واقعا حاضرم هرچی دارم بدم، همه چیز برگرده به دوسال و نیم پیش، با همین ذهنیت و با همین فکرای الان همه چیز برگرده به دو سال و نیم پیش.
فقط برگرده و این کابوس لعنتی تموم بشه...
فقط برگرده و این کابوس لعنتی تموم بشه...
این دیالوگ رو با خیلیها تجربه کردم، ندیده بودمش.
ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی.
آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم.
ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه و بهش توجه نمیکنیم.
ما به دست های بابا توجه نمیکنیم به پاهای مامان توجه نمیکنیم به چشمای آبجی توجه نمیکنیم ما بندهی کلیاتیم و تنهاترین آدمهای زمین آدمهای جزئیاتن.
به میزان توجه به جزئیات شما تنهاتر خواهید بود.
📒 @Nottebookk
ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی.
آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم.
ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه و بهش توجه نمیکنیم.
ما به دست های بابا توجه نمیکنیم به پاهای مامان توجه نمیکنیم به چشمای آبجی توجه نمیکنیم ما بندهی کلیاتیم و تنهاترین آدمهای زمین آدمهای جزئیاتن.
به میزان توجه به جزئیات شما تنهاتر خواهید بود.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
این دیالوگ رو با خیلیها تجربه کردم، ندیده بودمش. ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی. آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم. ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه…
.
معتقدم خدا و در راستای اون دین اسلام، همه در جزئیات هستن، به جزئیات توجه کردن، چرا اسلام دین کاملیه؟ چون به جزئیات توجه کرده، حتی برای توالت رفتن هم احکام وجود داره، مستحب و حلال و حرام وجود داره، جزئیات!
اسلام دینِ جزئیاته.
خدا خالق این جزئیاته، خدا خدای دقت کردن به این جزئیاته و شما به مقداری که تمرین میکنید برای جزئینگر بودن، به خداهم نزدیکتر میشید، شاید در ظاهر نه، اما در باطن حتما.(مسلما منظورم برای مسلموناست)
جزئینگر بودن مثل عاشق شدنه، شما رو به معبود نزدیک میکنه.
آدمِ عاشق جزئینگره.
هنرمند(واقعیش) جزئینگره.
جزئینگر باشید، به جزئیاتِ اطرافتون بها بدید و شکار کنید.
📒 @Nottebookk
معتقدم خدا و در راستای اون دین اسلام، همه در جزئیات هستن، به جزئیات توجه کردن، چرا اسلام دین کاملیه؟ چون به جزئیات توجه کرده، حتی برای توالت رفتن هم احکام وجود داره، مستحب و حلال و حرام وجود داره، جزئیات!
اسلام دینِ جزئیاته.
خدا خالق این جزئیاته، خدا خدای دقت کردن به این جزئیاته و شما به مقداری که تمرین میکنید برای جزئینگر بودن، به خداهم نزدیکتر میشید، شاید در ظاهر نه، اما در باطن حتما.(مسلما منظورم برای مسلموناست)
جزئینگر بودن مثل عاشق شدنه، شما رو به معبود نزدیک میکنه.
آدمِ عاشق جزئینگره.
هنرمند(واقعیش) جزئینگره.
جزئینگر باشید، به جزئیاتِ اطرافتون بها بدید و شکار کنید.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
امروز هدفم این بود که ۷ قسمت پادکست ضبط کنم ولی خب دوسه تا کار پیش اومد و ۵ قسمت ضبط کردم. حقیقتا خوانش برای منی که نریشن رو حرفهای در بر نگرفتم کار دشوار و سختیه و اونم این همه. هر قسمت تقریبا ۳۰ دقیقه وکاله. ولیی حس خوبیه، اینکه دارم خودمو مجبور میکنم…
شما ممکنه فکر کنید مگه چیه؟ مگه چقدر سخته؟
ولی باید بهتون بگم که الان از شدت فشاری که امشب بهم وارد شد از این کار
حالت تهوع، عرق سرد و ضعف شدیدی رو دارم تجربه میکنم.
بدنم داره میلرزه و این بخشی از کاریه که شاید از دور خیلی کول و باحال به نظر برسه.😂
خلاصه کارما هم سختیهای خودشو داره و در کنار این سختیها لذتبخشه.
با موفقیت تونستم تا اپیزود ۱۹ ضبط کنم، دلم میخواد بازم ضبط کنم اما دیگه بدنم کشش نداره. سردرد هم به این دردها اضافه شده.
