واقعا خدا چه میچرخانه مارو.
قرار بود سال تحویل تنها باشم، ۱۳ به در همدان باشم، بعد برم مشهد و بعد جای دیگه که نمیگم کجا.
سال تحویل کنار خانواده بودم، ۱۳ به در تنها، مشهد احتمالا سرجاش باشه اما جای دیگه هم کنسل شد.
کلا تقدیر خدا تدبیرِ منو جوک فرض کرده:)
📒 @Nottebookk
قرار بود سال تحویل تنها باشم، ۱۳ به در همدان باشم، بعد برم مشهد و بعد جای دیگه که نمیگم کجا.
سال تحویل کنار خانواده بودم، ۱۳ به در تنها، مشهد احتمالا سرجاش باشه اما جای دیگه هم کنسل شد.
کلا تقدیر خدا تدبیرِ منو جوک فرض کرده:)
📒 @Nottebookk
بعضی رفقا استوری از غزه میذارن که چقدر این روزا اوضاعش خرابه.
راستش این روزا بیشتر از هروقتی دلم میخواست اونجا زندگی میکردم.
شاید هدفی داشتم و امیدی.
اینکه به مرگ نزدیک باشی حس جالبیه که ماها خیلی کم تجربهش میکنیم، دوست دارم اون نسخهی نزدیک به مرگ خودم رو ببینم.
یه بار ماه رمضونِ پیارسال این تجربه رو کمی داشتم. حس جالبی بود.
📒 @Nottebookk
راستش این روزا بیشتر از هروقتی دلم میخواست اونجا زندگی میکردم.
شاید هدفی داشتم و امیدی.
اینکه به مرگ نزدیک باشی حس جالبیه که ماها خیلی کم تجربهش میکنیم، دوست دارم اون نسخهی نزدیک به مرگ خودم رو ببینم.
یه بار ماه رمضونِ پیارسال این تجربه رو کمی داشتم. حس جالبی بود.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
الحمدلله علیاکبر هم پس از تلاشهای بسیار به وصال معشوق رسید. نوشش.
یکی دیگه از دوستان قدیمی و دور هم مزدوج شد دیشب، نوشش.
- دفترچه📒-
یکی دیگه از دوستان قدیمی و دور هم مزدوج شد دیشب، نوشش.
الان عبدالمطلب میآد میگه ایشالا قسمت خودت.
به طرز عجیبی ویار بستنی کردم.
به معنای واقعی کلمه ویار.
بستنی شکلاتیِ زیاد. به حدی که سیر شم.
اما خب موجودیِ کارتم میگه خفه شو.
📒 @Nottebookk
به معنای واقعی کلمه ویار.
بستنی شکلاتیِ زیاد. به حدی که سیر شم.
اما خب موجودیِ کارتم میگه خفه شو.
📒 @Nottebookk
درباره ی ما
+ایشالا قسمت خودت -قصد ازدواج ندارم +داماد بعدی باید تو باشی -نمیخوام زن بگیرم +کی شیرینی ازدواجتو میدی پس؟
بیا:)
میگم که، پیرمرد پرحاشیه باهام لج کرده.
میگم که، پیرمرد پرحاشیه باهام لج کرده.
- دفترچه📒- pinned «دوستانِ جدیدالورود، خوشآمدید، اینجا همه چیز مودیه، عین خودم. با یزدیها خصومت شخصی داریم. با انسانها خصومت شخصی داریم. با خیلیها خصومت شخصی داریم. یه دوست لر داریم که هرازگاهی باهاش به مشاجره میپردازیم بهش اهمیت ندید. اگه نظری داشتید از طریق ربات درج…»
پاشدم، اون کاستایی که اون روز خریده بودم، یکی از مایکل جکسوناشو گذاشتم، شیشهی گلامو خالی کردم، شیشه هاشونو شستم ترتمیز، آب جدید تصفیه شده ریختم تو شیشه ها، جای بعضی گلارو تغییر دادم که احیا بشن، آب اسپری کردم براشون، لباسارو شستم، خونه رو مرتب کردم و یه جارو زدم، ظرفای دیشب رو شستم.
قربون گلام برم، گلای قشنگم.🌱🫀
چند وقت بود بابایی حواسش بهشون نبود ناراحت و پژمرده حال بودن.
امروز خانواده بعد از دو هفته نبودن برمیگردن، خوشبختانه همه جارو از قبل ترتمیز و مرتب کرده بودم و نیاز به زحمت دوباره نبود.
یک ناهاری بزنیم بر بدن و بریم یم و مثل اسب کار کنیم تا آخر شب.
#روزمره
📒 @Nottebookk
قربون گلام برم، گلای قشنگم.🌱🫀
چند وقت بود بابایی حواسش بهشون نبود ناراحت و پژمرده حال بودن.
امروز خانواده بعد از دو هفته نبودن برمیگردن، خوشبختانه همه جارو از قبل ترتمیز و مرتب کرده بودم و نیاز به زحمت دوباره نبود.
یک ناهاری بزنیم بر بدن و بریم یم و مثل اسب کار کنیم تا آخر شب.
#روزمره
📒 @Nottebookk
Forwarded from - آلبوم عکس📙 -
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معالاسف همهی شهرستانیها دارن برمیگردن قم و قم هم شلوغ شده.
البته قبلشم شلوغ بود چون یه سری شهرستانیِ دیگه اومده بودن قم.
📒 @Nottebookk
البته قبلشم شلوغ بود چون یه سری شهرستانیِ دیگه اومده بودن قم.
📒 @Nottebookk
جهت حفظ انرژیِ مردانهم رفتم بنزین زدم به موتور.
واقعا نمیدونم چرا اما بنزین زدن سطح تستسترون آدمو میبره بالا.
