|نیوک‌لیدر|
456 subscribers
2.42K photos
630 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
🖥 ساعت مناظره‌های انتخاباتی

🕓جمعه ۸ اردیبهشت | ساعت ۱۶ - اقتصادی
🕓جمعه ۱۵ اردیبهشت |ساعت ۱۶ - اجتماعی
🕙سه شنبه ۱۹ اردیبهشت | ساعت ۲۲ - سیاسی

@NucLeader
چه کسی می‌تواند با سرمایه‌داری مبارزه کند؟
پخش زنده اينستگرام | فردا، ساعت ١٥/٣٠ | #دانشگاه_تهران، دانشكده حقوق

دومين سخنرانى #پيام_فضلی_نژاد پيرامون «فاجعه دولت سرمايه دارى»
@payamfazlinejad
اول گفتند چرا از شهيد بهشتي مايه ميگذاريد، حالا اشبه به او شدند.

فقط نميدانم چه اشبهي است كه حضورش فعلا به نفع اسراييل است.

پ.ن: جروزالم پست گفته بهترين گزينه براي ما روحاني است.
@NucLeader
📂 کوتاه درباره‌ی آقای جنتی

راستش را بخواهید در ایام پیش از تایید و رد صلاحیت‌ها (شما بخوانید احراز یک عده و نظر ندادن پیرامون سایرین) کانال‌های متعددی که قبلا بابهانه و بی‌بهانه علیه آقای جنتی جوک می‌ساختند را بالا و پایین کردم که یک فحشی، جوکی چیزی درباره‌ی ایشان، ادبیات‌شان، فیلمی از سوتی‌هایشان یا درباره‌ی سن‌‌شان بخوانم، اما حتی یک مطلب هم ندیدم. جز یک عکس که زیرش به این مضمون نوشته بود حالا همه‌تان منتظر این هستید که احمدی‌نژاد را رد صلاحیت کنم.

جوک‌های این‌چنینی خودجوش ساخته نمی‌شوند، یقه‌ی هرکسی را هم نمی‌گیرند. از ابتدای انقلاب تا امروز کسانی تخریب شدند که پای آنچه باید بایستند، ایستادند و این انتخابات به خوبی این مسئله را نشان داد. آقای جنتی نشان داده در این چند سال هر چه شنیده، به‌خاطر ایستادن بر سر مواضعش بوده. خدا او را برای انقلاب و اسلام حفظ کند و عاقبتش را چون اصحاب بدر و حنین کند.

پ.ن: نقدهایی به نحوه عملکرد شورای نگهبان پیرامون رد و تایید صلاحیت کاندیداها دارم، اما این مسئله ربطی به این نوشته ندارد.
@NucLeader
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

«من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید»
این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همه ی قبایل به او ایمان آورده بودند، لکنت گرفته بود. آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند.
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از جایش بلند شده بود. آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کند. در گوشش گفته بود: «من برادر توام»، «انا اخوک» گفته بود فکرمی کنی من کی‎ام؟فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من از آن سلطان ها که خیال می کنی نیستم.
«من اصلا پادشاه نیستم» «لیس بملک» من محمدم! . پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای. «من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید.» حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایه ی صحرانشین را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد.
آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود« هون علیک » « آسان بگیر، من برادرتم » مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید:
«عجب برادری دارم.»

@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

راستی هم عجب برادری بود. یک برادر با کارهای عجیب و غریب؛ مثل دوست‌های خجالتی. از آن ها که صداشان در نمی آید.
داشت می رفت مسجد. تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت. گفت: «من از تو طلبکارم، همین الان باید طلبم را بدهی.»
رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفت: اول اینکه از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی، دوم هم این که من پول همراهم نیست،بگذار رد شوم.
یهودی گفت: یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی.
رسول الله(صلی الله علیه و آله) گفت: درست نگاهم کن، تو از من طلبکار نیستی، ولی یهودی همینطور یکی به دو کرد و بعد هم با حضرتش گلاویز شد.
کوچه خلوت بود. کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید. آمدند پی اش. دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن پیغمبر پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده.
تا آمدند کاری کنند از دور بهشان اشاره کرد که نیایید،گفت: من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم.
رفیقش؟ منظورش همان رفیقی بود که با ردا او را می‌کشاند؟
چشمشان افتاد در چشم هم. یهودی گفت: بهت ایمان آوردم با این بزرگواری تو بی‌تردید پیغمبری.

