Forwarded from محمد رضا نائینی
📣 #پیام_شما
این یادداشت را دیشب یکی از مخاطبان ارجمندم برایم ارسال کرد👇👇👇
⭕️ یک تجربه کاملا شخصی ‼️
قابل توجه عده ای که مدعی هستند چرا خرج هیئات در محرم و صفر خرج فقرا نمی شود⁉️
🖋 چند وقت پیش، یکی از دوستان به من اطلاع داد یک خانواده بی سرپرست در قم در فصل گرما محتاج یک دستگاه کولر هستند (که شاید دعوت به کمک را در یک گروه هم منتشر کردم)؛
⬅️ از صدقه سر محبت دوستان به حقیر، مبلغی که جمع أوری گردید علاوه بر خرید کولر، تکافوی خرید کمی مایحتاج را هم برای آن عزیزان داد .
بعد از مدتی دوباره همان دوست عزيز تقاضای کمک برای همان خانواده مورد نظر را داد.
این بار این تقاضای کمک را در چند گروه غیر مذهبی و دوستانه که گه گاه بحث هائی بر سر همین مخارج مراسم مذهبی داشتیم ارسال کردم ؛
↩️ دوستانی که خیلی با هم صمیمی بودیم و حقیر را کاملا می شناختند و به عبارت دیگر کاملا مورد اعتماد بودم؛
مبلغ جمع آوری شده خیلی قابل توجه بود :
صفر ریال ‼️
💥باز دست به دامان دوستان هیأتی شدم و خدا را شکر، مبلغ قابل توجهی مجددا جمع آوری شد .
🔻نکته جالب این جاست:
برخی از افرادی که کمک کردند اطلاع دقیق دارم که خرج روزمره زندگی خود را دادند‼️
↩️ یعنی اگر ۱۰ هزار تومان پرداخت کرد کلا ۱۵ هزار تومان موجودی جیبش بود؛
یکی از دوستان پول بنزین ماشینی که با آن خرج تحصیل و زندگی را با کار در اسنپ تامین می کند نصف کرد و کمک نمود....
و موارد مشابه دیگر؛
ولی در همان گروهها افرادی بودند که پول بلیط یک شب کنسرت یا یک رستوران فرانسوی یا یک عطر که تقریبا رویه عادی زندگی آنهاست می توانست زندگی یک خانواده را حداقل برای مدت یک ماه کمی شیرین تر کند.
در آستانه ماه محرم باز هم همان متن های همیشگی و ایرادات دوباره در همان گروه ها مطرح شد .
الحمدلله این بار دیگر جایی برای فرار نبود ؛
دزد حاضر و بز حاضر بود .
✅ مناعت طبع بچه های هیاتی به اربابشان رفته
بالاخره نوکر باید بوی ارباب بدهد.
هرچند که کرم #ارباب با #نوکر قابل قیاس نیست و هیچ کس را نباید با این خانواده معظم قیاس نمود.
محمدرضا عابدینی
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
@mr_naeinii
این یادداشت را دیشب یکی از مخاطبان ارجمندم برایم ارسال کرد👇👇👇
⭕️ یک تجربه کاملا شخصی ‼️
قابل توجه عده ای که مدعی هستند چرا خرج هیئات در محرم و صفر خرج فقرا نمی شود⁉️
🖋 چند وقت پیش، یکی از دوستان به من اطلاع داد یک خانواده بی سرپرست در قم در فصل گرما محتاج یک دستگاه کولر هستند (که شاید دعوت به کمک را در یک گروه هم منتشر کردم)؛
⬅️ از صدقه سر محبت دوستان به حقیر، مبلغی که جمع أوری گردید علاوه بر خرید کولر، تکافوی خرید کمی مایحتاج را هم برای آن عزیزان داد .
بعد از مدتی دوباره همان دوست عزيز تقاضای کمک برای همان خانواده مورد نظر را داد.
