نیروهای محور مقاومت با پاکسازی کامل جنوب سوریه و منطقه حوض یرموک، به محدوده 85 کیلومتری جولان یعنی مرز سوریه و فلسطین اشغالی رسیدند.
@NucLeader
@NucLeader
یک تحلیل بسیار خوب از مجید مکی در حوزه تضادهای فرهنگ و مسئله حجاب.
این دیدگاه را با دیدگاه آقای زائری مقایسه کنیم؛ دیدگاهی که به زعم نگارنده نه پخته است، نه جامعه ایران و لبنان را -با وجود زندگی دز هر دو کشور- خوب شناخته و نه از همه مهمتر زمینههای فرهنگی و اجتماعی قشر مذهبی را در پسا بیحجابی مورد نظر بررسی و تحلیل کرده است.
متن زیر اگرچه طولانی است، اما دقیق و خواندنی است.
👇👇
این دیدگاه را با دیدگاه آقای زائری مقایسه کنیم؛ دیدگاهی که به زعم نگارنده نه پخته است، نه جامعه ایران و لبنان را -با وجود زندگی دز هر دو کشور- خوب شناخته و نه از همه مهمتر زمینههای فرهنگی و اجتماعی قشر مذهبی را در پسا بیحجابی مورد نظر بررسی و تحلیل کرده است.
متن زیر اگرچه طولانی است، اما دقیق و خواندنی است.
👇👇
Forwarded from Majid Makki
شورشهای 1396 و تضاد فرهنگی (1)
شورشهای اخیر بحث راجع به تضاد فرهنگی بین حکومت و جامعه را موجب شده. اینطور گفته میشود که بخشی از نارضایتیها به دلیل سختگیری و اعمال محدودیت از طرف حکومت در مسائل فرهنگی است و این عامل به نقطهای رسیده است که با مصلحت خود حکومت در تضاد قرار گرفته. چنین چیزی را میبایست بر اساس واقعیت عینی جامعه سنجید نه صرفاً با اتکا به آنچه توسط افرادی بیان شده که با شورشها همراهی کردهاند. علت و عامل نارضایتی الزاماً آن چیزی نیست که فرد ناراضی به زبان میآورد. مثلاً علل اصلی نارضایتی ممکن است آلودگی هوا، ترافیک سرسامآور و نداشتن آینده شغلی باشد ولی در بیان خودِ فرد بر «محدودیتهای اعمال شده توسط حکومت مذهبی» تاکید شود. در حالیکه اگر سه عامل اول برطرف شوند عامل چهارم عملاً کارکرد طغیانگر خویش را از دست خواهد داد. حتی افراد جاافتاده نیز همیشه شناخت درستی از خود و علل نارضایتی خود ندارند چه رسد به جوانانی که هنوز در سن عصیان و طغیان قرار دارند.
واقعیت عینی جامعه در این موضوع را در دو بخش مجزا باید سنجید: حوزه خصوصی و حوزه عمومی. شاید تا یک مقطع معینی افراد محدودیتهایی در حوزه خصوصی داشتند یا برخی اعمال را با ترس انجام میدادند. ولی از یک زمانی به این سو نه کسی احساس ترسی از حکومت در فضاهای خصوصی دارد نه عملاً محدودیتی برای پیگیری امیال خود حس میکند. شاید برای برخی افراد سرشناس یا فعالین سیاسی هنوز نوعی تجسس وجود داشته باشد ولی برای عموم مردم که مورد بحث حاضر هستند خیر. در عمده مواردی که طی حداقل 15 سال گذشته حکومت متعرض به حوزه خصوصی افراد عادی شده است شکایت خصوصی مطرح بوده. مثلاً همسایهای از جشن خانه همسایه مطلع بوده و به هر دلیلی خواستار دخالت پلیس شده است.
اتفاقاً موارد این چنینی حکایت از این دارند که تضاد فرهنگی مورد بحث پیش از اینکه تضاد بین حکومت و جامعه باشد، تضاد فرهنگیِ درون خود جامعه است. بخشی از جامعه سبک زندگی بخشی دیگر را در تضاد با ارزشهای خویش میبیند و بخشی دیگر ارزشهای بخش اول را مانع امیال خود. ریشه این تضاد به دستکاری فرهنگی عصر پهلوی اول بازمیگردد که با خشونت نیز همراه بود. طی دوره دوم پهلوی، گرچه خشونت عریان دوره اول را نداشت، ولی همچنان تحقیر فرهنگ بومی و در راس آن تشیع به جد در دستور کار بود. پس از انقلاب این تضاد به علل مختلف تعمیق و گسترش یافت. از یک طرف واکنش طبیعی جامعه به تحقیر فرهنگ بومی در دوران پهلوی موجب شد ایده «حکومت مسئولِ اعمالِ شریعت» طرفدار بسیار پیدا کند. از طرف دیگر حتماً بودهاند کانونهایی سیاسی که تلاش داشتهاند با سوار شدن بر این موج، تضاد درون جامعه را تعمیق بخشیده و بحران بیافرینند. در ادامه با ظهور پدیدههایی نظیر ماهواره و اینترنت زمینه گسترش و تعمیق این تضاد بیش از پیش بوجود آمد.
