|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
633 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
پروژه سرکار گذاشتن مردم!

@NucLeader
✍️ پدیده‌ای به نام «حاج آقا زائری» | یادداشتی طولانی درباره برادر عزیز و بزرگوار آقای محمدرضا زائری.

نمی‌دانم برای چندمین بار است می‌گویم که برخلاف خیلی از هم‌طیف‌هایم آقای «محمدرضا زائری» را دوست داشته‌ام و از نوجوانی با نوشته‌های ایشان در مجلات و در جوانی با کتاب‌هایشان خو گرفته‌ام، اما گمان می‌کنم لازم باشد در این مطلب کمی درباره #پدیده_زائری بنویسم.
به زعم بنده برادر عزیز آقای زائری تا وقتی دست به قلم بود و کتاب می‌نوشت، تحلیل‌های خوبی ارائه می‌کرد و حتی اگر کسی مخالف نظر او هم بود، در شیوه تحلیل و نظریه‌های او تأمل می‌کرد. زائری کتاب‌ها، زائری اثبات و تعریف یک مسئله بود و می‌توانست راهکار ارائه دهد، اما از روزی که زائری کتاب‌نویس به شبکه‌های اجتماعی آمده، نتوانسته خود را از آفات این فضا نجات دهد.
زائری دنیای مجازی از اساس با زائری دنیای کتاب و مجله تفاوت دارد. او دیگر توانایی اثبات یک مسئله و یا راهکار دادن در یک زمینه را ندارد و مدام زیر میز می‌زند. در بهترین حالت منتقد است و فقط بلد است نقد کند. از اختلاس و فتنه 88 تا رقص فلانی و کلیپ بهمانی همه را به حجاب می‌چسباند و تکه‌ای به سیاست‌های نظام می‌اندازد و می‌گذرد.

زائری دنیای مجازی کیست؟ زائری دنیای مجازی غرق در ماهیت توییتر و اینستاگرام شده و نمی‌تواند از ولایت تکنیک عبور کند. او اصطلاحا -اصطلاحی که خودم برای او به کار می‌برم- #هشتگ شده است. با هر تبی یک طعنه‌ای زده، زیر میز می‌زند و رد می‌شود. نه اثبات می‌کند،‌ نه راهکار می‌دهد و نه دنبال این کارهاست. او خواسته یا ناخواسته درگیر سطح است، اگرچه خود را اینچنین نمی‌داند. رجوع او به همه مسائل، رجوع اینستاگرامی، توییتری و در نهایت عالم مجازی است. اگر به شهید بهشتی رجوع می‌کند، تفسیری ارائه می‌کند که یک نوجوان دهه هشتادی قرار است ارائه کند. اگر قرار است از حجاب مطبوعش سخن بگوید، جمله‌ای از بهشتی می‌آورد و جمله‌ای را نادیده می‌گیرد و سکوت می‌کند. اگر می‌خواهد سراغ فرهنگ برود، «تحلیل آسان»‌ ارائه می‌کند. تحلیلی دهه هشتادی پسند که یک «حاج آقای اینستاگرامی» هم در فالوئرهایش داشته باشد.

مثلا در نمونه اخیر دختر رقاص، جمله‌ای می‌نویسد با این مضمون که اسلام با رقص رقاصه‌ها از بین نرفته، ولی با دزدی مفسدین اقتصادی چرا. آیا واقعا همین است؟ ایشان تاریخ نخوانده است یا نمی‌خواهد بخشی از تاریخ را بگوید؟ #آندلس چگونه سقوط کرد؟ دلیلش چه چیزی یا چه چیزهایی می‌توانست باشد؟ آیا نگاه اسلام به مسائل انقدر تک‌بعدی و سطحی است؟ آیا اسلام نمی‌تواند هم برای رقص رقاصه نظر بدهد و هم برای دزد بیت‌المال؟ آیا او می‌داند فضای مجازی یعنی فضای عمومی؟ اگر کسی جلوی مسجد رقصید چه؟ اگر چندین نفر در خیابان‌ها لخت مادرزاد شدند برای مبارزه چه؟
او ریشه را در فرهنگ می‌داند و این درست است. یادم می‌آید که بارها از نگاه شهید آوینی به #ماهواره و مسائلی از این دست نوشته‌ و گفته‌ام که این‌ها همه راه حلی فرهنگی دارند، اما اولا فرهنگ زیرساختی چند ساله می‌خواهد، دوما اولویت برخورد فرهنگی با مسائل اگرچه در فرهنگ است، اما هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بپذیرد که اگر مسئله‌ای فراتر از فرهنگ رفت و به حوزه‌های سیاسی، امنیتی و... کشیده شد راه حل دیگری نداشته باشد.
مثلا در قضایایی مثل اتفاقات اخیر یا مسئله حجاب که آقای زائری ما را به اسلامی که برخی -و نه او- آن را #اسلام_رحمانی می‌خوانند دعوت می‌کند، هرگز نخواهید دید که او صحبت زیر از شهید بهشتی را مدنظر کار خود قرار دهد که گفته‌اند:
«چه فرقی میان آن دزد مال و خانم خودآرایی كه به عمل خودآرایی دست می‌زند وجود دارد؟ این خانم، دزد سلامت اخلاق مردان است و آن مرد بوالهوسی كه خودآرایی و خودشیرینی می‌كند و قصد جلب‌نظر خانم‌ها را دارد، آن هم دزد سلامت اخلاق است و باید هم به وسیله اقناع و هم به وسیله قدرت جلوی هر دو را گرفت.»

