مرد فقیر را که دید، نشست کنارش توی خرابه و گفت:
«کاری داری بگو برایت انجام دهم.»
ـ شما امامید، نشستهاید توی خرابه؟
نگاهش کرد، گفت:
«پدرمان که یکی است. پس برادریم! شهرمان هم که یکی است. پس همسایهایم! خدامان هم که یکی است. پس بندهایم! چرا ننشینم؟»
⚫️ شادی روح مبارک و مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صلوات⚫️
@NucLeader
«کاری داری بگو برایت انجام دهم.»
ـ شما امامید، نشستهاید توی خرابه؟
نگاهش کرد، گفت:
«پدرمان که یکی است. پس برادریم! شهرمان هم که یکی است. پس همسایهایم! خدامان هم که یکی است. پس بندهایم! چرا ننشینم؟»
⚫️ شادی روح مبارک و مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صلوات⚫️
@NucLeader
عاصم از اصحابشان بود. امام او را دیدند و پرسیدند:
«به نیازمندهای شهرتان کمک میکنید؟»
گفت: «معلوم است. هر طور که بتوانیم.»
ـ مثلاً اگر بدانید نیاز دارد، بروید خانهاش ببینید نیست، برایش پول میگذارید که وقتی برگشت مشکلش را برطرف کند.
ـ نه، تا بحال این کار را نکردهایم!
ـ پس هنوز آن آدمهایی که ما میخواهیم نشدهاید!
⚫️ شادی روح مبارک و مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صلوات⚫️
@NucLeader
«به نیازمندهای شهرتان کمک میکنید؟»
گفت: «معلوم است. هر طور که بتوانیم.»
ـ مثلاً اگر بدانید نیاز دارد، بروید خانهاش ببینید نیست، برایش پول میگذارید که وقتی برگشت مشکلش را برطرف کند.
ـ نه، تا بحال این کار را نکردهایم!
ـ پس هنوز آن آدمهایی که ما میخواهیم نشدهاید!
⚫️ شادی روح مبارک و مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صلوات⚫️
@NucLeader
Rohani Mochakkerim-(IRMP3.IR)
Majid Adib
#آهنگ_تبلیغاتی برای پیروزی آقای روحانی در انتخابات سال 92
رییسجمهورمون عوض شد اومد روحانی
قالیباف و جلیلی هم شدن عصبانی
ناز بشی که کردی عمل بینی
مغازه وُدکا میده بهم، بجای رانی!
@NucLeader
رییسجمهورمون عوض شد اومد روحانی
قالیباف و جلیلی هم شدن عصبانی
ناز بشی که کردی عمل بینی
مغازه وُدکا میده بهم، بجای رانی!
@NucLeader
Forwarded from محمد رضا نائینی
#مظلومیت_خاموش
💠 دیروز نوشته ای از یکی از فرزندان جوانم به دستم رسید که آن را در کانالم بازنشر کردم.
خلاصه آن مقاله، تقبیح اشرافی گری در میان روحانیت بود.
✅ اصل کلام، بسیار به جا است اما از نویسنده می پرسم : "نوشته شما چه چیزی را به مخاطب القاء می کند"❓❓
شاید من که به اندازه اى كم تر از دو برابر عمر او در میان روحانیت، زیست کرده ام و با هزاران نفر از آنان مباحثه داشته ام بتوانم کمی دقیق تر از این فرزندم در مورد این قشر نجیب مظلوم، سخن بگویم.
فرزندم، آن چه تو در کلامت توصیف کردی در میان طلاب علوم دینی آن قدر کم است که شاید بتوان گفت : به سان قطره ای از دریا باشد.
واقعا آن مدرسه ای که از هتل لوکس چند ستاره برتر است و طلاب در آن درس خارج مى خوانند کجاست❓❓
نود و نه در صد دروس فقه و اصول در حوزه قم در چهار مدرسه "فیضیه، دار الشفاء ، آيت الله بروجردی و آیت الله گلپایگانی" برگزار می شوند. آیا این مدارس را از نزدیک دیده ای❓❓
اصلا آیا از میانگین حقوق طلاب و روحانیون با خبری❓❓
عنوان "عمامه های طلا " که به مقاله ات داده ای چه معنائی را تداعی می کند❓❓
فرزند عزيزم كاش می آمدی با هم دوری در حوزه می زدیم تا ببینی اکثر نزدیک به اتفاق روحانیت چگونه زندگی می کنند.