شکی نیست که صلاح حکومت در حفظ نوعی تعادل بین این دو گرایش متضاد است که یکی را میتوان شریعتمحوری و دیگری را رواداریِ فرهنگی نام گذاشت. در حوزه عمومی است که حفظ این تعادل به مشکل برمیخورد. هماکنون نوعی تعادل و موازنه بین این دو گرایش در حوزه عمومی برقرار است؛ منتهی تعادل و موازنهای شکننده توام با نارضایتیِ هر دو طرف. اینطور نیست که فقط گروههای هوادار رواداری فرهنگی از محدودیتهای حوزه عمومی ناراضی باشند. اتفاقاً، نارضایتی طرف شریعتمحور هم بسیار بالا است و واقعیت موجود با ایدهآلهای آن فاصله بسیار دارد. واقعیت این است که کسی نمیتواند وضعیت در فضاهای عمومی را حتی در مخیله خود به نحوی تصور کند که رضایت هر دو طرف به طور کامل برقرار باشد. 👇👇👇
شورشهای اخیر بحث راجع به تضاد فرهنگی بین حکومت و جامعه را موجب شده. اینطور گفته میشود که بخشی از نارضایتیها به دلیل سختگیری و اعمال محدودیت از طرف حکومت در مسائل فرهنگی است و این عامل به نقطهای رسیده است که با مصلحت خود حکومت در تضاد قرار گرفته. چنین چیزی را میبایست بر اساس واقعیت عینی جامعه سنجید نه صرفاً با اتکا به آنچه توسط افرادی بیان شده که با شورشها همراهی کردهاند. علت و عامل نارضایتی الزاماً آن چیزی نیست که فرد ناراضی به زبان میآورد. مثلاً علل اصلی نارضایتی ممکن است آلودگی هوا، ترافیک سرسامآور و نداشتن آینده شغلی باشد ولی در بیان خودِ فرد بر «محدودیتهای اعمال شده توسط حکومت مذهبی» تاکید شود. در حالیکه اگر سه عامل اول برطرف شوند عامل چهارم عملاً کارکرد طغیانگر خویش را از دست خواهد داد. حتی افراد جاافتاده نیز همیشه شناخت درستی از خود و علل نارضایتی خود ندارند چه رسد به جوانانی که هنوز در سن عصیان و طغیان قرار دارند.
واقعیت عینی جامعه در این موضوع را در دو بخش مجزا باید سنجید: حوزه خصوصی و حوزه عمومی. شاید تا یک مقطع معینی افراد محدودیتهایی در حوزه خصوصی داشتند یا برخی اعمال را با ترس انجام میدادند. ولی از یک زمانی به این سو نه کسی احساس ترسی از حکومت در فضاهای خصوصی دارد نه عملاً محدودیتی برای پیگیری امیال خود حس میکند. شاید برای برخی افراد سرشناس یا فعالین سیاسی هنوز نوعی تجسس وجود داشته باشد ولی برای عموم مردم که مورد بحث حاضر هستند خیر. در عمده مواردی که طی حداقل 15 سال گذشته حکومت متعرض به حوزه خصوصی افراد عادی شده است شکایت خصوصی مطرح بوده. مثلاً همسایهای از جشن خانه همسایه مطلع بوده و به هر دلیلی خواستار دخالت پلیس شده است.
اتفاقاً موارد این چنینی حکایت از این دارند که تضاد فرهنگی مورد بحث پیش از اینکه تضاد بین حکومت و جامعه باشد، تضاد فرهنگیِ درون خود جامعه است. بخشی از جامعه سبک زندگی بخشی دیگر را در تضاد با ارزشهای خویش میبیند و بخشی دیگر ارزشهای بخش اول را مانع امیال خود. ریشه این تضاد به دستکاری فرهنگی عصر پهلوی اول بازمیگردد که با خشونت نیز همراه بود. طی دوره دوم پهلوی، گرچه خشونت عریان دوره اول را نداشت، ولی همچنان تحقیر فرهنگ بومی و در راس آن تشیع به جد در دستور کار بود. پس از انقلاب این تضاد به علل مختلف تعمیق و گسترش یافت. از یک طرف واکنش طبیعی جامعه به تحقیر فرهنگ بومی در دوران پهلوی موجب شد ایده «حکومت مسئولِ اعمالِ شریعت» طرفدار بسیار پیدا کند. از طرف دیگر حتماً بودهاند کانونهایی سیاسی که تلاش داشتهاند با سوار شدن بر این موج، تضاد درون جامعه را تعمیق بخشیده و بحران بیافرینند. در ادامه با ظهور پدیدههایی نظیر ماهواره و اینترنت زمینه گسترش و تعمیق این تضاد بیش از پیش بوجود آمد.
