یه چرخ ماشینم پنجر شده و زاپاس ندارم
پاهام فلج شده
نوکِ مدادم شکسته و تراشم نیست
دفترم تموم شده
کفشم پاره شده و داره بارون میآد
آفتاب شدید شده و عینکم نیست
لباسام کثیفن و ماشین لباسشویی خرابه
گوشیمو تو سفر زدن
غذا ته گرفته و سوخته
ناهار خورشت بامیه بود
پوست لواشک کنده نمیشه
ترشی بادمجونم تموم شده
میفهمی؟
اینجوریام.
📒 @Nottebookk
پاهام فلج شده
نوکِ مدادم شکسته و تراشم نیست
دفترم تموم شده
کفشم پاره شده و داره بارون میآد
آفتاب شدید شده و عینکم نیست
لباسام کثیفن و ماشین لباسشویی خرابه
گوشیمو تو سفر زدن
غذا ته گرفته و سوخته
ناهار خورشت بامیه بود
پوست لواشک کنده نمیشه
ترشی بادمجونم تموم شده
میفهمی؟
اینجوریام.
📒 @Nottebookk
همیشه بنام تو موضعگیری و صحبت کردن، چیزی بوده که شاید کمتر کسی بهش دقت کرده و شاید شبهه توش زیاده.
انشاءالله امروز هم یه متن دربارهی یکی از شبهات خیلی از مذهبیها و انقلابیها خواهم نوشت.
انشاءالله امروز هم یه متن دربارهی یکی از شبهات خیلی از مذهبیها و انقلابیها خواهم نوشت.
بخش اول.
میخوام تو این پست به یه چالش جدی برای یه جامعه اشاره کنم.
دورانی بود که چیزی به اسم همجنسگرایی تو کشوری مثل آمریکا، بین مردمش پذیرفته نمیشد، مردم به طور جدی این مسئله رو یک بیماری و ایراد میدونستن و باهاش به طور جدی برخورد میکردن، این مسئله مربوط میشه به چه زمانی؟ مثلا ما میگیم ۱۰۰ سال پیش(دقیق نمیدونم)
علت اینکه این چالش رو حکومت میخواست حل کنه رو کار ندارم فعلا، با نحوهی حل این چالش کار دارم.
اگه کمی جستار و تحقیق کنید میبینید که خیلی آروم و یواش اول این مسئله پاش به سریالها/فیلمها باز شد، شاید اول در حد یه شوخی و یه کنایه، کم کم این الفاظ تو ذهن مردم جا خوش کرد، این تلقین ادامه پیدا کرد، پررنگتر شد، پاش به سلبریتیها باز شد و بعد از گذرِ یه زمانی این مسئله نه تنها عادی شد، بلکه پاش به خانوادهها باز شد و تبدیل به یک مسئلهی روزمره شد و از یه جایی به بعد این اقلیتِ مریض و اشتباه تبدیل شد به یه جامعهی کوچکِ طلبکار و حق به جانب.
همهی این اتفاقها تو یه بازهی زمانیِ نسبتا کوتاهی رخ داد، چگونه؟ رسانه.
این عزیزان متوجه شدن که یه مسئلهای رو باید توی جامعه جا بندازن و افکار مردم رو در راه شر دست بگیرن، به وسیلهی رسانه.
و این مقدور نمیشد مگر با پول خرج کردن.
📒 @Nottebookk
میخوام تو این پست به یه چالش جدی برای یه جامعه اشاره کنم.
دورانی بود که چیزی به اسم همجنسگرایی تو کشوری مثل آمریکا، بین مردمش پذیرفته نمیشد، مردم به طور جدی این مسئله رو یک بیماری و ایراد میدونستن و باهاش به طور جدی برخورد میکردن، این مسئله مربوط میشه به چه زمانی؟ مثلا ما میگیم ۱۰۰ سال پیش(دقیق نمیدونم)
علت اینکه این چالش رو حکومت میخواست حل کنه رو کار ندارم فعلا، با نحوهی حل این چالش کار دارم.
اگه کمی جستار و تحقیق کنید میبینید که خیلی آروم و یواش اول این مسئله پاش به سریالها/فیلمها باز شد، شاید اول در حد یه شوخی و یه کنایه، کم کم این الفاظ تو ذهن مردم جا خوش کرد، این تلقین ادامه پیدا کرد، پررنگتر شد، پاش به سلبریتیها باز شد و بعد از گذرِ یه زمانی این مسئله نه تنها عادی شد، بلکه پاش به خانوادهها باز شد و تبدیل به یک مسئلهی روزمره شد و از یه جایی به بعد این اقلیتِ مریض و اشتباه تبدیل شد به یه جامعهی کوچکِ طلبکار و حق به جانب.
همهی این اتفاقها تو یه بازهی زمانیِ نسبتا کوتاهی رخ داد، چگونه؟ رسانه.
این عزیزان متوجه شدن که یه مسئلهای رو باید توی جامعه جا بندازن و افکار مردم رو در راه شر دست بگیرن، به وسیلهی رسانه.
و این مقدور نمیشد مگر با پول خرج کردن.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
بخش اول. میخوام تو این پست به یه چالش جدی برای یه جامعه اشاره کنم. دورانی بود که چیزی به اسم همجنسگرایی تو کشوری مثل آمریکا، بین مردمش پذیرفته نمیشد، مردم به طور جدی این مسئله رو یک بیماری و ایراد میدونستن و باهاش به طور جدی برخورد میکردن، این مسئله…
بخش دوم.
