دقیقا از ساعت دوئه تا الان درگیر خرید هاییم که برای خودم نیست.
بابام گفته بود برو روبهروی امامرضای ۱۳ برام یه جفت کفش بگیر
کفشارو از قبل دیده بود و خوشش اومده بود.
رفتم میبینم هیچ کفش فروشیای نیست، میگه نه باید بری جلوتر دقیق هم اونجا نیست.
رفتم جلوتر یکی بود که نوشته بود منتقل شده مغازه جای دیگه رفتم جای دیگه و از کل کفشاعکس گرفتم میگه نه اینا نیست.
برگشتم دیدم یکی دیگه هم اونور بوده که وقتی میرفتم بسته بود و باز شده بود.
رفتم تو گفت مغازه همینه
براش از تک تک کفشا عکس گرفتم و هیچکدوم نبود.
و مابقی هم خوشش نیومد.
دوباره برگشتم.
همین دوساعت طول کشید.😂
اومدم بازار رضا برای یکی دیگه از رفقا خرید کنم
همهی خرید رو داشت جز یکی
دیگه رفتن از انبارشون برام بیارن و همین روند خودش یک ساعت طول کشید.😭😂
تازه الان دارم دوباره میرم سمت محل رویداد.
هیچچچچ کاری نکردم
نه متنی نوشتم
نه سوژهای
نه چیزی ضبط کردم
معلق در هوا و ول معطل.
📒 @Nottebookk
بابام گفته بود برو روبهروی امامرضای ۱۳ برام یه جفت کفش بگیر
کفشارو از قبل دیده بود و خوشش اومده بود.
رفتم میبینم هیچ کفش فروشیای نیست، میگه نه باید بری جلوتر دقیق هم اونجا نیست.
رفتم جلوتر یکی بود که نوشته بود منتقل شده مغازه جای دیگه رفتم جای دیگه و از کل کفشاعکس گرفتم میگه نه اینا نیست.
برگشتم دیدم یکی دیگه هم اونور بوده که وقتی میرفتم بسته بود و باز شده بود.
رفتم تو گفت مغازه همینه
براش از تک تک کفشا عکس گرفتم و هیچکدوم نبود.
و مابقی هم خوشش نیومد.
دوباره برگشتم.
همین دوساعت طول کشید.😂
اومدم بازار رضا برای یکی دیگه از رفقا خرید کنم
همهی خرید رو داشت جز یکی
دیگه رفتن از انبارشون برام بیارن و همین روند خودش یک ساعت طول کشید.😭😂
تازه الان دارم دوباره میرم سمت محل رویداد.
هیچچچچ کاری نکردم
نه متنی نوشتم
نه سوژهای
نه چیزی ضبط کردم
معلق در هوا و ول معطل.
📒 @Nottebookk
بدیِ این تو جمع بودنها انتظاراتیه که بعدش پیش میآد
باهم بریم حرم
باهم بریم تهران
باهم بریم کوفت باهم بریم درد
یکی از دوستان هم ناراحت شد که چرا بهش نگفتم و بلیط برگشت گرفتم.
چهجوری مؤدبانه بگم میخوام تنها باشم؟🤦🏻♂
📒 @Nottebookk
باهم بریم حرم
باهم بریم تهران
باهم بریم کوفت باهم بریم درد
یکی از دوستان هم ناراحت شد که چرا بهش نگفتم و بلیط برگشت گرفتم.
چهجوری مؤدبانه بگم میخوام تنها باشم؟🤦🏻♂
📒 @Nottebookk
از آدمی که دستمو میگیره و محکم هم میگیره خوشم میآد.
آدمی که بغلم میکنه و آماده به بغله.
البته مسلما نه هرکسی.
بعضیها.
آقای آبفروش این اخلاق رو زیاد داره.
رفتم سمتش تا کنارش وایسادم دستمو گرفت و نگه داشت و محکم فشار داد.
و این کار رو همیشه انجام میده.
دست رو سریع نمیکشه
شل دست نمیده.
📒 @Nottebookk
آدمی که بغلم میکنه و آماده به بغله.
