صحبتهای سید محمد خاتمی وزیر وقت ارشاد درباره ویدیو و کلوبهای فروش فیلم.
این صحبتها را با دیدگاه سید مرتضی آوینی در همان برهه زمانی درباره ویدیو و ماهواره مقایسه کنید.
@NucLeader
این صحبتها را با دیدگاه سید مرتضی آوینی در همان برهه زمانی درباره ویدیو و ماهواره مقایسه کنید.
@NucLeader
Forwarded from دانشجویان دکتر شهریار زرشناس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 #ببینید
⭕️ دیدگاه #شهریار_زرشناس درباره «بحرانهای اقتصادی» در برنامه ۳۶۰درجه
💬 ژاپن و آلمان بر پایه نیروی نظامی خود صنعتی شدند
💬 هیچ کشوری با سیاست نئولیبرالی نمی تواند صنعتی شود
▶️ @DrZarshenas
⭕️ دیدگاه #شهریار_زرشناس درباره «بحرانهای اقتصادی» در برنامه ۳۶۰درجه
💬 ژاپن و آلمان بر پایه نیروی نظامی خود صنعتی شدند
💬 هیچ کشوری با سیاست نئولیبرالی نمی تواند صنعتی شود
▶️ @DrZarshenas
برنامه 360درجه
@DrZarshenas
🔊 #بشنوید
⭕️نسخه صوتی صحبتهای #شهریار_زرشناس در برنامه ۳۶۰درجه
💬 اقتصاد ما نیازمند انقلاب ساختاری است
💬 مدل نئولیبرالی نه ما را صنعتی میکند و نه عدالت و رفاه میآورد
▶️ @drzarshenas
⭕️نسخه صوتی صحبتهای #شهریار_زرشناس در برنامه ۳۶۰درجه
💬 اقتصاد ما نیازمند انقلاب ساختاری است
💬 مدل نئولیبرالی نه ما را صنعتی میکند و نه عدالت و رفاه میآورد
▶️ @drzarshenas
|نیوکلیدر|
سالروز جنگ تموز (جنگ 33 روزه) گرامی باد. #نصرک_هز_الدنی @NucLeader
یاد این جملات سید حسن نصرالله بخیر:
الان في عرض البحر فی مقابل بیروت، البارجة الحربية العسكرية الأسرائیلیه لتي اعتدت على البنية التحتية وعلى بيوت الناس والمدنيين انظروا اليها کیف تحترق وتغرق ومعها العشرات من جنود الأسرائیلیه الصهاینه...
الان في عرض البحر فی مقابل بیروت، البارجة الحربية العسكرية الأسرائیلیه لتي اعتدت على البنية التحتية وعلى بيوت الناس والمدنيين انظروا اليها کیف تحترق وتغرق ومعها العشرات من جنود الأسرائیلیه الصهاینه...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسی ناوچه دریایی اسرائیل را در جنگ 33 روزه مورد هدف قرار داد؟
حاج قاسم سلیمانی بعد از 12 سال میگوید.
@NucLeader
حاج قاسم سلیمانی بعد از 12 سال میگوید.
@NucLeader
❇️ و اما جولیا پطرس
مدتها از زمانی که نام «جولیا پطرس» و «احبائی» معروفش در فضای مجازی و خصوصا بین انقلابیها معروف شده میگذرد. برخلاف فلان روزنامهنویس که به هر بهانهای #احبائی پخش میکند و یا بهمان روحانی که آب و هوای لبنان به مذاقش ساخته و دوست دارد همهجا و همه چیز را با سنجه «لبنان» ببیند و مثلا حجاب و فرهنگ و اخلاق ما را به قول خودش لبنانی کند، خیلی نه تمایلی به صحبت درباره جولیا پطرس و پخشآثارش داشتهام و نه خیلی همهجا را لبنان دیدهام. والا میشد کارهای زیادی در این زمینه انجام داد که دوستان هم از آن لذت ببرند!
جولیا پطرس نه با أحبائی، که با یکی از آهنگهایش در دهه 80 میلادی که تمایلی به بردن نامش ندارم، خود را به عنوان خواننده به قول ما محور مقاومت معرفی کرده و با آهنگهای متعدد در این سه دهه فعالیت هنریش، ثابت کرده که حمایتش از مسئله فلسطین، مقاومت لبنان و سوریه احساسی و جوزده نیست.
حالا و پنج روز مانده به کنسرت جدیدش در شهر صور لبنان، خیلی از لبنانیها منتظرند یکبار دیگر روح مقاومت، پایداری و اعتماد به نفسشان را در یک کنسرت موسیقی بالا ببرند و به تعبیری نفسشان از عزت نفسی که دارند حال بیاید.
چیزی که باعث شد اینبار به جولیا پطرس بپردازم این است که او لبنانی است و خود را لبنانی میبیند و به آن افتخار میکند. اگر کسی با لبنان و مسائل آن آشنا باشد میفهمد که مردم این کشور از وجود حزبالله و مقاومت چقدر خوشحالند، اما همانقدر میدانند که به جرأت میشود گفت هیچ مردمی در دنیا به اندازه مردم ما یعنی آدمهایی که در جمهوری اسلامی ایران نفس میکشند اهل مقاومت و پایداری نبودهاند.
لبنان اگر در جنگ 33 روزه به پیروزی رسید یا اگر سال 2000 توانست اولین ضربههای مهلک را به اسرائیل بزند، مردم ما با انقلاب اسلامی به همه فهماندند که طریق دیگری برای زیستن انتخاب کردهاند. طریقی که ماهیتش را «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بنا نهاد. مردمی که سینهشان را جلوی گلولههای طاغوت پهلوی سپر کردند، مقابل صدام و سردمداران جهانی که در جنگ هشت ساله حمایتش کردند ایستادند، بلوک شرق را به زانو درآوردند و مقابل بلوک غرب و شیطان بزرگ سر خم نکردند. مردمی که چهار دهه تحریم شدهاند؛ تحریم دارویی، هستهای، اقتصادی و... مردمی که تحت فشار همه جانبه هزاران کانال خبری، تلویزیونی، فیلم و مستند بوده و هستند.