این بار این تقاضای کمک را در چند گروه غیر مذهبی و دوستانه که گه گاه بحث هائی بر سر همین مخارج مراسم مذهبی داشتیم ارسال کردم ؛
↩️ دوستانی که خیلی با هم صمیمی بودیم و حقیر را کاملا می شناختند و به عبارت دیگر کاملا مورد اعتماد بودم؛
مبلغ جمع آوری شده خیلی قابل توجه بود :
صفر ریال ‼️
💥باز دست به دامان دوستان هیأتی شدم و خدا را شکر، مبلغ قابل توجهی مجددا جمع آوری شد .
🔻نکته جالب این جاست:
برخی از افرادی که کمک کردند اطلاع دقیق دارم که خرج روزمره زندگی خود را دادند‼️
↩️ یعنی اگر ۱۰ هزار تومان پرداخت کرد کلا ۱۵ هزار تومان موجودی جیبش بود؛
یکی از دوستان پول بنزین ماشینی که با آن خرج تحصیل و زندگی را با کار در اسنپ تامین می کند نصف کرد و کمک نمود....
و موارد مشابه دیگر؛
ولی در همان گروهها افرادی بودند که پول بلیط یک شب کنسرت یا یک رستوران فرانسوی یا یک عطر که تقریبا رویه عادی زندگی آنهاست می توانست زندگی یک خانواده را حداقل برای مدت یک ماه کمی شیرین تر کند.
در آستانه ماه محرم باز هم همان متن های همیشگی و ایرادات دوباره در همان گروه ها مطرح شد .
الحمدلله این بار دیگر جایی برای فرار نبود ؛
دزد حاضر و بز حاضر بود .
✅ مناعت طبع بچه های هیاتی به اربابشان رفته
بالاخره نوکر باید بوی ارباب بدهد.
هرچند که کرم #ارباب با #نوکر قابل قیاس نیست و هیچ کس را نباید با این خانواده معظم قیاس نمود.
محمدرضا عابدینی
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
@mr_naeinii
«مکرون» رییسجمهور فرانسه:
🔹برجام برای مهار ایران کافی نیست؛ پاریس تلاش میکند تا دولت آمریکا را به ادامه حضور در برجام متقاعد کند.
رسانههای ایران:
صحبتهای ترامپ دور از شئون دیپلماتیک بوده و او را منزوی میکند.
@NucLeader
🔹برجام برای مهار ایران کافی نیست؛ پاریس تلاش میکند تا دولت آمریکا را به ادامه حضور در برجام متقاعد کند.
رسانههای ایران:
صحبتهای ترامپ دور از شئون دیپلماتیک بوده و او را منزوی میکند.
@NucLeader
⚫️ برای حسین گریه کن...
#حدیث_عاشورایی
▪️عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ عَنِ الرِّضَا علیهالسلام فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ لَهُ:
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ …
◼️ریان ابن شبیب از حضرت رضا علیه السلام روایت میکند:
ابن شبیب!
اگر برای چیزی گریهات گرفت برای حسین بن علی علیه السلام گریه کن چرا که او را سر بریدند همانگونه که گوسفند را ذبح میکنند و همراه او هجده نفر از اهل بیتش که در زمین مانندی نداشتند، کشته شدند. و یقیناً آسمانهای هفتگانه و زمینها برای کشته شدنش گریه کردند…
منبع: العيون ص٢٨٦، أمالي الصدوق ص ٢٩٩مجلس ٢٧رقم ٥
@NucLeader
#حدیث_عاشورایی
▪️عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ عَنِ الرِّضَا علیهالسلام فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ لَهُ:
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ …
◼️ریان ابن شبیب از حضرت رضا علیه السلام روایت میکند:
ابن شبیب!