البته مسلما نه هرکسی.
بعضیها.
آقای آبفروش این اخلاق رو زیاد داره.
رفتم سمتش تا کنارش وایسادم دستمو گرفت و نگه داشت و محکم فشار داد.
و این کار رو همیشه انجام میده.
دست رو سریع نمیکشه
شل دست نمیده.
📒 @Nottebookk
دیشب
یکی از رفقا
برداشت دست یه نفرو گرفت آورد تو اتاق ما بدون هماهنگی باما.
این داداشمون دائما حرف میزنه که هیچ، دائما هم صدات میکنه تا توجهت بهش جلب بشه.
ول کن ماجرا نیست کلا.
بعد کلا میپره وسط حرف
همهش هم تند تند صحبت میکنه.🤦🏻♂
خدا شاهده یک ساعته بدون اینکه لحظهای توقف کنه داره صحبت میکنه.
📒 @Nottebookk
یکی از رفقا
برداشت دست یه نفرو گرفت آورد تو اتاق ما بدون هماهنگی باما.
این داداشمون دائما حرف میزنه که هیچ، دائما هم صدات میکنه تا توجهت بهش جلب بشه.
ول کن ماجرا نیست کلا.
بعد کلا میپره وسط حرف
همهش هم تند تند صحبت میکنه.🤦🏻♂
خدا شاهده یک ساعته بدون اینکه لحظهای توقف کنه داره صحبت میکنه.
📒 @Nottebookk
خود آیندهم نشست باهام صحبت کرد.
گرههای ذهنمو باز کرد.
اتمام حجت کرد باهام.
علامت سوال ذهنم برای این همه نشدن این مسئله حل شد.
به جواب رسیدم.
و حالا سختترین چالش شروع شد.
ممنونم امامرضا که جواب دادی.
ممنونم که گفتی.
ممنون که علامت سوال ذهنمو رفع کردی.
📒 @Nottebookk
گرههای ذهنمو باز کرد.
اتمام حجت کرد باهام.
علامت سوال ذهنم برای این همه نشدن این مسئله حل شد.
به جواب رسیدم.
و حالا سختترین چالش شروع شد.
ممنونم امامرضا که جواب دادی.
ممنونم که گفتی.
ممنون که علامت سوال ذهنمو رفع کردی.
📒 @Nottebookk
Forwarded from RegaPlus
از این میترسم یه روز بفهمم تمام این سالها هاگوارتز واقعی بوده و من ماگل بودم.
من خیلی تلاش کردم که به این نقطه نرسم
اما دیگه هیچی برای از دست دادن ندارم و آب از سرم گذشته.
اما دیگه هیچی برای از دست دادن ندارم و آب از سرم گذشته.
حالا من این حرف رو قبول دارم که ما مقلد خامنهایداتآیآر نیستیم و مقلد آقایخامنهای هستیم.
اینم قبول دارم که اصلاحطلبها فقط اینطور مواقع یهو رهبر پرست میشن.
اما این مسائل باعث شد یاد احمدینژاد بیفتم و اون زمانی که برگشت گفت نه آقا از پشت تریبون نگفته و آقا از پشت تریبون گفت و گفت اینم از پشت تریبون.
بعضی مواقع ما رهبری رو مجبور به هزینهی بیشتر دادن میکنیم.
گاهی اوقات چیزایی وجود داره که ما نمیدونیم، صلاحدیدهایی، مصلحتاندیشیهایی و...
ولی خب ما معتقدیم خودمون شخص برتریم و بیشتر میفهمیم.
📒 @Nottebookk
اینم قبول دارم که اصلاحطلبها فقط اینطور مواقع یهو رهبر پرست میشن.
اما این مسائل باعث شد یاد احمدینژاد بیفتم و اون زمانی که برگشت گفت نه آقا از پشت تریبون نگفته و آقا از پشت تریبون گفت و گفت اینم از پشت تریبون.
بعضی مواقع ما رهبری رو مجبور به هزینهی بیشتر دادن میکنیم.
