Forwarded from رادیو تاکسیــدرمی
سلام. روز به خیر
با افتخار چهارمین قسمت از چندگانهی «پیدایش لیبرالیسم» رو تقدیم میکنیم با عنوان «همه چیز را بخور و نابود کن»
وقتی سرمایهداری همه چیز را نابود میکند.
لینک سهگانه زامبیها (پیدایش و توسعه سوسیالیسم)
https://t.me/taxi_dermi/36
https://t.me/taxi_dermi/42
https://t.me/taxi_dermi/49
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
لینک کانال جهت عضویت
@taxi_dermi
با افتخار چهارمین قسمت از چندگانهی «پیدایش لیبرالیسم» رو تقدیم میکنیم با عنوان «همه چیز را بخور و نابود کن»
وقتی سرمایهداری همه چیز را نابود میکند.
لینک سهگانه زامبیها (پیدایش و توسعه سوسیالیسم)
https://t.me/taxi_dermi/36
https://t.me/taxi_dermi/42
https://t.me/taxi_dermi/49
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
لینک کانال جهت عضویت
@taxi_dermi
Telegram
رادیو تاکسیــدرمی
نمودار هزینه کشورهای جهان در سال 2016 برای تجهیز ارتش.
قابل توجه کسانی که میگفتند فردای جهان، دنیای موشکها نیست و مثلا همین آلمان و ژاپن خودمون...
یا مثلا عربستان و کره و استرالیا!
@NucLeader
قابل توجه کسانی که میگفتند فردای جهان، دنیای موشکها نیست و مثلا همین آلمان و ژاپن خودمون...
یا مثلا عربستان و کره و استرالیا!
@NucLeader
Forwarded from شهید سید محمدباقر صدر
◼️ مایلید فشار خونتان را بگیرند؟
▪️شهیدصدر و حادثه ارتحال آیتالله آقامصطفی خمینی
ساعت ٨ صبح روز یکشنبه یکم آبان ١٣۵۶ شهیدصدر که از کوفه به نجف میرفت در مقابل بیمارستان نجف تجمعی غیرعادی از طلبهها را دید. از شاگردش خواست که مسئله را پیگیری کند. او از ماشین پیاده شد و بعد از مدتی خبر آورد: «آقا سید مصطفی خمینی مسموم شده و او را به بیمارستان آوردهاند». شهیدصدر با شنیدن خبر شخصاً از ماشین پیاده شد و با اطرافیان امام خمینی ره از قبیل سیدمحمود دعایی و شیخ غلامرضا رضوانی که آنجا بودند صحبت کرد و آنها به او خبر دادند که آقا مصطفی درگذشته است. شهیدصدر نزدیک به یک ساعت همراه با آنان در کنار بیمارستان ماند و موضوع را پیگیری کرد و سپس به بیرونی منزلش رفت.
وقتی قرار شد پیکر آقامصطفی را ابتدا در کربلا تشییع کنند، شهیدصدر به شاگردش سیدمحمود شاهرودی دستور داد که به نیابت از او در مراسم تشییع کربلا حاضر شود.
فردای آن روز (٢آبان١٣۵۶) شهیدصدر صبح زود به همراه شیخمحمدرضا نعمانی برای عرض تسلیت به خانه امام خمینی ره رفتند. در خانه، جز امام و خادم ایشان کسی نبود. شهیدصدر به شیخ محمدرضا نعمانی گفته بود که دستگاه فشار خونی که در منزل دارند را بیاورد تا فشار خون امام را کنترل کند. شهیدصدر به امام گفت: مایلید فشار خونتان را بگیرند؟ و امام پاسخ داد که حالش خوب است و نیازی نیست.
شهیدصدر بلافاصله پس از عرض تسلیت به مسجد بهبهانی که نقطه آغاز تشییع پیکر آقامصطفی بود رفت و از اولین نفراتی بود که در مسجد حاضر شد. ساعت ٩ صبح تشییع پیکر آغاز شد و شهیدصدر در صفوف ابتدایی تشییع حرکت میکرد.
