تو خونه بوی گیلان پیچیده، چرا؟ چون عمو کمیل تصمیم گرفت گوجه های درحال خراب شدن رو کباب کنه، بادمجونارو سرخ کنه، کمی هم فسنجون درست کنه.
خانواده دو هفتهای خونه نیستن باید فکری برای سحریها میکردم.☺️😂
#روزمره
📒 @Nottebookk
خانواده دو هفتهای خونه نیستن باید فکری برای سحریها میکردم.☺️😂
#روزمره
📒 @Nottebookk
کسایی که میتونن احساساتت رو جریحه دار کنن، اونایی که واقعا بهت صدمه میزنن، اونایی هستن که برای این کار به اندازهی کافی بهت نزدیک هستن، کسایی هستن که به دلت راه پیدا میکنن و تورو از هم میپاشونن و باعث میشن کس کنی هرگز این زخم التیام پیدا نمیکنه...
لعنتی من حاضرم همینجا توی همین رستوران دستم رو قطع کنم تا فقط یه بار دیگه این حس رو با همسرم داشته باشم.
همسرم فقط دلم رو نشکوند، اون قلبم رو از جا میکند، تیکهتیکهش میکرد، لگدمالش میکرد، میدادش به یه سگ بخورتش...
میخوام بگم سنگدل بود منو رنج و عذاب میداد ولی دیگه هرگز به من صدمه نمیزنه... دیگه نمیتونم اون حس رو داشته باشم.
اینجا نشستی و در این مورد سردرگمی ولی عشق رو داری، تو همه چیز داری. پس به این عشق بچسب. محکم بگیرش و نذار از دستت بره، میفهمی؟
🎞 Punisher | #دیالوگ
📒 @Nottebookk
لعنتی من حاضرم همینجا توی همین رستوران دستم رو قطع کنم تا فقط یه بار دیگه این حس رو با همسرم داشته باشم.
همسرم فقط دلم رو نشکوند، اون قلبم رو از جا میکند، تیکهتیکهش میکرد، لگدمالش میکرد، میدادش به یه سگ بخورتش...
میخوام بگم سنگدل بود منو رنج و عذاب میداد ولی دیگه هرگز به من صدمه نمیزنه... دیگه نمیتونم اون حس رو داشته باشم.
اینجا نشستی و در این مورد سردرگمی ولی عشق رو داری، تو همه چیز داری. پس به این عشق بچسب. محکم بگیرش و نذار از دستت بره، میفهمی؟
🎞 Punisher | #دیالوگ
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
تو خونه بوی گیلان پیچیده، چرا؟ چون عمو کمیل تصمیم گرفت گوجه های درحال خراب شدن رو کباب کنه، بادمجونارو سرخ کنه، کمی هم فسنجون درست کنه. خانواده دو هفتهای خونه نیستن باید فکری برای سحریها میکردم.☺️😂 #روزمره 📒 @Nottebookk
خب روز پر برکتی شد تا اینجا.
کمپوت سیب درست کردم.
سیروپ شربت درست کردم.
فسنجون پختم، برنج دم کردم، سس قارچ درست کردم، اون غذای بادمجونی رو هم درست کردم.
تمام ظروف مربوطه هم شسته شد، لباسایی هم که لازم بود شسته بشه، شسته شد. تو همین حین یک ساعت با چتجیبیتی صحبت کردم و کمک کرد چند تا مشکل رو حل کنم، یه فصل سریال هم دیدم.
اگه تا شب بتونم این چند تا پادکست و چند اپیزود کتاب صوتی که دستمه رو هم تموم کنم دیگه نور علی نور میشه.
پ.ن: سیبامون داشت خراب میشد برای جلوگیری از خراب شدنِ کامل تبدیل به احسنشون کردم. فسنجون زیاد پختم که بذارم فریزر(بعد فریز شدن خوشمزهتر هم میشه). سس قارچ زیاد درست کردم که هروقت خواستم یه ذره ماکارونی خام درست کنم و باهاش بخورم، اون غذائه هم چیز بامزهای شد، گوجه هارو کبابی کردم بعد پوره کردم، بادمجونارو درسته سرخ کردم بعد گذاشتم تو این پوره بپزه. نمیدونم اسمش چی میشه ولی عطر و بوش خوب شده بود.🦆
#روزمره
📒 @Nottebookk
کمپوت سیب درست کردم.
سیروپ شربت درست کردم.
