|نیوک‌لیدر|
458 subscribers
2.42K photos
630 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
سالروز وفات ام‌المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بر عاشقان خاندان اهل بیت علیهماسلام تسلیت باد.


اکنون، سایه سار صدای تو جای دیگری است؛ اما سوگواری خلوتت نیز خالی از سنگ و ستاره نبود.
سنگ، هدیه سرسلامتی همان کسانی بود که پیش از این نیز، سر مرا شکسته بودند و دل تو را، و ستاره، مهریه چشم های دختر کوچکت که نگاه گرم و آرام بخش تو را به یادم می آورد.
تو نیستی تا شب تنهایی مرا با چراغ بی خوابی هایت روشن کنی، اما تاریکی و سیاهی و بغض، بی قراری که پناهی نمی یابد، هست!
تو نیستی تا عطر حضور گرمابخشت، خانه کوچکم را به پهنای آسمان، وسعت بخشد، اما هوای مسموم کینه و دشنام و تهمت، در حوالی احوال من هست.

اگر دستان کوچک فاطمه علیهاالسلام عزیزم می گذاشت، چشم هایم در یادت جز به گریستن باز نمی شد. تنهایی و بی کسی رسول اللّه صلی الله علیه و آله را هم اگر فاطمه اش علیهاالسلام مرهم بنهد، از این پس، اسلام، غربت خویش را بر کدامین شانه های استقامت بنهد؟ هنوز زهرای مهربانم، کوچک تر از آن است که بار مظلومیت دین را بر دوش کشد. وقتش که برسد، او نیز در راه حفظ و ثبات اسلام موی به سپیدی می نشاند و قامت به خمیدگی. زیرا که این دختر مهربان، از دامان مهر و شکیبایی تو برخاسته است؛ گویی تمام آن ایثارها و مقاومت ها که از تو سر زد، در وجود او برنشست. با وجود این، جایت در قلب من و کنار اسلام خالی است!

مگر می توان از یاد برد که تو، آن گاه به یاری من شتافتی و با من، نه عهد و پیمان زناشویی که بیعت دینی بستی، که مردانگی و فتوت و آزادگی در نطفه مردان خفه شده بود و شجاعت و ایثار در وجودشان مرده بود.
مگر می توان فراموش کرد که تو بعد از علی مرتضی علیه السلام ، نخستین کسی بودی که بر حقانیت من شهادت دادی و رسالت مرا باور کردی؟!
کجا زنی را می توان یافت که تمام اندوخته هایش از دنیا را وقف آخرتی کند که دیگر مردمان آن را شعر و افسانه می خواندند؟!

کجا تاجری را دیده ایم که تمام سرمایه هایش از مال و خاندان و شهرت و اعتبار خویش را رها کند و در عوض آن، مهر پیامبری را بخرد که جز غم مهجوری و غریبی، ارمغان دیگری برایش نخواهد داشت.
بی جهت نیست که تو محبوبه دو دنیای منی!

👇👇
@Fathe_khoon
#مرگ_آگاهی
کلامی از شهید سید مرتضی آوینی

@Fathe_khoon
photo_2016-06-06_22-32-29 copy.jpg
597.1 KB
فایل با کیفیت بهتر
⭕️ ماه عسل

