مصاحبههای صدا و سیما اینطوریه که 99درصد با موضع سازمان درباره هر مسئلهای موافقن و اون 1درصد هم خیلی نظر خاصی ندارن.
@NucLeader
@NucLeader
کاش مهدی جهانگیری هم احمدینژادی بود تا #قوه_قضاییه برابر #قانون با او رفتار میکرد. آن وقت میدیدم آقای جهانگیری باز هم از #نظام دفاع میکند؟
دفاع از منافع چند هزار میلیاردی کثیف را پای دفاع از نظام و رهبری نگدارید.
@NucLeader
دفاع از منافع چند هزار میلیاردی کثیف را پای دفاع از نظام و رهبری نگدارید.
@NucLeader
در هیاهوی رسانههای سیاستزده، اخلاقگرایی آقای جهرمی گم شد.
او میتوانست مثل اکثر سیاستمداران فعلی آمارهای دروغ و غلط را ماستمالی کند، اما صراحتا آن را اشتباه خواند.
@NucLeader
او میتوانست مثل اکثر سیاستمداران فعلی آمارهای دروغ و غلط را ماستمالی کند، اما صراحتا آن را اشتباه خواند.
@NucLeader
داریوش شایگان که مدتی قبل به رحمت خدا رفت خاطره جالبی از علامه طباطبایی دارد که بسیار خواندنی است:
...
تجربۀ شگفت دیگری که با او( علامه طباطبایی) داشتم، ملاقات دوبهدویی بود که زمانی در خانهای در شمیران بین ما دست داد. قرار بود که همۀ اهل محفل آن شب در آنجا گرد آیند. من به آنجا رفتم اما بقیه غایب بودند. احتمالاً تاریخ جلسه را اشتباه کرده بودند. ما تنها بودیم. شب فرا میرسید و از گردسوزهایی که در طاقچهها نهاده بودند، نوری صافی میتراوید. مانند همیشه روی زمین بر مخدّه نشسته بودیم. من از استاد دربارۀ وضعیت اخروی و اینکه چگونه روح نماد ملکاتی است که در خود انباشته و پس از مرگ آنها را در جهان برزخ متمثّل میکند سؤال کردم. ناگهان استاد، که معمولاً بسیار فکور و خموش بود، از هم شکفت. از جا کنده شد و مرا نیز با خود برد. دقیقاً به خاطر ندارم که از چه میگفت، اما آن فوران ِحالهای دمادم را که در من میدمید خوب به یاد دارم. احساس میکردم که عروج میکنم. گویی از نردبان هستی بالا میرفتیم و فضاهایی هر دم لطیفتر را بازمیگشودیم. چیزها از ما دور میشدند. هوای رقیق اوجها را و حالی را که تا آن زمان از وجودش بیخبر بودم حس میکردم. سخنان استاد با حسّ بیوزنی و سبکی همراه بود. دیگر از زمان غافل بودم. هنگامی که به حال عادی بازآمدم، ساعتها گذشته بود. سپس سکوت مستولی شد. ارتعاشهای عجیبی مرا تسخیر کرده بود؛ رها و مجذوب در خلسۀ صلحی وصفناپذیر بودم. استاد از گفتن ایستاد و سپس چشمانش را به زیر انداخت. دریافتم که بایست تنهایش بگذارم. نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو میبست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بیاعتماد بود.»
🔸کتاب زیرآسمان های جهان، گفتوگوی جهانبگلو با داریوش شایگان، ص۷۰ و ۷۱ درباره علامه طباطبایی.
کپی از کانال فقه و حقوق
@NucLeader
...
تجربۀ شگفت دیگری که با او( علامه طباطبایی) داشتم، ملاقات دوبهدویی بود که زمانی در خانهای در شمیران بین ما دست داد. قرار بود که همۀ اهل محفل آن شب در آنجا گرد آیند. من به آنجا رفتم اما بقیه غایب بودند. احتمالاً تاریخ جلسه را اشتباه کرده بودند. ما تنها بودیم. شب فرا میرسید و از گردسوزهایی که در طاقچهها نهاده بودند، نوری صافی میتراوید. مانند همیشه روی زمین بر مخدّه نشسته بودیم. من از استاد دربارۀ وضعیت اخروی و اینکه چگونه روح نماد ملکاتی است که در خود انباشته و پس از مرگ آنها را در جهان برزخ متمثّل میکند سؤال کردم. ناگهان استاد، که معمولاً بسیار فکور و خموش بود، از هم شکفت. از جا کنده شد و مرا نیز با خود برد. دقیقاً به خاطر ندارم که از چه میگفت، اما آن فوران ِحالهای دمادم را که در من میدمید خوب به یاد دارم. احساس میکردم که عروج میکنم. گویی از نردبان هستی بالا میرفتیم و فضاهایی هر دم لطیفتر را بازمیگشودیم. چیزها از ما دور میشدند. هوای رقیق اوجها را و حالی را که تا آن زمان از وجودش بیخبر بودم حس میکردم. سخنان استاد با حسّ بیوزنی و سبکی همراه بود. دیگر از زمان غافل بودم. هنگامی که به حال عادی بازآمدم، ساعتها گذشته بود. سپس سکوت مستولی شد. ارتعاشهای عجیبی مرا تسخیر کرده بود؛ رها و مجذوب در خلسۀ صلحی وصفناپذیر بودم. استاد از گفتن ایستاد و سپس چشمانش را به زیر انداخت. دریافتم که بایست تنهایش بگذارم. نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو میبست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بیاعتماد بود.»