حالا لبنان ثمره مقاومت یک گروه شیعی که روح پایداری را در عموم این مردم دمیده، میتواند در کنسرت موسیقی جولیا پطرس ببیند و لذت ببرد، اما ما اینجا باید بشینیم که رضا عطاران از دستشویی دربیاید و با شرت ماماندوز دهه شصت را مسخره کند، یا هر امالقمری که از مادرش قهر کرده بیاید برای دوست دخترش شیش و هشت بخواند یا مثلا تلویزیون هر آشغالی را به اسم خنده و شادی حواله مردم کند؛ یک بار با رامبد و خندانندهشو، یکبار با کودکشو و یکبار با #بیشعورشو!
لبنان میتواند با مقاومت مردم جنوبش لذت ببرد، اما مردم مقاوم ما که چهار دهه است همه استکبار زور میزند حرکتش را متوقف کند، بشیند پای مزخرفات یک مشت سلبریتی مفتخور از بیتالمال سوءاستفاده کن که تا بحث وام بیبازگشت فیلم و سود کلان و بحثهای انتخاباتی باشد هستند و موقعی که وقت پایداری است، جز غر زدن و ناله کردن چیزی ندارند.
کاش آن روزنامهنگار عزیز و آن روحانی محترم یکبار از این منظر سراغ جولیا پطرس بروند. کاش اگر کسی خواست جولیا پطرس را معرفی کند، بفهمد که حتی طبق فتوای رهبری درباره بحث خوانندگی زنان، یک بحث #فقه_موسیقی هم وجود دارد که اول باید آن را پیاده کرد، بحث حکومتی موسیقی را که رهبری در درس خارجش طرح کرده، عملیاتی کنیم و بعد برویم سراغ اینکه یک موسیقی را از سر ذوق پخش کنیم؛ چیزی که باعث میشد به او و آثارش نپردازم!
کاش دوستان عزیز ما بفهمند اینجا لبنان نیست، ایران است. کاش آن روحانی محترم به جای اینکه آب دهانش از اسم لبنان بریزد، اشکی برای مقاومت مردم خودمان و بدبختی خودش و ما بریزد که اسیر دست یک مشت به ظاهر هنرمند ابله شدهایم؛ همانها که «هفت روز و هفت ساعت» مفتخوری کردند.
5 روز دیگر جولیا پطرس در صور میخواند؛ در جنوب لبنان. مثل همیشه حسرت میخورم که چرا از هنرمند هم شانس نیاوردیم. کاش میشد یک کرور از این سلبریتیها را بدهیم و یک مرد جنگی چون او بگیریم که در شرف، مردانگی و وطنپرستی از اکثر جماعت بیشرافت ایرانی والاتر است.
yon.ir/julia
@NucLeader
مدتها از زمانی که نام «جولیا پطرس» و «احبائی» معروفش در فضای مجازی و خصوصا بین انقلابیها معروف شده میگذرد. برخلاف فلان روزنامهنویس که به هر بهانهای #احبائی پخش میکند و یا بهمان روحانی که آب و هوای لبنان به مذاقش ساخته و دوست دارد همهجا و همه چیز را با سنجه «لبنان» ببیند و مثلا حجاب و فرهنگ و اخلاق ما را به قول خودش لبنانی کند، خیلی نه تمایلی به صحبت درباره جولیا پطرس و پخشآثارش داشتهام و نه خیلی همهجا را لبنان دیدهام. والا میشد کارهای زیادی در این زمینه انجام داد که دوستان هم از آن لذت ببرند!
جولیا پطرس نه با أحبائی، که با یکی از آهنگهایش در دهه 80 میلادی که تمایلی به بردن نامش ندارم، خود را به عنوان خواننده به قول ما محور مقاومت معرفی کرده و با آهنگهای متعدد در این سه دهه فعالیت هنریش، ثابت کرده که حمایتش از مسئله فلسطین، مقاومت لبنان و سوریه احساسی و جوزده نیست.
حالا و پنج روز مانده به کنسرت جدیدش در شهر صور لبنان، خیلی از لبنانیها منتظرند یکبار دیگر روح مقاومت، پایداری و اعتماد به نفسشان را در یک کنسرت موسیقی بالا ببرند و به تعبیری نفسشان از عزت نفسی که دارند حال بیاید.
چیزی که باعث شد اینبار به جولیا پطرس بپردازم این است که او لبنانی است و خود را لبنانی میبیند و به آن افتخار میکند. اگر کسی با لبنان و مسائل آن آشنا باشد میفهمد که مردم این کشور از وجود حزبالله و مقاومت چقدر خوشحالند، اما همانقدر میدانند که به جرأت میشود گفت هیچ مردمی در دنیا به اندازه مردم ما یعنی آدمهایی که در جمهوری اسلامی ایران نفس میکشند اهل مقاومت و پایداری نبودهاند.
لبنان اگر در جنگ 33 روزه به پیروزی رسید یا اگر سال 2000 توانست اولین ضربههای مهلک را به اسرائیل بزند، مردم ما با انقلاب اسلامی به همه فهماندند که طریق دیگری برای زیستن انتخاب کردهاند. طریقی که ماهیتش را «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بنا نهاد. مردمی که سینهشان را جلوی گلولههای طاغوت پهلوی سپر کردند، مقابل صدام و سردمداران جهانی که در جنگ هشت ساله حمایتش کردند ایستادند، بلوک شرق را به زانو درآوردند و مقابل بلوک غرب و شیطان بزرگ سر خم نکردند. مردمی که چهار دهه تحریم شدهاند؛ تحریم دارویی، هستهای، اقتصادی و... مردمی که تحت فشار همه جانبه هزاران کانال خبری، تلویزیونی، فیلم و مستند بوده و هستند.