شکی نیست که صلاح حکومت در حفظ نوعی تعادل بین این دو گرایش متضاد است که یکی را میتوان شریعتمحوری و دیگری را رواداریِ فرهنگی نام گذاشت. در حوزه عمومی است که حفظ این تعادل به مشکل برمیخورد. هماکنون نوعی تعادل و موازنه بین این دو گرایش در حوزه عمومی برقرار است؛ منتهی تعادل و موازنهای شکننده توام با نارضایتیِ هر دو طرف. اینطور نیست که فقط گروههای هوادار رواداری فرهنگی از محدودیتهای حوزه عمومی ناراضی باشند. اتفاقاً، نارضایتی طرف شریعتمحور هم بسیار بالا است و واقعیت موجود با ایدهآلهای آن فاصله بسیار دارد. واقعیت این است که کسی نمیتواند وضعیت در فضاهای عمومی را حتی در مخیله خود به نحوی تصور کند که رضایت هر دو طرف به طور کامل برقرار باشد. 👇👇👇
Forwarded from Majid Makki
👆👆👆شورشهای 1396 و تضاد فرهنگی (2)
موضوع جنجالی حجاب را میتوان مثال زد. نقطه عزیمت برای پرداختن به این موضوع نه نظریه حکومت دینی میتواند باشد نه نظریههای سیاسی دیگر که اصالت را به خواست اکثریت شهروندان میدهند. بلکه میبایست از واقعیت اجتماعی امروز ایران آغاز کرد با نگاهی به سابقه تاریخیای که وضعیت فعلی را منجر شده است. نادیده گرفتن واقعیت اجتماعی مرتبط با موضوع حجاب و سابقه تاریخی آن محدود به رویکرد نظری نیست و حتی در برخی مقایسههای عینی نیز چنین واقعیاتی غایب هستند. مثلاً برخی وضعیت پوشش در فضاهای عمومی ایران و لبنان را مقایسه میکنند با اشاره به اشتراک ایدئولوژیک بسیارزیاد بین حزبالله لبنان و جمهوریاسلامی. ولی تفاوت جامعه ایران و لبنان از منظر تکثر فرهنگی در زمان تاسیس این دو موجودیت سیاسی را نادیده میگیرند. لبنان جامعهای است متشکل از 40.5% مسیحی، 27% مسلمان شیعه، 27% مسلمان اهل تسنن و 5.6% دروزی. حزبالله لبنان به عنوان یک گروه سیاسی مسلح، و نه یک حکومت، در چنین جامعهای تاسیس میگردد.
ولی جمهوریاسلامی ایران اولاً یک حکومت است و نه فقط یک گروهی سیاسی مسلح. ثانیاً در زمان تاسیس آن، قریب به صددرصد جامعه ایران را مسلمانان شکل میدادند و محدودیت پوششی که توسط حکومت اعمال شد با پوشش عرفی اکثریت جامعه فاصله چندانی نداشت. به علاوه اینکه این اعمال محدودیت در زمانی صورت پذیرفت که حجاب علاوه بر معنای مذهبی خود، دلالتی سیاسی نیز یافته بود منبعث از همان تحقیری که متدینین جامعه ایرانی در عصر پهلوی هدف آن بودهاند. به عنوان مثال خاطره یک روزنامهنگار زن ایتالیایی را از مقطع منتهی به انقلاب میتوان ذکر کرد. او میهمان خانمی ایرانی از هواداران انقلاب ولی از طیف غیرمذهبی بوده است. به همراه میزبان خود در خیابان بازداشت عدهای از انقلابیون را مشاهده میکنند. ولی نیروهای گارد فقط زنان چادری را بازداشت میکنند و با میزبان ایرانی کاری نداشتهاند. میزبان ایرانی گریان و منقلب از ساکنین محل درخواست چادر میکند تا تعلق خود به انقلابیون را به خود و احیاناً ناظرین یادآوری کند. موارد اینچنینی نشاندهنده بعد سیاسی-نمادین حجاب است در مقطع وقوع انقلاباسلامی است که تا زمان حاضر نیز ادامه دارد.
عدهای اجباری شدن حجاب را، که عامل تداوم دلالت سیاسی آن تا امروز نیز هست، حاصل توطئهای میدانند که قصد داشته تضادهای فرهنگی درون جامعه را علیه انقلاباسلامی و نظام نوپای برآمده از آن بکارگیرد. چنین فرضیهای، حتی اگر اثبات شود، دلالت سیاسی حجاب را از میان برنمیدارد و مستقیماً نیز کمکی به حذف این دلالت سیاسی نمیکند.* اختلاف تعیینکننده سیاسی روز بر سر موضوع «حجاب اجباری» دقیقاً بر سر همین بعد نمادین و سیاسی حجاب است و نه حجاب اسلامی که امروز تمام افراد غیرمعتقد به آن رعایت نمیکنند. در وضعیتی که روند کلی برخورد حکومت با مقوله حجاب افزایش تساهل بوده است، هدف قرار گرفتن همین حجاب نمادین در شورشهای اخیر نشاندهنده اهمیت بالای موازنه فوق در حفظ ثبات سیاسی کشور است. رعایت حجاب نمادین توسط افراد غیرمعتقد به حجاب اسلامی نیز در واقع چیزی نیست جز مشارکت در حفظ موازنه مذکور.