اگر برای چیزی گریهات گرفت برای حسین بن علی علیه السلام گریه کن چرا که او را سر بریدند همانگونه که گوسفند را ذبح میکنند و همراه او هجده نفر از اهل بیتش که در زمین مانندی نداشتند، کشته شدند. و یقیناً آسمانهای هفتگانه و زمینها برای کشته شدنش گریه کردند…
منبع: العيون ص٢٨٦، أمالي الصدوق ص ٢٩٩مجلس ٢٧رقم ٥
@NucLeader
😢2
💢حاج محمود کریمی- شب اول محرم 96
@NucLeader
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد؟
پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی قمری داشتی چه شد؟
@NucLeader
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد؟
پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی قمری داشتی چه شد؟
Forwarded from مجله تلویزیونی ۵۷
برنامه تلویزیونی "۵۷"
فصل اول(ویژه هفته دفاع مقدس)
با اجرا و سردبیری نادر طالب زاده
از جمعه ۳۱ شهریور-ساعت ۲۰
شبکه پنج سیما
👇کانال اطلاع رسانی برنامه👇
@irib57
فصل اول(ویژه هفته دفاع مقدس)
با اجرا و سردبیری نادر طالب زاده
از جمعه ۳۱ شهریور-ساعت ۲۰
شبکه پنج سیما
👇کانال اطلاع رسانی برنامه👇
@irib57
به دست بسته و پیشانی شکسته تو
سلام دائم زوار سیدالشهدا
سرشک دیده زهرا ستارهات مسلم
سلام بر گلوی پاره پارهات مسلم
@NucLeader
سلام دائم زوار سیدالشهدا
سرشک دیده زهرا ستارهات مسلم
سلام بر گلوی پاره پارهات مسلم
@NucLeader
Forwarded from رادیو تاکسیــدرمی
سلام. وقت بخیر
قسمت اول از چندگانهی پیدایش و سرگذشت لیبرالیسم با عنوان «لیبرالیسم در قنداق»
پیدایش سرمایه داری و مخالفت کلیسا با علم و سرمایه داری جدید!
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
لینک کانال جهت عضویت
@taxi_dermi
قسمت اول از چندگانهی پیدایش و سرگذشت لیبرالیسم با عنوان «لیبرالیسم در قنداق»
پیدایش سرمایه داری و مخالفت کلیسا با علم و سرمایه داری جدید!
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
لینک کانال جهت عضویت
@taxi_dermi
Forwarded from اتچ بات
✅ خمینی شیر غران کرد ما را
محبت اهل عرفان کرد ما را
بنازم عشق انسان کرد ما را
میان حق و باطل مانده بودیم
حسین آمد مسلمان کرد ما را
شعار آموخت ذکر آموخت دم داد
گدا بودیم سلطان کرد ما را
.
.
.
نخواهد رفت ایران زیر ذلت
شرف شمشیر بران کرد ما را
امان نامه زنامحرم نگیریم
خمینی شیر غران کرد ما را
@NucLeader
محبت اهل عرفان کرد ما را
بنازم عشق انسان کرد ما را
میان حق و باطل مانده بودیم
حسین آمد مسلمان کرد ما را
شعار آموخت ذکر آموخت دم داد
گدا بودیم سلطان کرد ما را
.
.
.
نخواهد رفت ایران زیر ذلت
شرف شمشیر بران کرد ما را
امان نامه زنامحرم نگیریم
خمینی شیر غران کرد ما را
@NucLeader
Telegram
💢 وصیتنامه امام حسین علیهالسلام به محمد بن حنفیه
بسم الله الرحمن الرحیم
این آن چیزی است که وصیت کرد حسین بن علی بن ابیطالب به برادرش محمد، معروف به ابن حنفیه که حسین گواهی میدهد که هیچ معبودی نیست جز خدای یگانه و آن که محمد بنده و فرستاده اوست. دین حق را آورده است از نزد حق و اینکه بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و خداوند برمیانگیزاند کسانی را که در قبورند.
و من بیرون نیامدم برای تفریح و اظهار کبر و نه برای فساد و ظلم. خارج شدم برای اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر خواهم و به سیرت جد و پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم. پس هر کس مرا قبول کند خداوند سزاوارتر است به حق و هر که ردم کند، صبر میکنم تا خدا میان من و این قوم به حق حکم کند و او بهترین حکم کنندگان است.