🔸کتاب زیرآسمان های جهان، گفتوگوی جهانبگلو با داریوش شایگان، ص۷۰ و ۷۱ درباره علامه طباطبایی.
کپی از کانال فقه و حقوق
@NucLeader
⭕️ عبدالکریم سروش و مسئله حافظه تاریخی یک قومی
👈 به بهانه سالروز اعلام انقلاب فرهنگی در دوم اردیبهشت ۵۹
🔻اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، مدیریت وقت دانشگاهها با اتکا به #لیبرالیسم حاکم بر دولت موقت، خود را موظف میدیدند که امکانات دانشگاه را در اختیار تبلیغات سیاسی گروههایی قرار دهند که گاه در نقاط دیگر کشور مسلحانه در برابر نظام ایستاده بودند.
امام خمینی بارها نارضایتی خود را از وضعیت دانشگاهها اعلام کرده بودند.
🔸حضرت امام در پیام نوروزی سال۵۹ میگویند:
💬 «باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاههای سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرباند تصفیه گردند و دانشگاه محیطِ سالمی برای تدریس علوم عالی اسلامی شود.»
🔺پس از حوادث ۲۹ فروردین ماه در دانشگاه تربیت معلم، دانشگاهها از دوم اردیبهشت ۵۹ تا آذر ۶۱ تعطیل شدند. در این مدت #ستاد_انقلاب فرهنگی وظیفهی بررسی و تحقیق و برنامه ریزی جهت تغییر محتوا و عملکرد نظام آموزشی کشور را بر عهده داشت.
بازگشایی دانشگاه تنها زمانی ممکن بود که نظام آموزشی کشور متناسب با تفکر اسلامی و انقلاب متحول گردد و به همین منظور به فرمان امام «ستاد انقلاب فرهنگی» شکل گرفت. در این حرکت عظیم، طیف وسیعی از نیروهای همراه با انقلاب مشارکت و همراهی داشتند که البته تمامی آنها بعداً به این همراهی خود ادامه ندادند.
❇️ رادیکالترین نیروهای انقلاب عضور #ستاد_انقلاب با گذشت یک دهه چنان دچار استحالهی فکری شده که در تحولات نظام سلطه حل شدند تا آنجا که صادق زیباکلام سلول سلول وجودش را #لیبرال میداند!
⭕️ «هاشم آغاجری» و «عباس عبدی» دو تن از این افراد بودند که به نمایندگی از دفتر تحکیم وحدت در دو مناظرهی تلویزیونی حاضر شده و در مقابل نمایندگان گروهکهای چپ به دفاع از انقلاب فرهنگی پرداختند!
⭕️ «عبدالکریم سروش» با اهداف انقلاب فرهنگی از جمله پاکسازی اساتید وابسته به شدت موافق بود. وی در آغازین روزهای انقلاب برخی رشتههای دانشگاهی را دانشکاذب نامید و گفت:
«این رشتهها را کنار گذاشتیم که انشاءالله علم نافع را در دانشگاهها ترویج بدهیم.»
🔴 سروش به همراه زیباکلام در ستاد انقلاب، اساتید دانشگاه را تصفیه و پاکسازی میکردند؛ هر استاد دانشگاه یا دانشجویی که صورتش را با تیغ میتراشید یا کراوات داشت، به جرم فراماسون و یا مارکسیست و یا لیبرالیست بودن از دانشگاه اخراجش میکردند.
❗️ کی بود کی بود من نبودم!
🔻سروش در مصاحبهی بهار ۱۳۸۶ سعی کرد با پررنگ کردن نقش دیگران در ستاد انقلاب فرهنگی نقش خود را در پاکسازی اساتید انکار کند یا به نوعی برای خود شریک جرم دست و پا کند! او با به میان کشیدن #محمدعلی_نجفی (شهردار فعلی تهران و وزیر وقت آموزش عالی) در خصوص اقدامات نجفی در اخراج ۷۰۰ استاد دانشگاه دست به افشاگری زد!
