از روزی که سید حسن نصرالله در جنگ 33 روزه مجاهدان لبنانی را با این جمله بشارت داد، آنها همواره پیروز شده اند.
طعم شیرین مقاومت اسلامی گوارای وجودتان😍. شادی روح شهیدان صلواتی
@NucLeader
طعم شیرین مقاومت اسلامی گوارای وجودتان😍. شادی روح شهیدان صلواتی
@NucLeader
یکی از دوستان ماههای اخیر رفته بود سوریه. وقتی برگشت احوال منطقه را جویا شدیم. بعد از گفتن اخبار، داستانی گفت...
گفت رانندهمان اهل کفریا بود و پنج سال میشد خانوادهاش را ندیده بود. هر بار که وقت غذا میشد، لقمهاش را که بالا میآورد تا در دهان بگذارد، هقهق گریه میکرد و میگفت خانوادهام پنج سال است محاصره هستند و چیزی برای خوردن ندارند.
امروز کسی به اندازه آن پدر سوری شاد نیست.
شنیدهام آنقدر غذا در این دو منطقه کم بوده که مردم لجن میخوردند، اما دست از مقاومت نکشیدند.
شادی روح همه شهیدان صلوات.
@NucLeader
گفت رانندهمان اهل کفریا بود و پنج سال میشد خانوادهاش را ندیده بود. هر بار که وقت غذا میشد، لقمهاش را که بالا میآورد تا در دهان بگذارد، هقهق گریه میکرد و میگفت خانوادهام پنج سال است محاصره هستند و چیزی برای خوردن ندارند.
امروز کسی به اندازه آن پدر سوری شاد نیست.
شنیدهام آنقدر غذا در این دو منطقه کم بوده که مردم لجن میخوردند، اما دست از مقاومت نکشیدند.
شادی روح همه شهیدان صلوات.
@NucLeader
اینک این مرد بی پدر که بنی امیه خود را به او ملحق کردند میان دو چیز استوار پای فشرده و ایستاده است؛ «یا شمشیر کشیدن، یا خواری کشیدن»
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم.
امام حسین علیهالسلام
@NucLeader
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم.
امام حسین علیهالسلام
@NucLeader
✍️ پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت اول
«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتشبس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهمترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده میشود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بیبیسی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصتهای از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بیبیسی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بیبیسی حرف را نیمخورده کرده و نصفه میگوید و نهایتا اینکه با وجود ضعفهایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.
جام زهر برآمده از دید نیهیلیستی است؛ چون هم رسانهای که آن را میسازد و هم تولید کنندگانش نگاهی اسلامی و انقلابی به مسئله جنگ ندارند. پس جنگ را بهمثابه هر جنگ دیگری میگیرند و به آن به عنوان یک واقعه تاریخی مینگرند. پس نتیجه این نگرش قرار نیست با نتیجه نگرش یک مسلمان یکی باشد. فعلا با درستی یا غلطی این دید کاری ندارم، اما اگر این دید را در بعد جنگی اصل بگیریم، قیام امام حسین علیهالسلام یک شکست کامل و تمام عیار تاریخی برای سپاه اسلام است. پس به عنوان مخاطب مستند باید بدانیم نگاه بیبیسی چیست.
حسین باستانی به عنوان رکن اصلی مستند یعنی نویسنده، گوینده و تهیه کننده کار با نگاهی غیر هرمونوتیک سراغ جنگ رفته است. اینجا دیگر بحث مسئله اول و اختلاف عقیده در کار نیست. اینجا صحبت از یک خطای استراتژیک در نگاه به مسائل تاریخی است. نگاه غیر هرمونوتیک باعث میشود که محقق یا سازنده یک مستند مسئله را بدون درنظر گرفتن زمان، مکان و مسائل مربوط به آن تفسیر کند. به همین دلیل باستانی در انتهای مستند خویش شروع میکند به دادن آمارهایی از این جنس که اگر سال 61 و بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان مییافت چه تعداد کشته -به قول آنها- داده بودیم و در انتهای جنگ چطور؟ یا مثلا یکی از دلایل نپذیرفتن پایان جنگ در سال 61 بحث غرامت جنگی بود که بعد از قطعنامه هم نتوانستیم بگیریم. پس چند سال ضرر کردهایم.
وقتی نگاه غیر هرمونوتیک باشد، وقایع سال 67 را نیز با سال 61 مقایسه میکند. اما بحث اینجاست که آیا مقامات جمهوری اسلامی ایران گمان میکردند که سال 67 نیز نتوانند غرامت بگیرند؟ یا در گمان خود به این میاندیشیدند که توان این کار را دارند؟
مسئله سوم نیمخورده کردن یک حرف است. بیبیسی حتی در اصل گرفتن فرضیه «ما نباید بعد از فتح خرمشهر میجنگیدیم» هم صادق نیست. مستند میگوید بعد از فتح خرمشهر باید سراغ آتشبس میرفتیم، اما نمیگوید چطور؟ تنها یکی از دلایلی که باعث میشود این فرضیه را مورد تردید قرار داد این است که از ابتدای جنگ تا فتح خرمشهر یعنی سوم خرداد سال 61، سه قطعنامه در شورای امنیت تصویب شد که در هیچ کدام این بندها مشخص نشده بود:
1- عراق باید به عنوان کشور آغاز کننده جنگ محکوم شود.
2- عراق باید به عنوان کشور متخاصم به ایران غرامت بپردازد.
3- عراق موظف است همه سربازان خودش را از خاک ایران بیرون ببرد.
4- عراق موظف است تعهد دهد که به قرارداد سال 1974 الجزایر و خطالرأس تالوگ پایبند است.
@NucLeader
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت اول
«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتشبس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهمترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده میشود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بیبیسی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصتهای از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بیبیسی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بیبیسی حرف را نیمخورده کرده و نصفه میگوید و نهایتا اینکه با وجود ضعفهایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.
جام زهر برآمده از دید نیهیلیستی است؛ چون هم رسانهای که آن را میسازد و هم تولید کنندگانش نگاهی اسلامی و انقلابی به مسئله جنگ ندارند. پس جنگ را بهمثابه هر جنگ دیگری میگیرند و به آن به عنوان یک واقعه تاریخی مینگرند. پس نتیجه این نگرش قرار نیست با نتیجه نگرش یک مسلمان یکی باشد. فعلا با درستی یا غلطی این دید کاری ندارم، اما اگر این دید را در بعد جنگی اصل بگیریم، قیام امام حسین علیهالسلام یک شکست کامل و تمام عیار تاریخی برای سپاه اسلام است. پس به عنوان مخاطب مستند باید بدانیم نگاه بیبیسی چیست.
حسین باستانی به عنوان رکن اصلی مستند یعنی نویسنده، گوینده و تهیه کننده کار با نگاهی غیر هرمونوتیک سراغ جنگ رفته است. اینجا دیگر بحث مسئله اول و اختلاف عقیده در کار نیست. اینجا صحبت از یک خطای استراتژیک در نگاه به مسائل تاریخی است. نگاه غیر هرمونوتیک باعث میشود که محقق یا سازنده یک مستند مسئله را بدون درنظر گرفتن زمان، مکان و مسائل مربوط به آن تفسیر کند. به همین دلیل باستانی در انتهای مستند خویش شروع میکند به دادن آمارهایی از این جنس که اگر سال 61 و بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان مییافت چه تعداد کشته -به قول آنها- داده بودیم و در انتهای جنگ چطور؟ یا مثلا یکی از دلایل نپذیرفتن پایان جنگ در سال 61 بحث غرامت جنگی بود که بعد از قطعنامه هم نتوانستیم بگیریم. پس چند سال ضرر کردهایم.