_____________________
* همین استدلال را در مورد مسائل دیگر نیز میتوان مطرح کرد. مثلاً حتی اگر اثبات شود که تسخیر سفارت آمریکا جزئی از توطئه جریانی بوده است که ریگان را در آمریکا به قدرت رساند، کارکرد نمادین تسخیر سفارت آمریکا بر جای خود باقی خواهد بود. به همین دلیل، مثلاً نمیتوان انتظار داشت رهبر جمهوریاسلامی ایران اعلام کند که تسخیر سفارت آمریکا بازی در طرح دشمن بوده است. 👇👇👇
موضوع جنجالی حجاب را میتوان مثال زد. نقطه عزیمت برای پرداختن به این موضوع نه نظریه حکومت دینی میتواند باشد نه نظریههای سیاسی دیگر که اصالت را به خواست اکثریت شهروندان میدهند. بلکه میبایست از واقعیت اجتماعی امروز ایران آغاز کرد با نگاهی به سابقه تاریخیای که وضعیت فعلی را منجر شده است. نادیده گرفتن واقعیت اجتماعی مرتبط با موضوع حجاب و سابقه تاریخی آن محدود به رویکرد نظری نیست و حتی در برخی مقایسههای عینی نیز چنین واقعیاتی غایب هستند. مثلاً برخی وضعیت پوشش در فضاهای عمومی ایران و لبنان را مقایسه میکنند با اشاره به اشتراک ایدئولوژیک بسیارزیاد بین حزبالله لبنان و جمهوریاسلامی. ولی تفاوت جامعه ایران و لبنان از منظر تکثر فرهنگی در زمان تاسیس این دو موجودیت سیاسی را نادیده میگیرند. لبنان جامعهای است متشکل از 40.5% مسیحی، 27% مسلمان شیعه، 27% مسلمان اهل تسنن و 5.6% دروزی. حزبالله لبنان به عنوان یک گروه سیاسی مسلح، و نه یک حکومت، در چنین جامعهای تاسیس میگردد.
ولی جمهوریاسلامی ایران اولاً یک حکومت است و نه فقط یک گروهی سیاسی مسلح. ثانیاً در زمان تاسیس آن، قریب به صددرصد جامعه ایران را مسلمانان شکل میدادند و محدودیت پوششی که توسط حکومت اعمال شد با پوشش عرفی اکثریت جامعه فاصله چندانی نداشت. به علاوه اینکه این اعمال محدودیت در زمانی صورت پذیرفت که حجاب علاوه بر معنای مذهبی خود، دلالتی سیاسی نیز یافته بود منبعث از همان تحقیری که متدینین جامعه ایرانی در عصر پهلوی هدف آن بودهاند. به عنوان مثال خاطره یک روزنامهنگار زن ایتالیایی را از مقطع منتهی به انقلاب میتوان ذکر کرد. او میهمان خانمی ایرانی از هواداران انقلاب ولی از طیف غیرمذهبی بوده است. به همراه میزبان خود در خیابان بازداشت عدهای از انقلابیون را مشاهده میکنند. ولی نیروهای گارد فقط زنان چادری را بازداشت میکنند و با میزبان ایرانی کاری نداشتهاند. میزبان ایرانی گریان و منقلب از ساکنین محل درخواست چادر میکند تا تعلق خود به انقلابیون را به خود و احیاناً ناظرین یادآوری کند. موارد اینچنینی نشاندهنده بعد سیاسی-نمادین حجاب است در مقطع وقوع انقلاباسلامی است که تا زمان حاضر نیز ادامه دارد.
عدهای اجباری شدن حجاب را، که عامل تداوم دلالت سیاسی آن تا امروز نیز هست، حاصل توطئهای میدانند که قصد داشته تضادهای فرهنگی درون جامعه را علیه انقلاباسلامی و نظام نوپای برآمده از آن بکارگیرد. چنین فرضیهای، حتی اگر اثبات شود، دلالت سیاسی حجاب را از میان برنمیدارد و مستقیماً نیز کمکی به حذف این دلالت سیاسی نمیکند.* اختلاف تعیینکننده سیاسی روز بر سر موضوع «حجاب اجباری» دقیقاً بر سر همین بعد نمادین و سیاسی حجاب است و نه حجاب اسلامی که امروز تمام افراد غیرمعتقد به آن رعایت نمیکنند. در وضعیتی که روند کلی برخورد حکومت با مقوله حجاب افزایش تساهل بوده است، هدف قرار گرفتن همین حجاب نمادین در شورشهای اخیر نشاندهنده اهمیت بالای موازنه فوق در حفظ ثبات سیاسی کشور است. رعایت حجاب نمادین توسط افراد غیرمعتقد به حجاب اسلامی نیز در واقع چیزی نیست جز مشارکت در حفظ موازنه مذکور.
