#کلام_اهل_بیت
توصیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به افطاری دادن در ماه مبارک رمضان
@Fathe_khoon
توصیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به افطاری دادن در ماه مبارک رمضان
@Fathe_khoon
✅کارخانه ارج هم تعطیل شد.
تعطیلی کارخانه ارج و کارخانههای دیگر نتیجه دو مسئله مهم است:
یک مسئولین و دولت محترم که در حرف به #اقتصاد_مقاومتی اشاره میکنند، ولی در عمل الگوی اقتصادی غربی دارند و تنها هدفشان از اقتصاد، «توسعه اقتصادی» بر مبنای سیستم لیبرالیسم است، نه اقتصاد اسلامی. از تولید داخلی هیچ حمایتی نکرده و برعکس از تولید خارجی حمایت میکنند.
دوم مردم که اجناس خارجی میخرند و موقع تعطیلی کارخانههای داخلی، اعتراضشان بلند میشود که چرا کارخانه تعطیل شد؟
تولید داخلی به همین راحتی سقوط میکند. وقتی مردم به فکر صنعت نیستند و کالای ایرانی را با هر کیفیتی کنار میگذارند و به کالای خارجی روی میآورند، چیزی جز این رخ نخواهد داد.
ارج تعطیل شد. کارخانههای دیگر هم تعطیل خواهد شد. تعطیلی کارخانهها موجب بیکاری برادرهای ما، فرزندان ما، پدرها و همسران ما است.
دنبال مقصر نباشیم، مقصر خود ماییم!
وقتی از تولید داخلی حمایت نمیکنیم، حق نداریم به دیگران شکایت کنیم.
تعطیلی کارخانه ارج از این جهت مهم است که تولیدات این کارخانه از لحاظ کیفیت چیزی کم نداشته و این نشان دهندهی عدم رغبت ما به کالای ایرانی حتی با کیفیت خوب است.
@Fathe_khoon
پ.ن: ترس از این است که روزی حتی با لگد دشمن هم بیدار نشویم!
تعطیلی کارخانه ارج و کارخانههای دیگر نتیجه دو مسئله مهم است:
یک مسئولین و دولت محترم که در حرف به #اقتصاد_مقاومتی اشاره میکنند، ولی در عمل الگوی اقتصادی غربی دارند و تنها هدفشان از اقتصاد، «توسعه اقتصادی» بر مبنای سیستم لیبرالیسم است، نه اقتصاد اسلامی. از تولید داخلی هیچ حمایتی نکرده و برعکس از تولید خارجی حمایت میکنند.
دوم مردم که اجناس خارجی میخرند و موقع تعطیلی کارخانههای داخلی، اعتراضشان بلند میشود که چرا کارخانه تعطیل شد؟
تولید داخلی به همین راحتی سقوط میکند. وقتی مردم به فکر صنعت نیستند و کالای ایرانی را با هر کیفیتی کنار میگذارند و به کالای خارجی روی میآورند، چیزی جز این رخ نخواهد داد.
ارج تعطیل شد. کارخانههای دیگر هم تعطیل خواهد شد. تعطیلی کارخانهها موجب بیکاری برادرهای ما، فرزندان ما، پدرها و همسران ما است.
دنبال مقصر نباشیم، مقصر خود ماییم!
وقتی از تولید داخلی حمایت نمیکنیم، حق نداریم به دیگران شکایت کنیم.
تعطیلی کارخانه ارج از این جهت مهم است که تولیدات این کارخانه از لحاظ کیفیت چیزی کم نداشته و این نشان دهندهی عدم رغبت ما به کالای ایرانی حتی با کیفیت خوب است.
@Fathe_khoon
پ.ن: ترس از این است که روزی حتی با لگد دشمن هم بیدار نشویم!
مدافع حرم حضرت زینب سلامالله علیها« عباس دانشگر» متولد ٧٢ در راه دفاع از حرم عقیله بنی هاشم به فیض شهادت نائل آمد.
