Forwarded from Nasrollah.ir نصرالله.آیآر
سید حسن نصرالله:
[میگویند] به خدا خانهمان کوچک است. مگر خانهی فاطمه چقدر بود؟ خانهاش چگونه بود؟ اسباب خانهاش چه بود؟ خورد و خوراکشان چگونه بود؟ معیشتشان چطور بود؟ همین داستانی که در سورهی انسان در قرآن میخوانیم. سه روز چیزی نداشتند که با آن افطار کنند جز یک نان جو و آب. اینها اهل بیت پیامبر، حاکم شهر و حاکم آن روز امت بودند. این همان الگویی است که به آن نیازمندیم. خب، ما امروز واقعا نیازمند فرهنگ قناعت هستیم؛ فرهنگی که خانم فاطمه در بالاترین مرتبهی آن بودند. قناعت در زندگی. مدام میخواهیم [زندگیهایمان را] توسعه دهیم و توسعه دهیم. اگر خدا به کسی داد، مشکلی ندارد اما به خودمان و همسرانمان چیزی را تحمیل نکنیم. ممکن است با این تحمیلها آنان را به کار حرام، دزدی، مزدوری یا خیانت برای به دست آوردن پول وادار کنیم؛ فقط برای برآورده کردن خواستههای زنانشان.
http://Nasrollah.ir/?speech=951228
@nasrollahir
[میگویند] به خدا خانهمان کوچک است. مگر خانهی فاطمه چقدر بود؟ خانهاش چگونه بود؟ اسباب خانهاش چه بود؟ خورد و خوراکشان چگونه بود؟ معیشتشان چطور بود؟ همین داستانی که در سورهی انسان در قرآن میخوانیم. سه روز چیزی نداشتند که با آن افطار کنند جز یک نان جو و آب. اینها اهل بیت پیامبر، حاکم شهر و حاکم آن روز امت بودند. این همان الگویی است که به آن نیازمندیم. خب، ما امروز واقعا نیازمند فرهنگ قناعت هستیم؛ فرهنگی که خانم فاطمه در بالاترین مرتبهی آن بودند. قناعت در زندگی. مدام میخواهیم [زندگیهایمان را] توسعه دهیم و توسعه دهیم. اگر خدا به کسی داد، مشکلی ندارد اما به خودمان و همسرانمان چیزی را تحمیل نکنیم. ممکن است با این تحمیلها آنان را به کار حرام، دزدی، مزدوری یا خیانت برای به دست آوردن پول وادار کنیم؛ فقط برای برآورده کردن خواستههای زنانشان.
http://Nasrollah.ir/?speech=951228
@nasrollahir
⭕️ ویژه برنامه عید در تلویزیون
چند عدد بازیگر دعوت میشوند و آنها هم بیمزهترین خاطرات شخصی زندگیشان را تعریف میکنند.
بعد چند کلمهای دربارهی #بیشعوری بعضی #مردم_نماها که توی اکانت شبکه مجازیشون ریختند و فحش دادند میگویند و گله میکنند و نهایتا صحبت را دربارهی جهانبینی خودشان از همهچیز با نگاهی شبیه به «اصلا سینما بزرگترین دغدغهی بشری است» تمام میکنند.
بعد هم نوبت به چند خواننده که اولین اثر کاریشان را خیلی اتفاقی در تلویزیون میخوانند میشود و این وسط اگر شانس خوبی داشته باشیم و مجری برنامه آدمی مثل «احسان علیخانی» یا کسی شبیه به او باشد، خوانندههای محبوب وطنی هم میآیند، میخوانند و صحبتی هم دربارهی خودشان میکنند.
بعد باز این چرخهی فاخر با حضور چند بازیگر دیگر تکرار میشود و اگر خانمهای بازیگر هم حضور پیدا کنند، میتوانید به غیر از «کلوزآپ» چند نمای بازتر و حتی «لانگ شات» سینمایی هم ببینید.
این وسط در برنامهای مثل «سه ستاره» افاضاتی هم از همین قماش دربارهی اهمیت حضور زنان در جامعه و اولویت کار کردن آنها در بیرون از منزل میشنوید. مثل همان چند ورزشکار خانم که گفتند ما در خانه وقت غذا درست کردن هم نداریم.
یا مثلا در ویژه برنامهای که عموپورنگ برای شبکه 2 ترتیب داده، کلیپی با صدای خوانندهای پخش میشود که خیلی اتفاقی بازخوانی یکی از آهنگهای «دلکش» است!
در صدا و سیمای بیبرنامه، بیتاثیر و به اصطلاح خودمانی درپیت اگر یک روز باشد که مخاطب زیادی پای تلویزیون بنشیند، همین امروز است.
نمیگویم یک آقایی را بیاوریم بنشیند و سخنرانی کند یا خوانندهای برایمان آواز نخواند.
حرف این است که صدا و سیما برنامه ندارد، فرهنگ نمیسازد، حرفهای استراتژیک نظام را بیان نمیکند و حتی مخاطبش را سرگرم هم نمیکند. لابد به خیال خودش دارد با «من و تو»، «جم تیوی» و «بیبیسی فارسی» هم رقابت میکند.