_____________________
* همین استدلال را در مورد مسائل دیگر نیز میتوان مطرح کرد. مثلاً حتی اگر اثبات شود که تسخیر سفارت آمریکا جزئی از توطئه جریانی بوده است که ریگان را در آمریکا به قدرت رساند، کارکرد نمادین تسخیر سفارت آمریکا بر جای خود باقی خواهد بود. به همین دلیل، مثلاً نمیتوان انتظار داشت رهبر جمهوریاسلامی ایران اعلام کند که تسخیر سفارت آمریکا بازی در طرح دشمن بوده است. 👇👇👇
Forwarded from Majid Makki
👆👆👆شورشهای 1396 و تضاد فرهنگی (3)
آنچه مهم است امکان و تبعات سیاسی برهمخوردن این موازنه است. برهم خوردن این موازنه به سود گرایش شریعتمحور که عملاً ممکن نیست. اقدماتی که گاهبهگاه در این جهت صورت پذیرفته یا بیاثر بوده و یا فقط به تحریک غیرموجه مخالفین حجاب منجر شده است. باید دید برهم خوردن این موازنه به سود گرایش روادار چه پیامدهایی را برای ثبات سیاسی به همراه دارد.
با نگاهی گذرا به افرادی که در همین سالهای اخیر در سوریه از طرف ایران حضور داشتند میتوان گفت تکیهگاه اصلی حکومت در جامعه با فاصله بسیار زیاد متمایل به گرایش شریعتمحور است. برهم خوردن موازنه فعلی به سود گرایش روادار عملاً سست شدن یا از دست دادن حمایت این بخش مهم را برای حکومت به همراه خواهد داشت که در ادامه میتواند به قرار گرفتن ایشان در موضع اپوزیسیون نیز منجر شود. اینکه این بخش از جامعه در اقلیت آماری هستند یا خیر مسئله اصلی نیست. نارضایتی این بخش از جامعه، حتی اگر در اقلیت باشند، به مراتب برای حکومت ریسک بزرگتری است. ازجانگذشتی این بخش از جامعه برای ایدهآلهای سیاسی-مذهبی خود، قرارگرفتن آن در موضع مخالف حکومت را به یک عامل پرقدرت برای اسقاط نظام و به تبع آن فروپاشی کشور مبدل میکند. حال آنکه مطالبات هواداران رواداریِ فرهنگی برخاسته از اقسامی از ایدئولوژی است که پذیرش خطر از دست دادن جان برای ایدهآلهای سیاسی را خطا میداند.
اگر از منظر مصلحتاندیشی برای حکومت یا کشور به موضوع تضادهای فرهنگی جامعه نگاه شود، قاعدتاً نمیبایست گرایش شریعتمحور و اهمیت آن برای حکومت و به تبع آن کشور را نادیده گرفت. تصمیم راجع به مسائل مرتبط با تضادهای فرهنگی جامعه نیز مثل هر تصمیم دیگر حکومتی خواهناخواه تصمیمی سیاسی است با تبعات سیاسی. همانطور که در تصمیمات مرتبط با پرونده هستهای یا نقش ایران در جنگ داخلی سوریه به خواست اکثریت مراجعه نشد و نتیجه مطلوب بود، در مسئله تضادهای فرهنگی نیز میتواند چنین باشد. چه بسا تبعات سیاسیِ اتکای صرف به خواست اکثریت مردم در یک موضوع حتی برای همان اکثریت نیز نامطلوب باشد.
آنچه مهم است امکان و تبعات سیاسی برهمخوردن این موازنه است. برهم خوردن این موازنه به سود گرایش شریعتمحور که عملاً ممکن نیست. اقدماتی که گاهبهگاه در این جهت صورت پذیرفته یا بیاثر بوده و یا فقط به تحریک غیرموجه مخالفین حجاب منجر شده است. باید دید برهم خوردن این موازنه به سود گرایش روادار چه پیامدهایی را برای ثبات سیاسی به همراه دارد.
با نگاهی گذرا به افرادی که در همین سالهای اخیر در سوریه از طرف ایران حضور داشتند میتوان گفت تکیهگاه اصلی حکومت در جامعه با فاصله بسیار زیاد متمایل به گرایش شریعتمحور است. برهم خوردن موازنه فعلی به سود گرایش روادار عملاً سست شدن یا از دست دادن حمایت این بخش مهم را برای حکومت به همراه خواهد داشت که در ادامه میتواند به قرار گرفتن ایشان در موضع اپوزیسیون نیز منجر شود. اینکه این بخش از جامعه در اقلیت آماری هستند یا خیر مسئله اصلی نیست. نارضایتی این بخش از جامعه، حتی اگر در اقلیت باشند، به مراتب برای حکومت ریسک بزرگتری است. ازجانگذشتی این بخش از جامعه برای ایدهآلهای سیاسی-مذهبی خود، قرارگرفتن آن در موضع مخالف حکومت را به یک عامل پرقدرت برای اسقاط نظام و به تبع آن فروپاشی کشور مبدل میکند. حال آنکه مطالبات هواداران رواداریِ فرهنگی برخاسته از اقسامی از ایدئولوژی است که پذیرش خطر از دست دادن جان برای ایدهآلهای سیاسی را خطا میداند.