شهیدصدر به مناسبت درگذشت آقامصطفی دروس خود را تعطیل کرد و در همه مراسمی که از سوی امام خمینی ره برگزار شد شخصاً حضور یافت. همچنین خودش نیز مراسم ختمی برای آقامصطفی برگزار کرد.
سید منیر خباز از خاطره حضور شهیدصدر در مراسم آقامصطفی نقل میکند: در مراسم ختمی که در مسجد هندی برگزار شد، آیتالله العظمی خویی حضور یافت. ایشان به دلیل وضعیت جسمی نیاز به کمک داشت و وقتی به در مسجد رسید، شهیدصدر که داخل مسجد بود خم شد و پای ایشان را گرفت و کمک کرد تا ایشان بتواند پایش را بلند کند و از درگاه دربگذرد و سپس در کنار امام خمینی ره بنشیند.
ر.ک: محمد باقر الصدر السيرة و المسيرة في حقائق و وثائق، ج٣، ص۴٠٣
🔹 کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 https://telegram.me/shahidsadr
🆔 @shahidsadr
▪️شهیدصدر و حادثه ارتحال آیتالله آقامصطفی خمینی
ساعت ٨ صبح روز یکشنبه یکم آبان ١٣۵۶ شهیدصدر که از کوفه به نجف میرفت در مقابل بیمارستان نجف تجمعی غیرعادی از طلبهها را دید. از شاگردش خواست که مسئله را پیگیری کند. او از ماشین پیاده شد و بعد از مدتی خبر آورد: «آقا سید مصطفی خمینی مسموم شده و او را به بیمارستان آوردهاند». شهیدصدر با شنیدن خبر شخصاً از ماشین پیاده شد و با اطرافیان امام خمینی ره از قبیل سیدمحمود دعایی و شیخ غلامرضا رضوانی که آنجا بودند صحبت کرد و آنها به او خبر دادند که آقا مصطفی درگذشته است. شهیدصدر نزدیک به یک ساعت همراه با آنان در کنار بیمارستان ماند و موضوع را پیگیری کرد و سپس به بیرونی منزلش رفت.
وقتی قرار شد پیکر آقامصطفی را ابتدا در کربلا تشییع کنند، شهیدصدر به شاگردش سیدمحمود شاهرودی دستور داد که به نیابت از او در مراسم تشییع کربلا حاضر شود.
فردای آن روز (٢آبان١٣۵۶) شهیدصدر صبح زود به همراه شیخمحمدرضا نعمانی برای عرض تسلیت به خانه امام خمینی ره رفتند. در خانه، جز امام و خادم ایشان کسی نبود. شهیدصدر به شیخ محمدرضا نعمانی گفته بود که دستگاه فشار خونی که در منزل دارند را بیاورد تا فشار خون امام را کنترل کند. شهیدصدر به امام گفت: مایلید فشار خونتان را بگیرند؟ و امام پاسخ داد که حالش خوب است و نیازی نیست.
شهیدصدر بلافاصله پس از عرض تسلیت به مسجد بهبهانی که نقطه آغاز تشییع پیکر آقامصطفی بود رفت و از اولین نفراتی بود که در مسجد حاضر شد. ساعت ٩ صبح تشییع پیکر آغاز شد و شهیدصدر در صفوف ابتدایی تشییع حرکت میکرد.
شهیدصدر به مناسبت درگذشت آقامصطفی دروس خود را تعطیل کرد و در همه مراسمی که از سوی امام خمینی ره برگزار شد شخصاً حضور یافت. همچنین خودش نیز مراسم ختمی برای آقامصطفی برگزار کرد.
