جمهوری اسلامی مارو یه ۳۰ سال با ای لشکر صاحب زمان آماده باش با صدای آهنگران زخم کرد، تازه داشت اونو یادشون میرفت که حسین طاهری تصمیم گرفت رمیکسشو بخونه.
📒 @Nottebookk
📒 @Nottebookk
یکی داشت گزارش میگفت
سوالش این بود
سال ۱۴۰۳ رو تو یه کلمه توصیف کنید.
اصلا کلمههای خوبی به ذهنم نمیرسه.
📒 @Nottebookk
سوالش این بود
سال ۱۴۰۳ رو تو یه کلمه توصیف کنید.
اصلا کلمههای خوبی به ذهنم نمیرسه.
📒 @Nottebookk
خب اولین عیدیِ عید فطرم رو گرفتم، با تشکر از پروردگار که همیشه در آستینش یه چیزی برای من کنار گذاشته که چیده بشه تو حالم.😭😂🙏🏻
برای یه پروندهای که به دروغ برام بسته شده و کار به دادگاه کشیده شده
دوتا شاهد لازم داشتم تا ثابت کنم شاکی بهم تهمت زده.
دوتا شاهدم یکیشون پیرمرده و الان متوجه شدم کمر درد شدید گرفته مدت هاست و باید عمل بشه
اون یکی هم مدت هاست مغازهشو جمع کرده و خبری ازش نیست.😂🤣🤣🤣
📒 @Nottebookk
برای یه پروندهای که به دروغ برام بسته شده و کار به دادگاه کشیده شده
دوتا شاهد لازم داشتم تا ثابت کنم شاکی بهم تهمت زده.
دوتا شاهدم یکیشون پیرمرده و الان متوجه شدم کمر درد شدید گرفته مدت هاست و باید عمل بشه
اون یکی هم مدت هاست مغازهشو جمع کرده و خبری ازش نیست.😂🤣🤣🤣
📒 @Nottebookk
با میثم اومدیم یه جا غذا بخوریم.
اول ناصرعبداللهی داشت پخش میشد
بعد حسن شماعیزاده
بعد تتلو
الان ابی داره میخونه:))
واقعا غیرقابل پیشبینیه.
#روزمره
📒 @Nottebookk
اول ناصرعبداللهی داشت پخش میشد
بعد حسن شماعیزاده
بعد تتلو
الان ابی داره میخونه:))
واقعا غیرقابل پیشبینیه.
#روزمره
📒 @Nottebookk
- چیزی که بیشتر از همه منو نگران میکنه فرانک، اینه که انقدر ته چاه موندی که داری به اونجا عادت میکنی.
+ آره، شاید باید همونجا بمونم.
#دیالوگ
📒 @Nottebookk
+ آره، شاید باید همونجا بمونم.
#دیالوگ
📒 @Nottebookk
راستش دارم به بستنِ کامنتها فکر میکنم.
ولو شده به طور موقت.
آدما به خودشون اجازه میدن هر جوری دوست دارن حرف بزنن، انتظار جواب دادن دارن، تواناییم برای ارتباط برقرار کردن از هرشکلش هر دفعه داره کم و کمتر میشه.
نمیدونم
دارم بلند فکر میکنم، احتمال اینکه ببندمش هست.
بستمش؛
ولو شده به طور موقت.
آدما به خودشون اجازه میدن هر جوری دوست دارن حرف بزنن، انتظار جواب دادن دارن، تواناییم برای ارتباط برقرار کردن از هرشکلش هر دفعه داره کم و کمتر میشه.
نمیدونم
دارم بلند فکر میکنم، احتمال اینکه ببندمش هست.
بستمش؛
آخرینباری که سیزده بهدر کنار خانواده بودم رو واقعا یادم نمیآد.
چند سال پیش یادمه برای اینکه این روز رو کنار خانواده باشم با صاحبکارم دعوام شد و از کار اخراج شدم اما باز هم نشد که کنار خانواده باشم.
چند سال خیلی تلاش کردم که این یه روز رو فقط کنار خانواده باشم، نشد.
امسال همه چیز تقریبا جور بود اما دیگه من ذوقشو نداشتم، دیگه کور شد.
تصمیم گرفتم بیخیال شم و نرم و همون تنها بگذرونم.
تو همین فکرکردنا برای اینکه برم یا نرم بودم که کار اجباری خورد و همون موندنی شدم.
آره، قطعا اینو هزاران بار شنیدید به روشهای مختلف که وقتی ذوقش بره دیگه فایده نداره، وقتی فرصتش بگذره دیگه فایده نداره، میخواستم منم یه تجربهی شخصی رو باهاتون به اشتراک بذارم.
مراقب باشید ذوقش نره، مراقب باشید فرصتتون از دست نره، یهو دیر میشه، برای خیلی چیزایی که فکرشو نمیکنید.