این وصیت من است به تو ای برادر!
پس این نامه بپیچید و به خاتم خویش مهر کرد و آن را به برادرش محمد داد و با او وداع کرد.
📚 آه؛ بازخوانی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- بازنویسی یاسین حجازی- صفحه 40
@NucLeader
بسم الله الرحمن الرحیم
این آن چیزی است که وصیت کرد حسین بن علی بن ابیطالب به برادرش محمد، معروف به ابن حنفیه که حسین گواهی میدهد که هیچ معبودی نیست جز خدای یگانه و آن که محمد بنده و فرستاده اوست. دین حق را آورده است از نزد حق و اینکه بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و خداوند برمیانگیزاند کسانی را که در قبورند.
و من بیرون نیامدم برای تفریح و اظهار کبر و نه برای فساد و ظلم. خارج شدم برای اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر خواهم و به سیرت جد و پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم. پس هر کس مرا قبول کند خداوند سزاوارتر است به حق و هر که ردم کند، صبر میکنم تا خدا میان من و این قوم به حق حکم کند و او بهترین حکم کنندگان است.
این وصیت من است به تو ای برادر!
پس این نامه بپیچید و به خاتم خویش مهر کرد و آن را به برادرش محمد داد و با او وداع کرد.
📚 آه؛ بازخوانی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- بازنویسی یاسین حجازی- صفحه 40
@NucLeader
⭕️ ماجرای دعوت امام حسین از حبیب...
وقتی امام حسین علیهالسلام وارد کربلا شد، حضرت دو نامه نوشت؛ یکی به برادرش در مدینه و یکی هم به حبیب بن مظاهر در کوفه.
برای حبیب مینویسند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. مِن الحسین بن علی الی الرَّجُل الفقیه حبیب بن مظاهر الاسدی».
نامهای است از حسین به حبیب که مرد دینشناسی است. چقدر هم از او تجلیل میکند!
«اما بعد؛ فَأِنّا قَد نَزَلنا کربلاء». ما وارد کربلا شدیم. «وَ انتَ تَعلَمُ قِرابَتَنا مِن رسول الله». تو پیوند من با پیغمبر را میدانی. «فَأِن اَرَدتَ نُصرَتَنا فَاقدِم ألَینا عاجلاً». اگر میخواهی مرا یاری کنی، زود بیا. همانگونه که من هجرت کردم، تو هم باید هجرت کنی. تو هم باید از کوفه به کربلا بیایی.
حبیب با همسرش صبحانه میخوردند که قاصد آمد و نامه را داد و رفت. حبیب نامه را گرفت و خواند. همسرش سؤال کرد نامه از کیست؟ گفت این نامه از حسین پسر پیغمبر است. همسرش گفت چه نوشته است؟ حبیب گفت هیچ! آمده کربلا من را هم دعوت کرده که بروم و به او کمک کنم.
همسرش پرسید: می روی یا نه؟ حبیب گفت: نه، من نمیتوانم بروم!
البته حبیب تقیه میکرد، برای اینکه مبادا یک وقت قبیلهاش بفهمند و نگذارند که او برود. همسرش سؤال کرد: نمیروی؟! حبیب گفت نه من پیر شده و کَرِّ و فَرّی ندارم؛ چطور با او راه بیفتم؟
همسرش گفت: حسین پسر پیغمبر تو را دعوت کرده، آن وقت تو نمیخواهی دعوت او را اجابت کنی؟! جواب خدا را چگونه میتوانی بدهی؟! حبیب گفت میدانی اگر من بروم، عبیدالله چه کار میکند؟ خانۀ مرا خراب میکند و تو را به اسارت میگیرد و میبرد. همۀ این عواقب و ضربههای دنیایی را برای او بیان کرد.
همسرش گفت: تو برو ! بگذار خانه را خراب کند، بگذار مرا به اسارت بگیرد.
حبیب باز هم گفت: نه، من نمیروم.
