|نیوک‌لیدر|
456 subscribers
2.44K photos
636 videos
65 files
414 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
در روایات داریم «المرأةُ ریحانة»، زن گل است.
حالا شما ببینید، اگر مردی با یک گُلی با خشونت و بی‌اعتنایی رفتار کند و پاس گُل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده‌روی کردن، زیادی‌خواهی کردن مردها از زنها، توقّعات بی‌جا و زیادی.
«المرأةُ رَیحانةٌ و لَیسَتْ بقَهرِمانَةٍ» قهرمان، یعنی همین کارپرداز امروز زندگی. این زن، کارپرداز شما نیست که همهٔ کارهای زندگی‌تان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید . نه! این یک گُلی است در دست شما. حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گُل است.
.
کتاب مطلع عشق، رهنمودهای آیت‌الله سید‌علی خامنه‌ای به زوج‌های جوان- نوشته محمدجواد حاج علی‌اکبری- صفحهٔ٥٠.
@fathe_khoon
نگذارید جهیزیه‌ها را سنگین کنند!
امام خمینی، پس از قبول قطعنامه:

با قبول و اجرای صلح کسی تصور نکند که ما از تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور و توسعه و گسترش #صنایع_تسلیحاتی بی‌نیاز شده‌ایم، بلکه توسعه و تکامل صنایع و ابزار مربوط به قدرت دفاعی کشور از اهداف اصولی و اولیه بازسازی است و ما با توجه به ماهیت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت، احتمال تجاوز را مجدداً از سوی ابرقدرتها و نوکرانشان باید جدی بگیریم.

صحیفه امام- ج ۲۱، ص ۱۵۸.
@fathe_khoon
از روزی که سربازان صدام به ایران آمدند و روی دیوارهای خرمشهر نوشتند «جئنا لنبقی»؛ آمدیم که بمانیم بیش از 20 سال می‌گذرد.
صدام نیست
رژیم بعث هم نیست
و حتی یک وجب از خاک ایران هم اشغال نشد

اما
مجاهدان عراقی تصویر امام خامنه‌ای را در دستان خود می‌گیرند و خود را سرباز او می‌دانند.
انقلاب اسلامی قلب همه‌ی آزادگان جهان را بدون تجاوز هیچ خاک و مال و ناموسی فتح می‌کند.


این ثمره‌ی مقاومت، ایستادگی و پایداری است...

👇👇@fathe_khoon
تصویر امام خامنه‌ای در دستان مجاهد عراقی در صحرای الرمادی
تصویر فرزند شهید مدافع حرم محمد حسین محمدخانی


ماه سفید تنها
که هستی پشت ابرا
نقره نشونه کهکشون
چراغ سبز آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی
بابام رو تو ندیدی؟

@fathe_khoon
ماه سفید تنها
که هستی پشت ابرا
نقره نشونه کهکشون
چراغ سبز آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی
بابام رو تو ندیدی؟

همینجا پیش من بود
نموند و رفت زود زود
اون بالابالاها رفت
بابام پیش خدا رفت

خدا که مهربونه
پیش بابام میمونه
گریه نمی‌کنم من
که شاد نباشه دشمن
[استعمار] زاییده تخيل ما نیست. یک مرحله از تاریخ جهان است که از سده شانزدهم میلادی آغاز می‌شود و تا همین اواخر، تا دهه ۱۹۶۰ميلادي، در بسیاری از نقاط جهان تداوم می‌یابد. بر سرنوشت بسیاری از ملت‌ها تأثير مثبت و منفی گذاشته است. این تأثير بسیار عظیم بوده و از درون آن دو دنیای "پيشرفته" و "عقب‌مانده" بیرون آمده است...
مثلا در قاره آمریکا بیش از پانزده میلیون انسان، یعنی سکنه بومی و کهن این منطقه، نابود شدند. ما با موج‌های حیرت‌انگیز امحاء جمعیتی مواجه بوده‌ایم. یک نمونه جزیره هائیتی است که در زمان ورود کريستف کلمب حدود نهصد هزار نفر جمعیت داشت. پنجاه سال پس از استقرار اروپاییان تنها چهار هزار نفر از این مردم زنده بودند و در نیمه سده هجدهم اثری از آنها نبود.