شهید بهشتی سلامت اخلاق جامعه را مهم می‌داند و زائری هم. هر دو نیز راهکار فرهنگی دارند،‌ اما تفاوت نگاه شهید بهشتی و زائری در این است که اولی با خود و دین خدا تعارف ندارد و ژست روشنفکری نمی‌گیرد. می‌داند جلوی دزد سلامت اخلاق جامعه را هم باید به وسیله اقناع گرفت و هم به وسیله قدرت!
✍️ پدیده‌ای به نام «حاج آقا زائری» | یادداشتی طولانی درباره برادر عزیز و بزرگوار آقای محمدرضا زائری.
#قسمت_پایانی

زائری اینستاگرام، زائری توییتر است. زائری که در مسائل نمی‌اندیشد. دنبال هشتگ روز است،‌ نه حتی اثبات نظریه درست یا غلط خود. او دنبال تحلیل آسان می‌گردد و همیشه به فرع ماجرا می‌چسبد. در همین قضیه اخیر رقاصی فلانی خیلی‌ها به مواجهه ابلهانه صدا و سیما واکنش نشان داده‌اند، اما واکنش زائری و آدم‌هایی شبیه او چیست؟ مقایسه مسئله حجاب با مسئله عدالت به بهانه اینکه گفته شده هر جا فقر باشد، دیانت می‌رود یا هر جا بی‌عدالتی باشد، گناه زیاد می‌شود.
چرا من، زائری و امثال ما به این نمی‌اندیشند که اصلا آیا پخش این کلیپ احمقانه بعد از گذشت یک ماه از اصل ماجرا در تلویزیون شاید کار همان‌هایی باشد که نمی‌خواهند عدالت اجرا شود. شاید آنکه فلان زنک هرزه خارج‌نشین را تهدید به مرگ می‌کند، دست دیگر آستینی باشد که در ایران به دنبال اقدامات مثلا فمینیستی است؟ چرا زائری دنبال اثبات نمی‌رود؟ چرا زائری و زائری‌ها تحلیل آسان کرده و تک‌ساحتی هستند؟ چرا زائری به این فکر نمی‌کند که آستین نفوذی هم می‌تواند در قوه قضائیه باشد، هم در وزارت ارشاد، هم در صدا و سیما و هم در حوزه علمیه قم؟

آیا نمی‌شود هم با بدحجاب مبارزه فرهنگی کرد، هم اگر جلوی مسجد و در روز شهادت امام صادق علیه‌السلام رقصید به این فکر کرد که ممکن است کار یک سازمان وابسته باشد؟ هم به عدالت پرداخت و هم به فرهنگ؟ آیا زائری جز غر زدن و تکه‌پرانی به وضعیت اقتصادی، اقدام عملی هم کرده؟ آیا در همین مسائل فرهنگی راهکاری جز «حجاب را بردارید» ارائه داده است؟ اگر او مرد فرهنگ است، چرا دنبال علاج فرهنگ در وضعیت فعلی نیست و مدام دنبال آندلسی کردن ایران و بعد تصحیح روش‌های غلط فرهنگی است؟

