- دفترچه📒-
480 subscribers
20 photos
17 links
چرک نویس، به قلمِ کمیل.

نوارکاست های بی‌کلام👇🏻
📼 @Cassetetape
صفحه گرام های با کلام👇🏻
📀 @Gramaphonerecord
پادکست ها👇🏻
🎙 @Podcast_komiter
واکمن👇🏻
📼 @Waalkmann
آلبوم عکس‌👇🏻
📙 @Albumeakss
Download Telegram
امروز آقا فرمودن که تولید محتوا کنید، تخصیص بزنم، حسین، آقا با تو نیست.😭 تو هم‌چنان رو همون صحبتِ قبلیِ آقا بمون.

📒 @Nottebookk
خوابو ازم می‌‌گیری و راحت می‌خوابی.

📒 @Nottebookk
Forwarded from Closeup.
آدمیزاد همیشه سعی می‌کنه برای چیزی یا کسی بجنگه تا شرمنده‌ی دلش نباشه. اما در نهایت خودش رو بابت اون تلاش‌ها سرزنش می‌کنه. آدمیزاد رو از کرده‌ی خودش پشیمون می‌کنن. چته آدمیزاد؟
برای حفظ انرژیِ مردانه‌م رفتم صبحونه خریدم نون سنگک و تافتون خریدم‌ و مامانمو بیدار کردم صبحونه بخوریم بعد مدت ها.
#روزمره
📒 @Nottebookk
باز گلام دارن خشک می‌شن...


این دومین باره که گلام دارن خشک می‌شن.
اولیش ۲ سال پیش بود.
انگار می‌فهمن حالمو.
نمی‌دونم
امیدوارم خشک نشن، تنها انگیزه‌ی این روزام دیدن و رسیدگیِ به این بچه هاست.

📒 @Nottebookk
عجیبه، یک روز از سخنرانیِ آقا گذشته و هنوز کارفرمایی نیومده بهم بگه در راستای منویات مقام معظم رهبری با محوریت #تولید_محتوا می‌خوایم این کارِ جهادی رو انجام بدیم و مزاحم شما شدیم:)

📒 @Nottebookk
Forwarded from RegaPlus
فراموشش کن عزیزم، بی‌شک اگه دوستت داشت این‌ همه ازت بی‌خبر نبود.
منوچهر والی‌زاده

آقای والی‌زاده برای من بیش‌تر از یه دوبلور بود، قلبا ایشون رو دوست داشتم، هیچ‌‌وقت یادم نمی‌ره اولین باری که ایشون رو تو یه برنامه‌ی تلویزیونی با موضوع انرژی به عنوان مجری دیدم، همه‌ش فکر می‌کردم این تصویر و این صدا مال هم نیستن:) هی برنامه رو دنبال می‌کردم و هربار باور نمی‌کردم این همون دوبلورِ لوک خوش‌شانس و وودی باشه.

ما با صداتون زندگی کردیم آقای والی‌زاده، کودکیِ مارو ساختید.

هربار صداتون رو توی دوبله‌ای شنیدم از ته دل لبخند زدم، نمی‌دونم چرا، اما همیشه صدای شما منو به وجد می‌آورد.

یه جای خوب پیش خدا نصیبتون.
جایی به نرمی و لطافت صداتون.

پ.ن: این دوسه روز میزون نبودم اصلا نتونستم بنویسم براشون، اما دوست داشتم برای آقای والی‌زاده بنویسم. فاتحه بخونید براشون.❤️

📒 @Nottebookk
وضعیت جوری شده که برای یه فیلم دانلود کردن و یه تفریح سالم و ساده، باید کلی پول اینترنتِ بی‌کیفیت و ضعیف بدیم، بعد کلی پول فیلترشکن بدیم چون سایت های دانلود فیلم تقریبا همه فیلتره، بعد کلی پول اشتراک سایت هارو بدیم، بعد کلی پول هارد بدیم.😐

📒 @Nottebookk
دریچه
لیلا دوباره قسمت ابن‌السلام شد...
تازه داشت این شعر از خاطرم پاک می‌شد:)
با تشکر از ادمین محترمِ دریچه که دوباره این تیر رو به ما حواله کردن.
یه چرخ ماشینم پنجر شده و زاپاس ندارم
پاهام فلج شده
نوکِ مدادم شکسته و تراشم نیست
دفترم تموم شده
کفشم پاره شده و داره بارون می‌آد
آفتاب شدید شده و عینکم نیست
لباسام کثیفن و ماشین لباسشویی خرابه
گوشیمو تو سفر زدن
غذا ته گرفته و سوخته
ناهار خورشت بامیه بود
پوست لواشک کنده نمی‌شه
ترشی بادمجونم تموم شده

می‌فهمی؟
این‌جوری‌ام.