ماجرای قتل عام بومیان جزیره برزگ تاسمانيا(در جنوب استرالیا) معروف است. جای خالی این سکنه را بردگان سیاهی پر می‌کردند که از قاره آفریقا به اسارت برده می‌شدند. چنین است که در سده‌های هفدهم و هجدهم بزرگترین فاجعه بشری اتفاق افتاد...آقای پاتریک مانينگ، محقق دانشگاه کمبریج، کل تعداد مردمی را که از قاره آفریقا به عنوان "برده" به اسارت برده شدند هجده میلیون نفر برآورد کرده است.
به این رقم باید کسانی که در جریان (شکار برده)کشته می‌شدند و زنان و سالخوردگان و کودکان ایشان که نابود می‌شدند را اضافه کرد. به این ترتیب، شمار قربانیان قاره آفریقا به ارقام وحشتناک و باور نکردنی می‌رسد. اين ارقام را به تعداد انسانهایی که در جزایر جاوه و شبه قاره هند و قاره آمریکا و حدود سی هزار جزیره واقع در اقیانوس آرام و غیره و غیره کشته شدند اضافه کنید و ببینید نتیجه چه خواهد بود. بنابراین، در فاصله سه چهار قرن ما با فاجعه بزرگ امحاء بخش مهمی از جمعیت جهان مواجهيم.


کتاب نظریه توطئه و فقر روش شناسی در تاریخ نگاری معاصر ایران- نویسنده عبدالله شهبازی- صفحه 115 و 116
@fathe_khoon
ما راست قامتان همیشه تاریخ خواهیم ماند...

شهیدبهشتی:

انقلاب با چهره ها و دل های افسرده تضمین نمی شود، بلکه با دلهای پرشور و چهره های شاداب تضمین می شود. این چیزی است که از شما می خواهم و خودم نیز به آن عمل می کنم. این است هیچ کس مرا در این دوره‌ی نشیب و فراز انقلاب در سخت‌ترین شرایط نتوانسته است با قیافه‌ی افسرده ببیند، چرا افسرده باشیم؟ ما که به دنبال «احدی الحسنیین» هستیم (یا شهادت یا پیروزی) دیگر چرا افسردگی؟ اگر چهره ها شاداب باشد و با نشاط باشید، آن وقت شعارتان همین است که آمریکا و مزدوران او هیچ غلطی نمی توانند بکنند. ما در زیر بار سختی ها و مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم. ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که کشته شویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم. و الّا هیچ قدرتی پشت ما را نمی تواند خم کند.