گاهی اوقات چیزایی وجود داره که ما نمیدونیم، صلاحدیدهایی، مصلحتاندیشیهایی و...
ولی خب ما معتقدیم خودمون شخص برتریم و بیشتر میفهمیم.
📒 @Nottebookk
مدتیه خیلی رو سخنرانیها حساس شدم، رو بیانات منبریهای بزرگوار و سعی میکنم هر مطلبی که میگن رو مثل احادیث یا توصیههای ذکر و ... یا روایتهای عجیب و غریب، برم جستجو کنم و از صحتش مطمئن بشم و باید خدمتتون عرض کنم که ۸۰ درصد مطالبی که جستجو کردم مشخص شد اون روحانیِ محترم یا حدیث رو اشتباه خونده، یا مطلبش هیچ سندی نداره و مثلا یکی دیگه مثل خودش گفته و اینم از رو دست اون گفته، یا کلا قضیه تکذیب شده و فیک نیوز بوده و ایشون در جریان قرار نگرفته:))
خلاصه من در دنیای از فیکنیوزها، مطالبِ بدون سند، حرفهای اشتباه داریم زندگی میکنیم. باید حساس باشیم و تحقیق کنیم و جستجو کنیم. معالاسف افراد زیادی هستن که به راحتیِ آب خوردن به ما این دست مطالب رو عرضه میکنن.
بدیش اینه که دیگه شما به هیچ حرفی از طرف این اشخاص نمیتونی اطمینان کنی چون معلوم نیست چند درصدش از این دست حرفها باشه و اونم به خودش زحمت نداده بره تحقیق کنه و همینجوری طوطیوار یه سری حرفارو زده.
اینی که بهتون میگم تا معروفترین منبریها هم رفتم و دیدم که میگم.
خلاصه هرچی شنیدید رو باور نکنید.
📒 @Nottebookk
خلاصه من در دنیای از فیکنیوزها، مطالبِ بدون سند، حرفهای اشتباه داریم زندگی میکنیم. باید حساس باشیم و تحقیق کنیم و جستجو کنیم. معالاسف افراد زیادی هستن که به راحتیِ آب خوردن به ما این دست مطالب رو عرضه میکنن.
بدیش اینه که دیگه شما به هیچ حرفی از طرف این اشخاص نمیتونی اطمینان کنی چون معلوم نیست چند درصدش از این دست حرفها باشه و اونم به خودش زحمت نداده بره تحقیق کنه و همینجوری طوطیوار یه سری حرفارو زده.
اینی که بهتون میگم تا معروفترین منبریها هم رفتم و دیدم که میگم.
خلاصه هرچی شنیدید رو باور نکنید.
📒 @Nottebookk
برای مثال، میدونستید این قضیهی سلاح پلاسمایی، هیچ مطلقا هیچ سندی براش وجود نداره؟
یعنی هیچها.
صرفا پسر یه شهید یه توییتی زده که آره من از بابا پرسیدم و بابا گفت ما به خیلی بزرگتر از اینهاش دسترسی داریم، ضمن اینکه من به هیچ فرزند شهیدی ذرهای اعتماد ندارم و چه بسا همینها مستعدترین اشخاص برای جاسوسیان، اون توییت هم پاک شده:))
ولی خب ما شاهد این هستیم که یه سری از اعزه خیلی جدی میآن رو این مسئله مانور میدن.
پ.ن: نمیگم همچین سلاحی رو داریم یا نداریم، میگم هیچ سندی براش نیست، چیزی که براش پشتوانه و سندی نیست رو الکی نشخوار نکنید.
زندگیتون رو روی تخیل و توهم سوار نکنید.
📒 @Nottebookk
یعنی هیچها.
صرفا پسر یه شهید یه توییتی زده که آره من از بابا پرسیدم و بابا گفت ما به خیلی بزرگتر از اینهاش دسترسی داریم، ضمن اینکه من به هیچ فرزند شهیدی ذرهای اعتماد ندارم و چه بسا همینها مستعدترین اشخاص برای جاسوسیان، اون توییت هم پاک شده:))
ولی خب ما شاهد این هستیم که یه سری از اعزه خیلی جدی میآن رو این مسئله مانور میدن.