چندمین سالی است که این برنامه از شبکه 3 پخش میشود.
حسن «ماه عسل» این است که مردمی است، قرار نیست مثل هر زمان دیگری از شهادت و ولادت اهل بیت تا شب عید نوروز، تلویزیون بازیگر و خواننده بیاورد برای مردم صحبت کند و آن‌ها هم گمان کنند کسی هستند و نقشی دارند. خوبیش این است که آدم‌ها از جنس یکدیگرند.
«ماه عسل» برنامه خوبی است، اما اشکالاتی هم دارد.
اینکه مجری برنامه سعی می‌کند هر طور شده از خط قرمزهای تلویزیونی بگذرد یا کاری کند که برنامه‌اش ویژه باشد، از اشکالات برنامه است. نمونه‌اش خواستگاری‌های تلویزیونی یا ارائه اطلاعاتی که مهمان‌ها تمایلی به گفتنش ندارند، اما او بیان می‌کند.
اشکال دیگر برنامه علیخانی مدیریت نکردن سوالات و کلیت برنامه است. اشکالی که صدا و سیما و مسئله فرهنگ در کشور به کلی از آن رنج می‌برد. نبود مدیر برنامه باعث می‌شود تا یک نفر بیاید حرف‌های بعضا ضد دینی سکولاری را قاطی حرف‌های شبه دینی کند و تحویل مخاطب دهد یا مثلا از پوزر عروس دعوت شود.

اما مهم‌ترین ایرادی که به «ماه عسل» می‌گیرم، تلاش مجری برنامه در این چند سال برای «بخشش به جای قصاص» است.
چه کسی گفته همه‌ی مجرم‌ها بی‌گناه اند و همه‌ باید ببخشند؟ اگر اینچنین بود چرا حضرت حق جایی هم برای قصاص گذاشته است؟
بخشیدن خوب است، اما هر بخشیدنی خوب نیست. بخشیدن قاتلی که به عمد کسی را کشته، بخشیدن جنایت‌کار یا مثلا یک قاچاقچی مواد مخدر چه بسا خود جایی برای اشکال باشد.
علیخانی در دراماتیزه کردن بخشش تلاش زیادی کرده است. هم در برنامه روزهای گذشته و هم برنامه‌ی سال‌های قبل.
این هم از آن دست کارهایی است که صرفا در جهت خدمت به «اقدامات حقوق بشری علیه ایران» انجام می‌شود. عمدی هم نیست، از روی دلسوزی هم هست، اما دلسوزی نادرستی است.
بخشش برای کسی که سهوا قتلی کرده و پشیمان است و آدم خوبی است، پیشنهاد قرآن است و امری بسیار درست، اما اینکه این روزها مد شده هر قاتلی را ببخشیم و هر کسی را قصاص نکنیم بسیار خطرناک‌تر از عواطف زودگذر است.
#کاش در این مورد هم صدا و سیمای ما در و پیکر داشت، اما مثل هزار مورد دیگر ندارد.

پ.ن: تاکید می‌کنم «ماه عسل» را به کلی انکار نکردیم. فقط بخشی از ضعف‌های برنامه را بیان کردیم.

@Fathe_khoon
شهدای دهه 60 و شهدای دهه 90

تفاوتی بین شهدای دهه 60 و دهه 90 نیست. هر دو برای دفاع از اسلام و اعتقادات دینی، انقلاب اسلامی، وطن و... جنگیدند. در خصوص اینکه اجر و قرب کدام یک بیشتر است یا هر دو برابرند هم نمی‌توانم صحبت کنم چون این چیزها خیلی در اندازه و فهم بنده نیست.
اما از دهه 60 هر چه به جا مانده، تصویری است از مادرانی که فرزندان خود را راهی کرده‌اند، همسرانی که شوهرشان را به جنگ فرستاده اند و خواهرانی که برادر خود را عازم جبهه‌های جنگ کرده اند.
کسانی که زینب گونه فرستادند و بعد از شهادت هم زینب گونه ایستادند.
اگر گریستند، اشک هم حماسه بود و تغزل و چیزی جز عشق نبود.
مادری سه فرزند خود را تقدیم اسلام کرده بود و می‌گفت شرمنده‌ی امام امت هستم که بیشتر از این چیزی برای تقدیم کردن ندارم.
از این دست تصاویر در خاطرات ذهنی همه‌ی ما از دفاع مقدس موجود است.
حتی برنامه «نیمه پنهان ماه» که از شبکه افق پخش می‌شد و در همین سال‌های اخیر درست شده بود، این‌چنین بود.