@fathe_khoon
مرد ایستاد رو به عبدالله برگشت. عبدالله به سوی او رفت. گفت:
«من هم پسر فاطمه را شایسته‌تر از همه برای خلافت مسلمانان می‌دانم، اما در حیرتم که حسین چگونه به مردمی تکیه کرده که پیش از این، پدرش و برادرش، آن‌ها را آزموده‌اند و اکنون نیز به چشم خویش دیدم کسانی که او را دعوت کردند، به طمع بخشش‌های ابن‌زیاد چگونه به پسر عقیل پشت کردند و هانی را تنها گذاشتند. به خدا سوگند تردید ندارم که این مردم حسین را در مقابل لشکر شام تنها خواهند گذاشت و یزید به خونخواهی ابن‌زیاد خون‌ها خواهد ریخت.»
مرد آرام گفت: «آیا حسین‌بن‌علی این‌ها را نمی‌داند؟!»
«اگر می‌داند پس چرا به کوفه می‌آید؟»
مرد گفت: «او حجت خدا بر کوفیان است که او را فرا خواندند تا هدایت‌شان کند.»
عبدالله گفت: «چرا در مکه نماند، آن هم در روزهایی که همه مسلمانان در آن‌جا گرد آمده‌اند. آن‌ها نیاز به هدایت ندارند؟»
مرد گفت: «آن‌ها که برای حج در مکه گرد آمده‌اند، هدایت‌شان را در پیروی از یزید می‌دانند و یزید کسانی را به مکه فرستاد تا امام را پنهانی بکشند، همان‌طور که برادرش را کشتند... و اگر امام را در خلوت می‌کشتند، چه کسی می‌فهمید، امام چرا با یزید بیعت نکرد؟»
عبدالله گفت: «می‌توانست به یمن برود یا مصر یا به شام برود و با یزید گفتگو کند.»
مرد گفت: «اگر معاویه با گفت و گو هدایت شد، فرزندش هم هدایت می‌شود؛ و اما حرکت او به کوفه، آن هم با اهل بیت، بیش از هر چیز یزید را از خلافتش به هراس خواهد انداخت و مسلمانان را به فکر.»
و خواست برود. لختی مکث کرد و دوباره رو به عبدالله برگشت و گفت:
«و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمی‌کنم، که تکلیف خود را از حسین می‌پرسم. و من حسین را برای دنیای خویش نمی‌خواهم، که دنیای خود را برای حسین می‌دهم.


كتاب ناميرا، نوشته صادق كرميار، صفحه ٣٠٠
شهید سید مرتضی آوینی:
📌 @plus_news

بهار سر رسیده است و شقایق‌های وحشی و گل‌های سفید نوروز، بدون ترس از آتش جنگ و پوتین‌های خشن سربازی، سر از خاک بیرون آورده‌اند. آیا می‌توان گل‌ها را بهانه کرد و از جنگ گریخت؟
لازمه‌ی تکامل عالم، جنگ بین اهل حق و اهل باطل است و واماندگان و اهل تقاعد نمی توانند نقاب صلح و سلم را بهانه‌ی نشستن کنند و در خانه ماندند. جنگ بین حق و باطل همان همه با فطرت عالم توازن و تناسب دارد که گلهای شقایق وحشی با دامنه‌ی تپه‌ها.
شقایق وحشی نیز داغدار واقعه‌ای است که در کربلا رخ داده است. آیا می‌توان جهان را در کف جهال و فساق و قداره‌بند‌ها رها کرد و دم بر نیاورد؟ اگر نه، همه‌ی ما در برابر اقامه‌ی عدل مسئول هستیم به کربلا داغی بی التیام بر سینه‌ی همه‌ی بشریت است.
نوروز سر رسیده، اما آن کشاورز بیرجندی به روستای خویش باز نمی گردد، اما زیبایی های عالم را خوب می شناسد و گل‌های سفید نوروز، گل‌های اشتیاقی هستند که با نسیم بهار بر خاک مطهر قلب او جوانه زده‌اند. اما چگونه می‌توان از قلب‌هایی که دیگر نمی‌تپند غافل شد؟