اگر از منظر مصلحتاندیشی برای حکومت یا کشور به موضوع تضادهای فرهنگی جامعه نگاه شود، قاعدتاً نمیبایست گرایش شریعتمحور و اهمیت آن برای حکومت و به تبع آن کشور را نادیده گرفت. تصمیم راجع به مسائل مرتبط با تضادهای فرهنگی جامعه نیز مثل هر تصمیم دیگر حکومتی خواهناخواه تصمیمی سیاسی است با تبعات سیاسی. همانطور که در تصمیمات مرتبط با پرونده هستهای یا نقش ایران در جنگ داخلی سوریه به خواست اکثریت مراجعه نشد و نتیجه مطلوب بود، در مسئله تضادهای فرهنگی نیز میتواند چنین باشد. چه بسا تبعات سیاسیِ اتکای صرف به خواست اکثریت مردم در یک موضوع حتی برای همان اکثریت نیز نامطلوب باشد.
|نیوکلیدر| pinned «یک تحلیل بسیار خوب از مجید مکی در حوزه تضادهای فرهنگ و مسئله حجاب. این دیدگاه را با دیدگاه آقای زائری مقایسه کنیم؛ دیدگاهی که به زعم نگارنده نه پخته است، نه جامعه ایران و لبنان را -با وجود زندگی دز هر دو کشور- خوب شناخته و نه از همه مهمتر زمینههای فرهنگی…»
آقازاده سعودی به آقازاده پهلوی 300 میلیون دلار برای براندازی کمک کرده است.
آریایی نیستی منتشر نکنی😅😜
@NucLeader
آریایی نیستی منتشر نکنی😅😜
@NucLeader
⭕️ ما میگوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.
اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئلهاى نیست كه بشود با پیروزى یا شكست در صحنههاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت خود اوج بندگى و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مىگوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پساى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجیام، و اى نیروهاى مردمى، هرگز از دست دادن موضعى را با تأثر و گرفتن مكانى را با غرور و شادى بیان نكنید كه اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند كه تمامى دنیا در مقایسه با آخرت..
پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند كه هیچ چیزى از آنچه فرزندان آنان به دست آوردهاند كم نشده است. فرزندان شما در كنار پیامبر اكرم و ائمه اطهارند. پیروزى و شكست براى آنها فرقى ندارد.
امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. كمربندهاتان را ببندید كه هیچ چیز تغییر نكرده است. امروز روزى است كه خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا ان شاء اللَّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هرچه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم؛ و به همین دلیل طالب شهادتیم. و تنها به همین دلیل است كه زیر بار ذلت و بندگى غیرخدا نمىرویم. البته براى اداى تكلیف همه ما موظفیم كه كارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم.
همه مىدانند كه ما شروع كننده جنگ نبودهایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كردهایم. و این ملت مظلوم ایران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استكبار از همه كمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است. انقلاب اسلامى ما تاكنون كمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملتها نشان داده است. جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنیم و هشدار ندهیم.
و حال آنكه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامى ماست كه در سراسر جهان صلا زنیم كهاى خواب رفتگان! اى غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه كنید كه در كنار لانههاى گرگ منزل گرفتهاید. برخیزید كه اینجا جاى خواب نیست! و نیز فریاد كشیم سریعاً قیام كنید كه جهان ایمن از صیاد نیست! امریكا و شوروى در كمین نشستهاند، و تا نابودى كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت. راستى اگر بسیج جهانى مسلمین تشكیل شده بود، كسى جرأت اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- داشت؟.
📚صحیفه نور، جلد بیست و یکم، صفحه 86
@NucLeader
اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئلهاى نیست كه بشود با پیروزى یا شكست در صحنههاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت خود اوج بندگى و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مىگوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پساى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجیام، و اى نیروهاى مردمى، هرگز از دست دادن موضعى را با تأثر و گرفتن مكانى را با غرور و شادى بیان نكنید كه اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند كه تمامى دنیا در مقایسه با آخرت..
پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند كه هیچ چیزى از آنچه فرزندان آنان به دست آوردهاند كم نشده است. فرزندان شما در كنار پیامبر اكرم و ائمه اطهارند. پیروزى و شكست براى آنها فرقى ندارد.
امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. كمربندهاتان را ببندید كه هیچ چیز تغییر نكرده است. امروز روزى است كه خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا ان شاء اللَّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هرچه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم؛ و به همین دلیل طالب شهادتیم. و تنها به همین دلیل است كه زیر بار ذلت و بندگى غیرخدا نمىرویم. البته براى اداى تكلیف همه ما موظفیم كه كارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم.
همه مىدانند كه ما شروع كننده جنگ نبودهایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كردهایم. و این ملت مظلوم ایران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استكبار از همه كمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است. انقلاب اسلامى ما تاكنون كمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملتها نشان داده است. جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنیم و هشدار ندهیم.