۱۴۰۱ و مسئلهی مهسا امینی و شورش و جنبش(نه اعتراض)یک سری نابخرد که شروع شد، یه عده از مذهبیها(از جمله خودم) معتقد بودیم که باگِ ما تو جمهوری اسلامی اینه که اومدیم مسئلهای که باید براش فرهنگسازی کنیم رو داریم سعی میکنیم چکشی جلو ببریم. چکشی مرحلهی بعد از فرهنگسازیه.
یادمه همون موقع یه عده از مذهبیون ایتایی که در هر شرایطی با یه ماله منتظرِ انتقادن گفتن نه فرهنگسازی یعنی چی اصلا؟ شما بگو فرهنگسازی چیه و چطوری باید انجام بشه؟
و خب همون موقع این شد مسئله ی اول ذهن من. که خطای ما تو این چهل و اندی سال کجا بوده که فرهنگسازی نکردیم؟ بالأخره حرفِ ایتائیون یه قسمتِ درستی هم داشت که باید پاسخ داده میشد.
فکر کردم، تحقیق کردم، بررسی کردم و دیدم تقریبا جمهوری اسلامی اندازهی ارزن هم کنترل روی رسانه نداره، شما نگاه کن، تمام سریالها، فیلمها، شوها، سلبریتیها و تمام فضای رسانهای کشور در راستای تخریب حجاب و محجبه و تمجیدِ بیحجاب و دگوری پیش رفته، طبیعتا خروجیِ این جامعه چیزی جز از بین رفتنِ حجاب نخواهد بود.
تو اکثر سریالها/سینماییها محجبهها بداخلاقترین، بیپولترین، بدبختترین و به درد نخورترین عنصرِ اون مجموعهن، تقریبا یک سلبریتیِ درست درمونِ محجبه نداریم، یک بسترِ امن هنری/رسانهای برای محجبهها نداریم.
و به نظرم جمهوری اسلامی از یه جایی به بعد خودش متوجه شد که تو این زمینه خیت کاشته و دشمن خیلییییی تو رسانه قوی ظاهر شده و بالأخره ارکانِ نظام به حرفِ رئیس نظام رسیدن که جنگِ ما جنگِ رسانهست، جنگِ ما جنگِ نرمه، این بستریه که باید توش فعالیت کنیم و توش رشد کنیم.
📒 @Nottebookk
۱۴۰۱ و مسئلهی مهسا امینی و شورش و جنبش(نه اعتراض)یک سری نابخرد که شروع شد، یه عده از مذهبیها(از جمله خودم) معتقد بودیم که باگِ ما تو جمهوری اسلامی اینه که اومدیم مسئلهای که باید براش فرهنگسازی کنیم رو داریم سعی میکنیم چکشی جلو ببریم. چکشی مرحلهی بعد از فرهنگسازیه.
یادمه همون موقع یه عده از مذهبیون ایتایی که در هر شرایطی با یه ماله منتظرِ انتقادن گفتن نه فرهنگسازی یعنی چی اصلا؟ شما بگو فرهنگسازی چیه و چطوری باید انجام بشه؟
و خب همون موقع این شد مسئله ی اول ذهن من. که خطای ما تو این چهل و اندی سال کجا بوده که فرهنگسازی نکردیم؟ بالأخره حرفِ ایتائیون یه قسمتِ درستی هم داشت که باید پاسخ داده میشد.
فکر کردم، تحقیق کردم، بررسی کردم و دیدم تقریبا جمهوری اسلامی اندازهی ارزن هم کنترل روی رسانه نداره، شما نگاه کن، تمام سریالها، فیلمها، شوها، سلبریتیها و تمام فضای رسانهای کشور در راستای تخریب حجاب و محجبه و تمجیدِ بیحجاب و دگوری پیش رفته، طبیعتا خروجیِ این جامعه چیزی جز از بین رفتنِ حجاب نخواهد بود.
تو اکثر سریالها/سینماییها محجبهها بداخلاقترین، بیپولترین، بدبختترین و به درد نخورترین عنصرِ اون مجموعهن، تقریبا یک سلبریتیِ درست درمونِ محجبه نداریم، یک بسترِ امن هنری/رسانهای برای محجبهها نداریم.
و به نظرم جمهوری اسلامی از یه جایی به بعد خودش متوجه شد که تو این زمینه خیت کاشته و دشمن خیلییییی تو رسانه قوی ظاهر شده و بالأخره ارکانِ نظام به حرفِ رئیس نظام رسیدن که جنگِ ما جنگِ رسانهست، جنگِ ما جنگِ نرمه، این بستریه که باید توش فعالیت کنیم و توش رشد کنیم.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
بخش دوم. ۱۴۰۱ و مسئلهی مهسا امینی و شورش و جنبش(نه اعتراض)یک سری نابخرد که شروع شد، یه عده از مذهبیها(از جمله خودم) معتقد بودیم که باگِ ما تو جمهوری اسلامی اینه که اومدیم مسئلهای که باید براش فرهنگسازی کنیم رو داریم سعی میکنیم چکشی جلو ببریم. چکشی مرحلهی…
بخش سوم.
از جام جهانیِ اخیر یه اتفاق جدید و تازه رو ما تو جمهوری اسلامی مشاهده کردیم، برای اولین بار، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت برای رسانه خرج کنه، پول بده، هزینه کنه و آدم بفرسته اونجا تا روایت کنن، گزارش بگیرن و جو رسانهای رو دست بگیرن که از قضا موفق هم شدن. ناقص بود؟ بله قطعا. بعضیها که رفتن صلاحیتِ کافی رو نداشتن؟ بله قطعا. اما یه شروعِ فوقالعاده بود.