یاران به بسمالله گفتنی رد گشتن از آب
من ختم قرآن کردم و درگیر مرداب
@Fathe_khoon
یاران به بسمالله گفتنی رد گشتن از آب
من ختم قرآن کردم و درگیر مرداب
@Fathe_khoon
#احکام_روزه
آیا شوری روی لب اگر هنگام بیرون آوردن زبان وارد دهان شود، روزه را باطل میکند؟
منبع: سایت خامنهای دات آی آر
@Fathe_khoon
آیا شوری روی لب اگر هنگام بیرون آوردن زبان وارد دهان شود، روزه را باطل میکند؟
منبع: سایت خامنهای دات آی آر
@Fathe_khoon
✅ سالروز وفات امالمومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بر عاشقان خاندان اهل بیت علیهماسلام تسلیت باد.
اکنون، سایه سار صدای تو جای دیگری است؛ اما سوگواری خلوتت نیز خالی از سنگ و ستاره نبود.
سنگ، هدیه سرسلامتی همان کسانی بود که پیش از این نیز، سر مرا شکسته بودند و دل تو را، و ستاره، مهریه چشم های دختر کوچکت که نگاه گرم و آرام بخش تو را به یادم می آورد.
تو نیستی تا شب تنهایی مرا با چراغ بی خوابی هایت روشن کنی، اما تاریکی و سیاهی و بغض، بی قراری که پناهی نمی یابد، هست!
تو نیستی تا عطر حضور گرمابخشت، خانه کوچکم را به پهنای آسمان، وسعت بخشد، اما هوای مسموم کینه و دشنام و تهمت، در حوالی احوال من هست.
اگر دستان کوچک فاطمه علیهاالسلام عزیزم می گذاشت، چشم هایم در یادت جز به گریستن باز نمی شد. تنهایی و بی کسی رسول اللّه صلی الله علیه و آله را هم اگر فاطمه اش علیهاالسلام مرهم بنهد، از این پس، اسلام، غربت خویش را بر کدامین شانه های استقامت بنهد؟ هنوز زهرای مهربانم، کوچک تر از آن است که بار مظلومیت دین را بر دوش کشد. وقتش که برسد، او نیز در راه حفظ و ثبات اسلام موی به سپیدی می نشاند و قامت به خمیدگی. زیرا که این دختر مهربان، از دامان مهر و شکیبایی تو برخاسته است؛ گویی تمام آن ایثارها و مقاومت ها که از تو سر زد، در وجود او برنشست. با وجود این، جایت در قلب من و کنار اسلام خالی است!
مگر می توان از یاد برد که تو، آن گاه به یاری من شتافتی و با من، نه عهد و پیمان زناشویی که بیعت دینی بستی، که مردانگی و فتوت و آزادگی در نطفه مردان خفه شده بود و شجاعت و ایثار در وجودشان مرده بود.
مگر می توان فراموش کرد که تو بعد از علی مرتضی علیه السلام ، نخستین کسی بودی که بر حقانیت من شهادت دادی و رسالت مرا باور کردی؟!
کجا زنی را می توان یافت که تمام اندوخته هایش از دنیا را وقف آخرتی کند که دیگر مردمان آن را شعر و افسانه می خواندند؟!
کجا تاجری را دیده ایم که تمام سرمایه هایش از مال و خاندان و شهرت و اعتبار خویش را رها کند و در عوض آن، مهر پیامبری را بخرد که جز غم مهجوری و غریبی، ارمغان دیگری برایش نخواهد داشت.
بی جهت نیست که تو محبوبه دو دنیای منی!
👇👇
@Fathe_khoon
اکنون، سایه سار صدای تو جای دیگری است؛ اما سوگواری خلوتت نیز خالی از سنگ و ستاره نبود.
سنگ، هدیه سرسلامتی همان کسانی بود که پیش از این نیز، سر مرا شکسته بودند و دل تو را، و ستاره، مهریه چشم های دختر کوچکت که نگاه گرم و آرام بخش تو را به یادم می آورد.
تو نیستی تا شب تنهایی مرا با چراغ بی خوابی هایت روشن کنی، اما تاریکی و سیاهی و بغض، بی قراری که پناهی نمی یابد، هست!