سید منیر خباز از خاطره حضور شهیدصدر در مراسم آقامصطفی نقل میکند: در مراسم ختمی که در مسجد هندی برگزار شد، آیتالله العظمی خویی حضور یافت. ایشان به دلیل وضعیت جسمی نیاز به کمک داشت و وقتی به در مسجد رسید، شهیدصدر که داخل مسجد بود خم شد و پای ایشان را گرفت و کمک کرد تا ایشان بتواند پایش را بلند کند و از درگاه دربگذرد و سپس در کنار امام خمینی ره بنشیند.
ر.ک: محمد باقر الصدر السيرة و المسيرة في حقائق و وثائق، ج٣، ص۴٠٣
🔹 کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر:
🆔 https://telegram.me/shahidsadr
🆔 @shahidsadr
Telegram
شهید سید محمدباقر صدر
💠 پژوهشگاه تخصصی شهید صدر
مركز الأبحاث والدراسات التخصصية للشهيد الصدر
💻سایت:
www.mbsadr.ir
🔸 ایتا:
eitaa.com/shahidsadr
📱اينستاگرام:
https://instagram.com/_u/shahidsadr?r=sun1
🔹روبیکا:
https://rubika.ir/shahidsadr
☎️ شماره تماس:
+982537846080
مركز الأبحاث والدراسات التخصصية للشهيد الصدر
💻سایت:
www.mbsadr.ir
🔸 ایتا:
eitaa.com/shahidsadr
📱اينستاگرام:
https://instagram.com/_u/shahidsadr?r=sun1
🔹روبیکا:
https://rubika.ir/shahidsadr
☎️ شماره تماس:
+982537846080
باسمه تعالی
این روزها سخت مشغول کارهایی هستم که حتما باید تمام شوند.
انشاءالله فرصت بیشتر شود و بتوانم بیشتر و بهتر از حالا و قبل به کانال رسیدگی کنم.
از اینکه همچنان هستید متشکرم :)
این روزها سخت مشغول کارهایی هستم که حتما باید تمام شوند.
انشاءالله فرصت بیشتر شود و بتوانم بیشتر و بهتر از حالا و قبل به کانال رسیدگی کنم.
از اینکه همچنان هستید متشکرم :)
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
کنج خرابه زخمی و رنجور و خسته بود
اما صبور چشم به راهت نشسته بود
با هر نسیم درد به جانش دوید چون
طوفان تازیانه پرش را شکسته بود
ای کاش خواب روی پدر ندیده بود
آخر دو پلک زخمی خود تازه بسته بود
او دیده بود بزم مِی و خیزران و لب
آن غصه بند بند دلش را گسسته بود
از سوز سیلی و لگد و تازیانه... نه،
از خنده های حرمله و شمر خسته بود
□
پروانه ای که داغ گل و شمع دیده بود
گلبرگ در بغل، ز شبِ شام رسته بود
#ح_الف_غریبه
۵ صفر ۱۴۳۷
اما صبور چشم به راهت نشسته بود
با هر نسیم درد به جانش دوید چون
طوفان تازیانه پرش را شکسته بود
ای کاش خواب روی پدر ندیده بود
آخر دو پلک زخمی خود تازه بسته بود
او دیده بود بزم مِی و خیزران و لب
آن غصه بند بند دلش را گسسته بود
از سوز سیلی و لگد و تازیانه... نه،
از خنده های حرمله و شمر خسته بود
□
پروانه ای که داغ گل و شمع دیده بود
گلبرگ در بغل، ز شبِ شام رسته بود
#ح_الف_غریبه
۵ صفر ۱۴۳۷
Forwarded from نقد سينما
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «دولت میگوید مغز رئیسجمهور ناپدیده شده، عدالت نیز ناپدید شده است!»
کمتر از ۲۴ساعت تا خروج اسناد ترور جان اف کندی از طبقهبندی محرمانه؛ مروری بر تئوریهای الیور استون در JFK
🎬 @MovieReviewMag
کمتر از ۲۴ساعت تا خروج اسناد ترور جان اف کندی از طبقهبندی محرمانه؛ مروری بر تئوریهای الیور استون در JFK
🎬 @MovieReviewMag
محمد بن سلمان ولیعهد عربستان:
جنگ علیه یمن را تا زمان بازگشت دولت شرعی بر قدرت ادامه خواهیم داد.