وقتی نگاه غیر هرمونوتیک باشد، وقایع سال 67 را نیز با سال 61 مقایسه میکند. اما بحث اینجاست که آیا مقامات جمهوری اسلامی ایران گمان میکردند که سال 67 نیز نتوانند غرامت بگیرند؟ یا در گمان خود به این میاندیشیدند که توان این کار را دارند؟
مسئله سوم نیمخورده کردن یک حرف است. بیبیسی حتی در اصل گرفتن فرضیه «ما نباید بعد از فتح خرمشهر میجنگیدیم» هم صادق نیست. مستند میگوید بعد از فتح خرمشهر باید سراغ آتشبس میرفتیم، اما نمیگوید چطور؟ تنها یکی از دلایلی که باعث میشود این فرضیه را مورد تردید قرار داد این است که از ابتدای جنگ تا فتح خرمشهر یعنی سوم خرداد سال 61، سه قطعنامه در شورای امنیت تصویب شد که در هیچ کدام این بندها مشخص نشده بود:
1- عراق باید به عنوان کشور آغاز کننده جنگ محکوم شود.
2- عراق باید به عنوان کشور متخاصم به ایران غرامت بپردازد.
3- عراق موظف است همه سربازان خودش را از خاک ایران بیرون ببرد.
4- عراق موظف است تعهد دهد که به قرارداد سال 1974 الجزایر و خطالرأس تالوگ پایبند است.
@NucLeader
✍️ پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت پایانی
این چهار مورد که مهمترین شروط ایران برای پذیرفتن آتشبس بود نهتنها در سال 61 که حتی تا پذیرش قطعنامه 598 که دوازدهمین قطعنامه جنگ ایران و عراق بود، لحاظ نشده بود. پس بدیهی بود ایران سراغ بحث پایان جنگ نرود. غیر از این مسئله دلایل متعدد دیگری نیز هست که به دلیل طولانی شدن متن از آن پرهیز میکنم. به عنوان مثال فقط به عنوان یکی از مسئولین نظامی آن دوره میتوان سراغ خاطرات و مصاحبههای «حسین علایی» از فرماندهان جنگ رفت. او درباره عدم پذیرش قطعنامه، کوتاهی امور خارجه وقت، دلیل ورود ایران به خاک عراق، ادامه جنگ و... صحبتهای مهمی کرده است.
مسئله چهارم؛ تأثیرگذاری مستند است. مستند حسین باستانی و مهدی فراستی شانس این را دارند که مثل همیشه به مخاطبان بیبیسی فارسی دروغ بگویند. مستند آنها اگرچه از نظر تحلیلی و محتوایی دچار ایرادات فراوانی است، اما از آنجا که شبهه مهمی را نشانه گرفته و براساس آن فکتهای شبه مستندی ارائه میکند، میتواند به راحتی مورد پذیرش مخاطبانش قرار گیرد.
نهایتا اینکه هدف اصلی مستند دو چیز است؛ اول اشتباه امام خمینی به عنوان رهبر نظام در ادامه جنگ با بیان آمارهای مقایسهای بعد از فتح خرمشهر و پایان جنگ، دوم تردید در عملکرد شورای عالی دفاع به ریاست آیتالله خامنهای و همچنین تصمیمات فرماندهان نظامی به عنوان مقصران راهبرد اشتباه ایران در ادامه جنگ. صحبتهای آرشیوی آقایان هاشمی و روحانی در این مستند از نظر تاریخی بسیار جای حرف دارد و همچنین مستند هرگز سراغ نقش میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر دولت وقت نمیرود.
پ.ن: درباره بسیاری از نکات تاریخی و مسئله ادامه جنگ میشود صحبت کرد. این مسئله و این پرسش چیزی است که همیشه تمایل داشتم به آن بپردازم و اگر روزی قرار باشد دربارهاش مستندی بسازم، برعکس این سوال را اصل میگیرم. یعنی اینکه چرا نباید میجنگیدیم؟ اوضاع در دوره خود آنقدر روشن بوده که عدم ادامه جنگ جای پرسش داشته باشد!
پ.ن: مورد اول یعنی نگاه نیهیلیستی بیبیسی را نیز باز نکردم، چون به نظرم قرار نبود بیبیسی جز این نگاه طور دیگری مستند بسازد.
@NucLeader
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت پایانی
این چهار مورد که مهمترین شروط ایران برای پذیرفتن آتشبس بود نهتنها در سال 61 که حتی تا پذیرش قطعنامه 598 که دوازدهمین قطعنامه جنگ ایران و عراق بود، لحاظ نشده بود. پس بدیهی بود ایران سراغ بحث پایان جنگ نرود. غیر از این مسئله دلایل متعدد دیگری نیز هست که به دلیل طولانی شدن متن از آن پرهیز میکنم. به عنوان مثال فقط به عنوان یکی از مسئولین نظامی آن دوره میتوان سراغ خاطرات و مصاحبههای «حسین علایی» از فرماندهان جنگ رفت. او درباره عدم پذیرش قطعنامه، کوتاهی امور خارجه وقت، دلیل ورود ایران به خاک عراق، ادامه جنگ و... صحبتهای مهمی کرده است.
مسئله چهارم؛ تأثیرگذاری مستند است. مستند حسین باستانی و مهدی فراستی شانس این را دارند که مثل همیشه به مخاطبان بیبیسی فارسی دروغ بگویند. مستند آنها اگرچه از نظر تحلیلی و محتوایی دچار ایرادات فراوانی است، اما از آنجا که شبهه مهمی را نشانه گرفته و براساس آن فکتهای شبه مستندی ارائه میکند، میتواند به راحتی مورد پذیرش مخاطبانش قرار گیرد.
نهایتا اینکه هدف اصلی مستند دو چیز است؛ اول اشتباه امام خمینی به عنوان رهبر نظام در ادامه جنگ با بیان آمارهای مقایسهای بعد از فتح خرمشهر و پایان جنگ، دوم تردید در عملکرد شورای عالی دفاع به ریاست آیتالله خامنهای و همچنین تصمیمات فرماندهان نظامی به عنوان مقصران راهبرد اشتباه ایران در ادامه جنگ. صحبتهای آرشیوی آقایان هاشمی و روحانی در این مستند از نظر تاریخی بسیار جای حرف دارد و همچنین مستند هرگز سراغ نقش میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر دولت وقت نمیرود.
پ.ن: درباره بسیاری از نکات تاریخی و مسئله ادامه جنگ میشود صحبت کرد. این مسئله و این پرسش چیزی است که همیشه تمایل داشتم به آن بپردازم و اگر روزی قرار باشد دربارهاش مستندی بسازم، برعکس این سوال را اصل میگیرم. یعنی اینکه چرا نباید میجنگیدیم؟ اوضاع در دوره خود آنقدر روشن بوده که عدم ادامه جنگ جای پرسش داشته باشد!