تو نیستی تا عطر حضور گرمابخشت، خانه کوچکم را به پهنای آسمان، وسعت بخشد، اما هوای مسموم کینه و دشنام و تهمت، در حوالی احوال من هست.
اگر دستان کوچک فاطمه علیهاالسلام عزیزم می گذاشت، چشم هایم در یادت جز به گریستن باز نمی شد. تنهایی و بی کسی رسول اللّه صلی الله علیه و آله را هم اگر فاطمه اش علیهاالسلام مرهم بنهد، از این پس، اسلام، غربت خویش را بر کدامین شانه های استقامت بنهد؟ هنوز زهرای مهربانم، کوچک تر از آن است که بار مظلومیت دین را بر دوش کشد. وقتش که برسد، او نیز در راه حفظ و ثبات اسلام موی به سپیدی می نشاند و قامت به خمیدگی. زیرا که این دختر مهربان، از دامان مهر و شکیبایی تو برخاسته است؛ گویی تمام آن ایثارها و مقاومت ها که از تو سر زد، در وجود او برنشست. با وجود این، جایت در قلب من و کنار اسلام خالی است!
مگر می توان از یاد برد که تو، آن گاه به یاری من شتافتی و با من، نه عهد و پیمان زناشویی که بیعت دینی بستی، که مردانگی و فتوت و آزادگی در نطفه مردان خفه شده بود و شجاعت و ایثار در وجودشان مرده بود.
مگر می توان فراموش کرد که تو بعد از علی مرتضی علیه السلام ، نخستین کسی بودی که بر حقانیت من شهادت دادی و رسالت مرا باور کردی؟!
کجا زنی را می توان یافت که تمام اندوخته هایش از دنیا را وقف آخرتی کند که دیگر مردمان آن را شعر و افسانه می خواندند؟!
کجا تاجری را دیده ایم که تمام سرمایه هایش از مال و خاندان و شهرت و اعتبار خویش را رها کند و در عوض آن، مهر پیامبری را بخرد که جز غم مهجوری و غریبی، ارمغان دیگری برایش نخواهد داشت.
بی جهت نیست که تو محبوبه دو دنیای منی!
👇👇
@Fathe_khoon
⭕️ ماه عسل
چندمین سالی است که این برنامه از شبکه 3 پخش میشود.
حسن «ماه عسل» این است که مردمی است، قرار نیست مثل هر زمان دیگری از شهادت و ولادت اهل بیت تا شب عید نوروز، تلویزیون بازیگر و خواننده بیاورد برای مردم صحبت کند و آنها هم گمان کنند کسی هستند و نقشی دارند. خوبیش این است که آدمها از جنس یکدیگرند.
«ماه عسل» برنامه خوبی است، اما اشکالاتی هم دارد.
اینکه مجری برنامه سعی میکند هر طور شده از خط قرمزهای تلویزیونی بگذرد یا کاری کند که برنامهاش ویژه باشد، از اشکالات برنامه است. نمونهاش خواستگاریهای تلویزیونی یا ارائه اطلاعاتی که مهمانها تمایلی به گفتنش ندارند، اما او بیان میکند.
اشکال دیگر برنامه علیخانی مدیریت نکردن سوالات و کلیت برنامه است. اشکالی که صدا و سیما و مسئله فرهنگ در کشور به کلی از آن رنج میبرد. نبود مدیر برنامه باعث میشود تا یک نفر بیاید حرفهای بعضا ضد دینی سکولاری را قاطی حرفهای شبه دینی کند و تحویل مخاطب دهد یا مثلا از پوزر عروس دعوت شود.
اما مهمترین ایرادی که به «ماه عسل» میگیرم، تلاش مجری برنامه در این چند سال برای «بخشش به جای قصاص» است.
چه کسی گفته همهی مجرمها بیگناه اند و همه باید ببخشند؟ اگر اینچنین بود چرا حضرت حق جایی هم برای قصاص گذاشته است؟
بخشیدن خوب است، اما هر بخشیدنی خوب نیست. بخشیدن قاتلی که به عمد کسی را کشته، بخشیدن جنایتکار یا مثلا یک قاچاقچی مواد مخدر چه بسا خود جایی برای اشکال باشد.