چه مسخره!
@NuCleader
چند عدد بازیگر دعوت میشوند و آنها هم بیمزهترین خاطرات شخصی زندگیشان را تعریف میکنند.
بعد چند کلمهای دربارهی #بیشعوری بعضی #مردم_نماها که توی اکانت شبکه مجازیشون ریختند و فحش دادند میگویند و گله میکنند و نهایتا صحبت را دربارهی جهانبینی خودشان از همهچیز با نگاهی شبیه به «اصلا سینما بزرگترین دغدغهی بشری است» تمام میکنند.
بعد هم نوبت به چند خواننده که اولین اثر کاریشان را خیلی اتفاقی در تلویزیون میخوانند میشود و این وسط اگر شانس خوبی داشته باشیم و مجری برنامه آدمی مثل «احسان علیخانی» یا کسی شبیه به او باشد، خوانندههای محبوب وطنی هم میآیند، میخوانند و صحبتی هم دربارهی خودشان میکنند.
بعد باز این چرخهی فاخر با حضور چند بازیگر دیگر تکرار میشود و اگر خانمهای بازیگر هم حضور پیدا کنند، میتوانید به غیر از «کلوزآپ» چند نمای بازتر و حتی «لانگ شات» سینمایی هم ببینید.
این وسط در برنامهای مثل «سه ستاره» افاضاتی هم از همین قماش دربارهی اهمیت حضور زنان در جامعه و اولویت کار کردن آنها در بیرون از منزل میشنوید. مثل همان چند ورزشکار خانم که گفتند ما در خانه وقت غذا درست کردن هم نداریم.
یا مثلا در ویژه برنامهای که عموپورنگ برای شبکه 2 ترتیب داده، کلیپی با صدای خوانندهای پخش میشود که خیلی اتفاقی بازخوانی یکی از آهنگهای «دلکش» است!
در صدا و سیمای بیبرنامه، بیتاثیر و به اصطلاح خودمانی درپیت اگر یک روز باشد که مخاطب زیادی پای تلویزیون بنشیند، همین امروز است.
نمیگویم یک آقایی را بیاوریم بنشیند و سخنرانی کند یا خوانندهای برایمان آواز نخواند.
حرف این است که صدا و سیما برنامه ندارد، فرهنگ نمیسازد، حرفهای استراتژیک نظام را بیان نمیکند و حتی مخاطبش را سرگرم هم نمیکند. لابد به خیال خودش دارد با «من و تو»، «جم تیوی» و «بیبیسی فارسی» هم رقابت میکند.
چه مسخره!
@NuCleader
⭕️ رابطه ولی با مردم
بسیاری از ما هنوز رابطهی ولی با مردم یا به تعبیر شهید همت «امامت و امت» را درنیافتیم.
یا بعضی از این طرف بام میافتند و این رابطه را «پدر و پسری» معنی میکنند و نمیفهمند که ولایت و ولیفقیه مرتبهای بلند دارد که جای پسرخاله بازی نیست و گروهی هم از آن طرف افتادهاند و این رابطه را مثل رابطهی شاه با مردم میگیرند.
در این دو دیدگاه غلط است که سعی میشود «رهبر معظم انقلاب» به «مقام رهبری» تبدیل شود و یا مثلا برای دیدار مردمی از لفظ «خدمت رسیدن» و یا «شرفیاب شدن» و یا حتی مثلا «ایشان فرمودند» -که البته امروز خیلی ان کارکرد را ندارد- استفاده شود. یا اینکه این دیدگاه غلط کار را به آنجا میکشاند که «امر رهبر» را موازی یک پیشنهاد میگیرند و خیلی برایشان اهمیتی ندارد که برای تحققش تلاش کنند.
رهبر انقلاب نه شاه است و نه پدر -منظور پدر امت بودن نیست، منظور رابطهی پدری است- او «امامت» امت را برعهده دارد، یعنی جایگاهی بلندمرتبه و رفیع، اما همراه با مردم که با آنهاست، نه بر آنها. همراه است، همیار است، کنار آنها است و اسمش روی اوست؛ یعنی راهبری میکند.
کاش این را متوجه شویم و از هر دو دیدگاه غلط فاصله بگیریم.
@NucLeader
بسیاری از ما هنوز رابطهی ولی با مردم یا به تعبیر شهید همت «امامت و امت» را درنیافتیم.
یا بعضی از این طرف بام میافتند و این رابطه را «پدر و پسری» معنی میکنند و نمیفهمند که ولایت و ولیفقیه مرتبهای بلند دارد که جای پسرخاله بازی نیست و گروهی هم از آن طرف افتادهاند و این رابطه را مثل رابطهی شاه با مردم میگیرند.
در این دو دیدگاه غلط است که سعی میشود «رهبر معظم انقلاب» به «مقام رهبری» تبدیل شود و یا مثلا برای دیدار مردمی از لفظ «خدمت رسیدن» و یا «شرفیاب شدن» و یا حتی مثلا «ایشان فرمودند» -که البته امروز خیلی ان کارکرد را ندارد- استفاده شود. یا اینکه این دیدگاه غلط کار را به آنجا میکشاند که «امر رهبر» را موازی یک پیشنهاد میگیرند و خیلی برایشان اهمیتی ندارد که برای تحققش تلاش کنند.