زائری نه در این زمینه که در صدها اتفاق آینده هم به همین شیوه عمل خواهد کرد. او اول فحشی به نظام می‌دهد، بعد یقه بچه مذهبی‌ها را می‌گیرد، بعد تکه‌ای به عدالت اقتصادی و اجتماعی می‌اندازد و نهایتا راه را این می‌داند که با مسائل فرهنگی مخالف نظر اسلام برخورد نکنیم و برویم یقه فلانی را بگیریم و والسلام، اما به نظر من او هم تفاوتی با دیگر مدیران جمهوری اسلامی ندارد. آن‌ها در اقتصاد و سیاست ضعیف عمل می‌کنند و او در فرهنگ و من هنوز به جایی نرسیده پر از اشتباه ریز و درشت. مدیر اقتصادی هم شاید معتقد است ما اول لیبرال شویم، بعد بیاییم اقتصادمان را اسلامی کنیم. مدیر سیاسی هم شاید معتقد است اول غربی شویم، بعد ببینیم که کجا را باید اسلامی کنیم و زائری هم معتقد است اول حجاب را برداریم، بعد بیاییم همه جمهوری اسلامی را درست کنیم.

زائری به بهانه اینکه به قول خودش هم‌فکر ما اصولگراهاست -که من نمی‌دانم این اصولگرایی دیگر چه کوفتی است وقتی لاریجانی لیبرال و روحانی فاسد هم در آن جا می‌گیرند- مدام مشتش را بر فرق سر بچه‌های انقلابی می‌کوبد، اما دریغ از یک «تو گفتن» به مخالفان این نظام. او معتقد است من شما را می‌کوبم چون هم‌فکر شما هستم و من به این فکر می‌کنم اگر قرار بود رهبر انقلاب هم به شیوه زائری ما را نقد کند چقدر بیچاره بودیم! نمی‌دانم چرا من و زائری و امثال ما نقد خودی را از رهبری یاد نمی‌گیریم؟
تفاوت من و زائری با شهید سید مرتضی آوینی این است اگرچه معدودی از خودی‌های دلبسته انقلاب و خیل ضدانقلاب مدام به او می‌تاختند و فحشی نثارش می‌کردند، اما هیچگاه به هم‌جبهه‌ای‌هایش چیزی نگفت و فحشی نثار آن‌ها نکرد و شمشیرش را برای لیبرال‌ها و ضدانقلاب بیرون کشید!

و آخر از همه اینکه حکایت او حکایت «ما سه نفر را کجا می‌بری؟» شده است. هر از گاهی در وصف فهم چند سال جلوتر خود روضه‌ای می‌خواند تا بفهمیم که او هم مردی است از دیار بهشتی‌ها و مطهری‌ها و نمی‌دانم آیا امثال بهشتی و مطهری و چمران‌ها هم برای خود روضه‌هایی چنین دلسوزانه خوانده‌اند یا نه!

پ.ن: خدا می‌داند که او را چقدر دوست داشته‌ام و امروز چقدر از مواضع عجیبش تعجب کرده و ناراحت می‌شوم و خدا می‌داند که در این نوشته سعی کردم فقط نقدی دوستانه انجام داده باشم. خدا من و همه کسانی که به این نظام دلبسته‌اند اما نمی‌دانند چه باید بکنند را به راه درست و اصولی خود هدایت کنند.

پ.ن: آخرین اقدامی که زائری مجازی در عرصه عمل کرد، مسابقه هفت روز و هفت ساعت بود. برنامه‌ای که نه بیننده داشت، نه جز سفر خارجه برای چند سلبریتی معمولی چیزی عاید مردم، انقلاب و فرهنگ می‌کرد و نشان می‌داد ایشان در امور رسانه‌ای ضعف دارند.
@NucLeader
صحبت‌های سید محمد خاتمی وزیر وقت ارشاد درباره ویدیو و کلوب‌های فروش فیلم.