خاضعانه از تو می خواهم با احتیاط، قلم به دست بگیری تا مبادا بدون آن که بخواهی مرتکب خطا شوی.
نیز از متولیان امور حوزه تقاضا می کنم نگذارند عده ای انگشت شمار، با حرکات غیر متعارف، آبروی هزار و چند صد ساله روحانیت را ببرند.
آیا عمامه به سری که در این نشریه دانشجوئی تصویرش ثبت شده واقعا روحانی است یا دست هائی برای مخدوش نمودن چهره روحانیت در کار هستند❓❓
دوستان، توجه فرموده اند کلیپ ثبت نام آن عمامه به سر مروج کشت تریاک، چه بر سر حیثیت این لباس آورده❓❓
@mr_naeinii
💠 دیروز نوشته ای از یکی از فرزندان جوانم به دستم رسید که آن را در کانالم بازنشر کردم.
خلاصه آن مقاله، تقبیح اشرافی گری در میان روحانیت بود.
✅ اصل کلام، بسیار به جا است اما از نویسنده می پرسم : "نوشته شما چه چیزی را به مخاطب القاء می کند"❓❓
شاید من که به اندازه اى كم تر از دو برابر عمر او در میان روحانیت، زیست کرده ام و با هزاران نفر از آنان مباحثه داشته ام بتوانم کمی دقیق تر از این فرزندم در مورد این قشر نجیب مظلوم، سخن بگویم.
فرزندم، آن چه تو در کلامت توصیف کردی در میان طلاب علوم دینی آن قدر کم است که شاید بتوان گفت : به سان قطره ای از دریا باشد.
واقعا آن مدرسه ای که از هتل لوکس چند ستاره برتر است و طلاب در آن درس خارج مى خوانند کجاست❓❓
نود و نه در صد دروس فقه و اصول در حوزه قم در چهار مدرسه "فیضیه، دار الشفاء ، آيت الله بروجردی و آیت الله گلپایگانی" برگزار می شوند. آیا این مدارس را از نزدیک دیده ای❓❓
اصلا آیا از میانگین حقوق طلاب و روحانیون با خبری❓❓
عنوان "عمامه های طلا " که به مقاله ات داده ای چه معنائی را تداعی می کند❓❓
فرزند عزيزم كاش می آمدی با هم دوری در حوزه می زدیم تا ببینی اکثر نزدیک به اتفاق روحانیت چگونه زندگی می کنند.
خاضعانه از تو می خواهم با احتیاط، قلم به دست بگیری تا مبادا بدون آن که بخواهی مرتکب خطا شوی.
نیز از متولیان امور حوزه تقاضا می کنم نگذارند عده ای انگشت شمار، با حرکات غیر متعارف، آبروی هزار و چند صد ساله روحانیت را ببرند.
آیا عمامه به سری که در این نشریه دانشجوئی تصویرش ثبت شده واقعا روحانی است یا دست هائی برای مخدوش نمودن چهره روحانیت در کار هستند❓❓
دوستان، توجه فرموده اند کلیپ ثبت نام آن عمامه به سر مروج کشت تریاک، چه بر سر حیثیت این لباس آورده❓❓
@mr_naeinii
|نیوکلیدر|
✏️ شورای نگهبان و شفافیت مهر ماه سال گذشته، سیاستهای کلی «انتخابات» توسط رهبر معظم انقلاب و در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی ابلاغ شد. متن سیاستهای کلی انتخابات مفصل است و میتوان آن را از طریق لینکی که در ادامه قرار میگیرد، مطالعه کرد، اما برخی بندهای…
✏️ شورای نگهبان و شفافیت- بخش دوم
آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان دیروز در برنامه جهان آرا گفتند:
«اعتراض ردصلاحیتشدگان هیچ تاثیری ندارد چون قانونی برای آن در نظر گرفته نشده است.»
همانطور که گفته شد در مهر ماه سال 95 رهبر معظم انقلاب با ابلاغ سیاستهای کلی انتخابات مواردی را بیان کردند که ادعای آقای کدخدایی را دچار چالش میکند.
در بند 11 این ابلاغیه آمده است:
«نظارت شورای نگهبان بر فرایندها، ابعاد و مراحل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری از جمله تأیید نهایی صلاحیت داوطلبان، رسیدگی به شکایات و تأیید یا ابطال انتخابات به منظور تأمین سلامت انتخابات، جلب مشارکت حداکثری و تأمین حقوق داوطلبان و رأیدهندگان با:
پاسخگویی مکتوب در خصوص دلایل ابطال انتخابات و رد صلاحیت داوطلبان در صورت درخواست آنان.»