پ.ن: مورد اول یعنی نگاه نیهیلیستی بیبیسی را نیز باز نکردم، چون به نظرم قرار نبود بیبیسی جز این نگاه طور دیگری مستند بسازد.
@NucLeader
✍️ اولویت دولت!
سال 61 یعنی دومین سال جنگ، امام در دو سخنرانی جنگ را در رأس امور اعلام میکند و ملت و خصوصا دولت را به اهتمام به آن تذکر میدهد. اهتمام به جنگ و در رأس امور بودن آن از همان آغاز تا روز پایان جنگ مورد تأکید امام خمینی قرار میگیرد و بارها به دولت میگوید که جنگ را اولویت اصلی قرار دهید. «محسن رفیقدوست» وزیر سپاه وقت میگوید در جلسه هیئت دولت بخشی از وسایل مورد نیاز را روی یک کاغذ نوشته بودم و به وزیر صنایع سنگین یعنی «بهزاد نبوی» دادم. او در همان جلسه کاغذ را برگرداند و پشتش نوشت:
«خدایا شعور را به جای شعار در هیئت دولت حکمفرما کن» و کاغذ را به دست من داد.
از بهزاد نبوی تا «میرحسین موسوی» نخستوزیر وقت، از «علیاکبر ولایتی» وزیر امور خارجه وقت تا «علیاکبر هاشمی رفسنجانی» نماینده امام در شورای عالی جنگ و بعدها جانشین فرمانده کل قوا برای هیچیک #جنگ مسئله اول و به عبارتی اولویت کشور نبود. این صحبت نیز اتهام نیست؛ رویکرد آنها و مواضعی که بعدها گرفتهاند، خاطراتی که در کتابها نقل شده و رفتارهایی که در زمان جنگ نشان دادند همه گواه این مسئله بود و نهایتا -البته در این میان نقش فرمانده سپاه و نامه او به امام را منکر نمیشوم- به #جام_زهر منجر شد.
امام در نامه معروف خود به مسئولین کشور درباره قبول جام زهر مینویسند:
«آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و...»
این بیتفاوتی مسئولین سیاسی و اقتصادی نسبت به جنگ درحالی بود که در طرف مقابل یعنی عراق، صدام حسین اولویت همه کشور را جنگ اعلام کرده بود. نوشتهاند وقتی در عملیات کربلای پنج که طرفین جنگ بیشترین تعداد آمار شهید و کشته را دادند، جز فرماندهان و نیروهای نظامی در عملیات، مسئولان وقت تلاش زیادی برای بازگرداندن شهیدان نکردند، اما صدام دستور داده بود همه تاکسیها موظفند به خط مقدم رفته و هر کدام روی باربندش یک کشته بیاورد و هر کسی که این کار را نمیکرد، سروکارش با صدام و بعث و استخبارات بود!
اولویت آن روزها، جنگ بود و منظور از این جنگ، جنگ نظامی بود. حالا امروز بعد از 3 دهه امام خامنهای در دیدار سال 96 با هیئت دولت دوازدهم میگوید امروز اولویت اصلی کشور اقتصاد است. از سال 90 که نامگذاری سالها با اقتصاد و سیاست آغاز شد و در دولت فعلی تماما رنگ اقتصاد مقاومتی گرفته است و در اکثر سخنرانیها رهبر انقلاب دولت و مسئولین را متوجه این بخش از کشور کردهاند، چقدر از توان مسئولین صرف اقتصاد کشور شده است؟
یقینا میشود گفت رؤسای سه قوه یا فهم ساده از مسئله #اقتصاد_مقاومتی هم ندارند و یا اگر دارند، عامدانه خود را به نفهمیدن میزنند. واردات بیرویه هر نوع کالا، خصوصا کالای لوکس را به اقتصاد مقاومتی گرفتهاند. ورود چند هزار ماشین، عدم تلاش برای برقراری ارتباط اقتصادی با کشورهای همسایه و دست گرفتن بازار، تلاش نکردن جهت جداسازی اقتصاد ایران از دلار و... مشتی از این خروار است.
دولت تمام طرحهای ضد اقتصاد مقاومتی تصویب میکند، مجلس راههای رسیدن به اقتصاد مقاومتی را میبندد و قوه قضائیه هم به جای برخورد با دانه درشتهای اقتصادی، مشغول سرگرم کردن ملت با دختر رقاص اینستاگرامی و امثالهم است.
شوآف اینستاگرامی آقازادهها، بیکاری و بیکارگی هیئت وزیران و دلسرد کردن ملت با جملاتی نظیر «کاری نمیتوانیم بکنیم» نشان از این است که جماعت فعلی نیز راه همان پیشینیان را گرفتهاند و البته مراد از پیشینیان، همین مدیران امروزی و دوستانشان هستند که آن دوره جوان بودند!😊
قاموس فکری من این است: قومی که صحبت ولی زمان خود را -و در زمان غیبت نائب امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف را- گوش نمیدهد، به همان میزان که از صحبت او فاصله میگیرد ضرر میکند و این ضرر هم دنیوی است و هم اخروی.
@NucLeader
سال 61 یعنی دومین سال جنگ، امام در دو سخنرانی جنگ را در رأس امور اعلام میکند و ملت و خصوصا دولت را به اهتمام به آن تذکر میدهد. اهتمام به جنگ و در رأس امور بودن آن از همان آغاز تا روز پایان جنگ مورد تأکید امام خمینی قرار میگیرد و بارها به دولت میگوید که جنگ را اولویت اصلی قرار دهید. «محسن رفیقدوست» وزیر سپاه وقت میگوید در جلسه هیئت دولت بخشی از وسایل مورد نیاز را روی یک کاغذ نوشته بودم و به وزیر صنایع سنگین یعنی «بهزاد نبوی» دادم. او در همان جلسه کاغذ را برگرداند و پشتش نوشت:
«خدایا شعور را به جای شعار در هیئت دولت حکمفرما کن» و کاغذ را به دست من داد.
از بهزاد نبوی تا «میرحسین موسوی» نخستوزیر وقت، از «علیاکبر ولایتی» وزیر امور خارجه وقت تا «علیاکبر هاشمی رفسنجانی» نماینده امام در شورای عالی جنگ و بعدها جانشین فرمانده کل قوا برای هیچیک #جنگ مسئله اول و به عبارتی اولویت کشور نبود. این صحبت نیز اتهام نیست؛ رویکرد آنها و مواضعی که بعدها گرفتهاند، خاطراتی که در کتابها نقل شده و رفتارهایی که در زمان جنگ نشان دادند همه گواه این مسئله بود و نهایتا -البته در این میان نقش فرمانده سپاه و نامه او به امام را منکر نمیشوم- به #جام_زهر منجر شد.
امام در نامه معروف خود به مسئولین کشور درباره قبول جام زهر مینویسند:
«آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و...»
این بیتفاوتی مسئولین سیاسی و اقتصادی نسبت به جنگ درحالی بود که در طرف مقابل یعنی عراق، صدام حسین اولویت همه کشور را جنگ اعلام کرده بود. نوشتهاند وقتی در عملیات کربلای پنج که طرفین جنگ بیشترین تعداد آمار شهید و کشته را دادند، جز فرماندهان و نیروهای نظامی در عملیات، مسئولان وقت تلاش زیادی برای بازگرداندن شهیدان نکردند، اما صدام دستور داده بود همه تاکسیها موظفند به خط مقدم رفته و هر کدام روی باربندش یک کشته بیاورد و هر کسی که این کار را نمیکرد، سروکارش با صدام و بعث و استخبارات بود!
