همش میپرسین چرا چیزی نمیگی؟
سر شلوغی و... برا همه هست
و این هم بهانه من نیست.
هرچند که شلوغم.
راستش...
دچار حالتی شدم که سکوت و شنیدن رو
میپسندم برا خودم.
سر شلوغی و... برا همه هست
و این هم بهانه من نیست.
هرچند که شلوغم.
راستش...
دچار حالتی شدم که سکوت و شنیدن رو
میپسندم برا خودم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﻫﺮ ﻗﺼﺮ ﺑﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ، ﭼﻮﻥ ﺑﯿﺴﺘﻮﻥ ﻭﯾﺮﺍﻥ
ﻫﺮ ﮐﻮﻩ ﺑﯽ ﻓﺮﻫﺎﺩ ، ﮐﺎﻫﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﺎﺩ
ﻫﺮ ﮐﻮﻩ ﺑﯽ ﻓﺮﻫﺎﺩ ، ﮐﺎﻫﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﺎﺩ
«میدونی مشکل چیه؟ نردهها فقط اطراف مزرعه نیستن، بلکه اونها این بالان، تو کلههاتون.»
supernova
supernova
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دوره فیلمنامه نویسی رو پیش نولان پاس میکنی😂
پایم درد میکرد.
یعنی کفشم مال پارسالم بود و تنگ شده بود
هرچند کفش تنگ نمیشود و پا بزرگ میشود
ولی آدم چون خودش را نمیبیند، تقصیر را گردن چیزهای دیگر میاندازد.
یعنی کفشم مال پارسالم بود و تنگ شده بود
هرچند کفش تنگ نمیشود و پا بزرگ میشود
ولی آدم چون خودش را نمیبیند، تقصیر را گردن چیزهای دیگر میاندازد.
Forwarded from برنامه ناشناس
همین حسو من امروز داشتم
که ترکیبش با غروب جمعه
شده بود یه معجون نابودگر
همین حسو من امروز داشتم
که ترکیبش با غروب جمعه
شده بود یه معجون نابودگر
هیچ!
همین حسو من امروز داشتم که ترکیبش با غروب جمعه شده بود یه معجون نابودگر
زندگی؟ میگفت نام دیگرش عدم امنیت است.
هیچ چیز قطعی نیست جز دیدار...
جز خوابی عمیق و بیداری...
هیچ چیز قطعی نیست جز دیدار...
جز خوابی عمیق و بیداری...
مادرها،به وقتش بچه ها را از شیر می گیرند،ولی بچه ها مثل ابر بهار اشک می ریزند،مادرها اما هیچ اعتنایی نمی کنند،بیچاره بچه ها خبر ندارند که این مادر های مهربان می خواهند برابر شان سفره هایی از غذا پهن کنند.ای خوشا به حال آنها که گرفتن های خدا را از این دست بدانند.ای خوشا به احوال آنها که بدانند اگر خدا چیزی را از آدمی می گیرد،نمی گیرد جز انکه می خواهد بهتر و بیشترش را بدهد.
آدم در ده، الاغ هایی را می بیند که یونجه را می فهمند، لیکن بی اجازه صاحب خود، نمی چرند؛ اما در شهر، آدم هایی را می بیند که حقیقت الاغ را نفهمیده اند، ولی به روح همدیگر جفتک می زنند و در پاسخ به هم، عرعر می کنند. عجبا! مگر اینجا چه یاد می دهند به الاغ ها که آدم ها در شهر از یاد دادن و درک آن عاجزند؟ مگر این «شهر» چه مرگش شده، که هر چه توی ظرف مجسمش بریزند، مریض می کند روح مجرد آدم را؟ چرا رودخانه ها در شهر بویی از طبیعت نبرده اند و لجنزار عفنند؟ چرا درخت ها در پیاده رو شهرها به سرفه می افتند شب و روز؟