حالا لبنان ثمره مقاومت یک گروه شیعی که روح پایداری را در عموم این مردم دمیده، میتواند در کنسرت موسیقی جولیا پطرس ببیند و لذت ببرد، اما ما اینجا باید بشینیم که رضا عطاران از دستشویی دربیاید و با شرت ماماندوز دهه شصت را مسخره کند، یا هر امالقمری که از مادرش قهر کرده بیاید برای دوست دخترش شیش و هشت بخواند یا مثلا تلویزیون هر آشغالی را به اسم خنده و شادی حواله مردم کند؛ یک بار با رامبد و خندانندهشو، یکبار با کودکشو و یکبار با #بیشعورشو!
لبنان میتواند با مقاومت مردم جنوبش لذت ببرد، اما مردم مقاوم ما که چهار دهه است همه استکبار زور میزند حرکتش را متوقف کند، بشیند پای مزخرفات یک مشت سلبریتی مفتخور از بیتالمال سوءاستفاده کن که تا بحث وام بیبازگشت فیلم و سود کلان و بحثهای انتخاباتی باشد هستند و موقعی که وقت پایداری است، جز غر زدن و ناله کردن چیزی ندارند.
کاش آن روزنامهنگار عزیز و آن روحانی محترم یکبار از این منظر سراغ جولیا پطرس بروند. کاش اگر کسی خواست جولیا پطرس را معرفی کند، بفهمد که حتی طبق فتوای رهبری درباره بحث خوانندگی زنان، یک بحث #فقه_موسیقی هم وجود دارد که اول باید آن را پیاده کرد، بحث حکومتی موسیقی را که رهبری در درس خارجش طرح کرده، عملیاتی کنیم و بعد برویم سراغ اینکه یک موسیقی را از سر ذوق پخش کنیم؛ چیزی که باعث میشد به او و آثارش نپردازم!
کاش دوستان عزیز ما بفهمند اینجا لبنان نیست، ایران است. کاش آن روحانی محترم به جای اینکه آب دهانش از اسم لبنان بریزد، اشکی برای مقاومت مردم خودمان و بدبختی خودش و ما بریزد که اسیر دست یک مشت به ظاهر هنرمند ابله شدهایم؛ همانها که «هفت روز و هفت ساعت» مفتخوری کردند.
5 روز دیگر جولیا پطرس در صور میخواند؛ در جنوب لبنان. مثل همیشه حسرت میخورم که چرا از هنرمند هم شانس نیاوردیم. کاش میشد یک کرور از این سلبریتیها را بدهیم و یک مرد جنگی چون او بگیریم که در شرف، مردانگی و وطنپرستی از اکثر جماعت بیشرافت ایرانی والاتر است.
yon.ir/julia
@NucLeader
❇️ امام و مسئله پذیرش قطعنامه
درباره پذیرش قطعنامه 598 سخنهای بسیاری میتوان گفت که البته صریحترین صحبتها را اقای «هاشمی رفسنجانی» در سال پایانی عمر خویش گفت و آن این بود که «مسئله پذیرش قطعنامه از افتخارات بنده و آقای روحانی بود». تکلیف قطعنامه و کسانی که #جام_زهر را به امام نوشاندند خیلی مبهم نیست، اما هنوز میشود درباره فضایی که خواص جامعه برای حضرت امام ایجاد کردند تا مجبور به قبول آتشبس شود، صحبتهای فراوانی کرد.
اما بحثی که قرار است به آن اشاره کنم، بخشی از صحبتهای امام خطاب به روحانیت در اولین سخنرانی بعد از قبول قطعنامه در تاریخ 29 تیر سال 67 است. این سخنرانی از جهات مختلف بسیار مهم است؛ هم امام درباره پذیرش قطعنامه صحبت میکند، هم تکلیف انقلاب اسلامی را با آمریکا، شوروی و همه ابرقدرتها در روزهای بعد از جنگ مشخص میکند و هم با رجوع به این سخنرانی، تکلیف مردم انقلابی با سیاستمداران و خواص سیاسی آن روز و این روزها روشن میشود. از اینرو پیشنهاد میکنم این سخنرانی را که در جلد 21 صحیفه امام، صفحه 93 تا 101 منتشر شده را حتما با دقت بخوانیم. ضمنا این بخش از صحبتها اشارهای کوتاه به ملیگراها دارد که با اتفاقات اخیر و تمایل برخی جریانات سیاسی برای تحریف تاریخ ملیگراها بیارتباط نیست.
اما بعد. بخشی از صحبت امام درباره روحانیت:
«علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامى ملت خیانت نکرده و نمىکنند. البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشتهها و صحبتها، هر وقت نام «روحانیت» را به میان آوردهام و از آنان قدردانى نمودهام، مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است؛ که در هر قشرى ناپاک و غیر متعهد وجود دارد.
و روحانیون وابستهضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیشتر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بودهاند و ضربات اصلى را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسمآب و دینفروشزدهاند و مىزنند. و روحانیون متعهد ما همواره از این بىفرهنگها متنفر و گریزان بودهاند.
من به صراحت مىگویم ملیگراها اگر بودند، به راحتى در مشکلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مىکردند و براى اینکه خود را از فشارهاى روزمره سیاسى برهانند، همه کاسههاى صبر و مقاومت را یکجا مىشکستند و به همه میثاقها و تعهدات ملى و میهنى ادعایى خود پشت پا مىزدند.
کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمىدانیم، ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنها که با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقدهها و حسادتهاى خود را نمىتوانند پنهان سازند، آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعلههاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هر گز امان نامه کفر و شرک را امضا نمىکنیم.»