اولویت آن روزها، جنگ بود و منظور از این جنگ، جنگ نظامی بود. حالا امروز بعد از 3 دهه امام خامنهای در دیدار سال 96 با هیئت دولت دوازدهم میگوید امروز اولویت اصلی کشور اقتصاد است. از سال 90 که نامگذاری سالها با اقتصاد و سیاست آغاز شد و در دولت فعلی تماما رنگ اقتصاد مقاومتی گرفته است و در اکثر سخنرانیها رهبر انقلاب دولت و مسئولین را متوجه این بخش از کشور کردهاند، چقدر از توان مسئولین صرف اقتصاد کشور شده است؟
یقینا میشود گفت رؤسای سه قوه یا فهم ساده از مسئله #اقتصاد_مقاومتی هم ندارند و یا اگر دارند، عامدانه خود را به نفهمیدن میزنند. واردات بیرویه هر نوع کالا، خصوصا کالای لوکس را به اقتصاد مقاومتی گرفتهاند. ورود چند هزار ماشین، عدم تلاش برای برقراری ارتباط اقتصادی با کشورهای همسایه و دست گرفتن بازار، تلاش نکردن جهت جداسازی اقتصاد ایران از دلار و... مشتی از این خروار است.
دولت تمام طرحهای ضد اقتصاد مقاومتی تصویب میکند، مجلس راههای رسیدن به اقتصاد مقاومتی را میبندد و قوه قضائیه هم به جای برخورد با دانه درشتهای اقتصادی، مشغول سرگرم کردن ملت با دختر رقاص اینستاگرامی و امثالهم است.
شوآف اینستاگرامی آقازادهها، بیکاری و بیکارگی هیئت وزیران و دلسرد کردن ملت با جملاتی نظیر «کاری نمیتوانیم بکنیم» نشان از این است که جماعت فعلی نیز راه همان پیشینیان را گرفتهاند و البته مراد از پیشینیان، همین مدیران امروزی و دوستانشان هستند که آن دوره جوان بودند!😊
قاموس فکری من این است: قومی که صحبت ولی زمان خود را -و در زمان غیبت نائب امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف را- گوش نمیدهد، به همان میزان که از صحبت او فاصله میگیرد ضرر میکند و این ضرر هم دنیوی است و هم اخروی.
@NucLeader
فقط از ابلههایی چون خبرآنلاین زدن همچین تیتری برمیاد.
متفاوت جلوه دادن ترامپ با قبلیها. انگار یادمان رفته چه کسانی گفتند پیچ و مهرههای هستهای ایران را باز کردیم یا از DNA ما گفتند!
@NucLeader
متفاوت جلوه دادن ترامپ با قبلیها. انگار یادمان رفته چه کسانی گفتند پیچ و مهرههای هستهای ایران را باز کردیم یا از DNA ما گفتند!
@NucLeader
Forwarded from حسین قاسمی
بخشی از سخنرانی منتشر نشده رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۷۷/۹/۲۹ درجمع مدیران اطلاعاتی کشور:
«بارها گفته ام اگر به یک ده بروید برای ییلاق،چند آشنا و رفیق پیدا می کنید.انگلیسی ها صدسال در ایران همه کاره بودند.ایا همه دنباله ها کهنه شده؟ کی باور می کند ؟
امریکایی ها از اواخر دهه بیست پاگذاشته اند و از ۲۸ مرداد به بعد حاکم مطلق شدند تا سال ۵۷. آیا دنباله های شان تمام شده؟»
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
«بارها گفته ام اگر به یک ده بروید برای ییلاق،چند آشنا و رفیق پیدا می کنید.انگلیسی ها صدسال در ایران همه کاره بودند.ایا همه دنباله ها کهنه شده؟ کی باور می کند ؟
امریکایی ها از اواخر دهه بیست پاگذاشته اند و از ۲۸ مرداد به بعد حاکم مطلق شدند تا سال ۵۷. آیا دنباله های شان تمام شده؟»
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
توییتهای «حسن روزیطلب» از بخشی از مصاحبهاش با «احمد غلامپور» فرمانده قرارگاه محوری کربلا در دوران جنگ درباره #پایان_جنگ
@NucLeader
@NucLeader
توییتهای «حسن روزیطلب» از بخشی از مصاحبهاش با «احمد غلامپور» فرمانده قرارگاه محوری کربلا در دوران جنگ درباره #پایان_جنگ
@NucLeader
@NucLeader
توییتهای «حسن روزیطلب» از بخشی از مصاحبهاش با «احمد غلامپور» فرمانده قرارگاه محوری کربلا در دوران جنگ درباره #پایان_جنگ
@NucLeader
@NucLeader
✍️جدال دو اسلام
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت اول از سه قسمت|
«اسلام لاکچری»! نمیدانم اولین بار است که کسی این تعبیر را به کار میبرد یا پیش از این نیز استفاده شده، اما نوعی از اسلامگرایی در کشور و خصوصا در قشر جوان و نوجوان تئوریزه میشود که میشود نامش را اسلام لاکچری گذاشت و به تعبیر من آتش این آفت را هم #اینستاگرام در دامن ما انداخته است.
اینستاگرام به زعم نگارنده خطرناکترین شبکه اجتماعی است. میل خودنمایی آدمها را بالا میبرد و این میل به خودنمایی تا آنجا زیاد میشود که مثلا دخترک محجبهای که شاید در فضای حقیقی سر به زیر و به تعبیری اهل دین بوده، کمکم از Just friend شدن و عکس فرستادن برای برادرش! نهراسد. اینستاگرام آدمها را اهل نمایش میکند. ماهیت اینستاگرام در نمایش است و مهم نیست چه چیزی. نمایش بدن، خصوصا به شیوههای اروتیک، نمایش خوردن، نمایش بیرون رفتن، نمایش دوست داشتن و هر چیز دیگری که میشود نمایش داد و منظور از نمایش هم لزوما نشان دادن نیست و دقیقا مراد از این تعبیر عبارت «Show off» است. معنی «شوآف» دقیقا «نمایش عمدی یا متظاهرانه از تواناییها و دستاوردهاست».
شاید دنیای اینستاگرام برای آدمهای لاقید خطرناک نباشد، اما برای آدمهای مقید خطری بسیار جدی است و به گمان من خطرش از ماهواره، اینترنت، شبکههای اجتماعی و هر چیز بیشتر است. اگر در نظام جمهوری اسلامی کسی درباره خطر اینستاگرام حرف نمیزند، مثل همیشه دلیل سیاسی دارد. در تلگرام و توییتر بیشتر میشود اقدامات سیاسی انجام داد و بنابراین زودتر هم فیلتر میشوند، اما اینستاگرام بتخانه تخریب فرهنگ و اعتقادات است و به زعم مسئولین -و نه رهبری- سیاسی حرف نزن، هر کاری دلت خواست بکن. به همین دلیل در ایران کسی با اینستاگرام کار ندارد و از خطرات، مضرات و آسیبهایش نمینویسد، اما در انگلستان، فرانسه، آمریکا و سایر کشورها که لیبرال محسوب میشوند این خطر را فهمیدهاند.