رهبر انقلاب نه شاه است و نه پدر -منظور پدر امت بودن نیست، منظور رابطهی پدری است- او «امامت» امت را برعهده دارد، یعنی جایگاهی بلندمرتبه و رفیع، اما همراه با مردم که با آنهاست، نه بر آنها. همراه است، همیار است، کنار آنها است و اسمش روی اوست؛ یعنی راهبری میکند.
کاش این را متوجه شویم و از هر دو دیدگاه غلط فاصله بگیریم.
@NucLeader
Forwarded from نقد سينما
⭕️اصغرفرهادی در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی هاآرتص:
(در مورد رابطه ایران و اسرائیل) تنها امید من، به مردم است، نه سیاست مداران [!]
#اسکار_تعلق_میگیرد_به...
🎬. @MovieReviewMag
(در مورد رابطه ایران و اسرائیل) تنها امید من، به مردم است، نه سیاست مداران [!]
#اسکار_تعلق_میگیرد_به...
🎬. @MovieReviewMag
Forwarded from نقد سينما
⭕️ فارس | روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» این هفته مصاحبهای را منتشر کرد که میگوید از «اصغر فرهادی» کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار گرفته است.
در این مصاحبه که به نوشته هاآرتص در حاشیه جشنواره کن در ماه می سال گذشته میلادی انجام گرفته، خبرنگار که به صراحت عنوان کرده اسرائیلی است، علاوه بر مسائل مربوط به فیلمهای آقای فرهادی، از وی در مورد مسائل سیاسی هم سوال کرده است.
⭕️این کارگردان ایرانی در پاسخ به این سوال که «چطور باید مشکل میان اسرائیل و ایران را حل کرد»، گفته است: «سیاستمداران نمیخواهند مسئله را حل کنند، چون [در آن صورت] چیزهای زیادی را از دست میدهند. تنها امید من، به مردم است، نه سیاستمداران.»
⭕️او در جواب خبرنگار اسرائیلی که میگوید امید چندانی به مردم ندارد، گفت: «چون آنها [مردم]، تحت تأثیر رسانهها و سیاستمداران هستند. سیاستمداران هراس میاندازند تا برای مشروعیت خود زمینه ایجاد کنند و متأسفانه تا الان هم موفق بودهاند.»
نهایتا آقای فرهادی در پاسخ به این سوال که مثلا منظورش «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی است، گفت: «ما هم خودمان [محمود] احمدی نژاد (رئیسجمهور سابق ایران) را داشتیم.»
🎬. @MovieReviewMag
در این مصاحبه که به نوشته هاآرتص در حاشیه جشنواره کن در ماه می سال گذشته میلادی انجام گرفته، خبرنگار که به صراحت عنوان کرده اسرائیلی است، علاوه بر مسائل مربوط به فیلمهای آقای فرهادی، از وی در مورد مسائل سیاسی هم سوال کرده است.
⭕️این کارگردان ایرانی در پاسخ به این سوال که «چطور باید مشکل میان اسرائیل و ایران را حل کرد»، گفته است: «سیاستمداران نمیخواهند مسئله را حل کنند، چون [در آن صورت] چیزهای زیادی را از دست میدهند. تنها امید من، به مردم است، نه سیاستمداران.»
⭕️او در جواب خبرنگار اسرائیلی که میگوید امید چندانی به مردم ندارد، گفت: «چون آنها [مردم]، تحت تأثیر رسانهها و سیاستمداران هستند. سیاستمداران هراس میاندازند تا برای مشروعیت خود زمینه ایجاد کنند و متأسفانه تا الان هم موفق بودهاند.»
نهایتا آقای فرهادی در پاسخ به این سوال که مثلا منظورش «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی است، گفت: «ما هم خودمان [محمود] احمدی نژاد (رئیسجمهور سابق ایران) را داشتیم.»
🎬. @MovieReviewMag
✅ چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟
«اصغر فرهادی» در مصاحبهی اخیرش با «هاآرتص» به حامیان داخلیش، خصوصا آنها که میخواستند «اسلام را با چهرهی رحمانیش، ایران را با چهرهی عقلانیش، انقلاب را با چهرهی انسانیش و نظام را با چهرهی عاطفیش» نشان دهند، تیر خلاص را شلیک کرد.
فرهادی نمونهی سرمایهگذاری مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی و به صورت ویژه دولت یازدهم است. دولتی که در رأس آن رییس جمهور کشور و وزیران آن بارها نه فقط جایگاه خود که نظام را برای این کارگردان هزینه کردند تا نهایتا در اسکاری سیاسی- فرهنگی که هم بهترین اثر مستندش را معارضین سوری ساخته بودند و هم بهترین فیلم بلند سینماییش از آن همجنسبازها شده بود، مجسمهای بگیرند و به خیال خودشان کار فرهنگی کنند.