علیخانی در دراماتیزه کردن بخشش تلاش زیادی کرده است. هم در برنامه روزهای گذشته و هم برنامهی سالهای قبل.
این هم از آن دست کارهایی است که صرفا در جهت خدمت به «اقدامات حقوق بشری علیه ایران» انجام میشود. عمدی هم نیست، از روی دلسوزی هم هست، اما دلسوزی نادرستی است.
بخشش برای کسی که سهوا قتلی کرده و پشیمان است و آدم خوبی است، پیشنهاد قرآن است و امری بسیار درست، اما اینکه این روزها مد شده هر قاتلی را ببخشیم و هر کسی را قصاص نکنیم بسیار خطرناکتر از عواطف زودگذر است.
#کاش در این مورد هم صدا و سیمای ما در و پیکر داشت، اما مثل هزار مورد دیگر ندارد.
پ.ن: تاکید میکنم «ماه عسل» را به کلی انکار نکردیم. فقط بخشی از ضعفهای برنامه را بیان کردیم.
@Fathe_khoon
چندمین سالی است که این برنامه از شبکه 3 پخش میشود.
حسن «ماه عسل» این است که مردمی است، قرار نیست مثل هر زمان دیگری از شهادت و ولادت اهل بیت تا شب عید نوروز، تلویزیون بازیگر و خواننده بیاورد برای مردم صحبت کند و آنها هم گمان کنند کسی هستند و نقشی دارند. خوبیش این است که آدمها از جنس یکدیگرند.
«ماه عسل» برنامه خوبی است، اما اشکالاتی هم دارد.
اینکه مجری برنامه سعی میکند هر طور شده از خط قرمزهای تلویزیونی بگذرد یا کاری کند که برنامهاش ویژه باشد، از اشکالات برنامه است. نمونهاش خواستگاریهای تلویزیونی یا ارائه اطلاعاتی که مهمانها تمایلی به گفتنش ندارند، اما او بیان میکند.
اشکال دیگر برنامه علیخانی مدیریت نکردن سوالات و کلیت برنامه است. اشکالی که صدا و سیما و مسئله فرهنگ در کشور به کلی از آن رنج میبرد. نبود مدیر برنامه باعث میشود تا یک نفر بیاید حرفهای بعضا ضد دینی سکولاری را قاطی حرفهای شبه دینی کند و تحویل مخاطب دهد یا مثلا از پوزر عروس دعوت شود.
اما مهمترین ایرادی که به «ماه عسل» میگیرم، تلاش مجری برنامه در این چند سال برای «بخشش به جای قصاص» است.
چه کسی گفته همهی مجرمها بیگناه اند و همه باید ببخشند؟ اگر اینچنین بود چرا حضرت حق جایی هم برای قصاص گذاشته است؟
بخشیدن خوب است، اما هر بخشیدنی خوب نیست. بخشیدن قاتلی که به عمد کسی را کشته، بخشیدن جنایتکار یا مثلا یک قاچاقچی مواد مخدر چه بسا خود جایی برای اشکال باشد.
علیخانی در دراماتیزه کردن بخشش تلاش زیادی کرده است. هم در برنامه روزهای گذشته و هم برنامهی سالهای قبل.
این هم از آن دست کارهایی است که صرفا در جهت خدمت به «اقدامات حقوق بشری علیه ایران» انجام میشود. عمدی هم نیست، از روی دلسوزی هم هست، اما دلسوزی نادرستی است.
بخشش برای کسی که سهوا قتلی کرده و پشیمان است و آدم خوبی است، پیشنهاد قرآن است و امری بسیار درست، اما اینکه این روزها مد شده هر قاتلی را ببخشیم و هر کسی را قصاص نکنیم بسیار خطرناکتر از عواطف زودگذر است.
#کاش در این مورد هم صدا و سیمای ما در و پیکر داشت، اما مثل هزار مورد دیگر ندارد.
پ.ن: تاکید میکنم «ماه عسل» را به کلی انکار نکردیم. فقط بخشی از ضعفهای برنامه را بیان کردیم.