همسرش بلند شد، روسری خودش را بر سر حبیب انداخت و گفت: نمیروی؟! پس مثل خانمها در خانه بنشین! بعد گفت: خدایا ! کاش من مَرد بودم و میتوانستم بروم کربلا تا حسین را یاری کنم! ای کاش من این هجرت را میکردم!
حبیب گفت: این حرفهایی که زدم، برای این بود که ببینم تو چه میگویی.
آنچنان هجرتی کنم که تا قیام قیامت نامم در تاریخ ثبت شود...🌹
📚 کتاب سلوک عاشورایی؛ منزل سوم: هجرت و مجاهدت- نوشته آیتالله حاج اقا مجتبی تهرانی- صفحه 64 تا 66
@NucLeader
وقتی امام حسین علیهالسلام وارد کربلا شد، حضرت دو نامه نوشت؛ یکی به برادرش در مدینه و یکی هم به حبیب بن مظاهر در کوفه.
برای حبیب مینویسند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. مِن الحسین بن علی الی الرَّجُل الفقیه حبیب بن مظاهر الاسدی».
نامهای است از حسین به حبیب که مرد دینشناسی است. چقدر هم از او تجلیل میکند!
«اما بعد؛ فَأِنّا قَد نَزَلنا کربلاء». ما وارد کربلا شدیم. «وَ انتَ تَعلَمُ قِرابَتَنا مِن رسول الله». تو پیوند من با پیغمبر را میدانی. «فَأِن اَرَدتَ نُصرَتَنا فَاقدِم ألَینا عاجلاً». اگر میخواهی مرا یاری کنی، زود بیا. همانگونه که من هجرت کردم، تو هم باید هجرت کنی. تو هم باید از کوفه به کربلا بیایی.
حبیب با همسرش صبحانه میخوردند که قاصد آمد و نامه را داد و رفت. حبیب نامه را گرفت و خواند. همسرش سؤال کرد نامه از کیست؟ گفت این نامه از حسین پسر پیغمبر است. همسرش گفت چه نوشته است؟ حبیب گفت هیچ! آمده کربلا من را هم دعوت کرده که بروم و به او کمک کنم.
همسرش پرسید: می روی یا نه؟ حبیب گفت: نه، من نمیتوانم بروم!
البته حبیب تقیه میکرد، برای اینکه مبادا یک وقت قبیلهاش بفهمند و نگذارند که او برود. همسرش سؤال کرد: نمیروی؟! حبیب گفت نه من پیر شده و کَرِّ و فَرّی ندارم؛ چطور با او راه بیفتم؟
همسرش گفت: حسین پسر پیغمبر تو را دعوت کرده، آن وقت تو نمیخواهی دعوت او را اجابت کنی؟! جواب خدا را چگونه میتوانی بدهی؟! حبیب گفت میدانی اگر من بروم، عبیدالله چه کار میکند؟ خانۀ مرا خراب میکند و تو را به اسارت میگیرد و میبرد. همۀ این عواقب و ضربههای دنیایی را برای او بیان کرد.
همسرش گفت: تو برو ! بگذار خانه را خراب کند، بگذار مرا به اسارت بگیرد.
حبیب باز هم گفت: نه، من نمیروم.
همسرش بلند شد، روسری خودش را بر سر حبیب انداخت و گفت: نمیروی؟! پس مثل خانمها در خانه بنشین! بعد گفت: خدایا ! کاش من مَرد بودم و میتوانستم بروم کربلا تا حسین را یاری کنم! ای کاش من این هجرت را میکردم!
حبیب گفت: این حرفهایی که زدم، برای این بود که ببینم تو چه میگویی.
آنچنان هجرتی کنم که تا قیام قیامت نامم در تاریخ ثبت شود...🌹
📚 کتاب سلوک عاشورایی؛ منزل سوم: هجرت و مجاهدت- نوشته آیتالله حاج اقا مجتبی تهرانی- صفحه 64 تا 66
@NucLeader
❗️ بیفایده
محمدجواد ظریف، جمعه 31 شهریور 1396:
⚪️ سیاست دولت کنونی آمریکا در قبال برجام این پیام را به جهان میدهد که مذاکره با آمریکا بیفایده است.