فسنجون پختم، برنج دم کردم، سس قارچ درست کردم، اون غذای بادمجونی رو هم درست کردم.
تمام ظروف مربوطه هم شسته شد، لباسایی هم که لازم بود شسته بشه، شسته شد. تو همین حین یک ساعت با چتجیبیتی صحبت کردم و کمک کرد چند تا مشکل رو حل کنم، یه فصل سریال هم دیدم.
اگه تا شب بتونم این چند تا پادکست و چند اپیزود کتاب صوتی که دستمه رو هم تموم کنم دیگه نور علی نور میشه.
پ.ن: سیبامون داشت خراب میشد برای جلوگیری از خراب شدنِ کامل تبدیل به احسنشون کردم. فسنجون زیاد پختم که بذارم فریزر(بعد فریز شدن خوشمزهتر هم میشه). سس قارچ زیاد درست کردم که هروقت خواستم یه ذره ماکارونی خام درست کنم و باهاش بخورم، اون غذائه هم چیز بامزهای شد، گوجه هارو کبابی کردم بعد پوره کردم، بادمجونارو درسته سرخ کردم بعد گذاشتم تو این پوره بپزه. نمیدونم اسمش چی میشه ولی عطر و بوش خوب شده بود.🦆
#روزمره
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
کمک کرد چند تا مشکل رو حل کنم،
دو روز بود لپتاپم به وای فای وصل میشد اما به اینترنت نه، یعنی فرمالیته بود وصل شدنش کلا. هرکاری هم میکردم درست نمیشد، به لطف دوست خوبم درست شد.
واقعا زنده باد Ai زنده باد جنگ ربات ها علیه بشریت، درود بر هوش مصنوعی و آخرالزمان.
واقعا زنده باد Ai زنده باد جنگ ربات ها علیه بشریت، درود بر هوش مصنوعی و آخرالزمان.
هرجا به عنوان پیشوند برای هرچیزی کلماتی مثلِ قدیمیترین، اولین، بهترین و هر چیزیترین دیدید فرار کنید.
#حقیقت_پنهان
📒 @Nottebookk
#حقیقت_پنهان
📒 @Nottebookk
اون قسمت از آخر فیلم مردعنکبوتی که دکتر استرنج طلسم رو اجرا میکنه و همهی مردم جهان پیترپارکر رو فراموش میکنن و تبدیل به تنهاترین فرد روی کرهی زمین میشه، الان نیاز دارم اون طلسم برام اجرا شه و همه فراموشم کنن، نیاز دارم هیچکس یادش نیاد کیام، چیام، کِی به دنیا اومدم، کجا زندگی کردم، کاملا غریبه و آواره.
📒 @Nottebookk
📒 @Nottebookk
Forwarded from ﮼ذهن خسته
همشونو الکی گفتم. نه به نبودنت عادت کردم، نه زندگی کردن بدون تورو یاد گرفتم، نه بوسیدمت گذاشتمت کنار، و نه حتی قبولش کردم که دیگه مال من نیستی. زودتر برگرد پیشم لطفا، من هنوز منتظرم.
Forwarded from ۵۲ هرتز
بدم میآد بخوام حرفی بزنم و کسی زودتر بگهتش.اون وقت اون حرف برای من هست و برای من نیست. ناراحتکنندهست. ناامید کنندست.
Forwarded from ﮼ذهن خسته
منم میدونم درست میشه، فقط ممکنه درست شدنش انقدر طول بکشه که من تموم شم.
من یه معضل جدیای که دارم پاهای بزرگمه، طبعا چون پاهام بزرگه کفشامم بزرگه، حالا فکرکنید من عاشق نیمبوت هم هستم و تقریبا در هر شرایطی نیمبوت میپوشم و برای این مسئله نیمبوتی گرفتم که تابستون و زمستون بتونم بپوشم، حالا معضل کجاست؟ اینجاهایی که نایلون میدن کفشو بذاری توش:)) کفشای من تو یه نایلون جا نمیشن و مجبورم هرکدوم رو تو یه نایلون بذارم و خیلی عجیبه و همه چپ چپ نگاه میکنن.
📒 @Nottebookk
📒 @Nottebookk
میدونی آدم اونجایی میسوزه که میبینه درحالی که تو مثل اسفند روی آتیش در حال جلز و ولزی درست نقطهی مقابلت کسی هست که ذرهای براش اهمیت نداره و هرروز سبزتر از دیروزه و تو هرروز خشکیدهتر و پوسیدهتر از دیروز.
