکومت را برای مردم قم آشکار کرد. آقای خامنهای:
«هیچ گونه چهره زشتی از دستگاه توی قم محسوس و ملموس نبود. در قم زن بیحجاب نبود. رادیویی که با صدای بلند موسیقی پخش کند وجود نداشت. هیچ چیز ظاهرى ضدشرع از آن قبيل که در همه ایران توسط دستگاه ترویج میشد در قم اصلا وجود خارجی نداشت. احترام به علما که بود. گاهی اوقات مکاتبه، تسلیت و تبریک متبادل میشد و قم هرگز چهره خشنی از دستگاه لمس نکرده بود.»
📚 کتاب زندگی و زمانه آیتالله سیدعلی خامنهای، انتشارات سایان، صفحه 89
@NucLeader
تئاتر دریاچه قو -رقص باله- برگرفته از موسیقی معروف چایکوفسکی در مشهد
رقاصه هم دارند، ولی درحد #ناتالی_پورتمن نیست!
@NucLeader
رقاصه هم دارند، ولی درحد #ناتالی_پورتمن نیست!
@NucLeader
شایعات این روزها درباره جوانان عراقی در مشهد را درباره ایرانیها در عراق هم میگویند. این حرفها خطی جز تفرقه بینداز و حکومت کن ندارد.
@NucLeader
@NucLeader
مولای ما نمونه دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است...
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب علیهالسلام.
عیداللهالاکبر، عید غدیر، عید ولایت بر شما عاشقان، شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام مبارک باشد.
@NucLeader
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است...
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب علیهالسلام.
عیداللهالاکبر، عید غدیر، عید ولایت بر شما عاشقان، شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام مبارک باشد.
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «مولای ما نمونه دیگر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است... الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب علیهالسلام. عیداللهالاکبر، عید غدیر، عید ولایت بر شما عاشقان، شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام مبارک باشد. @NucLeader»
❇️ از کتاب تا تلگراف
تلگراف درست نقطه مقابل کتاب قرار دارد. کتاب بهترین و مناسبترین ظرف است برای گردآوری و انبوه کردن و ردهبندی متن و تحلیل و بررسی سیستماتیک اطلاعات و اندیشهها. نوشتن یک کتاب یا خواندن آن نیاز به زمان دارد؛ بررسی و بحث پیرامون محتوای آن و نیز شکلگیری رأی و قضاوت درباره محتوی و شکل و ساختار ارائه آنها نیاز به زمان دارد. کتاب تلاشی است برای استمرار بخشیدن به تفکر و کوششی است برای شرکت در آن مناظرات و گفتگو های بزرگی که نویسندگان و مؤلفان و مصنفان گذشته با آیندگان خود ترتیب دادهاند.
تلگراف دقیقا ما را بدان میخواند که محتوای آن را بسوزانیم. کارایی تلگراف فقط در این است که کار پیامرسانی و رعدآسا را عهدهدار شود و پیامها و اخباری را انتقال دهد که لحظهای بعد توسط پیامها و اخبار جدیدتر کهنه شده، به عقب رانده شوند. حوادث و ارقام به درون حوزهٔ خودآگاهی ما نفوذ میکنند و بلافاصله توسط ارقام و پیامهای دیگر به بیرون رانده میشوند، آن هم با سرعت و شتابی که نه مجالی برای تفکر و اندیشه دربارهٔ تکتک آنها و نه فکر و اندیشه ای درباره ارتباط آنها طلب میکند.
تلگراف نوعی خاص از وجدان و شعور اجتماعی و شکلی معین از افکار عمومی ارائه داد که ویژگیهای استثنایی و درخور توجهی دارد: زبان آن زبان تیترها و عناوین است؛ هیجانی و محرک، منقطع، غیر صمیمی، و بدون مخاطب خاص. اخبار به شکل شعارهای تجارتی درآمدند؛ باید با هیجان کامل آنها را دریافت کنیم و سپس به همان سرعت آنها را به فراموشی بسپاریم. زبان چنین محاورهای فاقد تداوم و استمرار است. پیام ها و خبرها هیچگونه رابطهای با خبر قبل و بعد از خود ندارند.
هر «تیتر و عنوان» برای خود مستقل است و چارچوب خاص و انحصاری خود داراست. این وظیفه گیرندهٔ خبر است که به آنها معنی و مفهومی دهد، چنانچه توانائی آن را داشته باشد.
اذهان عامه و شعور اجتماعی و تفکرات عامه به شکلی که تلگراف آن را ساخت و پرداخت، مجالی برای نگریستن به خبر از نقطه نظر تاریخی باقی نگذاشت و کیفیت و بار کیفی را در محتوا از اولویت خارج کرد. هوش و شعور در نظام تلگراف عبارت شده از « آن را شنیدم» به جای « آنرا فهمیدم و درک کردم». یعنی شعور و ذکاوت در شنیدن چیزی است،نه فهمیدن آن.
پ.ن: تلگراف را میتوان نمادی از چیزی دانست که امروزه رسانه و بخصوص شبکههای اجتماعی دانست.
