|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
634 videos
65 files
413 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
⭕️ انحصار ورثه و شهید آوینی

در مورد مستند «انحصار ورثه» مطلبی بلندبالا در وبلاگم نوشته‌ام، اما الان برنامه‌ی هفت دارد از این مستند تعریف می‌کند.
حالا اینکه شهید آوینی می‌شود «مرتضی» و «مرحوم آوینی» یک مسئله است، اما اینکه این جماعت سعی می‌کنند شهید آوینی را از حزب‌اللهی‌ها و حکومت و افراد مذهبی بگیرند، نشان می‌دهد که خودشان هم دنبال «انحصار ورثه» هستند. فقط با انحصار ایشان توسط طیف مخالف مشکل دارند.

در مورد انحصار ورثه که در جشنواره فجر یک بار دیگر به نمایش درمی‌آید همین یک جمله را می‌گویم:
در ابتدای مستند از حضور حضرت آقا در تشییع جنازه‌ی شهید آوینی صحبت می‌شود و در انتهای مستند گفته می‌شود که عده‌ای او را منحصرا در اختیار خود درآوردند. جمله‌ی جالبی را «صادق زیباکلام» که معلوم نیست چه سنخیتی با موضوع مستند و آقای آوینی دارد، می‌گوید:
«اگر حکومت او را در اختیار خود نمی‌گرفت، می‌شد آدم‌های بیشتری به او نزدیک شوند!»

و برای من هنوز هم سوال است که این حکومت کیست و با دیالوگ‌های ابتدای مستند چه ارتباطی دارد؟
یادداشت کاملی درباره‌ی انحصار ورثه دارم که در لینک زیر نوشته‌ام:
http://nucleader.ir/post/154

@NucLeader
⭕️ یادداشت‌هایی درباره‌ی سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر
👈 متن‌های مربوط به #فجر35 یادداشت است و خیلی تمایلی به نقد شدن ندارد. کوتاه و گذرا است و قرار نیست شامل همه‌ی فیلم‌هایی که می‌بینم باشد.

«آزاد به قید شرط» از «حسین شهابی»
یکی از ویژگی‌های سینمای نئورئالیسم این است که کاراکتر اصلی در طول فیلم روزنه‌ی امیدی پیدا می‌کند، اما نهایتا امید او به تباهی و یأس می‌رسد، اما سینمای ما در این سال‌ها و با فیلمی چون «آزاد، به قید شرط» به مدلی دست یافته که کاراکتر اصلی حتی آن روزنه‌ی امید را نیز ندارد و سراسر فیلم پر از یأس و ناامیدی است. ناامیدی موجود در فیلم از اتمسفر جامعه برمی‌آید و یک مسئله‌ی همگانی است.
علاوه‌بر این، روایت فیلم حسین شهابی ناقص و بی‌پایان است. به نظر می‌رسد کارگردان حتی تفاوت فیلمی با پایان باز با فیلمی نصفه نیمه را هم نمی‌داند. گویی نویسنده‌ی فیلم‌نامه تا جایی از فیلم را نوشته و بعد از آن نمی‌دانسته با شخصیت‌ها چه کند و نهایتا تصمیم گرفته فیلم را تمام کند.
و نهایتا اینکه دوربین در سکانس‌های ثابت آنقدر تکان می‌خورد که مخاطب لرزش‌های آن را به‌خوبی می‌فهمید. شاید اگر این را از سازندگان فیلم بپرسیم مثل رسم این چند سال بگویند قصد داشتیم که مخاطب را اذیت کنیم!