از اون به بعد این اتفاق رو بیشتر مشاهده کردیم تو کشور.
انگار تازه عزیزان متوجه شدن که بله جنگ، جنگِ روایتهاست، جنگِ رسانهست و باید برای رسانه هزینه داد، باید پول خرج کرد، همونطور که برای ساخت موشک پول خرج میکنی.
حالا بعضیها شروع کردن به اعتراض که چرا این پولارو خرج میکنید و این پولا بیتالماله و فلان و بیسار.
همونطور که نظام برای تأمینِ امنیتِ نظامی باید پول خرج کنه، موشک بسازه، پدافند بسازه، ناو بسازه تا این توانِ نظامی، ضامن امنیتِ نسبیِ برون مرزی و درون مرزی باشه، باید به همون میزان، بلکه بیشتر پول خرج کنه تا امنیتِ روانی/رسانهایِ جامعه رو تأمین کنه.
نقصهایی داره؟ قطعا.
اما لازمه و همین که این مسیر شروع شده جای تمجید و آفرین داره که بالأخره فهمیدیم باید برای پیروزیِ نهایی چیکار کنیم، باید جو رسانهای دست ما باشه باید یاد بگیریم روایتگری کنیم، کم کم پیشرفت میکنیم و بهتر هم میشیم.
به قول یه بنده خدایی، به نظرم وقتی که ما رسانه رو یاد بگیریم و بتونیم تو رسانه پیروز شیم، امام زمان هم ظهور میکنه.
پس
ممنون از جمهوری اسلامی که بر خلاف همیشه خودش رو اصلاح کرد و برای تأمینِ امنیت روانیِ جامعه پول خرج کرد و برای تشییع سیدحسن افرادی رو فرستاد تا اونجا برامون روایتگری کنن و گزارش تهیه کنن، هرچند به بعضی از این افراد معترضم و معتقدم بلدِ کار نیستن به قدر کافی، یا با رانت به اون جایگاه رسیدن، اما در کل حرکت رو به جلو و خوبه.
این پول هم هیچ ربطی به بیتالمال نداره و پولیه که باید خرج بشه.
بیش از این هم باید خرج بشه.
زنده باد مقاومت.❤️
📒 @Nottebookk
از جام جهانیِ اخیر یه اتفاق جدید و تازه رو ما تو جمهوری اسلامی مشاهده کردیم، برای اولین بار، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت برای رسانه خرج کنه، پول بده، هزینه کنه و آدم بفرسته اونجا تا روایت کنن، گزارش بگیرن و جو رسانهای رو دست بگیرن که از قضا موفق هم شدن. ناقص بود؟ بله قطعا. بعضیها که رفتن صلاحیتِ کافی رو نداشتن؟ بله قطعا. اما یه شروعِ فوقالعاده بود.
از اون به بعد این اتفاق رو بیشتر مشاهده کردیم تو کشور.
انگار تازه عزیزان متوجه شدن که بله جنگ، جنگِ روایتهاست، جنگِ رسانهست و باید برای رسانه هزینه داد، باید پول خرج کرد، همونطور که برای ساخت موشک پول خرج میکنی.
حالا بعضیها شروع کردن به اعتراض که چرا این پولارو خرج میکنید و این پولا بیتالماله و فلان و بیسار.
همونطور که نظام برای تأمینِ امنیتِ نظامی باید پول خرج کنه، موشک بسازه، پدافند بسازه، ناو بسازه تا این توانِ نظامی، ضامن امنیتِ نسبیِ برون مرزی و درون مرزی باشه، باید به همون میزان، بلکه بیشتر پول خرج کنه تا امنیتِ روانی/رسانهایِ جامعه رو تأمین کنه.
نقصهایی داره؟ قطعا.
اما لازمه و همین که این مسیر شروع شده جای تمجید و آفرین داره که بالأخره فهمیدیم باید برای پیروزیِ نهایی چیکار کنیم، باید جو رسانهای دست ما باشه باید یاد بگیریم روایتگری کنیم، کم کم پیشرفت میکنیم و بهتر هم میشیم.
به قول یه بنده خدایی، به نظرم وقتی که ما رسانه رو یاد بگیریم و بتونیم تو رسانه پیروز شیم، امام زمان هم ظهور میکنه.
پس
ممنون از جمهوری اسلامی که بر خلاف همیشه خودش رو اصلاح کرد و برای تأمینِ امنیت روانیِ جامعه پول خرج کرد و برای تشییع سیدحسن افرادی رو فرستاد تا اونجا برامون روایتگری کنن و گزارش تهیه کنن، هرچند به بعضی از این افراد معترضم و معتقدم بلدِ کار نیستن به قدر کافی، یا با رانت به اون جایگاه رسیدن، اما در کل حرکت رو به جلو و خوبه.
این پول هم هیچ ربطی به بیتالمال نداره و پولیه که باید خرج بشه.
بیش از این هم باید خرج بشه.
زنده باد مقاومت.❤️
📒 @Nottebookk
یه فیلم هندی میدیدم قدیما.
یه دیالوگ داشت توش.
میگفت آدم بدون غذا میتونه چهار هفته زنده بمونه، بدون آب چهار روز، بدون اکسیژن چهار دقیقه اما بدون امید چهار ثانیه هم نمیتونه زنده بمونه.