اما تصویری که این روزها در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی از برنامه «مدافعان حرم» که همسر شهید «رضایی نژاد» آن را اجرا می‌کند تا مستندها درباره‌ی شهدای مدافع حرم نشان داده می‌شود، بیشتر احساسات صرف بازماندگان درباره‌ی یک شهید است.
اینکه شهید با همسرش چطور بود و با هم چه جاهایی رفتند، اینکه هدیه تولد می‌خرید یا به کادو دادن اهمیت می‌داد، اینکه همسر شهید دلش برای او تنگ شده و از قاب بسته‌ی اشک‌های او فیلم گرفته شود، با آن تصویری که از دفاع مقدس بر جای مانده تفاوت بسیاری دارد.
این تصویر یک آدم معمولی است که از دنیا رفته و همسر یا مادر یا خواهرش از نبودنش ناراحت است و آن تصویری از یک آدم با جسمی معمولی، اما روحی آسمانی بود که مثل همه می‌خورد، می‌خوابید، عشق می‌ورزید، محبت می‌کرد، اما بنده خدا بود و از همه چیزش برای خدا گذشت. او نمونه‌ای از انسان کامل بود که با خصوصیات کاملش به شهد شیرین شهادت رسیده بود و تصویر امروز، تصویری ناقص است. ما نمی‌فهمیم چه شد که فلان عزیز به درجه شهادت رسید؟ آن هم در این روزگار که سختی‌اش از هر روزگاری بیشتر است.

این مسئله ارتباطی به خانواده‌ی عزیز شهیدان ندارد.
خانواده‌ی شهدای دهه شصت هم مثل اینان احساسات زیادی داشتند و اصولا برای آدمی که می‌میرد و از دست می‌رود هم اشک می‌ریزیم، چه رسد به شهادت کسانی که از بهترین‌های آسمان و زمین بودند.
خانواده‌ی شهدای دهه نود هم مانند خانواده‌های دهه شصت حماسه آفریدند. آن‌ها هم مثل کوه ایستاده‌اند و نسل بعدی را برای اسلام و انقلاب اسلامی تربیت می‌کنند. آن‌ها هم اگر اشک می‌ریزند، حماسی است. جلوی دشمن ایستاده‌اند و کم نمی‌آورند.
اشکال از #فیلمسازان امروز است که اینچنین #تصویری از شهادت و بازماندگان زینبی شهیدان به مخاطب می‌دهند.
شهید انسان بزرگی است که به بزرگترین مقامی که یک بنده می‌تواند برسد، رسیده است و خانواده‌های شهدا هم با همه‌ی سختی‌های دنیایی، این را انتخاب کرده‌اند و با عشق به آن رسیده‌اند.
از این #حماسه، حماسه عاشقانه بسازیم، نه یک عاشقانه معمولی فصلی که بعد از مدتی نه انسان ساز است و نه...


@Fathe_khoon
#در_محضر_خوبان
کلامی از مجاهد و عارف بزرگ انقلاب اسلامی، شهید مصطفی چمران

@Fathe_khoon
30.jpg
715.1 KB
تصویر با کیفیت اصلی برای انتشار
@Fathe_khoon
درباره برکناری حسین امیرعبداللهیان و چند خبر کوتاه

- فروردین ماه سال جاری برخی اعضای لابی نایاک از مقام های وزارت خارجه خواسته بودند نسبت به برکناری حسین امیرعبداللهیان از سمت معاونت این وزارتخانه اقدام کند.
نکته‌ی مهم این درخواست اینجا بود که اعضای این لابی عقیده داشتند در صورت «درگیر شدن ایران در مذاکرات منطقه‌ای»، امیر عبدللهیان گزینه مطلوبی برای دولت روحانی نخواهد بود.
- المانیتور در مطلب روز گذشته‌ی خود اعلام کرده بود که ظریف در دیدارش با وزیر امور خارجه آمریکا در اسلو پایتخت نروژ اعلام کرده است که از اختیارات بیشتری درباره‌ی قضیه سوریه برخوردار است و ایران آماده است در قبال این موضوع انعطاف بیشتری نشان دهد.
- تنها یک روز بعد از انتشار این خبر، وزیر امور خارجه کشورمان «حسین امیر عبداللهیان» معاون عربی_آفریقایی خود را برکنار کرد.

