|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
634 videos
65 files
413 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
درس‌های ولایت فقیه

اول بهمن ماه 1348 ش. (12 ذی‌القعده) آقا بحث ولایت فقیه را در مسجد شیخ انصاری نجف آغاز کرد.به تفضیل در 13 جلسه که تا 20 بهمن ادامه داشت از حکومت اسلامی گفت. عده ای ایراد گرفتند که شما چه وقت می‌توانید حکومت اسلامی را تشکیل بدهید که الآن مشغول بحث فقهی و تنظیم برنامه‌ش هستید، جواب شنیدند:
در قضایا نباید با این فکر وارد شد بلکه این کار بزرگ دارای ابعاد و مقدمات زیادی استما فعلا برنامه‌اش را تنظیم می‌کنیم اگر توانستیم خودمان حکومت را پیاده می‌کنیم والا برنامه‌ی تنظیم شده‌ای باشد برای نسل‌های آینده وقتی آمدند دوباره وقتشان برای تنظیم برنامه تلف نشود.
در اولین جلسه گفت:
«ائمه با همین لباس جنگ می‌کردند ... ما اگر بخواهیم حکومت اسلامی تشکیل دهیم با همین عبا و عمامه باید کار بکنیم. این‌ها همه موج تبلیغات است که ما را به اینجا رسانده‌اند. ما برای حکومت اسلامی محتاجیم که زحمت بکشیم و اثبات کنیم که اسلام هم حکومتی است ... اسلام هم قواعد حکومتی دارد ... شما باید حکومت اسلامی تأسیس کنید ... آن‌ها از صفر شروع کردند که به اینجا رسیدند. شما هم از صفر شروع کنید.»


از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته‌ی جعفر شیر علی نیا- صفحه 150

@fathe_khoon
بازتاب درس ها در نجف

در نجف خیلی ها بحث را تاب نیاوردند و شایعه کردند خمینی و طرفدارانش حزب حکومت اسلامی زده‌اند. آقا گفته بود دشمن به وحشت افتاده و با این‌گونه شایعه پراکنی‌ها می‌خواهد جوی بسازد تا کسی جرأت نکند حتی اسم حکومت اسلامی را بر زبان آورد. (نزدیک به این مضامین) خیلی‌ها عصبانی بودند، یکی از علمای مطرح نجف پس از نماز جماعت چند لحظه‌ای ایستاده گفت: تیمور بختیار این حرف‌ها را به ایشان دیکته کرده‌ است.

آقا برای مخالفت‌های طرح شده در نجف ارزشی قائل نبود و می‌گفت که این مخالفت‌ها از همین چهار دیواری نجف آن‌سو تر نمی‌رود. اما آن‌ها اجازه ندادند جزوه‌ی عربی حکومت اسلامی توزیع شود و شایعه کردند حزب بعث این جزوه را منتشر کرده و مقدماتش را نوشته است. ترجمه اش هم پر از غلط است. درگیری‌ها زیاد شده بود و شایعات باعث شد عده‌ای پس از جلسات ولایت فقیه دیگر به درس آقا نیایند. بحث‌ها که کتاب شد، عده‌ای می‌آمدند برای شهرهای دیگر کتاب می‌گرفتند و بعد از آن شهرها خبر می‌دادند که اینجا کتابی نیامده است.

پی گرفتند دیدند این‌ها کتاب می‌گیرند و بعد در رودخانه می‌ریزند. جزوه‌ی ولایت فقیه را به درس اساتید حوزه هم فرستادند که کسی نپذیرفت به جز آقای محمدباقر صدر که با توزیع آن موافقت کرد.شنیده شده او پس از دیدن بحث‌ها به حرم امیرالمؤمنین رفته بود و از شوق گریه کرده بود. پیش آقای خوئی رفته بود و گفته بود: آقای خمینی از آگاه‌ترین مراجع است آقایان حکیم، خوئی و شاهرودی استقبال نکردند و بحث‌ها را رد کردند.

از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته‌ جعفر شیرعلی نیا-صفحه 151

@fathe_khoon
💢مبارک!

فرا رسیدن روز معلم که با نام علامه شهید مرتضی مطهری رو گرامی می‌داریم و به معلمان عزیز تبریک عرض می‌کنیم.
همچنین روز کارگر رو هم به کارگران عزیز و زحمت‌کش کشور تبریک عرض می‌کنیم.