@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

یک دوست عجیب غریب که آن قدر برای دوست‌هایش دل می سوزاند که نزدیک است کار دست خودش بدهد. نزدیک است جان از تنش در بیاید.
خدا است که موعظه می‌کند: «تو قرار بود به گمراهی این مردم دل بسوزانی، به راهشان بیاوری، ولی قرار نبود دیگر از فکر این‌ها خودت را هلاک کنی.» «فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»1
تو قرار بود این ها را بیاوری توی راه ولی از قرار هم رفتی آن طرف‌تر. داری حرص می زنی.
پیغمبر و حرص؟ حرص می زنی گمشده ها را برگردانی به راه؟«حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم»2

1- کهف، آیة 6
2. توبه، آیة 128.

@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

وسط جنگ احد، همان جا که مردم گلوگاهی را که سپرده بود مراقبت کنند، رها کردند و تنهاش گذاشته بودند، پیشانی و دندانش را شکستند، همان جا توی همان حال، دلش شور می‌زند که نکند خدا اینها را نبخشد.
همان جا دست بلند می کند؛
خدایا! «قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمی دانند» اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون».
@NucLeader
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

از همه قشنگ تر حال و روز او را علی توصیف می کند. علی می گوید:
«رسول الله، یک طبیب دوره گرد بود»؛ دلش نمی آمد که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا و مریض‌ها شرفیاب حضور بشوند؛ لوازم معالجه اش را برمی داشت راه می افتاد دور شهر؛ پی مریض ها. (طَبیبٌ دَوّارٌ بِطّبِه).1
چی با خودش برمی داشت؟
یک دستش «مرهم» می گرفت، یک دستش «وَسَم».
برای آنها که فقط زخم داشتند، مرهم می گذاشت، ولی بعضی ها دمل های چرکی داشتند. باید جراحی هم می کرد. «وسم» مال همین کار بود.
وسم، یعنی داغ‌هایی که در قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.
علی می گوید:
«مرهم هایش کاری بودند؛ اثر داشتند (أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ)2؛ وسم هایش هم حسابی بودند (وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ)3

1و2و3نهج البلاغه، خطبه 180

@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺

اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته، ولی الان یک جمله‌ی قشنگ‌تر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید. آن هم توصیف خداست از او:
«یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است» (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ).1
آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازه ی من سختی نکشید».
حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی، نسبت به بقیه ی پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف سنگش زدند. در اُحد هم پیشانی و دندانش را شکستند.
بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند، ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون، اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، برای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد». این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده!
اندازه ی نادانی و غل و زنجیرهایی که همه ی ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.

آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد و بعد گفت: «چه اخلاق شگرفی داری» (إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ).2 انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد... .

1- توبه آیه 128
2- قلم آیه 4


@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»

مبعث پیامبر مهربان اسلام حضرت محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلم مبارک باد.
@NucLeader
Audio
یک چکه ماه افتاده بر ياد تو و وقت سحر
اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان حلوای تر
تو مير عشقی عاشقان بسيار داری
پيغمبری با جان عاشق کار داری
@NucLeader
Forwarded from رادیو تاکسیــدرمی
Audio
کمی در مورد ارتش و ارتشی ها! ناگفته هایی از جایی ناشناخته!
Forwarded from رادیو تاکسیــدرمی
سلام

به مناسبت روز ارتش (البته با یک هفته تاخیر) کمی درباره مظلومیت این قشر زحمت کش و بی ادعا!

http://taxi1.blog.ir/post/21
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
🖊 نظارت اعتدالی