پ.ن: نمیگم همچین سلاحی رو داریم یا نداریم، میگم هیچ سندی براش نیست، چیزی که براش پشتوانه و سندی نیست رو الکی نشخوار نکنید.
زندگیتون رو روی تخیل و توهم سوار نکنید.
📒 @Nottebookk
این وسط یه پرانتز باز کنم.
من اینجا شاید خیلی راحت حرف بزنم و اینها و این ممکنه باعث یه سری سوء تفاهمها بشه.
بچهها ما یه چیزی داریم به اسم محرم و نامحرم.
من در تلاشم که احترام نسبی رو برای همهی انسانها رعایت کنم، اما اگه حس کنم کسی داره تو همین ربات پاشو از گلیمش درازتر میکنه، زیادی خودمونی میشه، زیادی صمیمی میشه، بنامو بر این میذارم که نامحرمه و اون احترامی که داشتم میذاشتم کاملا تبدیل به یه چیز جدید میشه.
فلذا اگه جنس مخالف هستید، سعی کنید متعدد به آداب باشید، اگه نظری دارید، نکتهای دارید، در چهارچوب و در کمال ادب عنوانش کنید و به هیچ وجه من الوجوه هرکسی که هستید، پیویم نیاید(چون هرازگاهی بعضیها میان) چون یا نخونده پاک میکنم یا بد برخورد میکنم.
اینو باید اول میگفتم اما خب الان هم دیر نیست، گفتم بگم که خدایی نکرده از طرف حقیر دلخوریای به وجود نیاد.
📒 @Nottebookk
من اینجا شاید خیلی راحت حرف بزنم و اینها و این ممکنه باعث یه سری سوء تفاهمها بشه.
بچهها ما یه چیزی داریم به اسم محرم و نامحرم.
من در تلاشم که احترام نسبی رو برای همهی انسانها رعایت کنم، اما اگه حس کنم کسی داره تو همین ربات پاشو از گلیمش درازتر میکنه، زیادی خودمونی میشه، زیادی صمیمی میشه، بنامو بر این میذارم که نامحرمه و اون احترامی که داشتم میذاشتم کاملا تبدیل به یه چیز جدید میشه.
فلذا اگه جنس مخالف هستید، سعی کنید متعدد به آداب باشید، اگه نظری دارید، نکتهای دارید، در چهارچوب و در کمال ادب عنوانش کنید و به هیچ وجه من الوجوه هرکسی که هستید، پیویم نیاید(چون هرازگاهی بعضیها میان) چون یا نخونده پاک میکنم یا بد برخورد میکنم.
اینو باید اول میگفتم اما خب الان هم دیر نیست، گفتم بگم که خدایی نکرده از طرف حقیر دلخوریای به وجود نیاد.
📒 @Nottebookk
اینکه شبا بعد سرکار میام حرم رو دوست دارم.
هیچ کار خاصی هم نمیکنم
فقط میشینم تو صحن.
ولی سبکم میکنه یکم.
هیچ کار خاصی هم نمیکنم
فقط میشینم تو صحن.
ولی سبکم میکنه یکم.
تو فصل اول the last of us یه جا هست که دوتا شخصیت باحال وارد فیلم میشن، بیل و فرانک.
فکرکن کل دنیا به فنا رفته، کلی آدم مردن این وسط بیل یه شهرک رو مال خودش کرده، دورش رو فنس برقی کشیده و هیچ زامبیای نمیتونه واردش بشه و همه چیز متعلق به خودشه و بعد فرانک وارد میشه و میشه عشق زندگیش. حالا اگه یه لحظه این کثافتکاریِ همجنس گرایانهش رو بذارم کنار واقعا این مدینهفاضلهی من از زندگیمه.
من و معشوقم کنار هم تنها تو شهرکی که همه چیز توش داریم و کل دنیا به فنا رفته و هیچکس دیگه زنده نیست.