📒 @Nottebookk
ته دلم خالی شد.
الهی هیچ‌وقت ته دلتون خالی نشه.🙏🏻❤️
همیشه بنام تو موضع‌گیری و صحبت کردن، چیزی بوده که شاید کم‌تر کسی بهش دقت کرده و شاید شبهه توش زیاده.
ان‌شاءالله امروز هم یه متن درباره‌ی یکی از شبهات خیلی از مذهبی‌ها و انقلابی‌ها خواهم نوشت.
بخش اول.

می‌خوام تو این پست به یه چالش جدی برای یه جامعه اشاره کنم.

دورانی بود که چیزی به اسم هم‌جنس‌گرایی تو کشوری مثل آمریکا، بین مردمش پذیرفته نمی‌شد، مردم به طور جدی این مسئله رو یک بیماری و ایراد می‌دونستن و باهاش به طور جدی برخورد می‌کردن، این مسئله مربوط می‌شه به چه زمانی؟ مثلا ما می‌گیم ۱۰۰ سال پیش(دقیق نمی‌دونم)
علت اینکه این چالش رو حکومت می‌خواست حل کنه رو کار ندارم فعلا، با نحوه‌ی حل این چالش کار دارم.
اگه کمی جستار و تحقیق کنید می‌بینید که خیلی آروم و یواش اول این مسئله پاش به سریال‌ها/فیلم‌ها باز شد، شاید اول در حد یه شوخی و یه کنایه، کم کم این الفاظ تو ذهن مردم جا خوش کرد، این تلقین ادامه پیدا کرد، پررنگ‌تر شد، پاش به سلبریتی‌ها باز شد و بعد از گذرِ یه زمانی این مسئله نه تنها عادی شد، بلکه پاش به خانواده‌ها باز شد و تبدیل به یک مسئله‌ی روزمره شد و از یه جایی به بعد این اقلیتِ مریض و اشتباه تبدیل شد به یه جامعه‌ی کوچکِ طلب‌کار و حق به جانب.
همه‌ی این اتفاق‌ها تو یه بازه‌ی زمانیِ نسبتا کوتاهی رخ داد، چگونه؟ رسانه.

این عزیزان متوجه شدن که یه مسئله‌‌ای رو باید توی جامعه جا بندازن و افکار مردم رو در راه شر دست بگیرن، به وسیله‌ی رسانه.
و این مقدور نمی‌شد مگر با پول خرج کردن.

📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
بخش اول. می‌خوام تو این پست به یه چالش جدی برای یه جامعه اشاره کنم. دورانی بود که چیزی به اسم هم‌جنس‌گرایی تو کشوری مثل آمریکا، بین مردمش پذیرفته نمی‌شد، مردم به طور جدی این مسئله رو یک بیماری و ایراد می‌دونستن و باهاش به طور جدی برخورد می‌کردن، این مسئله…
بخش دوم.

۱۴۰۱ و مسئله‌ی مهسا امینی و شورش و جنبش(نه اعتراض)یک سری نابخرد که شروع شد، یه عده از مذهبی‌ها(از جمله خودم) معتقد بودیم که باگِ ما تو جمهوری اسلامی اینه که اومدیم مسئله‌ای که باید براش فرهنگ‌سازی کنیم رو داریم سعی می‌کنیم چکشی جلو ببریم. چکشی مرحله‌ی بعد از فرهنگ‌سازیه.

یادمه همون موقع یه عده از مذهبیون ایتایی که در هر شرایطی با یه ماله منتظرِ انتقادن گفتن نه فرهنگ‌سازی یعنی چی اصلا؟ شما بگو فرهنگ‌سازی چیه و چطوری باید انجام بشه؟
و خب همون موقع این شد مسئله ی اول ذهن من. که خطای ما تو این چهل و اندی سال کجا بوده که فرهنگ‌سازی‌ نکردیم؟ بالأخره حرفِ ایتائیون یه قسمتِ درستی هم داشت که باید پاسخ داده می‌شد.

فکر کردم، تحقیق کردم، بررسی کردم و دیدم تقریبا جمهوری اسلامی اندازه‌ی ارزن هم کنترل روی رسانه نداره، شما نگاه کن، تمام سریال‌ها، فیلم‌ها، شوها، سلبریتی‌ها و تمام فضای رسانه‌ای کشور در راستای تخریب حجاب و محجبه و تمجیدِ بی‌حجاب و دگوری پیش رفته، طبیعتا خروجیِ این جامعه چیزی جز از بین رفتنِ حجاب نخواهد بود.
تو اکثر سریال‌ها/سینمایی‌ها محجبه‌ها بداخلاق‌ترین، بی‌پول‌ترین، بدبخت‌ترین و به درد نخور‌ترین عنصرِ اون مجموعه‌ن، تقریبا یک سلبریتیِ درست درمونِ محجبه نداریم، یک بسترِ امن هنری/رسانه‌ای برای محجبه‌ها نداریم.