اما چگونه می‌توان کربلا را از یاد برد؟
میان ظاهر و باطن عالم نسبتی است که جز اهل حق در نمی‌یابند. او می‌داند که اندیشه‌ی علوی با زندگی عبدالرحمن عوفی جمع نمی‌شود. او می‌داند که عاشورا و عافیت با هم جمع نمی‌شود. او می‌داند که نمی‌توان «یا لیتنی کنت معکم» خواند و در خانه ماند و خود را دیندار دانست. آیا کسی جز خویشتن را نیز می‌توان فریفت؟
دهر بر محور حق و عدل می‌چرخد و هیچ چیز در آن گم نمی‌شود. آیا می‌توان خود را دیندار دانست و در عین حال آن‌همه تعلل ورزید تا عصر عاشورا برسد و کار از کار بگذرد؟ پیکرهای بی‌سر شهدا لگدکوب شده‌اند و گوشواره از گوش دختربچه‌های آل‌الله کشیده‌اند و شکوفه‌های هلو را بر تن فرزندان رسول الله پرپر کرده‌اند و زنجیر بر گردن ولی خدا و وصی رسول او انداخته‌اند.
روی سخن، پیش از همه با دینداران است، آنان که فریاد هل من ناصر حسین بن علی را از کربلا شنیده‌اند، اما در میان ضعفا و قاعدین در خانه مانده‌اند و اخبار جنگ را تنها از رادیوها گوش کرده‌اند و پنداشته‌اند که در ثواب مجاهدین راه خدا نیز شریک هستند. آیا می‌توان در خانه خفت و در ثواب مجاهدین راه خدا شریک بود؟ آیا می‌توان فریاد «جنگ جنگ تا پیروزی» سر داد، اما تشنگی در راه خدا را تجربه نکرد و در محاصره‌ی دشمن نیفتاد و پیکر برادر شهید را ساعت‌ها بر گرده نکشید؟ آیا می‌توان فریاد «جنگ جنگ تا پیروزی» سر داد، اما مارش عملیات را در خانه از رادیو شنید؟
نه، سال‌ها از عاشورا گذشته است، اما هنوز حکومت کره‌ی زمین در کف یزیدیان است و تا آن‌گاه که حکومت در کف یزیدیان باشد داغ کربلا تازه است و با گذشت زمان التیام نمی‌یابد.

http://bit.ly/1MfibNB
--------------------------------
به بزرگترین کانال تلگرام با بیش از صد نویسنده و مدیر بپیوندید 👇

Telegram.me/plus_news

#حسام_الدین_ابوالحسنی
📢📢 ویژه برنامه عصر سایه های سیاه
با حضور دکتر مجید شاه حسینی
📝با موضوع علل وقوع جنگ جهانی اول، فروپاشی عثمانی و ظهور عربستان سعودی

پنجشنبه ۱۹ فروردین، ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه افق سیما
جمعه ۲۰ فروردین بعد از خبر ۱۴ از شبکه یک سیما

http://www.aparat.com/v/xB1at
در مجلس هم عده‌ای بودند به نام «‌مجمع عقلا» و آقای روحانی - که برای پایان دادن جنگ فعالیت می‌کردند - که امام آنها را سر جایشان نشاند
آقای هاشمی!
مجمع عقلا و عقلای قوم

⭕️آقای رفسنجانی در صحبت‌های اخیر خود از عقلای قوم صحبت کرده است و اینکه باید بنشینند صحبت کنند تا کشور دچار اختلافات کینه توزانه نشود.
اینجا دو مسئله وجود دارد؛ یکی اینکه کدام عقلا؟ و دوم اینکه کدام اختلافات؟
در خصوص اینکه هاشمی از کدام اختلافات صحبت می‌کند باید گفت؟ آقای رفسنجانی سال 88 در نامه به رهبری از آتش و دودی سخن گفت که بعد از انتخابات در خیابان و در فتنه‌ 88 دیدیم. حالا صحبت از اختلافات کینه‌توزانه می‌کند و چه بسا این مسئله، به همان شکل بوده تهدیدی از سوی او تلقی شود!
اما اینکه این عقلا چه کسانی هستند و هاشمی به چه کسانی عنوان عقلا می‌دهد، باید به تاریخ رجوع کنیم و سراغ «مجمع عقلا» را بگیریم.

در اثنای جنگ بین ایران و عراق، گروهی در مجلس شورای اسلامی تشکیل شد که به گروه 99 نفر یا مجمع عقلا معروف شد.
هاشمی در یکی از سخنرانی‌هایش در سال 88 پیرامون مسائل انتخاباتی اشاراتی به مجمع عقلا کرده و می‌گوید:
«گروهی از دوستان معتدل که اون موقع خیلی کم گیر می‌آمدند، گروه عقلا رو توی مجلس تشکیل دادند.»