«یک روز به‌خصوص»
همه‌ی حرف فیلم دیالوگی است که چند بار با این مضامین تکرار می‌شود. آدم‌ها آن‌طور که فکر می‌کنید علیه‌السلام نیستند. همه‌ی آدم‌ها اهل خلاف اند. هیچ آدم پاکی وجود ندارد و چیزهایی شبیه به این.
روزنامه‌نگاری که به پرونده‌ی قاچای داروها رسیدگی می‌کند و اتفاقا توانسته با مقاله‌های خود کارهای مهمی در مقابله با آن‌ها انجام دهد و خیلی اتفاقی خواهرش به دلیل بیماری قلبی تا شش ماه بیشتر زنده نیست و مجبور است پیوند قلب انجام دهد. او همسرش را نیز به دلیل بیماری از دست داده و حالا می‌خواهد برای نجات جان خواهرش تلاش کند.
باقی داستان را شما می‌توانید حدس بزنید...
انتقاد و دغدغه‌ها آنقدر پیش پا افتاده و سطحی روایت می‌شوند که بعد از 20 دقیقه دعا می‌کردم فیلم زودتر تمام شود.

#روز_اول
@NucLeader
کارهای زیبای کلون را به شما پیشنهاد می‌کنم

https://t.me/colon_gallery
Forwarded from سپهر هنر
|انتشار به مناسبت #دوازدهم_بهمن و سالروز ورود امام خمینی به میهن|
👇👇
ما امروز هم به سرود احتیاج داریم؛ سرود یک نیازی است.
به نظر من سرود یک نوعی از شعر بسیار پرتأثیر است، اثرگذار است. از بسیاری از انواع شعر، شاید بگوییم از همه‌ی انواع شعر اثرگذاری‌اش بیشتر است؛ یعنی گسترش اثرگذاری و سرعت اثرگذاری آن بیشتر است.
فرض کنید اگر ما یک سرود مناسبی مناسب با وضع زمان داشته باشیم که این را جوانها در اردوها بخوانند، مثلاً یک مشت جوان در کوهنوردی که میروند با همدیگر بخوانند؛ در اجتماعاتی که هست بخوانند؛ فرض کنید یک مشت جوان در راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن همان سرود را بخوانند. این‌ها خیلی چیزهای مهمّی است، اینها تکرار معارف و گسترش دادن معارفی است که ما احتیاج به گسترش آنها داریم. سرود این کار را میکند و زود هم اثر میگذارد.
فرهنگ‌سازی میکند؛ یکی از خصوصیّات سرود این است که در جامعه فرهنگ‌سازی میکند و سطح هم نمی‌شناسد.

بیانات امام خامنه‌ای در دیدار با شاعران- 31 خرداد 95
Forwarded from سپهر هنر
سرود برخیزید ای شهیدان راه خدا
Https://T.Me/Sepehrehonar
سرود زیبای «برخیزید ای شهیدان راه خدا» در لحظه‌ی ورود امام خمینی سلام‌الله علیه
⭕️ توده‌ای‌ها، انقلاب و مسئله‌ی سرود

از ابتدای حکومت محمدرضاه پهلوی تا وقوع انقلاب اسلامی، طرفداران ایدئولوژی چپ تلاش زیادی برای اقدام مسلحانه علیه رژیم شاه کرده و هر بار شکست خوردند. آخرین بار نیز در دهه‌ی 40 تحرکات ایشان خنثی شد، تا اینکه تنها صورت انقلاب در ایران، با مبدأ اسلام و به قول حضرت امام و برخلاف مشی توده‌ای‌ها حرکت آگاهانه‌ی مردمی باشد. امام خمینی آن پیرمراد جمارانی مردم ایران از سال‌ها قبل می‌دانست که رهایی از ظلم و ستم حکومت غیرمشروع پهلوی نه با زور اسلحه و نه با ایدئولوژی ملحدانه کمونیسم که با اسلام ناب محمدی و همراهی مردم صورت می‌گیرد.