📒 @Nottebookk
📒 @Nottebookk
یه دوستی نوشته بود امروز تنها روزیه که خوابش عبادت نیست و چقدر درست و دقیق گفته بود.
مسئلهی روز قدس مسئلهی یه راهپیماییِ ساده نیست، مسئلهی یه جریانه یه ایدئولوژی، بحث سرِ اعتراض به ظلمیه که سالهاست آشکارا جلوی چشمای کل مردم دنیا داره به مردم فلسطین میشه، دعا باید باشه، عمل باید باشه، کمکهای مالی باید باشه اما تجمع و راهپیمایی هم باید باشه، لحظهای که این تجمعها قطع بشه یا کمرنگ بشه، به راحتی مردم دوباره همه چیز رو فراموش میکنن و براشون عادی میشه.
ما قدم برمیداریم برای تکریم جایگاه انسانیت، برای اینکه نشون بدیم نسبت به این جنایت منفعل نیستیم و برعکس با زبون روزه میایم کف خیابون و فریاد میزنیم تا از حق مظلوم دفاع کنیم.
📒 @Nottebookk
مسئلهی روز قدس مسئلهی یه راهپیماییِ ساده نیست، مسئلهی یه جریانه یه ایدئولوژی، بحث سرِ اعتراض به ظلمیه که سالهاست آشکارا جلوی چشمای کل مردم دنیا داره به مردم فلسطین میشه، دعا باید باشه، عمل باید باشه، کمکهای مالی باید باشه اما تجمع و راهپیمایی هم باید باشه، لحظهای که این تجمعها قطع بشه یا کمرنگ بشه، به راحتی مردم دوباره همه چیز رو فراموش میکنن و براشون عادی میشه.
ما قدم برمیداریم برای تکریم جایگاه انسانیت، برای اینکه نشون بدیم نسبت به این جنایت منفعل نیستیم و برعکس با زبون روزه میایم کف خیابون و فریاد میزنیم تا از حق مظلوم دفاع کنیم.
📒 @Nottebookk
نشستم تو قطار، صدای قطار رو دوست دارم، سرم درد میکنه، چشمام درد میکنن، بدنم گر گرفته بخاطر مریضی، دارم فکر میکنم، امروز میتونستم برم شمال، میتونستم برم همدان، میتونستم بمونم قم، اما اومدم تهران، به تصمیمگرفتنها فکر میکنم، به اتفاقها، به آینده، به آدمها، به داستانها...
زندگی عجیبه.
آدما عجیبن.
امروز روز عجیبی بود.
خانمی که صندلیِ جلو نشسته برای دختر کوچولوش پایتخت رو گذاشته و دارن باهم میبینن، موهای دخترک درست شونه نشده و ریخته رو صورتش، گاهی برمیگرده عقب متعجب نگاهم میکنه.
دلم میخواد بغلش کنم و گریه کنم، دختر بچهها تنها اتصالِ منِ الان به دنیای انسانیتن.
ولش کن
تلاش میکنم بخوابم.
#صداها
📒 @Nottebookk
زندگی عجیبه.
آدما عجیبن.
امروز روز عجیبی بود.
خانمی که صندلیِ جلو نشسته برای دختر کوچولوش پایتخت رو گذاشته و دارن باهم میبینن، موهای دخترک درست شونه نشده و ریخته رو صورتش، گاهی برمیگرده عقب متعجب نگاهم میکنه.
دلم میخواد بغلش کنم و گریه کنم، دختر بچهها تنها اتصالِ منِ الان به دنیای انسانیتن.
ولش کن
تلاش میکنم بخوابم.
#صداها
📒 @Nottebookk
الان که به این نقطه رسیدم خیلی آدمها و خیلی کاراکترهارو بهتر درک میکنم.
اه چیشد که کار اون شخص به اینجا کشید؟
اه چیشد که اون آدم تبدیل به این آدم شد؟
اه چیشد که این کاراکتر تو کمیک/فیلم/سریال یهو بد شد؟
و الان خودم دارم به همون جایگاه میرسم، خودمو از دور که نگاه کنم میبینم اه چیشد که به اینجا رسیدی؟
و تو این نقطه دلم میخواد تمام پلهای پشت سرمو خراب کنم.
صداهای توی سرم هر لحظه بلندتر از قبله، احساس میکنم تو سرم همه چیز درحال انفجاره.