«من اکثر موفقیتهاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى، در ارزش عملى و زهد آنان مىدانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست و هیچ وسیلهاى هم نمىتواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهاى بیمورد، مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به #طرفدارى_از_سرمایه_دارى و سرمایهداران متهم نمایند.
در این شرایط حساس و سرنوشتسازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صد در صد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند و حتى علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزى که روحانیون هر گز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنههاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند، از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهدهدار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کردهایم.»
@NucLeader
درباره پذیرش قطعنامه 598 سخنهای بسیاری میتوان گفت که البته صریحترین صحبتها را اقای «هاشمی رفسنجانی» در سال پایانی عمر خویش گفت و آن این بود که «مسئله پذیرش قطعنامه از افتخارات بنده و آقای روحانی بود». تکلیف قطعنامه و کسانی که #جام_زهر را به امام نوشاندند خیلی مبهم نیست، اما هنوز میشود درباره فضایی که خواص جامعه برای حضرت امام ایجاد کردند تا مجبور به قبول آتشبس شود، صحبتهای فراوانی کرد.
اما بحثی که قرار است به آن اشاره کنم، بخشی از صحبتهای امام خطاب به روحانیت در اولین سخنرانی بعد از قبول قطعنامه در تاریخ 29 تیر سال 67 است. این سخنرانی از جهات مختلف بسیار مهم است؛ هم امام درباره پذیرش قطعنامه صحبت میکند، هم تکلیف انقلاب اسلامی را با آمریکا، شوروی و همه ابرقدرتها در روزهای بعد از جنگ مشخص میکند و هم با رجوع به این سخنرانی، تکلیف مردم انقلابی با سیاستمداران و خواص سیاسی آن روز و این روزها روشن میشود. از اینرو پیشنهاد میکنم این سخنرانی را که در جلد 21 صحیفه امام، صفحه 93 تا 101 منتشر شده را حتما با دقت بخوانیم. ضمنا این بخش از صحبتها اشارهای کوتاه به ملیگراها دارد که با اتفاقات اخیر و تمایل برخی جریانات سیاسی برای تحریف تاریخ ملیگراها بیارتباط نیست.
اما بعد. بخشی از صحبت امام درباره روحانیت:
«علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامى ملت خیانت نکرده و نمىکنند. البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشتهها و صحبتها، هر وقت نام «روحانیت» را به میان آوردهام و از آنان قدردانى نمودهام، مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است؛ که در هر قشرى ناپاک و غیر متعهد وجود دارد.
و روحانیون وابستهضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیشتر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بودهاند و ضربات اصلى را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسمآب و دینفروشزدهاند و مىزنند. و روحانیون متعهد ما همواره از این بىفرهنگها متنفر و گریزان بودهاند.
من به صراحت مىگویم ملیگراها اگر بودند، به راحتى در مشکلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مىکردند و براى اینکه خود را از فشارهاى روزمره سیاسى برهانند، همه کاسههاى صبر و مقاومت را یکجا مىشکستند و به همه میثاقها و تعهدات ملى و میهنى ادعایى خود پشت پا مىزدند.
کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمىدانیم، ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنها که با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقدهها و حسادتهاى خود را نمىتوانند پنهان سازند، آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعلههاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هر گز امان نامه کفر و شرک را امضا نمىکنیم.»
«من اکثر موفقیتهاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى، در ارزش عملى و زهد آنان مىدانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست و هیچ وسیلهاى هم نمىتواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهاى بیمورد، مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به #طرفدارى_از_سرمایه_دارى و سرمایهداران متهم نمایند.
در این شرایط حساس و سرنوشتسازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صد در صد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند و حتى علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزى که روحانیون هر گز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنههاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند، از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهدهدار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کردهایم.»
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی آخرین سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره ارتباط او و حسن روحانی با مسئله پذیرش قطعنامه و جام زهر
@NucLeader
@NucLeader
بخشی از سخنرانی امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598
@NucLeader
@NucLeader
این عکس هویت اسرائیل است؛ اشخاصی که اکثرا دوره نظامی گذراندهاند و هرگز شهروند عادی محسوب نمیشوند!
پ.ن: این تصویر را به مثابه یک حقیقت گرفتهام، نه اینکه یک فرضیه را با یک عکس تعمیم دهم.
@NucLeader
پ.ن: این تصویر را به مثابه یک حقیقت گرفتهام، نه اینکه یک فرضیه را با یک عکس تعمیم دهم.
@NucLeader
از روزی که سید حسن نصرالله در جنگ 33 روزه مجاهدان لبنانی را با این جمله بشارت داد، آنها همواره پیروز شده اند.
طعم شیرین مقاومت اسلامی گوارای وجودتان😍. شادی روح شهیدان صلواتی
@NucLeader
طعم شیرین مقاومت اسلامی گوارای وجودتان😍. شادی روح شهیدان صلواتی
@NucLeader
یکی از دوستان ماههای اخیر رفته بود سوریه. وقتی برگشت احوال منطقه را جویا شدیم. بعد از گفتن اخبار، داستانی گفت...
گفت رانندهمان اهل کفریا بود و پنج سال میشد خانوادهاش را ندیده بود. هر بار که وقت غذا میشد، لقمهاش را که بالا میآورد تا در دهان بگذارد، هقهق گریه میکرد و میگفت خانوادهام پنج سال است محاصره هستند و چیزی برای خوردن ندارند.
امروز کسی به اندازه آن پدر سوری شاد نیست.
شنیدهام آنقدر غذا در این دو منطقه کم بوده که مردم لجن میخوردند، اما دست از مقاومت نکشیدند.
شادی روح همه شهیدان صلوات.