🔻نجفی نیز متقابلا نقش خود را انکار کرده و توپ را به میدان سروش انداخت.
🔻«صادق زیباکلام» از دیگر عوامل پاکسازی اساتید دانشگاه بود که اظهار پشیمانی کرد.(هرچند سروش تاکید دارد زیباکلام هیچ نقشی در پاکسازی اساتید نداشته) اما زیباکلام از این اظهار پشیمانی «دکانی» برای خود دست و پا کرد!! گرچه وی مسبب اصلی تصفیهی اساتید را دانشجویان تحکیمی، همچون «عباس عبدی»، «محسن میردامادی»، «حبیبالله بیطرف» و «معصومه ابتکار» میداند.
✅یادآوری وقایع سال ۵۹ در انقلاب فرهنگی و سرگذشت جالب عوامل مسؤول در این امر به خوبی نشان میدهد که چرا هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از عمر بابرکت انقلاب اسلامی، طرح مهم تحول در علوم دانشگاهی توسط مسؤولین امر همچنان بر زمین مانده و به هیچ جا نرسیده است.
@NucLeader
👈 به بهانه سالروز اعلام انقلاب فرهنگی در دوم اردیبهشت ۵۹
🔻اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، مدیریت وقت دانشگاهها با اتکا به #لیبرالیسم حاکم بر دولت موقت، خود را موظف میدیدند که امکانات دانشگاه را در اختیار تبلیغات سیاسی گروههایی قرار دهند که گاه در نقاط دیگر کشور مسلحانه در برابر نظام ایستاده بودند.
امام خمینی بارها نارضایتی خود را از وضعیت دانشگاهها اعلام کرده بودند.
🔸حضرت امام در پیام نوروزی سال۵۹ میگویند:
💬 «باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاههای سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرباند تصفیه گردند و دانشگاه محیطِ سالمی برای تدریس علوم عالی اسلامی شود.»
🔺پس از حوادث ۲۹ فروردین ماه در دانشگاه تربیت معلم، دانشگاهها از دوم اردیبهشت ۵۹ تا آذر ۶۱ تعطیل شدند. در این مدت #ستاد_انقلاب فرهنگی وظیفهی بررسی و تحقیق و برنامه ریزی جهت تغییر محتوا و عملکرد نظام آموزشی کشور را بر عهده داشت.
بازگشایی دانشگاه تنها زمانی ممکن بود که نظام آموزشی کشور متناسب با تفکر اسلامی و انقلاب متحول گردد و به همین منظور به فرمان امام «ستاد انقلاب فرهنگی» شکل گرفت. در این حرکت عظیم، طیف وسیعی از نیروهای همراه با انقلاب مشارکت و همراهی داشتند که البته تمامی آنها بعداً به این همراهی خود ادامه ندادند.
❇️ رادیکالترین نیروهای انقلاب عضور #ستاد_انقلاب با گذشت یک دهه چنان دچار استحالهی فکری شده که در تحولات نظام سلطه حل شدند تا آنجا که صادق زیباکلام سلول سلول وجودش را #لیبرال میداند!
⭕️ «هاشم آغاجری» و «عباس عبدی» دو تن از این افراد بودند که به نمایندگی از دفتر تحکیم وحدت در دو مناظرهی تلویزیونی حاضر شده و در مقابل نمایندگان گروهکهای چپ به دفاع از انقلاب فرهنگی پرداختند!
⭕️ «عبدالکریم سروش» با اهداف انقلاب فرهنگی از جمله پاکسازی اساتید وابسته به شدت موافق بود. وی در آغازین روزهای انقلاب برخی رشتههای دانشگاهی را دانشکاذب نامید و گفت:
«این رشتهها را کنار گذاشتیم که انشاءالله علم نافع را در دانشگاهها ترویج بدهیم.»
🔴 سروش به همراه زیباکلام در ستاد انقلاب، اساتید دانشگاه را تصفیه و پاکسازی میکردند؛ هر استاد دانشگاه یا دانشجویی که صورتش را با تیغ میتراشید یا کراوات داشت، به جرم فراماسون و یا مارکسیست و یا لیبرالیست بودن از دانشگاه اخراجش میکردند.
❗️ کی بود کی بود من نبودم!
🔻سروش در مصاحبهی بهار ۱۳۸۶ سعی کرد با پررنگ کردن نقش دیگران در ستاد انقلاب فرهنگی نقش خود را در پاکسازی اساتید انکار کند یا به نوعی برای خود شریک جرم دست و پا کند! او با به میان کشیدن #محمدعلی_نجفی (شهردار فعلی تهران و وزیر وقت آموزش عالی) در خصوص اقدامات نجفی در اخراج ۷۰۰ استاد دانشگاه دست به افشاگری زد!