#روزمره
📒 @Nottebookk
ولی باید بهتون بگم که الان از شدت فشاری که امشب بهم وارد شد از این کار
حالت تهوع، عرق سرد و ضعف شدیدی رو دارم تجربه میکنم.
بدنم داره میلرزه و این بخشی از کاریه که شاید از دور خیلی کول و باحال به نظر برسه.😂
خلاصه کارما هم سختیهای خودشو داره و در کنار این سختیها لذتبخشه.
با موفقیت تونستم تا اپیزود ۱۹ ضبط کنم، دلم میخواد بازم ضبط کنم اما دیگه بدنم کشش نداره. سردرد هم به این دردها اضافه شده.
#روزمره
📒 @Nottebookk
Closeup.
اونقدری که به پدال ترمز موتور اعتماد دارم به آدما ندارم.
به ترمز اعتماد داری که دوبار با موتور تصادف کردی دیگه.
نزدیک حرم یه کتابفروشی هست، حتی وقتی بستهست جلوش دوتا قفسه از کتابا گذاشته، قیمت؟ دونهای ۵۰۰۰ تومن و ۲۰٫۰۰۰ تومن، رو شیشه یه کاغذ چاپ کرده، اگه کتابی رو احتیاج دارید و مغازه بسته بود پولشو از لای در بندازید تو یا اینکه بعدا پرداخت کنید و بردارید .
این دوتا قفسه همیشه جلوی دره. همیشه.
📒 @Nottebookk
این دوتا قفسه همیشه جلوی دره. همیشه.
📒 @Nottebookk
کار تموم شد.
زباله های دفترو جمع کردم گذاشتم دم در و سوار موتور شدم و اومدم حرم
پناه دیگهای جز حرم ندارم.
پناه خوبیه.
هنوز شام نخوردم و قار و قور شکمم هر چند دقیقه بلند میشه.
#روزمره
📒 @Nottebookk
زباله های دفترو جمع کردم گذاشتم دم در و سوار موتور شدم و اومدم حرم
پناه دیگهای جز حرم ندارم.
پناه خوبیه.
هنوز شام نخوردم و قار و قور شکمم هر چند دقیقه بلند میشه.
#روزمره
📒 @Nottebookk
پاتوق همیشگیم تو حرم امام رضا صحن قدسه.
قبلا پاتوقم تو حرم حضرت معصومه یه جا بود که گنبد از زاویهی خاصی معلوم بود و دوستش داشتم
اما به دو دلیل پاتوقم تغییر پیدا کرد و الان صحن امام رضا یه کنجی پیدا کردم که دیگه مدتیه اونجا میشینم.
معالاسف حتی زیارتامم خلوص نداره، پاتوقام هم...
📒 @Nottebookk
قبلا پاتوقم تو حرم حضرت معصومه یه جا بود که گنبد از زاویهی خاصی معلوم بود و دوستش داشتم
اما به دو دلیل پاتوقم تغییر پیدا کرد و الان صحن امام رضا یه کنجی پیدا کردم که دیگه مدتیه اونجا میشینم.
معالاسف حتی زیارتامم خلوص نداره، پاتوقام هم...
📒 @Nottebookk
اول برگشت بهم گفت آقا ببخشید پشتم به شماست
بعد پرسید شام خوردی؟ من غذا دارما...
گفتم بله خوردم ممنون
داشتم سرفه میکردم
گفت قربونت برم ریه هات مشکل داره که سرفه میکنی؟
گفتم نه
گفت الحمدلله که ریه هات سالمه
پس چرا سرفه میکنی؟
گفتم والا سیگار کشیدم بخاطر اون
گفت قربونت برم جوونی خوشتیپی هیکلت میزونه نکش بهانه هم دست آدمای بد ذات نده که قضاوتت کنن بخاطر سیگار نکش.
بعد گفت ببخشید جلوی شما دراز میکشم
دراز کشید و روشو کرد به گنبد خطاب به خانم گفت آره اینجوری بهتره اینجوری فقط گنبدو میبینم
قربونت برم بیبی قربونت برم
الانم داره ریز ریز گریه میکنه...
فرق رفتار ادایی و غیر رو معمولا زود و خوب متوجه میشم، ادا نیست، همینه.
عین یه بچه داره گریه میکنه
منم همینطور عمو منم همینطور...
صدای مهربونی داره.
جنونش رو دوست دارم.
شاید آیندهی من همین باشه.
📒 @Nottebookk
بعد پرسید شام خوردی؟ من غذا دارما...