و به نظرم جمهوری اسلامی از یه جایی به بعد خودش متوجه شد که تو این زمینه خیت کاشته و دشمن خیلییییی تو رسانه قوی ظاهر شده و بالأخره ارکانِ نظام به حرفِ رئیس نظام رسیدن که جنگِ ما جنگِ رسانه‌ست، جنگِ ما جنگِ نرمه، این بستریه که باید توش فعالیت کنیم و توش رشد کنیم.

📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
بخش دوم. ۱۴۰۱ و مسئله‌ی مهسا امینی و شورش و جنبش(نه اعتراض)یک سری نابخرد که شروع شد، یه عده از مذهبی‌ها(از جمله خودم) معتقد بودیم که باگِ ما تو جمهوری اسلامی اینه که اومدیم مسئله‌ای که باید براش فرهنگ‌سازی کنیم رو داریم سعی می‌کنیم چکشی جلو ببریم. چکشی مرحله‌ی…
بخش سوم.

از جام جهانیِ اخیر یه اتفاق جدید و تازه رو ما تو جمهوری اسلامی مشاهده کردیم، برای اولین بار، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت برای رسانه خرج کنه، پول بده، هزینه کنه و آدم بفرسته اون‌جا تا روایت کنن، گزارش بگیرن و جو رسانه‌ای رو دست بگیرن که از قضا موفق هم شدن. ناقص بود؟ بله قطعا. بعضی‌ها که رفتن صلاحیتِ کافی رو نداشتن؟ بله قطعا. اما یه شروعِ فوق‌العاده بود.
از اون به بعد این اتفاق رو بیش‌تر مشاهده کردیم تو کشور.
انگار تازه عزیزان متوجه شدن که بله جنگ، جنگِ روایت‌هاست، جنگِ رسانه‌ست و باید برای رسانه هزینه داد، باید پول خرج کرد، همون‌طور که برای ساخت موشک پول خرج می‌کنی.

حالا بعضی‌ها شروع کردن به اعتراض که چرا این پولارو خرج می‌کنید و این پولا بیت‌الماله و فلان و بیسار.

همون‌طور که نظام برای تأمینِ امنیتِ نظامی باید پول خرج کنه، موشک بسازه، پدافند بسازه، ناو بسازه تا این توانِ نظامی، ضامن امنیتِ نسبیِ برون مرزی و درون مرزی باشه، باید به همون میزان، بلکه بیش‌تر پول خرج کنه تا امنیتِ روانی/رسانه‌ایِ جامعه رو تأمین کنه.

نقص‌هایی داره؟ قطعا.
اما لازمه و همین که این مسیر شروع شده جای تمجید و آفرین داره که بالأخره فهمیدیم باید برای پیروزیِ نهایی چی‌کار کنیم، باید جو رسانه‌ای دست ما باشه باید یاد بگیریم روایت‌گری کنیم، کم کم پیش‌رفت می‌کنیم و بهتر هم می‌شیم.

به قول یه بنده خدایی، به نظرم وقتی که ما رسانه رو یاد بگیریم و بتونیم تو رسانه پیروز شیم، امام زمان هم ظهور می‌کنه.

پس
ممنون از جمهوری اسلامی که بر خلاف همیشه خودش رو اصلاح کرد و برای تأمینِ امنیت روانیِ جامعه پول خرج کرد و برای تشییع سیدحسن افرادی رو فرستاد تا اون‌جا برامون روایت‌گری کنن و گزارش تهیه کنن، هرچند به بعضی از این افراد معترضم و معتقدم بلدِ کار نیستن به قدر کافی، یا با رانت به اون‌ جایگاه رسیدن، اما در کل حرکت رو به جلو و خوبه.

این پول هم هیچ ربطی به بیت‌المال نداره و پولیه که باید خرج بشه.
بیش از این هم باید خرج بشه.

زنده باد مقاومت.❤️

📒 @Nottebookk
یه فیلم هندی می‌دیدم قدیما.
یه دیالوگ داشت توش.
می‌گفت آدم بدون غذا می‌تونه چهار هفته زنده بمونه، بدون آب چهار روز، بدون اکسیژن چهار دقیقه اما بدون امید چهار ثانیه هم نمی‌تونه زنده بمونه.

الان دارم اون قسمت آخر رو با پوست و گوشت و استخون می‌چشم.