@Fathe_khoon
✅ شهدای دهه 60 و شهدای دهه 90
تفاوتی بین شهدای دهه 60 و دهه 90 نیست. هر دو برای دفاع از اسلام و اعتقادات دینی، انقلاب اسلامی، وطن و... جنگیدند. در خصوص اینکه اجر و قرب کدام یک بیشتر است یا هر دو برابرند هم نمیتوانم صحبت کنم چون این چیزها خیلی در اندازه و فهم بنده نیست.
اما از دهه 60 هر چه به جا مانده، تصویری است از مادرانی که فرزندان خود را راهی کردهاند، همسرانی که شوهرشان را به جنگ فرستاده اند و خواهرانی که برادر خود را عازم جبهههای جنگ کرده اند.
کسانی که زینب گونه فرستادند و بعد از شهادت هم زینب گونه ایستادند.
اگر گریستند، اشک هم حماسه بود و تغزل و چیزی جز عشق نبود.
مادری سه فرزند خود را تقدیم اسلام کرده بود و میگفت شرمندهی امام امت هستم که بیشتر از این چیزی برای تقدیم کردن ندارم.
از این دست تصاویر در خاطرات ذهنی همهی ما از دفاع مقدس موجود است.
حتی برنامه «نیمه پنهان ماه» که از شبکه افق پخش میشد و در همین سالهای اخیر درست شده بود، اینچنین بود.
اما تصویری که این روزها در بسیاری از برنامههای تلویزیونی از برنامه «مدافعان حرم» که همسر شهید «رضایی نژاد» آن را اجرا میکند تا مستندها دربارهی شهدای مدافع حرم نشان داده میشود، بیشتر احساسات صرف بازماندگان دربارهی یک شهید است.
اینکه شهید با همسرش چطور بود و با هم چه جاهایی رفتند، اینکه هدیه تولد میخرید یا به کادو دادن اهمیت میداد، اینکه همسر شهید دلش برای او تنگ شده و از قاب بستهی اشکهای او فیلم گرفته شود، با آن تصویری که از دفاع مقدس بر جای مانده تفاوت بسیاری دارد.
این تصویر یک آدم معمولی است که از دنیا رفته و همسر یا مادر یا خواهرش از نبودنش ناراحت است و آن تصویری از یک آدم با جسمی معمولی، اما روحی آسمانی بود که مثل همه میخورد، میخوابید، عشق میورزید، محبت میکرد، اما بنده خدا بود و از همه چیزش برای خدا گذشت. او نمونهای از انسان کامل بود که با خصوصیات کاملش به شهد شیرین شهادت رسیده بود و تصویر امروز، تصویری ناقص است. ما نمیفهمیم چه شد که فلان عزیز به درجه شهادت رسید؟ آن هم در این روزگار که سختیاش از هر روزگاری بیشتر است.
این مسئله ارتباطی به خانوادهی عزیز شهیدان ندارد.
خانوادهی شهدای دهه شصت هم مثل اینان احساسات زیادی داشتند و اصولا برای آدمی که میمیرد و از دست میرود هم اشک میریزیم، چه رسد به شهادت کسانی که از بهترینهای آسمان و زمین بودند.
خانوادهی شهدای دهه نود هم مانند خانوادههای دهه شصت حماسه آفریدند. آنها هم مثل کوه ایستادهاند و نسل بعدی را برای اسلام و انقلاب اسلامی تربیت میکنند. آنها هم اگر اشک میریزند، حماسی است. جلوی دشمن ایستادهاند و کم نمیآورند.
اشکال از #فیلمسازان امروز است که اینچنین #تصویری از شهادت و بازماندگان زینبی شهیدان به مخاطب میدهند.
شهید انسان بزرگی است که به بزرگترین مقامی که یک بنده میتواند برسد، رسیده است و خانوادههای شهدا هم با همهی سختیهای دنیایی، این را انتخاب کردهاند و با عشق به آن رسیدهاند.
از این #حماسه، حماسه عاشقانه بسازیم، نه یک عاشقانه معمولی فصلی که بعد از مدتی نه انسان ساز است و نه...