ما نمیخواهیم حوثیها، تبدیل به حزبالله دیگری در مرزهای عربستان شوند.
@Nucleader
جنگ علیه یمن را تا زمان بازگشت دولت شرعی بر قدرت ادامه خواهیم داد.
ما نمیخواهیم حوثیها، تبدیل به حزبالله دیگری در مرزهای عربستان شوند.
@Nucleader
|نیوکلیدر|
از قدیم گفتهاند حرمت امامزاده با متولی آن است و این درباره شورای نگهبان هم صدق میکند... @NucLeader
به نام خدا
در مورد شوراي نگهبان انچه اينجا نوشتم در مورد مسئله اي بود كه اخيرا رخ داده و بعد از تحقيقات دريافتم اشتباه كردم.
اگرچه موضوع را بيان نكرده بودم، اما لازم بود اين را بنويسم.
اگرچه اين مطلب را درباره عملكرد شورا در انتخابات رياست جمهوري درست ميدانم.
ياعلي مددي
در مورد شوراي نگهبان انچه اينجا نوشتم در مورد مسئله اي بود كه اخيرا رخ داده و بعد از تحقيقات دريافتم اشتباه كردم.
اگرچه موضوع را بيان نكرده بودم، اما لازم بود اين را بنويسم.
اگرچه اين مطلب را درباره عملكرد شورا در انتخابات رياست جمهوري درست ميدانم.
ياعلي مددي
✅ با آيات قرآن
يكبار ديگر معني آيات ٥١ تا ٥٧ سوره مائده را بخوانيم:
اى كسانى كه ايمان آورده ايد يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى نمايد (۵۱)
مى بينى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى ورزند مى گويند مى ترسيم به ما حادثه ناگوارى برسد اميد است خدا از جانب خود فتح [منظور] يا امر ديگرى را پيش آورد تا [در نتيجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته اند پشيمان گردند (۵۲)
و كسانى كه ايمان آورده اند مى گويند آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاى سخت مى خوردند كه جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زيانكار گرديدند (۵۳)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى دهد و خدا گشايشگر داناست (۵۴)
ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند (۵۵)
و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند (۵۶)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد كسانى را كه دين شما را به ريشخند و بازى گرفته اند [چه] از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [چه از] كافران دوستان [خود] مگيريد و اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد (۵۷)
@Nucleader
يكبار ديگر معني آيات ٥١ تا ٥٧ سوره مائده را بخوانيم:
اى كسانى كه ايمان آورده ايد يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى نمايد (۵۱)
مى بينى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى ورزند مى گويند مى ترسيم به ما حادثه ناگوارى برسد اميد است خدا از جانب خود فتح [منظور] يا امر ديگرى را پيش آورد تا [در نتيجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته اند پشيمان گردند (۵۲)
و كسانى كه ايمان آورده اند مى گويند آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاى سخت مى خوردند كه جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زيانكار گرديدند (۵۳)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى دهد و خدا گشايشگر داناست (۵۴)
ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند (۵۵)
و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند (۵۶)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد كسانى را كه دين شما را به ريشخند و بازى گرفته اند [چه] از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [چه از] كافران دوستان [خود] مگيريد و اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد (۵۷)
@Nucleader
Forwarded from مکتوبات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 قیصر انقلاب
از قیصر امینپور شعرهای زیادی شنیدهایم و با آن زیستهایم.
مثلا «روز مبادا» که چقدر زیبا در وصف امام غایب سروده شده بود:
«وقتی تو نیستی نه هستهای ما چنانکه بایدند، نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم»
یا مثلا «اکبر لیلازاد»...
«همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم:
ما همه اکبر لیلا زادیم...»