@NucLeader
گفت رانندهمان اهل کفریا بود و پنج سال میشد خانوادهاش را ندیده بود. هر بار که وقت غذا میشد، لقمهاش را که بالا میآورد تا در دهان بگذارد، هقهق گریه میکرد و میگفت خانوادهام پنج سال است محاصره هستند و چیزی برای خوردن ندارند.
امروز کسی به اندازه آن پدر سوری شاد نیست.
شنیدهام آنقدر غذا در این دو منطقه کم بوده که مردم لجن میخوردند، اما دست از مقاومت نکشیدند.
شادی روح همه شهیدان صلوات.
@NucLeader
اینک این مرد بی پدر که بنی امیه خود را به او ملحق کردند میان دو چیز استوار پای فشرده و ایستاده است؛ «یا شمشیر کشیدن، یا خواری کشیدن»
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم.
امام حسین علیهالسلام
@NucLeader
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم.
امام حسین علیهالسلام
@NucLeader
✍️ پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت اول
«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتشبس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهمترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده میشود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بیبیسی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصتهای از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بیبیسی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بیبیسی حرف را نیمخورده کرده و نصفه میگوید و نهایتا اینکه با وجود ضعفهایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.
جام زهر برآمده از دید نیهیلیستی است؛ چون هم رسانهای که آن را میسازد و هم تولید کنندگانش نگاهی اسلامی و انقلابی به مسئله جنگ ندارند. پس جنگ را بهمثابه هر جنگ دیگری میگیرند و به آن به عنوان یک واقعه تاریخی مینگرند. پس نتیجه این نگرش قرار نیست با نتیجه نگرش یک مسلمان یکی باشد. فعلا با درستی یا غلطی این دید کاری ندارم، اما اگر این دید را در بعد جنگی اصل بگیریم، قیام امام حسین علیهالسلام یک شکست کامل و تمام عیار تاریخی برای سپاه اسلام است. پس به عنوان مخاطب مستند باید بدانیم نگاه بیبیسی چیست.
حسین باستانی به عنوان رکن اصلی مستند یعنی نویسنده، گوینده و تهیه کننده کار با نگاهی غیر هرمونوتیک سراغ جنگ رفته است. اینجا دیگر بحث مسئله اول و اختلاف عقیده در کار نیست. اینجا صحبت از یک خطای استراتژیک در نگاه به مسائل تاریخی است. نگاه غیر هرمونوتیک باعث میشود که محقق یا سازنده یک مستند مسئله را بدون درنظر گرفتن زمان، مکان و مسائل مربوط به آن تفسیر کند. به همین دلیل باستانی در انتهای مستند خویش شروع میکند به دادن آمارهایی از این جنس که اگر سال 61 و بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان مییافت چه تعداد کشته -به قول آنها- داده بودیم و در انتهای جنگ چطور؟ یا مثلا یکی از دلایل نپذیرفتن پایان جنگ در سال 61 بحث غرامت جنگی بود که بعد از قطعنامه هم نتوانستیم بگیریم. پس چند سال ضرر کردهایم.
وقتی نگاه غیر هرمونوتیک باشد، وقایع سال 67 را نیز با سال 61 مقایسه میکند. اما بحث اینجاست که آیا مقامات جمهوری اسلامی ایران گمان میکردند که سال 67 نیز نتوانند غرامت بگیرند؟ یا در گمان خود به این میاندیشیدند که توان این کار را دارند؟
مسئله سوم نیمخورده کردن یک حرف است. بیبیسی حتی در اصل گرفتن فرضیه «ما نباید بعد از فتح خرمشهر میجنگیدیم» هم صادق نیست. مستند میگوید بعد از فتح خرمشهر باید سراغ آتشبس میرفتیم، اما نمیگوید چطور؟ تنها یکی از دلایلی که باعث میشود این فرضیه را مورد تردید قرار داد این است که از ابتدای جنگ تا فتح خرمشهر یعنی سوم خرداد سال 61، سه قطعنامه در شورای امنیت تصویب شد که در هیچ کدام این بندها مشخص نشده بود:
1- عراق باید به عنوان کشور آغاز کننده جنگ محکوم شود.
2- عراق باید به عنوان کشور متخاصم به ایران غرامت بپردازد.
3- عراق موظف است همه سربازان خودش را از خاک ایران بیرون ببرد.
4- عراق موظف است تعهد دهد که به قرارداد سال 1974 الجزایر و خطالرأس تالوگ پایبند است.
@NucLeader
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت اول
«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتشبس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهمترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده میشود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بیبیسی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصتهای از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بیبیسی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بیبیسی حرف را نیمخورده کرده و نصفه میگوید و نهایتا اینکه با وجود ضعفهایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.
جام زهر برآمده از دید نیهیلیستی است؛ چون هم رسانهای که آن را میسازد و هم تولید کنندگانش نگاهی اسلامی و انقلابی به مسئله جنگ ندارند. پس جنگ را بهمثابه هر جنگ دیگری میگیرند و به آن به عنوان یک واقعه تاریخی مینگرند. پس نتیجه این نگرش قرار نیست با نتیجه نگرش یک مسلمان یکی باشد. فعلا با درستی یا غلطی این دید کاری ندارم، اما اگر این دید را در بعد جنگی اصل بگیریم، قیام امام حسین علیهالسلام یک شکست کامل و تمام عیار تاریخی برای سپاه اسلام است. پس به عنوان مخاطب مستند باید بدانیم نگاه بیبیسی چیست.