این صحبت‌ها را با دیدگاه سید مرتضی آوینی در همان برهه زمانی درباره ویدیو و ماهواره مقایسه کنید.
@NucLeader
وقتی بازی را بهم می‌زنند
@NucLeader
Forwarded from دانشجویان دکتر شهریار زرشناس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 #ببینید

⭕️ دیدگاه #شهریار_زرشناس درباره «بحران‌های اقتصادی» در برنامه ۳۶۰درجه

💬 ژاپن و آلمان بر پایه نیروی نظامی خود صنعتی شدند
💬 هیچ کشوری با سیاست نئولیبرالی نمی تواند صنعتی شود

▶️ @DrZarshenas
برنامه 360درجه
@DrZarshenas
🔊 #بشنوید
⭕️نسخه صوتی صحبت‌های #شهریار_زرشناس در برنامه ۳۶۰درجه

💬 اقتصاد ما نیازمند انقلاب ساختاری است

💬 مدل نئولیبرالی نه ما را صنعتی می‌کند و نه عدالت و رفاه می‌آورد

▶️ @drzarshenas
سالروز جنگ تموز (جنگ 33 روزه) گرامی باد.

#نصرک_هز_الدنی
@NucLeader
|نیوک‌لیدر|
سالروز جنگ تموز (جنگ 33 روزه) گرامی باد. #نصرک_هز_الدنی @NucLeader
یاد این جملات سید حسن نصرالله بخیر:
الان في عرض البحر فی مقابل بیروت، البارجة الحربية العسكرية الأسرائیلیه لتي اعتدت على البنية التحتية وعلى بيوت الناس والمدنيين انظروا اليها کیف تحترق وتغرق ومعها العشرات من جنود الأسرائیلیه الصهاینه...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسی ناوچه دریایی اسرائیل را در جنگ 33 روزه مورد هدف قرار داد؟

حاج قاسم سلیمانی بعد از 12 سال می‌گوید.
@NucLeader
❇️ و اما جولیا پطرس

مدت‌ها از زمانی که نام «جولیا پطرس» و «احبائی» معروفش در فضای مجازی و خصوصا بین انقلابی‌ها معروف شده می‌گذرد. برخلاف فلان روزنامه‌نویس که به هر بهانه‌ای #احبائی پخش می‌کند و یا بهمان روحانی که آب و هوای لبنان به مذاقش ساخته و دوست دارد همه‌جا و همه چیز را با سنجه «لبنان» ببیند و مثلا حجاب و فرهنگ و اخلاق ما را به قول خودش لبنانی کند، خیلی نه تمایلی به صحبت درباره جولیا پطرس و پخش‌آثارش داشته‌ام و نه خیلی همه‌جا را لبنان دیده‌ام. والا می‌شد کارهای زیادی در این زمینه انجام داد که دوستان هم از آن لذت ببرند!

جولیا پطرس نه با أحبائی، که با یکی از آهنگهایش در دهه 80 میلادی که تمایلی به بردن نامش ندارم، خود را به عنوان خواننده به قول ما محور مقاومت معرفی کرده و با آهنگ‌های متعدد در این سه دهه فعالیت هنریش، ثابت کرده که حمایتش از مسئله فلسطین، مقاومت لبنان و سوریه احساسی و جوزده نیست.
حالا و پنج روز مانده به کنسرت جدیدش در شهر صور لبنان، خیلی‌ از لبنانی‌ها منتظرند یک‌بار دیگر روح مقاومت، پایداری و اعتماد به نفسشان را در یک کنسرت موسیقی بالا ببرند و به تعبیری نفسشان از عزت نفسی که دارند حال بیاید.

چیزی که باعث شد این‌بار به جولیا پطرس بپردازم این است که او لبنانی است و خود را لبنانی می‌بیند و به آن افتخار می‌کند. اگر کسی با لبنان و مسائل آن آشنا باشد می‌فهمد که مردم این کشور از وجود حزب‌الله و مقاومت چقدر خوشحالند، اما همان‌قدر می‌دانند که به جرأت می‌شود گفت هیچ مردمی در دنیا به اندازه مردم ما یعنی آدم‌هایی که در جمهوری اسلامی ایران نفس می‌کشند اهل مقاومت و پایداری نبوده‌اند.
لبنان اگر در جنگ 33 روزه به پیروزی رسید یا اگر سال 2000 توانست اولین ضربه‌های مهلک را به اسرائیل بزند، مردم ما با انقلاب اسلامی به همه فهماندند که طریق دیگری برای زیستن انتخاب کرده‌اند. طریقی که ماهیتش را «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بنا نهاد. مردمی که سینه‌‌شان را جلوی گلوله‌های طاغوت پهلوی سپر کردند، مقابل صدام و سردمداران جهانی که در جنگ هشت ساله حمایتش کردند ایستادند، بلوک شرق را به زانو درآوردند و مقابل بلوک غرب و شیطان بزرگ سر خم نکردند. مردمی که چهار دهه تحریم شده‌اند؛ تحریم دارویی، هسته‌ای، اقتصادی و... مردمی که تحت فشار همه جانبه هزاران کانال خبری، تلویزیونی، فیلم و مستند بوده و هستند.