بدون هیچ آنتن و هیچ اینترنت و هیچ دغدغهی خاصی جز بقا.
کنارهم پیر شیم و همونجا کنارهم از دنیا بریم.
واقعا من چیزی جز این نمیخوام.
📒 @Nottebookk
فکرکن کل دنیا به فنا رفته، کلی آدم مردن این وسط بیل یه شهرک رو مال خودش کرده، دورش رو فنس برقی کشیده و هیچ زامبیای نمیتونه واردش بشه و همه چیز متعلق به خودشه و بعد فرانک وارد میشه و میشه عشق زندگیش. حالا اگه یه لحظه این کثافتکاریِ همجنس گرایانهش رو بذارم کنار واقعا این مدینهفاضلهی من از زندگیمه.
من و معشوقم کنار هم تنها تو شهرکی که همه چیز توش داریم و کل دنیا به فنا رفته و هیچکس دیگه زنده نیست.
بدون هیچ آنتن و هیچ اینترنت و هیچ دغدغهی خاصی جز بقا.
کنارهم پیر شیم و همونجا کنارهم از دنیا بریم.
واقعا من چیزی جز این نمیخوام.
📒 @Nottebookk
اولین باره که دارم برای تو مینویسم.
دوست خوبی نیستم، میدونم
خیلی اذیتت میکنم، میدونم
مراقبت نیستم، میدونم
وقتی مریض میشی، دکتر نمیبرمت
وقتی درد میکشی، مسکن بهت نمیدم
بعضی وقتا زیاد ازت کار میکشم
بعضی وقتا خیلی حرصت میدم
به اون قلب بیصاحابت زیادی فشار وارد میکنم
ولی دمت گرم که تا اینجا دووم آوردی.
من تنها کسیام که شاهد آواره بودنات، تنهاییات، ترسهات، گرسنگیات، بیپولیات، درد کشیدنات، زخم شدنات بودم.
شاید بهت توجه نکنم ولی حواسم هست بهت، شاید ازت بدم بیاد ولی حواسم هست بهت، میدونم چقدر از همه چیز میترسی، میدونم چقدر زانوهاتو بغل میکنی و گریه میکنی، میدونم چند بار دلت میخواسته با مشت بکوبی تو آینه، میدونم چرا انقدر راه میری که پاهات از درد گزگز کنه، میدونم، من همه چیزو میدونم، خوب میدونم.
بعضی وقتا دلم میخواد دلم برات بسوزه، بعضی وقتا میگم حقته و باید بیشتر بچشی، بعضی وقتا دلم میخواد بغلت کنم، بعضی وقتا دلم میخواد ولت کنم به حال خودت.
همهی اینارو میدونم و میدونی.
اما، اینارو هم میدونم که خیلی تلاش میکنی خیر بقیه رو بخوای و به بقیه کمک کنی، میجنگی که امن باشی، میدونم که چقدر جنگجویی، میدونم که چقدر سعی میکنی کم نیاری و تو تاریکترین لحظات زندگیت چنگ بزنی به کورسوی امید و خودتو سر پا نگه داری، الانم میدونم چقدر خسته و ناامیدی و از همه چیز و همه کس و همه جا بریدی...
خوب میدونم عزیزم، اصلا نمیخوام بابت همهی این اذیتا ازت معذرت بخوام، نمیخوام بهت انگیزه بدم، نه.
فقط میخوام بگم میفهمم خب؟ متوجهم، شاید به روت نیارم، شاید همهی اینارو زیر خاک دفن کنم اما میفهمم.
میفهممت.
پس یه امشبه رو نه به مدت ۲۴ ساعت، برای لااقل ۴ ۵ ساعت تلاش میکنم دوست داشته باشم رفیق قدیمی، تلاش میکنم باهم کنار بیایم و اجازه بدم بشینی و خستگیاتو در کنی.
ممنونم ازت که تا اینجا دووم آوردی، امیدوارم بازم بتونیم دوتایی دووم بیاریم.