📒 @Nottebookk
واقعا نمیدونم چرا اما بنزین زدن سطح تستسترون آدمو میبره بالا.
📒 @Nottebookk
واقعا حاضرم هرچی دارم بدم، همه چیز برگرده به دوسال و نیم پیش، با همین ذهنیت و با همین فکرای الان همه چیز برگرده به دو سال و نیم پیش.
فقط برگرده و این کابوس لعنتی تموم بشه...
فقط برگرده و این کابوس لعنتی تموم بشه...
این دیالوگ رو با خیلیها تجربه کردم، ندیده بودمش.
ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی.
آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم.
ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه و بهش توجه نمیکنیم.
ما به دست های بابا توجه نمیکنیم به پاهای مامان توجه نمیکنیم به چشمای آبجی توجه نمیکنیم ما بندهی کلیاتیم و تنهاترین آدمهای زمین آدمهای جزئیاتن.
به میزان توجه به جزئیات شما تنهاتر خواهید بود.
📒 @Nottebookk
ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی.
آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم.
ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه و بهش توجه نمیکنیم.
ما به دست های بابا توجه نمیکنیم به پاهای مامان توجه نمیکنیم به چشمای آبجی توجه نمیکنیم ما بندهی کلیاتیم و تنهاترین آدمهای زمین آدمهای جزئیاتن.
به میزان توجه به جزئیات شما تنهاتر خواهید بود.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
این دیالوگ رو با خیلیها تجربه کردم، ندیده بودمش. ما آدمهای ندیدنیم، آدمهای رد شدن از کنار خیلی چیزها به سادگی. آدمِ توجه نکردن به جزئیاتیم، آدمِ توجه نکردن به اطرافیانیم. ما آدمها توجه نمیکنیم. به هیچی. به راحتی هرروز کلی قصه و روایت از کنارمون رد میشه…
.
معتقدم خدا و در راستای اون دین اسلام، همه در جزئیات هستن، به جزئیات توجه کردن، چرا اسلام دین کاملیه؟ چون به جزئیات توجه کرده، حتی برای توالت رفتن هم احکام وجود داره، مستحب و حلال و حرام وجود داره، جزئیات!
اسلام دینِ جزئیاته.
خدا خالق این جزئیاته، خدا خدای دقت کردن به این جزئیاته و شما به مقداری که تمرین میکنید برای جزئینگر بودن، به خداهم نزدیکتر میشید، شاید در ظاهر نه، اما در باطن حتما.(مسلما منظورم برای مسلموناست)
جزئینگر بودن مثل عاشق شدنه، شما رو به معبود نزدیک میکنه.
آدمِ عاشق جزئینگره.
هنرمند(واقعیش) جزئینگره.
جزئینگر باشید، به جزئیاتِ اطرافتون بها بدید و شکار کنید.
📒 @Nottebookk
معتقدم خدا و در راستای اون دین اسلام، همه در جزئیات هستن، به جزئیات توجه کردن، چرا اسلام دین کاملیه؟ چون به جزئیات توجه کرده، حتی برای توالت رفتن هم احکام وجود داره، مستحب و حلال و حرام وجود داره، جزئیات!
اسلام دینِ جزئیاته.
خدا خالق این جزئیاته، خدا خدای دقت کردن به این جزئیاته و شما به مقداری که تمرین میکنید برای جزئینگر بودن، به خداهم نزدیکتر میشید، شاید در ظاهر نه، اما در باطن حتما.(مسلما منظورم برای مسلموناست)
جزئینگر بودن مثل عاشق شدنه، شما رو به معبود نزدیک میکنه.
آدمِ عاشق جزئینگره.
هنرمند(واقعیش) جزئینگره.
جزئینگر باشید، به جزئیاتِ اطرافتون بها بدید و شکار کنید.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
امروز هدفم این بود که ۷ قسمت پادکست ضبط کنم ولی خب دوسه تا کار پیش اومد و ۵ قسمت ضبط کردم. حقیقتا خوانش برای منی که نریشن رو حرفهای در بر نگرفتم کار دشوار و سختیه و اونم این همه. هر قسمت تقریبا ۳۰ دقیقه وکاله. ولیی حس خوبیه، اینکه دارم خودمو مجبور میکنم…
شما ممکنه فکر کنید مگه چیه؟ مگه چقدر سخته؟
ولی باید بهتون بگم که الان از شدت فشاری که امشب بهم وارد شد از این کار
حالت تهوع، عرق سرد و ضعف شدیدی رو دارم تجربه میکنم.
بدنم داره میلرزه و این بخشی از کاریه که شاید از دور خیلی کول و باحال به نظر برسه.😂
خلاصه کارما هم سختیهای خودشو داره و در کنار این سختیها لذتبخشه.
با موفقیت تونستم تا اپیزود ۱۹ ضبط کنم، دلم میخواد بازم ضبط کنم اما دیگه بدنم کشش نداره. سردرد هم به این دردها اضافه شده.
#روزمره
📒 @Nottebookk
ولی باید بهتون بگم که الان از شدت فشاری که امشب بهم وارد شد از این کار
حالت تهوع، عرق سرد و ضعف شدیدی رو دارم تجربه میکنم.
بدنم داره میلرزه و این بخشی از کاریه که شاید از دور خیلی کول و باحال به نظر برسه.😂
خلاصه کارما هم سختیهای خودشو داره و در کنار این سختیها لذتبخشه.
با موفقیت تونستم تا اپیزود ۱۹ ضبط کنم، دلم میخواد بازم ضبط کنم اما دیگه بدنم کشش نداره. سردرد هم به این دردها اضافه شده.
#روزمره
📒 @Nottebookk