در ماه‌های نزدیک به بهمن 57، طرف‌داران حزب «توده» که ایدئولوژی مارکسیستی داشتند تلاش زیادی برای همراهی با انقلاب کردند که این تلاش تا چند سال بعد از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و نهایتا منجر به اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و مقابله با آن‌ها شد.
نکته‌ی مهمی که در مورد حزب توده می‌توان گفت، روی آوردن به «سرود» است که انصافا در این زمینه بسیار موفق بودند و البته این مسئله ربطی به توده‌ای‌های ایران ندارد. مسئله سرود و موسیقی مثل سایر مسائل رسانه‌ای در جبهه‌ی ایدئولوژی چپ بسیار مورد توجه بود و در این زمینه چه در کشورهای لاتین، چه در شوروی و چه در ایران کارهای مورد توجهی انجام شد.

⭕️سرود «از جا خیز، برپا کن» از نمونه سرود‌های موفقی است که در روزهای انقلاب اسلامی ساخته شد و تاثیر زیادی نیز در جامعه داشت.
این سرود که تکیه‌ی خود را بر مضامینی چون «برزگر» «کارگر»، «توده»، «خلق»، «قیام مردمی» و «عدالت به سبک سوسیالیسم» گذاشته است، در سال 57 توسط «کنفدراسیون دانشجویان ایرانی» و با شعری از «علی ندیمی» ساخته شد.
👈❗️ این شعر تقلیدی عینی از سرودی به نام «سرود خلق متحد» است که در سال 1973 توسط آهنگ‌ساز شیلیایی کمونیست به نام «سرجیو اورتگا» ساخته شده است.
در ادامه هر دو شعر را به صورت تلفیقی در کنار هم قرار دادیم که می‌توانید آن را بشنوید:
👇👇

#حزب_توده
#ازجا_خیز_برپا_کن
#انقلاب_اسلامی
#سرود

@NucLeader
Audio
سرود «برپاخیز از جا کن» توده‌ای‌های ایران و تلفیق آن با سرود «خلق متحد» سرجیو اورتگا شیلیایی کمونیست
@NucLeader
به دوستان و بزرگوارانی که به تازگی عضو کانال شدند سلام عرض می‌کنم🌺
نیوک‌لیدر جایی است برای نوشتن آنچه سعی کردم در مورد فرهنگ، هنر، سینما، دین، تاریخ و سیاست اسلام و انقلاب اسلامی بدانم، بخوانم و بنویسم.
هم سعی بر این بوده که تالیفی باشد و هم مفید.
بعضی روزها چند مطلب می‌نویسم و بعضی روزها هم حرفی برای گفتن ندارم و ترجیح می‌دهم وقتی برای گفتن حرفی نیست، الکی وقت دیگران را هدر ندهم.

امیدوارم مطالب آنقدری مفید باشد که به دوستان خودتان هم معرفی کنید.
یک بار دیگر، تشکر از حضورتان🌹

@NucLeader
Forwarded from فارس پلاس
🔹بعد از تظاهرات ضد #ترامپ در روزهای اخیر، عده ای فکر میکنند تمام مردم آمریکا مخالف این سیاست هستند، اما نظرسنجی دانشگاه Quinnipiac چیز دیگری میگوید!
@americaunveiled

@fars_plus
⭕️ اولین نوشته‌ی سیاسی امام خمینی سلام‌الله علیه

اولین یادداشت موجود از امام خمینی مربوط به نسخه‌ای خطی از یکی از آثار ایشان به نام «حاشیه بر شرح حدیث راس الجالوت از قاضی سعید قمی» است که گویا این نسخه در کتابخانه‌ی مرعشی نگه‌داری می‌شود.
متن این یادداشت در تاریخ 6 شهریور 1308 یعنی در 27 سالگی امام نوشته شده است. این همان سالی است که ایشان ازدواج کرده‌اند. این نوشته به زبان عربی و کاملا سیاسی است و به دیدگاه ایشان نسبت به حکومت و نظام سیاسی وقت مربوط می‌شود.