الان دارم اون قسمت آخر رو با پوست و گوشت و استخون میچشم.
📒 @Nottebookk
یه دیالوگ داشت توش.
میگفت آدم بدون غذا میتونه چهار هفته زنده بمونه، بدون آب چهار روز، بدون اکسیژن چهار دقیقه اما بدون امید چهار ثانیه هم نمیتونه زنده بمونه.
الان دارم اون قسمت آخر رو با پوست و گوشت و استخون میچشم.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
یه فیلم هندی میدیدم قدیما. یه دیالوگ داشت توش. میگفت آدم بدون غذا میتونه چهار هفته زنده بمونه، بدون آب چهار روز، بدون اکسیژن چهار دقیقه اما بدون امید چهار ثانیه هم نمیتونه زنده بمونه. الان دارم اون قسمت آخر رو با پوست و گوشت و استخون میچشم. 📒 @Nottebookk
یه سکانسی هم بود تو یه سریالی
داشت از یه مدل اعدام خاص حرف میزد.
اینجوری بود که دست های طرف رو میبستن و از دست هاش آویزون میشد، یه مدت خیلی طولانی.
چهجوری میمرد حالا؟
نفس کشیدن تو این حالت براش سخت میشه، تا یه جایی خودشو میکشه بالا و نفس میکشه و در نهایت انقدر بهش فشار میآد که خسته میشه و دیگه تقلا نمیکنه برای نفس کشیدن و؟ خفه میشه و میمیره.
خلاصه امید خیلی چیز مهمیه.
📒 @Nottebookk
داشت از یه مدل اعدام خاص حرف میزد.
اینجوری بود که دست های طرف رو میبستن و از دست هاش آویزون میشد، یه مدت خیلی طولانی.
چهجوری میمرد حالا؟
نفس کشیدن تو این حالت براش سخت میشه، تا یه جایی خودشو میکشه بالا و نفس میکشه و در نهایت انقدر بهش فشار میآد که خسته میشه و دیگه تقلا نمیکنه برای نفس کشیدن و؟ خفه میشه و میمیره.
خلاصه امید خیلی چیز مهمیه.
📒 @Nottebookk
نـــــــگــــــاهــــ
گاهی گریه میکنم ولی غمگین نیستم.
همیشه غمگینم ولی افسرده نیستم.(زارت)
باد زوزه میکشه، تاحالا زوزهی باد رو نشنیده بودم، انقدر ملموس.
ترسناکه.
صدای خر و پف های گاه به گاهِ بابام از سمت چپم میآد.
صدای موتور یخچال که داره تلاش میکنه اهل خونه رو از خودش راضی کنه.
صدای نفس های مامان از تو اتاق میآد.
خونهی عمه خانمیم، شوهرعمهم بر خلاف اکثر شوهرعمهها خیلی آدم خوبیه و خیلی بانمکه، از اون آخونداست که سرش به تنش میارزه، پارسال یکی دوماهی اینجا برام شده بود خونه، مأمن، با من عین پسر بزرگ خودش برخورد میکرد، پسرعمههام وقتی اون اتراق ۲ ماهه تموم شد گفتن تو دیگه مهمون نیستی، جزوی از این خونوادهای، نیاز به دعوت نداری، بیا.
سردمه، عجیبه که سردمه، با این که هودی پوشیدم(همون هودی جودون آبی کاربنیه که خیلی دوستش دارم)اما سردمه، نه خیلی سرد البته، انقدری سرد که به اندازهی وقتی که نون لواش میخوای بجوی دندوناتو به هم فشار میدی دارم دندونامو به هم فشار میدم.
باد زوزه میکشه، این یکی زوزه نبود، فریاد بود، شاید داره درد میکشه، شاید آسمون در حال درد کشیدنه، نمیدونم کی میتونه انقدر زورش زیاد باشه که آسمونو اذیت کنه که دردش بیاد.
شایدم در و پنجره ها دارن درد میکشن که نذارن باد بیاد تو.
یکی از دخترداییهام بچه که بود، از مهمون بدش میاومد، میگفت خونهمون نیاید، خونهمون باد داره، شایدم درست میگفت، شاید واقعا باد خطرناکه و ما نمیدونیم.
ولی در و پنجره چه محافظای ساکتیان.
صدای رد شدنِ یه ماشین از تو خیابون اومد، داستانش چیه؟
چی اونو این وقت صبح از خونه کشیده بیرون؟
صدای در اومد، صدای موتور یخچال قطع شد، غلط نکنم عمه بیدار شد، همیشه همین ساعتا پا میشه، بدون اینکه به کسی کار داشته باشه، چای رو دم میکنه، نمازشو میخونه، معمولا ۱۵ دقیقهای رو سجاده میشینه، ادا نیست نشستنش، چون خیلی وقتا بقیه خوابن، منم یواشکی دیدم و فهمیدم، عادت دارم آدمارو یواشکی گوش بدم، استراق سمع به حساب میآد؟ جرمه؟ امیدوارم نباشه وگرنه حبس ابد میخورم.
خونهی عمهاینا از یه جهت برام خیلی خونهست، عمه همیشه وقتی برای همه چای میآره، برای من تا ۳ لیوان پشت هم میآره، راستش برعکس همیشه که دلم نمیخواد کسی برام کاری کنه تا اذیت شه، اینجا دلم میخواد هر ۳ بار خود عمه برام چای بریزه، باورکنید یا نه مزهی چای به دست عمه فرق داره. تازه از لیوان ۳ به بعد ازم میپرسه چای بریزم برات یا نه؟
ولش کن اصلا اینارو.