🔻نجفی نیز متقابلا نقش خود را انکار کرده و توپ را به میدان سروش انداخت.
🔻«صادق زیباکلام» از دیگر عوامل پاکسازی اساتید دانشگاه بود که اظهار پشیمانی کرد.(هرچند سروش تاکید دارد زیباکلام هیچ نقشی در پاکسازی اساتید نداشته) اما زیباکلام از این اظهار پشیمانی «دکانی» برای خود دست و پا کرد!! گرچه وی مسبب اصلی تصفیهی اساتید را دانشجویان تحکیمی، همچون «عباس عبدی»، «محسن میردامادی»، «حبیبالله بیطرف» و «معصومه ابتکار» میداند.
✅یادآوری وقایع سال ۵۹ در انقلاب فرهنگی و سرگذشت جالب عوامل مسؤول در این امر به خوبی نشان میدهد که چرا هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از عمر بابرکت انقلاب اسلامی، طرح مهم تحول در علوم دانشگاهی توسط مسؤولین امر همچنان بر زمین مانده و به هیچ جا نرسیده است.
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انقلاب_فرهنگ، سال ۱۳۵۹
عبدالکریم سروش:
ما باید با تربیت اساتید و دانشجویان متعهد به گونهای دانشگاه را اسلامی بکنیم که هرکس وارد دانشگاه میشود عِطر اسلام به مشامش برسد.
@NucLeader
عبدالکریم سروش:
ما باید با تربیت اساتید و دانشجویان متعهد به گونهای دانشگاه را اسلامی بکنیم که هرکس وارد دانشگاه میشود عِطر اسلام به مشامش برسد.
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «⭕️ عبدالکریم سروش و مسئله حافظه تاریخی یک قومی 👈 به بهانه سالروز اعلام انقلاب فرهنگی در دوم اردیبهشت ۵۹ 🔻اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، مدیریت وقت دانشگاهها با اتکا به #لیبرالیسم حاکم بر دولت موقت، خود را موظف میدیدند که امکانات دانشگاه را در اختیار تبلیغات…»
کمپین مدافعان حریم رضوی در پاسخ مردمی و خودجوش به توهین هتاکانه به ساحت مقدس امام رضا علیهالسلام آغاز به کار کرد.
لینک عضویت:
https://t.me/joinchat/BiUxL0v6QXD0ruJlvh0RRA
لینک عضویت:
https://t.me/joinchat/BiUxL0v6QXD0ruJlvh0RRA
✅ سکوت پر معنای پیامبر اسلام
⭕️ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَري عَلَي اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ...
سوره انعام، آیه 93
👈 در تفسیر این آیات، ماجرای مهمی در تاریخ اسلام نقل شده:
عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی عثمان خلیفه سوم و از کاتبین قرآن بود. بعد از مدتی هر چه پیامبر میگفت او چیز دیگری مینوشت و انقدر در این امر شدت پیدا کرد که روزی گفته بود:
بزودی مانند آنچه را که خدا نازل کرده است را نازل میکنم.
پیامبر او را مرتد اعلام کرد و او نیز فراری شد و به میان مشرکان قریش بازگشت.
در جریان #فتح_مکه پیامبر دستور دادند که هر جا او را پیدا کردند، حتی چسبیده به پرده کعبه او را بکشند.
عثمان بن عفان به او پناه داد و بعد از مدتی او را نزد حضرت رسول صلیالله علیه و آله و سلم برد و درخواست شفاعت و بخشش او را کرد.
پیامبر سکوت کردند، او دو مرتبه درخواست کرد، باز تکرار کرد و مجددا پیامبر سکوت کردند تا عثمان درخواست خود را برای سومین بار مطرح کرد.
پیامبر گفتند: بخشیدم.
بعد از آنکه او از میان جمع رفت، پیامبر اسلام به اصحاب خود گفتند میدانید چرا سکوت کردم؟
گفتند خیر.
ایشان گفتند سکوت کردم تا کسی از میان شما برخیزد و گردن او را بزند.
یکی از اصحاب گفت چرا به ما اشاره نکردید؟
حضرت گفتند هیچگاه پیامبر اشاره به قتل کسی نمیکند.
عبدالله بن سعد بن ابی سرح بعدها در دوران خلافت #خلیفه_سوم، #والی_مصر شد!
📚 منبع: تفسیر القمی صفحه 198 و معانیالأخبار شیخ صدوق
@NucLeader
⭕️ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَري عَلَي اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ...