کسانی که امیرعبداللهیان را می‌شناسند، می‌دانند که از دیپلمات‌های انقلابی امور خارجه است. چهره‌ای که به زعم بسیاری ارتباط نزدیکی هم با نیرو قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد.
لابی نایاک هم در گزارش خود او را با نهادهای دیگر {احتمالا منظور نیرو قدس است} هماهنگ‌تر می‌داند.
باتوجه به صحبت‌های اخیر آقای محمدجواد ظریف نسبت به «اختیارات و انعطاف بیشتر» درباره‌ی مسئله سوریه، برکناری امیرعبداللهیان در موقعیت کنونی که کمتر از یک سال به پایان کار دولت یازدهم باقی است، نیاز به توجه ویژه دارد. خصوصا اینکه برخی از این اقدام به عنوان #برجام2 یاد می‌کنند.
در بین هیاهوی رسانه‌ای رییس جمهور و وزیران دولت درباره‌ی #فیشهای_بانکی، این خبر و پیشینه‌ی آن مسئله‌ی مهمی است که نباید از دید مردم دور بماند.

و نهایتا اینکه رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در روز اول فروردین در خصوص تاکتیک آمریکا در خصوص مذاکره صحبت کردند و بعد فرمودند:
«در قضیه هسته ای توافق شد اسمش را گذاشتیم برجام؛ برجام دیگری در قضایای منطقه و قانون اساسی کشور؛ برجام 2 و 3 و غیره باید به وجود بیاید تا بتوانیم راحت زندگی کنیم. این منطقی است که سعی می کنند در میان نخبگان جامعه و از سوی نخبگان جامعه به افکار عمومی جامعه منتقل کنند. معنای این حرف چیست؟ معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی که به حکم اسلام و برجستگی های نظام جمهوری اسلامی به ان پایبند است صرف نظر کند. از فلسطین و حمایت از مقاومت در منطقه صرف نظر کند . از مظلومان منطقه مانند مردم یمن، بحرین و غیره پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند و انچه را که طرف مقابل به دنبال تحقق ان است ، نظام ما با تعدیل خواسته های خود، خود را به آن زندگی کند.»


@Nucleader
پ.ن۱: صحبت‌های کامل رهبری در این خصوص را از سایت رهبری بخوانید.
👍2
همزمانی صحبت‌های محمدجواد ظریف درباره‌ی اختیارات بیشترش درباره‌ی مسئله سوریه و برکناری حسین امیرعبداللهیان، نیاز به توجه ویژه دارد، زیرا برخی از این اقدام به عنوان #برجام2 یاد می‌کنند.

@Fathe_khoon
💚❤️💙💛 ولادت با سعادت کریم اهل بیت بر شما عزیزان مبارک باد💚💛💙❤️
بخش هشتم - سرود (ستاره بارونه آقام اومده)
حاج محمود کریمی
مولودی زیبای حاج محمود کریمی- میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام
شب بخشش گناه بشر شد
قمر ماه رمضون جلوه گر شد
آقامون علی پدر شد
دلدادگیم از قدیمه
آقام امام حسن كریمه
@Fathe_khoon
کریم های دو عالم به نام زاده شدند
زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند
پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

تو امر کردی و تکوینا استجابت شد
و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

جواب دادن تو اشتیاق می آرد
سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق
و دشمنان حسن هم حرام زاده شدند

حسن حسین و یقینا حسین هم حسن است
نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