دیگر صحبتهای آقای کدخدایی نیز شفاف نبود و حضور و عدم حضور ایشان در برنامهی جهانآرا تفاوتی نداشت. ایشان اکثر سوالات مربوط به دلایل رد صلاحیت برخی نامزدها، خصوصا شخص آقای «احمدینژاد» را جواب ندادند و از کنار آن عبور کردند. این درحالی است که بیشتر سوالات مربوط به عملکرد شورای محترم نگهبان در روزهای اخیر، حول محور تایید صلاحیت آقای روحانی، رد صلاحیت آقای احمدینژاد و رد صلاحیت آقای غرضی بوده است.
با این حال، شورای نگهبان وظیفهی مشخصی دارد و ما نیز همچون گذشته به وظیفهی ملی و اسلامی خویش عمل خواهیم کرد.
@NucLeader
آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان دیروز در برنامه جهان آرا گفتند:
«اعتراض ردصلاحیتشدگان هیچ تاثیری ندارد چون قانونی برای آن در نظر گرفته نشده است.»
همانطور که گفته شد در مهر ماه سال 95 رهبر معظم انقلاب با ابلاغ سیاستهای کلی انتخابات مواردی را بیان کردند که ادعای آقای کدخدایی را دچار چالش میکند.
در بند 11 این ابلاغیه آمده است:
«نظارت شورای نگهبان بر فرایندها، ابعاد و مراحل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری از جمله تأیید نهایی صلاحیت داوطلبان، رسیدگی به شکایات و تأیید یا ابطال انتخابات به منظور تأمین سلامت انتخابات، جلب مشارکت حداکثری و تأمین حقوق داوطلبان و رأیدهندگان با:
پاسخگویی مکتوب در خصوص دلایل ابطال انتخابات و رد صلاحیت داوطلبان در صورت درخواست آنان.»
دیگر صحبتهای آقای کدخدایی نیز شفاف نبود و حضور و عدم حضور ایشان در برنامهی جهانآرا تفاوتی نداشت. ایشان اکثر سوالات مربوط به دلایل رد صلاحیت برخی نامزدها، خصوصا شخص آقای «احمدینژاد» را جواب ندادند و از کنار آن عبور کردند. این درحالی است که بیشتر سوالات مربوط به عملکرد شورای محترم نگهبان در روزهای اخیر، حول محور تایید صلاحیت آقای روحانی، رد صلاحیت آقای احمدینژاد و رد صلاحیت آقای غرضی بوده است.
با این حال، شورای نگهبان وظیفهی مشخصی دارد و ما نیز همچون گذشته به وظیفهی ملی و اسلامی خویش عمل خواهیم کرد.
@NucLeader
🖥 ساعت مناظرههای انتخاباتی
🕓جمعه ۸ اردیبهشت | ساعت ۱۶ - اقتصادی
🕓جمعه ۱۵ اردیبهشت |ساعت ۱۶ - اجتماعی
🕙سه شنبه ۱۹ اردیبهشت | ساعت ۲۲ - سیاسی
@NucLeader
🕓جمعه ۸ اردیبهشت | ساعت ۱۶ - اقتصادی
🕓جمعه ۱۵ اردیبهشت |ساعت ۱۶ - اجتماعی
🕙سه شنبه ۱۹ اردیبهشت | ساعت ۲۲ - سیاسی
@NucLeader
Forwarded from پيام فضلىنژاد
چه کسی میتواند با سرمایهداری مبارزه کند؟
پخش زنده اينستگرام | فردا، ساعت ١٥/٣٠ | #دانشگاه_تهران، دانشكده حقوق
دومين سخنرانى #پيام_فضلی_نژاد پيرامون «فاجعه دولت سرمايه دارى»
@payamfazlinejad
پخش زنده اينستگرام | فردا، ساعت ١٥/٣٠ | #دانشگاه_تهران، دانشكده حقوق
دومين سخنرانى #پيام_فضلی_نژاد پيرامون «فاجعه دولت سرمايه دارى»
@payamfazlinejad
اول گفتند چرا از شهيد بهشتي مايه ميگذاريد، حالا اشبه به او شدند.
فقط نميدانم چه اشبهي است كه حضورش فعلا به نفع اسراييل است.