گفتم بله خوردم ممنون
داشتم سرفه میکردم
گفت قربونت برم ریه هات مشکل داره که سرفه میکنی؟
گفتم نه
گفت الحمدلله که ریه هات سالمه
پس چرا سرفه میکنی؟
گفتم والا سیگار کشیدم بخاطر اون
گفت قربونت برم جوونی خوشتیپی هیکلت میزونه نکش بهانه هم دست آدمای بد ذات نده که قضاوتت کنن بخاطر سیگار نکش.
بعد گفت ببخشید جلوی شما دراز میکشم
دراز کشید و روشو کرد به گنبد خطاب به خانم گفت آره اینجوری بهتره اینجوری فقط گنبدو میبینم
قربونت برم بیبی قربونت برم
الانم داره ریز ریز گریه میکنه...
فرق رفتار ادایی و غیر رو معمولا زود و خوب متوجه میشم، ادا نیست، همینه.
عین یه بچه داره گریه میکنه
منم همینطور عمو منم همینطور...
صدای مهربونی داره.
جنونش رو دوست دارم.
شاید آیندهی من همین باشه.
📒 @Nottebookk
بعد از دوهفته بالأخره آبجیمو دیدم
دلم براش تنگ شده بود
این روزا تنها رفیقم همین بچهست.
خواب بود
اومدم بغلش کردم و یکم باهاش حرف زدم
خواب و بیدار داشت جوابمو میداد.
بهش میگم آخجون دوباره اذیت آبجی، تو خواب میخنده.
چند وقت پیش دوسه روز ازش دور بودم، پیام داده بود بیا دیگه دلم تنگ شده بیای اذیتم کنی هیچکس نیست اذیتم کنه حوصلهم سر رفته:)))
📒 @Nottebookk
دلم براش تنگ شده بود
این روزا تنها رفیقم همین بچهست.
خواب بود
اومدم بغلش کردم و یکم باهاش حرف زدم
خواب و بیدار داشت جوابمو میداد.
بهش میگم آخجون دوباره اذیت آبجی، تو خواب میخنده.
چند وقت پیش دوسه روز ازش دور بودم، پیام داده بود بیا دیگه دلم تنگ شده بیای اذیتم کنی هیچکس نیست اذیتم کنه حوصلهم سر رفته:)))
📒 @Nottebookk
در راستای وضعیت این روزام که حالا دوسه نفرتون جزئی هم در جریانید و مابقی که یحتمل حدسایی بزنن، ممنونم که مشتی هستید و پیگیر حالید چه از طریق ناشناس چه رفقا از طریق پیوی و تماس.
ولی این مسئله اذیتم میکنه حرفهای کلیشهای، سوالها، همدردی، ترحم و هر خزعبل دیگهای تو این دایره فقط عصبیترم میکنه.
اگه اینجا حضور دارید، بخونید و رد شید. به روم نیارید، اگه حضوری همو میبینیم دربارهش صحبت نکنید، اگه خواستید بهم زنگ بزنید بهخاطر اینا زنگ نزنید و کلا هیچی، انگار که هیچی نشده.
من نیاز دارم که بگم و بنویسم و از بیرون از ذهنم بهش نگاه کنم و بررسی کنم. نیاز دارم بگم تا یکم سبک شم و از شر این حجم از داده های آزاردهنده خلاص شم.
اگه حس کنم هرکسی در هرجایگاهی مثلا داره تلاش میکنه کمک کنه و اینا، مجبور میشم خودسانسوری کنم.
هیچی نشده، همه چیز عالی و بر وفق مراده.
اگه حس کردید حالتون گرفته میشه لفت بدید، من اگه دنبال ممبر بودم به جای ۶ تا کانال زدن ۱ کانال میزدم و خیلی راحت ممبر جمع میکردم.
خلاصه که بیخیال، این مسائل همه چیز رو بدتر میکنه، ترجیح میدم تنها باشم و تنها باهاش دست و پنجه نرم کنم.
📒 @Nottebookk
ولی این مسئله اذیتم میکنه حرفهای کلیشهای، سوالها، همدردی، ترحم و هر خزعبل دیگهای تو این دایره فقط عصبیترم میکنه.
اگه اینجا حضور دارید، بخونید و رد شید. به روم نیارید، اگه حضوری همو میبینیم دربارهش صحبت نکنید، اگه خواستید بهم زنگ بزنید بهخاطر اینا زنگ نزنید و کلا هیچی، انگار که هیچی نشده.