حسین باستانی به عنوان رکن اصلی مستند یعنی نویسنده، گوینده و تهیه کننده کار با نگاهی غیر هرمونوتیک سراغ جنگ رفته است. اینجا دیگر بحث مسئله اول و اختلاف عقیده در کار نیست. اینجا صحبت از یک خطای استراتژیک در نگاه به مسائل تاریخی است. نگاه غیر هرمونوتیک باعث میشود که محقق یا سازنده یک مستند مسئله را بدون درنظر گرفتن زمان، مکان و مسائل مربوط به آن تفسیر کند. به همین دلیل باستانی در انتهای مستند خویش شروع میکند به دادن آمارهایی از این جنس که اگر سال 61 و بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان مییافت چه تعداد کشته -به قول آنها- داده بودیم و در انتهای جنگ چطور؟ یا مثلا یکی از دلایل نپذیرفتن پایان جنگ در سال 61 بحث غرامت جنگی بود که بعد از قطعنامه هم نتوانستیم بگیریم. پس چند سال ضرر کردهایم.
وقتی نگاه غیر هرمونوتیک باشد، وقایع سال 67 را نیز با سال 61 مقایسه میکند. اما بحث اینجاست که آیا مقامات جمهوری اسلامی ایران گمان میکردند که سال 67 نیز نتوانند غرامت بگیرند؟ یا در گمان خود به این میاندیشیدند که توان این کار را دارند؟
مسئله سوم نیمخورده کردن یک حرف است. بیبیسی حتی در اصل گرفتن فرضیه «ما نباید بعد از فتح خرمشهر میجنگیدیم» هم صادق نیست. مستند میگوید بعد از فتح خرمشهر باید سراغ آتشبس میرفتیم، اما نمیگوید چطور؟ تنها یکی از دلایلی که باعث میشود این فرضیه را مورد تردید قرار داد این است که از ابتدای جنگ تا فتح خرمشهر یعنی سوم خرداد سال 61، سه قطعنامه در شورای امنیت تصویب شد که در هیچ کدام این بندها مشخص نشده بود:
1- عراق باید به عنوان کشور آغاز کننده جنگ محکوم شود.
2- عراق باید به عنوان کشور متخاصم به ایران غرامت بپردازد.
3- عراق موظف است همه سربازان خودش را از خاک ایران بیرون ببرد.
4- عراق موظف است تعهد دهد که به قرارداد سال 1974 الجزایر و خطالرأس تالوگ پایبند است.
@NucLeader
✍️ پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت پایانی
این چهار مورد که مهمترین شروط ایران برای پذیرفتن آتشبس بود نهتنها در سال 61 که حتی تا پذیرش قطعنامه 598 که دوازدهمین قطعنامه جنگ ایران و عراق بود، لحاظ نشده بود. پس بدیهی بود ایران سراغ بحث پایان جنگ نرود. غیر از این مسئله دلایل متعدد دیگری نیز هست که به دلیل طولانی شدن متن از آن پرهیز میکنم. به عنوان مثال فقط به عنوان یکی از مسئولین نظامی آن دوره میتوان سراغ خاطرات و مصاحبههای «حسین علایی» از فرماندهان جنگ رفت. او درباره عدم پذیرش قطعنامه، کوتاهی امور خارجه وقت، دلیل ورود ایران به خاک عراق، ادامه جنگ و... صحبتهای مهمی کرده است.
مسئله چهارم؛ تأثیرگذاری مستند است. مستند حسین باستانی و مهدی فراستی شانس این را دارند که مثل همیشه به مخاطبان بیبیسی فارسی دروغ بگویند. مستند آنها اگرچه از نظر تحلیلی و محتوایی دچار ایرادات فراوانی است، اما از آنجا که شبهه مهمی را نشانه گرفته و براساس آن فکتهای شبه مستندی ارائه میکند، میتواند به راحتی مورد پذیرش مخاطبانش قرار گیرد.
نهایتا اینکه هدف اصلی مستند دو چیز است؛ اول اشتباه امام خمینی به عنوان رهبر نظام در ادامه جنگ با بیان آمارهای مقایسهای بعد از فتح خرمشهر و پایان جنگ، دوم تردید در عملکرد شورای عالی دفاع به ریاست آیتالله خامنهای و همچنین تصمیمات فرماندهان نظامی به عنوان مقصران راهبرد اشتباه ایران در ادامه جنگ. صحبتهای آرشیوی آقایان هاشمی و روحانی در این مستند از نظر تاریخی بسیار جای حرف دارد و همچنین مستند هرگز سراغ نقش میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر دولت وقت نمیرود.
پ.ن: درباره بسیاری از نکات تاریخی و مسئله ادامه جنگ میشود صحبت کرد. این مسئله و این پرسش چیزی است که همیشه تمایل داشتم به آن بپردازم و اگر روزی قرار باشد دربارهاش مستندی بسازم، برعکس این سوال را اصل میگیرم. یعنی اینکه چرا نباید میجنگیدیم؟ اوضاع در دوره خود آنقدر روشن بوده که عدم ادامه جنگ جای پرسش داشته باشد!
پ.ن: مورد اول یعنی نگاه نیهیلیستی بیبیسی را نیز باز نکردم، چون به نظرم قرار نبود بیبیسی جز این نگاه طور دیگری مستند بسازد.
@NucLeader
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی| قسمت پایانی
این چهار مورد که مهمترین شروط ایران برای پذیرفتن آتشبس بود نهتنها در سال 61 که حتی تا پذیرش قطعنامه 598 که دوازدهمین قطعنامه جنگ ایران و عراق بود، لحاظ نشده بود. پس بدیهی بود ایران سراغ بحث پایان جنگ نرود. غیر از این مسئله دلایل متعدد دیگری نیز هست که به دلیل طولانی شدن متن از آن پرهیز میکنم. به عنوان مثال فقط به عنوان یکی از مسئولین نظامی آن دوره میتوان سراغ خاطرات و مصاحبههای «حسین علایی» از فرماندهان جنگ رفت. او درباره عدم پذیرش قطعنامه، کوتاهی امور خارجه وقت، دلیل ورود ایران به خاک عراق، ادامه جنگ و... صحبتهای مهمی کرده است.