⚪️ صحبت درباره مذاکره دوباره، به معنای بازگشت همه شرایط به زمان قبل از گفتگوهای هستهای است از جمله بازگرداندن ۱۰ تن اورانیوم غنی شده ایران که این کشور پس از امضای برجام، آن را به روسیه ارسال کرد.
⚪️ اگر آمریکا خواهان امتیازات جدید هستهای است، ایران هم متقابلا خواهان امتیاز جدید است؛ آیا دولت آمریکا حاضر است 10 تن اورانیوم غنیشده ما را به ما بازگرداند؟ ایران تنها در صورتی درباه تغییر برجام صحبت خواهد کرد که هر امتیازی که برای عقد این توافق داد را پس بگیرد.
@NucLeader
محمدجواد ظریف، جمعه 31 شهریور 1396:
⚪️ سیاست دولت کنونی آمریکا در قبال برجام این پیام را به جهان میدهد که مذاکره با آمریکا بیفایده است.
⚪️ صحبت درباره مذاکره دوباره، به معنای بازگشت همه شرایط به زمان قبل از گفتگوهای هستهای است از جمله بازگرداندن ۱۰ تن اورانیوم غنی شده ایران که این کشور پس از امضای برجام، آن را به روسیه ارسال کرد.
⚪️ اگر آمریکا خواهان امتیازات جدید هستهای است، ایران هم متقابلا خواهان امتیاز جدید است؛ آیا دولت آمریکا حاضر است 10 تن اورانیوم غنیشده ما را به ما بازگرداند؟ ایران تنها در صورتی درباه تغییر برجام صحبت خواهد کرد که هر امتیازی که برای عقد این توافق داد را پس بگیرد.
@NucLeader
⚫️ در حدیث میثم تمار و عبیدالله
میثم تمار به کوفه رفت و او را بگرفتند و نزد عبیدالله بردند. با او گفتند: این مرد گرامیترین مردم بود نزد علی.
گفت: وای بر شما این عجمی؟
گفتند: آری.
عبیدالله با او گفت: أین ربک؟ یعنی پروردگار تو کجاست؟ گفت: بالمرصاد یعنی؛ در کمین هر ستمگری است و تو یکی از ستمگرانی.
ابن زیاد گفت: با این عجمی بودن هر چه میخواهی با بلاغت ادا میکنی. صاحب تو به تو خبر داده است که من با تو چه خواهم کرد؟
گفت: خبر داد که ما ده نفریم به دار میآویزی و چوب دار من از همه کوتاهتر است و به زمین نزدیکترم.
گفت: البته مخالفت او خواهم کرد.
گفت: چگونه مخالفت کنی؟ قسم به خدا که آن را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و او از جبرئیل و او از خدای تعالی شنیده و خبر دادهاند. تو مخالفت اینها چگونه کنی؟ آن جایی در کوفه که آویخته میشوم میدانم. من اول کسم در اسلام که بر دهان من لِگام نهند.
پس او را به زندان بردند. مختار بن ابی عبید ثقفی با او بود. میثم با او گفت: تو از چنگ این مرد به در میروی و به خونخواهی حسین علیهالسلام برمیخیزی و کشنده ما را میکشی.
و چون عبیدالله میثم را بخواند تا به دار آویزد از زندان بیرون آمد. مردی با او برخورد کرده گفت: چه حاجت به این گونه رنجها کشیدن؟
میثم لبخندی زد و گفت در حالی که اشارت بدان نخله میکرد: من برای آن آفریده شدم و آن برای من پرورش یافته است. وقتی او را بر دار بستند، مردم بر وی مجتمع شده بودند بر سرای عمرو بن حُریث.
عمرو گفت: والله این مرد میگفت: من همسایه تو میشوم.