من نیاز دارم که بگم و بنویسم و از بیرون از ذهنم بهش نگاه کنم و بررسی کنم. نیاز دارم بگم تا یکم سبک شم و از شر این حجم از داده های آزاردهنده خلاص شم.
اگه حس کنم هرکسی در هرجایگاهی مثلا داره تلاش میکنه کمک کنه و اینا، مجبور میشم خودسانسوری کنم.
هیچی نشده، همه چیز عالی و بر وفق مراده.
اگه حس کردید حالتون گرفته میشه لفت بدید، من اگه دنبال ممبر بودم به جای ۶ تا کانال زدن ۱ کانال میزدم و خیلی راحت ممبر جمع میکردم.
خلاصه که بیخیال، این مسائل همه چیز رو بدتر میکنه، ترجیح میدم تنها باشم و تنها باهاش دست و پنجه نرم کنم.
📒 @Nottebookk
میگم امید ندارم ولی زر میزنم، چون مثل سگ گوشه چشمم به همین مشهدیه که دارم میآم.
امیدم به توئیه که همیشه سر بزنگاهها نشون دادی هستی و دستمو گرفتی...
من امید دارم، بهت امید دارم...
📒 @Nottebookk
امیدم به توئیه که همیشه سر بزنگاهها نشون دادی هستی و دستمو گرفتی...
من امید دارم، بهت امید دارم...
📒 @Nottebookk
Forwarded from Solitude
کسی به شما هکسره یاد داد توی زندگیتون؟
به نظرم پدیدهی هکسره مثل آب خوردن میمونه.
یعنی یه حداقلی از آیکیو در حد آیکیوی مثلا مارماهی لازمه برای فهمیدنش.
اصلا آموزش نمیخواد.
کسی که فعالانه پدیدهی هکسره رو اشتباه نوشته و رعایت نمیکنه، یعنی واقعا شایستگی تکاملی نداره.
به نظرم پدیدهی هکسره مثل آب خوردن میمونه.
یعنی یه حداقلی از آیکیو در حد آیکیوی مثلا مارماهی لازمه برای فهمیدنش.
اصلا آموزش نمیخواد.
کسی که فعالانه پدیدهی هکسره رو اشتباه نوشته و رعایت نمیکنه، یعنی واقعا شایستگی تکاملی نداره.
تازه الان و بعد از چند ساعت کار فشرده از کار خلاص شدم.
تجربهی جدید رو که بالاتر بهتون گفتم اما نکتهی جذابترش اینه که
این پادکستهایی که دارم ضبط میکنم، معرفی کتابهای شهداست و عملا خلاصه دارم زندگیِ بعضی از شهدایی که شاید اسمشون به گوشتون نخورده باشه رو هم میخونم.
داستان بعضی هاشون خیلی عجیب و جذاب و جالبه.
چند بار وسط خوندن حکایتهای عاشقانهی بعضیهاشون ناخودآگاه بغضم گرفت.
چه فداکاریهایی، چه داستانهایی...
واقعا عجیب بودن اینا...
#روزمره
📒 @Nottebookk
تجربهی جدید رو که بالاتر بهتون گفتم اما نکتهی جذابترش اینه که
این پادکستهایی که دارم ضبط میکنم، معرفی کتابهای شهداست و عملا خلاصه دارم زندگیِ بعضی از شهدایی که شاید اسمشون به گوشتون نخورده باشه رو هم میخونم.
داستان بعضی هاشون خیلی عجیب و جذاب و جالبه.
چند بار وسط خوندن حکایتهای عاشقانهی بعضیهاشون ناخودآگاه بغضم گرفت.
چه فداکاریهایی، چه داستانهایی...
واقعا عجیب بودن اینا...
#روزمره
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
تازه الان و بعد از چند ساعت کار فشرده از کار خلاص شدم.
البته هنوز تو دفتر نشستم، دوست دارم بعد تموم شدن کارم چند دقیقهای بشینم، صدای موتور یخچال و فن کیس و موتور آبسرد کن رو بشنوم.
راستش
خیلی وقته خودمو عادت دادم دیگه به همه چیز جوری نگاه کنم و جوری دقت کنم که انگار آخرینباره.
نمیدونید سوزش حسرت اینکه ندونید آخرینباره اما آخرینبار باشه چقدر زیاده...
📒 @Nottebookk
راستش
خیلی وقته خودمو عادت دادم دیگه به همه چیز جوری نگاه کنم و جوری دقت کنم که انگار آخرینباره.
نمیدونید سوزش حسرت اینکه ندونید آخرینباره اما آخرینبار باشه چقدر زیاده...
📒 @Nottebookk