مسئله چهارم؛ تأثیرگذاری مستند است. مستند حسین باستانی و مهدی فراستی شانس این را دارند که مثل همیشه به مخاطبان بیبیسی فارسی دروغ بگویند. مستند آنها اگرچه از نظر تحلیلی و محتوایی دچار ایرادات فراوانی است، اما از آنجا که شبهه مهمی را نشانه گرفته و براساس آن فکتهای شبه مستندی ارائه میکند، میتواند به راحتی مورد پذیرش مخاطبانش قرار گیرد.
نهایتا اینکه هدف اصلی مستند دو چیز است؛ اول اشتباه امام خمینی به عنوان رهبر نظام در ادامه جنگ با بیان آمارهای مقایسهای بعد از فتح خرمشهر و پایان جنگ، دوم تردید در عملکرد شورای عالی دفاع به ریاست آیتالله خامنهای و همچنین تصمیمات فرماندهان نظامی به عنوان مقصران راهبرد اشتباه ایران در ادامه جنگ. صحبتهای آرشیوی آقایان هاشمی و روحانی در این مستند از نظر تاریخی بسیار جای حرف دارد و همچنین مستند هرگز سراغ نقش میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر دولت وقت نمیرود.
پ.ن: درباره بسیاری از نکات تاریخی و مسئله ادامه جنگ میشود صحبت کرد. این مسئله و این پرسش چیزی است که همیشه تمایل داشتم به آن بپردازم و اگر روزی قرار باشد دربارهاش مستندی بسازم، برعکس این سوال را اصل میگیرم. یعنی اینکه چرا نباید میجنگیدیم؟ اوضاع در دوره خود آنقدر روشن بوده که عدم ادامه جنگ جای پرسش داشته باشد!
پ.ن: مورد اول یعنی نگاه نیهیلیستی بیبیسی را نیز باز نکردم، چون به نظرم قرار نبود بیبیسی جز این نگاه طور دیگری مستند بسازد.
@NucLeader
✍️ اولویت دولت!
سال 61 یعنی دومین سال جنگ، امام در دو سخنرانی جنگ را در رأس امور اعلام میکند و ملت و خصوصا دولت را به اهتمام به آن تذکر میدهد. اهتمام به جنگ و در رأس امور بودن آن از همان آغاز تا روز پایان جنگ مورد تأکید امام خمینی قرار میگیرد و بارها به دولت میگوید که جنگ را اولویت اصلی قرار دهید. «محسن رفیقدوست» وزیر سپاه وقت میگوید در جلسه هیئت دولت بخشی از وسایل مورد نیاز را روی یک کاغذ نوشته بودم و به وزیر صنایع سنگین یعنی «بهزاد نبوی» دادم. او در همان جلسه کاغذ را برگرداند و پشتش نوشت:
«خدایا شعور را به جای شعار در هیئت دولت حکمفرما کن» و کاغذ را به دست من داد.
از بهزاد نبوی تا «میرحسین موسوی» نخستوزیر وقت، از «علیاکبر ولایتی» وزیر امور خارجه وقت تا «علیاکبر هاشمی رفسنجانی» نماینده امام در شورای عالی جنگ و بعدها جانشین فرمانده کل قوا برای هیچیک #جنگ مسئله اول و به عبارتی اولویت کشور نبود. این صحبت نیز اتهام نیست؛ رویکرد آنها و مواضعی که بعدها گرفتهاند، خاطراتی که در کتابها نقل شده و رفتارهایی که در زمان جنگ نشان دادند همه گواه این مسئله بود و نهایتا -البته در این میان نقش فرمانده سپاه و نامه او به امام را منکر نمیشوم- به #جام_زهر منجر شد.
امام در نامه معروف خود به مسئولین کشور درباره قبول جام زهر مینویسند:
«آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و...»
این بیتفاوتی مسئولین سیاسی و اقتصادی نسبت به جنگ درحالی بود که در طرف مقابل یعنی عراق، صدام حسین اولویت همه کشور را جنگ اعلام کرده بود. نوشتهاند وقتی در عملیات کربلای پنج که طرفین جنگ بیشترین تعداد آمار شهید و کشته را دادند، جز فرماندهان و نیروهای نظامی در عملیات، مسئولان وقت تلاش زیادی برای بازگرداندن شهیدان نکردند، اما صدام دستور داده بود همه تاکسیها موظفند به خط مقدم رفته و هر کدام روی باربندش یک کشته بیاورد و هر کسی که این کار را نمیکرد، سروکارش با صدام و بعث و استخبارات بود!
اولویت آن روزها، جنگ بود و منظور از این جنگ، جنگ نظامی بود. حالا امروز بعد از 3 دهه امام خامنهای در دیدار سال 96 با هیئت دولت دوازدهم میگوید امروز اولویت اصلی کشور اقتصاد است. از سال 90 که نامگذاری سالها با اقتصاد و سیاست آغاز شد و در دولت فعلی تماما رنگ اقتصاد مقاومتی گرفته است و در اکثر سخنرانیها رهبر انقلاب دولت و مسئولین را متوجه این بخش از کشور کردهاند، چقدر از توان مسئولین صرف اقتصاد کشور شده است؟
یقینا میشود گفت رؤسای سه قوه یا فهم ساده از مسئله #اقتصاد_مقاومتی هم ندارند و یا اگر دارند، عامدانه خود را به نفهمیدن میزنند. واردات بیرویه هر نوع کالا، خصوصا کالای لوکس را به اقتصاد مقاومتی گرفتهاند. ورود چند هزار ماشین، عدم تلاش برای برقراری ارتباط اقتصادی با کشورهای همسایه و دست گرفتن بازار، تلاش نکردن جهت جداسازی اقتصاد ایران از دلار و... مشتی از این خروار است.