⭕️اما این مجمع عقلابرای چه تشکیل شده بود؟
هاشمی:
«یکی از جاهایی که کار می‌کردند در سیاست‌های جنگی بود که شاید بی‌تاثیر هم نبودند در «خاتمه جنگ» و شاید نه؛ حتما تاثیر داشتند.»

او همچنین در کتاب «پایان، دفاع، آغاز بازسازی- صفحه 188» می‌گوید:
«مسئله بعدی امام بود که لحظه ای اجازه نمی‌داد درباره ختم جنگ بحث کنیم . در مجلس هم عده‌ای بودند به نام «‌مجمع عقلا» و آقای روحانی - که برای پایان دادن جنگ فعالیت می‌کردند - که امام آنها را سر جایشان نشاند.»

هاشمی در مصاحبه خود با روزنامه کیهان در سال 82، امام را مخالف پایان جنگ می‌خواند و می‌نویسد:
«امام مایل نبودند که اصلاً بحث آتش‌بس، صلح و پایان جنگ مطرح شود و این را باعث دلسردی نیروها در جبهه می‌دیدند.»

حسن روحانی: «آقای هاشمی که رفته بود پیش امام، گفته بود که این چیه نوشتند؟ شنیده ام فلانی و فلانی {من} هم هست، چون امام می‌دانست مسئولیت جنگ را دارم. آقای هاشمی گفته بود نه این‌جور نیست، من خبر دارم. جلسه با اطلاع من هست و من اطلاع دارم.»
امام پس از آنکه از ماهیت جلسات مجمع عقلا باخبر می‌شوند، به آقای هاشمی دستور می‌دهند که این مجمع منحل شده و به کار خود پایان دهد، اما این مسئله در عمل اتفاق نمی‌افتد!

شاید لازم بود صحبت امروز هاشمی رفسنجانی از «عقلای قوم» را از این منظر نیز نگاه کرد.


پ.ن: برای اطلاعات بیشتر به کتاب «راز قطعنامه»، مستند «من روحانی هستم» و یا مقاله «چرایی مخالفت امام با مجمع عقلا» مراجعه کنید.
مطالب نوشته شده از صحبت‌های دکتر روحانی و اقای رفسنجانی در مصاحبه‌های خبری یا تصویری و همچنین از صحبت‌های آقای محسن رضایی در کتاب اسناد و تحقیقات دفاع مقدس نوشته شده است.

@fathe_khoon
به مناسبت سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی و روز هنر انقلاب
بخش کوتاه تصویری سخنان شهید آوینی درباره هنر، غرب زدگی و ...
👇👇
@fathe_khoon
بر زمین افتاده دیدم آسمان خویش را
رقص مرگ جان و پایان جهان خویش را
در کف طوفان رها کردم عنان خویش را
تا مگر پیدا کنم نام و نشان خویش را
گم شدم اندر نشان بی نشان مرتضی

@fathe_khoon
سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم گرامی باد.
شادی روح سید شهیدان صلوات
سالروز ولادت حضرت محمد بن علی، امام باقر علیه السلام بر عاشقان، محبان و شیعیان اهل بیت تبریک و تنهیت باد.
حلول ماه مبارک رجب بر شما مبارک باد.

یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شر...
✳️ محمد را چندان مِحنت و نِکبت از قوم برسید که گفت: «هیچ پیغمبر را رنج نرسید از قوم که مرا.»
و خدای فرشته ای را که مُوَکِّل است بر کوه ها بفرمود تا طاعت محمد به جای آورد و آنچه محمد فرماید از هلاک قوم بکند.
محمد صبر برگزید بر انتقام و گفت: «اِهدِ قَومی، فانَّهم لا یَعلَمون.»
و صحابه با رسول گفتند که «یا رسول الله، چون بودی اگر تو ایشان را لعنت کردی؟»
گفت: «مرا به رحمت فرستاده اند، نه بدانکه لعنت کنم.»

کتاب قاف- بازخوانی زندگی آخرین پیامبر از سه متن کهن فارسی- نوشته یاسین حجازی- صفحه 334

@fathe_khoon