@Fathe_khoon
تفاوتی بین شهدای دهه 60 و دهه 90 نیست. هر دو برای دفاع از اسلام و اعتقادات دینی، انقلاب اسلامی، وطن و... جنگیدند. در خصوص اینکه اجر و قرب کدام یک بیشتر است یا هر دو برابرند هم نمیتوانم صحبت کنم چون این چیزها خیلی در اندازه و فهم بنده نیست.
اما از دهه 60 هر چه به جا مانده، تصویری است از مادرانی که فرزندان خود را راهی کردهاند، همسرانی که شوهرشان را به جنگ فرستاده اند و خواهرانی که برادر خود را عازم جبهههای جنگ کرده اند.
کسانی که زینب گونه فرستادند و بعد از شهادت هم زینب گونه ایستادند.
اگر گریستند، اشک هم حماسه بود و تغزل و چیزی جز عشق نبود.
مادری سه فرزند خود را تقدیم اسلام کرده بود و میگفت شرمندهی امام امت هستم که بیشتر از این چیزی برای تقدیم کردن ندارم.
از این دست تصاویر در خاطرات ذهنی همهی ما از دفاع مقدس موجود است.
حتی برنامه «نیمه پنهان ماه» که از شبکه افق پخش میشد و در همین سالهای اخیر درست شده بود، اینچنین بود.
اما تصویری که این روزها در بسیاری از برنامههای تلویزیونی از برنامه «مدافعان حرم» که همسر شهید «رضایی نژاد» آن را اجرا میکند تا مستندها دربارهی شهدای مدافع حرم نشان داده میشود، بیشتر احساسات صرف بازماندگان دربارهی یک شهید است.
اینکه شهید با همسرش چطور بود و با هم چه جاهایی رفتند، اینکه هدیه تولد میخرید یا به کادو دادن اهمیت میداد، اینکه همسر شهید دلش برای او تنگ شده و از قاب بستهی اشکهای او فیلم گرفته شود، با آن تصویری که از دفاع مقدس بر جای مانده تفاوت بسیاری دارد.
این تصویر یک آدم معمولی است که از دنیا رفته و همسر یا مادر یا خواهرش از نبودنش ناراحت است و آن تصویری از یک آدم با جسمی معمولی، اما روحی آسمانی بود که مثل همه میخورد، میخوابید، عشق میورزید، محبت میکرد، اما بنده خدا بود و از همه چیزش برای خدا گذشت. او نمونهای از انسان کامل بود که با خصوصیات کاملش به شهد شیرین شهادت رسیده بود و تصویر امروز، تصویری ناقص است. ما نمیفهمیم چه شد که فلان عزیز به درجه شهادت رسید؟ آن هم در این روزگار که سختیاش از هر روزگاری بیشتر است.
این مسئله ارتباطی به خانوادهی عزیز شهیدان ندارد.
خانوادهی شهدای دهه شصت هم مثل اینان احساسات زیادی داشتند و اصولا برای آدمی که میمیرد و از دست میرود هم اشک میریزیم، چه رسد به شهادت کسانی که از بهترینهای آسمان و زمین بودند.
خانوادهی شهدای دهه نود هم مانند خانوادههای دهه شصت حماسه آفریدند. آنها هم مثل کوه ایستادهاند و نسل بعدی را برای اسلام و انقلاب اسلامی تربیت میکنند. آنها هم اگر اشک میریزند، حماسی است. جلوی دشمن ایستادهاند و کم نمیآورند.
اشکال از #فیلمسازان امروز است که اینچنین #تصویری از شهادت و بازماندگان زینبی شهیدان به مخاطب میدهند.
شهید انسان بزرگی است که به بزرگترین مقامی که یک بنده میتواند برسد، رسیده است و خانوادههای شهدا هم با همهی سختیهای دنیایی، این را انتخاب کردهاند و با عشق به آن رسیدهاند.
از این #حماسه، حماسه عاشقانه بسازیم، نه یک عاشقانه معمولی فصلی که بعد از مدتی نه انسان ساز است و نه...
@Fathe_khoon