«معلم» خیلی‌ها رو به یاد دوران مدرسه می‌اندازه، اما من به یاد معلم‌های پس از مدرسه میوفتم. البته که معلمان دوران مدرسه‌ برایم زحمت بسیار کشیدند و همه‌ رو بدون هیچ استثنائی دوست داشته و دارم.
اما معلم برایم کسی است که راه و رسم زندگی، بندگی {که نکردیم} و آدم بودن را بیاموزد و حقیقتا بوده و هستند کسانی که برایم این‌طور بودند. بعضی به اندازه‌ی یک مطلب و یک درس و بعضی به اندازه‌ی 100 مطلب و 1000 درس.
معلم‌هایی هم داشتم که ندیدم و یا درک‌شان نکردم، اما صمیمانه دوست‌شان داشتم.
شهید سید مرتضی آوینی، عموی عزیزم که خدا ان شاءالله حفظش کنه و عاقبتش رو به شهادت ختم کنه، سید روح‌الله حسینی و آقای دکتر مجید شاه حسینی از کسانی هستند که در این سالیان اخیر ازشون چیزهای زیادی یاد گرفتم.
کسانی که ازشون نام بردم حتی بعید می‌دونم این مطالب رو بتونن ببینن، اما وظیفه‌ بود این رو بنویسم.
امیدوارم بتونم این یاد گرفته‌ها رو به عمل و عمل رو به عمل خالصانه تبدیل کنم و از این بی‌فایده بودن نجات پیدا کنم.


خدا کارگران زحمت‌کش و عزت‌مند کشور عزیزمون رو حفظ کنه.
هر چند نگاه کاپیتالیستی مسئولین اون چه که حق این عزیزان بوده رو رعایت نکرده و این قشر همیشه در بین نگاه کاپیتالیستی و سوسیالیستی له شده، اما نگاه ما، نگاه پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم است.
روز کارگر وقتی جای تبریک داره که ما در عمل هم به کارگر ایرانی بها بدیم و تولیدات او رو حمایت کنیم.
یادمون باشه اگر تولید ایرانی بهترین جنس دنیا بود، حمایت کردن دیگه معنی نداره. چون هر کسی می‌ره سراغ بهترین. حمایت وقتی معنی پیدا می‌کنه که چیزی بهترین نباشه، اما بهترین بشه.

والسلام
⭕️ نوستالژی
آهنگ زیر یه نوستالژی از دهه‌ی 70 هست.
در موردش توضیح نمی‌دم.

جز اینکه حجمش کمه، گوش کنید. اگر خواستید حس‌تون رو بگید

@abounull

👇👇
حمایت همه جانبه

برخی از توصیه‌ها درباره‌ی حمایت از مجاهدین خلق را احمد خمینی به آقا رسانده بود و خودش هم با حمایت از آن‌ها موافق بود و تعریف می‌کند آقا در مقابل درخواست‌هایش گفته است: «آقایان منتظری و طالقانی و مطهری هم مرا تشویق به دفاع از آن ها کردند ولی شماها متوجه نیستید. اینها شماها را بازی داده اند آن ها به اسلام معتقد نیستند، دوستان خارج از کشور هم در این مورد به من فشار اورده‌اند ولی آن‌ها هم کلاه سرشان رفته است.» اما خیلی‌ها حتی نزدیکان آقا در نجف این مسئله را باور نداشتند.

زمانی که «بدیع زادگان» از اعضای سازمان را در زندان به شدت شکنجه کردند، بدنش را اتو کشیدند و نخایش را سوزاندند و کشته شد. همه منقلب شدند. آقای دعایی از نزدیکان آقا در نجف پیش او اصرار و گریه می‌کرد پیامی بدهد، نداد، گفت به اسم نمی‌دهم به‌طور کلی شکنجه ها را محکوم می‌کنم. دعایی دو سه ماه با آقا قهر کرد. حتی شهریه‌ای را که آقا ماهانه می‌داد نگرفت.