اینستاگرام مبدع اسلام لاکچری نیست، اما مهمترین محل عرضه و گسترش آن است. به عنوان مثال «حجاب» -که من آن را نه مترادف پوششی که روی سر و تن اندازند، که آن را مترادف پوششی میگیرم که هم تن و بدن را از برهنگی و لختی دور میکند، هم در رفتار، گفتار و کردار بروز ظاهری و باطنی دارد، هم حجاب ادبیات و زبان آدمی است و هم از همه مهمتر همراه با حیاست- در اینستاگرام هم نمایشی است، در صورتیکه فلسفه حجاب چیز دیگری است. حجاب آمده تا پوشاننده باشد و جلوی هر نمایشی را بگیرد و محوریت را -خصوصا در زن- از تن، بدن و هر چیزی که به غیر روح مربوط است بگیرد و اصل را در روح و جان قرار دهد و نهایتا با فکر و تفکر شخص بروز پیدا کند.
حالا در اینستاگرام شما میتوانید جستجو کنید و پدیدههایی چون «حجاب استایل»، «پوز حجاب»، «مدل حجاب»، «چادری لاکچری» و... ببینید. نمونههایی که همگی در تعارض با فلسفه اصلی حجاب هستند. دخترانی که روسریهای متعدد با رنگهای مختلف سر میکنند تا حجاب خود را #شوآف کنند و در این نمایش حیا و حجاب کنار میرود و جایش را رژ لب قرمز پررنگ و «خواهرم زیبا و متین هستید» میگیرد. پدیدههایی چون حجاب استایل، بروز دنیای اینستاگرام هستند. دنیایی که عمدتا دختران دهه هفتادی و دهه هشتادی آرایش تندی با چادر دارند، تلاش میکنند ثابت کنند حجاب جلوی هیچ چیزی را نمیتواند بگیرد و اتفاقا راست هم میگویند. حجابشان در اولین قدم جلوی حیا را نگرفته و هر شکل و شمایلی با آن در میآورند و در استوری نمایش میدهند!
@NucLeader
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت اول از سه قسمت|
«اسلام لاکچری»! نمیدانم اولین بار است که کسی این تعبیر را به کار میبرد یا پیش از این نیز استفاده شده، اما نوعی از اسلامگرایی در کشور و خصوصا در قشر جوان و نوجوان تئوریزه میشود که میشود نامش را اسلام لاکچری گذاشت و به تعبیر من آتش این آفت را هم #اینستاگرام در دامن ما انداخته است.
اینستاگرام به زعم نگارنده خطرناکترین شبکه اجتماعی است. میل خودنمایی آدمها را بالا میبرد و این میل به خودنمایی تا آنجا زیاد میشود که مثلا دخترک محجبهای که شاید در فضای حقیقی سر به زیر و به تعبیری اهل دین بوده، کمکم از Just friend شدن و عکس فرستادن برای برادرش! نهراسد. اینستاگرام آدمها را اهل نمایش میکند. ماهیت اینستاگرام در نمایش است و مهم نیست چه چیزی. نمایش بدن، خصوصا به شیوههای اروتیک، نمایش خوردن، نمایش بیرون رفتن، نمایش دوست داشتن و هر چیز دیگری که میشود نمایش داد و منظور از نمایش هم لزوما نشان دادن نیست و دقیقا مراد از این تعبیر عبارت «Show off» است. معنی «شوآف» دقیقا «نمایش عمدی یا متظاهرانه از تواناییها و دستاوردهاست».
شاید دنیای اینستاگرام برای آدمهای لاقید خطرناک نباشد، اما برای آدمهای مقید خطری بسیار جدی است و به گمان من خطرش از ماهواره، اینترنت، شبکههای اجتماعی و هر چیز بیشتر است. اگر در نظام جمهوری اسلامی کسی درباره خطر اینستاگرام حرف نمیزند، مثل همیشه دلیل سیاسی دارد. در تلگرام و توییتر بیشتر میشود اقدامات سیاسی انجام داد و بنابراین زودتر هم فیلتر میشوند، اما اینستاگرام بتخانه تخریب فرهنگ و اعتقادات است و به زعم مسئولین -و نه رهبری- سیاسی حرف نزن، هر کاری دلت خواست بکن. به همین دلیل در ایران کسی با اینستاگرام کار ندارد و از خطرات، مضرات و آسیبهایش نمینویسد، اما در انگلستان، فرانسه، آمریکا و سایر کشورها که لیبرال محسوب میشوند این خطر را فهمیدهاند.
اینستاگرام مبدع اسلام لاکچری نیست، اما مهمترین محل عرضه و گسترش آن است. به عنوان مثال «حجاب» -که من آن را نه مترادف پوششی که روی سر و تن اندازند، که آن را مترادف پوششی میگیرم که هم تن و بدن را از برهنگی و لختی دور میکند، هم در رفتار، گفتار و کردار بروز ظاهری و باطنی دارد، هم حجاب ادبیات و زبان آدمی است و هم از همه مهمتر همراه با حیاست- در اینستاگرام هم نمایشی است، در صورتیکه فلسفه حجاب چیز دیگری است. حجاب آمده تا پوشاننده باشد و جلوی هر نمایشی را بگیرد و محوریت را -خصوصا در زن- از تن، بدن و هر چیزی که به غیر روح مربوط است بگیرد و اصل را در روح و جان قرار دهد و نهایتا با فکر و تفکر شخص بروز پیدا کند.
حالا در اینستاگرام شما میتوانید جستجو کنید و پدیدههایی چون «حجاب استایل»، «پوز حجاب»، «مدل حجاب»، «چادری لاکچری» و... ببینید. نمونههایی که همگی در تعارض با فلسفه اصلی حجاب هستند. دخترانی که روسریهای متعدد با رنگهای مختلف سر میکنند تا حجاب خود را #شوآف کنند و در این نمایش حیا و حجاب کنار میرود و جایش را رژ لب قرمز پررنگ و «خواهرم زیبا و متین هستید» میگیرد. پدیدههایی چون حجاب استایل، بروز دنیای اینستاگرام هستند. دنیایی که عمدتا دختران دهه هفتادی و دهه هشتادی آرایش تندی با چادر دارند، تلاش میکنند ثابت کنند حجاب جلوی هیچ چیزی را نمیتواند بگیرد و اتفاقا راست هم میگویند. حجابشان در اولین قدم جلوی حیا را نگرفته و هر شکل و شمایلی با آن در میآورند و در استوری نمایش میدهند!
@NucLeader
✍️جدال دو اسلام
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت دوم از سه قسمت|
حجاب استایلهای پولدارتر وضع بهتری دارند. مثلا در همین هفته اخیر که سروصدای مربوطه هم درآمده، دختر خانمی که عروس سفیر دانمارک شده، اولا مجلس عروسیشان اعیانی است، دوما به گفته خود برندپوش است و مثلا کیف دستیاش 15 میلیون تومان، ساعت دستش 70 میلیون تومان، کفش پایش 8 میلیون تومن و کمربندش 30 میلیون تومان قیمت دارد و باحجاب هم هست.