سوره انعام، آیه 93
👈 در تفسیر این آیات، ماجرای مهمی در تاریخ اسلام نقل شده:
عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی عثمان خلیفه سوم و از کاتبین قرآن بود. بعد از مدتی هر چه پیامبر میگفت او چیز دیگری مینوشت و انقدر در این امر شدت پیدا کرد که روزی گفته بود:
بزودی مانند آنچه را که خدا نازل کرده است را نازل میکنم.
پیامبر او را مرتد اعلام کرد و او نیز فراری شد و به میان مشرکان قریش بازگشت.
در جریان #فتح_مکه پیامبر دستور دادند که هر جا او را پیدا کردند، حتی چسبیده به پرده کعبه او را بکشند.
عثمان بن عفان به او پناه داد و بعد از مدتی او را نزد حضرت رسول صلیالله علیه و آله و سلم برد و درخواست شفاعت و بخشش او را کرد.
پیامبر سکوت کردند، او دو مرتبه درخواست کرد، باز تکرار کرد و مجددا پیامبر سکوت کردند تا عثمان درخواست خود را برای سومین بار مطرح کرد.
پیامبر گفتند: بخشیدم.
بعد از آنکه او از میان جمع رفت، پیامبر اسلام به اصحاب خود گفتند میدانید چرا سکوت کردم؟
گفتند خیر.
ایشان گفتند سکوت کردم تا کسی از میان شما برخیزد و گردن او را بزند.
یکی از اصحاب گفت چرا به ما اشاره نکردید؟
حضرت گفتند هیچگاه پیامبر اشاره به قتل کسی نمیکند.
عبدالله بن سعد بن ابی سرح بعدها در دوران خلافت #خلیفه_سوم، #والی_مصر شد!
📚 منبع: تفسیر القمی صفحه 198 و معانیالأخبار شیخ صدوق
@NucLeader
|نیوکلیدر| pinned «✅ سکوت پر معنای پیامبر اسلام ⭕️ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَري عَلَي اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ... سوره انعام، آیه 93 👈 در تفسیر این آیات، ماجرای مهمی در…»
آن وقتی که رییس جمهور کشور به پیامبر اسلام تهمت تحریف و از خود سخن گفتن بست، اگر مراجع تقلید با او فقط مثل برخوردشان با دولت احمدینژاد - و نه حتی برخورد انقلابی- رفتار میکردند، امروز یک خبرنگار به اهل بیت توهین نمیکرد.
محافظ دین خدا بودن در آخرالزمان مثل نگه داشتن آتش در کف دست است و آبرو دادن میخواهد.
@NucLeader
محافظ دین خدا بودن در آخرالزمان مثل نگه داشتن آتش در کف دست است و آبرو دادن میخواهد.
@NucLeader
از رضا شاه ملعون و مومیایی کذایی تا توهین به امام رئوف، از شایعه رفع حصر تا شایعه شنود از دفتر خاتمی همه برای به حاشیه بردن اتفاقی است که میخواهند بیفتد؛ #برجام_موشکی
@NucLeader
@NucLeader
Forwarded from بازیکده (روابط عمومی شرکت «رسانهگستر بِنیسی» Benisi_Pr)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه سؤال و دیگر هیچ.
دولت و تلگرام چه توافقی بستند که امروز لغو میشود؟ تبدیل تلگرام به اولین شبکه اجتماعی ایران چه ارتباطی با این قضیه دارد؟
آیااین توافق در تبلیغات انتخابات هم مؤثر بود؟
@NucLeader
دولت و تلگرام چه توافقی بستند که امروز لغو میشود؟ تبدیل تلگرام به اولین شبکه اجتماعی ایران چه ارتباطی با این قضیه دارد؟
آیااین توافق در تبلیغات انتخابات هم مؤثر بود؟
@NucLeader
تئاتر نظامآباد که در اداره تئاتر تهران که زیر نظر وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ساخته شده است.
تکههای سیاسی درباره جریانات انتخابات88 نکته مهم این تئاتر است.
@NucLeader
تکههای سیاسی درباره جریانات انتخابات88 نکته مهم این تئاتر است.
@NucLeader
تئاتر نظامآباد که در اداره تئاتر تهران که زیر نظر وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است.
پشت جلد بروشور این تئاتر قابل توجه است:
⭕️ نظامی که سالیان سال است آباد نمیشود...
@NucLeader
پشت جلد بروشور این تئاتر قابل توجه است:
⭕️ نظامی که سالیان سال است آباد نمیشود...
@NucLeader
✔️ نقل به مضمون هایی از منبر برادر ارزشی حاج اُلیورالدین استون در تکیۀ فلسطین
.