📒 @Nottebookk
- دفترچه📒-
یه فیلم هندی می‌دیدم قدیما. یه دیالوگ داشت توش. می‌گفت آدم بدون غذا می‌تونه چهار هفته زنده بمونه، بدون آب چهار روز، بدون اکسیژن چهار دقیقه اما بدون امید چهار ثانیه هم نمی‌تونه زنده بمونه. الان دارم اون قسمت آخر رو با پوست و گوشت و استخون می‌چشم. 📒 @Nottebookk
یه سکانسی هم بود تو یه سریالی
داشت از یه مدل اعدام خاص حرف می‌زد.
این‌جوری بود که دست های طرف رو می‌بستن و از دست هاش آویزون می‌شد، یه مدت خیلی طولانی.
چه‌جوری می‌مرد حالا؟
نفس کشیدن تو این حالت براش سخت می‌شه، تا یه جایی خودشو می‌کشه بالا و نفس می‌کشه و در نهایت انقدر بهش فشار می‌آد که خسته می‌شه و دیگه تقلا نمی‌کنه برای نفس کشیدن و؟ خفه می‌شه و می‌میره.

خلاصه امید خیلی چیز مهمیه.

📒 @Nottebookk
نـــــــگــــــاهــــ
گاهی گریه می‌کنم ولی غمگین نیستم.
همیشه غمگینم ولی افسرده نیستم.(زارت)
باد زوزه می‌کشه، تاحالا زوزه‌ی باد رو نشنیده بودم، انقدر ملموس.
ترس‌ناکه.
صدای خر و پف های گاه به گاهِ بابام از سمت چپم می‌آد.
صدای موتور یخچال که داره تلاش می‌‌کنه اهل خونه رو از خودش راضی کنه.
صدای نفس‌ های مامان از تو اتاق می‌آد.

خونه‌ی عمه خانمیم، شوهرعمه‌م بر خلاف اکثر شوهرعمه‌ها خیلی آدم خوبیه و خیلی بانمکه، از اون آخونداست که سرش به تنش می‌ارزه، پارسال یکی دوماهی این‌جا برام شده بود خونه، مأمن، با من عین پسر بزرگ خودش برخورد می‌کرد، پسرعمه‌هام وقتی اون اتراق ۲ ماهه تموم شد گفتن تو دیگه مهمون نیستی، جزوی از این خونواده‌ای، نیاز به دعوت نداری، بیا.

سردمه، عجیبه که سردمه، با این‌ که هودی پوشیدم(همون هودی جودون آبی کاربنیه که خیلی دوستش دارم)اما سردمه، نه خیلی سرد البته، انقدری سرد که به اندازه‌ی وقتی که نون لواش می‌خوای بجوی دندوناتو به هم فشار می‌دی دارم دندونامو به هم فشار می‌دم.

باد زوزه می‌کشه، این یکی زوزه نبود، فریاد بود، شاید داره درد می‌کشه، شاید آسمون در حال درد کشیدنه، نمی‌دونم کی می‌تونه انقدر زورش زیاد باشه که آسمونو اذیت کنه که دردش بیاد.
شایدم در و پنجره ها دارن درد می‌کشن که نذارن باد بیاد تو.

یکی از دختردایی‌هام بچه که بود، از مهمون بدش می‌اومد، می‌گفت خونه‌مون نیاید، خونه‌مون باد داره، شایدم درست می‌گفت، شاید واقعا باد خطرناکه و ما نمی‌دونیم.

ولی در و پنجره چه محافظای ساکتی‌ان.


صدای رد شدنِ یه ماشین از تو خیابون اومد، داستانش چیه؟
چی اونو این وقت صبح از خونه کشیده بیرون؟


صدای در اومد، صدای موتور یخچال قطع شد، غلط نکنم عمه بیدار شد، همیشه همین ساعتا پا می‌شه، بدون اینکه به کسی کار داشته باشه، چای رو دم می‌کنه، نمازشو می‌خونه، معمولا ۱۵ دقیقه‌ای رو سجاده می‌شینه، ادا نیست نشستنش، چون خیلی وقتا بقیه خوابن، منم یواشکی دیدم و فهمیدم، عادت دارم آدمارو یواشکی گوش بدم، استراق سمع به حساب می‌آد؟ جرمه؟ امیدوارم نباشه وگرنه حبس ابد می‌خورم.

خونه‌ی عمه‌اینا از یه جهت برام خیلی خونه‌ست، عمه همیشه وقتی برای همه چای می‌آره، برای من تا ۳ لیوان پشت هم می‌آره، راستش برعکس همیشه که دلم نمی‌خواد کسی برام کاری کنه تا اذیت شه، این‌جا دلم می‌خواد هر ۳ بار خود عمه برام چای بریزه، باورکنید یا نه مزه‌ی چای به دست عمه فرق داره. تازه از لیوان ۳ به بعد ازم می‌پرسه چای بریزم برات یا نه؟
ولش کن اصلا اینارو.

چایی می‌خوری؟:)

#صداها

📒 @Nottebookk
Forwarded from RegaPlus
من تازه فهمیدم اگه یکی واقعاً بخواد، چه کارهایی می‌تونه برات انجام بده.