این شخص در جایی هم مصاحبهای کرده و گفته در قرآن نیامده که فلان رنگ را نپوشید و رنگهای تیره بپوشید. بعد هم گفته که معتقد است افرادی که حجاب ندارند هم آزادند هر جوری دلشان میخواهد بگردند و درباره خریدهایش نیز صراحتا میگوید در ایران برند که نیست و بیشتر لباسهایش خارجی است و به تعبیر دقیق «جدیدا یک اتفاقی که افتاده، یک تایمی را همه میگذارند و به مسافرتهای خارجی میروند و سالی یک بار، دو بار، سه بار از خارج لباس میآورند».
اگر در اینستاگرام جستجوی سادهای کنید، از حجاب استایلهای چند میلیون دلاری ایرانی نمونههای متعددی میبینید که هم لباسهای فاخر چند میلیون تومان میپوشند، هم به pose عکاسیهایشان عینا شبیه «Nude pose»های خارجی است. فقط آنها لباسی به تن ندارند و اینها یک روسری و مانتو و شاید چادر سر کردهاند.
وقتی سیاستزدگی همه چیز شد و فرهنگ بیصاحب ماند، آن وقت فلسفه حجاب از پوشش و حیا برای رسیدن به تعالی، به صنعت فشنشوی اسلامی تبدیل خواهد شد که خب ارزشمند نیست.
کسی مخالف پوشش ظاهری مناسب نیست، اما پوشش ظاهری مناسب در اولین قدم نباید منافی حیا، عفت، فلسفه حجاب، حرمتهای فقهی در زمینه لباس شهرت، آرایش در فضای عمومی و... باشد. اگر حجاب از فلسفه اصلیش خارج شود، میشود تصویر یک زن غربی را با چند تکه پارچه -که حتی نمیخواهم از آن به پوشش و حجاب تعبیر کنم- روی مجله Playboy قرار گیرد.
اینستاگرام دنیای تظاهر و فریب است. در حوزه اینستاگرام اسلامی -به شیوهای که همه یک پسوند اسلامی پشت چیزی قرار میدهند و بدون توجه به ماهیتش آن را اسلامی میکنند- شما میتوانید آقازادههای فراوانی را پیدا کنید که هم بهخاطر شغل پدر حجاب دارند، هم بیحجاباند. هم از جمهوری اسلامی به آلاف و الوف رسیدهاند و هم هر از گاهی فحشی به نظام و سیاستهایش میدهند که خود را همراستا با بقیه نشان دهند و فالوری جذب کنند. هم از پوشش اسلامی خوششان میآید، هم معتقد به بیحجابیاند و مثلا اگر فضای ایران طوری شود که آنها با بهترین برندهای چند میلیون دلاری حجاب در خیابان بروند و خانمهای دیگری هم با لباس مجلسیهای چند میلیونی کمپوشش و یا بعضا بیپوشش خوششان هم میآید. چون #صنعت_مدلینگ ارزش بیشتری دارد.
در دنیای اسلام لاکچری شما مجموعه لباسهای تنتان بیشتر از 200 میلیون تومان میشود، اما همزمان برای اینکه دهن بقیه را ببندید یک سری هم به مناطق دورافتاده میزنید یا در «خیریه امام علی» مرکز خیرین لیبرال دستی دارید تا هم سکولار باشید و هم دهان منتقدین اسلامی خود را ببندید.
در دنیای اسلام لاکچری، شما میتوانید در وضعیت اقتصادی که بسیاری از مردم برای نان شبشان فکر میکنند، عکسهای مختلف از سفرهای خارجه بگذارید و بعد بالای صفحه اینستاگرامتان آیه «تعز من تشاء و تذل من تشاء» بزنید و گمان کنید «عزیز کرده خدا» هستید! در این دنیا به تعبیر آدمهایش «Only God can judge me» شما از «همدیگر را قضاوت نکنیم» بسیار میشنوید، اما هم قضاوت میشوید و هم این پرسش برایتان پیش می آید که آیا دیگر چیزی هست که نخواهیم در موردش قضاوت کنیم و آیا اصلا لزوما هر نوع قضاوت کردنی بد است؟
اسلام لاکچری مادری اینستاگرامی دارد، اما بهطور مخصوص در کشور ما یک پدر هم دارد که اتفاقا مرحوم شده است و من ترسی از اینکه نامش را ببرم ندارم چون به «پشت مرده حرف نزنید» اعتقادی ندارم و آن را مسلک «معاویه بن ابوسفیان» میدانم.
پدر اسلام لاکچری دنیای اینستاگرام کسی جز «هاشمی رفسنجانی» نیست. اوست که آقازادگی و آقازادهپروری را در ایران باب کرد، در روز شهادت سیدالشهدا علیهالسلام فرزندانش را برای خوشگذرانی به سد لتیان برد، در فرصتهای شغلی و غیرشغلی بچهها و همسرش را روانه سفرهای خارجی کرد و آنها را به آدمهای متعفن از خود راضی تبدیل کرد که بعد از چند دهه در خیابان اصلی شهر روی کسی اسلحه بکشند و تهدیدش کنند که یا از جلوی ماشین خانم کنار برو یا میزنیم!
پدر اینستاگرام اسلامی هاشمی رفسنجانی است با فلسفه «مانور تجملات» خویش. او که در دولت سازندگی هر چه توانست نطفه منحوس آقازادگی و مترفی را در بین مسئولین جمهوری اسلامی منعقد کرد و حالا امروز نتیجهاش را میشود در اینستاگرام دید.
@NucLeader
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت دوم از سه قسمت|
حجاب استایلهای پولدارتر وضع بهتری دارند. مثلا در همین هفته اخیر که سروصدای مربوطه هم درآمده، دختر خانمی که عروس سفیر دانمارک شده، اولا مجلس عروسیشان اعیانی است، دوما به گفته خود برندپوش است و مثلا کیف دستیاش 15 میلیون تومان، ساعت دستش 70 میلیون تومان، کفش پایش 8 میلیون تومن و کمربندش 30 میلیون تومان قیمت دارد و باحجاب هم هست.
این شخص در جایی هم مصاحبهای کرده و گفته در قرآن نیامده که فلان رنگ را نپوشید و رنگهای تیره بپوشید. بعد هم گفته که معتقد است افرادی که حجاب ندارند هم آزادند هر جوری دلشان میخواهد بگردند و درباره خریدهایش نیز صراحتا میگوید در ایران برند که نیست و بیشتر لباسهایش خارجی است و به تعبیر دقیق «جدیدا یک اتفاقی که افتاده، یک تایمی را همه میگذارند و به مسافرتهای خارجی میروند و سالی یک بار، دو بار، سه بار از خارج لباس میآورند».
اگر در اینستاگرام جستجوی سادهای کنید، از حجاب استایلهای چند میلیون دلاری ایرانی نمونههای متعددی میبینید که هم لباسهای فاخر چند میلیون تومان میپوشند، هم به pose عکاسیهایشان عینا شبیه «Nude pose»های خارجی است. فقط آنها لباسی به تن ندارند و اینها یک روسری و مانتو و شاید چادر سر کردهاند.
وقتی سیاستزدگی همه چیز شد و فرهنگ بیصاحب ماند، آن وقت فلسفه حجاب از پوشش و حیا برای رسیدن به تعالی، به صنعت فشنشوی اسلامی تبدیل خواهد شد که خب ارزشمند نیست.