دولت تمام طرحهای ضد اقتصاد مقاومتی تصویب میکند، مجلس راههای رسیدن به اقتصاد مقاومتی را میبندد و قوه قضائیه هم به جای برخورد با دانه درشتهای اقتصادی، مشغول سرگرم کردن ملت با دختر رقاص اینستاگرامی و امثالهم است.
شوآف اینستاگرامی آقازادهها، بیکاری و بیکارگی هیئت وزیران و دلسرد کردن ملت با جملاتی نظیر «کاری نمیتوانیم بکنیم» نشان از این است که جماعت فعلی نیز راه همان پیشینیان را گرفتهاند و البته مراد از پیشینیان، همین مدیران امروزی و دوستانشان هستند که آن دوره جوان بودند!😊
قاموس فکری من این است: قومی که صحبت ولی زمان خود را -و در زمان غیبت نائب امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف را- گوش نمیدهد، به همان میزان که از صحبت او فاصله میگیرد ضرر میکند و این ضرر هم دنیوی است و هم اخروی.
@NucLeader
سال 61 یعنی دومین سال جنگ، امام در دو سخنرانی جنگ را در رأس امور اعلام میکند و ملت و خصوصا دولت را به اهتمام به آن تذکر میدهد. اهتمام به جنگ و در رأس امور بودن آن از همان آغاز تا روز پایان جنگ مورد تأکید امام خمینی قرار میگیرد و بارها به دولت میگوید که جنگ را اولویت اصلی قرار دهید. «محسن رفیقدوست» وزیر سپاه وقت میگوید در جلسه هیئت دولت بخشی از وسایل مورد نیاز را روی یک کاغذ نوشته بودم و به وزیر صنایع سنگین یعنی «بهزاد نبوی» دادم. او در همان جلسه کاغذ را برگرداند و پشتش نوشت:
«خدایا شعور را به جای شعار در هیئت دولت حکمفرما کن» و کاغذ را به دست من داد.
از بهزاد نبوی تا «میرحسین موسوی» نخستوزیر وقت، از «علیاکبر ولایتی» وزیر امور خارجه وقت تا «علیاکبر هاشمی رفسنجانی» نماینده امام در شورای عالی جنگ و بعدها جانشین فرمانده کل قوا برای هیچیک #جنگ مسئله اول و به عبارتی اولویت کشور نبود. این صحبت نیز اتهام نیست؛ رویکرد آنها و مواضعی که بعدها گرفتهاند، خاطراتی که در کتابها نقل شده و رفتارهایی که در زمان جنگ نشان دادند همه گواه این مسئله بود و نهایتا -البته در این میان نقش فرمانده سپاه و نامه او به امام را منکر نمیشوم- به #جام_زهر منجر شد.
امام در نامه معروف خود به مسئولین کشور درباره قبول جام زهر مینویسند:
«آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و...»
این بیتفاوتی مسئولین سیاسی و اقتصادی نسبت به جنگ درحالی بود که در طرف مقابل یعنی عراق، صدام حسین اولویت همه کشور را جنگ اعلام کرده بود. نوشتهاند وقتی در عملیات کربلای پنج که طرفین جنگ بیشترین تعداد آمار شهید و کشته را دادند، جز فرماندهان و نیروهای نظامی در عملیات، مسئولان وقت تلاش زیادی برای بازگرداندن شهیدان نکردند، اما صدام دستور داده بود همه تاکسیها موظفند به خط مقدم رفته و هر کدام روی باربندش یک کشته بیاورد و هر کسی که این کار را نمیکرد، سروکارش با صدام و بعث و استخبارات بود!
اولویت آن روزها، جنگ بود و منظور از این جنگ، جنگ نظامی بود. حالا امروز بعد از 3 دهه امام خامنهای در دیدار سال 96 با هیئت دولت دوازدهم میگوید امروز اولویت اصلی کشور اقتصاد است. از سال 90 که نامگذاری سالها با اقتصاد و سیاست آغاز شد و در دولت فعلی تماما رنگ اقتصاد مقاومتی گرفته است و در اکثر سخنرانیها رهبر انقلاب دولت و مسئولین را متوجه این بخش از کشور کردهاند، چقدر از توان مسئولین صرف اقتصاد کشور شده است؟
یقینا میشود گفت رؤسای سه قوه یا فهم ساده از مسئله #اقتصاد_مقاومتی هم ندارند و یا اگر دارند، عامدانه خود را به نفهمیدن میزنند. واردات بیرویه هر نوع کالا، خصوصا کالای لوکس را به اقتصاد مقاومتی گرفتهاند. ورود چند هزار ماشین، عدم تلاش برای برقراری ارتباط اقتصادی با کشورهای همسایه و دست گرفتن بازار، تلاش نکردن جهت جداسازی اقتصاد ایران از دلار و... مشتی از این خروار است.
دولت تمام طرحهای ضد اقتصاد مقاومتی تصویب میکند، مجلس راههای رسیدن به اقتصاد مقاومتی را میبندد و قوه قضائیه هم به جای برخورد با دانه درشتهای اقتصادی، مشغول سرگرم کردن ملت با دختر رقاص اینستاگرامی و امثالهم است.
شوآف اینستاگرامی آقازادهها، بیکاری و بیکارگی هیئت وزیران و دلسرد کردن ملت با جملاتی نظیر «کاری نمیتوانیم بکنیم» نشان از این است که جماعت فعلی نیز راه همان پیشینیان را گرفتهاند و البته مراد از پیشینیان، همین مدیران امروزی و دوستانشان هستند که آن دوره جوان بودند!😊
قاموس فکری من این است: قومی که صحبت ولی زمان خود را -و در زمان غیبت نائب امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف را- گوش نمیدهد، به همان میزان که از صحبت او فاصله میگیرد ضرر میکند و این ضرر هم دنیوی است و هم اخروی.
@NucLeader