از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی (ره)-نوشته ی جعفر شیرعلی نیا- صفحه167
حاج آقا روح الله و شریعتی (قسمت اول)

درباره‌ی دیدگاه آیت الله خمینی درباره ی شریعتی نظرات و روایات گوناگونی موجود است. شنیده شده آقا گفته اند: شریعتی خوب مینوشت و خوب بیان میکرد اما اشتباهاتی داشت. به تعدادی از علما با عبارات بدی توهین کرده که قابل گذشت نیست و از نوشته هایش تز اسلام بدون روحانیت بیرون می آید. نسبت به امامت و ولایت هم اشتباه کرده است و ...
رسول جعفریان روایت‌های گوناگون درباره ی دیدگاه آیت‌الله خمینی درباره ی شریعتی را اینگونه جمع بندی کرده است:
«در اطراف امام در نجف کسانی مانند آقای دعایی بودند که سخت به شریعتی اعتقاد داشتند و از نوارها و مطالب دکتر در رادیوی روحانیت مبارز که از عراق پخش می‌شد، استفاده می‌کردند. کسانی هم بودند که از اساس اعتقادی به دکتر نداشتند. با این حال موضع امام به گونه‌ای بود که هر دو طایفه را در اطراف نهضت اسلامی نگاه داشت. مبنای سیاست امام در این باره آن بود که به هر حال کوشید تا درباره ی اختلاف شریعتی و مخالفانش به گونه ای جانب احتیاط را پیشه کند؛ زیرا آن را مسئله ی فرعی می‌دید و در کنار مبارزه با شاه اهمیت چندانی برای آن قائل نبود.

از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی-نوشته ی جعفر شیر علی نیا- صفحه 199

@fathe_khoon
سالروز فتح خیبر به دست مبارک حضرت یعسوب الدین، امام المتقین، امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام مبارک باد.

@fathe_khoon
یکی می گفت: بهتر بود همان روز اول بازمی گشتیم و بیش از این، خوار این یهودیان خدانشناس نمی شدیم!
دیگری می گفت: آری! آن مردک یهودی را دیدی چگونه به ما می خندید؟
یکی می گفت: من از اول گفته بودم قلعه های خیبر، با هر قلعه دیگری فرق می کند؛ خودم از یهودیان شنیدم که می گفتند: اگر خیبر را فتح کنید، کلید معبد سلیمان را هم به شما می دهیم.
دیگری می گفت: سر درد شدید پیامبر، بهترین بهانه بود تا از خیر این دژ «قموص» بگذریم و به مدینه برگردیم؛ چرا حضرت فرمان بازگشت نمی دهد، نمی دانم! راستی! دیشب سخن پیامبر را شنیدی؟

ـ مگر حضرت چه فرمود؟
ـ فرمود: «فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند، این دژ محکم را به دست او می گشاید؛ کسی که خدا و رسول خدا را دوست می دارد و خدا و رسولش هم او را دوست می دارند».

ـ آنجا را ببین! آن علی نیست که پرچم در دست دارد؟ آری! باید فکرش را می کردم که علی، منظور پیامبر است؛ چه دلیرانه می تازد؛ اما چرا تنها؟
ـ یعنی علی می تواند؟
ـ مگر وعده پیغمبر را باور نداری؟
ـ چرا؛ ولی... ولی آخر چه طور ممکن است؟
ـ آنجا را ببین! او چه می کند؟ چرا دست بر حلقه های در گذاشته؟ گویا می خواهد در را با فشار باز کند؛ نه! می خواهد در را از جا بکند!
ـ آخر یهودیان می گویند 40 مرد جنگی، به سختی این در را بلند می کنند؛ آنجا را ببین یهودیان را شاید برای همین است که از بالای دژ، به او می خندند.

ـ خدای من! آه، سبحان اللّه ! آنجا را ببین؛ دیوار قلعه می لرزد؛ این خشت های دیوارند که بر زمین می افتند؛ گویا در قلعه... در
ـ اللّه اکبر! اللّه اکبر! در را کند؛ رسول خدا را ببین چگونه دست به آسمان بلند کرده است و خدای را سپاس می گوید.
گوارا باد بر علی، محبوب خدا و رسول بودن!


@fathe_khoon
بعد از آن‌که خلیفه‌ی اول و دوم با شکست از خیبر برگشتند، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند این دژ را به دست او می‌گشاید؛ کسی که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز او را دوست دارند.