پ.ن: جروزالم پست گفته بهترين گزينه براي ما روحاني است.
@NucLeader
فقط نميدانم چه اشبهي است كه حضورش فعلا به نفع اسراييل است.
پ.ن: جروزالم پست گفته بهترين گزينه براي ما روحاني است.
@NucLeader
📂 کوتاه دربارهی آقای جنتی
راستش را بخواهید در ایام پیش از تایید و رد صلاحیتها (شما بخوانید احراز یک عده و نظر ندادن پیرامون سایرین) کانالهای متعددی که قبلا بابهانه و بیبهانه علیه آقای جنتی جوک میساختند را بالا و پایین کردم که یک فحشی، جوکی چیزی دربارهی ایشان، ادبیاتشان، فیلمی از سوتیهایشان یا دربارهی سنشان بخوانم، اما حتی یک مطلب هم ندیدم. جز یک عکس که زیرش به این مضمون نوشته بود حالا همهتان منتظر این هستید که احمدینژاد را رد صلاحیت کنم.
جوکهای اینچنینی خودجوش ساخته نمیشوند، یقهی هرکسی را هم نمیگیرند. از ابتدای انقلاب تا امروز کسانی تخریب شدند که پای آنچه باید بایستند، ایستادند و این انتخابات به خوبی این مسئله را نشان داد. آقای جنتی نشان داده در این چند سال هر چه شنیده، بهخاطر ایستادن بر سر مواضعش بوده. خدا او را برای انقلاب و اسلام حفظ کند و عاقبتش را چون اصحاب بدر و حنین کند.
پ.ن: نقدهایی به نحوه عملکرد شورای نگهبان پیرامون رد و تایید صلاحیت کاندیداها دارم، اما این مسئله ربطی به این نوشته ندارد.
@NucLeader
راستش را بخواهید در ایام پیش از تایید و رد صلاحیتها (شما بخوانید احراز یک عده و نظر ندادن پیرامون سایرین) کانالهای متعددی که قبلا بابهانه و بیبهانه علیه آقای جنتی جوک میساختند را بالا و پایین کردم که یک فحشی، جوکی چیزی دربارهی ایشان، ادبیاتشان، فیلمی از سوتیهایشان یا دربارهی سنشان بخوانم، اما حتی یک مطلب هم ندیدم. جز یک عکس که زیرش به این مضمون نوشته بود حالا همهتان منتظر این هستید که احمدینژاد را رد صلاحیت کنم.
جوکهای اینچنینی خودجوش ساخته نمیشوند، یقهی هرکسی را هم نمیگیرند. از ابتدای انقلاب تا امروز کسانی تخریب شدند که پای آنچه باید بایستند، ایستادند و این انتخابات به خوبی این مسئله را نشان داد. آقای جنتی نشان داده در این چند سال هر چه شنیده، بهخاطر ایستادن بر سر مواضعش بوده. خدا او را برای انقلاب و اسلام حفظ کند و عاقبتش را چون اصحاب بدر و حنین کند.
پ.ن: نقدهایی به نحوه عملکرد شورای نگهبان پیرامون رد و تایید صلاحیت کاندیداها دارم، اما این مسئله ربطی به این نوشته ندارد.
@NucLeader
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
«من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید»
این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همه ی قبایل به او ایمان آورده بودند، لکنت گرفته بود. آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند.
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از جایش بلند شده بود. آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کند. در گوشش گفته بود: «من برادر توام»، «انا اخوک» گفته بود فکرمی کنی من کیام؟فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من از آن سلطان ها که خیال می کنی نیستم.
«من اصلا پادشاه نیستم» «لیس بملک» من محمدم! . پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای. «من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید.» حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایه ی صحرانشین را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد.
آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود« هون علیک » « آسان بگیر، من برادرتم » مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید:
«عجب برادری دارم.»
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
«من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید»
این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همه ی قبایل به او ایمان آورده بودند، لکنت گرفته بود. آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند.
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از جایش بلند شده بود. آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کند. در گوشش گفته بود: «من برادر توام»، «انا اخوک» گفته بود فکرمی کنی من کیام؟فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من از آن سلطان ها که خیال می کنی نیستم.
«من اصلا پادشاه نیستم» «لیس بملک» من محمدم! . پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای. «من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید.» حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایه ی صحرانشین را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد.
آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود« هون علیک » « آسان بگیر، من برادرتم » مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید:
«عجب برادری دارم.»