هنوز نمیدانم کدام عقل سلیمی باور میکند که نظام ایالات متحدهی آمریکا که نمونهای از تفکر غربی محسوب میشود، از سبک زندگی تا تفکر، فلسفه، سیاست، دین و مسائل اجتماعی با ایران اسلامی دشمنی کند، اما در عرصهی فرهنگی به چیزی جایزه بدهد که بر فرض مثال و با سادهلوحانهترین نگاه، رنگ بیتفاوتی و انساندوستانه به آدمهای جهان دارد.
فرهادی در مصاحبهی جدیدش نه به جمهوری اسلامی تکهپرانی کرده و نه به ترامپ فحش داده است. او یکجور بیانیهی سیاسی خوانده است. حکومت را جدای از مردم میداند و معتقد است باید مردم به اصلاح رابطه با اسراییل فکر کنند.
این نگاه در خوشبینانهترین حالت دچار توهم انترناسیونال شده. گمان میکند که به مرزها تعلقی ندارد و حالا باید جهانی فکر کند و در این جهانی فکر کردن حتی سادهترین مسائل را هم لحاظ نمیکند.
این که اسراییل کشور نیست، یک رژیم غاصب است و این را با هر دید آزاداندیشانهای میتوان فهمید. این که اسراییل «مردم» ندارد؛ یعنی به این دلیل که جایی را غصب کرده و مردمی را از کشورهایی به این مکان آورده که بومی نیستند و اصلا جایی ندارند که بخواهند مردم آنجا باشند.
کاش یک روز فرهنگ کشور دست کسانی بیوفتد که پای انقلاب اسلامی بایستند و از آبروی خودشان برای ان هزینه کنند؛ ولو اینکه بدنام شوند یا... آنها به عهد خود وفا کنند و دل به آدمهای بیهویتی مثل فرهادی و شجریان نبندند.
لینک کامل مصاحبهی فرهادی با هاآرتص:
http://www.haaretz.com/israel-news/.premium-1.778451
@NucLeader
«اصغر فرهادی» در مصاحبهی اخیرش با «هاآرتص» به حامیان داخلیش، خصوصا آنها که میخواستند «اسلام را با چهرهی رحمانیش، ایران را با چهرهی عقلانیش، انقلاب را با چهرهی انسانیش و نظام را با چهرهی عاطفیش» نشان دهند، تیر خلاص را شلیک کرد.
فرهادی نمونهی سرمایهگذاری مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی و به صورت ویژه دولت یازدهم است. دولتی که در رأس آن رییس جمهور کشور و وزیران آن بارها نه فقط جایگاه خود که نظام را برای این کارگردان هزینه کردند تا نهایتا در اسکاری سیاسی- فرهنگی که هم بهترین اثر مستندش را معارضین سوری ساخته بودند و هم بهترین فیلم بلند سینماییش از آن همجنسبازها شده بود، مجسمهای بگیرند و به خیال خودشان کار فرهنگی کنند.
هنوز نمیدانم کدام عقل سلیمی باور میکند که نظام ایالات متحدهی آمریکا که نمونهای از تفکر غربی محسوب میشود، از سبک زندگی تا تفکر، فلسفه، سیاست، دین و مسائل اجتماعی با ایران اسلامی دشمنی کند، اما در عرصهی فرهنگی به چیزی جایزه بدهد که بر فرض مثال و با سادهلوحانهترین نگاه، رنگ بیتفاوتی و انساندوستانه به آدمهای جهان دارد.
فرهادی در مصاحبهی جدیدش نه به جمهوری اسلامی تکهپرانی کرده و نه به ترامپ فحش داده است. او یکجور بیانیهی سیاسی خوانده است. حکومت را جدای از مردم میداند و معتقد است باید مردم به اصلاح رابطه با اسراییل فکر کنند.
این نگاه در خوشبینانهترین حالت دچار توهم انترناسیونال شده. گمان میکند که به مرزها تعلقی ندارد و حالا باید جهانی فکر کند و در این جهانی فکر کردن حتی سادهترین مسائل را هم لحاظ نمیکند.
این که اسراییل کشور نیست، یک رژیم غاصب است و این را با هر دید آزاداندیشانهای میتوان فهمید. این که اسراییل «مردم» ندارد؛ یعنی به این دلیل که جایی را غصب کرده و مردمی را از کشورهایی به این مکان آورده که بومی نیستند و اصلا جایی ندارند که بخواهند مردم آنجا باشند.
کاش یک روز فرهنگ کشور دست کسانی بیوفتد که پای انقلاب اسلامی بایستند و از آبروی خودشان برای ان هزینه کنند؛ ولو اینکه بدنام شوند یا... آنها به عهد خود وفا کنند و دل به آدمهای بیهویتی مثل فرهادی و شجریان نبندند.