📒 @Nottebookk
چند سال پیش یادمه برای اینکه این روز رو کنار خانواده باشم با صاحبکارم دعوام شد و از کار اخراج شدم اما باز هم نشد که کنار خانواده باشم.
چند سال خیلی تلاش کردم که این یه روز رو فقط کنار خانواده باشم، نشد.
امسال همه چیز تقریبا جور بود اما دیگه من ذوقشو نداشتم، دیگه کور شد.
تصمیم گرفتم بیخیال شم و نرم و همون تنها بگذرونم.
تو همین فکرکردنا برای اینکه برم یا نرم بودم که کار اجباری خورد و همون موندنی شدم.
آره، قطعا اینو هزاران بار شنیدید به روشهای مختلف که وقتی ذوقش بره دیگه فایده نداره، وقتی فرصتش بگذره دیگه فایده نداره، میخواستم منم یه تجربهی شخصی رو باهاتون به اشتراک بذارم.
مراقب باشید ذوقش نره، مراقب باشید فرصتتون از دست نره، یهو دیر میشه، برای خیلی چیزایی که فکرشو نمیکنید.
📒 @Nottebookk
میگفت، ماهی به وقت مردن بوی دریا میداد.
گفتم، پوست پرتقال خشک شده بوی پرتقال میده.
انگار هرکسی بعد از مرگ بوی وطن میده.
من؟ قطعا بوی تورو میدم.
بوی گلنرگس، آزارو و رز سفید.
📒 @Nottebookk
گفتم، پوست پرتقال خشک شده بوی پرتقال میده.
انگار هرکسی بعد از مرگ بوی وطن میده.
من؟ قطعا بوی تورو میدم.
بوی گلنرگس، آزارو و رز سفید.
📒 @Nottebookk
در راستای نفرت من از یزد و یزدی، مریدی دقایقی پیش نطق جالبی داشت که از حضرت آدم تا الان، بنای جمع شدن مردم بر آب بوده، آبی اگر بود تجمعی شکل میگرفت و مردمی و در نهایت شهری.
یزدیها این وسط رفتن در کویری که صد درصد کویره، بعد مشکل رو با قنات حل کردن. یعنی به جای اینکه برن جایی که آب باشه، ترجیح دادن همه چیز رو خراب کنن و از بین ببرن تا آب رو به سمت خودشون بکشن.
این هم سندی دیگر بر خودبرتربینیِ یزدیها.
📒 @Nottebookk
یزدیها این وسط رفتن در کویری که صد درصد کویره، بعد مشکل رو با قنات حل کردن. یعنی به جای اینکه برن جایی که آب باشه، ترجیح دادن همه چیز رو خراب کنن و از بین ببرن تا آب رو به سمت خودشون بکشن.
این هم سندی دیگر بر خودبرتربینیِ یزدیها.
📒 @Nottebookk
امروز هدف این بود که ۳ قسمت پادکست ضبط کنیم.
به حول و قوهی الهی نه تنها دیشب ۱ قسمت اضافه ضبط کردم بلکه امروز ۵ قسمت تا الان ضبط کردم و امیدوارم تا شب ۳ قسمت دیگه بتونم ضبط کنم.
۳۰ قسمت کاره که باید تا آخر فروردین همهی کاراش تموم بشه.🤦🏻♂
📒 @Nottebookk
به حول و قوهی الهی نه تنها دیشب ۱ قسمت اضافه ضبط کردم بلکه امروز ۵ قسمت تا الان ضبط کردم و امیدوارم تا شب ۳ قسمت دیگه بتونم ضبط کنم.
۳۰ قسمت کاره که باید تا آخر فروردین همهی کاراش تموم بشه.🤦🏻♂
📒 @Nottebookk
Forwarded from • وِلوایی •
- اصن باشه! فقط تو بمون بقیه برن. بعد ببینم حرف حسابت چیه؟ چی میخوای از جونم؟ چرا اینطور نشستی گوشهی اتاق زل زدی بهم؟ چرا با سکوتت، نبودنها رو به روم میاری؟ چرا میخوای فقط با تو دوستی کنم؟ میدونم از ازل باهام بودی و قراره تهش هم تا توی قبر باهام باشی. میدونم ذاتم گره خورده به دوستی و همراهی با تو ولی خب د آخه انقد هم زور نداشته باش نامرد! انقد محکم دو دستی گلومو نگیر! بذار حداقل بتونم کنارت نفس بکشم..
اصن هر کار دوس داری بکن. من که تهش زورم بهت نمیرسه. نهایتش یکم چشام خیس میشه و یکی دو روز هم گلوم درد میگیره. عیب نداره. اونم فدا سرت. مگه چی میتونم غیر از این بگم؟
اصن هر کار دوس داری بکن. من که تهش زورم بهت نمیرسه. نهایتش یکم چشام خیس میشه و یکی دو روز هم گلوم درد میگیره. عیب نداره. اونم فدا سرت. مگه چی میتونم غیر از این بگم؟