Forwarded from آقای چار
یه جا خدا در نهایت همدردی میگه :
" وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ "
و ما میدانیم سینهات تنگ میشود
از آنچه میگویند ...
یعنی فک کن اون لحظه هم که دلت از همهی
آدما میگیره خدا حسش میکنه...
قشنگه، مگه نه؟
" وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ "
و ما میدانیم سینهات تنگ میشود
از آنچه میگویند ...
یعنی فک کن اون لحظه هم که دلت از همهی
آدما میگیره خدا حسش میکنه...
قشنگه، مگه نه؟
مغز من، یه درخت و آدمای رهگذر، یه مشت عشق یادگاری نوشتن، با چاقوهای پهن و تیز.
#ارسالی_شما
#ارسالی_شما
دامن آلوده و روی سیاه آورده ام
گرچه آهی در بساطم نیست آه آورده ام
هرکه هستم هرکه بودم به کسی مربوط نیست
چون امام مهربانی چون رضا آورده ام
گرچه آهی در بساطم نیست آه آورده ام
هرکه هستم هرکه بودم به کسی مربوط نیست
چون امام مهربانی چون رضا آورده ام