@fathe_khoon
نوشته خانم فرشته صادقی در گوگل پلاس:

یک کمپینی در رسانه های اجتماعی غربی و توییتر راه افتاده که از دیسنی بخواهند برای کاراکتر اصلی فیلم کارتونی ملکه یخیFrozen 2 السا یک دوست دختر بگذارد که تبلیغ گروه های همجنسباز و دوجنسی LGBT باشد. همین الان هم این کارتون به این دلیل که یکی از شخصیت های مرد آن به طور غیر مستقیم یک همسر مرد! دارد و 4 تا بچه به عنوان یکی از مترقی ترین! کارتون های دیسنی معرفی می شود. خب حالا نتیجه چه می شود؟

بعد از اینکه نسخه دوم کارتون Frozen بیرون آمد یک شرکت ایرانی برمی دارد دوست دختر السا را تبدیل می کند به دوست دوران مدرسه و آن همسر مرد و4 بچه را هم به عموو بچه هایش! و قسمت بوسیدن را هم حذف می کند (چون کارتون دیسنی بدون لحظه‌های بوسیدن امکان ندارد.) بعد در شبکه خانگی پخش میشود. بچه ها هم می بینند.

اگر نسخه فارسی آن دوبله نشود که پدر و مادر بی خبر ایرانی میروند انیمیشن را می خرند و می گذارند برای بچه می بیند و لحظه بوسیدن را هم می بیند و اتفاقی نمی افتد.

بعد هم دیسنی سنت شکن به تولید بیشتر چنین محتوایی ادامه می دهد. بازهم اتفاقی نخواهد افتاد فقط طی یک نسل، بطور اتوماتیک دیگرجوانانی خواهیم داشت که به رابطه بین دوهمجنس نگاه منفی نخواهند داشت وتلاش آنها برای قانونی کردن همجنسگرایی خواهد بود.

نگویید نه یا نگاه تو و منفی و غیر واقع بینانه است. در کشورهای غربی و خصوصا آمریکا زمانی این چیزها مثل همینجا تابو بود. اما نگاه ها عوض شد. چنانچه در کشورهای شرق آسیا و هند با آن سابقه طبقاتی و سنتی این اتفاق افتاده: با این تفاوت که اگر در غرب طی یک قرن این تغییر نگاه رویداد در ایران در کمتر از یک نسل شاهد این پدیده خواهیم بود.

من فقط مشکل را مطرح کردم هیچ ایده ای هم برای حل آن ندارم. حل این مشکل از دست فرهنگسازان کشوربرمی آید که فعلا مشغول دعواهای سیاسی اند.....

@fathe_khoon
ایام شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بر عاشقان، شیعیان و محبین اهل بیت تسلیت و تعزیت باد
نوکر هارون و قاتل امام؛ سندی‌بن‌شاهک این بار خودش غذا را برد توی زندان.
غذای مخصوص! خرماهای سمی، برای امام موسی‌بن‌جعفر.

گفت: "بخورید."
نگاهش کردند: "نمی‌خورم."
ـ غذاست، مثل همیشه. باید بخورید.
ـ مجبورم می‌کنی؟
ـ مجبورتان می‌کنم، باید بخورید. باید.
چاره‌ای نبود. امام دست‌های‌شان را بلند کردند طرف آسمان، گفتند:
"خدایا! تو شاهدی مجبورم کرد."

فرستادند دنبال پزشک، برای رد گم کردن.
نشست کنار امام پرسید: "جایی از بدنتان درد می‌کند؟"
امام کف دستش را نشان داد و گفت:
"ببین سبز شده. اثر سم است، تو که باید بفهمی! مسموم کرده‌اند."
پزشک بلند شد، نگاه کرد به فضل، گفت:
"وای به حال‌تان! او بهتر از خودتان می‌داند چه بلایی سرش آورده‌اید، می‌خواهید پنهان کنید!؟"

@fathe_khoon
اگر این اختلاس ها نبود ...