متن زیر در انتهای شرح و به عنوان یادداشت خاتمه نوشته شده است. ایشان نوشته‌اند:
👇👇

ما در این برگ ها، راه اختصار را در پیش گرفته و از تفصیل و تطویل، چشم پوشی کردیم. مجال تنگ و احوال مساعد نیست. مردمان این زمان هم نسبت به [شنیدن و خواندن] حقایق شوقی ندارند. در این روزگار که روزگار طلایی شمرده می شود[!]، کسب معارف و خواستاری علوم دینی عار در عار است. مردم دسته دسته از این شعار [دین] بیرون رفته، دین شان را بخاطر زخارف دنیوی رها کرده و ایمانشان را برای جلوه های امور طبیعی رها می کنند.

آنان دین را کوچک شمرده و دینداران را تحقیر می کنند و برابر اهل شریعت و علم استکبار جدی می ورزند. آنان حرمت اسلام و قرآن را آشکار و پنهان می شکنند، و قوانین ملعونه‌ای را برخلاف صریح قرآن وضع کرده و در امر قضاوت، از بیّنات و قسَم ها عدول کرده اند، آنچنان که هر فاسق و نادانی در جای پیامبر صلی الله علیه و آله [برای قضاوت] نشسته و امر حکومت بر مردم را هر پست و اوباشی بر عهده گرفته است [و تولی الحکومة علی الناس کل سافل و أرذل]، آن هم با این قوانین ساختگی و عقلهای ناقص.

روزگار نسبت به عالمان و متدینان تنگ گرفته و آنان در این بلادی که اشبه به بلاد کفر شده، جایگاهی ندارند. لباسِ [روحانی] آنان را لباس شهرت و ذلّت تلقی کرده، [گویی] بالاترین از این مذلتی برای افراد فرود نمی آید. این همان زمانی است که اهل بیت از آن خبر داده اند که از اسلام جز اسم و از قرآن جز درس [رسم] آن، چیزی باقی نخواهد ماند.

ما سرزمین خود را ترک کرده و از دست این شرور و مصیبتهایی که در این زمان برآمده، به خاطر اطاعت از ائمه معصومین (ع)، به شهر قم، حرم اهل بیت، مدفن فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر پناه برده‌ایم، جایی که خداوند آن را برای ما و تمامی اهل ایمان خانه امن و سرور قرار داده است، آن هم در زمانی که ریاست علمیه [الرئاسة العلمیه] در دستان «الشیخ الجلیل العابد الزاهد الفقیه»، مولای ما، و کسی که در علوم نقلی اعتماد ما بر اوست، حاج شیخ عبدالکریم یزدی حائری قرار گرفته است.

فراغت از این نوشته در شهر خمین، در روزگاری که به خاطر گرما و تعطیلی درسها از قم مهاجرت کرده بودیم، به انجام رسید، به تاریخ روز 22 شهر رسول الله (ص) ربیع الاول سال 1348.
من السید روح الله الخمینی ابن السید المصطفی غفر لهما.

❗️ این متن بیست و دو سال پس از حوادث مشروطه نوشته شده است.
@NucLeader
مرض آقازادگی و آقازاده پروری
@NucLeader
⭕️ مرض آقازادگی و آقازاده پروری

تیتر شدن خبر حضور «سید احمد خمینی» نوه یادگار امام رحمه‌الله تعالی علیه در روز سوم جشنواره‌ی فیلم فجر یک مسئله معمولی نیست. نشان از مرضی است که به آن گرفتار شدیم.
اگر این افراد صلاحیت و توانایی شخصی دارند، اشکالی ندارد، اما «آقازادگی» خصوصا برای آدم‌های انقلابی امری شوم است. تاریخ اسلام نشان داده اگر جلوی این مسئله گرفته نشود، آقازاده‌ها ما را زمین می‌زنند.