حالا لبنان ثمره مقاومت یک گروه شیعی که روح پایداری را در عموم این مردم دمیده، می‌تواند در کنسرت موسیقی جولیا پطرس ببیند و لذت ببرد، اما ما اینجا باید بشینیم که رضا عطاران از دستشویی دربیاید و با شرت مامان‌دوز دهه شصت را مسخره کند، یا هر ام‌القمری که از مادرش قهر کرده بیاید برای دوست دخترش شیش و هشت بخواند یا مثلا تلویزیون هر آشغالی را به اسم خنده و شادی حواله مردم کند؛ یک بار با رامبد و خنداننده‌شو، یک‌بار با کودک‌شو و یک‌بار با #بیشعورشو!
لبنان می‌تواند با مقاومت مردم جنوبش لذت ببرد، اما مردم مقاوم ما که چهار دهه است همه استکبار زور می‌زند حرکتش را متوقف کند، بشیند پای مزخرفات یک مشت سلبریتی مفت‌خور از بیت‌المال سوءاستفاده کن که تا بحث وام بی‌بازگشت فیلم و سود کلان و بحث‌های انتخاباتی باشد هستند و موقعی که وقت پایداری است، جز غر زدن و ناله کردن چیزی ندارند.

کاش آن روزنامه‌نگار عزیز و آن روحانی محترم یک‌بار از این منظر سراغ جولیا پطرس بروند. کاش اگر کسی خواست جولیا پطرس را معرفی کند، بفهمد که حتی طبق فتوای رهبری درباره بحث خوانندگی زنان، یک بحث #فقه_موسیقی هم وجود دارد که اول باید آن را پیاده کرد، بحث حکومتی موسیقی را که رهبری در درس خارجش طرح کرده، عملیاتی کنیم و بعد برویم سراغ اینکه یک موسیقی را از سر ذوق پخش کنیم؛ چیزی که باعث می‌شد به او و آثارش نپردازم!
کاش دوستان عزیز ما بفهمند اینجا لبنان نیست، ایران است. کاش آن روحانی محترم به جای اینکه آب دهانش از اسم لبنان بریزد، اشکی برای مقاومت مردم خودمان و بدبختی خودش و ما بریزد که اسیر دست یک مشت به ظاهر هنرمند ابله شده‌ایم؛ همان‌ها که «هفت روز و هفت ساعت» مفت‌خوری کردند.

5 روز دیگر جولیا پطرس در صور می‌خواند؛ در جنوب لبنان. مثل همیشه حسرت می‌خورم که چرا از هنرمند هم شانس نیاوردیم. کاش می‌شد یک کرور از این سلبریتی‌ها را بدهیم و یک مرد جنگی چون او بگیریم که در شرف، مردانگی و وطن‌پرستی از اکثر جماعت بی‌شرافت ایرانی والاتر است.

yon.ir/julia
@NucLeader
❇️ امام و مسئله پذیرش قطعنامه

درباره پذیرش قطعنامه 598 سخن‌های بسیاری می‌توان گفت که البته صریح‌ترین صحبت‌ها را اقای «هاشمی رفسنجانی» در سال پایانی عمر خویش گفت و آن این بود که «مسئله پذیرش قطعنامه از افتخارات بنده و آقای روحانی بود». تکلیف قطعنامه و کسانی که #جام_زهر را به امام نوشاندند خیلی مبهم نیست، اما هنوز می‌شود درباره فضایی که خواص جامعه برای حضرت امام ایجاد کردند تا مجبور به قبول آتش‌بس شود، صحبت‌های فراوانی کرد.