اگر این تشریفات پر خرج سلطنتی و این ریخت و پاشها و اختلاس ها نبود ٬ بودجه ی مملکت کسر نمی آورد تا در برابر آمریکا و انگلیس خاضع شوند و تقاضای قرض و کمک کنند . مملکت به خاطر این ریخت و پاشها و اختلاسها محتاج شده است ؛ و گرنه نفت ما کم است ؟ یا ذخایر و معادن نداریم ؟ همه چیز داریم : لکن این مفتخوریها و اختلاسها و گشاد بازیهایی که به حساب مردم و از خزانه عمومی می شود مملکت را بیچاره کرده است . اگر اینها نبود٬ احتیاج پیدا نمی کرد که از اینجا راه بیوفتد برود آمریکا در برابر میز آن مردک (رئیس جمهور آمریکا) گردن کج کند که مثلا به ما کمک کنید !

از طرف دیگر ٬ تشکیلات اداری زائد و طرز اداره توأم با پرونده سازی و کاغذ بازی که از اسلام بیگانه است ٬ خرج هایی بر بودجه مملکت تحمیل میکند که از خرج های حرام نوع اول کمتر نیست . این سیستم اداری از اسلام بعید است . این تشریفات زاید که برای مردم جز خرج و زحمت و معطلی چیزی از اسلام نیست ... و تازه هیچ کاری هم از پیش نمی برد . اینهاست که مملکت را محتاج می کند و جز زحمت و معطلی اثری ندارد .

امام خمینی- کتاب ولایت فقیه - صفحه ی ۴۷
@fathe_khoon
حاج آقا روح الله و شریعتی (قسمت دوم)

با این حال حاضر نبود انتقادهایی را که از دکتر شده و به نظرشان بی مورد می‌آمد، بپذیرد و به عوض خود اشکالی را به صورت کاملا آرام مطرح می‌کردند.
به روایت جلال الدین فارسی که البته نوعی حس مثبت نسبت به دکتر داشت، امام اشکالاتی را که آقای مرتضی عسگری نسبت به آثار دکتر کرده و طی نامه ای (در سال 1352 ش.) برای ایشان فرستاده بود، نپذیرفته و فرموده بود که اشکالات وارد نبوده، و در عین حال قصد تایید کلی کسی را ندارند.

در مقابل، امام برخی از ایراداتی را که امثال آقای مطهری یا دیگر روحانیون درباره ی شریعتی مطرح کرده بودند، به نوعی در سخنرانی خود در سال 56 و 57 منعکس کردند. در این موارد، اشارات امام گاه به قدری روشن است که جای تردیدی باقی نمی‌گذارد که مقصود امام شریعتی بوده است.
هرچه بود، امام دریافت که دنبال کردن بحث شریعتی، نتیجه ای جز از هم پاشیدگی جبهه‌ی متحد ضد رژیم را ندارد.

از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته ی جعفر شیر علی نیا- صفحه 199
@fathe_khoon
آقا و کتاب های شریعتی

در نجف مکرر به امام مراجعه کردند که در چند کتاب شریعتی مطالب کفر آمیز هست، می خواستند در رد شریعتی از امام تأییدی بگیرند. امام کتاب ها را به شیخ حبیب الله اراکی داد تا نظر دهد. ایشان خواند و گفت: هرچه خواندم کفری در آن نیافتم.

از کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته ی جعفر شیر علی نیا- صفحه 200
@fathe_khoon
ایران و رژیم اشغال‌گر قدس روی نقشه


@fathe_khoon
گویا خبر مربوط به درگیری‌های خان‌طومان و اسارت ایرانی‌ها خیلی دقیق نیست و هنوز به طور کامل چیزی مشخص نشده.


به دلیل ارسال مطلب قبلی عذرخواهی می‌کنم.
باید صبر کنیم ببینیم مسئله‌ی واقعی چیست
ما ذهن این جوان‌ها و حتی پیرها و روشنفکرنماها را آماده کنیم که ما خودمان آدم هستیم و این طور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و حتی اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم. در حالی که عده‌ای زبان خودشان را کنار گذاشته و ارزش را به چند کلمه #انگلیسی در کتابی می‌دانند، با اینکه با زبان خودشان همان مطلب را می‌شود فهماند. اگر در کتابی چند کلمه خارجی نباشد، آن کتاب را بدون ارزش می‌دانند.

#سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#امام_خمینی
۱۷ آبان ۱۳۶۲

@fathe_khoon


پ.ن: هر عقل سليمي ميدونه منظور اين نيست كه كسي زبان انگليسي ياد نگيره، منظور اينه كه مثل امروز انقدر در موضع ضعف نباشيم.