لینک کامل مصاحبهی فرهادی با هاآرتص:
http://www.haaretz.com/israel-news/.premium-1.778451
@NucLeader
|نیوکلیدر|
✅ چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟ «اصغر فرهادی» در مصاحبهی اخیرش با «هاآرتص» به حامیان داخلیش، خصوصا آنها که میخواستند «اسلام را با چهرهی رحمانیش، ایران را با چهرهی عقلانیش، انقلاب را با چهرهی انسانیش و نظام را با چهرهی عاطفیش» نشان دهند، تیر خلاص…
دفتر فیلمسازی اصغر فرهادی درباره مصاحبه منتشر شده گفته است که نمیدانسته سوال کننده از روزنامه اسراییل است و این پاسخ را داده است.
اولا هویت روزنامه، مسئلهی ثانی است و صحبت او دربارهی رابطهی ایران و اسراییل اصل ماجرا است و دیگر اینکه آیا موقع اکران فیلم در اسراییل هم نمیدانستند جایی که فیلم پخش میشود کجاست؟
اولا هویت روزنامه، مسئلهی ثانی است و صحبت او دربارهی رابطهی ایران و اسراییل اصل ماجرا است و دیگر اینکه آیا موقع اکران فیلم در اسراییل هم نمیدانستند جایی که فیلم پخش میشود کجاست؟
✅ بر فراز «ستیغ ارهای»
✏️ یادداشتی دربارهی فیلم Hacksaw Ridge ساختهی مل گیبسون
ستیغارهای شعار میدهد، اما خیلی خوب از پس این کار برآمده است. فیلم شعار میدهد، اما شعاری نیست. کارگردان عقاید مذهبیش را به شکل محسوسی در فیلم میگنجاند، اما این عقاید به فیلم سوار نشده، بلکه جزئی از روح فیلم است.
مل گیبسون کارگردانی مذهبی است و عالم را از دریچهی عقاید خودش میبیند. او در «Hacksaw Ridge» داستان سربازی از ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم را روایت میکند که طبق عقاید مسیحیش، شلیک با تفنگ و کشتن آدمها را نادرست میداند، اما عاشق خدمت به ایالات متحده آمریکا است.
«دزموند داس» که گفته میشود فیلم بر اساس داستان حقیقی زندگی او ساخته شده، از هیچ چیز نمیهراسد. آمریکا را دوست دارد، به خاطر بیتفاوتیش نسبت به اسلحه، در برابر همهی مقامات نیروی نظامی این کشور میایستد، به زندان میافتد، اذیت میشود، مورد تمسخر قرار میگیرد، اما بالاخره پیروز و سربلند بیرون میآید.
وقتی او و همقطارانش به ستیغارهای -که دو گردان مهم ارتش آمریکا در آن شکست خوردند- میرسند، مقاومت میکنند و دزموند بدون اسلحه میایستد و با قدرت، چابکی و توانایی که دارد، 70 نفر از دوستانش را نجات میدهد تا ارتش آمریکا پیروز شود.
❎ ورای داستان مهیج و ساخت بینظیر فیلم، آنچه که باعث تحسین مل گیبسون میشود، نگاه او به مسئله جنگ و میهنپرستی است.
باوجود اینکه ساخت فیلم ضدجنگ برای جنگ هشت ساله ما -که جهادی مقدس در برابر دشمنی باطل بود- امری مذموم و ناپسند است، با این حال کاش کارگردانهای وطنی آنقدر میهنپرست و باشرافت بودند که ساخت فیلم ضدجنگ را هم از آدمهایی مثل مل گیبسون میآموختند.
هر چند شخصیت اصلی فیلم او کسی است که از شلیک با اسلحه کنارهگیری میکند و تا پای جان پای این اعتقاد خویش ایستاده است، اما سایر شخصیتهای ارتش آمریکا که اسلحه به دست میگیرند خائن نشان داده نمیشوند. هم «دزموند» قهرمان است و هم سایر سربازان آمریکایی.
برخلاف فیلم «ملکه» که سربازان عراقی را بیگناه و بیچاره نشان داده و نیروهای ایرانی را هم مقصر میداند، مل گیبسون از ارزش ارتش آمریکا و سربازانش کم نمیکند، به سربازان ژاپنی با ترحم نگاه نكرده و تصویری از ایشان به مخاطب ارائه میکند که او نیز از وحشیگری و بیصفتی سربازان ژاپنی متنفر شود.
⭕️ مل گیبسون با شخصیت اصلیش شعار ضدجنگ میدهد، اما جنگ سایر کاراکترهای فیلم را سلحشورانه به تصویر میکشد. دشمن را آدمهای کثیفی نشان میدهد که باید آنها را کشت. در دفاع از آمریکا شک نمیکند و کسی را به شک نمیاندازد، خودی را نمیزند، آمریکایی را مقصر نمیداند و حتی کشتن دشمن را هم در اوج میهنپرستی قاب میبندد.
فیلم او نمونهی بینظیری از یک وطنپرست آمریکایی است که با هالیوود و هالیوودیها هم خیلی میانهی خوبی ندارد.
ستیغ ارهای از آن فیلمهایی است که در تاریخ سینما میماند. فیلمی با صحنههای بدیع، سلحشورانه و سینمایی با یک کارگردانی بینظیر
❗️ یک بار این فیلم و «فروشنده» آقای فرهادی را باهم ببینید و بعد فکر کنید طبق این دو تصویر دوست داشتید ایرانی باشید یا آمریکایی!