اما هیچ کدام مثل این شعر وصف امروز ما نیست. زرد و پژمردگی این شعر قیصر را بهسان آدمهایی میگیرم که دلبسته انقلابند و سخت در فشار و تلاطم حوادث روزگاری هستند که بر این انقلاب و آرمان میآید، اما به قول شاعر دل به پاییز نسپردهاند. ناامید نشدهاند و همچنان با همان نور امید راهی که باید را میپیمایند...
شادی روح قیصر امینپور شاعر انقلابی که این ایام سالگرد درگذشت اوست صلوات بفرستید.
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطراتِ تَرَکخوردهایم
اگر داغِ دل بود، ما دیدهایم
اگر خونِ دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بُردهایم
اگر دشنهٔ دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گُردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و سَری سربهزیر
از ایندست عمری بسر بردهایم
@NucLeader
از قیصر امینپور شعرهای زیادی شنیدهایم و با آن زیستهایم.
مثلا «روز مبادا» که چقدر زیبا در وصف امام غایب سروده شده بود:
«وقتی تو نیستی نه هستهای ما چنانکه بایدند، نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم»
یا مثلا «اکبر لیلازاد»...
«همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم:
ما همه اکبر لیلا زادیم...»
اما هیچ کدام مثل این شعر وصف امروز ما نیست. زرد و پژمردگی این شعر قیصر را بهسان آدمهایی میگیرم که دلبسته انقلابند و سخت در فشار و تلاطم حوادث روزگاری هستند که بر این انقلاب و آرمان میآید، اما به قول شاعر دل به پاییز نسپردهاند. ناامید نشدهاند و همچنان با همان نور امید راهی که باید را میپیمایند...
شادی روح قیصر امینپور شاعر انقلابی که این ایام سالگرد درگذشت اوست صلوات بفرستید.
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطراتِ تَرَکخوردهایم
اگر داغِ دل بود، ما دیدهایم
اگر خونِ دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بُردهایم
اگر دشنهٔ دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گُردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و سَری سربهزیر
از ایندست عمری بسر بردهایم
@NucLeader
آمریکا برای اینها به خوب و بد تقسیم میشود، والا اگر بهای از بین رفتن دستاوردهای پیشین در آن مذاکرات به این ختم میشد که لیبرالها بفهمند آمریکا دشمن است و شیطان بزرگ، باز هم خوب بود.
@NucLeader
@NucLeader
⭕️ شما بهترین میوهاید؛ گلوگیر در کام صاحب و گوارا برای غاصب...
حسین پیش آمد تا برابر آن مردم بایستاد و صفوف چون سیل آنان را نگریست و ابنسعد را دید با اشراف کوفه ایستاده.
پس گفت: «خدای را سپاس که این جهان را بیافرید رفتنی و نابودشدنی، که اهل خود را از حالی به حالی بگردانَد. بیخرد مرد آن که فریب دنیا خورَد و بدبخت آن که فتنهٔ دنیا شود. مبادا شما را فریب دهد – که امید هر کس را که بدان گراید، ببرد و طمع آن که را در او دل بندد، به نومیدی مبدل کند. و شما را بینم به کاری پرداختید که خدای را به خشم آورد و روی از شما برتابد و عقاب بر شما نازل کند و از رحمت خویش دور دارد. نیکو پروردگاری است پروردگار ما و بد بندگانید شما که به طاعت او اقرار کردید و به رسول او، محمد، ایمان آوردید آنگاه، بر ذریت و عترت وی تاختید و کشتن آنها را خواهید. شیطان شما را بیراه کرد و خدای بزرگ را از یاد شما ببرد. هلاک باد شما را و آنچه را خواهید! اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجِعون. این گروه پس از ایمان، کافر گشتند. پس دوری باد این قوم ستمکار را.»
عمر سعد با قلب لشکر گفت: «در جای خود پای دارید!» و از همه جانب، حسین را احاطه کردند و مانند حلقه او را در میان گرفتند.