چایی میخوری؟:)
#صداها
📒 @Nottebookk
ترسناکه.
صدای خر و پف های گاه به گاهِ بابام از سمت چپم میآد.
صدای موتور یخچال که داره تلاش میکنه اهل خونه رو از خودش راضی کنه.
صدای نفس های مامان از تو اتاق میآد.
خونهی عمه خانمیم، شوهرعمهم بر خلاف اکثر شوهرعمهها خیلی آدم خوبیه و خیلی بانمکه، از اون آخونداست که سرش به تنش میارزه، پارسال یکی دوماهی اینجا برام شده بود خونه، مأمن، با من عین پسر بزرگ خودش برخورد میکرد، پسرعمههام وقتی اون اتراق ۲ ماهه تموم شد گفتن تو دیگه مهمون نیستی، جزوی از این خونوادهای، نیاز به دعوت نداری، بیا.
سردمه، عجیبه که سردمه، با این که هودی پوشیدم(همون هودی جودون آبی کاربنیه که خیلی دوستش دارم)اما سردمه، نه خیلی سرد البته، انقدری سرد که به اندازهی وقتی که نون لواش میخوای بجوی دندوناتو به هم فشار میدی دارم دندونامو به هم فشار میدم.
باد زوزه میکشه، این یکی زوزه نبود، فریاد بود، شاید داره درد میکشه، شاید آسمون در حال درد کشیدنه، نمیدونم کی میتونه انقدر زورش زیاد باشه که آسمونو اذیت کنه که دردش بیاد.
شایدم در و پنجره ها دارن درد میکشن که نذارن باد بیاد تو.
یکی از دخترداییهام بچه که بود، از مهمون بدش میاومد، میگفت خونهمون نیاید، خونهمون باد داره، شایدم درست میگفت، شاید واقعا باد خطرناکه و ما نمیدونیم.
ولی در و پنجره چه محافظای ساکتیان.
صدای رد شدنِ یه ماشین از تو خیابون اومد، داستانش چیه؟
چی اونو این وقت صبح از خونه کشیده بیرون؟
صدای در اومد، صدای موتور یخچال قطع شد، غلط نکنم عمه بیدار شد، همیشه همین ساعتا پا میشه، بدون اینکه به کسی کار داشته باشه، چای رو دم میکنه، نمازشو میخونه، معمولا ۱۵ دقیقهای رو سجاده میشینه، ادا نیست نشستنش، چون خیلی وقتا بقیه خوابن، منم یواشکی دیدم و فهمیدم، عادت دارم آدمارو یواشکی گوش بدم، استراق سمع به حساب میآد؟ جرمه؟ امیدوارم نباشه وگرنه حبس ابد میخورم.
خونهی عمهاینا از یه جهت برام خیلی خونهست، عمه همیشه وقتی برای همه چای میآره، برای من تا ۳ لیوان پشت هم میآره، راستش برعکس همیشه که دلم نمیخواد کسی برام کاری کنه تا اذیت شه، اینجا دلم میخواد هر ۳ بار خود عمه برام چای بریزه، باورکنید یا نه مزهی چای به دست عمه فرق داره. تازه از لیوان ۳ به بعد ازم میپرسه چای بریزم برات یا نه؟
ولش کن اصلا اینارو.
چایی میخوری؟:)
#صداها
📒 @Nottebookk
Forwarded from RegaPlus
من تازه فهمیدم اگه یکی واقعاً بخواد، چه کارهایی میتونه برات انجام بده.
یه نکتهی بامزهای که وجود داره اینه که اصلاحطلبها رئیسجمهور میشن میگن آقا نذاشت ما کار کنیم، اصولگراها رئیسجمهور میشن میگن مافیا نذاشت ما کار کنیم.
و باز هم هردوره کاندید میشن.
📒 @Nottebookk
و باز هم هردوره کاندید میشن.
📒 @Nottebookk
اگه بخوام تا اینجای زندگیم یه نصیحت بکنم به کسی، میگم هیچوقت خیالِ هیچکس رو از خودتون راحت نکنید.
اجازه ندید آدمهای اطرافتون در هرجایگاهی فکر کنن شما همیشه و در هر شرایطی هستید، بذارید از نبودنتون، از رفتنتون بترسن.
شما شاید ندونید چرا ولی باورکنید که من خوب میدونم چرا.
📒 @Nottebookk
اجازه ندید آدمهای اطرافتون در هرجایگاهی فکر کنن شما همیشه و در هر شرایطی هستید، بذارید از نبودنتون، از رفتنتون بترسن.
شما شاید ندونید چرا ولی باورکنید که من خوب میدونم چرا.
📒 @Nottebookk
.
💠 تتو
-بخش اول-
🏷 چند سال پیش، شما آدمِ ریشوی سیگار به دست نمیدیدی، تو هیئتا سیگار قبح داشت، زشت بود، بد بود، کم کم یه عده گفتن، آیتالله فلان میکشیده، خود امام خمینی میکشیده، پس اشکالی نداره ماهم بکشیم، ماهم بکشیم، یواش یواش یواش اول بزرگترها بعد جوونترها، اول بیرون هیئت، بعد داخل هیئت، بعد شد دستهجمعی، بعد شد قلیون و کلا دیگه شد یه فرهنگ برای بعضی هیئات که بعدِ هیئت بشینن تو محل عزاداری که یه محل مقدسه سیگار بکشن و قلیون بکشن و بعضا کارهای دیگه.