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
راستی هم عجب برادری بود. یک برادر با کارهای عجیب و غریب؛ مثل دوستهای خجالتی. از آن ها که صداشان در نمی آید.
داشت می رفت مسجد. تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت. گفت: «من از تو طلبکارم، همین الان باید طلبم را بدهی.»
رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفت: اول اینکه از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی، دوم هم این که من پول همراهم نیست،بگذار رد شوم.
یهودی گفت: یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی.
رسول الله(صلی الله علیه و آله) گفت: درست نگاهم کن، تو از من طلبکار نیستی، ولی یهودی همینطور یکی به دو کرد و بعد هم با حضرتش گلاویز شد.
کوچه خلوت بود. کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید. آمدند پی اش. دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن پیغمبر پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده.
تا آمدند کاری کنند از دور بهشان اشاره کرد که نیایید،گفت: من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم.
رفیقش؟ منظورش همان رفیقی بود که با ردا او را میکشاند؟
چشمشان افتاد در چشم هم. یهودی گفت: بهت ایمان آوردم با این بزرگواری تو بیتردید پیغمبری.
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
راستی هم عجب برادری بود. یک برادر با کارهای عجیب و غریب؛ مثل دوستهای خجالتی. از آن ها که صداشان در نمی آید.
داشت می رفت مسجد. تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت. گفت: «من از تو طلبکارم، همین الان باید طلبم را بدهی.»
رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفت: اول اینکه از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی، دوم هم این که من پول همراهم نیست،بگذار رد شوم.
یهودی گفت: یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی.
رسول الله(صلی الله علیه و آله) گفت: درست نگاهم کن، تو از من طلبکار نیستی، ولی یهودی همینطور یکی به دو کرد و بعد هم با حضرتش گلاویز شد.
کوچه خلوت بود. کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید. آمدند پی اش. دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن پیغمبر پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده.
تا آمدند کاری کنند از دور بهشان اشاره کرد که نیایید،گفت: من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم.
رفیقش؟ منظورش همان رفیقی بود که با ردا او را میکشاند؟
چشمشان افتاد در چشم هم. یهودی گفت: بهت ایمان آوردم با این بزرگواری تو بیتردید پیغمبری.
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
یک دوست عجیب غریب که آن قدر برای دوستهایش دل می سوزاند که نزدیک است کار دست خودش بدهد. نزدیک است جان از تنش در بیاید.
خدا است که موعظه میکند: «تو قرار بود به گمراهی این مردم دل بسوزانی، به راهشان بیاوری، ولی قرار نبود دیگر از فکر اینها خودت را هلاک کنی.» «فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»1
تو قرار بود این ها را بیاوری توی راه ولی از قرار هم رفتی آن طرفتر. داری حرص می زنی.
پیغمبر و حرص؟ حرص می زنی گمشده ها را برگردانی به راه؟«حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم»2
1- کهف، آیة 6
2. توبه، آیة 128.
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
یک دوست عجیب غریب که آن قدر برای دوستهایش دل می سوزاند که نزدیک است کار دست خودش بدهد. نزدیک است جان از تنش در بیاید.
خدا است که موعظه میکند: «تو قرار بود به گمراهی این مردم دل بسوزانی، به راهشان بیاوری، ولی قرار نبود دیگر از فکر اینها خودت را هلاک کنی.» «فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»1
تو قرار بود این ها را بیاوری توی راه ولی از قرار هم رفتی آن طرفتر. داری حرص می زنی.
پیغمبر و حرص؟ حرص می زنی گمشده ها را برگردانی به راه؟«حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم»2
1- کهف، آیة 6
2. توبه، آیة 128.
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
وسط جنگ احد، همان جا که مردم گلوگاهی را که سپرده بود مراقبت کنند، رها کردند و تنهاش گذاشته بودند، پیشانی و دندانش را شکستند، همان جا توی همان حال، دلش شور میزند که نکند خدا اینها را نبخشد.
همان جا دست بلند می کند؛
خدایا! «قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمی دانند» اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون».
@NucLeader
وسط جنگ احد، همان جا که مردم گلوگاهی را که سپرده بود مراقبت کنند، رها کردند و تنهاش گذاشته بودند، پیشانی و دندانش را شکستند، همان جا توی همان حال، دلش شور میزند که نکند خدا اینها را نبخشد.
همان جا دست بلند می کند؛
خدایا! «قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمی دانند» اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون».