و حال آنكه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامى ماست كه در سراسر جهان صلا زنیم كهاى خواب رفتگان! اى غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه كنید كه در كنار لانههاى گرگ منزل گرفتهاید. برخیزید كه اینجا جاى خواب نیست! و نیز فریاد كشیم سریعاً قیام كنید كه جهان ایمن از صیاد نیست! امریكا و شوروى در كمین نشستهاند، و تا نابودى كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت. راستى اگر بسیج جهانى مسلمین تشكیل شده بود، كسى جرأت اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- داشت؟.
📚صحیفه نور، جلد بیست و یکم، صفحه 86
@NucLeader
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم:
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِنْ صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعْتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسْلِمٌ» مَنْ:
اِذا حَدَّثَ كَذِبَ!
وَ اِذا وَعَدَ اَخْلَفَ!
وَ اِذَا ائْتُمِنَ خانَ!
سه چيز است كه در هر كس باشد، منافق است، اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگويد من مسلمانم، كسى كه:
هنگام سخن گفتن دروغ بگويد!
و وقتى كه وعده دهد تخلف نمايد!
و چون امانت بگيرد، خيانت نمايد
@NucLeader
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِنْ صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعْتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسْلِمٌ» مَنْ:
اِذا حَدَّثَ كَذِبَ!
وَ اِذا وَعَدَ اَخْلَفَ!
وَ اِذَا ائْتُمِنَ خانَ!
سه چيز است كه در هر كس باشد، منافق است، اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگويد من مسلمانم، كسى كه:
هنگام سخن گفتن دروغ بگويد!
و وقتى كه وعده دهد تخلف نمايد!
و چون امانت بگيرد، خيانت نمايد
@NucLeader
Forwarded from توییتر سیاسی
محمد جواد حق شناس
#سياست_خارجى همه كشورها
تنها توسط #وزارت_امورخارجه ايشان و بر اساس #منافع_ملی راهبرى و پيگيرى مى شود.
اظهار نظرهاى ضد و نقيض توسط تريبونهاى غير تخصصى و غير مسئول نشان از عدم انسجام داخلى و سردرگمى در عرصه تصميم گيرى است https://t.co/elrXUhbmy4
tweet
#سياست_خارجى همه كشورها
تنها توسط #وزارت_امورخارجه ايشان و بر اساس #منافع_ملی راهبرى و پيگيرى مى شود.
اظهار نظرهاى ضد و نقيض توسط تريبونهاى غير تخصصى و غير مسئول نشان از عدم انسجام داخلى و سردرگمى در عرصه تصميم گيرى است https://t.co/elrXUhbmy4
تذکر جمعی از نمایندگان مجلس به رئیس جمهوردرمورد مدیریت سیاست خارجی و جلوگیری ازاظهارنظرهای غیرمسئولانه مقامات کشوری و لشگری درمورد مسائل بینالمللی با توجه به اصل صد و سیزده قانون اساسی https://t.co/jVoALxXTsd - غلامرضا حیدریtweet
Twitter
غلامرضا حیدری
تذکر جمعی از نمایندگان مجلس به رئیس جمهوردرمورد مدیریت سیاست خارجی و جلوگیری ازاظهارنظرهای غیرمسئولانه مقامات کشوری و لشگری درمورد مسائل بینالمللی با توجه به اصل صد و سیزده قانون اساسی
توییتر سیاسی
محمد جواد حق شناس #سياست_خارجى همه كشورها تنها توسط #وزارت_امورخارجه ايشان و بر اساس #منافع_ملی راهبرى و پيگيرى مى شود. اظهار نظرهاى ضد و نقيض توسط تريبونهاى غير تخصصى و غير مسئول نشان از عدم انسجام داخلى و سردرگمى در عرصه تصميم گيرى است https://t.co/elrXUhbmy4…
18 نفر نامه نوشتهاند که چرا افراد غیر مسئول کشوری و لشکری که مشخصا فرمانده سپاه و فرمانده نیروی قدس مورد نظر است، چرا در امور خارجه دخالت میکنند و موضع میگیرند!
@NucLeader
@NucLeader
Forwarded from سپهر هنر
تو در نماز عشق چه خواندی
_که سالهاست_
بالای دار رفتی و این شحنههای پیر
از مردهات هنوز
پرهیز میکنند
🗓۱۱ مرداد ۱۲۸۸ | شهادت
#شیخ_فضل_الله_نوری
_که سالهاست_
بالای دار رفتی و این شحنههای پیر
از مردهات هنوز
پرهیز میکنند
🗓۱۱ مرداد ۱۲۸۸ | شهادت
#شیخ_فضل_الله_نوری
⭕️ آزادی بیان در شبکههای اجتماعی خارجی
میدل ایست مانیتور در مطلب جدیدش نوشته است:
گوگل بازدید صفحات فعال در موضوع فلسطین را کاهش میدهد، فیسبوک به صورت فعال با دولت اسرائیل هماهنگ است تا حسابهای کاربران فلسطینی را ببندد و مدارکی که از جنایات اسرائیل منتشر میشود را حذف کند.