کسی مخالف پوشش ظاهری مناسب نیست، اما پوشش ظاهری مناسب در اولین قدم نباید منافی حیا، عفت، فلسفه حجاب، حرمتهای فقهی در زمینه لباس شهرت، آرایش در فضای عمومی و... باشد. اگر حجاب از فلسفه اصلیش خارج شود، میشود تصویر یک زن غربی را با چند تکه پارچه -که حتی نمیخواهم از آن به پوشش و حجاب تعبیر کنم- روی مجله Playboy قرار گیرد.
اینستاگرام دنیای تظاهر و فریب است. در حوزه اینستاگرام اسلامی -به شیوهای که همه یک پسوند اسلامی پشت چیزی قرار میدهند و بدون توجه به ماهیتش آن را اسلامی میکنند- شما میتوانید آقازادههای فراوانی را پیدا کنید که هم بهخاطر شغل پدر حجاب دارند، هم بیحجاباند. هم از جمهوری اسلامی به آلاف و الوف رسیدهاند و هم هر از گاهی فحشی به نظام و سیاستهایش میدهند که خود را همراستا با بقیه نشان دهند و فالوری جذب کنند. هم از پوشش اسلامی خوششان میآید، هم معتقد به بیحجابیاند و مثلا اگر فضای ایران طوری شود که آنها با بهترین برندهای چند میلیون دلاری حجاب در خیابان بروند و خانمهای دیگری هم با لباس مجلسیهای چند میلیونی کمپوشش و یا بعضا بیپوشش خوششان هم میآید. چون #صنعت_مدلینگ ارزش بیشتری دارد.
در دنیای اسلام لاکچری شما مجموعه لباسهای تنتان بیشتر از 200 میلیون تومان میشود، اما همزمان برای اینکه دهن بقیه را ببندید یک سری هم به مناطق دورافتاده میزنید یا در «خیریه امام علی» مرکز خیرین لیبرال دستی دارید تا هم سکولار باشید و هم دهان منتقدین اسلامی خود را ببندید.
در دنیای اسلام لاکچری، شما میتوانید در وضعیت اقتصادی که بسیاری از مردم برای نان شبشان فکر میکنند، عکسهای مختلف از سفرهای خارجه بگذارید و بعد بالای صفحه اینستاگرامتان آیه «تعز من تشاء و تذل من تشاء» بزنید و گمان کنید «عزیز کرده خدا» هستید! در این دنیا به تعبیر آدمهایش «Only God can judge me» شما از «همدیگر را قضاوت نکنیم» بسیار میشنوید، اما هم قضاوت میشوید و هم این پرسش برایتان پیش می آید که آیا دیگر چیزی هست که نخواهیم در موردش قضاوت کنیم و آیا اصلا لزوما هر نوع قضاوت کردنی بد است؟
اسلام لاکچری مادری اینستاگرامی دارد، اما بهطور مخصوص در کشور ما یک پدر هم دارد که اتفاقا مرحوم شده است و من ترسی از اینکه نامش را ببرم ندارم چون به «پشت مرده حرف نزنید» اعتقادی ندارم و آن را مسلک «معاویه بن ابوسفیان» میدانم.
پدر اسلام لاکچری دنیای اینستاگرام کسی جز «هاشمی رفسنجانی» نیست. اوست که آقازادگی و آقازادهپروری را در ایران باب کرد، در روز شهادت سیدالشهدا علیهالسلام فرزندانش را برای خوشگذرانی به سد لتیان برد، در فرصتهای شغلی و غیرشغلی بچهها و همسرش را روانه سفرهای خارجی کرد و آنها را به آدمهای متعفن از خود راضی تبدیل کرد که بعد از چند دهه در خیابان اصلی شهر روی کسی اسلحه بکشند و تهدیدش کنند که یا از جلوی ماشین خانم کنار برو یا میزنیم!
پدر اینستاگرام اسلامی هاشمی رفسنجانی است با فلسفه «مانور تجملات» خویش. او که در دولت سازندگی هر چه توانست نطفه منحوس آقازادگی و مترفی را در بین مسئولین جمهوری اسلامی منعقد کرد و حالا امروز نتیجهاش را میشود در اینستاگرام دید.
@NucLeader
✍️جدال دو اسلام
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت پایانی|
شوآف آدمهای لاقید اینستاگرام هرچه به فرهنگ عمومی ضربه میزند، شوآف و نمایش مهوع اسلام لاکچری آقازادهها ضربه مهلکی است بر جان نظام اسلامی. حالا میتوان جستجو کرد و «آ.ح»های فروان در صنعت فشنشوی اسلامی دید. یا مثلا شیخی را در اینستاگرام دنبال کرد که هم محل زندگیش لاکچری است، هم خرج و برج زندگیش به هیچ طلبهای چون خودش نمیماند و فقط به هر بهانهای عکس خویش را یکبار تنگ عکس مسیح علینژاد میزند و لابد یکبار هم بعدا تنگ «کایلی جنر» و از اسلام میگوید. بعد وقتی هملباس دیگرش یقه آقازادههای مترف را میگیرد، او را به میانهروی دعوت میکند!
از این مدلها کم ندیده و نخواهیم دید. خیلی هم مهم نیست که طرف روی سرش عمامه دارد یا چادر یا یک من ریش. مهم روش است. روشی که از دو اسلام برمیآید؛ اولی اسلام ناب محمدی و دومی که اسلام لاکچری است، همان «اسلام آمریکایی» است که شکل امروزی به خویش گرفته است. هم آخوند باش، هم وسایل زندگیت با مردم معمولی هم یکی نباشد، هم همسرت مدام شوآف کند، هم موقع رسیدن به بیتالمال از «میانهروی» بگو.
حالا باید گفت وقتی از اسلام سخن میگوییم، منظورمان کدام اسلام است؟ این پرسش اگرچه در ابتدا قدری ساده مینماید، اما وقتی به تاریخ اسلام تا امروز و خصوصا تاریخ انقلاب اسلامی نگاه کنیم، درمییابیم که پرسش درباره کدام اسلام، پرسش غلطی نیست.
«عثمان بن حنیف» از والیان حکومت امیرالمومنین علیهالسلام مدتی بعد از شروع کارش به مهمانی دعوت میشود که در آن نه وعده خلاف دادهاند، نه پول حرامی گرفته و نه پولی داده است. اشکالی که امیرالمومنین علیهالسلام به او وارد میکنند این است: «عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ» یعنی پولدارها دعوت شدند، اما فقرا حضور نداشتند. این برای مردم عادی شاید بد نباشد، ولی برای مسئولان حکومت اسلامی بدط است و اگر مسئول جامعه اسلامی به سمت اتراف و مترف شدن برود، این خطرناک خواهد شد. چون بقیه هم از او یاد میگیرند و میخواهند آنطور باشند.
کافی است سخنرانیهای امام را تورق کنیم و عباراتی نظیر «تجملگرایی»، «مرفهین بیدرد»، «مرفه»،«مسئولان حکومتی»، «ساده زیستی» و... را مشاهده کنیم. امام اسلام را دوگونه میبیند، یکی اسلام ناب محمدی و دیگری اسلامی که در جدال با این اسلام روی کار میآید و بزرگترین خطر را برای حکومت اسلامی به دنبال دارد، «اسلام آمریکایی» است. تنها در جلد 21 صحیفه نور، قریب به 20 مورد صحبت از امام موجود است که به بحث اسلام آمریکایی اشاره کردهاند.