@NucLeader
✏️ یادداشتی دربارهی فیلم Hacksaw Ridge ساختهی مل گیبسون
ستیغارهای شعار میدهد، اما خیلی خوب از پس این کار برآمده است. فیلم شعار میدهد، اما شعاری نیست. کارگردان عقاید مذهبیش را به شکل محسوسی در فیلم میگنجاند، اما این عقاید به فیلم سوار نشده، بلکه جزئی از روح فیلم است.
مل گیبسون کارگردانی مذهبی است و عالم را از دریچهی عقاید خودش میبیند. او در «Hacksaw Ridge» داستان سربازی از ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم را روایت میکند که طبق عقاید مسیحیش، شلیک با تفنگ و کشتن آدمها را نادرست میداند، اما عاشق خدمت به ایالات متحده آمریکا است.
«دزموند داس» که گفته میشود فیلم بر اساس داستان حقیقی زندگی او ساخته شده، از هیچ چیز نمیهراسد. آمریکا را دوست دارد، به خاطر بیتفاوتیش نسبت به اسلحه، در برابر همهی مقامات نیروی نظامی این کشور میایستد، به زندان میافتد، اذیت میشود، مورد تمسخر قرار میگیرد، اما بالاخره پیروز و سربلند بیرون میآید.
وقتی او و همقطارانش به ستیغارهای -که دو گردان مهم ارتش آمریکا در آن شکست خوردند- میرسند، مقاومت میکنند و دزموند بدون اسلحه میایستد و با قدرت، چابکی و توانایی که دارد، 70 نفر از دوستانش را نجات میدهد تا ارتش آمریکا پیروز شود.
❎ ورای داستان مهیج و ساخت بینظیر فیلم، آنچه که باعث تحسین مل گیبسون میشود، نگاه او به مسئله جنگ و میهنپرستی است.
باوجود اینکه ساخت فیلم ضدجنگ برای جنگ هشت ساله ما -که جهادی مقدس در برابر دشمنی باطل بود- امری مذموم و ناپسند است، با این حال کاش کارگردانهای وطنی آنقدر میهنپرست و باشرافت بودند که ساخت فیلم ضدجنگ را هم از آدمهایی مثل مل گیبسون میآموختند.
هر چند شخصیت اصلی فیلم او کسی است که از شلیک با اسلحه کنارهگیری میکند و تا پای جان پای این اعتقاد خویش ایستاده است، اما سایر شخصیتهای ارتش آمریکا که اسلحه به دست میگیرند خائن نشان داده نمیشوند. هم «دزموند» قهرمان است و هم سایر سربازان آمریکایی.
برخلاف فیلم «ملکه» که سربازان عراقی را بیگناه و بیچاره نشان داده و نیروهای ایرانی را هم مقصر میداند، مل گیبسون از ارزش ارتش آمریکا و سربازانش کم نمیکند، به سربازان ژاپنی با ترحم نگاه نكرده و تصویری از ایشان به مخاطب ارائه میکند که او نیز از وحشیگری و بیصفتی سربازان ژاپنی متنفر شود.
⭕️ مل گیبسون با شخصیت اصلیش شعار ضدجنگ میدهد، اما جنگ سایر کاراکترهای فیلم را سلحشورانه به تصویر میکشد. دشمن را آدمهای کثیفی نشان میدهد که باید آنها را کشت. در دفاع از آمریکا شک نمیکند و کسی را به شک نمیاندازد، خودی را نمیزند، آمریکایی را مقصر نمیداند و حتی کشتن دشمن را هم در اوج میهنپرستی قاب میبندد.
فیلم او نمونهی بینظیری از یک وطنپرست آمریکایی است که با هالیوود و هالیوودیها هم خیلی میانهی خوبی ندارد.
ستیغ ارهای از آن فیلمهایی است که در تاریخ سینما میماند. فیلمی با صحنههای بدیع، سلحشورانه و سینمایی با یک کارگردانی بینظیر
❗️ یک بار این فیلم و «فروشنده» آقای فرهادی را باهم ببینید و بعد فکر کنید طبق این دو تصویر دوست داشتید ایرانی باشید یا آمریکایی!
@NucLeader
عیدانه| علیرضا عصار
آهنگ زیبای «عیدانه» از «علیرضا عصار»
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
#مولوی
@NucLeader
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
#مولوی
@NucLeader
⭕️ فروردین و اردیبهشت
احمدینژاد و دارودسته
حسن روحانی و تیم خسته
و...
انتخابات نزدیک است و ما همچنان منتظر گزینهی سومی انقلابی که نه آخوند لیبرال باشد و نه جاهل متنسک. انقلابی باشد و باتقوا، مدیر باشد و اهل علم و عمل. طلبه یا غیرطلبه هم فرقی ندارد...
«سید» اگر باشد بهتر! 😁
@NucLeader
احمدینژاد و دارودسته
حسن روحانی و تیم خسته
و...