حسین از آنها خواست خاموش شوند و گوش به سخن و ی فرادهند.
خاموش نشدند.
حسین گفت: «وای برشما! شما را چه زیان دارد که گوش فرادهید و سخن مرا بشنوید؟ من شما را بر راه راست میخوانم. هر کس فرمان من برد، بر راه صواب باشد و هر که نافرمانی کند، هلاک شود. و شما همه فرمان مرا عصیان میکنید و به گفتار من گوش نمیدهید – که شکمهای شما از حرام انباشته و بر دلهای شما مهر نهاده است. وای بر شما! آیا خامش نمیشوید و گوش نمیدهید؟»
پس اصحاب عمر سعد یکدیگر را ملامت کردند و گفتند: «گوش دهید.»
حسین ایستاد و گفت:
«هلاک و اندوه باد شما را که به آن شور و وَلَه ما را خواندید تا به فریاد شما رسیم و ما شتابان آمدیم، پس شمشیر ما را – که خود در دست شما نهاده بودیم – بر سر ما آختید و آتشی که خود ما بر دشمن ما و شما افروخته بودیم، بر ما افروختید. یار دشمن خود شدید در پیکار با دوستانتان، با این که نه به عدل میان شما رفتار کردند و نه امید خیری از آنها دارید.
وای بر شما! چرا آنگاه که شمشیرها در نیام بود و دلها آرام و فکرها خام، ما را رها نکردید، بلکه چون مگس سوی فتنه پریدید و مانند پروانه در هم افتادید؟
پس هلاک باد شما را ای بندگان کنیز و بازماندگان احزاب و ترککنندگان کتاب و تحریف کنندگان – که کلمات را از معانی برگردانید – و گناهکاران – که دم شیطان خوردهاید – و خاموش کنندگان سنتها!
آیا یاری آنان میکنید و ما را تنها میگذارید؟
آری به خدا سوگند، بیوفایی و پیمانشکنی عادت دیرینهٔ شماست. ریشه شما با قدر، همپیوسته و آمیخته است و شاخهای شما بر آن پروریده. شما پلیدترین میوهاید: گلوگیر در کام صاحب و گوارا برای غاصب.
اینک این مرد بیپدر که بنیامیه او را به خود ملحق کردند، میان دو چیز، استوار، پای فشرده و بایستاده است: یا شمشیر کشیدن یا خواری کشیدن.
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم! خداوند و رسول او و مؤمنان برای ما زبونی نپسندند، و نه دامنهای پاک – که ما را پروریدهاند – و سرهای پر حمیّت و جانهایی که هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.
و من با این جماعت اندک با شما کارزار کنم، هر چند یاوران مرا تنها گذاشتند.»
http://firooze.net/images/ketabeahh_102_h.jpg
—برگرفته از «کتاب آه»، بازخوانی مقتل حسینبنعلی- ویرایش یاسین حجازی
@NucLeader
حسین پیش آمد تا برابر آن مردم بایستاد و صفوف چون سیل آنان را نگریست و ابنسعد را دید با اشراف کوفه ایستاده.
پس گفت: «خدای را سپاس که این جهان را بیافرید رفتنی و نابودشدنی، که اهل خود را از حالی به حالی بگردانَد. بیخرد مرد آن که فریب دنیا خورَد و بدبخت آن که فتنهٔ دنیا شود. مبادا شما را فریب دهد – که امید هر کس را که بدان گراید، ببرد و طمع آن که را در او دل بندد، به نومیدی مبدل کند. و شما را بینم به کاری پرداختید که خدای را به خشم آورد و روی از شما برتابد و عقاب بر شما نازل کند و از رحمت خویش دور دارد. نیکو پروردگاری است پروردگار ما و بد بندگانید شما که به طاعت او اقرار کردید و به رسول او، محمد، ایمان آوردید آنگاه، بر ذریت و عترت وی تاختید و کشتن آنها را خواهید. شیطان شما را بیراه کرد و خدای بزرگ را از یاد شما ببرد. هلاک باد شما را و آنچه را خواهید! اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجِعون. این گروه پس از ایمان، کافر گشتند. پس دوری باد این قوم ستمکار را.»