@NucLeader
|یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت پایانی|
شوآف آدمهای لاقید اینستاگرام هرچه به فرهنگ عمومی ضربه میزند، شوآف و نمایش مهوع اسلام لاکچری آقازادهها ضربه مهلکی است بر جان نظام اسلامی. حالا میتوان جستجو کرد و «آ.ح»های فروان در صنعت فشنشوی اسلامی دید. یا مثلا شیخی را در اینستاگرام دنبال کرد که هم محل زندگیش لاکچری است، هم خرج و برج زندگیش به هیچ طلبهای چون خودش نمیماند و فقط به هر بهانهای عکس خویش را یکبار تنگ عکس مسیح علینژاد میزند و لابد یکبار هم بعدا تنگ «کایلی جنر» و از اسلام میگوید. بعد وقتی هملباس دیگرش یقه آقازادههای مترف را میگیرد، او را به میانهروی دعوت میکند!
از این مدلها کم ندیده و نخواهیم دید. خیلی هم مهم نیست که طرف روی سرش عمامه دارد یا چادر یا یک من ریش. مهم روش است. روشی که از دو اسلام برمیآید؛ اولی اسلام ناب محمدی و دومی که اسلام لاکچری است، همان «اسلام آمریکایی» است که شکل امروزی به خویش گرفته است. هم آخوند باش، هم وسایل زندگیت با مردم معمولی هم یکی نباشد، هم همسرت مدام شوآف کند، هم موقع رسیدن به بیتالمال از «میانهروی» بگو.
حالا باید گفت وقتی از اسلام سخن میگوییم، منظورمان کدام اسلام است؟ این پرسش اگرچه در ابتدا قدری ساده مینماید، اما وقتی به تاریخ اسلام تا امروز و خصوصا تاریخ انقلاب اسلامی نگاه کنیم، درمییابیم که پرسش درباره کدام اسلام، پرسش غلطی نیست.
«عثمان بن حنیف» از والیان حکومت امیرالمومنین علیهالسلام مدتی بعد از شروع کارش به مهمانی دعوت میشود که در آن نه وعده خلاف دادهاند، نه پول حرامی گرفته و نه پولی داده است. اشکالی که امیرالمومنین علیهالسلام به او وارد میکنند این است: «عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ» یعنی پولدارها دعوت شدند، اما فقرا حضور نداشتند. این برای مردم عادی شاید بد نباشد، ولی برای مسئولان حکومت اسلامی بدط است و اگر مسئول جامعه اسلامی به سمت اتراف و مترف شدن برود، این خطرناک خواهد شد. چون بقیه هم از او یاد میگیرند و میخواهند آنطور باشند.
کافی است سخنرانیهای امام را تورق کنیم و عباراتی نظیر «تجملگرایی»، «مرفهین بیدرد»، «مرفه»،«مسئولان حکومتی»، «ساده زیستی» و... را مشاهده کنیم. امام اسلام را دوگونه میبیند، یکی اسلام ناب محمدی و دیگری اسلامی که در جدال با این اسلام روی کار میآید و بزرگترین خطر را برای حکومت اسلامی به دنبال دارد، «اسلام آمریکایی» است. تنها در جلد 21 صحیفه نور، قریب به 20 مورد صحبت از امام موجود است که به بحث اسلام آمریکایی اشاره کردهاند.
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «✍️جدال دو اسلام |یادداشتی درباره اینستاگرام و پدیده اسلام لاکچری| قسمت اول از سه قسمت| «اسلام لاکچری»! نمیدانم اولین بار است که کسی این تعبیر را به کار میبرد یا پیش از این نیز استفاده شده، اما نوعی از اسلامگرایی در کشور و خصوصا در قشر جوان و نوجوان…»
واکنش دوستان و بزرگواران رو نسبت به متن اخیر منتشر میکنم:
پ.ن: پاسخی اگر بدهم، سعی این است که کوتاه باشد.
👇👇
@NucLeader
پ.ن: پاسخی اگر بدهم، سعی این است که کوتاه باشد.
👇👇
@NucLeader
Forwarded from Seyedahmad Atri
با یک پدیده دیگر هم مواجهیم
آن هم این دوستان منتقد اسلام لاکچری و آمریکایی که خود را در زمره پاکان دانسته و قرائت خویش را از اسلام، اسلام ناب محمدی می دانند
این به مراتب خطرناکتر است از دیدگاه دوستان مسلمان برند باز
آن هم این دوستان منتقد اسلام لاکچری و آمریکایی که خود را در زمره پاکان دانسته و قرائت خویش را از اسلام، اسلام ناب محمدی می دانند
این به مراتب خطرناکتر است از دیدگاه دوستان مسلمان برند باز
Seyedahmad Atri
با یک پدیده دیگر هم مواجهیم آن هم این دوستان منتقد اسلام لاکچری و آمریکایی که خود را در زمره پاکان دانسته و قرائت خویش را از اسلام، اسلام ناب محمدی می دانند این به مراتب خطرناکتر است از دیدگاه دوستان مسلمان برند باز
یک) بنده خودم را در هیچ دستهای ندیدهام و فقط گذارهای را نسبت به اتفاقات تاریخ اسلام و انقلاب نقد کردم.
بنابراین اگر در این طریق بیفتم، خود خطا کارم.
دو) بحث اسلام آمریکایی و اسلام مرفهین بیدرد به عنوان مهمترین خطر یا از مهمترین خطرها برای انقلاب را امام خمینی و رهبری عزیز مطرح کردهاند، نه نگارنده.
سوم) سلب شیء، اثبات ما اداء نمیکنه، اینکه بنده میگویم اسلام لاکچری بد است، دلیل نمیشود بگویم که بنده یا اسلام بنده ملاک است، حق را باید شناخت و با حق سنجید.
چهار) اگر نقد کاملی هست، خوشحال میشوم بنویسند و گفته شود در کدام قسمت نویسنده نظر خود را به اسلام ناب نسبت داده است.
تشکر و ممنون از ارسال نظر.
@NucLeader
بنابراین اگر در این طریق بیفتم، خود خطا کارم.
دو) بحث اسلام آمریکایی و اسلام مرفهین بیدرد به عنوان مهمترین خطر یا از مهمترین خطرها برای انقلاب را امام خمینی و رهبری عزیز مطرح کردهاند، نه نگارنده.
سوم) سلب شیء، اثبات ما اداء نمیکنه، اینکه بنده میگویم اسلام لاکچری بد است، دلیل نمیشود بگویم که بنده یا اسلام بنده ملاک است، حق را باید شناخت و با حق سنجید.
چهار) اگر نقد کاملی هست، خوشحال میشوم بنویسند و گفته شود در کدام قسمت نویسنده نظر خود را به اسلام ناب نسبت داده است.
تشکر و ممنون از ارسال نظر.
@NucLeader
Forwarded from خبرهای فوری مهم 🔖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تنگه باب المندب بسته شد؛ تعلیق عبور نفت کشهای عربستان
🔹ارتش یمن کمتر از ۲۴ ساعت دومین ناوچه جنگی عربستان را در ساحل غربی یمن و نزدیکی باب المندب منهدم کرد. #خاورمیانه
✅ @Khabar_Fouri
🔹ارتش یمن کمتر از ۲۴ ساعت دومین ناوچه جنگی عربستان را در ساحل غربی یمن و نزدیکی باب المندب منهدم کرد. #خاورمیانه
✅ @Khabar_Fouri