یکی از میزبانان جوگندمی روی سن سالن اصلی سینما فلسطین خطاب به جمعیتی که بیش از نصف صندلی ها را پر کرده بود گفت آقای استون در ترافیک گیر کرده اند و به زودی می رسند و تا اضافه کرد که ایشان موزه عبرت بوده اند؛ اکثر جمعیت زدند زیر خنده. این جو سیاسی حاکم بر سالن بود!
استاد استون آمد. از خونگرمی، شادی و بشاشیت ایرانی ها تمجید کرد و گفت آدم های خوب بسیاری در کشور شما دیدم و همین مرا نگران می کند چون تهدیدهای زیادی از غرب و شرق علیه شما و کشورتان وجود دارد.
از مشاهداتش در سیاه چال مخوف پهلوی ها اعلام انزجار نمود و از آنچه درباره حجم جنایت شیمایی صدام با حمایت غرب و بخصوص آمریکا و شخص ریگان بر ضد ایران در موزه صلح دیده و شنیده بود ابراز شگفتی کرد و از جمع خواست اگر کسی آمار دقیقی از کمیت و کیفیت این جنایت عظیم دارد بعد از نشست در اختیار وی قرار دهد. حاضران در سکوت به او می نگریستند.
گفت خاطرات مهمند. نسل قبل در حال پیر شدنند. از آن ها فیلم بسازید و انقلابتان را به شکل جذاب در فیلم هایتان معرفی کنید. حاضران در سکوت به یکدیگر می نگریستند.
استاد گفت یک فیلم مستند درباره شاه ایران دیدم که به قول مترجم افتضاح بود! با خودم فکر کردم حتماً می خواهد ایراد فنی یا هنری بگیرد اما دلیل چیز دیگری بود! استاد شاکی بود چرا #ارثیه_پدری اینقدر ناچیز و گذرا به نقش دولت آمریکا در سیاست های ضد ملی شاه و بخصوص کودتای سال سی و دو اشاره کرده و خیلی نرم با این موضوع مواجه شده است و تلویحاً اضافه کرد آمریکای جهان خوار شانس آورده که این فیلم را خودِ استاد با تکیه به آرشیو شبکه های تلویزیونی آمریکا نساخته! ظاهراً استاد نمی دانست فضای غرب زدۀ سینمای ایران همین مقدار از رُک گوییِ سیاسی را نیز برنمی تابد و آن را ایدئولوژی زدگی و سفارشی سازی می داند و تازه #مهدی_نقویان از منظر این جماعت یکی از تندروهای بی هنر است!
به فیلم دبلیو که خودش درباره جورج بوش پسر ساخته بود نیز اشاره کرد و گفت صحنه ای در آن طراحی کرده که بر اساس مستندات موجود، غرب به سرکردگی آمریکا نقشۀ جامعی برای سرنگونی و تعویض رژیم در هفت کشور داشته که با افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و ... شروع شده و به قول خودشان جایزه بزرگش، کشور هفتم بوده یعنی ایران! حاضران دیگر سکوت را جایز ندانسته و یکی به زبان انگلیسی فصیح! از او خواست سیاست را وا نهد و از سینما حرف بزند.
... یکی به زبان انگلیسی فصیح! از او خواست سیاست را وا نهد و از سینما حرف بزند و بحث را به فیلم "دوربرگردان" برگرداند و اطلاعاتش درباره روانشناسی فرویدی را با فیلم تطبیق داد. استاد به این تطبیق وقعی ننهاد و آن را بی-ربط اعلام نمود.
نظرش را درباره فیلم "سد معبر" که در جشنواره بوسان به آن جایزه داده بود پرسیدند. گفت فیلم خوبی بود و کمی از آن تعریف کرد. سالن شاد شد. بعد افزود این فیلم نشان می داد در ایران چقدر آزادی بیان برای نمایش و نقد فساد در سیستم دولتی وجود دارد. سکوت بر سالن مستولی شد.
خانم باکلاسی که کارت جشنواره به گردن داشت و ظاهرن از میزبانان بود، برخواست و با انگلیسی فصیح و ظریف شروع به صحبت کرد. استاد جای خانم عرق ملی اش! به جوش آمد و به مترجم گفت بگو فارسی حرف بزند. مترجم گفت. خانم ابتدا کمی مغزش را خاراند بعد به فارسی مخلوط پرسید بوش و ترامپ بد بودند قبول؛ شما چرا درباره اوباما که باکلاس بود فیلم نساختید؟! مترجم ترجمه کرد. استاد نگاه خاص اندر ناخاصی به خانم انداخت و گفت این ها سر و ته یک کرباسند! و دوباره به نقشه نومحافظه کاران آمریکا با همکاری اسرائیل و عربستان برای تغییر رژیم در هفت کشور که جایزه بزرگش ایران بوده اشاره کرد و اوباما را یکی از مُهره مارهای خوش خط و خال همین دسیسه دانست که البته بیشتر از آن دو به "تخریب خلاقه" اعتقاد داشت.