از آن وقتی که آقای هاشمی در کتاب خاطرات سال 71 خود می‌نویسد: «وزیرنفت آمد. گفتم به مهدی کار محدودی واگذار شودکه مزاحم درس اونباشد. قرار شد در هیأت مدیره سکوهای پارس جنوبی باشد.» این مسئله سخیف جدی شد و امروز که رزومه‌ی نماینده‌ی مجلس ما «آقازادگی» است و آقازاده‌های لشکری و آقازاده‌های کشوری پیدا شدند، به اوج این مسئله رسیده‌ایم.

آقازاده پروری در هر جایی مذموم است، فرقی بین اصلاح‌طلب و اصولگرا، سیاسی و اقتصادی با فرهنگی و هنری نیست.
وقتی «رامبد جوان» در برنامه «خندوانه» سراغ فرزند «خسرو شکیبایی» و «ناصر عبداللهی» می‌رود، او هم آقازاده‌هایی از نوع دیگر می‌پروراند. وقتی فرزند فلان بازیگر یا کارگردان #صرفا_و_فقط به خاطر پدر یا مادر خود وارد عرصه‌ی سینما می‌شوند، آن‌ها هم نوع دیگری از این زایش مهوع هستند.
«نسب» جای «تقوا» و «تخصص» را می‌گیرد و یک جامعه را تباه می‌کند.

👈 «سید احمد خمینی» و سوءاستفاده‌اش با نام خانوادگی «خمینی» بسیار بی‌ارزش است. اگر او نام خانوادگی دیگری داشت امروز آنقدر توهم خودبزرگ پنداری نداشت. اگر ما عاشق امام و حاج احمد آقا بودیم و هستیم و ان‌شاءالله خواهیم بود به‌خاطر آقایی و انقلابی بودن آن‌ها و عمل اسلامی ایشان بود، نه نام فامیلی و نسب و سبب آن‌ها.
خدا ما و فرزندانمان را از دام نامبارک آقازاده بازی دور کند.
@NucLeader
یادداشت‌های روزانه سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر
#روز_سوم

فیلم فصل نرگس
@NucLeader
یادداشت‌های روزانه سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر
#روز_سوم

⭕️ «فصل نرگس»

اولین فیلم «نگار آذربایجانی» هر چند رگه‌های ضعیف فمینیستی داشت، اما آن همه مهم و پررنگ نبود که بخواهیم در این خصوص صحبت کنیم. در کل «فصل نرگس» سعی داشت به هیچ چیز میل نکند.
فیلم نه «فیلم» بود و نه در پس تدوین غیرخطی آن، فیلم‌نامه‌ی قوی وجود داشت. نه می‌خواست حرفی اعتراضی یا در تایید بزند، نه حرف بزرگی داشته باشد، بیننده را درگیر خود کند و نه حتی آن همه خوب باشد که بعد از اتمامش مخاطب به اتلاف وقتش فکر نکند. فیلم نه توانست «عسل بدیعی» را جز با چند دیالوگ به فیلم مرتبط کند و نه اگر سکانس آخر فیلم را جدا می‌کردی می‌توانستی «پیام» فیلم را بفهمی.
تعدد کاراکترها، تعدد موضوعات و عدم پرداخت درونی شخصیت پرسوناژهای باعث گنگ بودن آن‌ها شده.
مخاطب تا پایان فیلم خیلی چیزها را نمی‌داند. اینکه کسی که از خارج برای «نرگس» گل می‌فرستد کیست و اصلا این بخش از ماجرا چه کمکی به فیلم می‌کند؟ همان‌طور که علت مرگ او را نمی‌فهمد. دیگر اینکه او برای شنیدن نام پرسوناژها، باید تا دقایق پانزده، چهل و هفتاد صبر کند.

شاید تنها نقطه‌ی مثبت فیلم، مدل علاقه‌ی بین «ایلیا» و «آیلار» است که برخلاف سایر فیلم‌های ایرانی، حداقل زننده، اروتیک و شهوانی نیست. اگر چه این مدل علاقه مطلوب نیست، اما در برابر آن مدل فیلم‌فارسی گونه، قابل اعتنا است و قطعا اگر برای فیلم‌نامه وقت بیشتری گذاشته می‌شد، فیلمی بهتر از آب درمی‌امد.