اما بحثی که قرار است به آن اشاره کنم، بخشی از صحبت‌های امام خطاب به روحانیت در اولین سخنرانی بعد از قبول قطعنامه در تاریخ 29 تیر سال 67 است. این سخنرانی از جهات مختلف بسیار مهم است؛ هم امام درباره پذیرش قطعنامه صحبت می‌کند، هم تکلیف انقلاب اسلامی را با آمریکا، شوروی و همه ابرقدرت‌ها در روزهای بعد از جنگ مشخص می‌کند و هم با رجوع به این سخنرانی، تکلیف مردم انقلابی با سیاستمداران و خواص سیاسی آن روز و این روزها روشن می‌شود. از این‌رو پیشنهاد می‌کنم این سخنرانی را که در جلد 21 صحیفه امام، صفحه 93 تا 101 منتشر شده را حتما با دقت بخوانیم. ضمنا این بخش از صحبت‌ها اشاره‌ای کوتاه به ملی‌گراها دارد که با اتفاقات اخیر و تمایل برخی جریانات سیاسی برای تحریف تاریخ ملی‌گراها بی‌ارتباط نیست.

اما بعد. بخشی از صحبت امام درباره روحانیت:
«علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامى ملت خیانت نکرده و نمى‏کنند. البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشته‏ها و صحبت‌ها، هر وقت نام «روحانیت» را به میان آورده‏ام و از آنان قدردانى نموده‏ام، مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است؛ که در هر قشرى ناپاک و غیر متعهد وجود دارد.
و روحانیون وابسته‏ضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیشتر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده‏اند و ضربات اصلى را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدس‌مآب و دین‌فروش‌زده‏اند و مى‏زنند. و روحانیون متعهد ما همواره از این بى‏فرهن‌گها متنفر و گریزان بوده‏اند.
من به صراحت مى‏گویم ملی‌گراها اگر بودند، به راحتى در مشکلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى‏کردند و براى اینکه خود را از فشارهاى روزمره سیاسى برهانند، همه کاسه‏هاى صبر و مقاومت را یکجا مى‏شکستند و به همه میثاق‌ها و تعهدات ملى و میهنى ادعایى خود پشت پا مى‏زدند.

کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمى‏دانیم، ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنها که با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقده‏ها و حسادتهاى خود را نمى‏توانند پنهان سازند، آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى‏مان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هر گز امان نامه کفر و شرک را امضا نمى‏کنیم.»

«من اکثر موفقیت‌هاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى، در ارزش عملى و زهد آنان مى‏دانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست و هیچ وسیله‏اى هم نمى‏تواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزی‌هاى بی‌مورد، مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به #طرفدارى_از_سرمایه_دارى و سرمایه‌داران متهم نمایند.
در این شرایط حساس و سرنوشت‏سازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادى از سازمان‌ها و انجمن‌ها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صد در صد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند و حتى علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزى که روحانیون هر گز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه‏هاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند، از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهده‏دار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کرده‏ایم.»

@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی آخرین سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره ارتباط او و حسن روحانی با مسئله پذیرش قطعنامه و جام زهر

@NucLeader
بخشی از سخنرانی امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598
@NucLeader
آگهی یک مرکز مشاوره در تل‌آویو
به همین حد از وقاحت
‌‌
این عکس هویت اسرائیل است؛ اشخاصی که اکثرا دوره نظامی گذرانده‌اند و هرگز شهروند عادی محسوب نمی‌شوند!

پ.ن: این تصویر را به مثابه یک حقیقت گرفته‌ام، نه اینکه یک فرضیه را با یک عکس تعمیم دهم.
@NucLeader
این چند مجاهد لبنانی پنج سال در فوعه و کفریا به عنوان تنها نیروهای نظامی از شهر دفاع کردند و امروز به لبنان بازگشتند.

دبیرکل حزب‌الله اقدام آن‌ها را اسطوره بزرگترین پایمردی در تاریخ حزب‌الله نامید.
از روزی که سید حسن نصرالله در جنگ 33 روزه مجاهدان لبنانی را با این جمله بشارت داد، آن‌ها همواره پیروز شده اند.

طعم شیرین مقاومت اسلامی گوارای وجودتان😍. شادی روح شهیدان صلواتی
@NucLeader
یکی از دوستان ماه‌های اخیر رفته بود سوریه. وقتی برگشت احوال منطقه را جویا شدیم. بعد از گفتن اخبار، داستانی گفت...

گفت راننده‌مان اهل کفریا بود و پنج سال می‌شد خانواده‌اش را ندیده بود. هر بار که وقت غذا می‌شد، لقمه‌اش را که بالا می‌آورد تا در دهان بگذارد، هق‌هق گریه می‌کرد و می‌گفت خانواده‌ام پنج سال است محاصره هستند و چیزی برای خوردن ندارند.