همین دو تا پسر فاطمه همان اول
امامزاده شدند و امام زاده شدند

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است
بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

بساط نوکری ما کنار تو پهن است
از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم
کبوتران همه بالای بام زاده شدند

چه بهتر است که بشینی و سکوت کنی
که از قعود تو صدها قیام زاده شدند

علی اکبر لطیفیان
إحذر إحذر!
عیسی قاسم خط احمر

#إقتحام
#بحرين
#عيسي_قاسم
@Fathe_khoon
⭕️ شرحی بر سربازان کشته شده

19 سرباز جمهوری اسلامی دیروز در حادثه‌ی واژگون شدن اتوبوس از دنیا رفتند. خبر تلخ و دردناکی است که دل هر آدمی را به درد می‌آورد.
در اینکه این مسئله برای خانواده آن‌ها و حتی برای مردم مصیبتی است و همینطور در اینکه باید بررسی کنند مقصر این ماجرا کیست، شکی نیست، اما آنچه جای تعجب و البته افسوس دارد، این است که از دیروز دایه‌های مهربان‌تر از مادر پیدا شدند که «اصلا چرا باید سربازی وجود داشته باشد؟» و با یک سری هشتگ احساسی و بدون تفکر در زمین کسانی بازی می‌کنند که با هر بهانه‌ای از جمله مسئله‌ی اخیر به نظام حمله می‌کنند.
این مسئله حتما باید پیگیری شود، اما این قضیه چه ربطی به «سربازی رفتن» دارد؟ و چرا دقیقا زمانی که دور تا دور کشور در مرزهای ایران اسلامی دشمن تکفیری و مزدوران آمریکایی حضور دارند، باید از این مسئله که موجب امنیت کشور میشود به عنوان «#مرگ_اجباری» یاد کرد؟
تعجب نیست که این صدا از مخالفان نظام دربیاید، اما جای تاسف است که دوستان عزیزی که خطاب «عمار» و «افسر جنگ نرم» و از این قبیل کلمات را به خود گرفته‌اند و آیدی‌های مجازی خود را با این قبیل اسامی آراسته اند هم در این بازی شریک شده اند.

نقص‌های موجود در سربازی کشور از جمله مسائلی مانند در نظر نگرفتن نوع تحصیلات سربازان و به کار گرفتن آن‌ها در امور مربوطه به رسیدگی سریع مسئولان مربوطه نیاز دارد، اما این قضایا ربطی به نادیده گرفتن «امنیت کشور» ندارد.
#بیتفاوت نباشیم، اما یاد بگیریم یک مشکل را طوری مطرح کنیم که مخالفان کشور استفاده نکنند.
تا وقتی که مقصر مشخص نشده است، انگشت اتهام را طرف کسی نگیریم.

شادی روح سربازان عزیز صلوات.

@Fathe_khoon
#بیتفاوت نباشیم، اما در ناامن کردن جامعه با دیگران شریک نشویم.

@Fathe_khoon
قتل علی فی محراب عبادته لشده اهله

ایام عزای حضرت یعسوب الدین، امیرالمومنین آقا علی بن ابی طالب تسلیت و تعزیت باد.
@Fathe_khoon
روضه شهادت حضرت علی علیه‌السلام از زبان مقام معظم رهبری


«جبرئیل امین یا منادی آسمانی بین زمین و آسمان، فریاد برآورد: «تهدّمت واللَّه ارکان الهدی»؛ پایه‌های هدایت مهندم شد. «قتل علىٍ المرتضی»؛ علی در محراب عبادت کشته شد. و بعدها همه شهادت دادند که: «قتل فی محراب عبادته لشدّة عدله»؛ جرم امیرالمؤمنین، «عدالت» او بود و همین عدالت بود که او را به این مقام والا و به شهادت رساند.» [بیست و یکم مهرماه 1385]