تولدت مبارک پسرکِ همیشه خستهی غرغروی آبیِ دیوانهی صدایِ عاشقِ دلخستهی دلتنگ. مراقب قلبت باش، اون قلب هنوز یه صاحب داره، هرچند دور، هرچند گم، اما هنوز هست هنوز نفس میکشه، هنوز نگرانته و با حال بدت حالش بده، حتی اگه اینو ازت قایم کنه.
تولدت مبارک کمیل.
تولدت مبارک من.
از ۲۵ سالگی نترس.
امضا: رفیقِ نامردِ همیشگیت، کمیل.
📒 @Nottebookk
دوست خوبی نیستم، میدونم
خیلی اذیتت میکنم، میدونم
مراقبت نیستم، میدونم
وقتی مریض میشی، دکتر نمیبرمت
وقتی درد میکشی، مسکن بهت نمیدم
بعضی وقتا زیاد ازت کار میکشم
بعضی وقتا خیلی حرصت میدم
به اون قلب بیصاحابت زیادی فشار وارد میکنم
ولی دمت گرم که تا اینجا دووم آوردی.
من تنها کسیام که شاهد آواره بودنات، تنهاییات، ترسهات، گرسنگیات، بیپولیات، درد کشیدنات، زخم شدنات بودم.
شاید بهت توجه نکنم ولی حواسم هست بهت، شاید ازت بدم بیاد ولی حواسم هست بهت، میدونم چقدر از همه چیز میترسی، میدونم چقدر زانوهاتو بغل میکنی و گریه میکنی، میدونم چند بار دلت میخواسته با مشت بکوبی تو آینه، میدونم چرا انقدر راه میری که پاهات از درد گزگز کنه، میدونم، من همه چیزو میدونم، خوب میدونم.
بعضی وقتا دلم میخواد دلم برات بسوزه، بعضی وقتا میگم حقته و باید بیشتر بچشی، بعضی وقتا دلم میخواد بغلت کنم، بعضی وقتا دلم میخواد ولت کنم به حال خودت.
همهی اینارو میدونم و میدونی.
اما، اینارو هم میدونم که خیلی تلاش میکنی خیر بقیه رو بخوای و به بقیه کمک کنی، میجنگی که امن باشی، میدونم که چقدر جنگجویی، میدونم که چقدر سعی میکنی کم نیاری و تو تاریکترین لحظات زندگیت چنگ بزنی به کورسوی امید و خودتو سر پا نگه داری، الانم میدونم چقدر خسته و ناامیدی و از همه چیز و همه کس و همه جا بریدی...
خوب میدونم عزیزم، اصلا نمیخوام بابت همهی این اذیتا ازت معذرت بخوام، نمیخوام بهت انگیزه بدم، نه.
فقط میخوام بگم میفهمم خب؟ متوجهم، شاید به روت نیارم، شاید همهی اینارو زیر خاک دفن کنم اما میفهمم.
میفهممت.
پس یه امشبه رو نه به مدت ۲۴ ساعت، برای لااقل ۴ ۵ ساعت تلاش میکنم دوست داشته باشم رفیق قدیمی، تلاش میکنم باهم کنار بیایم و اجازه بدم بشینی و خستگیاتو در کنی.
ممنونم ازت که تا اینجا دووم آوردی، امیدوارم بازم بتونیم دوتایی دووم بیاریم.
تولدت مبارک پسرکِ همیشه خستهی غرغروی آبیِ دیوانهی صدایِ عاشقِ دلخستهی دلتنگ. مراقب قلبت باش، اون قلب هنوز یه صاحب داره، هرچند دور، هرچند گم، اما هنوز هست هنوز نفس میکشه، هنوز نگرانته و با حال بدت حالش بده، حتی اگه اینو ازت قایم کنه.
تولدت مبارک کمیل.
تولدت مبارک من.
از ۲۵ سالگی نترس.
امضا: رفیقِ نامردِ همیشگیت، کمیل.
📒 @Nottebookk
فشارِ تجرد و بهار و این همه زوج و دختر بچه مسبب شد که دیگه بیش از این حرم نمونم، پیش به سوی خانه، چای و کیک و شیرینی و سریال.🙏🏻