عمر سعد با قلب لشکر گفت: «در جای خود پای دارید!» و از همه جانب، حسین را احاطه کردند و مانند حلقه او را در میان گرفتند.
حسین از آنها خواست خاموش شوند و گوش به سخن و ی فرادهند.
خاموش نشدند.
حسین گفت: «وای برشما! شما را چه زیان دارد که گوش فرادهید و سخن مرا بشنوید؟ من شما را بر راه راست میخوانم. هر کس فرمان من برد، بر راه صواب باشد و هر که نافرمانی کند، هلاک شود. و شما همه فرمان مرا عصیان میکنید و به گفتار من گوش نمیدهید – که شکمهای شما از حرام انباشته و بر دلهای شما مهر نهاده است. وای بر شما! آیا خامش نمیشوید و گوش نمیدهید؟»
پس اصحاب عمر سعد یکدیگر را ملامت کردند و گفتند: «گوش دهید.»
حسین ایستاد و گفت:
«هلاک و اندوه باد شما را که به آن شور و وَلَه ما را خواندید تا به فریاد شما رسیم و ما شتابان آمدیم، پس شمشیر ما را – که خود در دست شما نهاده بودیم – بر سر ما آختید و آتشی که خود ما بر دشمن ما و شما افروخته بودیم، بر ما افروختید. یار دشمن خود شدید در پیکار با دوستانتان، با این که نه به عدل میان شما رفتار کردند و نه امید خیری از آنها دارید.
وای بر شما! چرا آنگاه که شمشیرها در نیام بود و دلها آرام و فکرها خام، ما را رها نکردید، بلکه چون مگس سوی فتنه پریدید و مانند پروانه در هم افتادید؟
پس هلاک باد شما را ای بندگان کنیز و بازماندگان احزاب و ترککنندگان کتاب و تحریف کنندگان – که کلمات را از معانی برگردانید – و گناهکاران – که دم شیطان خوردهاید – و خاموش کنندگان سنتها!
آیا یاری آنان میکنید و ما را تنها میگذارید؟
آری به خدا سوگند، بیوفایی و پیمانشکنی عادت دیرینهٔ شماست. ریشه شما با قدر، همپیوسته و آمیخته است و شاخهای شما بر آن پروریده. شما پلیدترین میوهاید: گلوگیر در کام صاحب و گوارا برای غاصب.
اینک این مرد بیپدر که بنیامیه او را به خود ملحق کردند، میان دو چیز، استوار، پای فشرده و بایستاده است: یا شمشیر کشیدن یا خواری کشیدن.
و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم! خداوند و رسول او و مؤمنان برای ما زبونی نپسندند، و نه دامنهای پاک – که ما را پروریدهاند – و سرهای پر حمیّت و جانهایی که هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.
و من با این جماعت اندک با شما کارزار کنم، هر چند یاوران مرا تنها گذاشتند.»
http://firooze.net/images/ketabeahh_102_h.jpg
—برگرفته از «کتاب آه»، بازخوانی مقتل حسینبنعلی- ویرایش یاسین حجازی
@NucLeader
Forwarded from نکات ناب و حکمت های آیت الله حائری شیرازی
این خیال محال است که انسان بتواند با حفظ «آبرو» قدمی برای اسلام بردارد!...
در جنگ گرم انسان باید جمجمهاش را به خدا عاریه دهد و در «جنگ نرم» باید «آبرویش» را بدهد.
@haerishirazi
در جنگ گرم انسان باید جمجمهاش را به خدا عاریه دهد و در «جنگ نرم» باید «آبرویش» را بدهد.
@haerishirazi