«وقتی ضربت را این دشمنِ خدا بر امیرالمؤمنین وارد کرد، در روایت دارد که حضرت هیچ آه و ناله‌‌‌‌‌ای نکردند؛ اظهار دردی نکردند. تنها چیزی که حضرت فرمودند، این بود: «بسم اللَّه و باللَّه و فی سبیل اللَّه، فزت و ربّ الکعبة»؛ به خدای کعبه سوگند که من رستگار شدم. بعد هم امام حسن مجتبی (علیه‌‌‌‌‌السّلام) آمد سر آن بزرگوار را در دامان گرفت. روایت دارد که خون از سر مبارکش میریخت و محاسن مبارکش خونین شده بود. امام حسن همانطور نگاه میکرد به صورت پدر، گریه چشمان امام حسن را پر اشک کرد؛ اشک از چشم امام حسن یک قطره‌‌‌‌‌ای افتاد روی صورت امیرالمؤمنین. حضرت چشم را باز کردند، گفتند: حسنم! گریه میکنی؟ گریه نکن؛ من در این لحظه در حضور جماعتی هستم که اینها به من سلام میکنند؛ کسانی در اینجا هستند - در همان لحظه‌‌‌‌‌ی اول؛ اینی که نقل شده است از حضرت - فرمود: پیغمبر اینجاست، فاطمه‌‌‌‌‌ی زهرا اینجاست. بعد حضرت را برداشتند - بعد از اینکه امام حسن (علیه‌‌‌‌‌السّلام) نماز را در مسجد خواندند، حضرت هم نشسته نماز خواندند. راوی میگوید که حضرت گاهی متمایل میشد به یک طرفی که بیفتد، گاهی خودش را نگه میداشت - و بالاخره به طرف منزل حرکت دادند و بردند. اصحاب شنیدند آن صدائی را که: «تهدّمت واللَّه ارکان الهدی ... قتل علىّ المرتضی». این صدا را همه‌‌‌‌‌ی اهل کوفه شنیدند، ریختند طرف مسجد؛ غوغائی به پا شد. راوی میگوید: مثل روز وفات پیغمبر در کوفه، ضجه و گریه بلند شد؛ آن شهر بزرگ کوفه یکپارچه مصیبت و حزن و اندوه بود. حضرت را میآوردند؛ امام حسین (علیه‌‌‌‌‌السّلام) آمد نزدیک. در این روایت دارد که اینقدر حضرت در همین مدت کوتاه گریه کرده بودند که پلکهای حضرت مجروح شده بود. امیرالمؤمنین چشمش افتاد به امام حسین، گفت: حسین من گریه نکن، صبر داشته باشید، صبر کنید؛ اینها چیزی نیست، این حوادث میگذرد. امام حسین را هم تسلا داد.

حضرت را آوردند داخل منزل، بردند در مصلای حضرت؛ آنجائی که حضرت در خانه در آنجا نماز میخواندند. فرمود: من را آنجا ببرید. آنجا برای حضرت بستری گستردند. حضرت را آنجا گذاشتند. اینجا دختران امیرالمؤمنین آمدند؛ زینب و ام‌‌‌‌‌کلثوم آمدند، نشستند پهلوی حضرت، بنا کردند اشک ریختن. امیرالمؤمنین آنجائی که امام حسن گریه کرد، امام حسن را نصیحت کردند و تسلا دادند؛ آنجائی که امام حسین گریه میکرد، حضرت تسلا دادند، گفتند صبر کن؛ اما اینجا اشک دخترها را تحمل نکردند؛ میگوید: حضرت هم شروع کرد به هایهای گریه کردن. یا امیرالمؤمنین! گریه‌‌‌‌‌ی زینبت را اینجا نتوانستی تحمل کنی، اگر در روز عاشورا میدیدی چگونه زینبت اشک میریزد و نوحه‌‌‌‌‌‌سرائی میکند، چه میکردی؟»

بیستم شهریور ماه سال 1388

@Fathe_khoon