انتخابات نزدیک است و ما همچنان منتظر گزینهی سومی انقلابی که نه آخوند لیبرال باشد و نه جاهل متنسک. انقلابی باشد و باتقوا، مدیر باشد و اهل علم و عمل. طلبه یا غیرطلبه هم فرقی ندارد...
«سید» اگر باشد بهتر! 😁
@NucLeader
|#رویداد|
متن نامه عزل امام به آیتالله منتظری در تاریخ 6 فروردین 1368
👇👇
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=196
@NucLeader
متن نامه عزل امام به آیتالله منتظری در تاریخ 6 فروردین 1368
👇👇
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=196
@NucLeader
|نیوکلیدر|
|#رویداد| متن نامه عزل امام به آیتالله منتظری در تاریخ 6 فروردین 1368 👇👇 http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=196 @NucLeader
یقینا شما عزیزان هم این نامه رو بارها خوندید.
هر بار که ماجراهای این نامه رو میخونم، مسائل جدیدی پیدا میکنم که عموما هم در خاطرات و مصاحبههای منتشر شده است.
پیشنهاد میکنم مصاحبهی مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در سالهای اخیر در مورد عزل اقای منتظری، خاطرات ایشان در کتاب خاطرات مربوطه، خاطرهی آیتالله ریشهری در کتاب «سنجه انصاف» پیرامون عزل ایشان و همچنین صحبتهای اقایان محمدی گیلانی و ابراهیم امینی را در این خصوص بخونید.
چیزی که بیشتر از همه برای من جالبه، این مسئله است که آقای میرحسین موسوی دستور جمعآوری عکس آقای منتظری رو از تمام ارگانها و مراکز عمومی دادند. (هرچند طبق گفته ایشان، دستور جمعآوری تصاویر توسط امام صادر شده است). این برخورد فارغ از درست یا غلط بودنش همین کاری است که امروز در مورد همین اقایان از جمله اقای خاتمی انجام میشه و امروز گله میکنند که چرا پخش تصویر ایشان ممنوع است.
اصولا وقتی تاریخ انقلاب رو بررسی میکنیم، بسیاری از مسائلی که این جماعت نسبت بهش معترضند، توسط خودشون ایجاد شده است.
@NucLeader
هر بار که ماجراهای این نامه رو میخونم، مسائل جدیدی پیدا میکنم که عموما هم در خاطرات و مصاحبههای منتشر شده است.
پیشنهاد میکنم مصاحبهی مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در سالهای اخیر در مورد عزل اقای منتظری، خاطرات ایشان در کتاب خاطرات مربوطه، خاطرهی آیتالله ریشهری در کتاب «سنجه انصاف» پیرامون عزل ایشان و همچنین صحبتهای اقایان محمدی گیلانی و ابراهیم امینی را در این خصوص بخونید.
چیزی که بیشتر از همه برای من جالبه، این مسئله است که آقای میرحسین موسوی دستور جمعآوری عکس آقای منتظری رو از تمام ارگانها و مراکز عمومی دادند. (هرچند طبق گفته ایشان، دستور جمعآوری تصاویر توسط امام صادر شده است). این برخورد فارغ از درست یا غلط بودنش همین کاری است که امروز در مورد همین اقایان از جمله اقای خاتمی انجام میشه و امروز گله میکنند که چرا پخش تصویر ایشان ممنوع است.
اصولا وقتی تاریخ انقلاب رو بررسی میکنیم، بسیاری از مسائلی که این جماعت نسبت بهش معترضند، توسط خودشون ایجاد شده است.
@NucLeader
تصویر دستور جمعآوری تصاویر آقای منتظری در سراسر کشور توسط آقای «میرحسین موسوی»، نخست وزیر وقت.
@NucLeader
@NucLeader
✅ خاطره ای از آیتالله محمدی گیلانی دربارهی عزل اقای منتظری
يک روز قبل از مطرح شدن قائممقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان (۲۵/۴/۱۳۶۴)، من ضمن تماس با دفتر امام رحمتاللهعليه کتباً از ايشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذي نوشتم مطلبي واجب و ضروري است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم. امام اجازه دادند خدمتشان رسيدم.
من به آقاي منتظري ارادت دارم؛ خدمتشان درس خواندهام؛ ايشان را عابد و زاهد ميدانم؛ ولي اين خصوصيات کافي نيست. او از عهدهي اين کار بر نميآيد»
امام گلههاي سوزاني از آقاي منتظري آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود:«... احمد هم از او دفاع ميکند! از منزل سيد مهدي هاشمي دستنويسهاي او را آوردهاند. من ديدم نامههاي آقاي منتظري از نوشتههاي مهدي هاشمي الهام گرفته! اين را من براي ايشان نوشتم»
سخن امام که به اينجا رسيد، من گفتم:«آقاي منتظري عين نامهي شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: امام خيال کرده که آنچه من برايش مينويسم، الهام از سيدمهدي ميگيرم»
امام فرمود:« نامهي مرا آورد در جلسه خواند؟»
گفتم:« بله! آقاي سيد عباس خاتم و سيد جعفر کريمي و چند نفر ديگر هم بودند.»