@NucLeader
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
از همه قشنگ تر حال و روز او را علی توصیف می کند. علی می گوید:
«رسول الله، یک طبیب دوره گرد بود»؛ دلش نمی آمد که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا و مریضها شرفیاب حضور بشوند؛ لوازم معالجه اش را برمی داشت راه می افتاد دور شهر؛ پی مریض ها. (طَبیبٌ دَوّارٌ بِطّبِه).1
چی با خودش برمی داشت؟
یک دستش «مرهم» می گرفت، یک دستش «وَسَم».
برای آنها که فقط زخم داشتند، مرهم می گذاشت، ولی بعضی ها دمل های چرکی داشتند. باید جراحی هم می کرد. «وسم» مال همین کار بود.
وسم، یعنی داغهایی که در قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.
علی می گوید:
«مرهم هایش کاری بودند؛ اثر داشتند (أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ)2؛ وسم هایش هم حسابی بودند (وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ)3
1و2و3نهج البلاغه، خطبه 180
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
از همه قشنگ تر حال و روز او را علی توصیف می کند. علی می گوید:
«رسول الله، یک طبیب دوره گرد بود»؛ دلش نمی آمد که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا و مریضها شرفیاب حضور بشوند؛ لوازم معالجه اش را برمی داشت راه می افتاد دور شهر؛ پی مریض ها. (طَبیبٌ دَوّارٌ بِطّبِه).1
چی با خودش برمی داشت؟
یک دستش «مرهم» می گرفت، یک دستش «وَسَم».
برای آنها که فقط زخم داشتند، مرهم می گذاشت، ولی بعضی ها دمل های چرکی داشتند. باید جراحی هم می کرد. «وسم» مال همین کار بود.
وسم، یعنی داغهایی که در قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.
علی می گوید:
«مرهم هایش کاری بودند؛ اثر داشتند (أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ)2؛ وسم هایش هم حسابی بودند (وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ)3
1و2و3نهج البلاغه، خطبه 180
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
🌺 «من برادرتوام، پادشاه نیستم»🌺
اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته، ولی الان یک جملهی قشنگتر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید. آن هم توصیف خداست از او:
«یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است» (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ).1
آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازه ی من سختی نکشید».
حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی، نسبت به بقیه ی پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف سنگش زدند. در اُحد هم پیشانی و دندانش را شکستند.
بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند، ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون، اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، برای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد». این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده!
اندازه ی نادانی و غل و زنجیرهایی که همه ی ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.
آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد و بعد گفت: «چه اخلاق شگرفی داری» (إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ).2 انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد... .
1- توبه آیه 128
2- قلم آیه 4
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته، ولی الان یک جملهی قشنگتر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید. آن هم توصیف خداست از او:
«یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است» (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ).1
آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازه ی من سختی نکشید».
حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی، نسبت به بقیه ی پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف سنگش زدند. در اُحد هم پیشانی و دندانش را شکستند.
بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند، ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون، اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، برای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد». این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده!
اندازه ی نادانی و غل و زنجیرهایی که همه ی ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.
آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد و بعد گفت: «چه اخلاق شگرفی داری» (إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ).2 انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد... .
1- توبه آیه 128
2- قلم آیه 4
@NucLeader
کتاب خدا خانه دارد، نوشته فاطمه شهیدی
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»
مبعث پیامبر مهربان اسلام حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم مبارک باد.
@NucLeader
مبعث پیامبر مهربان اسلام حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم مبارک باد.
@NucLeader
Audio
یک چکه ماه افتاده بر ياد تو و وقت سحر
اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان حلوای تر
تو مير عشقی عاشقان بسيار داری
پيغمبری با جان عاشق کار داری
@NucLeader
اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان حلوای تر
تو مير عشقی عاشقان بسيار داری
پيغمبری با جان عاشق کار داری
@NucLeader
Forwarded from رادیو تاکسیــدرمی
سلام
به مناسبت روز ارتش (البته با یک هفته تاخیر) کمی درباره مظلومیت این قشر زحمت کش و بی ادعا!
http://taxi1.blog.ir/post/21
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin
به مناسبت روز ارتش (البته با یک هفته تاخیر) کمی درباره مظلومیت این قشر زحمت کش و بی ادعا!
http://taxi1.blog.ir/post/21
ارتباط با من
@taxi_dermi_admin