کسی هم نگفت اون امام خمینی که مثلا یه بازهای سیگار میکشیده وقتی خودش دید چقدر بندهی سیگار شده که سیگار روی کتاب درسیش رها کرد و رفت در کسری از ثانیه تا آخر عمر اون سیگارو گذاشت کنار.
🏷 چند وقت پیشها مد نبود سبک فلان موسیقی رو بذارن رو فلان مداحی و بخونن، سبکهای مداحی وزین و سنگین بود، سبکهای شاد هم سبکهای منحصر به فرد بودن، مداحِ خاصی با شعار جذب جوانها به هیئت، از ملودیهای هایده و یگانه و احمدوند تا ای ایران و خمینی ای امام وام گرفت برای مداحیها. چرا؟ چون جوانِ جامعه قبلا با اینها جذب شده پس اینجا هم جذب میشه، کمی بعد این ملودیها بدتر شدن، کمی بعد استودیویی شدن، کمی بعد مداحها خواننده شدن و الان رسیدیم به چه یلی به به و رقصِ فواحش با چیزی به ظاهر مدحگونه در وصف اهلبیت.
هیچکس هم نگفت ابزارِ جذب جوان، سبک نیست، ظاهر نیست، تپههای عباسآباد¹نیست، اخلاص و درونمایه وتقویست.
پ.ن¹: دیدار مقام معظم رهبری با روحانیت، مسئولی از مسئولان از آقا تقاضای اخذ تپههای عباسآباد رو داشتن به جهت ساخت حوزهعلمیههایی شکیل که در اونها بهجتها تربیت شه.
📒 @Nottebookk
💠 تتو
-بخش اول-
🏷 چند سال پیش، شما آدمِ ریشوی سیگار به دست نمیدیدی، تو هیئتا سیگار قبح داشت، زشت بود، بد بود، کم کم یه عده گفتن، آیتالله فلان میکشیده، خود امام خمینی میکشیده، پس اشکالی نداره ماهم بکشیم، ماهم بکشیم، یواش یواش یواش اول بزرگترها بعد جوونترها، اول بیرون هیئت، بعد داخل هیئت، بعد شد دستهجمعی، بعد شد قلیون و کلا دیگه شد یه فرهنگ برای بعضی هیئات که بعدِ هیئت بشینن تو محل عزاداری که یه محل مقدسه سیگار بکشن و قلیون بکشن و بعضا کارهای دیگه.
کسی هم نگفت اون امام خمینی که مثلا یه بازهای سیگار میکشیده وقتی خودش دید چقدر بندهی سیگار شده که سیگار روی کتاب درسیش رها کرد و رفت در کسری از ثانیه تا آخر عمر اون سیگارو گذاشت کنار.
🏷 چند وقت پیشها مد نبود سبک فلان موسیقی رو بذارن رو فلان مداحی و بخونن، سبکهای مداحی وزین و سنگین بود، سبکهای شاد هم سبکهای منحصر به فرد بودن، مداحِ خاصی با شعار جذب جوانها به هیئت، از ملودیهای هایده و یگانه و احمدوند تا ای ایران و خمینی ای امام وام گرفت برای مداحیها. چرا؟ چون جوانِ جامعه قبلا با اینها جذب شده پس اینجا هم جذب میشه، کمی بعد این ملودیها بدتر شدن، کمی بعد استودیویی شدن، کمی بعد مداحها خواننده شدن و الان رسیدیم به چه یلی به به و رقصِ فواحش با چیزی به ظاهر مدحگونه در وصف اهلبیت.
هیچکس هم نگفت ابزارِ جذب جوان، سبک نیست، ظاهر نیست، تپههای عباسآباد¹نیست، اخلاص و درونمایه وتقویست.
پ.ن¹: دیدار مقام معظم رهبری با روحانیت، مسئولی از مسئولان از آقا تقاضای اخذ تپههای عباسآباد رو داشتن به جهت ساخت حوزهعلمیههایی شکیل که در اونها بهجتها تربیت شه.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
. 💠 تتو -بخش اول- 🏷 چند سال پیش، شما آدمِ ریشوی سیگار به دست نمیدیدی، تو هیئتا سیگار قبح داشت، زشت بود، بد بود، کم کم یه عده گفتن، آیتالله فلان میکشیده، خود امام خمینی میکشیده، پس اشکالی نداره ماهم بکشیم، ماهم بکشیم، یواش یواش یواش اول بزرگترها بعد…
.
💠 تتو
- بخش دوم -
🏷 آهن و نمک رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید، شد؟
بله با آهنربا.
نمک و شکر رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید.
شد؟:)
🏷 قبل از انقلاب اسلامی تو این مملکت اسلام نبود؟ مسلمون نبود؟ چرا اثر نداشت؟ چرا حرکت نداشت؟
اون موقع یه اصلی وجود داشت، شما میتونی بری حرم امامرضا، بری عزاداری کنی، بری نماز بخونی، روزه بگیری اما کاباره هم بری، بدمستی هم کنی،زنا هم کنی. این اسلام رو هیچکس باهاش مشکل نداره، جریان نداره، به کسی کار نداره، اسلام مردهایه که صرفا زمانهای نیاز از تو جعبه درش میآری و میری سراغش.