این سایت همچنین گزارش داده که فیسبوک ژورنالیستهای فلسطینی را سانسور میکند، پیچ آژانس خبری SAFA را حذف میکند و یا مثلا آخرین اقدام مهمشان این بوده که Paypal همه خدماتش را از سایتها و پیجهای فلسطینی بگیرد.
میتوانید همه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://www.middleeastmonitor.com/20180801-silicon-valleys-war-against-palestine/
@NucLeader
میدل ایست مانیتور در مطلب جدیدش نوشته است:
گوگل بازدید صفحات فعال در موضوع فلسطین را کاهش میدهد، فیسبوک به صورت فعال با دولت اسرائیل هماهنگ است تا حسابهای کاربران فلسطینی را ببندد و مدارکی که از جنایات اسرائیل منتشر میشود را حذف کند.
این سایت همچنین گزارش داده که فیسبوک ژورنالیستهای فلسطینی را سانسور میکند، پیچ آژانس خبری SAFA را حذف میکند و یا مثلا آخرین اقدام مهمشان این بوده که Paypal همه خدماتش را از سایتها و پیجهای فلسطینی بگیرد.
میتوانید همه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://www.middleeastmonitor.com/20180801-silicon-valleys-war-against-palestine/
@NucLeader
Middle East Monitor
Silicon Valley's war against Palestine
The tech giants in Silicon Valley are no friends to democracy. Knowledge of this basic fact is necessary to understand the modern world. The social media and other internet monopolies which dominat...
بازتاب سخنان «ناطق نوری» در «تایم اسرائیل»:
یک مقام روحانی ارشد ایران: تهران باید پیشنهاد نشست ترامپ را درنظر بگیرد!
@NucLeader
یک مقام روحانی ارشد ایران: تهران باید پیشنهاد نشست ترامپ را درنظر بگیرد!
@NucLeader
بازتاب سخنان «ناطق نوری» در «تایم اسرائیل»:
یک مقام روحانی ارشد ایران: تهران باید پیشنهاد نشست ترامپ را درنظر بگیرد!
@NucLeader
یک مقام روحانی ارشد ایران: تهران باید پیشنهاد نشست ترامپ را درنظر بگیرد!
@NucLeader
الهه قهرمانی برای پرهیز از رویارویی با شمشیرباز اسرائیلی از مسابقات بین المللی شمشیربازی انصراف داد و گفت:
با افتخار برای آرمان های انقلاب اسلامی و به رسمیت نشناختن رژیم غاصب و ظالم صهیونیستی، از حضور در مسابقات انصراف دادم.
@NucLeader
با افتخار برای آرمان های انقلاب اسلامی و به رسمیت نشناختن رژیم غاصب و ظالم صهیونیستی، از حضور در مسابقات انصراف دادم.
@NucLeader
بالا: پدرِ دختر مظلومی که ۳۵۰ میلیارد تومان به صنعت داروی کشور بدهکار است!
پایین: پدر شهید جاوید الاثر مدافع حرم «مراد عباسیفر» در حال دستفروشی!
@NucLeader
پایین: پدر شهید جاوید الاثر مدافع حرم «مراد عباسیفر» در حال دستفروشی!
@NucLeader
|نیوکلیدر|
⭕️ معاویه و مردم در تواریخ - مورد تایید علمای اهل تسنن نیز هست- آمده که رفتار #معاویه درباره اسلام در شام و در عراق تفاوت داشته است. عملکرد معاویه در شام اینطور بود که هر جا پای احکام اسلامی در میان بود، از لزوم توجه به رأی مردم حرف میزد و میگفت ببینیم…
⭕️ بخشی از نامه رییسجمهور به رییس مجلس شورا
انشاء الله در فرصت مقرر به مجلس خواهم آمد و به سوالات پاسخ خواهم داد. البته این امر می تواند فرصت خوبی باشد تا برخی از حقایق را برای مردم عزیز کشورم بازگو نمایم که آنها صاحب واقعی کشورند و #مشروعیت من و شما نیز از آراء آنها است.
حسن روحانی
@NucLeader
انشاء الله در فرصت مقرر به مجلس خواهم آمد و به سوالات پاسخ خواهم داد. البته این امر می تواند فرصت خوبی باشد تا برخی از حقایق را برای مردم عزیز کشورم بازگو نمایم که آنها صاحب واقعی کشورند و #مشروعیت من و شما نیز از آراء آنها است.
حسن روحانی
@NucLeader
طیف اصلاحطلب بارها با تمسخر ولایتفقیه پیروان این مکتب را با فرضیه پیروی از یک #مشروعیت_کاریزماتیک خطاست، مورد حمله قرار میدادند.
حالا واکنش تاجزاده به یک خبر را ببینید.
@NucLeader
حالا واکنش تاجزاده به یک خبر را ببینید.
@NucLeader