گفتند شما این همه ضد آمریکا فیلم ساختید! چرا سانسور نشدید؟! گفت من ضد آمریکا فیلم نساختم. من سرباز کشورم بودم و دوستش دارم اما از این هیولای نظامی که دارد کشورم را به قهقرا می برد و برای نابودی کل بنی بشر بمب هسته ای انبار کرده و به شرکای عبری عربیش هم آتش می فروشد می ترسم. هیولایی که مدت هاست وادارم کرده برای تامین هزینه فیلم هایم سراغ اغیار بروم. به زبان خودمان یعنی یک سانسور تمام عیار حساب شده.
سالن کمی مغزشان را خاراندند و یکهو گفتند اصلاً کلاهت کو ؟! گفت چی ؟! گفتند چرا در فیلم اسکندر به ایران باستان جسارت شده؟ گفت داریوش خودتان با وجود لشکر شجاع و دلیری که داشت تا اسی را دید جیم فنگ زد و به کوه و دره گریخت! تقصیر من چیست؟! ختم جلسه را اعلام کردند.
از صفحه اینستاگرام آقای مفیدیکیا
https://www.instagram.com/p/BiF6S23HCf5/
@NucLeader
.
یکی از میزبانان جوگندمی روی سن سالن اصلی سینما فلسطین خطاب به جمعیتی که بیش از نصف صندلی ها را پر کرده بود گفت آقای استون در ترافیک گیر کرده اند و به زودی می رسند و تا اضافه کرد که ایشان موزه عبرت بوده اند؛ اکثر جمعیت زدند زیر خنده. این جو سیاسی حاکم بر سالن بود!
استاد استون آمد. از خونگرمی، شادی و بشاشیت ایرانی ها تمجید کرد و گفت آدم های خوب بسیاری در کشور شما دیدم و همین مرا نگران می کند چون تهدیدهای زیادی از غرب و شرق علیه شما و کشورتان وجود دارد.
از مشاهداتش در سیاه چال مخوف پهلوی ها اعلام انزجار نمود و از آنچه درباره حجم جنایت شیمایی صدام با حمایت غرب و بخصوص آمریکا و شخص ریگان بر ضد ایران در موزه صلح دیده و شنیده بود ابراز شگفتی کرد و از جمع خواست اگر کسی آمار دقیقی از کمیت و کیفیت این جنایت عظیم دارد بعد از نشست در اختیار وی قرار دهد. حاضران در سکوت به او می نگریستند.
گفت خاطرات مهمند. نسل قبل در حال پیر شدنند. از آن ها فیلم بسازید و انقلابتان را به شکل جذاب در فیلم هایتان معرفی کنید. حاضران در سکوت به یکدیگر می نگریستند.
استاد گفت یک فیلم مستند درباره شاه ایران دیدم که به قول مترجم افتضاح بود! با خودم فکر کردم حتماً می خواهد ایراد فنی یا هنری بگیرد اما دلیل چیز دیگری بود! استاد شاکی بود چرا #ارثیه_پدری اینقدر ناچیز و گذرا به نقش دولت آمریکا در سیاست های ضد ملی شاه و بخصوص کودتای سال سی و دو اشاره کرده و خیلی نرم با این موضوع مواجه شده است و تلویحاً اضافه کرد آمریکای جهان خوار شانس آورده که این فیلم را خودِ استاد با تکیه به آرشیو شبکه های تلویزیونی آمریکا نساخته! ظاهراً استاد نمی دانست فضای غرب زدۀ سینمای ایران همین مقدار از رُک گوییِ سیاسی را نیز برنمی تابد و آن را ایدئولوژی زدگی و سفارشی سازی می داند و تازه #مهدی_نقویان از منظر این جماعت یکی از تندروهای بی هنر است!
به فیلم دبلیو که خودش درباره جورج بوش پسر ساخته بود نیز اشاره کرد و گفت صحنه ای در آن طراحی کرده که بر اساس مستندات موجود، غرب به سرکردگی آمریکا نقشۀ جامعی برای سرنگونی و تعویض رژیم در هفت کشور داشته که با افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و ... شروع شده و به قول خودشان جایزه بزرگش، کشور هفتم بوده یعنی ایران! حاضران دیگر سکوت را جایز ندانسته و یکی به زبان انگلیسی فصیح! از او خواست سیاست را وا نهد و از سینما حرف بزند.