امروز کسی به اندازه آن پدر سوری شاد نیست.
شنیده‌ام آنقدر غذا در این دو منطقه کم بوده که مردم لجن می‌خوردند، اما دست از مقاومت نکشیدند.

شادی روح همه شهیدان صلوات.
@NucLeader
اینک این مرد بی پدر که بنی امیه خود را به او ملحق کردند میان دو چیز استوار پای فشرده و ایستاده است؛ «یا شمشیر کشیدن، یا خواری کشیدن»
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم.

امام حسین علیه‌السلام
@NucLeader
✍️ پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بی‌بی‌سی فارسی| قسمت اول

«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتش‌بس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهم‌ترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده می‌شود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بی‌بی‌سی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بی‌بی‌سی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بی‌بی‌سی حرف را نیم‌خورده کرده و نصفه می‌گوید و نهایتا اینکه با وجود ضعف‌هایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.

جام زهر برآمده از دید نیهیلیستی است؛‌ چون هم رسانه‌ای که آن را می‌سازد و هم تولید کنندگانش نگاهی اسلامی و انقلابی به مسئله جنگ ندارند. پس جنگ را به‌مثابه هر جنگ دیگری می‌گیرند و به آن به عنوان یک واقعه تاریخی می‌نگرند. پس نتیجه این نگرش قرار نیست با نتیجه نگرش یک مسلمان یکی باشد. فعلا با درستی یا غلطی این دید کاری ندارم، اما اگر این دید را در بعد جنگی اصل بگیریم، قیام امام حسین علیه‌السلام یک شکست کامل و تمام عیار تاریخی برای سپاه اسلام است. پس به عنوان مخاطب مستند باید بدانیم نگاه بی‌بی‌سی چیست.

حسین باستانی به عنوان رکن اصلی مستند یعنی نویسنده، گوینده و تهیه کننده کار با نگاهی غیر هرمونوتیک سراغ جنگ رفته است. اینجا دیگر بحث مسئله اول و اختلاف عقیده در کار نیست. اینجا صحبت از یک خطای استراتژیک در نگاه به مسائل تاریخی است. نگاه غیر هرمونوتیک باعث می‌شود که محقق یا سازنده یک مستند مسئله را بدون درنظر گرفتن زمان، مکان و مسائل مربوط به آن تفسیر کند. به همین دلیل باستانی در انتهای مستند خویش شروع می‌کند به دادن آمارهایی از این جنس که اگر سال 61 و بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان می‌یافت چه تعداد کشته -به قول آن‌ها- داده بودیم و در انتهای جنگ چطور؟ یا مثلا یکی از دلایل نپذیرفتن پایان جنگ در سال 61 بحث غرامت جنگی بود که بعد از قطعنامه هم نتوانستیم بگیریم. پس چند سال ضرر کرده‌ایم.
وقتی نگاه غیر هرمونوتیک باشد، وقایع سال 67 را نیز با سال 61 مقایسه می‌کند. اما بحث اینجاست که آیا مقامات جمهوری اسلامی ایران گمان می‌کردند که سال 67 نیز نتوانند غرامت بگیرند؟ یا در گمان خود به این می‌اندیشیدند که توان این کار را دارند؟

مسئله سوم نیم‌خورده کردن یک حرف است. بی‌بی‌سی حتی در اصل گرفتن فرضیه «ما نباید بعد از فتح خرمشهر می‌جنگیدیم» هم صادق نیست. مستند می‌گوید بعد از فتح خرمشهر باید سراغ آتش‌بس می‌رفتیم، اما نمی‌گوید چطور؟ تنها یکی از دلایلی که باعث می‌شود این فرضیه را مورد تردید قرار داد این است که از ابتدای جنگ تا فتح خرمشهر یعنی سوم خرداد سال 61، سه قطعنامه در شورای امنیت تصویب شد که در هیچ کدام این بندها مشخص نشده بود:
1- عراق باید به عنوان کشور آغاز کننده جنگ محکوم شود.
2- عراق باید به عنوان کشور متخاصم به ایران غرامت بپردازد.
3- عراق موظف است همه سربازان خودش را از خاک ایران بیرون ببرد.
4- عراق موظف است تعهد دهد که به قرارداد سال 1974 الجزایر و خط‌الرأس تالوگ پایبند است.
@NucLeader