📒 @Nottebookk
💠 تتو
- بخش دوم -
🏷 آهن و نمک رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید، شد؟
بله با آهنربا.
نمک و شکر رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید.
شد؟:)
🏷 قبل از انقلاب اسلامی تو این مملکت اسلام نبود؟ مسلمون نبود؟ چرا اثر نداشت؟ چرا حرکت نداشت؟
اون موقع یه اصلی وجود داشت، شما میتونی بری حرم امامرضا، بری عزاداری کنی، بری نماز بخونی، روزه بگیری اما کاباره هم بری، بدمستی هم کنی،
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
. 💠 تتو - بخش دوم - 🏷 آهن و نمک رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید، شد؟ بله با آهنربا. نمک و شکر رو باهم قاطی کنید، حالا جدا کنید. شد؟:) 🏷 قبل از انقلاب اسلامی تو این مملکت اسلام نبود؟ مسلمون نبود؟ چرا اثر نداشت؟ چرا حرکت نداشت؟ اون موقع یه اصلی وجود داشت،…
.
💠 تتو
- بخش سوم-
🏷 نماد؛ هر قوم، هر ایدئولوژی، هر عقیده، برای خودش نماد داره، شما حتی اگه طرفدار فلان خواننده و فلان بازیگر هم باشی میبینی تو تیم طرفداری یه سری نمادها برات تعریف شده و برای اینکه تو محیط بیرونی بتونی هم کیش خودتو پیدا کنی، یا به جامعه نشون بدی که من عضوی از این قشر و این جامعهم اون نمادهارو به خودت اضافه میکنی.
تو بازی استقلال و پرسپولیس اگه لباس آبی بپوشی، نمیتونی ادعا کنی طرفدار پرسپولیسم، چون لباست آبیه. هرچقدر هم داد بزنی ۶ تاییاش، پرسپولیسیها تورو پیش خودشون راه نمیدن.
📒 @Nottebookk
💠 تتو
- بخش سوم-
🏷 نماد؛ هر قوم، هر ایدئولوژی، هر عقیده، برای خودش نماد داره، شما حتی اگه طرفدار فلان خواننده و فلان بازیگر هم باشی میبینی تو تیم طرفداری یه سری نمادها برات تعریف شده و برای اینکه تو محیط بیرونی بتونی هم کیش خودتو پیدا کنی، یا به جامعه نشون بدی که من عضوی از این قشر و این جامعهم اون نمادهارو به خودت اضافه میکنی.
تو بازی استقلال و پرسپولیس اگه لباس آبی بپوشی، نمیتونی ادعا کنی طرفدار پرسپولیسم، چون لباست آبیه. هرچقدر هم داد بزنی ۶ تاییاش، پرسپولیسیها تورو پیش خودشون راه نمیدن.
📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
. 💠 تتو - بخش سوم- 🏷 نماد؛ هر قوم، هر ایدئولوژی، هر عقیده، برای خودش نماد داره، شما حتی اگه طرفدار فلان خواننده و فلان بازیگر هم باشی میبینی تو تیم طرفداری یه سری نمادها برات تعریف شده و برای اینکه تو محیط بیرونی بتونی هم کیش خودتو پیدا کنی، یا به جامعه…
.
💠 تتو
-بخش آخر-
🏷 خیلیا اینطوریان که خب تتو که از نظر اکثر مراجع اشکال نداره(به شرطی که مانع وضو نباشه)، بریم بزنیم پس. جدیدا زیاد میبینم که مذهبیها هم خیلی سمت تتو زدن دارن میرن و تقریبا داره عادی میشه و تابوی تتو شکسته میشه.
🏷 تتو، نمیدونم ریشهش مربوط به کجاست، نمیدونم نماد چه قومیه، اما مشخصا شما با دیدن تتو یاد آدمهای درستکار نمیافتید، معمولا تتو تو ذهن ما ترکیب شده با بارهای آمریکایی و خلافکارها و ... هرچی که هست مشخصا نماد اسلام نیست.
🏷 اسلام برای جذب، همیشه بیشتر طرفدار اصلاح باطن بوده، باطن که اصلاح بشه خود به خود افراد جذبت میشن، حرفتو گوش میدن و اگرم بنا باشه کمکی به اصلاح بکنی با همین باطن میتونی اصلاح کنی. اصلاح ظاهر به بهانهی جذب صرفا انتخاب کار راحت و بیدردسر و بدون هزینه برای آروم کردنِ خودمون و ارضای حسِ من یه کاری کردم و من مهم بودمه.
🏷 قاطی کردنِ خطوط قرمز باهم دیگه یه چیزی مثل قاطی کردن نمک و شکره، دیگه نمیتونی جداشون کنی.
🏷 وقتی اولین تابو رو بشکنی هیچوقت همونجا متوقف نمیشی یهو میبینی چون تابو رو شکستی چون سدِ چیزی که خانوادهت یا جامعه باهاش مخالف بود رو شکستی، به مرور شکستنِ تابوهای دیگه هم برات آسون میشه، کم کم سیگار هم میکشی، یکم بعد گل هم میکشی، یکم بعد مشروب هم میخوری. کم کم عادی میشه، کم کم تغییر میکنی.