جالبترش برام اینجاست که مثلا همیشه تو اون وضعیتها میگفتم اه نگاه کن اگه مثلا فلان کس باهاش حرف میزد شاید کل این مسیر تغییر میکرد، اگه فلان کس فلان کارو نمیکرد شاید کل این مسیر تغییر میکرد.
واقعا رفتارها/حرفهای ما در قبال آدمهای اطرافمون بیش از چیزی که فکر کنیم تأثیر داره و مهمه.
📒 @Nottebookk
اه چیشد که کار اون شخص به اینجا کشید؟
اه چیشد که اون آدم تبدیل به این آدم شد؟
اه چیشد که این کاراکتر تو کمیک/فیلم/سریال یهو بد شد؟
و الان خودم دارم به همون جایگاه میرسم، خودمو از دور که نگاه کنم میبینم اه چیشد که به اینجا رسیدی؟
و تو این نقطه دلم میخواد تمام پلهای پشت سرمو خراب کنم.
صداهای توی سرم هر لحظه بلندتر از قبله، احساس میکنم تو سرم همه چیز درحال انفجاره.
جالبترش برام اینجاست که مثلا همیشه تو اون وضعیتها میگفتم اه نگاه کن اگه مثلا فلان کس باهاش حرف میزد شاید کل این مسیر تغییر میکرد، اگه فلان کس فلان کارو نمیکرد شاید کل این مسیر تغییر میکرد.
واقعا رفتارها/حرفهای ما در قبال آدمهای اطرافمون بیش از چیزی که فکر کنیم تأثیر داره و مهمه.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
نشستم تو قطار، صدای قطار رو دوست دارم، سرم درد میکنه، چشمام درد میکنن، بدنم گر گرفته بخاطر مریضی، دارم فکر میکنم، امروز میتونستم برم شمال، میتونستم برم همدان، میتونستم بمونم قم، اما اومدم تهران، به تصمیمگرفتنها فکر میکنم، به اتفاقها، به آینده، به…
Telegram
•آقاعلیمحمدآقا• in Comment(دفترچه)
...
- دفترچه📒-
نشستم تو قطار، صدای قطار رو دوست دارم، سرم درد میکنه، چشمام درد میکنن، بدنم گر گرفته بخاطر مریضی، دارم فکر میکنم، امروز میتونستم برم شمال، میتونستم برم همدان، میتونستم بمونم قم، اما اومدم تهران، به تصمیمگرفتنها فکر میکنم، به اتفاقها، به آینده، به…
حالا این دختر نیست ولی خب اینم دوستش دارم.
از قدیم گفتن یه دیوونه سنگ رو میندازه تو چاه ده تا عاقل نمیتونن درش بیارن، یه عده نادانِ همیشه در صحنهی پر حاشیه چند وقت مجلس رو به سخره گرفتن، حضورشون دردسر، زیستشون در فضایمجازی دردسر، حرف زدنشون دردسر، جمع شدنشون هم دردسر.
حدیث داریم که مؤمن باید پر فایده و کم خسارت باشه، این جماعتِ همیشه بیفایدهی همیشه پر خسارت که عقدهها و عقیدههای شخصیشون رو به اسم دین فریاد میزنن و هرروز یه شکاف و یه دوقطبی بین مردم و یه گره جدید برای این کشور ایجاد میکنن.
کاش به جای جمع کردنِ مباشرین، اول سراغ آمرین میرفتن.
📒 @Nottebookk
حدیث داریم که مؤمن باید پر فایده و کم خسارت باشه، این جماعتِ همیشه بیفایدهی همیشه پر خسارت که عقدهها و عقیدههای شخصیشون رو به اسم دین فریاد میزنن و هرروز یه شکاف و یه دوقطبی بین مردم و یه گره جدید برای این کشور ایجاد میکنن.
کاش به جای جمع کردنِ مباشرین، اول سراغ آمرین میرفتن.
📒 @Nottebookk
Forwarded from ﮼ذهن خسته
نیاز دارم به یه بغلِ محکم
که بهم بگه تو خیلی قوی بودی و من داشتم از دور تورو میدیدم که چقدر جنگیدی و سعی کردی رو پاهات باشی .
که بهم بگه تو خیلی قوی بودی و من داشتم از دور تورو میدیدم که چقدر جنگیدی و سعی کردی رو پاهات باشی .