📚 زندگی در عیش، مردن در خوشی، نیل پستمن، صفحه ۱۷۰ و ۱۷۱
@NucLeader
تلگراف درست نقطه مقابل کتاب قرار دارد. کتاب بهترین و مناسبترین ظرف است برای گردآوری و انبوه کردن و ردهبندی متن و تحلیل و بررسی سیستماتیک اطلاعات و اندیشهها. نوشتن یک کتاب یا خواندن آن نیاز به زمان دارد؛ بررسی و بحث پیرامون محتوای آن و نیز شکلگیری رأی و قضاوت درباره محتوی و شکل و ساختار ارائه آنها نیاز به زمان دارد. کتاب تلاشی است برای استمرار بخشیدن به تفکر و کوششی است برای شرکت در آن مناظرات و گفتگو های بزرگی که نویسندگان و مؤلفان و مصنفان گذشته با آیندگان خود ترتیب دادهاند.
تلگراف دقیقا ما را بدان میخواند که محتوای آن را بسوزانیم. کارایی تلگراف فقط در این است که کار پیامرسانی و رعدآسا را عهدهدار شود و پیامها و اخباری را انتقال دهد که لحظهای بعد توسط پیامها و اخبار جدیدتر کهنه شده، به عقب رانده شوند. حوادث و ارقام به درون حوزهٔ خودآگاهی ما نفوذ میکنند و بلافاصله توسط ارقام و پیامهای دیگر به بیرون رانده میشوند، آن هم با سرعت و شتابی که نه مجالی برای تفکر و اندیشه دربارهٔ تکتک آنها و نه فکر و اندیشه ای درباره ارتباط آنها طلب میکند.
تلگراف نوعی خاص از وجدان و شعور اجتماعی و شکلی معین از افکار عمومی ارائه داد که ویژگیهای استثنایی و درخور توجهی دارد: زبان آن زبان تیترها و عناوین است؛ هیجانی و محرک، منقطع، غیر صمیمی، و بدون مخاطب خاص. اخبار به شکل شعارهای تجارتی درآمدند؛ باید با هیجان کامل آنها را دریافت کنیم و سپس به همان سرعت آنها را به فراموشی بسپاریم. زبان چنین محاورهای فاقد تداوم و استمرار است. پیام ها و خبرها هیچگونه رابطهای با خبر قبل و بعد از خود ندارند.
هر «تیتر و عنوان» برای خود مستقل است و چارچوب خاص و انحصاری خود داراست. این وظیفه گیرندهٔ خبر است که به آنها معنی و مفهومی دهد، چنانچه توانائی آن را داشته باشد.
اذهان عامه و شعور اجتماعی و تفکرات عامه به شکلی که تلگراف آن را ساخت و پرداخت، مجالی برای نگریستن به خبر از نقطه نظر تاریخی باقی نگذاشت و کیفیت و بار کیفی را در محتوا از اولویت خارج کرد. هوش و شعور در نظام تلگراف عبارت شده از « آن را شنیدم» به جای « آنرا فهمیدم و درک کردم». یعنی شعور و ذکاوت در شنیدن چیزی است،نه فهمیدن آن.
پ.ن: تلگراف را میتوان نمادی از چیزی دانست که امروزه رسانه و بخصوص شبکههای اجتماعی دانست.
📚 زندگی در عیش، مردن در خوشی، نیل پستمن، صفحه ۱۷۰ و ۱۷۱
@NucLeader
قدرت رسانه یعنی اینکه علی مطهری که منتقدی را احمق خطاب میکند و پیشتر سابقه پفیوز خطاب کردن نمایندهای و کفگرگی به نماینده دیگری دارد را "میانهرو و متعادل" میدانند و مخالفانش را "تندرو".
@NucLeader
@NucLeader
Forwarded from فرکانس ۵۷
واکنش رحیم پور ازغدی به سخنان مراجع تقلید:
🔸فضاسازی اخیر کاری رسانهای بود که از تهران هدایت میشد و قم اجرا شد.
🔹آیا آن بچهطلبهای که آن تابلو را بالا برده، مرحوم هاشمی را کشته و آمده آنجا اعتراف به قتل کرده و حالا هم میگوید میخواهم شما را هم بکشیم؟
🔹روحانی در مجلس گفت در فیضیه میخواستند من را بکشند! معلوم بود که اینها حاشیهسازی است
🔹اگر سخنانم در مورد سکولاریسم در حوزه توهین است پس آقایان اول باید امام را محاکمه کنند.
@seraj_khabari
🔸فضاسازی اخیر کاری رسانهای بود که از تهران هدایت میشد و قم اجرا شد.
🔹آیا آن بچهطلبهای که آن تابلو را بالا برده، مرحوم هاشمی را کشته و آمده آنجا اعتراف به قتل کرده و حالا هم میگوید میخواهم شما را هم بکشیم؟
🔹روحانی در مجلس گفت در فیضیه میخواستند من را بکشند! معلوم بود که اینها حاشیهسازی است
🔹اگر سخنانم در مورد سکولاریسم در حوزه توهین است پس آقایان اول باید امام را محاکمه کنند.
@seraj_khabari