🏷 خلاصه که خیلیها به بهانههای مختلفی مثل فلان شهید هم تتو داشته، خیلی از لبنانیها تتو دارن، مگه چیه گناه که نیست؟ جدیدا دارن خیلی وارد این فاز میشن که برن سمت تتو، مشخصا موارد ذکر شده استثناء بودن و شهادت اون شهید به این معنی نیست که برو تتو کن، اون برای اونیه که تتو داره که بدونه حتی کسی که هم قشر اون بوده هم تونسته شهید بشه چون درونشو اصلاح کرده، نه که توهم بری تتو کنی:)
تتو هیچ ربطی به دین ما نداره و نماد درستی برای ما نیست، شکستنِ این تابو نتیجهی خوبی نخواهد داشت همونطور که شکستن تابو های دیگه تا الان نتیجهی خوبی نداشته و شاید تتو کردن به خودیِ خود حرام نباشه اما میتونه مقدمهی خیلی حرامها باشه، فلذا عادیسازی نکنید.
پ.ن۱: آدمی که تتو داره خفن نیست.
پ.ن۲: اگه خیلی دلتون خواست یه بار تستش کنید، برید سراغ حنای مشکی و شابلون. لااقل پاک میشه.
📒 @Nottebookk
💠 تتو
-بخش آخر-
🏷 خیلیا اینطوریان که خب تتو که از نظر اکثر مراجع اشکال نداره(به شرطی که مانع وضو نباشه)، بریم بزنیم پس. جدیدا زیاد میبینم که مذهبیها هم خیلی سمت تتو زدن دارن میرن و تقریبا داره عادی میشه و تابوی تتو شکسته میشه.
🏷 تتو، نمیدونم ریشهش مربوط به کجاست، نمیدونم نماد چه قومیه، اما مشخصا شما با دیدن تتو یاد آدمهای درستکار نمیافتید، معمولا تتو تو ذهن ما ترکیب شده با بارهای آمریکایی و خلافکارها و ... هرچی که هست مشخصا نماد اسلام نیست.
🏷 اسلام برای جذب، همیشه بیشتر طرفدار اصلاح باطن بوده، باطن که اصلاح بشه خود به خود افراد جذبت میشن، حرفتو گوش میدن و اگرم بنا باشه کمکی به اصلاح بکنی با همین باطن میتونی اصلاح کنی. اصلاح ظاهر به بهانهی جذب صرفا انتخاب کار راحت و بیدردسر و بدون هزینه برای آروم کردنِ خودمون و ارضای حسِ من یه کاری کردم و من مهم بودمه.
🏷 قاطی کردنِ خطوط قرمز باهم دیگه یه چیزی مثل قاطی کردن نمک و شکره، دیگه نمیتونی جداشون کنی.
🏷 وقتی اولین تابو رو بشکنی هیچوقت همونجا متوقف نمیشی یهو میبینی چون تابو رو شکستی چون سدِ چیزی که خانوادهت یا جامعه باهاش مخالف بود رو شکستی، به مرور شکستنِ تابوهای دیگه هم برات آسون میشه، کم کم سیگار هم میکشی، یکم بعد گل هم میکشی، یکم بعد مشروب هم میخوری. کم کم عادی میشه، کم کم تغییر میکنی.
🏷 خلاصه که خیلیها به بهانههای مختلفی مثل فلان شهید هم تتو داشته، خیلی از لبنانیها تتو دارن، مگه چیه گناه که نیست؟ جدیدا دارن خیلی وارد این فاز میشن که برن سمت تتو، مشخصا موارد ذکر شده استثناء بودن و شهادت اون شهید به این معنی نیست که برو تتو کن، اون برای اونیه که تتو داره که بدونه حتی کسی که هم قشر اون بوده هم تونسته شهید بشه چون درونشو اصلاح کرده، نه که توهم بری تتو کنی:)
تتو هیچ ربطی به دین ما نداره و نماد درستی برای ما نیست، شکستنِ این تابو نتیجهی خوبی نخواهد داشت همونطور که شکستن تابو های دیگه تا الان نتیجهی خوبی نداشته و شاید تتو کردن به خودیِ خود حرام نباشه اما میتونه مقدمهی خیلی حرامها باشه، فلذا عادیسازی نکنید.
پ.ن۱: آدمی که تتو داره خفن نیست.
پ.ن۲: اگه خیلی دلتون خواست یه بار تستش کنید، برید سراغ حنای مشکی و شابلون. لااقل پاک میشه.
📒 @Nottebookk
یه کتاب صوتی زیر دستمه، موضوعش صلح های پیامبره، حالا کاری ندارم که تو این کتاب بیشتر داره میگه پیامبر اصلا صلحطلب نبوده و کلا ضد تبلیغه، اما یه چیز خیلی باحالش نحوهی مذاکره کردن پیامبر با کفاره، شما فکرکن مردی بدون هیچ محدودیتی با همه مذاکره میکرد، اونم دست بالا، قشنگ کفار و یهود و عرب جاهلی رو به نفع مسلمونها میدوشید و اونارو قانع به خدمات متقابلِ معمولی میکرد، آخرشم منت میذاشت سرشون.
کاش بعضی از مسئولین این مدل مذاکره رو از پیامبر حداقل یاد میگرفتن.
📒 @Nottebookk
کاش بعضی از مسئولین این مدل مذاکره رو از پیامبر حداقل یاد میگرفتن.
📒 @Nottebookk
جنون فقط اون لحظه که خیلی جدی و واقعی صداشو میشنوی و برمیگردی و میبینی هیچی نیست، هیچکس نیست.
(با جنون در افتادن خیلی آفرین داره)
📒 @Nottebookk
(با جنون در افتادن خیلی آفرین داره)
📒 @Nottebookk