امام فرمود:« او اين طور است.»
عرض کردم:«بفرماييد که فردا ايشان به عنوان قائممقام رهبري مطرح نشود.»
امام قدري فکر کرد و فرمود:«احمد نيست؛ ميشود شما زحمت بکشيد و به آقاي هاشمي بگوييد بعد از ظهر من ايشان را ببينم؟»
عرض کردم:« بله! اما به آقاي هاشمي نگوييد که من آمدم (و اين جريان را به شما گفتم) به هيچ کس نگوييد. من ميترسم مرا هم شمسآبادي کنند يا مثل شيخ قنبر در چاه بيندازند!»
اين را که گفتم، امام – اعلياللهمقامه- سه بار خنديد و فرمود:«خاطرت جمع باشد.»
✏️ منبع: سخنرانی آيت الله محمّدي گيلاني در تاريخ ۶/۹/۱۳۷۹ در منزل آقاي رازيني/ کتاب سنجه انصاف؛ تأليف محمّد محمّدي ريشهري، صفحه ۱۶/ چاپ پنجم/ ۱۳۸۸/ دارالحديث
@NucLeader
يک روز قبل از مطرح شدن قائممقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان (۲۵/۴/۱۳۶۴)، من ضمن تماس با دفتر امام رحمتاللهعليه کتباً از ايشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذي نوشتم مطلبي واجب و ضروري است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم. امام اجازه دادند خدمتشان رسيدم.
من به آقاي منتظري ارادت دارم؛ خدمتشان درس خواندهام؛ ايشان را عابد و زاهد ميدانم؛ ولي اين خصوصيات کافي نيست. او از عهدهي اين کار بر نميآيد»
امام گلههاي سوزاني از آقاي منتظري آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود:«... احمد هم از او دفاع ميکند! از منزل سيد مهدي هاشمي دستنويسهاي او را آوردهاند. من ديدم نامههاي آقاي منتظري از نوشتههاي مهدي هاشمي الهام گرفته! اين را من براي ايشان نوشتم»
سخن امام که به اينجا رسيد، من گفتم:«آقاي منتظري عين نامهي شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: امام خيال کرده که آنچه من برايش مينويسم، الهام از سيدمهدي ميگيرم»
امام فرمود:« نامهي مرا آورد در جلسه خواند؟»
گفتم:« بله! آقاي سيد عباس خاتم و سيد جعفر کريمي و چند نفر ديگر هم بودند.»
امام فرمود:« او اين طور است.»
عرض کردم:«بفرماييد که فردا ايشان به عنوان قائممقام رهبري مطرح نشود.»
امام قدري فکر کرد و فرمود:«احمد نيست؛ ميشود شما زحمت بکشيد و به آقاي هاشمي بگوييد بعد از ظهر من ايشان را ببينم؟»
عرض کردم:« بله! اما به آقاي هاشمي نگوييد که من آمدم (و اين جريان را به شما گفتم) به هيچ کس نگوييد. من ميترسم مرا هم شمسآبادي کنند يا مثل شيخ قنبر در چاه بيندازند!»
اين را که گفتم، امام – اعلياللهمقامه- سه بار خنديد و فرمود:«خاطرت جمع باشد.»
✏️ منبع: سخنرانی آيت الله محمّدي گيلاني در تاريخ ۶/۹/۱۳۷۹ در منزل آقاي رازيني/ کتاب سنجه انصاف؛ تأليف محمّد محمّدي ريشهري، صفحه ۱۶/ چاپ پنجم/ ۱۳۸۸/ دارالحديث
@NucLeader
✅ واسطه گري
بعد از توقف حکم اعدام جعفریتبار با ممانعت آیتالله شبیری زنجانی حالا با وساطت ایشون، حکم احمدمنتظری که ۲۱ سال حبس به جرم اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت علیه نظام است نیز تعلیق شد!
-----------------
و سوال اينجاست كه چرا!؟
و چرا چنين مواضعيي در سال ٨٨ نه؟
برگرفته از متني در پلاس نيوز و حاشيه نگاري بنده
@Nucleader
بعد از توقف حکم اعدام جعفریتبار با ممانعت آیتالله شبیری زنجانی حالا با وساطت ایشون، حکم احمدمنتظری که ۲۱ سال حبس به جرم اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت علیه نظام است نیز تعلیق شد!
-----------------
و سوال اينجاست كه چرا!؟
و چرا چنين مواضعيي در سال ٨٨ نه؟
برگرفته از متني در پلاس نيوز و حاشيه نگاري بنده
@Nucleader
اگر به تاريخ اسلام علاقه داريد و دوست داريد آن را با رويكرد تازه و نو بخوانيد، صحبتهاي حاج آقاي كاشاني عالي است.
در عين جواني بسيار دقيق، جداب و مستند صحبت ميكنند.
https://t.me/kashani1395
@NucLeader
در عين جواني بسيار دقيق، جداب و مستند صحبت ميكنند.
https://t.me/kashani1395
@NucLeader