هیئت نظارت بر انتخابات شوراها در تهران که در حال حاضر زیر نظر آقایان محمدرضا نجفی، علیرضا رحیمی و محمد قمی از اعضای فراکسیون امید (اصلاح‌طلبان) اداره می‌شود، دست به تایید و رد صلاحیت عجیبی در این دوره زده است. تعدادی از اعضای فعلی شورای شهر مثل «الهه راستگو» و «مرتضی طلایی» رد صلاحیت شدند و البته این اقدام اگر صورتی جناحی نداشت، مورد سوال واقع نمی‌شد و جای اشکال هم نبود.
اما در اسامی تایید صلاحیت شده‌های شورای شهر، اسامی زیر دیده می‌شوند:

عماد بهاور: محکومیت 5 سال حبس در فتنه88
عبدالله مومنی: محکومیت و 5سال حبس درفتنه88
شهربانو امانی: بازداشتی فتنه88
حامدمنتظری: بازداشت به دلیل تحرکات ضدامنیتی
نسرین وزیری: بازداشت در فتنه 88

پ.ن: این‌ها هم شناگر ماهری هستند، فقط آب ندیدند.
@NucLeader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماه رجب هم دارد تمام می‌شود...
توصیه حاج آقا مجتبی تهرانی رحمه‌الله تعالی علیه به استغفار در ماه رجب

@NucLeader
Forwarded from مکتوبات
📝 آن زنی که دو ماه قبل خودش را در برابر «بنیاد شهید» سوزاند یادتان هست؟

🔹آن یکی چطور؟ همو که حلقومش را به بیلبورد تبلیغاتی‌ای که وعده «زندگی بهتر» می‌داد، آویخت. نام «یونس عساکره» را به یاد دارید؟
یا زن دستفرشی که از قلچماق شهرداری‌چی، پس گردنی خورده بود؟

🔹اشک‌هایی که ریختید، صورتک‌های اندوهی که ترسیم کردید، خشمی که در کلمات گنجاندید و ... یادتان هست؟ نه! یادتان نیست.

🔹چون اگر یادتان بود، با دیدن عکس همنشینی الیاس حضرتی، نماینده «لیست امید» با شهرام جزایری که هیچ توضیحی برای ثروت بادآوارده‌اش ندارد، بی‌درنگ این پرسش از ذهن‌تان می‌گذشت:«اگر وظیفه نماینده مجلس (آنهم نماینده مدعی «امید») تخته نرد بازی کردن با محکوم اقتصادی است، وظیفه جلوگیری از خودسوزی و خودکشی شهروندانی که فقر آنها رابه استیصال کشانده با کیست؟».

🔹یادتان نیست، چون اگر یادتان بود، بعید بود که با دیدن این عکس نگویید:«آه، لشکر بیداد اکنون با صلابت پیش می‌راند»-برتولد برشت

#نادر_فتوره_چی
@maktubat
📷 t.me/maktubmed/116
اهداف جای برنامه

از سال 84 که صحبت‌ها خوب در یادم هست تا همین امروز، کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری به ‌جای بیان برنامه‌های خود، اهدافشان را بیان می‌کنند.
نامزد محترم می‌گوید می‌خواهیم بیکاری را از میان ببریم.
خب خیلی خوب است، اما چگونه؟
این چگونه همان برنامه است که یا وجود ندارد یا اگر وجود دارد گفته نمی‌شود و ما نمی‌فهمیم که نامزد محترم چگونه می‌خواهد بیکاری را ریشه کن کند.
فرقی ندارد که احمدی‌نژاد است یا هاشمی، میرحسین است یا رضایی، قالیباف است یا رئیسی و یا کسی دیگر.

البته در این چند روز یکی دو حرف شبه برنامه از سوی یکی از کاندیداها شنیدیم، اما عموما همه کلی گویی می‌کنند.
@NucLeader
شب آخر ماه رجب
حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه
📢شب آخر ماه رجب- توصیه‌های آقامجتبی تهرانی
📌می‎خواستم که به دوستان سفارش کنم که این ساعات باقی ماندۀ ماه رجب را قدرش را بدانید.

@NucLeader
طی یک حادثه تروریستی از سوی اشرار در مرز میرجاوه، 10 نفر از مرزبان‌های عزیز شهید شدند.

شادی روحشون صلوات
@NucLeader
ادامه مطالب را در كانال مربوطه بخوانيد