وقتی دار را بر افراشتند، کنیزکی را فرمود تا زیر دار را بروفت و آب بپاشید و بخور کرد و میثم بالای دار فضایل بنیهاشم گفتن گرفت.
به ابن زیاد خبر بردند که این بنده شما را رسوا کرد.
عبیدالله گفت: او را لگام بندید. پس اول کس بود در اسلام که لگام بر دهان او نهادند و قتل میثم ده روز پیش از آن بود که حضرت امام علیهالسلام به عراق آید و چون روز سیم شد، حربه بر پیکر او فرو بردند.
او تکبیر گفت و در آخر روز خون از دهان و بینی او روان گشت...
📚 کتاب آه؛ بازنویسی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- یاسین حجازی- صفحه 158 و 159
@NucLeader
میثم تمار به کوفه رفت و او را بگرفتند و نزد عبیدالله بردند. با او گفتند: این مرد گرامیترین مردم بود نزد علی.
گفت: وای بر شما این عجمی؟
گفتند: آری.
عبیدالله با او گفت: أین ربک؟ یعنی پروردگار تو کجاست؟ گفت: بالمرصاد یعنی؛ در کمین هر ستمگری است و تو یکی از ستمگرانی.
ابن زیاد گفت: با این عجمی بودن هر چه میخواهی با بلاغت ادا میکنی. صاحب تو به تو خبر داده است که من با تو چه خواهم کرد؟
گفت: خبر داد که ما ده نفریم به دار میآویزی و چوب دار من از همه کوتاهتر است و به زمین نزدیکترم.
گفت: البته مخالفت او خواهم کرد.
گفت: چگونه مخالفت کنی؟ قسم به خدا که آن را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و او از جبرئیل و او از خدای تعالی شنیده و خبر دادهاند. تو مخالفت اینها چگونه کنی؟ آن جایی در کوفه که آویخته میشوم میدانم. من اول کسم در اسلام که بر دهان من لِگام نهند.
پس او را به زندان بردند. مختار بن ابی عبید ثقفی با او بود. میثم با او گفت: تو از چنگ این مرد به در میروی و به خونخواهی حسین علیهالسلام برمیخیزی و کشنده ما را میکشی.
و چون عبیدالله میثم را بخواند تا به دار آویزد از زندان بیرون آمد. مردی با او برخورد کرده گفت: چه حاجت به این گونه رنجها کشیدن؟
میثم لبخندی زد و گفت در حالی که اشارت بدان نخله میکرد: من برای آن آفریده شدم و آن برای من پرورش یافته است. وقتی او را بر دار بستند، مردم بر وی مجتمع شده بودند بر سرای عمرو بن حُریث.
عمرو گفت: والله این مرد میگفت: من همسایه تو میشوم.
وقتی دار را بر افراشتند، کنیزکی را فرمود تا زیر دار را بروفت و آب بپاشید و بخور کرد و میثم بالای دار فضایل بنیهاشم گفتن گرفت.
به ابن زیاد خبر بردند که این بنده شما را رسوا کرد.
عبیدالله گفت: او را لگام بندید. پس اول کس بود در اسلام که لگام بر دهان او نهادند و قتل میثم ده روز پیش از آن بود که حضرت امام علیهالسلام به عراق آید و چون روز سیم شد، حربه بر پیکر او فرو بردند.
او تکبیر گفت و در آخر روز خون از دهان و بینی او روان گشت...
📚 کتاب آه؛ بازنویسی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- یاسین حجازی- صفحه 158 و 159
@NucLeader
بخشی از نامه امام حسین علیهالسلام در منزلگاه زباله پس از شنیدن خبر شهادت یاران خویش.
📚 کتاب آه؛ بازنویسی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- صفحه 184
@NucLeader
📚 کتاب آه؛ بازنویسی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- صفحه 184
@NucLeader
📚 کتاب آه؛ بازنویسی مقتل حسین بن علی علیهالسلام- صفحه 188
@NucLeader
@NucLeader