@NucLeader
امام به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می‌دارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم.
سید مرتضی آوینی
@NucLeader
دلم پر از تاب و تبه، من شب قدرم امشبه
رشته قلب عاشقا، دست حسین و زینبه

دانلود مولوی زیبای حاج محمود کریمی به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام‌الله علیها
👇👇
@NucLeader
ای زن! به عصر بردگی ما نهیب زن
با شور عزّت و شرف آرمانی ات



ولادت عمه سادات حضرت زینب کبری سلام‌الله علیها بر عاشقان و محبان خاندان اهل بیت مبارک باد.
@NucLeader
یادداشت‌های روزانه سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر
#روز_سوم
فیلم ماجرای نیمروز
👇👇
Forwarded from نقد سينما
🎬 #ریزنقد

| فوق‌العاده و اعجاب‌انگیز |
📝 #حسام‌الدین_ابوالحسنی

#ماجراى_نيمروز - محمدحسين مهدويان
در مورد یک فیلم خوب چه می‌توان گفت؟ درباره‌ی فیلم‌های خوب کمتر می‌توانم صحبت کنم، چون خوب‌اند. فیلم خوب مثل کتاب خوب و مثل هر چیز دیگری که خوب باشد از دل می‌آید و بر دل می‌نشیند. نمی‌توانی درباره‌شان صحبت کنی چون همه‌ی اجزا از تدوین و فیلمنامه تا پرسوناژ، کارگردانی، بازیگری، گونه و ژانر فیلم به‌هم متصل شده و یک فیلم خوب را ساخته‌اند.

«ماجرای نیمروز» بهترین تصویری است که سینمای ایران تا امروز از سازمان مجاهدین یا همان «منافقین» ترسیم کرده است و «محمدحسین مهدویان» با آن نماهای بی‌نظیر مخصوص به فیلم‌های خودش، مخاطب را از دهه‌ی نود به دهه‌ی شصت می‌برد و در این سفر زمان، او را به‌خوبی با خود همراه می‌کند. مهدویان در بازنمایی وقایع تابستان و در نمایش زخمی که کشور در آن روزها از ناامنی و عدم ثبات به تن داشته موفق است. او حتی در پرداختن به مسئله «نفوذ» در کشور و در مراکز حساس و مهم نیز موفق بوده است. «ماجرای نیمروز» فیلم لذت بخشی‌‌بود که وقتی تمام می‌شود حسرت می‌خوری و با خود می‌گویی: «کاش باز هم ادامه داشت».

🎬@MovieReviewMag
استاد شهید آیت‌الله سید محمد باقر صدر در پاسخ به کسانی که از او می‌خواستند در حمایت از انقلاب اسلامی ایران درنگ کند:

«این‌ کسانى كه از من مى‌خواهند برای حفظ جان و مرجعیت خودم، دست نگه دارم و درباره انقلاب اسلامى ایران، موضعى بگيرم كه حكومت عراق را تحریک نکند، فقط ظواهر امور را می‌فهمند. بر مرجعيت و بر همه نجف واجب است كه نسبت به انقلاب اسلامى ايران واکنشی مناسب و درست از خود نشان بدهند.
مگر مرجعيت‌ها در طول تاريخ چه هدفی داشتند؟ چیزی جز برپايى حكومت خدا بر روی زمين؟
اکنون مرجعیت امام خمينى این هدف را محقق ساخته است. آیا در چنین وضعیتی منطقى است كه من فقط تماشاچی باشم و موضعی صحيح و مناسب نگیرم، حتى اگر این موضع صحيح به قيمت از دست دادن زندگى و همه هستى‌ام تمام شود؟».

👈 بخش‌هایی از ترجمه کتاب «شهید الأمة وشاهدها».

@NucLeader