... یکی به زبان انگلیسی فصیح! از او خواست سیاست را وا نهد و از سینما حرف بزند و بحث را به فیلم "دوربرگردان" برگرداند و اطلاعاتش درباره روانشناسی فرویدی را با فیلم تطبیق داد. استاد به این تطبیق وقعی ننهاد و آن را بی-ربط اعلام نمود.
نظرش را درباره فیلم "سد معبر" که در جشنواره بوسان به آن جایزه داده بود پرسیدند. گفت فیلم خوبی بود و کمی از آن تعریف کرد. سالن شاد شد. بعد افزود این فیلم نشان می داد در ایران چقدر آزادی بیان برای نمایش و نقد فساد در سیستم دولتی وجود دارد. سکوت بر سالن مستولی شد.
خانم باکلاسی که کارت جشنواره به گردن داشت و ظاهرن از میزبانان بود، برخواست و با انگلیسی فصیح و ظریف شروع به صحبت کرد. استاد جای خانم عرق ملی اش! به جوش آمد و به مترجم گفت بگو فارسی حرف بزند. مترجم گفت. خانم ابتدا کمی مغزش را خاراند بعد به فارسی مخلوط پرسید بوش و ترامپ بد بودند قبول؛ شما چرا درباره اوباما که باکلاس بود فیلم نساختید؟! مترجم ترجمه کرد. استاد نگاه خاص اندر ناخاصی به خانم انداخت و گفت این ها سر و ته یک کرباسند! و دوباره به نقشه نومحافظه کاران آمریکا با همکاری اسرائیل و عربستان برای تغییر رژیم در هفت کشور که جایزه بزرگش ایران بوده اشاره کرد و اوباما را یکی از مُهره مارهای خوش خط و خال همین دسیسه دانست که البته بیشتر از آن دو به "تخریب خلاقه" اعتقاد داشت.
گفتند شما این همه ضد آمریکا فیلم ساختید! چرا سانسور نشدید؟! گفت من ضد آمریکا فیلم نساختم. من سرباز کشورم بودم و دوستش دارم اما از این هیولای نظامی که دارد کشورم را به قهقرا می برد و برای نابودی کل بنی بشر بمب هسته ای انبار کرده و به شرکای عبری عربیش هم آتش می فروشد می ترسم. هیولایی که مدت هاست وادارم کرده برای تامین هزینه فیلم هایم سراغ اغیار بروم. به زبان خودمان یعنی یک سانسور تمام عیار حساب شده.
سالن کمی مغزشان را خاراندند و یکهو گفتند اصلاً کلاهت کو ؟! گفت چی ؟! گفتند چرا در فیلم اسکندر به ایران باستان جسارت شده؟ گفت داریوش خودتان با وجود لشکر شجاع و دلیری که داشت تا اسی را دید جیم فنگ زد و به کوه و دره گریخت! تقصیر من چیست؟! ختم جلسه را اعلام کردند.
از صفحه اینستاگرام آقای مفیدیکیا
https://www.instagram.com/p/BiF6S23HCf5/
@NucLeader
Instagram
میم . ب . مهاجر
. ✔ نقل به مضمون هایی از منبر برادر ارزشی حاج اُلیورالدین استون در تکیۀ فلسطین . یکی از میزبانان جوگندمی روی سن سالن اصلی سینما فلسطین خطاب به جمعیتی که بیش از نصف صندلی ها را پر کرده بود گفت آقای استون در ترافیک گیر کرده اند و به زودی می رسند و تا اضافه…
یم فاطمی، دُر سرمدی، مه هاشمی، گل احمدی
ز سرادقات محمدی، طلعت ظهور جلالتی
به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه در، به علی گهر
به حسن جگر، به حسین پسر، چه نجابتی، چه اصالتی
@NucLeader
ز سرادقات محمدی، طلعت ظهور جلالتی
به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه در، به علی گهر
به حسن جگر، به حسین پسر، چه نجابتی، چه اصالتی
@NucLeader
شاید اگر حمایت از کالای ایرانی برای مسئولین #اجباری بود، برای مردم تبدیل به #فرهنگ هم میشد. چون فرض کنید از رییس قوا تا وزیران و نمایندگان مجلس مجبور بودند فقط #پراید بخرند یا فقط حق استفاده از شبکههای اجتماعی داخلی را داشتند!
آنوقت مطمئنا کیفیت محصولات خیلی تفاوت داشت و کیفیت خوب میتوانست فرهنگ استفاده از کالای داخلی را تقویت کند.
@NucLeader
آنوقت مطمئنا کیفیت محصولات خیلی تفاوت داشت و کیفیت خوب میتوانست فرهنگ استفاده از کالای داخلی را تقویت کند.
@NucLeader